معرفی فعال‌ترین و پرکارترین کاراکتر در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

معرفی فعال‌ترین و پرکارترین کاراکتر در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر:

اختصاصی آسمونی
نقد از نجيبه نعمتي منتقد سينما
کسب سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بهترین و مهمترین دستاورد سینمایی کشور محسوب می‌شود. جایزه فوق نتیجه فعالیت و زحمت افرادی است که در یک سال برای سینمای کشور فعالیت داشته اند؛ اما تعداد و نوع این جایزه محدود است. افراد زیادی از گردونه رقابت برای کسب جایزه، حذف و عده‌ای دیگر سیمرغ را نه بر شانه بلکه بر کف دستانشان به خانه خواهند برد. سیمرغ بلورین معمولا به بهترین بازیگر، بهترین کارگردان و…داده می‌شود. بازیگرانی هستند که در یک سال سینمایی پرکارترین و در بیشتر فیلم‌ها حضور فعال و چشمگیر داشته باشند؛ اما متاسفانه جایزه سیمرغ بلورین برای پرکارترین کاراکترها وجود ندارد. بازیگران پرکاری امسال در جشنواره حضور دارند که در سه و یا چهار فیلم بازی کرده اند؛ اما این تمام توان بازیگران است بیشتر از این کسی نمی‌تواند در فیلم‌ها حضور بیابند.

بابک حمیدیان به خاطر بازی در فیلم‌های معکوس، مسخره باز و یا شبنم مقدمی به خاطر بازی در فیلم‌های وقتی ماه کامل شد، زهر مار و چند بازیگر دیگر را می‌توان نام برد که حداقل در سه و یا چهار فیلم بازی کرده اند. یافتن آنها کار آسان و به راحتی قابل دسترسی است؛ اما همان طور که گفته شد کسی توان بازی در اکثر فیلم‌های جشنواره را ندارد. این خارج از توان بازیگران است که در بیش از بیست فیلم در طول یک سال حاضر باشند. نقش این کاراکتر آنقدر مهم است که هر زمان کارگردان نیاز به ایجاد حس تعلیق، ترس، ایجاد تغییر در شخصیت اصلی و… داشته باشد او نیز حاضر بوده و برای ایجاد این احساسات از تمام وجود خود مایه می‌گذارد.

همانطور که گفته شد این خارج از توان الانسان است .كاراكتري که بتواند ضعف‌های کارگردانی را بپوشاند و مخاطب را به خواسته‌های کارگردان نزدیک تا بتواند حسی را که او می‌خواهد به مخاطب منتقل سازد.
همیشه از این که سینمای ایران از نیروی ماورالطبیعه و ابر قدرتها استفاده نمی‌کند گفته شده است اما این نیرو همیشه و همه جا حضور دارد. این نیروی قدرتمند در سینمای ایران، کاراکتری که هر زمان کارگردان کم می‌آورد مانند یک ابرقدرت از آسمان فرود می‌آورد کسی نیست جزء باران.
نشانه شناسی و استفاده از قدرت، تاثیر نمادها و سینما برای پیشبرد انتقال حس برای مخاطب امری اجتناب ناپذیر است. استفاده از نشانه‌های قراردادی مانند دود، چراغ‌های راهنمایی، استفاده از آژیر آمبولانس و یا ماشین پلیس امری است که مخاطب را مجذوب فیلم می‌سازد؛ اما استفاده مکرر از این نشانه‌ها و دوری از خلاقیت به امری همیشگی سینمای کشور در آمده است. بیشتر فیلم‌هایی که در سینما و در ایام جشنواره به نمایش در آمده اند از باران برای انتقال حس های متفاوت استفاده کرده اند. این کاراکتر دال برپاکی و طهارت و یا تغییر وتحول دارد. زمانی می‌شورد، تطهیر می‌کند، رعد و برقش دال بر اتفاق بد و …است.

حتی برای این امر در سیستان و بلوچستان کم بارش نیز امور طبیعی از حالت خارج شده و نه از آسمان که از ماشین‌های آبپاش فرو می‌بارد. آن هم در کشوری که آب دارد اما خیلی کم دارد.
کارگرانان و فیلمنامه نویسان کشور نیاز به خلاقیت بیشتری در کاربرد علم نشانه شناسی دارند. خلاقیتی برای استفاده از نماد و نشانه‌هایی که مخاطب را به احساس خود نزدیک‌تر سازند.
علم نشانه شناسی در سینما و کاربرد صحیح آن در سینما امری مهم است. چرا که نشانه زبان ارتباطی مابین فیلم و مخاطب است. علمی برای شناخت درام است.کارگردان نشانه‌های خاص خود را در جای جای فیلم همچون دام‌های کوچکی قرار می‌دهد تا مخاطب به قلابی خود گرفتار سازد.
استفاده مکرر کارگردانان از نماد باران آن را به امری دم دستی مبدل ساخته است. استفاده از نماد و نشانه‌ها باید مبتنی بر منطق و در راستای مدلول باشد.
چیزی که در فیلم‌های کنونی جشنواره شاهد هستیم استفاده بی مورد و غیر ضروری از این نشانه است. به نحوی که در فیلم‌هایی که از سیستان و بلوچستان ساخته شده است و سال‌های سال است که خشکسالی و بی بارانی آن زبانزد است برای اهداف فکری کارگردان فیلم نیز باران از زمین و آسمان فرو می‌ریزد. استفاده بیش از اندازه از نماد باران بار نشانه شناسی آن را کاسته است.
باید به یاد داشته باشیم استفاده از نماد و نشانه یک علم است. علمی که باید با هوشیاری از ان استفاده نمود.

اختصاصی آسمونی
نقد از نجيبه نعمتي منتقد سينما

نظر خودتان را ارسال کنید