مکتب‌های سیاسی

آسمونی، در دنیای گسترده سیاست و در طول تاریخ همواره ایدئولوژی‌ها و مکاتب خاصی در بین سیاستمداران و گروه‌ها و جنبش‌ها رواج یافته است. تعدادی از آنها اکنون دیگر کابردی ندارند اما تعدادی دیگر همچنان موجود هستند و طرفداران خود را دارند. در این پست همراه آسمونی باشید تا با تعدادی از معروفترین و پر استفاده‌ترین این مکتب‌های سیاسی آشنا شوید.

مکتب‌های سیاسی

مکتب‌های سیاسی

 

امپریالیسم

به حکومتی گویند که قدرت و وسعت فراوانی داشته باشد و ملل مختلف را زیر نفوذ و سلطه خویش قرار دهد. امپراطوری‌های بزرگ و استعمارگران تاریخ از آن جمله اند.

سوسیالیسم

یعنی مرام تعدیل ثروت و جلوگیری از تمرکز سرمایه در دست عده‌ی معدود و سهیم ساختن مردم در منافع و مواهب اجتماعی و طبیعی و کنترل کردن دولت تمام موسسات اقتصادی را به نحوی که به نفع اکثریت باشد.

دموکراسی

حکومت مردم بر مردم را گویند. از زمان یونان باستان حکومت دموکراسی منتها به شکل تکامل نیافته، وجود داشته اما امروز به طوری که گفته می شود در بعضی از کشورها حکومت دموکراسی وجود دارد و به خصوص پس از انقلاب کبیر فرانسه رشد چشمگیری داشته است.

ناسیونالیسم

مسلکی است که در آن به ملت اصالت داده می شود و در واقع ملی گرایی و وطن پرستی است. ناسیونالیسم وقتی به افراط کشیده شود، زمامداران آن معتقد می شوند که نسبت به سایر ملل برتری دارند و همین انگیزه باعث بروز جنگ‌های خانمان سوز می شود.

فاشیسم

در این شیوه حکومت، جنگ لازم و ضروری است و ملت همیشه باید آماده رزم باشد و دولت هم به فکر و عمل و قدرت افراد باید نظارت داشته باشد. فاشیست‌ها معتقدند که در اداره کشور وجود احزاب متعدد لازم نیست، بلکه فقط یک حزب کافی به نظر می رسد. نمونه این مکتب را می توان در آلمان نازی زمان هیتلر و روسیه‌ی استالین و ایتالیای زمان موسولینی به خوبی می توان مشاهده کرد.

فئودالیسم

در اصطلاح، حکومت مالکان و اشراف را گویند که رعایا خود را از هر حقوقی محروم می سازند. سیستم‌های روستایی ارباب و رعیتی نمونه این مکتب به جا مانده از قرون وسطی است.

کاپیتالیسم

یا سرمایه‌داری عبارت است از وجود مالکیت‌های بزرگ شخصی به طوری که کارخانجات و معادن کشور را در اختیار خود داشته باشند و کارگران را استثمار کنند. این سرمایه‌داران معدود با اتحاد هم تشکیل کارتل‌ها یا تراست‌ها می دهند تا جنسی را به هر قیمتی که می خواهند عرضه کنند. شرکت‌های بزرگ چند ملیتی نمونه‌هایی از این سیستم به شمار می روند.

کمونیسم

مسلکی است که بر اساس لغو مالکیت فردی و اشتراک قرار دارد. در حقیقت سوسیالیسم افراطی می باشد، که در این نوع حکومت، مالکیت اشتراکی است و هر کسی به قدر نیاز خود می تواند از منافع عمومی استفاده کند. دولت همه‌ی امور اجتماعی و اقتصادی جامعه را به نفع مردم کنترل و در آنها دخالت می نماید.

اختصاصی آسمونی

 

 

 

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید