جایگاه بدلکاری در ایران و جهان

بدل‌کاری به کارهای شگفت‌انگیز و سخت بدنی که برای انجام آن نیاز به تمرین و مهارت زیاد بدنی و روانی می‌باشد. آسمونی در این بخش در مورد بدلکاری صحبت می کند و بدلکاران ایرانی و خارجی را به شما عزیزان معرفی می کند.

جایگاه بدلکاری در ایران و جهان

کارهای نمایشی بیشتر برای انجام هنری بی‌همتا در رسانه‌های چون سینما، تلویزیون، تئاتر انجام می‌شود. این کارها در فیلم‌های اکشن نمود بیشتری دارند و انجام آن به افراد عادی توصیه نمی‌شود.

هنگام فیلم برداری صحنه‌های هیجان انگیز نبرد و تیراندازی، انفجارهای وحشتناک و تعقیب و گریز با خودروهای پرسرعت، این بدلکاران هستند که با انجام بدلکاری‌های متهورانه جان خود را به خطر می اندازند. علی‌رغم افزایش ایمنی در فیلم برداری چنین صحنه‌های خطرناکی، امکان صدمه دیدن و مرگ افراد در این بدلکاری‌ها بسیار بالاست.

برای مثال در سال ۲۰۱۶، انجمن بدلکاران حرفه‌ای نسبت به در نظر نگرفتن یک جایزه اسکار برای بهترین بدلکاری اعتراض خود را به هیئت اسکار تقدیم کرد. آن‌ها بدون شک لیاقت و شایستگی چنین درخواستی را دارند زیرا در حالیکه بازیگرانی مانند تام کروز و دانیل کریگ به خاطر این که خود صحنه‌های بدلکاریشان را انجام می دهند به شدت مورد تحسین و تمجید قرار می‌گیرند اما بسیاری از بازیگران سرشناس سینما هنگامی که نیاز به بدلکاری وجود دارد کنار کشیده و جای خود را به بدلکاران می دهند. با این وجود بدلکاران همواره نادیده گرفته شده و به ندرت مورد تمجید قرار می‌گیرند. در این میان برخی از بازیگران به‌طور علنی از انجام بدلکاری در فیلم‌های خود خودداری می‌کنند و به نوعی از انجام کوچکترین بدلکاری‌ها ترس دارند.

بدلکاراران ایرانی

پیمان ابدی

ارشا اقدسی

بدلکاران ۱۳

مارکو خان

ذبیح‌الله ذبیح‌پور

مهسا احمدی

معروف ترین بدلکاران در جهان سینما

باستر کیتون

نابغه ی بزرگ سینما و ستاره ی فیلم های صامت، باستر کیتون است که دوستان و همکارانش به او لقب شیطان دوست داشتنی داده بودند؛ زیرا کارهایش بسیار مهیج و شگفت آور بوده و تعجب و تحسین بسیاری را بر می انگیخته است. حتی امروزه هم ستارگان بسیاری در سینمای پرتحرک هم چون جکی چان، کیتون را الگوی بزرگی برای خودشان قرار داده اند و او را می ستایند و به او آفرین می گویند.

پدر و مادر وی از بازیگران تئاترهای سیار بودند و غالباً نمایش های هجوآمیز و به اصطلاح بزن و بکوب اجرا می کردند. باستر نیز تقریباً از پنج سالگی روی صحنه رفت و با پدرش همکار شد. او و پدرش در نمایش های صحنه ای، کارهای عجیب و غریبی انجام می دادند. برای مثال از بلندی بسیار زیاد خود را به زمین پرتاب می کردند یا با سرعت می دویدند و به شدت با میله ای در وسط صحنه برخورد می کردند، یا در جا پشتک وارو می زدند و خود را به زمین پرتاب می کردند. همه ی این کارها زمینه ی حیرت تماشاگران را فراهم می آوردند.

باستر کیتون در سال 1927 م فیلم صامتی به نام ژنرال ساخته است.او نقش قهرمان اصلی فیلم را ایفا کرده، و در آن نقش ماندگارترین حرکات بدلکاری را در سینمای صامت به نمایش درآورده است. مدت زمان زیادی از فیلم، در یک قطار اتفاق می افتد و باستر به درخواست خویش اجرای کارهای خطرناک را برعهده دارد. در این فیلم قطار با سرعت 60 کیلومتر در ساعت در حرکت است و باستر با خونسردی تمام روی سقف قطار ضمن رفت و آمد حرکات آکروباتیک انجام می دهد. هم چنین است، دیگر فیلم های او، از جمله: دانشکده، کشتی بخار بیل جونیور، و هفت شانس، این نکته بدیهی است که نبود امکانات ایمنی پیشرفته، خطر مرگ را در پی داشت و اشخاصی چون کیتون فقط با اتکا به عشق و جرأت فراوان خود، از پس اجرای این اعمال خطرناک بر می آمدند.

باستر کیتون در بیش از 150 فیلم بازی کرده و تمامی حرکات پرتحرک این فیلم ها را نیز خودش بر عهده داشته است. یکی از معروف ترین و خطرناک ترین کارهایش افتادن یا به اصطلاح ریزش یک دیوار بزرگ و واقعی بر رویش بود. وی در این صحنه در زیر چهارچوب پنجره ی دیواری سنگین قرار گرفت، تا آن دیوار خراب شود و هنگام ریزش و افتادن، بدن وی از چارچوب همان پنجره بگذرد و بیرون بیاید، اما اگر هنگام خراب شدن دیوار بزرگ، او حتی به اندازه ی چند میلی متر، جابه جا می شد و از زیر قاب پنجره بیرون می ماند، همه ی دیوار روی سرش ویران می شد و نمی توانست جان سالم به در ببرد. بسیاری از دوستان و همکاران باستر، آن روز برای دیدن این صحنه ی هولناک، سر صحنه ی فیلم برداری حاضر نشدند، زیرا نمی خواستند از نزدیک شاهد مرگ دلخراش او باشند. اما دیوار خراب شد و بدن باستر از چهارچوب پنجره گذشت و باستر توانست با موفقیت و بدون وارد آمدن کوچک ترین آسیب به خود و دیگران این صحنه ی جان فرسا را اجرا کند. این بدلکار بسیار بزرگ و دلیر در سال 1996 م درگذشت.

یاکیما کانوت

بدلکار دیگری که در دوران سینمای صامت هالیوود در فیلم های متعددی بازی کرد، شخصی بود به نام یاکیما کانوت. او در 29 نوامبر 1894 م در محله ای نزدیک واشینگتن زاده شد. وی از کودکی شیفته ی کارهای آکروباتیک و پرتحرک بود. کانوت در ابتدا سوارکار حرفه ای مسابقه های سوارکاری بود و در جشنواره های رام کردن اسب های وحشی شرکت می کرد. در واقع او از همین جا کارش را آغاز کرد و رفته رفته وارد سینمای وسترن شد.

در زندگی کانوت نکته ای غم انگیز وجود دارد؛ او در دوران صامت، ستاره ی فیلم های بنام هالیوود بود. شوربختانه در ابتدای دوران سینمای ناطق بر اثر یک بیماری تارهای صوتی اش آسیبی دید و صدای خود را از دست داد.

از این رو دیگر نتوانست در نقش بازیگر و ستاره در سینما ظاهر شود و به ناچار همه ی انرژی خود را صرف بدلکاری کرد. نخستین فیلم او، فیلم صامت Lightning Bryce است که در سال 1919 م ساخته شده است.

یکی از مشهورترین فیلم هایش The Wesley Trout Shrine است و آخرین فیلمی که در آن به هنرنمایی می پردازد، فیلمی است به نام Equus که در سال 1977 م ساخته شده است. وی اعمال بدلکاری بسیاری از قبیل: سقوط از بام ساختمان های چوبی بدون حفاظ روی تشک یا جعبه، پرش یا اسب از بالای موانع بلند، حضور در صحنه های انفجار و … را در این فیلم ها انجام داد و بسیاری از رکوردهای بدلکاری را برای نخستین بار به نام خود ثبت کرد. سرانجام در سال 1967 م نخستین اسکار بدلکاری برای قدردانی از یک عمر فعالیت و تلاش در این حرفه به وی اعطا شد.

یاکیما کانوت از سال 1920 م اجرای تمام صحنه های خطرناک اسب سواری را در فیلم های وسترن بر عهده داشت. وی در اغلب فیلم ها عملیات بدلکاری و پرتحرک را به جای جان وین و کلارک گیبل ، اجرا می کرد. او در 178 فیلم بازیگر بدلکار بوده است.

اما خطرناک ترین کار کانوت در فیلم دلیجان است که آن را جان فورد در سال 1939 م کارگردانی کرده است. او از روی کالسکه ای چهار اسبه روی یکی از اسب های کالسکه می پرد، سپس روی زمین می افتد، و همه ی بدنش روی زمین و به دنبال اسب ها و کالسکه کشیده می شود. یاکیما این کار سخت را نیز در نهایت دلیری، با موفقیت به پایان رساند و این صحنه ی مهیج را برای این فیلم آفرید و جاودانه ساخت.

جو کانوت

جوکانوت پسر یاکیما کانوت بود و در فیلم بن هور که ویلیام وایلر آن را در سال 1959 م کارگردانی کرده است، به جای چارلتون هستون از روی ارابه، در آرنای معروف رم می افتد و به طرزی پرتاب می شود که صحنه ی از پیش تعیین شده به خوبی اجرا نمی شود، اما چون این صحنه ی مهیج، بسیار دشوار و جان فرسا اجرا شد، وایلر طراحی دیگر صحنه ها را براساس همین صحنه و این اتفاق تغییر داد. فیلم برداری مسابقه ی آرنای رم پنج هفته طول کشید و بدلکاران این صحنه ها، بیش از یک ماه، با اسب ها و گاری ها تمرین کردند و توانستند صحنه های دیدنی و هیجان آوری را بیافرینند.

استیومک کویین

در سال 1968 م فیلمی به نام گلوله ساخته شد که یکی از طولانی ترین و با انگیزه ترین صحنه های تعقیب و گریز با خودرو در آن دیده می شود. صحنه های رانندگی این فیلم را بازیگر بنام امریکایی استیومک کویین اجرا کرد.

این بازیگر بدون استفاده از حقه های سینمایی و به طور طبیعی با خودروی شخصی اش، با سرعت 170 کیلومتر در ساعت، در کوچه های بسیار باریک سانفرانسیسکو با رانندگی های نامتعارف، در حدود 12 دقیقه، به تعقیب و گریز پرداخت. وی چندین هفته در باشگاه اتومبیل رانی آمریکا تمرین کرد تا بتواند این صحنه ها را به درستی و با هیجان طبیعی اجرا کند.

جکی چان

در سال 1992 م در فیلم داستان پلیس از درون بالگردی در حال پرواز خود را روی طنابی انداخت که از درون بالگرد آویزان بود و در آسمان کوالالامپور بر فراز ساختمان ها، گشتی عجیب و پرهیجان زد. جکی چان در سال 1987 م در کشور یوگسلاوی سابق (صربستان) برای صحنه ای در فیلم دست راست خدایان از فراز دیواری روی درخت پرید. هنگام پرش نتوانست تعادل خود را حفظ کند و از ارتفاع ده متری بر روی زمین سقوط کرد. این سقوط یک شکستگی عمیق در جمجمه اش ایجاد کرد و حفره ای در پشت سرش برجا گذاشت و برای همیشه با دشواری روبه رو شد.

سیمون کرین

در فیلم صخره نورد که در سال 1993 م ساخته شد، به جای سیلوستر استالونه همه ی صحنه های صخره نوردی و پرش از بلندی را بسیار حرفه ای اجرا کرد.

سیمون کرین در فیلم هواپیمای رئیس جمهور نیز به جای هریسون فورد حرکت های شگفت انگیز و باور نکردنی را اجرا کرد. یکی از خطرناک ترین این حرکت ها، سقوط آزادی بود که از ارتفاعی برابر 4/5 کیلومتر، از یک هواپیمای 747 که سرعتی معادل 260 کیلومتر در ساعت داشت، صورت گرفت. در این صحنه سیمون با طناب به سوی یک جت دو موتوره، بدون آن که کنترلی داشته باشد، پرید و پس از برخورد شدید با آن، خودش را از طناب جدا کرد و با چتر نجات از آن ارتفاع، از میان ابرها به پایین پرید.

بیلی لوکاس

وی در سال 1994 م در فیلم دروغ های حقیقی به جای آرنولد شوارتزنگر از بالگردی پرّان، با پاهایش که به دور پایه ی بالگرد حلقه شده بودند، به صورت معلق و سروته آویزان شده بود، در شرایطی که فاصله ی بسیار کمی با زمین داشت و اگر خلبان اشتباه کوچکی را مرتکب می شد و حتی اندکی به زمین نزدیک می شد فاجعه ای جبران ناپذیر رخ می داد.

البته بیلی لوکاس حدود 14 سال در بسیاری از فیلم ها به جای آرنولد شوارتزنگر به بدلکاری و حرکات خطرناک پرداخت و این مسئله باعث دوستی وی به آرنولد شد.

وین مایکلز

مایکلز در سال 1995 م در 47 سالگی، در فیلم چشم طلایی از مجموعه فیلم های جیمز باند از روی کنترا استودام در شهر لوگانوی سوئیس از ارتفاع 210 متری با کش ورزش بانجی، پایین پرید و یک رکورد خلق کرد.

این کار یکی از دیدنی ترین حرکت های بدلکاری است، زیرا با کوچک ترین اشتباه یا حتی تغییر مسیر، در اثر وزش ناگهانی باد پدید آید، این حرکات مختل می شوند و فرد اجرا کننده با دیواره ی سد برخورد می کند. اما وین در آن زمان این کار را بدون کوچک ترین اشتباه با موفقیت اجرا کرد.

تیم ریگبی

تیم ریگبی در سال 2002 م، در 36 سالگی، در فیلم سه گانه از ارتفاع 250 متری با خودرو از روی پل پرید، چند ثانیه روی خودروی بدون سقف نشست و بعد با چتر نجات خود را از آن رها کرد. وی این عمل را با موفقیت اجرا کرد و مهارتی شگفت انگیز را به نمایش گذاشت.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید