نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

اختصاصی آسمونی
نقد از دینا آهنگری

«بازی تاج و تخت» تمام شد. پس از سال ها انتظار و هیجان برای طرفدارانش و تعجب و کنجکاوی برای آنها که سریال را نمی دیدند، اما از آن می شنیدند، این سریال پر طرفدار تمام شد. هر چند حاشیه ها و ماجراهای آن هنوز ادامه دارد و عده ای پس از شنیدن بسیار درباره ی این سریال تصمیم دارند تماشای آن را از فصل یک آغاز کنند.

چه مسائلی باعث می شود سریالی مانند «بازی تاج و تخت» چنین جذاب و پرطرفدار باشد؟! عوامل زیادی بر موفقیت این سریال تاثیرگذار هستند. سریالی که از حد و مرزهای معمول فراتر می رود و صحنه هایی را به نمایش می گذارد که گاهی برای مخاطب مشمئز کننده است و گاهی تعجب برانگیز که چنین رفتاری نیز از بشر بر می آیید؟

در کنار همه ی عوامل دیگری که در موفقیت سریال تاثیرگذار هستند، مانند بودجه هنگفت، پشتوانه کتاب هایی که منبع اقتباس فیلمنامه هستند، موسیقی زیبا، بازیگران، تبلیغات، تماشای آنلاین و همزمان سریال در نقاط مختلف جهان و مسائل حاشیه ای آن در فضای مجازی و موارد دیگر، می توان به یک مورد ساختاری نیزی توجه نمود.

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

آنچه در این سریال مخاطب را با خود همراه می سازد ساختار منطقی و منسجم آن است. ساختاری چند لایه و بسیار پیچیده که کشف روابط و دلایل آن برای مخاطب بسیار جذاب است. در ابتدا به نظر می رسد با چند کشور و پادشاه مختلف سر و کار داریم که ربطی به هم ندارند و فقط بر سر قدرت و تصاحب تخت آهنین با یکدیگر مبارزه می کنند، اما به مرور و با پیشرفت داستان و با شناخت شخصیت ها، روابط آنها با یکدیگر، گذشته شان، اتفاقاتی که برای آنها پیش می آید و انگیزه هایشان شبکه علت و معلولی گسترده ای در ذهن مخاطب شکل می گیرد که نه تنها منطقی و منسجم است، بلکه در عین پیچیدگی به او کمک می کند تا مانند تار عنکبوتی که هر سر آن به یکی از شخصیت ها وصل است با بیشتر شخصیت های داستان همراهی نموده و حتی اگر در قسمت هایی از او بیزار باشد در قسمت هایی دیگر انگیزه های او را درک کند و یا حتی از ناراحتی و یا مرگ او ناراحت شود.

دیگر هنر بزرگ سازندگان این سریال خلق دنیایی جدید است با تمام جزئیات مانند لباس، فرهنگ، زبان، تاریخ، جغرافیا، آب و هوا، اماکن، جانوران و گیاهان … دنیایی که اگرچه وجود ندارد، اما در باور مخاطب باورپذیر می شود. دنیایی که در آن یک تخت آهنین هست و چندین خاندان؛ خاندان اژدها بر تخت حکمرانی می کند، اما پادشاه آخر دیوانه می شود و شهر را ویرانه می کند. با عزل پادشاه و تبعید فرزندانش، جنگ بر سر قدرت آغاز می شود و در این جنگ ظلم و ماجراهای بسیاری پیش می آید. دختر پادشاه دیوانه برای بازگشت تلاش می کند. او آنقدر اعجاز و اعجاب و همچنین قدرت و شگفتی دارد که آرام آرام از سرزمین های مختلف طرفداران و مریدان بسیاری دور او جمع می شوند. او سه اژدها دارد. او قدرت سخنرانی و تکلم به چند زبان مختلف را دارد. او شخصیتی جذاب و قاطع دارد. آنها که از وضعیت موجود ناراضی هستند به او اعتماد می کنند،اما … تاریخ تکرار می شود. او دختر پادشاه دیوانه است.
تاریخ تکرار می شود، اما انسان عبرت می پذیر یا نه؟!
شاید همه ی این اتفاقات اجتناب ناپذیر باشد، به هرحال تیریون لنیستر سعی می کند عبرت بگیرد.

خانواده استارک در سریال بازی تاج و تخت

خانواده استارک در سریال بازی تاج و تخت

داستان با خانواده استارک شروع می شود و با خانواده استارک هم پایان می پذیرد (البته بازماندگان خانواده). هر کدام از آنها به سویی می روند و به نوعی رستگار می شوند. جان اسنو نیز به آن سوی دیوار می رود، به جایی که به آن تعلق دارد. جایی که مردم وحشی منتظر او هستند تا رهبری آنها را به عهده بگیرد، اگرچه پادشاهی و تجملاتی در کار نیست، اما این نوع زندگی با ارزش های او مطابقت بیشتری دارد.

فصل پایانی «بازی تاج و تخت» با اعتراض بسیاری از مخاطبان همراه بود. این مسأله طبیعی ست، چرا که هر یک از مخاطبان پایانی برای سریال در ذهن داشت(پایان هایی بزرگ‌ و باشکوه اغلب مرتبط با جان اسنو و دنریس). سازندگان سریال هر گزینه ای را که انتخاب می کردند عده ای ناراضی می شدند، حتی اگر گزینه ای که مورد توافق مخاطبان زیادی بود یعنی ازدواج جان اسنو و دنریس و حکومت هردوی آنها انتخاب می شد، بازهم مخاطب ناراضی بود، چرا که احساس می کرد با پایانی کلیشه ای روبرو شده است.

دنریس تارگرین و جان اسنو در سریال بازی تاج و تخت

دنریس تارگرین و جان اسنو در سریال بازی تاج و تخت

شاید به همین دلیل سازندگان معیار خود را سیاست همیشگی سریال یعنی شگفت زده کردن مخاطب قرار داده و گزینه ای را انتخاب نمودند که کمترین احتمال را برای تصاحب تخت آهنین در نظر مخاطبان داشت. در عین حال معنی دیگری هم پشت این انتخاب بود. با این انتخاب «جرج آر. آر. مارتین» به نقش پررنگ خود به عنوان نویسنده ای که قصه ها را می داند و تاثیری که در دنیای امروز می گذارد، اشاره می کند. شاید تخت آهنین نابود شده و «بازی تاج و تخت» تمام شده باشد، اما كار «جرج آر. آر. مارتین» همچنان ادامه دارد.

اختصاصی آسمونی
نقد از دینا آهنگری

۶ تیر ۱۳۹۸

4/5 ( 1 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید