زندگینامه شهید عباس بابایی

نام : عباس بابایی

نام پدر : اسماعيل 

تولد : 14 آذر 1329

محل تولد : قزوین

راه یابی به دانشكده خلباني نيروي هوايي : 1348

اعزام به آمريكا جهت تكميل دوره خلباني : 1349

بازگشت به ايران : 1351

ازدواج با صديقه (مليحه ) حكمت: 4 شهريور 1354

فرماندهي پايگاه هشتم هوايي اصفهان (ارتقاء از درجه سرواني به درجه سرهنگ دومي) : 7/5/1360

معاون عمليات نيروي هوايي تهران (ترفيع به درجه سرهنگ تمامي) : 9/9/1362

افتخار به درجه سرتیپی : 8/2/1366

تاریخ شهادت : 15 مرداد 1366

محل دفن : گلزار شهداي قزوين

طول مدت حیات : 37 سال

نحوه شهادت : اصابت گلوله به پيکرش در حين انجام عمليات برون مرزی

شهيد عباس بابايي، بزرگ مردي كه در مكتب شهادت پرورش يافت ؛ مجاهدي كه زهد و تقوايش بسان دريايي خروشان بود و هر لحظه از زندگانيش موج ها در برداشت. مرد وارسته اي كه سراسر وجودش عشق و از خودگذشتگي و كرامت بود، رزمنده اي كه دلاور ميدان جنگ بود و مبارزي سترگ با نفس اماره ي خويش. از آن زمان كه خود را شناخت كوشيد تا جز در جهت خشنودي حق تعالي گام برندارد. به راستي او گمنام، اما آشناي همه بود. از آن روستاييِ ساده دل، تا آن خلبان دلير و بي باك. 

شهيد بابايي در 14 آذر سال 1329، در شهرستان قزوين ديده به جهان گشود. دوره ي ابتدايي و متوسطه را در همان شهر به تحصيل پرداخت و در سال 1348، به دانشكده خلباني نيروي هوايي راه يافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتي براي تكميل دوره به آمريكا اعزام شد. شهيد بابايي در سال 1349، براي گذراندن دوره خلباني به آمريكا رفت. طبق مقررات دانشكده مي بايست به مدت دو ماه با يكي از دانشجويان آمريكايي هم اتاق مي شد. آمريكايي ها، در ظاهر، هدف از اين برنامه را پيشرفت دانشجويان در روند فراگيري زبان انگليسي عنوان مي كردند، اما واقعيت چيز ديگري بود.چون عباس در همان شرايط تمام واجبات ديني خود را انجام مي داد، از بي بند و باري موجود در جامعه آمريكا بيزار بود. هم اتاقي او در گزارشي كه از ويژگي ها و روحيات عباس نوشته، يادآور مي شود كه بابايي فردي منزوي و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهاي اجتماعي بي تفاوت است. از رفتار او بر مي آيد كه نسبت به فرهنگ غرب داراي موضع منفي مي باشد و شديداً به فرهنگ سنتي ايران پاي بند است. همچنين اشاره كرده كه او به گوشه اي مي رود و با خودش حرف مي زند، كه منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است. خود وي ماجراي فارغ التحصيلي از دانشكده خلباني آمريكا را چنين تعريف كرده است: «دوره خلباني ما در آمريكا تمام شده بود، اما به خاطر گزارشاتي كه در پرونده خدمتم درج شده بود، تكليفم روشن نبود و به من گواهينامه نمي دادند، تا اين كه روزي به دفتر مسئول دانشكده، كه يك ژنرال آمريكايي بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست كه بنشينم. پرونده من در جلو او، روي ميز بود، ژنرال آخرين فردي بود كه مي بايستي نسبت به قبول و يا رد شدنم اظهار نظر مي كرد. 

او پرسش هايي كرد كه من پاسخش را دادم . از سوال هاي ژنرال بر مي آمد كه نظر خوشي نسبت به من ندارد. اين ملاقات ارتباط مستقيمي با آبرو و حيثيت من داشت، زيرا احساس مي كردم كه رنج دوسال دوري از خانواده و شوق برنامه هايي كه براي زندگي آينده ام در دل داشتم، همه در يك لحظه در حال محو و نابودي است و بايد دست خالي و بدون دريافت گواهينامه خلباني به ايران برگردم. در همين فكر بودم كه در اتاق به صدا در آمد و شخصي اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا براي كار مهمي به خارج از اتاق برود با رفتن ژنرال، من لحظاتي را در اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه كردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، كاش در اينجا نبودم و مي توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم براي آمدن ژنرال طولاني شد. گفتم كه هيچ كار مهمي بالاتر از نماز نيست، همين جا نماز را مي خوانم. ان شاءالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه اي از اتاق رفتم و روزنامه اي را كه همراه داشتم به زمين انداختم و مشغول نماز شدم. در حال خواندن نماز بودم كه متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه كنم؟ نماز را ادامه بدهم يا بشكنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه مي دهم، هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. سرانجام نماز را تمام كردم و در حالي كه بر روي صندلي مي نشستم از ژنرال معذرت خواهي كردم. ژنرال پس از چند لحظه سكوت نگاه معناداري به من كرد و گفت: چه مي كردي؟ 

گفتم: عبادت مي كردم. گفت: بيشتر توضيح بده. گفتم: در دين ما دستور بر اين است كه در ساعت هاي معين از شبانه روز بايد با خداوند به نيايش بپردازيم و در اين ساعات زمان آن فرا رسيده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده كردم و اين واجب ديني را انجام دادم. ژنرال با توضيحات من سري تكان داد و گفت: همه اين مطالبي كه در پرونده تو آمده مثل اين كه راجع به همين كارهاست . اين طور نيست؟ پاسخ دادم: آري همين طور است. او لبخندي زد. از نوع نگاهش پيدا بود كه از صداقت و پاي بندي من به سنت و فرهنگ و رنگ نباختنم در برابر تجدد جامعه آمريكا خوشش آمده است. با چهره اي بشاش خود نويس را از جيبش بيرون آورد و پرونده ام را امضا كرد. سپس با حالتي احترام آميز از جا برخاست و دستش را به سوي من دراز كرد و گفت: به شما تبريك مي گويم. شما قبول شديد . براي شما آرزوي موفقيت دارم. من هم متقابلاً از او تشكر كردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولين محل خلوتي كه رسيدم به پاس اين نعمت بزرگي كه خداوند به من عطا كرده بود، دو ركعت نماز شكر خواندم.» 

با ورود هواپيماهاي پيشرفته اف – 14 به نيروي هوايي، شهيد بابايي كه جزء خلبان هاي تيزهوش و ماهر در پرواز با هواپيماي شكاري اف – 5 بود، به همراه تعداد ديگري از همكاران براي پرواز با هواپيماي اف–14 انتخاب و به پايگاه هوايي اصفهان منتقل شد. با اوج گيري مبارزات عليه نظام ستمشاهي، بابايي به عنوان يكي از پرسنل انقلابي نيروي هوايي، در جمع ديگر افراد متعهد ارتش به ميدان مبارزه وارد شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، وي گذشته از انجام وظايف روزمره، بعنوان سرپرست انجمن اسلامي پايگاه، به پاسداري از دستاوردهاي پرشكوه انقلاب اسلامي پرداخت. شهيد بابايي با دارا بودن تعهد، ايمان، تخصص و مديريت اسلامي چنان درخشيد كه شايستگي فرماندهي وي محرز و در تاريخ 7/5/1360، فرماندهي پايگاه هشتم هوايي بر عهده ي او گذاشته شد. به هنگام فرماندهي پايگاه با استفاده از امكانات موجود آن، به عمران و آباداني روستاهاي مستضعف نشين حومه پايگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامين آب آشاميدني و بهداشتي، برق و احداث حمام و ديگر ملزومات بهداشتي و آموزشي در اين روستا، گذشته از تقويت خط سازندگي انقلاب اسلامي، در روند هر چه مردمي كردن ارتش و پيوند هر چه بيشتر ارتش با مردم خدمات شايان توجهي را انجام داد. بابايي، با كفايت، لياقت و تعهد بي پاياني كه در زمان تصدي فرماندهي پايگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاريخ 9/9/1362 با ارتقاء به درجه سرهنگي به سمت معاون عمليات نيروي هوايي منصوب و به تهران منتقل گرديد.

او با روحيه شهادت طلبي به همراه شجاعت و ايثاري كه در طول سال ها، در جبهه هاي نور و شرف به نمايش گذاشت، صفحات نوين و زريني به تاريخ دفاع مقدس و نيروهاي هوايي ارتش نگاشت و با بيش از 3000 ساعت پرواز با انواع هواپيماهاي جنگنده، قسمت اعظم وقت خويش را در پرواز هاي عملياتي و يا قرارگاه ها و جبهه هاي جنگ در غرب و جنوب كشور سپري كرد و به همين ترتيب چهره آشناي «بسيجيان» و يار وفادار فرماندهان قرارگاه هاي عملياتي بود و تنها از سال 1364 تا هنگام شهادت، بيش از 60 مأموريت جنگي را با موفقيت كامل به انجام رسانيد. شهيد براي پيشرفت سريع عمليات ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اكتفا نمي كرد، بلكه شخصاً پيشگام مي شد و در جميع مأموريت هاي جنگي طراحي شده، براي آگاهي از مشكلات و خطرات احتمالي، اولين خلبان بود كه شركت مي كرد. سرلشكر بابايي به علت لياقت و رشادت هايي كه در دفاع از نظام، سركوبي و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاريخ 8/2/1366، به درجه سرتيپي مفتخر گرديد. تيمسار بابايي معاون عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به هنگام بازگشت از يك مأموريت برون مرزي، هدف گلوله ضد هوايي قرار گرفت و به شهادت رسيد. تيمسار عباس بابايي صبح روز پانزدهم مرداد ماه روز عيد قربان همراه يكي از خلبانان نيروي هوايي (سرهنگ نادري) به منظور شناسايي منطقه و تعيين راه كار اجراي عمليات، با يك فروند هواپيماي آموزشي اف–5 از پايگاه هوايي تبريز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. تيمسار بابايي پس از انجام دادن مأموريت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزي، هدف گلوله هاي تيربار ضد هوايي قرار گرفت و از ناحيه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسيد.

يكي از راويان مركز مطالعات و تحقيقات جنگ درباره اين واقعه نوشته است:

« به دنبال اصابت گلوله به هواپيماي تيمسار بابايي و اختلالي كه در ارتباط هواپيما و پايگاه تبريز به وجود آمد، پايگاه مزبور به رابط هوايي سپاه اعلام كرد كه يك فروند هواپيماي خودي در منطقه مرزي سقوط كرد براي كمك به يافتن خلبان و لاشه آن هر چه سريعتر اقدام نماييد. مدت كوتاهي از اعلام اين موضوع نگذشته بود كه فرد مذكور مجدداً تماس گرفت و در حالي كه گريه امانش نمي داد گفت: هواپيماي مورد نظر توسط خلبان به زمين نشست، ولي يك از سرنشينان آن به علت اصابت تير در داخل كابين به شهادت رسيده است.»

راوي در مورد بازتاب شهادت تيمسار بابايي در جمع برادران سپاه نوشته است: «برخي از فرماندهان ارشد سپاه در جلسه اي مشغول بررسي عمليات بودند كه تلفني خبر شهادت تيمسار بابايي به اطلاع برادر رحيم رسيد . با شنيدن اين خبر، جلسه تعطيل شد و اشك در چشمان حاضرين به خصوص آنان كه آشنايي بيشتري با شهيد بابايي داشتند ، حلقه زد.» نقل شده كه وي چند روز قبل از شهادت در پاسخ پافشاري هاي بيش از حد دوستانش جهت عزيمت به مراسم حج گفته بود: «تا عيد قربان خودم را به شما مي رسانم.»
بابايي در هنگام شهادت 37 سال داشت، او اسوه اي بود كه از كودكي تا واپسين لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداكاري و ايثار زندگي كرد و سرانجام نيز در روز عيد قربان، به آروزي بزرگ خود كه مقام شهادت بود نائل گرديد و نام پرآوازه اش در تاريخ پرا فتخار ايران جاودانه شد.

شهيد بابايي در بيانات مقام معظم رهبري : 

اين شهيد عزيزمان انساني مومن و متقي و سربازي عاشق و فداکار بود و در طول اين چند سالي که من ايشان را مي شناختم ، هميشه بر همين خصوصيات ثابت و پابرجا بود . 

 

  • زندگینامه سایر شهیدها را در لینک زیر ببینید:

زندگینامه شهدا

0/5 ( 0 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: 😘😘😘
    21 اسفند 1397

    🤓

  2. نویسنده دیدگاه: محمد صدرا
    26 بهمن 1397

    خیلی ممنون از این متن
    و در کنارش من از اون شجاعت شهید عباس بابایی خیلی خوشم اوم
    روهش شاد

  3. نویسنده دیدگاه: رضا
    19 دی 1397

    شهید بابای یک بزرگ مرد بود که وقتی به شهادت رسید انوقت شناختیمش وامثال او را سر لوحه کارهای خودمان قرار بدهیم 0000متشکریم

  4. نویسنده دیدگاه: بابایی
    01 آذر 1397

    من با دیدن فیلم شوق پرواز شیفته او شدم خیلی بد شد

  5. نویسنده دیدگاه: deepika
    03 آبان 1397

    من عاشق شهید بابایی هستم و دوست دارم الگوی زندگی من باشه خدا روح اون شهید رو شاد کنه و روز قیامت ما رو شفاعت کنه

  6. نویسنده دیدگاه: مقدم
    26 مهر 1397

    من هم این شهیدعزیزکشورمان رادوست درم وبه شهادتش افتخارمیکنم انشاءالله روزقیامت ماراهم شفاعت کنند.

  7. نویسنده دیدگاه: رضا
    24 مهر 1397

    روحت شادعباس جان شهیدوالا مقام
    خیلی دوست دارم

  8. نویسنده دیدگاه: علی
    30 مرداد 1396

    من طی چند روز نشستم و فیلم شوق پرواز را از اینترنت تماشا کردم روزی یکی دو قسمت رو تماشا کردم تا اینکه قسمت اخر رو دیدم که شهید شد توسط توپ … شمال سردشت. بعد رفتم بیوگرافی شهید رو دیدیم جالب اینجا بود که همان روز که قسمت اخر رو دیدیم که شهید شد همان روز سی امین سالگرد شهادتش بود

  9. نویسنده دیدگاه: یاسین
    25 بهمن 1395

    آیا این راست است که ایرانیان شهید عباس بابائی را به شسهادت رسانند؟

    • نویسنده دیدگاه: omid
      09 فروردین 1397

      بله توسط پدافند سپاه

  10. نویسنده دیدگاه: نوکر شهدا
    09 بهمن 1395

    مطالبتون عالی بود . امیدوارم مورد شفاعت این شهید بزرگوار قرار بگیرید.
    یا علی مدد

  11. نویسنده دیدگاه: mina
    25 دی 1395

    مطالب خوبی بود میسی

  12. نویسنده دیدگاه: افراسیاب
    07 خرداد 1394

    بنازم ب معرفتتون.انشاالله شهدا برای بخشش ما دعا کنن

  13. نویسنده دیدگاه: علی
    18 اردیبهشت 1394

    در دیانت و مسلمانی عباس بابایی هر چه بگوییم کم گفتیم اما عباس بابایی برخلاف بزرگانی مثل صیاد شیرازی فقط بخاطر ارتباطی که با بزرگان تهران داشت بعد از شهادت معروف شد ، ایشون بر خلاف گفته ها و بر اساس اسناد خلبان تام کت هم نبودند و گواهینامه پرواز اف14 رو نداشتند .
    ایشون با خودخواهی یکی از خلبانان دلیر اف 14را به خاطر اینکه با یک هواپیمای ملخ دار معیوب پرواز نکرد ؛ 5 ماه زندانی کرد . که بعد مشخص شد که حق با خلبان زندانی بوده و ازاد شد و همین خلبان اف14 در طی 8 سال جنگ لقب خلبان تک خال و ماهرترین خلبان اف14 دنیا رو بدست اورد.

  14. نویسنده دیدگاه: به تو چه
    29 فروردین 1394

    عباس بابایی در راح کدام کشور به او تیر خورد

    • نویسنده دیدگاه: مهدی
      19 مرداد 1394

      در راه عملیات برون مرزی در سردشت، از گردن تیر خورده

  15. نویسنده دیدگاه: عاشق عباس و آدم هایی مثل اون
    15 مرداد 1393

    برای من امسال اولین سالگرد شهادت عباسه،چون تازه اونو شناختم بعد۲۸سال. برای خودم متاسفم که تازه پیداش کردم و برای تلویزیون که خیلی دیر این آدما رو به ما می‌شناسونن حتما خیلی‌های دیگه مثل عباس هستن که ما کامل اونهارو نمی‌شناسیم فقط امیدوارم خدا توفیق بده راهشونو ادامه بدیم (خدایا مرگ ما را هم شهادت قرار بده)

  16. نویسنده دیدگاه: سکینه
    14 مرداد 1393

    سلامـ

    تیمسار بر اثر هدف گلوله ضد هوایی خودی به شهادت رسید یا ضد هوایی عراقی ها؟

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      15 مرداد 1393

      سرلشکر بابایی هدف گلوله توپ 23 میلیمتری “گروه 33 توپخانه ارتش” قرار گرفت.شهید بابایی توسط استوار خلیلی مورد اصابت قرار گرفت.این درجه دار بعد ها به دلیل دیگری از ارتش اخراج شد.
      یاد شهید بابایی و تمام جانباخته های راه آزادی و دفاع از وطن گرامی باد.

      • نویسنده دیدگاه: سکینه
        17 مرداد 1393

        واقعا متاسفمـ که اینقدر تجهیزاتمون کمـ بوده که نیرو های خودی این بزرگوار رو شهید کردن !!! :((

        البته ان شآء الله که غیر عمد بوده :((

        خدای من! :((

        • نویسنده دیدگاه: محمدرضا
          07 آذر 1394

          نيرو هاي عراقي كه استتار كرده بودن ايشونو با ضد هوايي زده بودند

    • نویسنده دیدگاه: ستایش
      03 بهمن 1393

      شهید عباس بابایی از کجا تیر خورد

      • نویسنده دیدگاه: حنانه
        08 اسفند 1393

        از سر

      • نویسنده دیدگاه: علی
        20 اسفند 1395

        والا گیچ تشریف داری یا خلی تو اون بالا برات لالایی ننوشتن که میخوندی میدیدی از کجا تیر خورد

  17. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    04 تیر 1393

    شهید بابایی را از هر چیش بگی کم گفتی اشنایی نداشتم با این بزرگ وار فیلم شوق پرواز را که دیدم با این شهید اشنا شدم امید وارم بتوانیم راه تمامی شهدا را طوری ادامه بدهیم که خودشان می خواهند.از خانوادی محترم سردار شهید عباس بابایی سپاس گذارم که اجازه پخش سریال شوق پرواز را دادند.

  18. نویسنده دیدگاه: ب
    14 خرداد 1393

    خانم سلما بابایی لطفا متن کامل نوحه السلام ای لاله خونین هوایی را در سایت بگذارید وهمچنین متن تعزیه مسلم سلامت میکند یاحسین . باتشکر

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      15 خرداد 1393

      در صورت ارسال بازدیدکنندگان انجام خواهد شد

      • نویسنده دیدگاه: ب
        24 تیر 1393

        اگه جایی تو سایت هست ادرسشو بدین

        • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
          24 تیر 1393

          خیر وجود ندارد
          لطفا درخواستهای خود را از بخش تماس با ما ارسال نمایید

  19. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    12 خرداد 1393

    منم دوست داشتم برم سر مزارش ولی احساس میکنم این شهیدهمه جا هستن بجز آنجا به نظر من همه شهدا اینطورند ومن همه آنها را دوست دارم امیدوارم ما را شفاعت کنند

  20. نویسنده دیدگاه: محمد
    30 اردیبهشت 1393

    ان کسی که این انسان شجاع را شهید کرده است ایرانی بوده وبه اشتباه این انسان بزرگوار را شهید کرده است

  21. نویسنده دیدگاه: بنیامین
    21 اردیبهشت 1393

    هیچ چیز نمیتوانم بگویم که این ادم چزو فرشته ها بوده و یادش جاودانه وگرامی باد و روحش در مقام حق تعالی بالاترین مرتبه باشد یا حق

  22. نویسنده دیدگاه: سید علی
    03 اردیبهشت 1393

    من یکی از طرفداران ودوستاران این شهید عزیز هستم.امید که این شهید گوشه چشمی به زندگی ما بکند

  23. نویسنده دیدگاه: یزدخواستی از اصفهان
    30 فروردین 1393

    شاید باید سال های سال بگذر تا مثل شهید بابایی دوباره متولد بشه برای خودم متاسفم که در زمان زندگی او کوککی بیش نبودم ونتونستم او را بشناسم ولی الان سعی می کنم که راه کار های او را الگوی خود قرار بدم .خدا بیامرزدش

    • نویسنده دیدگاه: بنیامین
      21 اردیبهشت 1393

      اقای یزد درخواستی دیگه همچین ادمی متولد نمیشود

  24. نویسنده دیدگاه: Zahra
    29 فروردین 1393

    واقعا انسان خیلی خیلی بزرگی بودن….ایشون یکی از بهترین و برترین انسان های این دنیا هستند…من عاشق شخصیت این شهید بزرکوارم

  25. نویسنده دیدگاه: روح الله
    16 فروردین 1393

    فقط میتونم بگم ای کاش شهید نمیشد و واسه این مملکت میموند
    فدای روی ماهش
    ارزومه برم مزارش

  26. نویسنده دیدگاه: Yas
    27 بهمن 1392

    شهید بزرگی بوده و کشورمان ادم خوبی را از دست داده و او یک الگو فوف العاده ای بوده

  27. نویسنده دیدگاه: elnaz
    26 بهمن 1392

    خیلی مرد بود

  28. نویسنده دیدگاه: RAHA
    20 آذر 1392

    چه طور جواب شهدارو بدیممممممممممممممم

  29. نویسنده دیدگاه: RAHA
    20 آذر 1392

    خببببببببببببببب …تحقی ؟آمادگی دفاعی ام هم تموم شد………….. واقعا کامل بود… چطور باید جواب شهدارو بدیم؟؟؟؟

  30. نویسنده دیدگاه: محسا
    30 آبان 1392

    چه قدر اين مد رشيد و خود گذشت بود.نام او هميشه در دل مردمايران خواهد ماند.
    .
    .
    از شما تهيه كننده ي وبلاگ هم خيلي ممنون خيلي استفاده كردم.به دردم خورد.ممنونم.

  31. نویسنده دیدگاه: ریحی 2014
    21 آبان 1392

    شهید بابای مردی زحمت کش و عالی بوده است 😛 😉 :mrgreen: 😆 😮 😀 🙂 😯 8)

  32. نویسنده دیدگاه: لاله
    20 آبان 1392

    یه الگو واسه همه ی ماست

    • نویسنده دیدگاه: مریم
      20 آبان 1392

      راست میگی یه الگو واسه همه ی ماست

  33. نویسنده دیدگاه: عارفه
    28 مهر 1392

    ممنون واقعا عالی بود

  34. نویسنده دیدگاه: ارام
    23 مهر 1392

    خیلی خوب بود….من دوسسسسسسسسسسسسس داستممممممممممممم………تازشم من کتابه اینو دارم…دلتون بسوزه.هه هه هه هه…..هههه.. 😀 😛 ❗ ❗ 😛 ❓ ❓ :mrgreen: :mrgreen: 😉 😉 😉 😉 😉 ❗ ❗ ❗ ❗ ❗ ❗

    • نویسنده دیدگاه: لاله
      20 آبان 1392

      هه هه هه خوب منم کتابش رو دارم حالا که چی

  35. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    27 شهریور 1392

    😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)

    • نویسنده دیدگاه: حنانه
      27 شهریور 1392

      عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالي بوووووووووووووووووووووووووووووووووووود 🙂 😀 😛 😉 😉 😉

  36. نویسنده دیدگاه: سمانه
    25 تیر 1392

    شهید عباس بابای خدا رو با چشمهایش میدید ومن شخصیت شهید بابایی رو دوست دارم وخدا هم بهش حال داد

نظر خودتان را ارسال کنید