سینمای ایران

بانوان سینماگر در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر

12 بانوان سینماگر در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر

بانوان سینماگر در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر

اختصاصی آسمونی
انسیه نجفی نشلی کارشناس زبان و ادبیات فارسی و هنر آموخته دوره ششم فیلمسازی از مرکز آموزش فیلمسازی (باغ فردوس)، نویسنده و منتقد سینما

حضور پر رنگ بانوان در سی وهفتمین جشنواره فیلم فجر قابل اعتناست . هفت فیلمساز زن، دوتهیه کننده وسه داور زن در جشنواره حضور فعال دارند.

داوران زن در دو بخش حصور دارند : پوران درخشنده (کارگردان) و ريما رامین فر (بازیگر)، البته آیدا پناهنده داور بخش نگاه نو ، هم داور بانوی جشنواره است .
تهبه کنندگان زن : زینب تقوایی تهیه کننده “سمفونی نهم” محمدرضا هنرمند و الهه نوبخت ، تهیه کننده مستتد “دلبند” و آزیتا موگویی تهیه کننده وکارگردان”ایده اصلی ” نیز هستند. در بخش فیلم کوتاه ، آزاده شاهمیری بطور مشترک با سهیل امیر شریفی، تهیه کننده فیلم کوتاه “گسل” و امیلی پرسونز بطور مشترک با فاطمه احمدی تهیه کننده گی “دریای تلخ” را بعهده دارند.

نرگس آبیار کارگردان “شیار ۱۴۳”و “نفس” باچهارمین اثرش”شبی که ماه کامل شد “شاخص ترین بانوی حاضر در جشنواره سی وهفتم است .
“شبی که ماه کامل شد” اثر بانو نرگس آبیار ، تلفیق چند ژانر ملودرام عاشقانه اجتماعی و جنگی و سیاسی است که به فرجامی تراژیک می انجامد؛ تراژدی راز گونه و دردناک از عشقی نافرجام که در فرو می پاشد . فیلمی کوبنده و قدرتمند و پر پروداکشن وجلوه های ویژه که بانویی مقتدر برآن كارگرداني می کند و خيلي ها از ان به عنوان بهترين فيلم جشنواره امسال ياد مي كنند. نگاه غالب بر فیلم بینشی عاشقانه است كه همراه با جریانات خاص شده است .برشی از روایت یک رابطه احساسی و لطیف که توسط بادهای مخالف سهمگین در هم تنیده شد. قصه محکم و ساختار استاندارد ، بازی های خوب و ریتم مناسب ، جلوه های ویژه قابل دفاع ، کارگردانی و روایتگری مناسب، از نکات مثبت فیلم است. روایت درام دو بخش دارد : بخش اول درگیر و دار لطافت یک عشق که به ازدواج انجامید و بخش دوم ، اوج یک حادثه دهشتناک عجیب است که بطور زیرپوستی و بتدریج مثل موریانه قصه را می خورد و عشق را پودر می کند . فیلم بانو آبیار را می توان بارها دید و تحلیل کرد.

آزیتا موگویی با فیلم “تراژدی” در جشنواره فجر سی ودوم و هم اکنون با “ایده اصلی”در مقام کارگردان و تهیه کننده در جشنواره جلوه گری می کند .

“ایده اصلی “بانو آزیتا موگویی ، فیلمی معمایی وماجرا جویانه بانگاهی تازه به زندگی شیک و لاکچری هموطنان ایرانی به ویژه نسل جوان داخل وخارج از کشور را به مخاطبین می نمایاند. فیلمی سرگرم کننده، تاحدودی پر هیجان ، شیک و در عین حال کم خرج (نسبت به موارد مشابه خود) و روشنگرانه که در انتها پیامی اخلاقی نیز دارد. روایت قصه در درام با صحنه های موازی و تکرار برخی ماجراها و خرده پیرنگ ها و تدوین خاصی برای در آوردن آنچه مدنظر فیلمساز است ، شلوغی روایی به روند قصه پردازی فیلم تحمیل کرده اما روال سیستماتیک فیلم این شیوه را توجیه می کند. تصاویر همانند پازل کنارهم قرار می گیرد و روایت ماجراها با تقسیم اطلاعات روایی درام ، طوری پیش می رود که به محض حضور یک پرسوناژ و همذات پنداری با او، در صحنه ای از روایت موازی، خرده پیرنگ و داستانک های دیگر ، پرده از شخصیت درونی اغواگر کلاهبردارانی که در پی کسب در آمد از لبخند ظاهری یکدیگرند، برمی دارد. ایده اصلی با تمام ضعف ها وحسن هایش حس خوبی در من ایجاد کرد.
مونا زندی حقیقی که با فیلم “عصر جمعه”سیمرغ بلورین بخش” نگاه نو ” را در اولین حضورش در جشنواره فجر گرفته بود، با بنفشه آفریقایی در جشنواره حضور دارد.
بنفشه آفریقایی اثر مونا زندی حقیقی روایت عاشقانه دو زندگی به موازات یکدیگر است . یک زندگی از هم پاشیده که هنوز بوی عاشقانه های کهنه اش به مشام می رسد و یک زندگی جاری در اکنون که زنده است و در کشمکش با عشق قدیمی از هم گسسته ! این مثلث عشقی در خانه ای سنتی در بخشی ازشمال ایران روایت می شود اما باور پذیری این روایت دراماتیک (ملودرام عاشقانه)در جامعه ای سنتی (بر اثر نشانه هایی که در فیلم آمده)سخت به نظر می رسد. واقع گرایی و دیدگاه احساسی زنانه در این گونه آثار تداخل می کند و ساختاردرام را مخدوش می سازد. تضاد سنت روایت شده ای که از در و دیوار خانه و محله قصه فیلم می بارد، با بینش باز و مدرن زن وهمسرش که عشق اول او را در خانه می پذیرد و نوع روایت درام ، منطق روایی داستان را متزلزل وباور پذیری اش را مشکل می سازد . پردازش بهتر پیرنگ و پختگی اصول پایه ای روایت ، هضم و باور پذیری ماجرا را آسانتر می کرد.

فیلم “داره صبح می شه” یلدا جبلی، در بخش هنر وتجربه جشنواره سی وسوم نامزد دریافت جایزه شده بود ، جبلی با فیلم “جمشیدیه” در جشنواره سی و هفتم حاضر است.
“جمشیدیه “اثر بانو یلدا جبلی ، با سکانس افتتاحیه و تیتراژ گونه شلوغ و پر انرژی و خوبی شروع می شود و معرفی پرسوناژها و ماجرا با تصاویر اورشولدر در پس روایت پر هیجان سارا بهرامی و حامد کمیلی، مخاطب را با لبخند به ادامه درامی پرکشش فرا می خواند. مخاطب یکباره به قصه پرتاب می شود و زوج پر انرژی ودوست داشتنی قصه با روایت یکباره از مرگ نابهنگام مردی سخن می گویند که شخصیت مبهم و پنهان و معمولی سکانس افتتاحیه است. از اینجا به بعد مخاطب با نوعی روایت ابهام آمیز و کمی عجیب از شخصیت پریشان زن قهرمان فیلم همراه است. درست است که ابهام و وضوح کم در بیان روایی درام تا حدودی عمدی است اما ضعف پردازش و نداشتن استدلال منطقی وکافی روایی ، ساختار درام را با مشکل و باور پذیر نبودن آن، مواجه می کند. قابل پیش بینی بودن ماجرا بدون استفاده به جا ودراماتیک و رد پای حضور روایتگر و فیلمساز برای رساندن منظور و استدلال منطقی روایت، نه تنها حسن نیست بلکه مخاطب را در سردرگمی فرو می برد. ابهام در منطق روایی و دادن اطاعات بطور تدریجی به مخاطب ضعف نیست اما به شرطی که خسته کننده و سطحی نباشد. در مجموع فیلم کادری خوب و دستمایه روایی و پتانسیل مناسبی، در دست داشت اما نتوانست آنچه شایسته است روایت کند .

اختصاصی آسمونی
انسیه نجفی نشلی کارشناس زبان و ادبیات فارسی و هنر آموخته دوره ششم فیلمسازی از مرکز آموزش فیلمسازی (باغ فردوس)، نویسنده و منتقد سینما

تازه های آسمونی

مدارس کشور شنبه ۳۱ فروردین تعطیل نیست

طاهره رضایی

رژه روز ارتش برگزار شد / رونمایی از تجهیزات ارتش قدرتمند جمهوری اسلامی ایران

طاهره رضایی

سامسونگ از دو گوشی گلکسی A60 و A40s در چین رونمایی کرد

احمدرضا راجی

باند سرقت ارز در تهران متلاشی شد

طاهره رضایی

بیست و دومین نواده مولانا در تلویزیون

طاهره رضایی

غلامرضا تختی به روايت بهرام توكلی

لیلا شاهپوری

نظر شما چیست؟