عوامل موثر در ایجاد خشونت اجتماعی

همانطور که می دانید متاسفانه امروزه در جامعه ایرانی خشونت اجتماعی و پرخاشگری و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار زیاد شده است. آسمونی در این بخش در مورد عوامل موثر در ایجاد خشونت اجتماعی صحبت می کند.

عوامل موثر در ایجاد خشونت اجتماعی

کارشناسان در تعریف خشونت اجتماعی می‌گویند؛ خشونتی است که ممکن است از سوی فرد به فرد دیگری مثلاً از سوی پدر به فرزند یا از طرف یک گروه به فرد مثل خشونت باندهای شرور در اخاذی از یک فرد یا از سمت یک گروه در برابر گروه دیگر به طور مثال در منازعات قبیله‌ای روی ‌می‌دهد. این کارشناسان اجتماعی معتقدند پدیده خشونت اجتماعی را نمی توان جدای از خشونت فرهنگی یا اوضاع و احوال اقتصادی یک جامعه در نظر گرفت.

در عین حال تحولات تاریخی هر جامعه‌ای را بر کمیت و کیفیت خشونت اجتماعی در هر مقطع زمانی تاثیرگذار می‌دانند. با رخ دادن حوادث تلخی که این روزها در اخبار و روزنامه ها می خوانیم، حکایت از آن دارد که موضوع پرخاشگری‌ها و خشونت‌ها به اوج خود رسیده و به بحث داغ روز تبدیل شده است.

خشونت‌ها زیاد بود، بیشتر دیده می‌شود

یک سوال اساسی درباره این اتقافات آن است که ما نسبت به قبل خشن‌تر شده‌ایم یا نه. یکی از جامعه شناسان اعتقاد دارد که میزان این خشونت‌ها و پرخاشگری‌ها در جامعه ما بالا بوده است و فقط این روزها بیشتر به چشم می‌آید؛ «این طور نیست که مسائل مربوط به خشونت‌ها و پرخاشگری‌ها حاد شده باشد. قبلاً هم به همین اندازه زیاد بوده است اما این روزها این ماجراها بیشتر رسانه‌ای می‌شود.

موارد دیگری هم قبلاً بوده که مطرح شده و این خشونت‌ها بیشتر به چشم آمده است. گاهی هم رسانه‌های بیگانه از این مسئله سوءاستفاده می‌کنند تا با دستکاری این اخبار یک مسئله اجتماعی را مصادره به مطلوب خودشان کنند و بگویند که در کشور امنیت نیست.»

این جامعه شناس در تحلیل ریشه‌های وجود چنین پدیده‌ای می‌گوید: «این مسئله ریشه‌های مختلفی دارد که از جنبه‌های گوناگون قابل بررسی است اما شاید دو مورد از بقیه بیشتر به چشم بیاید و مهم‌تر باشد. این خشونت‌ها و پرخاشگری‌ها در درجه اول ریشه در مسائل اجتماعی دارد. اصولا خشونت‌های اجتماعی محصول احساس محرومیت‌های نسبی است.

وقتی توقعات در جامعه‌ای بالا برود و در واقع گروه‌های اجتماعی وسایل لازم برای دستیابی به اهداف مورد نظرشان را نداشته باشند، احساس محرومیت غالب می‌شود و تبعاتی به بار می‌آورد. رسانه‌های جمعی هم در روزگار ما روی این موضوع تاثیر بسزایی دارند. وقتی این رسانه‌ها کالاها و خدمات جدید را تبلیغ و ارزش‌های جدید ایجاد می‌کنند، اگر رسیدن به آنها ممکن نباشد حالت خوبی به وجود نمی‌آید و منجر به خشن بودن فرد و جامعه می‌شود.

اگر از جنبه دیگری پیشینه و سابقه این افرادی را که خشونت و پرخاشگری را اعمال می‌کنند بررسی کنید، متوجه خواهید شد که این افراد در زندگی‌شان تجربه ناکامی و محرومیت‌ و مورد خشونت واقع شدن را داشته‌اند.»

این جامعه شناس در ادامه حرف‌هایش به راه و روش کنترل خشونت‌ها در جامعه اشاره می‌کند و نوع این مدیریت‌ را یکی از عوامل پایین یا بالا رفتن این پدیده می‌داند؛‌«یک مقداری از این خشن شدن‌ها هم به روش‌های مدیریت و کنترل خشونت اجتماعی برمی‌گردد. بعضی مواقع پلیس نیروهای خودش را در سطح شهر و خیابان‌ها زیاد می‌کند تا موجب کنترل و نظم شود اما به آثار کارش واقف نیست. به نظر می‌رسد مدیریت این مسائل با استفاده از روش‌های قهری و زیاد کردن نیروهای انتظامی اشتباه است و باید به فکر کارهای زیربنایی بود. شرایط باید موجب نظم شود نه ابزارها و راهکارهای دیگر.»

باید عالمانه‌تر برخورد کرد

وقتی خوب به این حادثه‌ها نگاه می‌کنیم، پی می‌بریم خیلی از این اتفاقات بدون هیچ گفت‌وگویی بین دو طرف ماجرا اتفاق افتاده است و اصولا دیالوگ‌هایی که در گذشته در بین افراد جامعه‌ ایرانی با این مختصات فرهنگی برقرار بود از بین رفته. این جامعه شناس معتقد است این موضوع نتیجه بستری است که جامعه برای آن فراهم می‌کند؛ «اصولا وقتی میزان خشونت‌ها بالا می‌رود، دو نوع برخورد با آن صورت می‌گیرد. یکی مواجهه آزادمنشانه است که در آن لوازم و ابزار گفت‌و‌گو فراهم است و مشکلات با دیالوگ برقرار کردن حل می‌شود.

اما برخورد دیگر اخلال طلبانه است که در آن لوازم خشونت وجود دارد و طرفین بدون هیچ گونه گفت‌و‌گویی به خشونت روی می‌آورند. حالا اگر در جامعه‌ای آزادمنشانه برخورد شود بستر گفت‌وگو مهیاست و طرفین به راحتی مشکل خود را حل می‌کنند اما اگر به سمت رفتاری اخلال‌طلبانه برویم بستر خشونت آمیز می‌شود و نتایجی مثل خشونت‌های اخیر به وجود می‌آید.»

این جامعه شناس می گوید:باید رویکردها را عوض کرد و از سمت مسائل احساسی به سمت رویکرد عقلانی رفت. این رویکرد باید در ایدئولوژی‌ها و رسانه‌ها و نظام تعلیم و تربیت جا بیفتد. در یک کلمه باید عقلانیت را حاکم کرد. از سوی دیگر برای کنترل خشونت‌ها باید روش‌های عالمانه‌‌تری را پیش گرفت. نباید از روش‌های آزمون و خطا استفاده کرد. ما ایرانی‌ها راهکارهای بسیار خوبی در دین و فرهنگ‌مان داریم که باید از آنها بهره ببریم.

دلیل افزایش خشونت های اجتماعی در کشور چیست؟

یک آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی علل اصلی بالا رفتن آمار خشونت‌های فیزیکی در جامعه را ناشی از مشکلات اقتصادی، فشارهای روحی، بیکاری و فقر دانست و گفت: آلودگی هوا و آلودگی صوتی از دیگر علل افزایش خشونت هستند که باعث فعل و انفعالات شیمیایی در مغز و خون شده و موجب کاهش سطح نشاط اجتماعی، ضعف مهارت و مدیریت هیجان های رفتاری می شوند.

این آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی با اشاره به اینکه پرخاشگری، خشونت واکنش رفتاری هر انسان هنگام خشم است، افزود: این خشونت در شکل های مختلف مانند خشونت گفتاری، رفتاری و فیزیکی تحق می یابد. بر اساس دو گروه از دلایل محیطی و دلایل رفتاری و روانی، آمار خشونت به طور ساعتی در حال افزایش است.

وی با بیان اینکه خشونت گفتاری شامل انواع فحش و ناسزاو  متلک‌گویی است، اظهار کرد: خشونت‌های رفتاری نیز شامل داد و فریاد و درگیری های شدید لفظی است. همچنین خشونت‌های فیزیکی گستره‌ای از  کتک کاری و ضرب و شتم را شامل می شود.

آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی کمرنگ بودن فرهنگ عذرخواهی را از دلایل افزایش خشونت اجتماعی در سال های اخیر عنوان کرد و افزود:  فاصله گرفتن از ارزش‌های دینی و  فروخوردن خشم علل اصلی در بروز خشونت‌های اجتماعی هستند.

این آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی در ادامه توضیح داد: دور شدن از ارزش‌های گذشت، بخشش و فضیلت‌های رفتاری باعث شده که هرکس در قامت مجری قانون ظاهر شود، بنابراین شاهد افزایش چشمگیر مراجعان به پزشکی قانونی ناشی از درگیری های فیزیکی حتی در بین زنان هستیم. آمارها نشان می دهد این مراجعات نسبت به سال گذشته با افزایش دو برابری رو به رو بوده است. نمایش فیلم‌های ماهواره‌ای حاوی صحنه‌های خشن و اخبار دارای صحنه‌های خشونت زا در سالهای اخیر از دیگر دلایل افزایش رفتارهای خشونت زا در خانواده‌های ایرانی هستند.

0/5 ( 0 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: ali
    23 دی 1397

    بدلیل ضعف مدیریتها و قوانین مربوط به نظام اموزشی و سیاستهای اجتماعی و ایجاد فضای تفکرات و رفتارهای تحمیلی بر جامعه و ازادی کنترل نشده و بی هدف دانش اموزان در مدرسه و خانه و عدم اگاهی و عدم اموزش درست در شیوه های زندگی اجتماعی و رعایت حقوق متقابل افراد و سیاستهای نادرست اشتغال و اقتصاد که افراد بشدت به یکدیگر بی اعتماد و بدبین و بدلیل افزایش اصطکاک منافع که براساس زرنگ بازی و فریبکاری و فرصت طلبی صورت میگیرد و تنگناهای روبه گسترش اشتغال و معیشت همگی استانه تحریک و خشونت را پایین اورده هرچند در فرهنگ اغلب مردم تمسخر دیگران برای تفریح و عدم توجه به حقوق و ابرو و شخصیت دیگران و زیاده خواهی و تکبر و قانون شکنی از اجزای لاینفک زندگی است و به همین دلیل کشورما هرگز پیشرفت واقعی ندارد. اکنون مدارس و دانشگاههای ما به قتلگاه اخلاق و اعتقادات و رفتارهای برتری طلبانه خشن و ناهنجار تبدیل شده واینده بسیار نگران کننده در انتظار مردمی است که بخواهند انسان خدایی و منصف زندگی کنند.

نظر خودتان را ارسال کنید