شعر طنز دانشجویی

روزگارم بد نیست
تک ژتونی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن پولی
جزوه ای پر ز زیراکس دوستان
و علومی که در این نزدیکیست
لای این واحدها ، پای آن برگ سفید
توی پروندهء مشروطی و کسر واحد
اهل دانشگاهم
پیشه ام الافیست
گاهگاهی میروم دانشگاه
تا که سیمایم را استاد ببیند به کلاس
بلکه غیبت را حاضر بکند
که ز آموزش من ، جان سالم ببرم
چه خیالی چه خیالی… میدانم
خوب میدانم …
غیبتم بسیار است
حذف درس و کسریم اجباریست
من به مهمانی کسری رفتم
من به پشت اندوه
من به ایوان هراسانی و خواهش رفتم
رفتم از پلهء پاچه خواری بالا
تا به کوی استاد
تا به هوای نمره و استدعا
تا شب حسرت پاس کردن رفتم
نمره های اندک
استاد در آرزوی لحظه ای آرامش
شاگرد در آرزوی نمره ای افزایش
یاد هر درد و غم و بی پولی
تا که شاید دل استاد به رحم بیاید
ای دریغ از یک و نیم نمرهء پر پوچ و بها
من دانشجو ام
شغل من خوش تیپیست
گوشی ام یک نوکیا
عینکم آفتابیست
در خیالم جریان دارد پول ، جریان دارد کٍیف
مد ، از طرز لباسم پیداست
چشم ها را باید شست
پشت لنز باید برد
کار ما نیست شناسایی لنز رنگی
کار ما شاید اینست که در افسون عینک ، چهار چشم باشیم
پشت کافی نت اردو بزنیم
آی دی یک دوست بدوزیم و سر کار برویم چشم بر
عینکی باید داشت

*******************

 قربان دیدگانت استاد جان دل آرا

جانا محبتی کن این بنده ی خدا را

من مخلص تو هستم اصلا فدای کفشت
با نمره ای بخندان این قوم بینوا را

لطفی نما و بر ما اندک عنایتی کن
باور نما نگویم با غیر؛ این ماجرا را

استاد جان کرم کن بر ما مگیر مشکل
این نوت راکه گفتی سردرد کرد ما را

چند اسم خارجی را با چند شکل و درهم
تحویلما تو دادی آخر چه سود ما را ؟

هر وقت دیدمت من؛ جسمم به لرزه افتاد
گویی که موش بیند؛ آن گربه ای جفا را

یک سال با تو بودم رقصیده ام به سازت
فیصدی ها پایین است یک رحم کن به ماها !

بافیصدی پایین کارپیداکردن است مشکل
آن وقت مجبور میشیم که فاش بدم شمارا

*******************

اهل دانشگاهم

رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم

*******************

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود؟

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!

0/5 ( 0 نظر )


نیازمندی های مرتبط

لطفاً هنگام تماس اعلام نمایید که در آسمونی شماره تلفن را دیده اید

دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: مهدی
    15 آذر 1394

    استاد گلم باز بفرما تو مدارا

    جانم به فدایت بده پس نمره ی ما را

    ما بی تو فقیریم و اسیریم و خرابیم

    دیدیم فراوان همه دم ما لطف شما را

    گر ده بکنی پنج مرا بال در آرم

    ما را بده آن نمره ی فرزانه نگارا

    گوشی بگذارد اگر ای راحت جانم

    از بهر تو بالا ببرم دست دعا را

    استاد منی جان منی عشق من هستی

    در دست تو دیدم من بیچاره شفا را

    • نویسنده دیدگاه: دنیا
      04 مرداد 1395

      عالییییییییییییییی راجب استادای خشن هم شعر بگین

  2. نویسنده دیدگاه: vahid
    13 آذر 1393

    خیلی عالی بود حتما توی فارغ التحصیلیم می خونمش

  3. نویسنده دیدگاه: مري
    03 آبان 1393

    بععععععععله

  4. نویسنده دیدگاه: maryammoradi
    03 آبان 1393

    خوووووووب بود مرسي

  5. نویسنده دیدگاه: لیلا
    14 مهر 1393

    خیییییییییییییییییییلییییییییی عالیه!!!

  6. نویسنده دیدگاه: sogol
    06 خرداد 1393

    خیلی قشنگ بود حرف نداری ایول

  7. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    19 فروردین 1393

    عاااالی

  8. نویسنده دیدگاه: حسن
    12 اسفند 1392

    یه دونه باشی… عالی بووود

  9. نویسنده دیدگاه: ماهورا
    02 آذر 1392

    از زبون خیلی از دانشجو ها گفتی. خخخخخخ

  10. نویسنده دیدگاه: نفس
    02 آذر 1392

    عالی بود خیلی خنده دار بود ممنون آسمونی جون

  11. نویسنده دیدگاه: yaser
    01 آذر 1392

    خیلی عالی بود

  12. نویسنده دیدگاه: غزال
    01 آذر 1392

    خیلی قشنگ بود،،برام خیلی دعاکنید خب؟؟ممنون.

  13. نویسنده دیدگاه: helia
    01 آذر 1392

    oon sevomi az hamashoon jaleb tar bood mersi az sayte khoobetoon

  14. نویسنده دیدگاه: ارش کمانگیر
    01 آذر 1392

    عالی بود

  15. نویسنده دیدگاه: سميرا
    01 آذر 1392

    سلام.واقعا جالب بود.دستتون درد نكنه.
    نزديك امتخانات پايان ترم هستيم.خيلي برامون دعا كنيد.
    ممنون

    • نویسنده دیدگاه: حشمت
      01 آذر 1392

      بیخیال.من تمام کردم ازین پایان ترما هم زیاد گذروندم .معدلم هم هفده و نیم شد.ولی چه سود……..زیاد نخونی قاطی میکنی. شب امتحان موقع خواب و آرامشه. بخواب هرچی خدا بخواد . آها راستی طنز آسمونی هم جالب بود مرسی بازم ازین کارا بکنین

  16. نویسنده دیدگاه: سیاوش یاشی
    30 آبان 1392

    خیلی باحال بود کلی شاد شدیم.

  17. نویسنده دیدگاه: yaas
    30 آبان 1392

    مثل تمامی قسمت های طنز اسمونی اینم عالی بود.واقعا خوشحالم که این سایت به فعالیت هاش ادامه میده..طراحی جدید سایت هم خیلی زیباست…مبارک باشه..

  18. نویسنده دیدگاه: الهه
    30 آبان 1392

    خییییییییلی شعرهای باهالی بود..!!!
    90درصد دانشجویان همینطوری اند…

    • نویسنده دیدگاه: حشمت
      01 آذر 1392

      من اینجوری نبودم ولی حالا دارم به این نتیجه می رسم .ههههه

نظر خودتان را ارسال کنید