زنان در مسیر استادیوم های فوتبال ؛ لج و لجبازی 14 ساله !

زنان در مسیر استادیوم های فوتبال / اختصاصی ورزشی آسمونی – مهدی زارعی

لج و لجبازی 14 ساله !

مساله عدم حضور زنان در استادیوم های فوتبال، چیزی نیست که یک شبه و بعد از سال 57 آغاز شده باشد و تا امروز ادامه یافته باشد. در حقیقت، تمام حساسیت ها بر سر حضور زنان در ورزشگاههای فوتبال از سال 1384 و مرحله انتخابی جام جهانی 2006  آغاز شد و اتفاقی که در ابتدا یک سوء استفاده سیاسی از علاقه زنان به فوتبال محسوب می شد، کم کم به یک بحران بدل شد..

در سالهای ابتدایی بعد از انقلاب، هیچ قانونی مانع از حضور زنان در استادیوم ها نبود و زنان می توانستند راهی ورزشگاهها شوند. البته جو استادیوم ها ناشی از شرایط سیاسی آن روزها بسیار متشنج بود و حتی گاهی اوقات، همانند بازی تیمهای پرسپولیس و پاس، تماشاگران ورزشگاه شیرودی( امجدیه سابق) کمبود جا را بهانه قرار می دادند، به داخل زمین فوتبال هجوم می بردند و حتی تشک های مربوط به پرش ارتفاع دوومیدانی را آتش می زدند!

همه این مسائل سبب شد که استادیوم های فوتبال بدل به اماکنی ناامن شوند. آن قدر ناامن که نیازی نباشد قانونی تصویب شود تا مانع از حضور زنان در استادیوم ها شود!

به مرور شرایط زنان در ورزش کشور دستخوش تغییر شد. در سال 1990 اولین گروه بانوان ایرانی بعد از انقلاب در بازیهای آسیایی شرکت کردند. در آن زمان تیراندازان تیم ملی همگی با چادر سیاه در مراسم افتتاحیه حضور یافته بودند. 6 سال بعد لیدا فریمان نخستین زن ایرانی بعد از انقلاب بود که در المپیک شرکت می کرد. مسوولان وقت ورزش ایران، چنان از حضور فریمان، از خود بیخود شده بودند که او را پرچمدار کاروان ایران کردند و او مجبور شد تا پایان مراسم افتتاحیه در ورزشگاه بماند. فریمان حتی نزدیک بود از حال برود. آن هم در شرایطی که چند ساعت بعد باید در مسابقات تیراندازی المپیک حضور پیدا می کرد! نتیحه این امر مشخص بود؛ او هرگز رکوردهای خود را تکرار نکرد، در عوض مسوولان ورزش اعلام کردند که حضور این زن ایرانی در مراسم رژه موجب حیرت و تحسین همه جهان شد!!!

بعدها به تعداد ورزشکاران زن افزوده شد و کم کم زنان به بخشی از تماشاگران ورزشی بدل شدند. آنها در جشن بازگشت ملی پوشان فوتبال ( بعد از صعود ایران به جام جهانی 1998 ) در ورزشگاه آزادی حضور پیدا کردند و کسی اصلا به این امر توجهی نشان نداد. کم کم حضور تماشاگران زن در مسابقات ورزشی و به خصوص سالن های ورزشی عادی شد. آسمونی ، در مسابقاتی چون بسکتبال و هندبال قهرمانی آسیا در ایران می شد به راحتی زنان را مشاهده کرد. بدون این که کسی باز هم توجهی کند. به مرور زنان در استادیوم های فوتبال هم دیده شدند. در سال 1382 خبرنگار روزنامه خبرورزشی در حاشیه های مسابقه پیکان در پیکانشهر نوشت: حس کردم وارد استادیوم اروپایی شدم. آن قدر که تعداد زنان زیاد بود! در این شرایط کم کم توجه سیاسیون به این مساله جلب شد…

18 خرداد 84 روزی بود که صعود ایران به جام جهانی 2006 حتمی می شد. ایران برای صعود به جام جهانی نیازمند یک تساوی خانگی مقابل بحرین بود و با توجه به شرایط تیم ملی و بازی در حضور تماشاگران خودی، مساله صعود امری 100 درصد به نظر می رسید. در این شرایط آنچه برای همه مهم بود حضور در جشن صعود تیم ملی بود. انتخابات ریاست جمهوری هم نزدیک بود و پیش از شروع مسابقه، تعدادی از زنان در جلوی استادیوم آزادی دیده شدند. همه آنها پلاکاردهایی در حمایت از یک کاندیدای ریاست جمهوری داشتند و شعارهایی این چنینی روی پلاکاردهای شان دیده می شد:

ما نیم دیگر هم حق دیدن داریم

 

نیمی از آزادی سهم زنان

و…

می توان با دقت به تصاویر نگاه کرد و فکر کرد..

در این میان داستانی که امروز هم می بینیم و سال گذشته در بازی پرسپولیس و کاشیما آنتلرز هم دیدیم به جشم می خورد. در شرایطی که گروهی در حسرت حضور در استادیوم بودند، گروهی از سلبریتی ها به استادیوم دعوت شده بودند. زنانی چون رویا نونهالی، هانیه توسلی، لاله اسکندری، سحر زکریا و..

بعضی از آنها همچون زکریا چنان با فوتبال بیگانه بودند که حتی تا پایان 90 دقیقه هم در استادیوم نماندند تا مبادا اسیر ترافیک نشوند. از همان زمان بود که استادیوم آزادی برای گروهی خاص باز شد و برای اکثریتی بسته!

بعدها رئیس جمهور وقت اعلام کرد که از مراجع تقلید برای حضور زنان در استادیوم اجازه خواهد گرفت. اصلا تا آن زمان بحث ممنوعیتی مطرح نبود که قرار به اجازه گرفتن باشد. اما در ادامه کارهای پوپولیستی این رئیس جمهور این کار هم انجام شد و پاسخ منفی داده شد. آسمونی ، به این ترتیب از سال 1385 بود که حضور زنان در استادیوم های فوتبال به یک مساله در فوتبال بدل شد تا هربار داستان وعده حضور آنها و ماجرای « عدم وجود زیر ساخت های لازم برای حضور بانوان» تکرار شود و تکرار شود!

دیگر مساله علاقه به فوتبال مطرح نیست و تنها یک لجبازی دوطرفه است که روز به روز بیشتر و بیشتر می شود. بدون توجه به این مساله که حتی در مسابقات فوتبال زنان، استادیوم ها پر نمی شوند و زنان حاضر نیستند مسابقات جنس خود را از نزدیک مشاهده کنند؛ بدون توجه به این که در بسیاری از رشته ها نه تنها زنان در ورزشگاههای مردان حضور دارند بلکه حتی مردان هم در مسابقات زنان حضور دارند و حتی در بسیاری از رشته های رزمی، ورزشکاران زن و مرد در برابر هم ایستاده و با هم تمرین می کنند و البته مشکلی هم ایجاد نشده است و اصلا کسی از این ماجراها خبری ندارد!

در این شرایط تمام کسانی که دم از حقوق زنان می زنند، خود به هنگام حضور در استادیوم همه چیز را فراموش می کنند. از سلبریتی هایی که چون وضع مالی شان خوب است به راحتی جام جهانی را از نزدیک می بینند، از نمایندگان زن حاضر در مجلس که از نزدیک می بینند که زنها حق حضور در استادیوم را ندارند اما چون خودشان مشکلی از این بابت ندارند، بی توجه به بقیه در مسابقات لیگ فوتبال در جایگاه ویژه حضور پیدا می کنند و البته خبرنگاران زنی که می توانند هزاران کلمه درباره حقانیت زنها بنویسند اما به محض این که به فینال لیگ قهرمانان آسیا در استادیوم آزادی دعوت می شوند، تمام این حقانیت های زنانه را فراموش می کنند و خود، به نمادی از تبعیض بدل می شوند!

نتیجه مثل همیشه است. گروهی به لطف روابط، شانس حضور می یابند و این ها طبعا کاری به کار بقیه ندارند، بقیه قدرتی برای به کرسی نشاندن حرف خود ندارند و کاری از پیش نمی برند و البته گرهی که خیلی راحت می شد با دست باز کرد،چنان کور و سردرگم می شود که دیگر با دندان هم باز نمی شود.

به این ترتیب یک بار دیگر این مشکل را نه با دستان خود، بلکه به زور مجامع بین المللی و ترس از محروم شدن، برطرف خواهیم کرد.

4.5/5 ( 2 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید