نقد فیلم بی حسی موضعی

نگاهی به فیلم بی حسی موضعی ساخته حسین مهکام

اختصاصی آسمونی
نرگس خرقانی

فیلم بی حسی موضعی ساخته حسین مهکام از جمله فیلم های ایرانی حاضر در سی هفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر است که ابتدا قرار بود در جشنواره فیلم فجر در بهمن ماه به نمایش درآید اما این فیلم آماده اکران در آن جشنواره نشد و بنابراین برای شرکت در این جشنواره از سوی هیات انتخاب پذیرفته شد.

فیلم بی حسی موضعی دومین فیلم کارگردان جوانش است. حسین مهکام با فیلم آزادی مشروط نام خود را به عنوان یک کارگردان سینمایی مطرح کرد و با فیلم بی حسی موضعی نشان داد که می تواند به عنوان یک کارگردان خوشفکر مطرح باشد.

بر خلاف فیلم اول این کارگردان که بسیار فیلم محافظه کارانه و معمولی به شمار می رفت، فیلم بی حسی موضعی به شدت فیلمی آوانگارد و متفاوت در سینمای ایران است. یک فیلم کمدی ابزورد که پا را فراتر از یک کمدی و طنز گذارده و در بسیاری از موارد تبدیل به يك هجویه می شود.

این سبک از کمدی را در سینمای ایران کم سراغ داریم و بیشتر در سینمای کشورهای غربی خصوصا هالیوود می توان آن را دید. کمدی ابزورد ابتدا در نمایشنامه های غربی شکل گرفت و به مرور وارد سینمای آمریکا شد.

در واقع حسین مهکام در مقام نویسنده با ایده گرفتن از این سبک از کمدی از سینمای غرب سعی کرده است به شوخی های روز جامعه ایران بپردازد و آن را کاملا ایرانیزه کند و البته در این راه بسیار موفق عمل کرده است و به دور از ابتذال های موجود در کمدی های در حال حاضر سینمای ایران توانسته است ، مخاطب خود را بخنداند. از این حیث می توان فیلم بی حسی موضعی را یک کمدی شریف دانست که به هر شکلی حاضر به خنداندن مخاطب خود نشده است و به شعور مخاطبانش احترام می گذارد. چیزی که این روزها در فیلم های سینمایی کمدی به سختی می توان یافت!

داستان فیلم درباره چند آدم عجیب و غریب است که در یک شب به همدیگر برخورد می کنند و اتفاقاتی بین آنها شکل می گیرد. از این حیث می توان هر کدام از این شخصیت ها را نماینده یک بخش از جامعه ایران دانست. از جمله جلال با نقش آفرینی حبیب رضایی که ظاهرا یک روشنفکر است. اما رفتارش دچار تناقضات زیادی است و به نظر می رسد که او از روشنفکری تنها ژست ها و اداهایش را آموخته، چیزی که این روزها در جامعه ما نیز زیاد به چشم می خورد. ماری با نقش آفرینی باران کوثری که خواهر جلال است ، بدون اینکه به برادرش چیزی بگوید، ازدواج کرده است.

او اصرار دارد که می خواهد کمی زنانگی داشته باشد و از آن زندگی خسته شده‌ است در حالی که تنها دلیل او برای ازدواج با یک پولدار تازه به دوران رسیده با نقش آفرینی پارسا پیروزفر، پول است و نه چیز دیگر. جلال که از خواهرش عصبانی است از خانه قهر می کند و در این شبگردی با یک راننده تاکسی با نقش آفرینی حسن معجونی همراه می شود و همین باعث نوعی از دوستی میان این دو می شود.در طول فیلم متوجه می شویم که هیچ کدام از این آدم ها زندگی عادی ندارند اما با همه این مشکلات در هر جای شهر صدای گزارش فوتبال به گوش می رسد. انگار مردم به جای حل مشکلات خود به دنبال فراموش کردن و ندیده گرفتن همه چیز هستند و فوتبال در این میان بهترین وسیله است.

گزارش های عجیب و اعصاب خورد کن گزارشگر فوتبال به مرور تبدیل به هجو می شود و جزئی از زندگی مردم شهر! پارسا پیروزفر بر روی فوتبال شرط بندی کرده و تمام دغدغه اش برد و باخت تیم هاست! در کنار آن بالا یا پایین رفتن قیمت ارز نیز برایش مهم است و حتی می تواند منجر به اوور دوز او شود! نماینده کامل پولدارهای تازه به دوران رسیده ای که در این روزها نظیرشان را کم نداریم.کارگردان حتی در این هجویه سینما را هم بی نصیب نگذارده و در این شبگردی شخصیت های فیلم به تماشای سیانس فوق العاده فیلم بی حسی موضعی در سینما می روند! اما در این سیانس فوق العاده همه صندلی ها خالیست! بهترین توصیفی که از این روزهای سینمای ایران و آمارهای فروش می توان داشت!

پایان بندی فیلم نیز به بهترین شکل ممکن برگزار می شود، جایی که همه شخصیت ها پس از این همه تناقضات و مشکلات در جامعه تنها راهی که در آن شب عجیب می یابند رقص است، رقصی که ناشی از بی حسی و بی توجهی است. !

اختصاصی آسمونی
نرگس خرقانی

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید