ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

تیم ملی و فراموش شدن اصول دفاعی ؛ تکرار داستان والیبال و کوواچ با فوتبال و ویلموتس؟

تکرار داستان والیبال و کوواچ با فوتبال و ویلموتس ؟ / اختصاصی ورزشی آسمونی – مهدی زارعی

تیم ملی و فراموش شدن اصول دفاعی

نه! این تیم ملی، تیم یک سال قبل یا حتی چند ماه قبل نیست. حالا هرچقدر که بخواهیم بگوییم تیم ملی فوتبال زیبا و تماشاگرپسند بازی می کند و خودمان را با این اتفاق رخ نداده بفریبیم، هرچقدر که جواد خیابانی آمار و ارقام گذشته را به رخ بکشد و در طول 90 دقیقه بازی، 10 بار نتایج گذشته را تکرار کند و خوشحال باشد که ما هرگز ار هنگ کنگ گل نخورده ایم و برد دوران حشمت مهاجرانی را باز هم تکرار کرده ایم! با این ها نمی توان ضعف های تیم ملی را پاک کرد.

یکی از مواردی که در این گونه موارد می توان به خوبی برای توجیه از آن استفاده کرد، استفاده از نفرات جدید و پوست اندازی تیم ملی است. اما کلیه نفراتی که در بازیهای اخیر تیم ملی مورد استفاده قرار گرفته اند، همان هایی هستند که بارها و بارها پیراهن تیم ملی را به تن کرده اند و هیچ یک مشکل تجربه نداشته اند. تیم ملی از لحاظ نفرات همان تیم یک سال قبل است با این حال از نظر کیفیت همان تیم گذشته نیست.

تا همین چند ماه قبل، خیلی راحت می شد از کی روش به عنوان « پیراهن عثمان » استفاده کرد. فقط کافی بود یک بازیکن تیم ملی ایران کارت زرد بگیرد تا جمله هایی کلیشه همه جا را پر کند. جمله هایی از این دست که« عصبیت از نیمکت به داخل زمین انتقال پیدا می کند»

اما وقتی در همان سه دقیقه نخست بازی هنگ کنگ و ایران دیدیم که دفاع حریف به شوخی و به حالتی دوستانه دستی به سر سردار آزمون زد و آزمون خشمگین برای دعوا به سمت او برگشت، متوجه شدیم که عصبیت بازیکنان ایران چیزی نیست که نیاز به انتقال از نیمکت داشته باشد. آسمونی ، آزمون همانی است که قبلا بوده؛ همانی که در بازی با ژاپن با بازیکنان تیم برنده کتک کاری می کند و به آن افتخار می کند، همانی که حتی در هنگام کمک به سیل زدگان هم بر سر یک پیرمرد بی چیز و مصیبت زده، فریاد های و هوی راه می اندازد، همانی که یک شبه هوس خداحافظی از تیم ملی به سرش می زند و بعد آن هوس از سرش می افتد و خلاصه همان بازیکنی که دوست ندارد به پختگی برسد.

کاراکتر این بازیکن هرگز عوض نمی شود، بنابر این نباید انتظار داشته باشیم که در روزهای سخت کمکی به حال ما کند.

تیم ملی در فاز هجومی نیز همان تیم گذشته است. بازیکنان آن، موقعیت خوب فراهم می کنند اما توان آن را ندارند که به خوبی از فرصت های خود استفاده کنند. همواره می توانیم منتظر باشیم که از هر 10 موقعیت به دست آمده یک یا دوتای آن وارد دروازه رقبا شود. آماری که به آن عادت کرده ایم و یک نقطه ضعف برای تیم ملی به شمار می آید. در بازی با هنگ کنگ هم تیم ملی اسان به گل اول دست یافت تا کار گره نخورد. اما بعد از آن روال سابق تکرار شد و اختلاف کم سبب شد تا نتیجه لرزان تیم ملی به خطر بیفتد. گل دوم کار حریف را یکسره کرد. اما آنچه در زمین رخ داد، برخلاف آنچه در شبکه سه اعلام شد، مساله ای ناشی از بی انگیزیگی نمی توانست باشد!.

اما مهم ترین نقطه ضعف تیم ملی که هم در بازی با کره جنوبی به چشم خورد و هم در بازی با هنگ کنگ، لرزان شدن خط دفاع تیم ملی است. زمانی از تیم ملی انتقاد می شد که دفاعی بازی می کند. آسمونی ، غافل از این که همیشه « خوب دفاع کردن» را با « دفاعی بازی کردن» اشتباه گرفته ایم. یک دهه پیش هم امثال محمدرضا گربکندی و بیژن ذوالفقارنسب همواره متهم به بازی دفاعی بودند در حالی که تیمهای این دو مربی، تنها تیمهایی بودند که از اصول بازی دفاعی اطلاعاتی داشتند.

تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2018 بارها و بارها به رقبای خود حتی فرصت یک حمله را هم نمی داد. توده منظم دفاعی تیم ملی به گونه ای عمل می کرد که مثلا در دو بازی مقابل چین و کره جنوبی، در طول 180 دقیقه تنها یک ضربه به سمت چهارچوب دروازه ایران شلیک می شد و طبیعتا هرچقدر ضربه به سمت چهارچوب کمتر، احتمال گلزنی رقبا مقابل ایران کمتر.

اما تک به تکی که هنگ کنگی ها در برابر بیرانوند در نیمه اول به دست آوردند، نشان داد که مدافعان تیم ملی چه آسان جا می مانند، چه آسان به حریف موقعیت می دهند و البته دروازه ایران چه آسان می تواند در خطر بازشدن قرار گیرد.

کسب دو برد و یک مساوی تحت هدایت ویلموتس بلژیکی، هشت گل زده و یک گل خورده و البته کسب 3 امتیاز در مسابقات مقدماتی جام جهانی/ جام ملتهای آسیا نمی تواند نتیجه بدی تا این جای کار باشد. اما عملکرد تیم ملی نشان داده است که خصوصیات تهاجمی تیم بهتر نشده اما دفاع ضعیف تر از قبل عمل می کند. آن هم در شرایطی که هنوز بازی رسمی در برابر تیمهای قدرتمند انجام نداده ایم. امری که می تواند بیشتر ضعف های تیم ملی تحت هدایت ویلموتس را مشخص سازد.

شاید این تیم ملی فوتبال را بتوان با تیم ملی والیبال در دوران کوواچ مقایسه کرد. تیمی که میراثی بزرگ را از دوران ولاسکو به دست آورد؛ مدتی به نتایج درخشان خود ادامه داد و پس از آن، روز به روز از گذشته فاصله گرفت. آیا همین اتفاق برای فوتبال نیز تکرار می شود؟

4.5/5 ( 2 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید