چرا تیم ملی فوتبال به بحرین باخت؟

باخت تیم ملی فوتبال؛ نتیجه تکرار اشتباهات گذشته/ این هنوز از نتایج سحر است!

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

چرا تیم ملی فوتبال به بحرین باخت؟

پاسخ این سوال خیلی پیچیده نیست. تنها کافی است اتفاقات رخ داده در یک سال اخیر را مرور کرد تا فهمید چرا ایران آماده سقوط بود و چرا باید انتظار داشت که این سقوط ادامه پیدا کند؟

می توان به تمام صحبت ها و نقدها و نظرات یک سال اخیر مراجعه کرد. واقعیت این است که هرگز مدیریت حفظ موفقیت ها را نداریم و همین مساله سبب می شود که وقتی به موفقیتی دست پیدا می کنیم آن موفقیت برای مان عادی جلوه کند و تنها زمانی متوجه اهمیت آن پیروزی شویم که آن را برای همیشه از دست داده ایم.

کاری هم نمی توان کرد. نمی خواهیم از تاریخ درست بگیریم و کلا، تاریخ برای ما جز مرور چند عدد و رقم چیزی نیست. همین حالا اگر از فوتبال نویسان کشورمان بخواهیم درباره تاریخچه نبردهای ایران و بحرین صحبت کنند، جز چند عدد چیز دیگری به دست نمی آوریم. این که دو تیم چند بازی کرده اند و نتیجه ها چند-چند شده است. اما اهمیت تاریخ به مرور اعداد و ارقام نیست. به این است که بتوانیم از آن اعداد و ارقام نتیجه گیری درستی کنیم.

***

لازم نیست تخصصی خارق العاده در فوتبال داشته باشیم تا نتیجه بگیریم ایران در دو دهه اخیر همواره در بازی مقابل تیمهای عربی مشکل داشته است و تنها می توان دو استثناء برای این مشکل پیدا کرد. زمانی که برانکو مربی ایران بود و زمانی که کی روش هدایت ایران را برعهده داشت. اما وجه اشتراک این دو مربی با یکدیگر چه بود؟ جواب بسیار مشخص است. هر دو در سیستم های دفاعی استاد بودند و با سیستمی دفاعی که بر دادن توپ به جریفان شکل گرفته بود، کمترین فرصت را به رقبا می دادند و نتیجه می گرفتند. در مقابل این دو حتی مربی غیر ایرانی مثل میروسلاو بلاژویچ را می بینیم که در برابر همین بحرین ناکام شد. چرا؟ زیرا اصول بازی تیم او بر مبنای مالکیت توپ بود و حمله. به همین سادگی!

***

بدبختانه زمانی که تیم ملی با برانکو در آسیا سوم می شد و بی دغدغه راهی جام جهانی می شد، کم نبودند منتقدانی که دائما در حال انتقاد از تیم ملی بودند. در آن روزها امیر قلعه نویی مربی استقلال بود و می گفت: اگر تیم برانکو 2-5-3 بازی کند و علی دایی را از این تیم کنار بگذارند « با هر مربی» نتیجه می گیرد! یک سال تیم برانکو به قلعه نویی رسید. نتیجه چه بود؟ شکست و برکناری قلعه نویی؛ آن هم بدون علی دایی و البته با روش سه دفاعه مورد نظر ژنرال.

***

دوران کی روش هم یک کپی غم انگیز از دوران برانکو بود. انتقادها تغییر نکرد فقط نام آدمها عوض شد و باز هم همان صحبت های همیشگی. این که تیم ملی کار خاصی نمی کند که در آسیا نتیجه می گیرد؛ این که تیم ملی فقط دفاع می کند و..

حال اگر برای این افراد هزار آنالیز هم پخش می شد که نشان می داد فرصت ندادن به رقبا کار ساده ای نیست و انجام آن جز با تمرین و برنامه ریزی و البته آمادگی بدنی میسر نخواهد بود، این حرف به گوش آنان نمی رفت که نمی رفت!

***

ظاهرا هرچقدر صعودمان طولانی تر باشد، باید انتظار سقوط وحشتناک تری را داشته باشیم. دوران کی روش به شکل مضحکی هواداران تیم ملی را به دو دسته تقسیم کرد. همین چند وقت پیش بود که مجری یکی از برنامه های شبکه ورزش منتقدان تیم را ملی کسانی نامید که « کی روش را بیشتر از تیم ملی کشورمان دوست دارند!» انگار کسی نمی تواند طرفدار کی روش یا مخالف ویلموتس باشد و در عین حال طرفدار تیم ملی و عاشق ایران.

حتی همین حالا هم می توان از کری های ساده هواداران فوتبال در ایران تا صحبت های مجریان رادیو و تلویزیون و سایر رسانه ها احساس کرد که همه چیز باید با نتایج کی روش در کلمبیا مقایسه شود. معلوم نیست به ما چه مربوط است که مثلا کلمبیا سه بازی اخیر خود را (0-0) کرده است که باید در رسانه های مختلف این را بخوانیم و بشنویم؟! اصلا به فرض که کی روش با باختهای پیاپی در کلمبیا جایگاه خود را از دست داده و اخراج شود. آیا این می تواند ضعف های ما را توجیه کند؟

***

فرض کنیم پول کافی داشتیم که دور بریزیم( که خدا را شکر نداریم) و گواردیولا هم شغلی نداشت. آیا نام بزرگ گواردیولا به درد فوتبال ما می خورد؟ مسلما خیر! زیرا فوتبال ما نیازمند ساختار دفاعی بدون اشتباه است. حمله را در زمان محمد مایلی کهن، جلال طالبی، علی دایی و افشین قطبی و میروسلاو بلاژویچ روی دروازه اعراب انجام دادیم و نتیجه نگرفتیم. حالا با ویلموتس داریم همان اشتباهات را می کنیم. با تغییر سیستم تیم ملی- بدون تغییر نفرات- تنها حفره های دفاعی مان بازتر و گشادتر شده است. آن قدر که چیزی نمانده بود در برابر هنگ کنگ دروازه مان باز شود. در برابر بحرین هم قبل از گل حریف، به راحتی یک تک به تک به بحرین دادیم که آن هم باید گل می شد.

***

کاش تمام مجریان تلویزیونی کمی حرفهای خود را مزه مزه می کردند. همان هایی که اسیر احساسات ناشی از یک برد مقابل سوریه در بازی دوستانه و برد پرگل مقابل کامبوج شدند، بازی بی برنامه ایران در اواخر مسابقه را با فوتبال علی اصغری و بی برنامه دوران علی پروین مقایسه می کردند. راستی این همه عقبگرد برای چه؟ آیا غیر از این است که انتخابی اشتباه داشتیم؟

***

کاش فارغ از تمام غرض ورزی ها تصویر مسوولان کمیته ملی المپیک بحرین و فدراسیون فوتبال این کشور را در جایگاه ویژه دقیق نگاه می کردیم تا ببینیم چه نفرات جوانی در این پست ها فعالیت می کنند. فقط کافی است که این نفرات را با فسیل هایی مقایسه کرد که در همین پست ها فعالیت می کنند. آیا تفکرات جوانان نباید در برابر تفکرات پوسیده پیرمردها نتیجه بگیرد؟

بی هیچ تردیدی با این تفکرات پوسیده و انتخابات اشتباه، نه تنها تیم فوتبال به شدت با مشکل روبه رو خواهد شد، بلکه سایر رشته های مان نیز یک سال بعد، در المپیک تلخ ترین نتایج ممکن را کسب خواهند کرد.

این هنوز از نتایج سحر است!

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

3/5 ( 2 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید