متن هایی در مورد فصل زمستان

سری جدید متن هایی در مورد فصل زمستان را در این بخش آسمونی گردآوری کرده ایم که امیدواریم از مطالعه این متن ها نهایت لذت را ببرید و بتوانید از بین آن ها جمله ای زیبا را برای ارسال به دوستان و نزدیکان خود انتخاب کنید.

متن هایی در مورد فصل زمستان

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد

تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند.

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

گل یخ زمستان تو هستم

اسیر ناز چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست

که من مشتاق دیدار تو هست

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

دلم یک زمستان سخت میخواهد

یک برف

یک کولاک به وسعت تاریخ

که ببارد

که ببارد

که ببارد

و تمام راهها بسته شوند

و تو چاره ای جز ماندن نداشته باشی

و بمانی …

جملات جالب در مورد زمستان

آدم ها به همان خونسردی که آمده اند

چمدانشان را می بندند

و ناپدید می شوند

یکی در مه

یکی در غبار

یکی در باران

یکی در باد

و بی رحم ترینشان در برف …

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

حواس شهر

پرت برف باران است

حواس من

آغشته به عطر تو …

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

نه برف مرا مى ترساند و نه سرما

ولى در اين حجم سنگين تنهايى ام

براى گرم شدن بهانه اى ندارم

جز اين كه دوستت داشته باشم…

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم …

گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم !

عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند !

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

یادمان باشد با آمدن زمستان

اجاق خاطـرہ ها را روشن بگذاریم

تا دچـار سـردے ؋ـاصلـہ ها نشـویم …

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم

خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد

نمیدانم از برف است یا از تنهایی

برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم

بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند

به تو فکر میکنم آه میکشم بخود میگویم

یکی باید باشد

یکی که دستانش

آغوشش

نگاهش

احساسش

گرمابخش زندگیت باشد

یکی مثل تو

تویی که ندارمت …

*** متن هایی در مورد فصل زمستان ***

من عاشق زمستانم

عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سُر نخوری

که گونه هایت از سرما سرخ شده است

سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای

دست هایت در جیبت به هم مچاله شده

معصومانه به زمین خیره ای

چه قدر دوست داشتنی شده ای

حرفم را پس میگیرم

من عاشق زمستان نیستم

عاشق تــوام !

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید