ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

نقد فيلم ما همه با هم هستيم

يک كمدی بی نمک

نویسنده : نجیبه نعمتی

نقد فیلم ما همه با هم هستیم..

 نقد فيلم ما همه با هم هستيم we-are-all-together

نقد فيلم ما همه با هم هستيم we-are-all-together

مسافرانی که از زندگی سیر شده‌اند و قصد خودكشي دارند، تصمیم می‌گیرند سوار یک هواپیما شوند ، پروازي كه شرايطش ان را به عنوان یک گزینه برای خودکشی سهل و آسان در آورده است؛ فيلمي كه شايد براي کمال تبریزی و رضا میرکریمی نيز چنين پيامدي داشته باشد ؛یک خودکشی هنری .
فیلم بدون کشش است، هیچ هیجانی در آن نیست. داستان ندارد و گویا قرار بر این بوده تا هنرپیشه‌های سرشناس از مقابل دوربین کمال تبریزی بگذرند تا بتوان مردم را با عنوان پر ستاره‌ترین فیلم دهه اخیر سینما گول زد و به سینما کشاند. نبود داستان مناسب، بزرگترین ضربه را به این فیلم زده است. قضیه این فیلم مانند ضرب المثل «آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی نمک» است. وجود سه فیلمنامه نویس؛ دال بر همان ضرب المثل است. آنها کمدی بی نمکی را برای فیلم رقم زده‌اند. فیلم شخصیت پردازی نشده و تکلیف شخصیت‌ها با خودشان معلوم نیست.

 نقد فيلم ما همه با هم هستيم we-are-all-together

نقد فيلم ما همه با هم هستيم we-are-all-together

چند نفر به قصد خودکشی به پیشنهاد صاحب یک شرکت هواپیمایی سوار بر هواپیمایی درب داغون می‌شوند. قطعات مهم هواپیما برای استفاده هر چه بیشتر از آن جدا می‌شود؛ چرا که این هواپیما قرار نیست فرود بیاید قرار بر آن است که سقوط کند. همه برای خودکشی آماده‌اند؛ اما ورود علی حاجتی ( پژمان جمشیدی) به هواپیما اوضاع را به هم می‌ریزد. او نمی‌خواهد بمیرد. فیلم می‌خواهد خود را به زور کمدی جا بزند؛ اما به سختی می‌توانی فیلم را تاب بیاوری. هیچی لبخندی بر لبت نمی‌آید. فیلم به شدت افسار گریخته و چهل تیکه از کار در آمده است. شخصیت‌هایی که از زندگی سیر شده و حال قرار است بر اثر یک اتفاق و دستیابی به یک خودکشی دسته جمعی، دور هم باشند موضوع خوبی برای یک فیلم است؛ اما فاجعه سقوط در یک ناکجا آباد و سرنوشت بی سرانجام مسافران، شخصیت پردازی نادرست بازیگران، پایان اسفناکی برای این فیلم است.

 نقد فيلم ما همه با هم هستيم we-are-all-together

نقد فيلم ما همه با هم هستيم we-are-all-together

مهران مدیری در ناکجا، مشغول خوردن و بازجویی است. خوردنی که پایانی بر آن نیست. ولعی دارد که سیری ندارد. او از مسافرینی که تو به عنوان مخاطب نمی‌دانی زنده مانده‌اند و یا مرده‌اند بازجویی می‌کند. سوالات بی سر و ته هستند هر چقدر بیشتر دقت می‌کنی کمتر آن را درک کنی در انتها به امید این که شاید نماد و نشانه شناسی بیش از حد در آن نهفته؛ به واکاوی دست می‌زنی…اسم فیلم نیز ترا به همان سو می‌کشاند …نکند یک فیلم سیاسی است!! اما این نیز دروغی دیگر است. خدا رو شکر به یمن نام‌های تهیه کننده، کارگردان، بازیگران و…فیلم فروش خوبی داشت..اما شاید بار دیگر به این عناوین نتوان مردم را به سینما کشاند. شاید مخاطب سینمای ایران بیاموزد که دو بار از یک سوراخ گزیده نشود!!!

5/5 ( 1 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید