معرفی و نقد و بررسی فیلم جابز 2013

جابز نام فیلمی است که در آن به زندگی‌نامه مدیر عامل سابق اپل، استیو جابز طی سال‌های ۱۹۷۱ تا ۲۰۱۱ پرداخته می‌شود. تولید این فیلم از ژوئن ۲۰۱۲ شروع شد و از ۱۶ اوت ۲۰۱۳ به نمایش درآمد. آسمونی در این بخش به معرفی و نقد و بررسی فیلم جابز 2013 می پردازد.

معرفی و نقد و بررسی فیلم جابز 2013

داستان فیلم جابز 2013

داستان فیلم در مورد زندگی استیو جابز فقید از زمان ترک دانشگاه تا زمانی است که یکی از بزرگ ترین و خلاق ترین کار آفرینان قرن ۲۰ می شود و …

بازیگران فیلم جابز 2013

اشتون کوچر

جش گد

آنا ارایلی

درموت مولرونی

متیو موداین

جی کی سیمونس

لوکاس هاس

نقد فیلم جابز 2013

جابز” می توانست فیلم خیلی بهتری باشد اما با عجله ای که در تهیه آن صورت گرفته (فیلم برداری آن تنها ۶ ماه پس از مرگ استیو جابز آغاز شد) ظرفیت های فیلم به هدر رفته اند.فیلم داستان زندگی استیو جابز را در غالب وقایعی گسسته و دارای ترتیب زمانی ترسیم می کند. “Jobs/جابز” لحظات خوب خاص خودش را دارد و بازی خوب اشتون کوچر نیز به ارزش آن افزوده است،اما با دیدن آن همان قدر دستگیر بیننده می شود که می توانست با خواندن خلاصه زندگی نامه استیو جابز روی اینترنت دستگیرش شود.بسیاری از معادل های واقعی شخصیت ها،فیلم را کلا نادرست و غیر دقیق خوانده اند و آن را تقبیح کرده اند.اما دست آخر این موضوع در مورد فیلم “Jobs/جابز” همان قدر اهمیت پیدا خواهد کرد که در “The Social Network/شبکه اجتماعی” پیدا کرد.تفاوت در این جا است که “The Social Network/شبکه اجتماعی” فیلمی موجه و مناسب بود ولی “Jobs/جابز” بیشتر شبیه فیلم های تلویزیونی از کار در آمده است.

بزرگ ترین اشتباه فیلم آن است که تلاش کرده بازه زمانی ای بیش از ۲۵ سال (از اوایل دهه ۷۰ تا ۲۰۰۰) را در زمانی حدود ۲ ساعت پوشش دهد،کاری که معمولا جواب نمی دهد.شاید بهتر بود نویسنده،مت ویتیلی و کارگردان،جاشوا مایکل استرن فیلم زندگی نامه های موفقی مثل “Patton/پتن” و “Loncoln/لینکلن” را الگو قرار می دادند که در آن ها تنها دوره مهم و بخصوصی از زندگی شخصیت ها روایت شده است.شیوه به کار رفته در “Jobs/جابز” یعنی دست چین کردن وقایع و پرش های زمانی مداوم،با مغشوش کردن ذهن مخاطب ارتباط او با فیلم را قطع می کنند.در سراسر فیلم آن چه شخصیت استیو جابز را منحصر به فرد می کرده یعنی جذبه و انگیزه او را می شود به خوبی دید اما در نهایت بیننده درک درستی از روند زندگی او پیدا نمی کند.مثلا هیچگاه نمی فهمیم همسر و پسر او از کجا آمده اند یا چگونه دختر او که متعلق به زنی دیگر است از خانه او سر در می آورد.چنین سوالات بی جوابی فیلم را زمین گیر کرده اند و این سوال را در ذهن ایجاد می کنند که آیا نسخه کامل تری از فیلم هم وجود دارد؟

باید به اشتون کوچر بابت درکی که از شخصیت استیو جابز پیدا کرده احترام گذاشت.او شباهت زیادی به استیو جابز پیدا کرده و از شیوه ای تکلف گرایانه در ایفای نقش استفاده کرده است.بعضی ممکن است این انتقاد را مطرح کنند که این کار او بیشتر ادا در آوردن است تا یک بازی فکر شده،اما باید گفت هر چه که هست موثر بوده و جواب داده است و اشتون کوچر در نقشش فرو رفته است،مولفه ای که برای فیلم زندگی نامه ها ضروری است.(او هیچ تصویری از استیو جابز بعد از سرطان ارائه نداده چرا که نیازی هم نبوده است.آخرین زمان نمایش داده شده در فیلم مربوط به آغاز قرن بیست و یکم است و سرطان استیو جابز تا سال ۲۰۰۳ تشخیص داده نشده بود)

آغاز فیلم کند است و صحنه های ابتدایی فیلم که مربوط به جوانی استیو جابز و دوران تحصیل او در کالج رید هستند در کل تمرکز لازم را ندارند.او با بهترین دوست آن دوران خود،دنیل کوتک (لوکاس هاس) مشغول به فعالیت های مختلف است که مصرف اسید (نوعی ماده مخدر)،لاف زدن های پر مدعا و سفر به هندوستان از آن جمله اند.او پس از بازگشت با استیو وازنیک (جاش گد) اعجوبه شراکتی تشکیل داده و مشغول ساخت کامپیوتر می شود.به این ترتیب و با سرمایه گذاری مایک مارکولا (درمت مالرونی) شرکت اپل در گاراژ خانه والدین استیو جابز متولد شده و به سرعت جای خود را در میان بزرگان این صنعت نوپا باز می کند.در پایان سال ۱۹۸۴ شاهد درگیری استیو جابز با هیات مدیره اپل هستیم و در پایان ۱۹۸۶ او این شرکت را ترک می کند.ده سال بعد اپل التماس کنان به سراغ او می رود و او که حالا با تجربه تر و پخته تر از قبل شده و درک بهتری از سیاست های شرکتی پیدا کرده است،کینه های قدیمی را کنار گذاشته و به اپل باز می گردد.بازگشت او باعث تبدیل اپلِ در ورطه سقوط به غول امروزی می شود.

فیلم آن قدرها هم بد نیست.با این که تصویر ارائه شده از زندگی استیو جابز به طرز مایوس کننده ای ناقص است اما در عوض در فیلم می شود انقلابی که کامپیوتر های خانگی در شیوه زندگی آمریکایی ایجاد کردند را دید و این که چگونه در طی بیست سال کامپیوتر خانگی از وسیله ای تجملاتی به یک ضرورت تبدیل شد.در فیلم این احتمال مطرح می شود که اپل بدون استیو جابز هیچ گاه نمی توانست دوام داشته باشد.او با این که یک مهندس نبود اما تصوری قوی و پشت کاری پایان ناپذیر برای ابداع کردن داشت و تنها به تولید محصولی بهتر قانع نبود بلکه به دنبال تفاوت بود.در فیلم شاهد این اشاره هستیم که بدون او اپل تنها یک شرکت کامپیوتری معمولی می شد و اثری از گجت های (ابزار های کامپیوتری و الکترونیکی با کاربرد های مختلف مثل تلفن های همراه هوشمند و تبلت ها) بزرگ این شرکت که مشخصه اصلی دوره دوم استیو جابز در اپل (۱۹۹۶-۲۰۱۱) بودند نمی دیدیم.

سوال دیگری که مطرح می شود این است آیا اصلا زندگی استیو جابز ارزش اقتباس سینمایی دارد یا خیر.نمی توان تاثیر او بر صنعت کامپیوتر در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ را منکر شد،اما آیا این وقایع ظرفیت روایی و داستانی دارند؟بهترین قسمت های داستان،نمایش استیو جابز در حال کار کردن است،حال این کار کردن با استیو وازنیک در یک گاراژ است و یا در یک آزمایشگاه روی سری اول مکینتاش.نبرد سیاسی او با هیات مدیره اپل و خیانتی که مدیر کل،جک اسکالی (متیو مودین) به او می کند آن قدر کلی پرداخت شده که هیچ کششی ایجاد نمی کند.مردان بزرگ همیشه زندگی بزرگ و جذابی نداشته اند و مشکل فیلم نیز همین نکته است.یا شاید فیلم نتوانسته این بزرگی را درست به تصویر بکشد.صفت موجه را می توان برای استیو جابز به کار برد ولی در مورد فیلم این موضوع به هیچ وجه صدق نمی کند!صفت متوسط بیشتر به فیلم می خورد،صفتی که به کار بردنش برای استیو جابز توهین است!

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید