پیر لوئیجی کولینا مشهورترین داور تاریخ فوتبال در تهران + بیوگرافی

پیرلوئیجی کولینا که قبلا مشخص شده بود برای تماشای دربی 89 به ایران سفر خواهد کرد صبح 10 فروردین 1398 وارد تهران شد و با استقبال مهدی تاج همراه شد .

بیوگرافی پیر لوئیجی کولینا :

پیرلوییجی کولینا 13 فوریهٔ 1960 در بولونیا به دنیا آمد و در سال 1984 از دانشگاه بولونیا با مدرک اقتصاد فارغ‌التحصیل شد. در دوران نوجوانی در یک تیم محلی در پست دفاع وسط بازی می‌کرد اما در سال 1977، متقاعد به ثبت نام در دوره‌های داوری شد، جایی که دریافت استعداد خاصی برای اینکار دارد.

ظرف مدت 3 سال در حالی که مشغول به گذراندن دوران خدمت سربازی بود، در بالاترین سطح مسابقات منطقه‌ای داوری کرد. وی در سال 1988، با سرعتی بیش از حد طبیعی، به بخش سوم ملی، سری C1 و سری C2 و بعد از سه فصل به مسابقات لیگ سری آ و سری بی ترقی کرد.

در این زمان بود که وی به ریزش موی شدید مبتلا شد که باعث از دست دادن دائمی موهای سرش شد و به او ظاهری متمایز به کله طاس بخشید که از این پس وی را با لقب ” کوجاک ” خطاب می‌کردند.

در سال 1995، پس از داوری در 43 مسابقه لیگ سری آ، او در لیست داوران فیفا قرار گرفت. او داوری در 5 مسابقه از بازی‌های المپیک ۱۹۹۶ شامل فینال بین نیجریه و آرژانتین را بخود اختصاص داد. او فینال لیگ قهرمانان اروپا 1999 بین تیم‌های بایرن مونیخ و منچستر یونایتد را سوت زد. او از این بازی به عنوان خاطره انگیزترین مسابقه اش بخاطر تشویق‌های پایانی بازی یاد کرده که خود آن را ” غرش شیر ” نامیده‌است. در این بازی 3 دقیقه وقت اضافه در نظر گرفت که باعث شد، بایرن مونیخی که در طول 90 دقیقه با گل ماریو باسلر پیروز میدان بود، در دو دقیقه پایانی ببازد و جام را در استادیوم نیوکمپ به منچستر یونایتد واگذار کند.

در سال 2002، به اوج زندگی حرفه‌ای خود هنگامی که برای بازی فینال جام جهانی بین تیم ملی آلمان و تیم ملی برزیل برگزیده شد، دست یافت. پیش از مسابقه، الیور کان به آیریش تایمز گفته بود: ” کولینا داوری در سطح جهانی است و شکی در آن نیست، اما برای ما خوش یمن نیست. اینطور نیست؟ ” کان به دو بازی حساس قبل اشاره کرده بود که کولینا داور بود و کان در آن بازی‌ها حضور داشت: فینال لیگ قهرمانان اروپا 1999، که منجر به باخت2 بر1 بایرن مونیخ شد و باخت 5 بر 1 تیم ملی فوتبال آلمان برابر تیم ملی فوتبال انگلستان در سال 2002. شانس در فینال به کان رو نکرد که باعث باخت 2 بر 0 آن‌ها شد.

در سال 2003، زندگینامه خود را با عنوان قوانین من در بازی (به ایتالیایی: Le Mie Regole del Gioco) منتشر کرد.

 اختصاصی آسمونی – مهدی زارعی

کولینا از نگاه کولینا

روز سیزده فوریه ، پیرلوییجی کولینا داور اهل بولونیای ایتالیا وارد 59 سالگی شد . این داور طی سالهای 1995 تا 2005 در لیست داوران فیفا قرار گرفت و رقابت های بسیار مهمی از قبیل فینال جام جهانی 2002 ، فینال لیگ قهرمانان 1999 و فینال جام یوفای 2004 سوت زد . با هم مروری داریم بر خاطرات کولینا . ببینیم او خودش را چگونه معرفی می‌کند ؟

به فینال جام جهانی فکر هم نمی کردم

هنگامی که داوری را در سطح حرفه ای شروع کردم هرگز انتظار نداشتم روزی فینال جام جهانی را قضاوت کنم ، چرا که قضاوت در فینال جام جهانی تنها بسته به توانایی و عملکرد من نبود و انسان هرگز نمی تواند دستیابی به چیزی را که صرفا بستگی به تلاش و توانایی و عملکرد من نبود و انسان هرگز نمی تواند دستیابی به چیزی را که صرفا بستگی به تلاش و توانایی های فکری و جسمی او ندارد جزء اهداف خود قرار دهد و برای دستیابی به آن برنامه ریزی کند . چند روز پیش از عزیمت به ژاپن از من پرسیدند : « دوست داری از این مسابقات چه چیزی عایدت شود ؟ »  پاسخ دادم : من برای کار قضاوت به ژاپن می روم و غیر از آن به چیز دیگری فکر نمی کنم و در پی کسب چیزی غیر از اجرای یک قضاوت خوب و قابل قبول نیستم . از سوی دیگر ، یک داور مجاز نیست غیر از این انتظار دیگری داشته باشد .

وظیفه ی یک داور این است که آنچه را از او خواسته شده به بهترین نحو انجام دهد و آن قضاوت یک بازی است ، چه این بازی اولین بازی آن دوره از مسابقات باشد چه آخرین بازی . یک داور همیشه باید آماده آماده باشد و سعی کند بهترین عملکرد را در میدان به نمایش بگذارد اما این فاکتورها به تنهایی در موفقیت و پیشرفت او موثر نیستند . برخی فاکتورهای تعیین کننده ی خارج از اختیار و کنترل او نیز قضاوتش را در یک یا چند بازی بیشتر و یا حتی در بازی فینال تعیین می کنند . آسمونی ، در هر صورت ، تلاش یک داور باید در جهت اجرای نمایشی خوب و بی نقص باشد . این نهایت کاری است که او می تواند انجام دهد . سایر مسائل بستگی به نوع عملکرد او ندارد . کافی است تلاش او با عامل دیگری همراه شود تا نتیجه ی لازم به دست آید و آن دوره خوب ظاهر شود و به مراحل بالاتر صعود کند ، به دلیل حساسیت بازی ها طبق قانون ، آن داور باید به کار قضاوت خود در آن دوره پایان دهد ، واقعه ای که من در 1998 در فرانسه و مسابقات قهرمانی اروپا در سال 2000 تجربه کردم .

کم تجربه در مقابل همکاران

هنگام برگذاری مسابقات جام جهانی در فرانسه با اینکه به اندازه ی کافی مورد توجه مسئولین واقع شده بودم ، در مقایسه با سایر همکارانم هنوز یک داور جوان محسوب می شدم. داورانی چون « ماریو فن در اند » ، « مارک باتا » ، « کیم میلتون نیلسن » ، « خوزه ماریا گارسیا آراندا » و « هیو دالاس » در مقایسه با من تجارب بین المللی بیشتری داشتند . برخی به دلیل سن و سال بالاتر و بالطبع تجربه ی بیشتری که داشتند برتر از من بودند و برخی دیگر به دلیل اینکه اهل کشورهای شمال اروپا بودند. باید گفت داوری در این مناطق سیر تکامل و پیشرفت را بسیار سریع تر از ایتالیا طی کرده و این داوران در مقایسه با داوری ایتالیایی مثل من فرصت بیشتری برای کسب تجارب بین الملی داشتند. به عنوان مثال نیلسن که حتی چند ماه جوان تر از من بود ، در 28 سالگی به عنوان یک داور بین المللی منصوب شده بود که چنین چیزی در کشور من به هیچ وجه امکان پذیر نیست .

اولین قضاوت در جام جهانی و یورو

آسمونی ، اولین قضاوت من در مسابقات جام جهانی 1998 مابین دو تیم هلند و چک بود . یک بازی حساس و دشوار . پس از آن قضاوت بازی فرانسه و دانمارک را برعهده داشتم اما در این مرحله تیم ایتالیا به مسابقات یک چهارم نهایی راه یافت و طبق قانون ، داورانی که از این مرحله به بعد تیم ملی کشورشان همچنان در مسابقات حضور داشت ، حذف شدند . هنگام برگزاری مسابقات قهرمانی اروپا به عنوان یکی از اعضای گروه اول داوران برای داوری دو تیم هلند و جمهوری چک منصوب شدم و پس از آن قضاوت دشوار و پر مخاطره ی دو تیم انگلستان و آلمان را بر عهده داشتم و نهایتا مسابقه ی یک چهارم نهایی را مابین دو تیم فرانسه و اسپانیا داوری کردم .

احساس نومیدی

با ورود تیم ایتالیا به مرحله نیم نهایی طبق قانون باید کنار می رفتم . با اینکه همه داوران از ابتدا از این قانون مطلع هستند اما به خاطر دارم هنگامی که نتایج حاصله به معنی پایان کار من و بازگشت به خانه بود ، سخت احساس ناامیدی می کردم . هر چند می گویند همیشه باید امیدوار بود و تا زمان مرگ نباید امید خود را از دست داد . با این وجود وقتی دیدم همکارم « مارک باتا » داور فرانسوی پیش از اعلام نتایج چمدان های خود را جمع می کند خیلی ناراحت شدم . می دانستم که برای به نمایش گذاشتن یک قضاوت مطلوب نهایت سعی خود را کرده ام و به خوبی از عهده ی کار خود برآمده ام . دانستن این حقیقت که عامل اصلی ترک مسابقات نتایج حاصله توسط تیم ملی ایتالیا بوده نه نتیجه ی عملکرد من ، بازگشت مرا به خانه آسان تر می کرد . نهایتا اگر در جام جهانی کره و ژاپن نیز تیم ملی ایتالیا شایستگی صعود به مراحل نهایی را داشت ، باز من مجبور بودم پیش از آخرین مسابقه تسلیم شوم و کنار بروم . البته از اینکه تیم ملی ایتالیا شانس صعود به مراحل نهایی را نیافت بسیار متاسفم  و فکر می کنم صحیح نیست یک داور برای دستیابی به اهداف خود و ارتقای شغلی اش خواستار شکست تیم ملی کشورش باشد .

یک تماشاگر در جام جهانی

هنگامی که در پاریس با صعود تیم ایتالیا به مرحله ی یک چهارم نهایی از ادامه ی کار بازماندم ، به اتفاق همسرم به تماشای بازی ایتالیا – فرانسه نشستم . چقدر رویایی و خاطره انگیز بود . هواداران با پرچم های رنگی چه فضای دوست داشتنی و دل انگیزی ایجاد کرده بودند . ولی افسوس که بازی با شکست تیم ایتالیا خاتمه یافت . مشابه چنین صحنه ای را در سال 1990 هنگامی که به همراه همسرم برای تماشای بازی فینال مابین دو تیم آلمان و آرژانتین در جام جهانی ایتالیا رفته بودیم به یاد می آورم ، زمانی که هنوز در سری C قضاوت می کردم . وقتی به آن روز فکر می کنم اولین چیزی که به خاطر می آورم حال و هوای شگفت انگیز و پرهیجان استادیوم ملو از جمعیت طرفدار دو تیم فینالیست و مشتاقان فوتبال از سرتاسر جهان بود که با حضور خود فضایی گرم و پرشور ایجاد کرده بودند .

حقیقتا جشن باشکوهی بود ، نه فقط از این دیدگاه ورزشی بلکه از نظر ارتباط اجتماعی و اتحادی که مابین طرفداران تیم های مختلف با فرهنگ ها و آداب متفاوت به خاطر علاقه به فوتبال ایجاد شده بود . تنها یک مورد ، زیبایی آن بعداز ظهر به یاد ماندنی را خدشه دار کرد : هنگامی که آهنگ سرود ملی آرژانتین نواخته می شد ، تعداد کثیری از حاضران در ورزشگاه با سوت زدن و هو کشیدن با اصطلاح نارضایتی خود را از شکست تیم ملی ایتالیا نشان دادند و احساسات ملی طرفداران تیم آرژانتین را خدشه دار کردند ….

اختصاصی آسمونی 

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید