نقد روانشناسی سريال مانكن در شبكه خانگی

سریال مانکن یکی دیگر از ساخته های کارگردان نام آشنا ” حسین سهیلی زاده ” می باشد . از آثار این کارگردان می توان به سریال های دیگری مانند فاصله ها ، دلنوازان ، ترانه مادری و … در شبکه نمایش خانگی اشاره نمود

نقد از مرجان دلپسند

اختصاصی آسمونی

يكي از ويژگي هاي اين سریال وجود نو بازیگرانی نام آشنا و خواننده نسل جوان “فرزاد فرزین” آن هم در نقش دوست کاوه مي باشد . او پسری است که به دلیل لاابالی بودن سابقه زندان دارد و از دید خانواده کاوه دارای شخصیت منفی می باشد . به عبارتی تیتراژ پایانی این سریال نیز با صدای همین خواننده نسل جوان مي باشد.این سريال ، ظاهرا به موضوع عشق مي پردازد اما عشقي ناپایدار و ناپخته . با توجه به سکانس های دیگر این سریال که با رد و بدل دیالوگ های عاشقانه میان دو شخصیت “همتا و کاوه ” و شیطنت های نوجوان گونه این دو نفر است مانند تاب بازی ، خوردن بستنی و ویراژ دادن با موتور در خیابان كه رفتار دو نوجوان ناپخته و خام و بدون داشتن اندکی تفکر نسبت به آینده را نشان مي دهد كه می توان به ناپایدار بودن روابط این دو شخصیت اشاره كرد .

رابطه ای که به جاي انكه در اينده بتوان براي ان ازدواج را پيش بيني كرد با یک پیشنهاد از سوی زنی ثروتمند و سیاستمدار اما تنها و ظاهرا بی عاطفه به کاوه ناگهان رنگ می بازد و به جدایی می انجامد . پیشنهادی که به بي وفايي شخصیت کاوه می انجامد و به ناگه عشق قدیمی عاشقانه به بوته فراموشی سپرده می شود . در دیالوگی که کاوه به همتا می گوید ” ببین من این رابطه رو فراموش کردم ، تو هم می تونی فکر کنی که هیچ اتفاقی نیفتاده ” می توان سست و بی پایه بودن رابطه بین این دو شخصیت رسید .

نقد روانشناسي سريال مانكن

نقد روانشناسي سريال مانكن

نگاه روانشناختانه این سریال معطوف به به مقایسه دو طبقه اجتماعی فقیر و غنی و مسایل و مشکلاتی که هر دو قشر با آن روبرو هستند ، مي باشد.دو شخصیت اول این سریال “همتا” و “کاوه “هردو در از یک خانواده فقیر و نسبتا از هم گسسته با وضعیت اقتصادی پایین و آسیب های اجتماعی فراوان هستند و از مشكلاتي که هر دو خانواده را درگیر نموده است ، رنج مي برند.از یک سو همتا با بازی “نازنین بیاتی ” که در یک خانواده از هم گسسته به سر مي برد با ناپدری معتاد، بد دهن و چشم هیز که تنها تفریحش استعمال مواد مخدر می باشد و مادری که به واسطه جدایی از عشق زندگی اش شکست عاطفي خورده است و به اجبار با مردی معتاد و ویران به لحاظ رواني ، زندگی می کند .

همتادختری است که در زندگیش روزنه امیدی به آینده دیده نمی شود. او سرنوشت شوم خود را با سرنوشت نابسامان مادرش مقایسه می كند و حتی قدمی نیز برای زندگی خود بر نمی دارد .

این دختر به نوعی با درماندگی آموخته شده اش که از مادرش به یاد سپرده ، گذران زندگی می نماید . سبک زندگی یکنواخت و بدون اندکی تغییر ، دلواپسی های مداوم و افکارمضطربانه این دختر در مورد مادرش که حتی لحظه ای او را رها نمی کند ، باعث شده تا او نتواند لحظه ای و حتی ساعتی را به مثابه یک دختر شاداب و سرزنده بگذراند . از سویی دیگر شخصیت کاوه با بازی “امیر حسین آرمان “ پسری است که در یک خانواده از هم پاشیده و با پدری که به علت مشکلات مالی و ورشکستگی در زندان به سر می برد . مادری که به خاطر گذران زندگی اقدام به مشاغل خانگی روی آورده است ، آنهم در یک خانه اجاره ای که دائما با مخالفت صاحبخانه اش روبرو است.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید