ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

نگاهی به فیلم تختی : روایت زندگی یک اسطوره ملی

نگاهی به فیلم تختی

اختصاصی آسمونی
نقد از نرگس خرقانى منتقد سينما

ساخت فیلم درباره اسطوره های ملی در کشورهایی که صاحب سینما هستند، کاری معمول و متداول است. تختی یکی از مهمترین اسطوره های تاریخ معاصر ایران است که طی سال ها برای بسیاری از ایرانیان یک الگو بوده است و داستان های زیادی پیرامون زندگی این قهرمان وجود دارد، بنابراین ساخت فیلمی درباره این اسطوره تکرار نشدنی ایرانیان بسیار ضروری و حتی می توان گفت دیر بود.

سال ها پیش مرحوم علی حاتمی بنا داشت تا فیلمی درباره غلامرضا تختی بسازد، اما بیماری، این فیلمساز صاحب سبک و مولف کشورمان را امان نداد و نتوانست این پروژه مهم ملی را به سرانجام برساند. پس از مرگ علی حاتمی، بهروز افخمی این فیلم را با فیلمنامه ای بسیار متفاوت جلوی دوربین برد. فیلمی که بیشتر یک فیلمی پلیسی درباره رمزگشایی یک مرگ مشکوک بود تا اینکه چیزی از زندگی جهان پهلوان تختی را به مخاطب ارائه کند. در واقع افخمی فیلم خودش را ساخت و آن فیلم هیچ ارتباطی به فیلم علی حاتمی نداشت.

فیلم غلامرضا تختی ساخته بهرام توکلی به واقع فیلمی درباره زندگی این ورزشکار و اسطوره ایرانی است و در تمام طول فیلم ما شاهد زندگی تختی از دوران کودکی تا لحظه مرگ او هستیم. در طول فیلم سعی شده است که با نمایش بخش های مهمی از زندگی تختی در دوران های مختلف، مخاطب بیش از پیش به او نزدیک شود و تصویر شفاف تری از زندگی این اسطوره داشته باشد.
توکلی که فیلمسازی را با ساخت فیلم های هنری که بیشتر برای مخاطب خاص مناسب بود، آغاز کرد اما با فیلم های اخیرش نشان داده است که تصمیم دارد از فیلم های هنری و کم هزینه فاصله بگیرد و به دنبال ساخت فیلم هایی با پروداکشن عظیم و مورد پسند مخاطب عام است. اما این نزدیک شدن به مخاطب عام دلیل بر سهل انگاری این فیلمساز در فیلم های جدیدش نیست. بلکه او با وسواس خاصی فیلم هایی با پروداکشنی عظیم می سازد. فیلم هایی که به نوعی در بالا رفتن سطح کیفی تکنیک در سینمای ایران کمک می کند.
در فیلم غلامرضا تختی، بهرام توکلی بسیار خوب از جلوه های ویژه برای نمایش صحنه های تاریخی استفاده کرده است. در کنار آن طراحی صحنه، لباس و گریم های بسیار عالی که در این فیلم مورد استفاده قرار گرفته است، توانسته این فیلم را از این حیث در سطح استانداردهای جهانی نشان دهد و جز فیلم هایی قرار گیرد که سطح استانداردهای سینمای ایران را در زمینه های تکنیکی بالا برده است.

به طور مثال سکانس مسابقه فینال المپیک ملبورن در مقابل حریف آمریکایی در سینمای ایران بی نظیر است و برای اولین بار شاهد سکانسی اینچنین نفس گیر درباره کشتی، ورزش ملی ایرانیان هستیم. این سکانس آنقدر خوب و حساب شده ساخته و طراحی شده است که حتی می تواند در آینده الگویی باشد برای بسیاری فیلمسازانی که می خواهند فیلم درباره ورزش و خصوصا ورزش های انفرادی بسازند.
با وجود تمامی این نکات مثبت اما توکلی نتوانسته از دل زندگینامه تختی یک فیلمنامه منسجم و خوب خلق کند و تنها در فیلم شاهد بخش هایی از زندگی این قهرمان هستیم. این نوع روایت در فیلم مستند هم می تواند بسیار واقعی تر اتفاق بیافتد و توکلی از یک روایت مستند گونه درباره زندگی این اسطوره فراتر نرفته است.
برای نمایش تختی به عنوان شخصیتی که مورد اعتماد بسیاری از مردم است و به همه کمک می کند نیز، کارگردان مرتبا دست به تکرار زده است و این تکرارهای بیش از اندازه و نمایش چندین باره کمک های نقدی تختی به مردم پس از مدتی خسته کننده می شود.

می توان گفت بهرام توکلی به عنوان نویسنده و کارگردان نتوانسته با خلاقیت لازم در این بخش ها به یک روایت تصویری و دراماتیک برسد.
با وجود ضعف های موجود در فیلمنامه، اما فیلم غلامرضا تختی نمونه خوبی از یک فیلم درباره یک اسطوره ملی است و البته نوید دهنده ساخت فیلم هایی از این دست. همچنین این فیلم در جذب مخاطب عام و فروش گیشه نیز می تواند بسیار موفق عمل کند.

اختصاصی آسمونی
نقد از نرگس خرقانى منتقد سينما

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید