ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

ورزشکارترین بازیگر تاریخ سینما که بود؟

ورزشکارترین بازیگر تاریخ سینما که بود؟

ورزشکارترین بازیگر تاریخ سینما که بود؟

باستر کیتون؛ هنرمندی با صورت سنگی
اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

گاهی اوقات شهرت و حتی محبوبیت نمی تواند گویای واقعیات توانایی های افراد باشد. در فوتبال بسیاری معتقدند پله بهترین بازیکن تمام اعصار است و بسیاری، گارینشا را از یاد برده اند که چگونه در غیاب پله، یک تنه برزیل را قهرمان جهان کرد. در عالم سینما هم شرایط مشابهی بین چارلی چاپلین و باستر کیتون حاکم است. چاپلین محبوب ترین و بزرگ ترین کاراکتر تاریخ سینما را خلق کرد و همواره در اوج محبوبیت و ثروت باقی ماند. اما باستر کیتون سرنوشتی همچون گارینشای فوتبالیست یافت. بعد از ناطق شدن سینما، آرام آرام محو شد و الکل، همه چیزش را نابود کرد؛ نابوی مردی همه فن حریف که هرگز در هیچ فیلمی لبخند هم نزد اما با « صورت سنگی» خود، جهانی را به خنده وا داشت.

ژوزف فرانسیس کیتون در 4 اکتبر 1895 در کانزاس آمریکا متولد شد. اتفاقاتی که در کودکی برایش رخ داد، سبب شد که هری هودینی( بزرگ ترین شعبده باز آن دوران) به کودک لقب باستر( خوش بُنیه و قوی) بدهد. مادرش او را در شکم داشت که از کالسکه به بیرون پرت شد، قبل از یک سالگی می رفت که چندین بار در حریق محل کار پدر و مادر خود و در گاری لباسهای والدینش خفه شود، حتی یک بار در شش ماهگی از بالای پله ها به پایین افتاد اما آسیبی ندید!

پدرش ژوزف و مادرش ماریا بازیگران نمایشهای وودوِیلی بودند؛ مجموعه ای از نقش های کمدی، رقص ها و آوازها در پرده های مختلف. باستر در جولای 1896 چهار دست و پا خود را به روی صحنه رساند اما از 1898 بود که بخشی از نمایشهای پدر و مادرش شد و روز به روز تواناتر شد. با بدن آماده خود، هرگز مصدوم نشد و بعدها که وارد صنعت سینما شد، بهتر از هر بازیگر و کارگردان دیگری از ورزش استفاده کرد. ورزشهایی حرفه ای که البته بدل به بهترین مواد خام برای کمدی های کیتون می شدند.

Convict 13 (1920)

مثل بسیاری از هنرمندان یک قرن قبل، گلف پدیده ای مناسب برای شوخی و ساخت کمدی است. کیتون فیلم « زندانی 13» را در حال گلف آغاز می کند. گلف بازی بدشانس و ناوارد که وقتی توپش در حال وارد شدن در سوراخ است، یک سگ ناگهان وارد صحنه شده و توپ را می رباید. کمی بعد توپ کیتون در آب می افتد و او مجبور است درون آب شیرجه زده، ماهی ها را یکی یکی گرفته تا سرانجام توپ را از دهان یک ماهی بیرون آورده و بازی را از درون آب ادامه دهد!

College( 1927)

در فیلم« کالج» کیتون تمام هنرهای دو و میدانی را در قالب کمیک به تصویر می کشد. این فیلم که در سال 1927 ساخته شد ماجرای جوانی است که هیچ علاقه ای به ورزش ندارد اما به خاطر عشق یک دختر، راهی کالج ورزش می شود و در آنها ناچار می شود رشته های مختلف را تست کند. هرچند که توان انجام هیچ یک از رشته ها را ندارد.

ابتدا وارد بیسبال می شود و با اشتباهات خود، چنان خشم هم تیمی هایش را بر می انگیزد که او را از تیم بیرون می کنند. پس از آن راهی تیم دو و میدانی می شود. در پرش ارتفاع به تنها دونده ای بدل می شود که با سر از مانع می پرد و سرش در قسمت شنی پشت مانع فرو رفته و اسیر می شود! در پرش طول آنچنان کم می پرد که حتی به قسمت شنی فرود نیز نمی رسد. در پرش با نیزه، نیزه اش می شکند و در دوی 110 متر با مانع به شکلی می پرد که تمام مانع ها را در حال پرش خود می اندازد! در پرتاب دیسک با پرتاب اشتباه خود در جهت نادرست، در آستانه قطع کردن سر رییس کالج قرار می گیرد و در پرتاب چکش، به خاطر سنگینی چکش تعادل خود را از دست می دهد و سایر دوندگان مجبور می شوند از برابر او فرار کنند. در دوی  سرعت هم با تمام وجود می دود اما ناباورانه می بیند که دو کودک در حال دویدن از پشت سر او می آیند و از او پیش می افتند!

سرانجام از تیم دو و میدانی نیز اخراج می شود با این حال در پایان فیلم به اجبار پستی در نقش سکان دار در مسابقه قایقرانی به او می دهند و اینجاست که خلاقیت او به کمک تیمش می آید.

در سکانس پایانی فیلم هم پرش با نیزه به کمکش می آید تا به نجات دختر برود و او با پرش خود، مستقیما از پنجره وارد اتاق دختر می شود؛ دختری که کیتون را به خاطر تلاشش ستایش می کند و توجهی ندارد که آیا او ورزشکار خوبی است یا خیر؟

Three Ages ( 1923)

کیتون در فیلم « سه عصر» هم به سه رشته ورزشی در سه زمان مختلف می پردازد. در عصر حجر با گوی های سنگی گلف بازی می کند! در عصر امپراتوری روم، در مسابقه ارابه رانی شرکت می کند و وقتی ارابه اش خراب می شود، به سرعت ارابه اش را به سورتمه تبدیل کرده و از سگ برای راندن سورتمه بهره می گیرد. در دوران مدرن هم در مسابقه فوتبال آمریکایی شرکت می کند در حالی که ناچار است در برابر رقیب عشقی خود قرار گیرد. رقیبی که برایش خط و نشان می کشد و عمدا پست خود را تغییر داده تا کیتون را مصدوم کند.

Battling Butler( 1926)

ورزش بوکس هم در فیلم « باتلر جنگجو» سوژه کمدی های کیتون می شود. یک تشابه اسمی جوانی نازپرورده و نحیف را ناچار می کند که در برابر دختری بلوف زده و خود را بوکسوری حرفه ای معرفی کند. بعد از این بلوف، کیتون ناچار می شود که به محل تمرین بوکسور رفته و تلاش کند که با حضور در تمرینات بوکس و راضی کردن مربی بوکس، در رینگ حضور پیدا کند. ورود به رینگ برای کیتون یک معضل است. او حتی نمی داند کدام دستکش را باید در دست راست خود کرده و کدام یک را در دست چپ خود! در هنگام ورود به رینگ، چنان اسیر طناب های اطراف رینگ می شود که در آستانه خفه شدن قرار می گیرد و ناچار می گردد به صورت سینه خیز از زیر طناب ها وارد رینگ شود. در چنین شرایطی روز مسابقه نزدیک و نزدیک تر می شود..

Seven chances( 1925)

در فیلم هفت شانس هم کیتون ناچار است از دست لشکری دختر ترشیده که می خواهند با او ازدواج کنند، فرار کند و به همین منظور باید با سرعت تمام از راههای هموار و ناهموار و کوهها و دشتها گذشته و لحظه ای توقف نکند. کیتون می دود و گهگاه لازم است که درون آب پریده و شنا کند و باز به دویدن ادامه دهد. کاری مشابه مسابقات صحرانوردی یا حتی تریاتلون.

او هرگز در دوران بازی خود از بدل استفاده نکرد و تمام هنرهایش را شخصا به لطف توانایی های بالای خود انجام داد. باید کارهای او را دید. مردی که در سال 1956 مشروب را کنار گذاشت؛ هرگز نفهمید سرطان مهلکی دارد و سرانجام در اول فوریه 1966 از دنیا رفت.

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

5/5 ( 2 نظر )


منبع : چهره های ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید