نقد و بررسی فیلم استیو جابز 2015

استیو جابز فیلم زندگی‌نامه‌ای درام به نویسندگی آرون سورکین و کارگردانی دنی بویل، محصول سال ۲۰۱۵ کشور آمریکا است. آسمونی در این بخش به معرفی و نقد و بررسی فیلم استیو جابز 2015 می پردازد.

نقد  و بررسی فیلم استیو جابز 2015

فیلم استیو جابز 2015 در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۱۵ به اکران درآمد. فیلم براساس کتاب «استیو جابز» به قلم والتر ایزاکسون، نویسنده و زندگی نامه‌نویس آمریکایی، ساخته شده‌است. مایکل فاسبندر، ست روگن، کیت وینسلت، جف دانیلز، مایکل استلبرگ و کاترین واترستون بازیگران این فیلم هستند. فیلم توسط دنی بویل کارگردانی، توسط اسکات رودین تهیه، و فیلم‌نامه آن توسط آرون سورکین نوشته شده‌است.

بازیگران فیلم استیو جابز 2015

مایکل فاسبندر

ست روگن

کیت وینسلت

جف دانیلز

مایکل استلبرگ

کاترین واترستون

پرلا هانی-هاردینه

نقد فیلم استیو جابز 2015

” استیو جابز ” بدون شک معتبرترین و مشهورترین نام در دنیای تکنولوژی است که راه و رسم زندگی میلیاردها انسان در سراسر جهان را برای همیشه تغییر داد. جابز در سال 1976 اولین کامپیوتر خانگی اَپل را به بازار معرفی کرد تا جهان انقلابی در صنعت رایانه را شاهد باشد. وی در سالهای بعد به دلیل اختلافات ، از کمپانی اَپل جدا شد و در شرکت خودش ساخت کامپیوترهای ” نکست ” را آغاز کرد که از این کامپیوتر به عنوان اولین میزبان مرورگر اینترنتی نیز یاد می شود. موفقپس از موفقیت های نکست، کمپانی اَپل مجاب شد تا حق امتیاز کامیپوترهای نکست را به مبلغ 429 میلیون دلار خریداری کرده و استیو جابز را مجدد به اَپل بازگرداند. پس از بازگشت جابز به اَپل ، این کمپانی رفته رفته محصولات بی نظیری از جمله آی مک، آی پاد را به بازار عرضه کرد و امروزه نیز به عنوان یکی از قدرتمندترین کمپانی های حوزه تکنولوژی و فناوری شناخته می شود.

پس از مرگ استیو جابز در سال 2011، تهیه کنندگان بسیاری به تکاپو افتادند تا بتوانند به سرعت فیلمی درباره وی و فعالیت هایش بسازند که نتیجه این سرعت عمل، فیلم « جابز » در سال 2013 با بازی آشتون کاچر بود که تنها ویژگی مثبت آن، شباهت کاچر به استیو جابز بود! فیلم مذکور شکست سختی در اکران خورد و ظاهرا قرار بود پرونده این شخص با شکست « جابز » بسته شود اما اینبار تهیه کنندگان سونی به سراغ دنی بویل رفتند و آرون  سورکین را به عنوان فیلمنامه نویس جذب کردند تا بتوانند اثری در خور و شایسته نام استیو جابز تهیه نمایند که البته هیچ تعصب و دیدگاه جانبدارانه ای را هم به این شخص نداشته باشد.

نتیجه این تصمیم ناخوشایند برای طرفداران محصولات اَپل، این بود که همکاری متقابلی برای ترسیم چهره واقعی از جابز در فیلم از طرف کمپانی اَپل صورت نگرفت و حتی همسرِ استیو جابز از تصویری که سازندگان در این فیلم از جابز ارایه کردند به شدت گله کرد و آن را غیرواقعی خواند. با اینحال بسیاری هم این تصویر را فارغ از جایگاه اسطوره ای جابز در حوزه تکنولوژی، واقعی توصیف کردند و در نهایت فیلم « استیو جابز » در میان انبوهی از نظرات مخالف و موافق به اکران درآمد.

داستان فیلم به سه بخش مختلف از زندگی استیو جابز ( در فیلم با بازی مایکل فاسبندر ) می پردازد. اولین بخش در سال 1984 و اختراع سیستم عامل مکینتاش توسط جابز و اتفاقاتی که پیرامون آن رخ داد، دومین بخش دوره مربوط به سال 1988 و کامپیوترهای نکست و سرانجام سال 1998 که جابز به اَپل بازگشت و سیستم عامل آی مک بطور رسمی در چرخه تولید قرار گرفت. فیلم به جزئیاتی که در این سه دوره در زندگی جابز رخ داده می پردازد.

« استیو جابز » دنی بویل برخلاف نسخه ای که در سال 2013 ساخته شد، اثر بسیار پخته تر محسوب می شود. جابز در این فیلم همانند آنچه که مخاطبش انتظار دارد، انسانی باهوش و دانشمند معرفی می شود که ایده های بی نظیری برای پیشرفت تکنولوژی داشت و در راستای تحقق بخشیدن به ایده هایش تلاش بی وقفه ای انجام می داد. اما ویژگی مثبت فیلم در اینجاست که برخلاف تعریف های اغراق آمیزی که از استیو جابز انجام می شود، سعی شده تصویری واقعی تر از زندگی این شخص به عموم ارایه شود.

جابز در فیلم اگرچه دانشمندی بی نظیر معرفی می شود، اما در عین حال انسانی بسیار مغرور و خودشیفته است که برای رسیدن به خواسته هایش از قربانی کردن افراد یا مسائل مختلف ابایی ندارد. جابز همانطور که بسیاری از همکاران و کارمندانش بارها در مصاحبه اعلام کرده اند، شخصیتی متکبر و زورگو بود و این ویژگی رفتاری در فیلم « استیو جابز » نیز به خوبی به تصویر کشیده شده تا طرفداران دو آتشه استیو جابز که معتقد هستند وی انسان کامل و بی نقصی بوده، به خشم بیایند. جابز در فیلم، مخصوصا زمانی که در حال صحبت با کارمندانش است، به خوبی حس تکبر و خودبزرگ بینی را به مخاطب انتقال می دهد اما با اینحال دنی بویل هرگز در پرداخت به این موضوع آنقدر تاکید انجام نمی دهد تا فیلمش سمت و سو گرفته و از مسیرش منحرف شود.

« استیو جابز » در بخش هایی از فیلم به نامزدِ سابق جابز می پردازد که به سراغ او می آید و عنوان می کند که باید حمایت هایش را از دخترش لیزا دریغ نکند اما جابز در پاسخ به او عنوان می کند که این دختر متعلق به او نیست. اما فیلم با هوشمندی، رفته رفته این تصویر خشن و بی احساس را از زندگی جابز محو می کند و تلاش او را برای ساختن یک رابطه خوب پدر- دختری مجدد را مورد ستایش قرار می دهد. به این ترتیب بویل، تصویری انسانی تر از جابز ترسیم می کند تا مخاطب داستانش بتواند جنبه های انسانی این شخصیت را درک کند و او را به عنوان فردی تمام وقت در اختیار تکنولوژی به ذهن نسپارد!

اما کلید موفقیت فیلم « استیو جابز » را نه در کارگردانی بسیار خوب دنی بویل، بلکه باید در فیلمنامه کم نقص آرون سورکین دانست که قطعا در فصل جوایز اسکار یکی از نامزدهای برجسته در رشته فیلمنامه خواهد بود. سورکین که پس از نوشتن فیلمنامه « مانیبال » 4 سال از سینما به دور بود و فعالیت هایش را در تلویزیون متمرکز کرده بود، در بازگشت به سینما موفق به خلق فیلمنامه ای شده که در آن دیالوگ های نافذ و بُرنده موج می زند و برترین این لحظات مونولوگ های بی نظیری است که برای شخص استیو جابز نوشته شده است و فاسبندر نیز در اجرای آن بهترین عملکرد را دارد. شاید خیلی اتفاق جالبی برای استیو جابز نباشد اما فیلمنامه سورکین در دیالوگ نویسی با کمی دخل و تصرف قابلیت تبدیل شدن به یک نمایشنامه را هم دارد.

با اینحال « استیو جابز » ایراداتی هم در بخش روایت داستان دارد که نمی توان آن را به حساب ضعف فیلمنامه یا کارگردانی بویل گذاشت. به نظر می رسد که زندگی استیو جابز به اندازه ای جزئیات داشته باشد که نتوان آن را در قامت یک اثر دو ساعته به تصویر کشید چراکه در این صورت سازندگان مجبور به حذف برخی از افراد و اتفاقات مهم زندگی وی خواهند شد که این اتفاق در « استیو جابز » نیز رخ داده است. شما باید برای تماشای « استیو جابز » اطلاعات پس زمینه کاملی درباره زندگی جابز داشته باشید تا بتوانید تمام رویدادهای فیلم را بی آنکه سوالی در ذهنتان شکل بگیرد دنبال نمائید. شما چنانچه از زندگی جابز و اتفاقات زندگی اش بی خبر هستید، بهتر هست پیش از مشاهده فیلم سری به زندگینامه او بزنید چراکه دنی بویل در فیلم فرصتی برای توضیح دادن به شما درباره برخی جزئیات زندگی جابز ندارد!

مایکل فاسبندر که بدون شک بازی در نقش استیو جابز بهترین بازی دوران بازیگری اش می باشد، توانسته تلفیقی از انسانی مستبد و در عین حال نخبه را در « استیو جابز » به تصویر بکشد. فاسبندر به همان میزان که در فیلم نفرت انگیز است، دوست داشتنی و باهوش است و شکی در مخاطب باقی نمی گذارد که باید او را به عنوان یک انسان متفاوت باور کنیم. بازی وی مخصوصا در زمانی که در حال گفتن مونولوگ گفتن است تماشایی می باشد. کیت وینسلت در نقش جوآنا و ست روگن در نقش استیو وزنیاک نیز بازیهای بسیار خوبی از خود به نمایش گذاشته اند. استیو وزنیاک واقعی یکی از معدود کسانی از نزدیکان استیو جابز بوده که از تماشای فیلم لذت برده و آن را واقعی توصیف کرده است.

« استیو جابز » دنی بویل تماشایی و لذت بخش است. دنی بویل نزدیک ترین تصویر به زندگی واقعی جابز را به مخاطب عرضه کرده و از او انتظار دارد که با دیدگاهی غیرتعصبی به جابز و دنیای پیرامونش بنگرد. جابزِ دنی بویل مشخصا یک دانشمند و نابغه می باشد اما در عین حال انسان خودخواه و خودشیفته ای است که در طول عمرش رفتاری مستبدانه را پیش گرفت. طرفداران سرسخت محصولات اَپل احتمالا از تماشای تصویری که از جابز در این فیلم ترسیم شده ناخرسند خواهد بود اما باید واقع بین بود؛ جابز یک نابغه بی نظیر اما خودشیفته بود.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید