تارانتینو شبیه هیچ کس نیست.

کوئنتین تارانتینو | به بهانه جنجال هاي اخير فيلم تارانتينو در كن

نویسنده: دينا آهنگری

دیدن یک عکس می تواند تعجب و اشتیاق افراد بسیاری را برانگیزد. دو بازيگر معروف هاالیوود در کنار هم روی فرش قرمز جشنواره کن؛ برد پیت و لئوناردو دی کاپریو.

دیدن این دو ستاره سینما در کنار هم و در فیلم جدید کوئنتین تارانتینو می تواند برای بسیاری از طرفداران سینما جذاب باشد. فیلم سینمایی «روزی روزگاری در هالیوود»، نهمین فیلم بلند تارانتینو است. داستان در سال 1969 در شهر لس آنجلس می گذرد و همان طور که از نامش پیداست موضوع آن به روابط سینماگران می پردازد.

روزی روزگاری در هالیوود - Quentin Tarantino

روزی روزگاری در هالیوود – Quentin Tarantino

تارانتینو در گذشته در فیلم «حرامزاده های لعنتی» با برد پیت همکاری داشته و از بازی لئوناردو دی کاپریو هم در فیلم «جانگوی رهاشده» استفاده نموده است و حالا هر دوی این ستاره ها را یک جا در فیلم خود «روزی روزگاری در هالیوود» دارد. نکته جالب کریستوفر والتز است که بازیگر مشترک هر دو فیلم قبلی بوده است.

تارانتیو به خاطر فیلم «داستان های عامه پسند» برنده جایزه نخل طلای کن، جوایز اسکار و به خاطر فیلم های دیگرش نیز جایزه های دیگری نیز دریافت نموده است. همه ی این ها به او کمک می کند تا با اعتماد به نفس بیشتری در جشنواره کن امسال حضور یابد.

با همه ی این ها فیلم های او موافقان و مخالفان خود را دارد. مخالفانش خشونت فیلم هایش را محکوم می کنند. گاهی او را یک لمپن می دانند. او عامی بودنش را انکار نمی کند و حتی به اینکه بدون تحصیلات آکادمیک و با کسب تجربه سینما را آموخته افتخار می کند. خشونت را نیز تا جای ممکن با ظاهری مصنوعی و اغراق آمیز و با هدف اعتراض به خشونت موجود در واقعیت نشان می دهد و یا به سخره می گیرد. یکی از مهم ترین دغدغه های تارانتینو که در بیشتر فیلم هایش مشترک است، تبعیض و بی عدالتی ست؛ سیاهپوستان، یهودیان، زنان و …. و از آنجایی که بشر همیشه آرزوی عدالت دارد، تارانتینو آرزوی عدالت خود را به شکل انتقام و به قدرت رسیدن طبقه ضعیف و مورد ظلم واقع شده به تصویر می کشد:

«جکی براون» زن سیاهپوستی که از او برای قاچاق و دزدی سواستفاده می شده، نقشه ماهرانه ای می کشد و قاچاقچیان را دور می زند. در «کیل بیل» عروس به هوش می آید و نقشه کشتن بیل را می کشد و انتقام سختی از او و دیگران می گیرد. در «حرامزاده های لعنتی» یهودیان هیتلر و آلمانی ها را در داستانی تخیلی می سوزانند و می کشند. در «جانگوی رهاشده» یک سیاهپوست به قدرت می رسد و انتقام سختی از ارباب سفید پوست می گیرد.

کوئنتین تارانتینو - Quentin Tarantino

کوئنتین تارانتینو – Quentin Tarantino

ویژگی های شخصیتی تارانتینو از جمله شوخ طبعی و توجه به جزئیات کمک می کند تا شیوه منحصر به فرد روایت او شکل پذیرد. تارانتینو از سینماگران دیگر تاثیر پذیرفته اما شبیه هیچ کس دیگر نیست و آن قدر ویژگی های منحصر به فرد دارد که او را خاص و فیلم هایش را متفاوت سازد. آخر چه کسی غیر از تارانتینو پیدا می شود که خودش را در فیلمش منفجر کند؟! («جانگوی رهاشده») و همین منحصر به فرد بودن است که باعث محبوب بودن تارانتینو در بین طرفداران او می شود. شاید برای مخالفان او قابل درک نباشد و قرار هم نیست که همه آدم ها با سلیقه های مختلف یک چیز را دوست داشته باشند.

برای طرفداران تارانتینو شیوه روایت او جذاب است؛

شوخی هایش، اشاره به جزئیات، تو جه و استفاده از زبان و برقراری ارتباط با زبان های مختلف و حتی زبان بدن، استفاده از نماد ها و نماد سازی، آوردن نکاتی در ابتدا و یا اواسط روایت که بعد ها از آن استفاده می کند، هوش و همراهی مخاطب را به کار می گیرد.

در واقع تارانتینو شیوه خاصی از روایت را دارد که با هر کدام از این نکات و ابزارهای دیگر روایت خود را غنی تر می کند و آن را همچون معمایی مطرح می کند. مخاطب فقط شنونده نیست بلکه با هیجان و شگفتی به دنبال یافتن این است که پاسخ هایی که حدس زده درست است یا نه و همین طور گاهی خودش هم فرصت دارد چیزهایی کشف کند و شگفت زده شود. مثلاً به خودش یا به بغل دستی می گوید:

«اه این همون هانس لانداست که خانواده این دختر یهودی رو کشت!! اه بازم لیوان شیر سفارش داد!!!!!» «حرامزاده های لعنتی» (لیوان شیر- موتیف یا نشانه گذاری)
«اه یه نفر رو کشت، بعد سه نفر اومدند، سه نفر رو کشت، بعد شش نفر اومدند، شش نفر رو کشت، بعد بیشتر اومدند…. درست مثل افسانه زیگفرید که هرکدوم از سرهای اژدها رو می زد سرهای بیشتری در می آورد…»

«جانگوی رهاشده» و یا «داستان عامه پسند» که خود شخصیت فیلم به دریافت ارتباطی بین داستان کتاب مقدس و داستان خودش می رسد و از شلیک اجتناب می کند.

تارانتینو داستان نمی گوید که فقط گوش کنیم، او طوری قصه می گوید که شگفت زده شویم. او شبیه هیچ کس دیگر نیست. او تارانتینو ست.

منبع : آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید