نقد فیلم نبات ؛ سایه های خاکستری

 

نقد فيلم نبات ساخته پگاه ارضی

اختصاصی آسمونی
نقد از لاله عالم

“نبات” اولين فيلم بلند سينمايی” پگاه ارضی “در ژانر ملودرام خانوادگی است. اين كارگردان قبلا فيلم های كوتاه “عبور “و” بازگشت “را ساخته بود . تماشاگر با اسم فيلم شايد فكر كند، احتمالا فيلم يا ربطی به گياهان و مزرعه و روستا داشته باشد يا احتمالا كمدی و مضمونی شاد.
“نبات” اما نه به گل و گياه مربوط است و نه كمدی و خنده دار.

فيلم اتفاقا بسيار جدی است و در قسمت هايی تاثر برانگيز و بی ارتباط با بيماری قرن حاضر ؛ آلزايمر نيست. نبات اما در فيلم اسم فرزند دختری است كه قرار بوده است، بودنش ادامه يک زندگی مشترک ناشی از عشق را شيرين تر كند.
نبات گرچه دختر بچه ای زيبا و شيرين است كه با پدرش ظاهرا زندگی شيرينی دارد اما شيرينی زندگی اش زمان هايی كه بايد با حقيقت روبرو شود، به تلخی تبديل می شود يا آنجا كه نمی تواند حرف هايی كه بايد به مادر بزند به پدر بگويد.

نبات قصه خوشبختی يک پدر با بازی “شهاب حسينی “و يک دختر بچه با بازی “ستايش محمودی “است. يک خانواده خوشبختی كه بيشتر به نظر می رسد، بخش بيشتر اظهار صميميت و خوشبختی آنها تصنعی است يا لااقل چيزی كم دارد. اما در همين ارتباط های صميمی و پدری كه سعی می كند، نقش مادر را نيز به مانند نقش مادر بازی كند، جای خالی مادر نشان داده می شود.

توجه شما را جلب می كنم به صحنه ای كه پدر و دختر در رستوران هستند و توجه دختر به افرادی جلب می شود كه روبروی آنها هستند و مادری كه كادو روز مادر را از فرزندش دريافت می كند هر چند اين نگاه گذرا باشد. يا صحنه ای كه پدر و دختر در پارک نشسته اند و چند زن عبور می كنند و ناخواسته توجه آنها جلب می شود و دختر از پدر در مورد قصدش برای ازدواج می پرسد.

بهرحال كارگردان با اين نشانه ها قصد دارد تا به مخاطب بفهماند با همه خوشبختی و تفاهم اين دو، چيزهايی در اين ميانه كم است. با حضور زنی با اسم مستعار “رويا” و در اصل “سايه”، با بازی” نازنين فراهانی”، زندگی ساده و شاد اين دو تغيير می كند. سايه ، گذشته ای است كه هنوز سايه اش بر زندگی سعيد و فرزندش سنگينی می كند، گذشته ای كه نه قابل حذف است و نه جبران.

شايد دليل انتخاب اين اسم از سوی كارگردان به اين دليل باشد كه گذشته ما انسان ها هميشه سايه وار ما را تعقيب می كنند و گريزی از آن نيست. شايد خود “سايه “نيز اين را می داند كه حالا با اسم “رويا “وارد معركه شده و می خواهد رؤيای كودكی باشد كه شايد تا هميشه برايش رويا بماند.
كارگردان در ترسيم روابط پدر و دختر موفق عمل كرده است و بيننده می تواند يك پدر و دختر صميمي را به روی پرده ببيند، چه آنجا كه حرف همديگر را می فهمند و چه جاهايی كه سوتفاهم پيدا می كنند، مثل صحنه ای كه دخترک قهر می كند و در صندلی جلو پهلوان پدر نمی نشيند.
فيلم نبات يک فيلم داستانگوست كه حرفش را سرراست می زند بنابراين با مخاطب عام می تواند ارتباط برقرار كند، خصوصا مخاطبی كه براي ديدن ستاره ها به سينما می رود.

فيلم حرف برای گفتن هم دارد، حرف های مهمی كه در زندگی واقعی شايد چندان به آن توجه نشود، خصوصا اين روزها كه خيلی از زوج ها بدون تامل ازدواج می كنند و سپس به راحتی جدا می شوند و به عواقب كار نيز فكر نمی كنند. اين فيلم نقدی است بر رفتار تک تک افرادی كه غرور، خودخواهی، منيت ها، جاه طلبی ها و برداشت های غلط  آنها را احاطه كرده است.

شخصيت زن و مرد فيلم هر دو خاكستری هستند و هر دو اسير اشتباهات و تاوانی سخت برای كارهايشان. البته اين فيلم همچنان كه نقدی است بر رفتار بدون فكر برخی از زوج ها، بزرگترها را نيز به چالش می كشد، چرا كه دليل خيلی از اين جدايی ها می تواند يا دخالت های مستقيم و غير مستقيم مخرب به جای رهنمودهای سازنده باشد. شايد افراد زمانی به فكر جبران اشتباهاتشان باشد كه ديگر خيلی دير است ، آنجا كه سعيد، سعی دارد حلقه ازدواج را دوباره بر دست كند اما اين بار حلقه برای انگشتانش گشاد است، نمادی است از تلاش بيهوده برای برگرداندن يك عشق. يا جايی كه مجسمه ای برای سايه ارسال می شود، مجسمه ای نا مشخص با سری كج كه شايد نمادی از خود سايه و عملكرد وی باشد.

فيلم نبات را زوج های جوان و همچنين بزرگترهای خانواده نيز بايد ببينند. تنها ايرادی كه به فيلم نبات می توان گرفت، ريتم كند آن است وگرنه بازيها خوب است، فيلمبرداری مناسب اين شكل از كار است، موسيقی همچنين و مهمتر از همه حرفی كه زده می شود. بهرحال “نبات “به عنوان يك فيلم اول ، كار قابل قبولی است.

اختصاصی آسمونی
لاله عالم

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید