ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

نقدی بر فیلم سینمایی جن زیبا

نقدی بر فیلم سینمایی جن زیبا

اختصاصی آسمونی
نقد از مرجان دلپسند كارشناس ارشد روانشناسی

سندرم یا اختلال ptsd یا اختلال استرس پس از سانحه ممکن است برای هرکسی و هرزمانی پیش بیاید . از عوامل به وجود آورنده این اختلال می توان به حوادثی مانند مورد آزار جنسی قرار گرفتن ، ضعیف آزاری ، فوت همسر و یا دور شدن از فرزند و … باشد .

این فرد سعی می کند رویداد یا ترومای به وجود آمده را فراموش کند اما شاید نتواند در این امر موفق شود . این تروما به صورت کابوس ، بی خوابی ، ناراحتی شدید و اضطراب فراگیر به گونه ای که ممکن است زندگی فرد را تماما درگیر کند، خود را نشان مي دهد و درجات ابتلا به ان در افراد مختلف متفاوت است .

همانطور که در فیلم سینمایی” جن زیبا “به کارگردانی بایرام فضلی کارگردان نام آشنای ایران می توانیم ببینیم با بازی فرهاد اصلانی بازيگر نقش يدالله و نورگل يشيلجای در نقش دلارام .

داستان فیلم جن زیبا :

داستان این فیلم از جایی شروع می شود که یداله در یک بیمارستان روانی به عنوان پیشخدمت مشغول به کار می شود ، همان مكانی که خودش زمانی به عنوان یک بیمار دارای اختلال ptsd بستری بوده است و این بیماری باعث عدم تمرکز حواس و بیخوابی و کابوس های شبانه در شخصیت یدالله می شود و دلارام نیز در همان بیمارستان بستری می باشد . علت بستری شدن دلارام چیزی که در اول فیلم به صورت نامحسوس نشان داده می شود مورد سوء قصد قرار گرفتن و متعاقب آن از دست دادن قدرت کلامی وی است . یکی از عواملی که باعث بهبودی نسبی این بیماران می شود درک و پذیرش مجدد این بیماران توسط خانواده می باشد . كه اما در مورد خانواده دلارام اينگونه نيست . این مسئله نیز باعث می شود که وی حتی با وجود دریافت درمان های روانشناختی و کلینیکال هیچ گونه ای بهبودی نیابد ‌. او حتی برای دفاع از خود در سرتاسر زندگی خود احساس خطر می نماید تا جايي كه حمل یک ستیز و برنده را با خود واجب و لازم بداند. در ادامه داستان فیلم می بینیم که دلارام دختری مجرد است که در یک روستای دورافتاده در شهر اصفهان به همراه پدر و مادرش زندگی می کند .

عواملی مانند مورد تعرض واقع شدن ، و پذیرفته نشدن توسط خانواده ، عدم حمایت از سوی جامعه ای که در آن زندگی می کند و … باعث به وجود آمدن چندین اختلال روانی از جمله اختلال استرس پس از سانحه و جنون آنی و غیره در شخصیت دلارام می گردد . در ادامه داستان دلارام تصمیم می گیرد از یداله كمك بگيرد. از آنجایی که اختلال استرس پس از سانحه ای که دلارام به آن مبتلاست مزمن بوده و سمپتوم ها و نشانه هایش نیز در نوسان هست با با تداعي برخي از نشانه ها به یاد واقعه تروماتیک می افتد که در گذشته برایش افتاده درست به مانند صحنه ای كه در فيلم می بينيم آنجا كه با ساطور به سه مرد معتاد حمله ور می شود.

اما در پایان داستان یداله که خود نیز بهبود یافته از استرس پس از سانحه است ، قصد حمایت از دلارام و دخترش را می نماید. اما در جامعه و کشوری که به راحتی نمی توان بر چسپ بیمار روانی و دیوانه و مجنون را از مبتلایان این گونه بیماریها برداشت پیوند این دو نیز میسر نمی گردد .

شاید این پایان برای داستان فیلم از سوی جامعه خوشایند باشد. اما می توانست پایانی توام با بهبودی برای دلارام و یداله داستان فیلم فوق باشد . برخوردی نه چندان خوشایند از سوی پدر دلارام‌، پدری که وجود فرزند دخترش را نفی کرده و منکر حادثه ای که برای وی افتاده ، می شود . پدری که بیشتر از آنکه نگران دخترش و وضعیت سلامت او باشد ، نگران قضاوت مردم و چیزهایی که در مورد دخترش و خانواده اش می گویند ، می باشد . اما در نهایت دلارام بدون اینکه درمانی جدی در موردش انجام شود و یا خانواده اش حتی قدمی کوچک برای حل مشکلات او بردارند مجددا در بیمارستان بستری می شود . بی آنکه تاثیری در بهبود روح و روان وی داشته باشد . سلامت روح و روان مادران و دختران در مهم است ‌و نباید دستخوش چنین حوادثی گردد . اگر چنین اتفاقی هم برای یکی از زنان و دختران سرزمین مان ایران اتفاق می افتد نباید با پنهان کاری صورت مسئله را پاک کرد . بلکه باید اقدامی جهت افزایش امنیت و آسایش زنان و دختران که مادران آینده فرزندان این سرزمین هستند قدمی برداشت .

اختصاصی آسمونی
نقد از مرجان دلپسند كارشناس ارشد روانشناسی

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید