ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

هيچكاک، نابغه روانشناس

به مناسبت ٢٢ مرداد يا ١٣ اگوست سالگرد تولد اين كارگران

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

اختصاصی آسمونی

نویسنده : لاله عالم

آنچه كه بيش از همه در فيلم های “هيچكاک “مشهود است ، توجه وی به روح و روان آدم هاست. او علت كارهای افراد را از جنبه روانشناسی بررسی می كند.

در فيلم “مارنی” يكی از معروف ترين آثار  “هيچكاک”، شخصيت اصلی فيلم با بازی” تيپی هدرن” مبتلا به دزدی مرضی است، او كه حتی بعد از ازدواج با يک فرد ثروتمند نيز دچار وسوسه دزدی است ، نهايتا با كمک همسرش، با بازی “شون كانری”، روان كاوی و مشخص می شود كه در كودكی دچار مشكلات شديد بوده است و جايي نيز صراحتا از زيان شوهرش خطاب به وی گفته می شود كه كمبود های محبت در كودكي او را به دزدی و دست اندازی به هرآنچه می بيند، وا داشته است و اين برای جبران پر كردن آن جاهای خاليست.

در”روانی” فيلم معروف ديگر هيچكاک با بازی “آنتونی پركينگز “و” جانت لی “، شخصيت مرد داستان ، مبتلا به روان پريشی از نوع دو شخصيتی است. او زمانی خود را به جای مادرش می گذارد و زمانی نيز به جای خودش ، عمل می كند و در حقيقت اعمال خلافكارانه اش را به گردن آن قسمت از شخصيتش می گذارد كه فكر می كند ، مادرش است.

در فيلم “سايه يک شک” با بازی “جوزف كاتن “و” ترزا رايت” ، شخصيت مرد داستان ” چارلی” دچار نوعی روان پريشی است و در طول فيلم مشخص می شود تعدادی پيرزن را به قتل رسانده است ، اين شخصيت شايد از اولين نمايش قاتل های زنجيره ای بر روی پرده سينما ها باشد. در ” غريبه ها در ترن” بر اساس داستانس از”پاتريشيا اسميت”،”رابرت واكر” در نقش “برونو “، بازهم يک شخصيت شديدا روانی خلق می كند.

“برونو “از پدرش شاكی است كه چرا مدام به وی می گويد ، پول در بياورد و دنبال پول باشد و به همين دليل از وی متنفر است، اما در فيلم اشاره نمي شود كه برونو به چه چيز علاقمند است و سرگرمی يا علایق وی چيست، گويي هيچكاک می خواهد اشاره كند كه “برونو “از آن دسته بيماران روانی ژنتيكی است و احتمالا دارای اختلال شخصيت ضد اجتماعی، چون به طور ضمنی در فيلم به غير عادی بودن مادر اين شخصيت اشاره مي شود.

از نوع اثر نقاشی مادر می توان به آشفته بودن، ذهن او نيز پی برد . در اينجا هيچكاک به طور غير مستقيم به اهميت هنر در زندگی اشاره می كند، مادر “برونو” كه او نيز احتمالا يک مشكل ژنتيكی دارد، با نقاشی توانسته آن را كنترل كند.

در فيلم “طناب”، اولين فيلم رنگی هيچكاک، شخصيت “برندون”با بازی “جان دال “، به نظر می رسد تركيبی از اختلال شخصيت خودشيفتگی و ضداجتماعی است كه خود را انسان برتر می داند و به خود حق می دهد، هركاری را انجام دهد.

 

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

 

شخصيت خانم ” دانورس” در فيلم” ربه كا”، فيلم ديگر هيچكاک كه بر اساس رمان معروف “دافنه دو موريه”ساخته شده نيز روان پريش است، او با علاقه و وابستگی بيمارگونه به همسر سابق اربابش براي وی و همسر جديدش ، دردسر ساز مي شود. در كنار شخصيت های روانی فيلم های “هيچكاک”، شخصيت هايی هم هستند كه قربانی سادگی، بدشانسی يا بی احتياطی خود می شوند. در حقيقت آثار اين كارگردان هشداری است به جامعه و مخاطبان تا در برخورد با افراد رويه ظاهر بينانه و ساده انگارانه در پيش نگيرند. درست است كه هيچكاک را استاد فيلم های ترسناک و دلهره آور می دانند اما ترسی كه شما از ديدن فيلم های وی دريافت می كنيد از جنس متفاوتی است .

در حقيقت ترسی كه از ديدن فيلم های هيچكاک در وجود مخاطب بوجود می آيد تنها معطوف به زمان ديدن فيلم نيست بلكه ترسی است درگير كننده و مخاطب را به فكر فرو می برد. در فيلم “روانی”، آخرين فيلم سياه و سفيد اين كارگردان شخصيت روان پريش فيلم، ظاهری بسيار آرام و شيرينی دارد، بطوريكه كمتر كسی فكر می كند، قاتل بی رحمی پشت اين چهره پنهان شده باشد.در اينجا قرباني اصلی با بازی “جانت لی” ،زنی است تنها كه با بی احتياطی به يک هتل خلوت بين راهی كه گويی به جز خودش در آن ایام مسافر ديگری در آنجا نيست، وارد می شود.

ديدن اين فيلم تكان دهنده می تواند برای تمام كسانی كه ماجراجو هستند، مفيد باشد تا كمی در زندگی محتاطانه تر عمل كنند.

 

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

 

در “غريبه ها در ترن”شايد كارگردان می خواهد هشدار بدهد در مواجهه با غريبه ها مراقب باشيد و فورا با هركسی، هم كلام نشويد، شايد پشت چهره يک غريبه آرام با رفتار دوستانه، يک روانی وجود داشته باشد كه حتی صحبت های معمولی با وی نيز ممکن است تبعات جبران ناپذير در پی داشته باشد ، خصوصا اگر قربانی از شهرت و ثروت نيز برخوردار باشد.يكی ديگر از مسائل مربوط به روح و روان كه در فيلم های “هيچكاک “، مطرح می شود، وابستگی غير عادی دو جانبه فرزندان پسر و مادرانشان است.

در فيلم “پرندگان” يكی از معروف ترين فيلم های اين كارگردان و باز هم بر اساس داستانی از “دافنه دوموريه”، وابستگی “ميچ برنر” با بازي “راد تيلور” و مادرش به وی باعث شده كه وی تا سن بالا مجرد بماند و يک بار رابطه عاطفی اش با كسی كه دوست داشته يعنی “انی هيورث” با بازی “سوزان پلشت” به ازدواج ختم نشود، انی كه نمی توانسته وابستگی شديد اين مادر و پسر را بپذيرد و زير سلطه مادر شوهر آينده خود قرار بگيرد از میچ فاصله می گيرد و در حالی كه هنوز ميچ را دوست دارد ، در اطراف آن ها ، تنها به عنوان يک دوست خانوادگی باقی می ماند و نظاره گر است بر خلاف “ملانی دانيلز” با بازی “تيپی هدرن”، فردی كه سعی می كند ، علاقه مادر و پسر را به خود جلب كند و شايد به دليل اينكه طعم بی مادری را در كودكی چشيده است، می تواند محبت فرزند گونه به مادر ميچ از خود نشان دهد.

“ملانی “بر خلاف “انی “شخصيت جسور تری دارد و در آخر هم اين ملانی است كه زنده می ماند. در فيلم ” رواني” وابستگی غير عادی مادر و پسر باعث شده كه پسر ، دست به كارهای جنون آميز بزند و مادر را بكشد و خود در جلد وی فرو رود.

يكی ديگر از مضامينی كه در فيلم های هيچكاک ديده می شود، آدم هايی است كه بايد تاوان كارهايی كه اصلا انجام نداده اند را پس دهند و ناخواسته وارد ماجراهای عجيب و غريب می شوند .

 

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

 

در فيلم ” مرد عوضی”، بازيگر نقش اصلی با بازی” هنری فوندا” كه يک نوازنده موسيقی است تنها به دليل شباهت ظاهری اش با يک سارق به دردسر می افتد. هيچكاک همچنين در اين فيلم بر روی عامل شانس يا جبر نيز بسيار تاكيد دارد، “ايمانوئل بالسترور “، شانسی به جای يک سارق حرفه ای ، تنها به دليل شباهت ظاهری دستگير می شود و بعد هم دوباره خيلی شانسی با پيدا شدن سر و كله دزد واقعی در همان محدوده قبلی ، آزاد مي شود.

در اينجا اين فكر به ذهن مخاطب خطور می كند كه اگر سارق واقعی پيدا نمی شد ، چه می شد؟

در فيلم “شمال از شمال غربی”، نيز “راجر تورنهيل “با بازی كاری گرانت به جای فرد دیگری كه اصلا وجود خارجی ندارد عوضی گرفته می شود و ناخواسته متهم میشود و برای اثبات بی گناهی خود تلاش می كند.

در فيلم ” خرابكار ” با بازی “رابرت كامينگز” نيز ، شخصيت اصلی داستان كه كارگر يک كارخانه است اشتباهی جای خرابكار اصلی متهم می شود و او كه تنها مختصری از متهم اصلی می داند ، برای يافتن او و اثبات بی گناهی، خود اقدام می كند.

 

در فيلم “٣٩ پله “نيز كه گفته می شود ، فيلم خرابكار نسخه ديگری از آن است، همين مضمون را داراست؛ مردی متهم است به قتلی كه انجام نداده و تحت تعقيب است. اين ترس و اظطراب و باز خواست از اتهامات واهی كه در بسياري از معروف ترين آثار هيچكاک ديده می شود، شايد برگرفته از ترسی است كه در وجود خودش ريشه دوانيده است. همان داستان زندگی وی و پدرش كه اكثر سينما دوستان آن را می دانند كه وی پدری سختگير داشته و كودكی سختي را هم در خانواده و هم در مدرسه پشت سر گذاشته است.

زماني كه او كودكی بوده، پدرش به او نامه ای می دهد تا به كلانتری ببرد، در آن يادداشتی نوشته بوده كه اين كودک را به دليل رفتار بدی که داشته کمی بازداشت کنید و آن ها هم همين كار را كرده بودند، همچنين تنبيه های مادرش نيز معروف بوده، همچنين مدرسه ای كه در آن درس می خوانده است.

 

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock

 

هيچكاک علاوه بر اين چاق بوده و اين به منزوی بودن وی كمک كرده و شايد همين باعث شده كه اين ترس ها ، هيچوقت از وجود وی بيرون نرود تا زمانی كه فيلمساز شده و از طريقه فيلم ساختن ، هم سعی كرده ترس هايش را بيرون بريزد و هم ديگران را بترساند و همين مسائل باعث شده كه بسياري از اولين و مهمترين فيلم های روانشناختی تاريخ سينما بوجود بيايد.

همچنانكه “تروفو ” ديگر كارگردان مطرح سينما درباره اش گفته است كه در پشت ظاهر اين آدم آرام و با اعتماد به نفس فردی حساس و عاطفی نهفته است كه احساسات و ترسی كه می خواهد انتقال بدهد خود عميقا حس كرده و همين عامل موفقيتش است.

نكته ديگری كه درباره هيچكاک و آثارش بايد گفت اين است كه وی از كارگردان هايی است كه به نسبت در ساختن فيلم هايش از اقتباس های بسياری از متون ادبی انجام داده است.

فيلم ربكا بر اساس داستان معروف دافنه دوموريه، پرندگان باز هم بر اساس داستانی از همین نویسنده، “خرابكاری ” بر اساس داستانی از جوزف كنراد به نام ” مامور مخفی”، همچنين فيلم ” قايق نجات” بر اساس داستانی از نويسنده معروف ” جان اشتاين بک” ساخته شده اند. معروف ترين فيلم هيچكاک يعني “سرگيجه” نيز اقتباسی است از كتاب”از ميان مردگان” به قلم “بواالو نارسژاک “، همچنين هولناك ترين فيلم وی يعني” روانی” براساس داستانی است از رابرت بلاک.ن.

نكته ديگر درباره هيچكاک اين است كه او هميشه در صحنه ای كوتاه از فيلم هايش حضور داشته و خود را به تماشاگران نشان داده است.

آنچه باعث می شود كه هيجكاک را جزو ١٠ كارگردان برتر تاريخ سينما بدانند و حتی برخی او را برترين ،ويژگی هايی است كه شايد كمتر كارگردانی مجموعه آن ها را با هم داشته باشد؛ سبک، تكنيک و توجه به داستان. به عنوان مثال در فيلم پرندگان كارگردان علاوه بر توجه به تكنيک هاک منحصر به فرد و شيوه كارگردانی خاص خود ، از داستانی جذاب و سرگرم كننده نيز بهره می برد و اين در حقيقت روايت موازی دو داستان در كنار هم و در تقابل همديگر است. داستان اول آشنايی شخصيت های اصلي فيلم با همديگر و ادامه آشنايی آنهاست و داستان دوم درباره حمله پرندگانى است كه در اشكال مختلف و با علتی كه مشخص نيست به منطقه ای خاص به كرات حمله می كنند. پرندگان شايد از اولين فيلم هايی باشد كه به هراس انسان از طبيعت و موجودات زنده ديگر می پردازد و شايد میخواهد، بگويد ظلمی كه انسان به طبيعت می كند، شايد روزی گريبانش را بگيرد.

هیچکاک یکی از اولین سینماگران مستقل در سینمای هالیوود بود که نمی خواست زیر سلطه تهیه کننده ها و صاحبان استودیوهای فیلمسازی باشد و معروف است که برای اینکه آن ها نتوانند در تدوین فیلم هایش دخالت کنند، در زمان فیلمبرداری فقط نماهای محدود و مورد نظرش را برداشت می کرد. هیچکاک هیچگاه اسکار کارگردانی برای هیچ یک از فیلم هایش دریافت نکرد.

 

 

0/5 ( 0 نظر )


منبع : سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید