ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

چند يادداشت بر چند فيلم در جشنواره جهانی فیلم فجر

چند يادداشت بر چند فيلم در جشنواره جهانی فیلم فجر

اختصاصی آسمونی
از انسيه نجفی نشلی منتقد سينما

1-تپه هایی بی نام

تپه هایی بی نام اثر هلال بایداروف کارگردان جوان و تحصیلکرده آذربایجانی محصول موج نوی سینمای آذری است که با زبان خاص و پیچیده شاعرانه و انتزاعی دیدگاه های خود را بازگو می کند. روایتی فرا انتزاعی و غرق در شاعرانگی واگویه هایی از مونولوگ های بی روح و سنگین جوانی که به موطن خود بازگشته تا صداهایی که فقط آنجا قابل شنیدن است را بشنود.

شخصیت های نمادین ، تپه های برفی ، رفت و آمدها وروابطی بیمارگونه و بی هدف با نام عشق ودلداگی که با خیانت و نقشه های پلید یک تازه وارد خراب می شود . اتنقام ، عشق، ازدواج ، سردرگمی، ….همه وهمه در لایه های زیرین یک روایت عجیب وغریب نمادین، در ریتمی سنگین و کند و سرد و مونولوگ های بی مخاطب و با مخاطب و آشفته ، ملغمه ای سردرگم به مخاطب تحویل می دهد. پیچیدگی و انتزاع و شاعرانگی به حدی رسیده که برای فهم زیباییهای شاعرانه دیدن باید به مغزت فشار بیاوری …روایت از مرز قابل قبول انتزاع و شعر گونه و واگویه های زیبای درونی گذشته و ایکاش کمتر بود تا روایتی زیبا و لطیف رقم می خورد. معتقدم این آشفتگی روح شاعرانه بتدریج در مسیر این سینمای نوین جهت می یابد و قابل فهم خواهد بود . پس باید به این سینمای جوان فرصت داد تا بالنده شود.

2- چاه عمیق

چاه عمیق اثر کارگردان قزاق ژاتابک ژتیروف ، سینمای عارفانه ای از قزاقستان و آسیای میانه است که بر دو محور واگویه های درونی و عارفانه پیرمرد چاه کن و ارتباط او با طبیعت و رابطه عاشقانه پسر جوان او با دختر رقیب کاری اش در چاه کنی است . این دو ماجرای موازی و روایت عشق زمینی پسر به دختر و عشق عرفانی چاه کن با طبیعت و زمین و آب، تضاد نوع نگاه و لحن گفتگو و حتی نوع روایت متفاوت را در پی دارد.

روایت عشق پسر با لحن داستانی و روایت چاه کن با لحن عارفانه و ایماژیک بیان می شود . فیلمبرداری زیبای فیلم قابل تحسین است که جایزه جشنواره داکا را به خود اختصاص داده است . چاه کن عاقبت در عشق به طبیعت محو می شود و به دریا می پیوندد. چاه عمیق به رودخانه ای می رسد که به دریا راهی زیرزمینی دارد و چاه کن برای احیای اعتبار از دست رفته و میراث فامیلی جانش را فدا می کند . پسر كه از پدر می خواست دختر رقیب را برایش خواستگاری کند عاقبت با عشق خود فرار می کند اما پدر را از دست می هد. چاه کن عشق خود را بر عشق پسر ترجیح داد و به راهش ادامه داد تا فنا شد. سینمای قزاقستان نیز همانند کشورهای منطقه سیر تحولی نوین را در پیش رو دارد .

3- پیچ گوشتی

پیچ گوشتی اثر بسام جرباوی محصول مشترک فلسطین، آمریکا و قطر است . داستان از آنجا شروع می شود كه نوجوانی در مرز فلسطین تیر می خورد و کشته می شود و دوستانش به فكر انتقام خون دوست شهید خود می افتند. ” زیاد” یکی از نوجوانان به زندان اسراییلی ها می افتد و پس از پانزده سال به عنوان قهرمان به جامعه ای باز می گردد که نشانی از نوجوانی اش ندارد . او که دچار سردرد و توهم و دردهای روحی بسیاری است به عنوان قهرمان از دیگران توقع دارد به حرفش توجه کنند و او را بی هیچ عذری بپذیرند . با دیگران بدخلقی می کند و نمی تواند ارتباط برقرار کند . حتی مرز عشق و نفرت و آرامش و عصبیت را فراموش کرده و نمی خواهد قبول کند که بعد از این همه سال عذاب و رنج بایستی تحت درمان روحی آشفته و آسیب دیده قرار گیرد . فیلم با نکته سنجی عوارض جنگ و مشکلات درگیری های دنیای پر تنش معاصر با روشن بینی بررسی می کند.

4-بازگشت به خانه

بازگشت به خانه ساخته کارگردان ارمنی داریا شوماکووا را می توان تداوم سینمای نوین ارمنستان نامید که انعکاس شرایط سخت زندگی شهروندان بویژه روستاییان پس از جنگ و فروپاشی وتآثیر آن بر روابط خانوادگی و تضاد نسل ها را به نمایش می گذارد. سارو پسر بچه کوچکی است که جز تصویری مبهم از پدر خاطره ای نداشته است و از شش سال عمرش ، چهار سال جز تصویری در خواب و رویا از پدر به یاد ندارد. سارو با عشق در انتظار پدر بود و سعی کرد جای او را در خانواده ای متشکل از مادر و پدر بزرگ، خالی نگذارد. پس پیشقدم شد و تکالیف مردانه پدر را در حد توان بعهده گرفت و در سکوت و استقلال بی نظیر، با اقتدار و قدرت خاص کودکانه اش، وظایف پدرانه متصور برای درون پر رمز ورازش را هر روز به عمل در آورد. در پایان هر روز درخت کوچکی را به امید شکوفه دادن و بازگشت پدر به خانه عاشقانه با ظرف آبی سیرآب می کند. آبیاری درخت به امید شکوفه دادن چنان با ظرافت و عشق و نازکدلی است که سکوت و درونگرایی اش هم نمی تواند قدرت عشق و عظمت انتظارش را برای بازگشت پدر به خانه پنهان سازد . بی تابی و گریه های خانواده همرزمان پدر که با خبر شهادت ، سوگوار می شوند، او و خانواده را در مسیری پر تنش سرگردان می کند اما پدر باز می گردد و نشانه های بازی های کودکانه را با یکدیگر رد وبدل می کنند. سارو با پدر که برگشته و مسوولیتش را پس گرفته درگیر می شود و ماجرای
تضادها و درگیری های عاشقانه پدر و پسر با وساطت مادر و پدر بزرگ به جایی نمی رسد. پدر برای کار به مسکو می رود و انتظار عاشقانه هر دو برای دیدار به یادداشت کنار درختی که شکوفه داده است ، خلاصه می گردد و پسر که به دیدار پدر منتظر است و پدر كه برای دیدار پسر، دیر رسیده، یادداشت او را به امید بازگشت نگاه می دارد و این بار می داند که عاشقانه پدر را حفظ خواهد کرد که برایش نوشته : به خانه باز می گردم .

اختصاصی آسمونی
از انسيه نجفی نشلی منتقد سينما

5/5 ( 1 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید