نقد روانشناختی فيلم 25 كيلومتر بر ساعت : دلبستگی ناایمن

نقد روانشناختی فیلم سینمایی ۲۵ کیلومتر برساعت

در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

اختصاصی آسمونی
نقد و تحليل از مرجان دلپسند کارشناس ارشد روانشناسی

یکی از مواردی که می تواند بنیان خانواده را در کشورهای اروپایی و آسیایی و … متزلزل كند ، ترک خانه و خانواده از سوی فرزندانی است که به سن نوجوانی رسیده اند و برای یافتن هویت و الگوی خودساخته ، خانه و خانواده خود را به راحتی برای چند دهه ترک می كنند. این مهاجرت و دوری فرزندان و والدین از یکدیگر می تواند باعث سردی و سست شدن روابط عاطفی و عدم پایداری دلبستگی ایمن بین آنها شود.

مثال این معضل را می توان در فیلم سینمایی ” ۲۵ کیلومتر بر ساعت “ساخته “مارکوس گولر” از کشور آلمان به وضوح ديد. اين فيلم در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد و دو بازیگر اصلی ان “لارس ایدینگر “و” بیارنه مدل ” می باشند .

داستان فیلم ۲۵ کیلومتر بر ساعت درباره اعضای یک خانواده است كه بعد از سالها دوری با مرگ پدر در خانه پدری گرد هم می آیند . خانواده ای که عدم حضور مادر و اثرات منفی آن به صورت بيماری ناگهانی پدر خو د را نشان داده است. در این خانواده دو برادر بعد از رفتن مادر، در كنار پدر زندگی می کردند . اما در همان اوایل نوجوانی پسر کوچک خانواده برای يافتن هویت کامل خود و کسب شغل و درآمد ، خانه و خانواده متزلزل خود را ترک می كند . به طوری که این غیبت چند دهه به طول می انجامد . فرزند بزرگ خانواده که “گئورگ” نام دارد در سالهای پایان زندگی پدر که در بستر بیماری می گذرد ، به مراقبت و نگهداری از وی می پردازد . گئورگ مردی ۴۵ ساله و دارای هویت گسسته ای است که می بایست از دوران نوجوانی کامل می شد . اما به دلیل زندگی در یک خانواده بی بنیان و متزلزل ، منجر به دلبستگی نا ایمن در وی گردیده است . اثرات منفی شکل گیری دلبستگی نا ایمن می تواند منجر به عدم شکل گیری رابط عاطفی و عدم تشکیل خانواده و یا حتی دوست صمیمی باشد . البته مصداق این دلبستگی نا ایمن را می توان در برادر بزرگتر گئورگ به وضوح دید.

کریستیانو برادر کوچکتر نیز که سالهاست در کشور سنگاپور به خاطر داشتن شغلی پردرآمد به خانه پدری رجوع نکرده است حتی حاضر به دیدن پدر بیمارش نيز نبوده. از سوی دیگر گئورگ برادر بزرگتر با وجود اینکه مراقب پدر در طول سالهای غیبت برادر کوچکتر می باشد ، ولی حس و علاقه پدر به برادر کوچکتر و بی توجهی کریستیانو به پدر و دلتنگی پدر برای وی و ‌‌… همگی تبدیل به خشم های فرو خورده ای شده که باعث تنفر و دلخوری و حسادت برادر بزرگتر به برادر کوچکتر شده است.

داستان فیلم از مراسم خاکسپاری پدر و دیر رسیدن کریستیانو شروع می شود . خشم های فروخورده شده ناگهان لبریز شده و باعث نزاع و برخورد فیزیکی این دو برادر با یکدیگر می شود. به هر صورت بعد از پایان مراسم به خانه پدری برمی گردند . اما چیزی که نظر مخاطب را به خود جلب می کند در زمان ورود به خانه پدری نشانی از حزن و اندوه در برادر کوچکتر کریستیانو به خاطر فوت پدر حس نمی شود . دیالوگی که کریستیانو استفاده میکند هم اشاره به خاطرات دوران کودکی دارد که سالهای سال از آن می گذرد . کنجکاوی های کودکانه و مواردی از این قبیل ‌که در شخصیت برادر کوچکتر دیده می شود . گئورگ فردی درونگرا و کریستیانو شخصیتی برونگرا دارد .
همین تفاوت شخصیتی باعث علاقه دو چندان پدر به برادر کوچکتر است . علی رغم آنکه برادر بزرگتر بیشترين خدمت را به پدر كرده است ؛اعم از رسیدگی ، مراقبت، حضور فیزیکی بیشتر در کنار پدر و محبت خالصانه تر نسبت به پدری که بعد از ترك مادر تنها مانده است .

در صحنه ای از فیلم می بینیم که این دو برادر بعد از بازی تنیس یک نقشه پیدا می کنند که اشاره به سفری برنامه ریزی شده با شرایط خاص دارد . به اصرار کریستیانو برادر بزرگتر نیز عازم سفری می شوند که قرار بود در نوجوانی بروند . سفر با موتورگازی پلاک قدیم دو برادر با شرایط خاص خود آغاز می شود . در زمان سفر این دو برادر صفت ها و ضعف های شخصیتی خود را به وضوح به یکدیگر می گویند . مواردی که اگر در دوران نوجوانی مطرح و حل می شد با دو مردنسبتا میانسال و دارای گسستگی شخصیت و ناتوان در بیان احساسات و تداوم آن برخورد نداشتیم . همانطور که در شخصیت این دو برادر می توان دید . این مسئله بخصوص در گئورگ برادر بزرگتر که از نوجوانی تاکنون نتوانسته است علاقه اش را به دختر دوران نوجوانی خود ابراز نماید تا کریستیانو که بعد از بارداری همسرش آنها را ترک نموده است ، دید .
اما در پایان سفر دو برادر اتفاقات مثبتی برای هر دو رقم می خورد .

از جمله بازگشت کریستیانو به سمت پسر نوجوان و همسرش یا ابراز علاقه گئورگ به دختر مورد علاقه اش ( تانیا ) که از نوجوانی تاکنون دل و جرات ابراز علاقه به وی را در خود نمی دید .

اختصاصی آسمونی
نقد و تحليل از مرجان دلپسند کارشناس ارشد روانشناسی

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید