بهرام شفیع ؛ بیوگرافی + عکس + مصاحبه اختصاصی

بهرام شفیع

نام : بهرام

نام خانوادگی : شفیع

سال تولد : 1335

محل تولد : پامنار تهران

سال درگذشت : 17 مهر 1397

پیشه : مجری ، گزارشگر

به گزارش آسمونی ،بهرام شفیع ، متولد محله پامنار تهران در سال 1335 ، مجری و گزارشگر ایرانی بود . وی از سال 1384 تا 1397 ریاست فدراسیون هاکی را بر عهده داشت . وی از دهه 60 تا کنون مجری برنامه ورزش و مردم بود و در ابتدا گزارشگر فوتبال بود ولی از دهه 70 بدلیل ورود گزارشگران جوان و جدید از فعالیت خود کاست و با گزارش بازی ایران و کره شمالی آنرا برای همیشه کنار گذاشت .

بهرام شفیع ، دوران متوسطه خود را در دبیرستان علوی گذراند و دارای مدرک کارشناسی حقوق سیاسی از دانشگاه تهران است . او پس از انقلاب اسلامی ، و بعد از ممنوع التصویر شدن مجید وارث ، بنیانگذار برنامه ورزش و مردم ، اجرای آنرا بر عهده گرفت و تا هم اکنون نیز مجری این برنامه بود .

بهرام شفیع بدلیل حمله قلبی در 17 مهر 1397 در بیمارستان بهمن تهران و در سن 62 سالگی فوت کرد .

مهدی زارعی ، کارشناس ورزشی پورتال آسمونی ، در خصوص جا ملت های سال 1996 با بهرام شفیع مصاحبه خصوصی داشته که در زیر به آن میپردازیم .

تیم ایران در جام ملت های آسیا 1996 مسابقاتی خاطره انگیز برگزار کرد و در آسیا سوم شد. در آن زمان بهرام شفیع به هنگام بازی های جام ملت های آسیا در امارات حضور داشت و این بازی ها را از نزدیک مشاهده و گزارش کرد.چندی پیش و به مناسبت میزبانی مجدد امارات در جام ملتها، با شفیع همکلام شدیم و خاطرات آن روزها را زنده کردیم. ببینیم شفیع از آن ایام و بردهای تاریخی ایران چه خاطراتی دارد ؟ خاطراتی که البته شفیع نیز اکنون بدان ها پیوسته است .

مصاحبه اختصاصی مهدی زارعی با استاد بهرام شفیع 
  • از آذرماه 1375 شروع کنیم . حضور ایران در جام ملت های آسیا در سال 1996 .
  • آن روزها را به خوبی به یاد می آورم . مخصوصا به خاطر اتفاقاتی که چند روز قبل از اعزام ما به امارات رخ داد. روزی که در رستوران فرودگاه مهراباد حضور داشتیم و آماده رفتن به هواپیما می شدیم از رادیو رستوران شنیدیم که علی حاتمی کارگردان سینمای کشورمان از دنیا رفته است . من و حاتمی مدت ها با یکدیگر همکاری داشتیم .
  • کجا ؟
  • این افتخار را در مدت چند ماه کار مشترک روی فیلم جهان پهلوان تختی به دست آوردم . در آن روزها آرشیو روزنامه ها را مرور می کردیم. طبقه پایین منزل حاتمی محل کار او بود و من هم هر روز آنجا حضور داشتم. اما بعدها بیماری حاتمی اوج گرفت و او هم برای مداوا راهی لندن شد . این گونه بین ما فاصله زیاد شد و سرانجام که خبر درگذشت او را در مهراباد شنیدم .

  • از صدا و سیما فقط شما راهی امارات شده بودید؟
  • به جز من همکار رادیویی ام محمد جهانی نیز راهی امارات شده بود. به ما سوییتی در باشگاه ایرانیان دوبی داده شد که چسبیده به ورزشگاه النصر بود و تنها 3-2 دقیقه تا ورزشگاه محل برگزاری مسابقه فاصله داشت. البته ملی پوشان ایران در هتل جمیره ساکن شدند که با ما فاصله داشت.
  • از شرایط آن روزهای تیم ملی بگویید. امیدواری به آن تیم تا چه اندازه بود؟
  • ما با عربستان، عراق و تایلند همگروه بودیم. یادم می آید در آن روزها محمد جعفرصافی  مدیر شبکه 3 سیما بود و تنها با ماموریت 10 روزه من موافقت کرده بود. چون اکثرا مطمئن بودند که تیم در مرحله گروهی حذف می شود.

  • ولی تیم از گروه خود صعود کرد. راستی بعد از آن که 10 روز اقامت شما تمام شد، چه کردید؟
  • من خودم می گفتم احتمال دارد که این تیم از گروه خود صعود کند. همین اتفاق هم افتاد. ما هم هزینه باشگاه ایرانیان را پرداخت نکرده بودیم و مجبور شدیم هزینه باقی روزها را از جیب خود بپردازیم. در واقع با یک ساک به امارات رفتم و با یک ساک کوچک تر به ایران بازگشتم! البته بعدا مدیر شبکه حق ماموریت و هزینه این روزها را پرداخت کرد.
  • ایران در اولین بازی خود مقابل عراق باخت. راست است که در آن روزها مسوولان ورزش می خواستند محمد مایلی کهن را برکنار کنند و از حشمت مهاجرانی که در امارات حضور داشت، استفاده کنند؟
  • من بارها حشمت مهاجرانی را دیده ام و او را هرگز آدمی ندیدم که بخواهد دخالتی کند. حتی زمانی که در کنار تیم ملی هم بود هرگز در کارهای مدیریتی تیم دخالتی نداشت. به هر حال ممکن است هر آدمی درباره تیم ملی در جاهایی خارج از جو تیم ملی صحبت کند. اما این ها را نمی توان دخالت دانست. من هم هیچ وقت در امارات ندیدم مهاجرانی چنین نقشی داشته باشد.

  • تیم ملی با مایلی کهن دو مسابقه بعدی خود را از تایلند و عربستان برد و صدرنشین گروه خود شد…
  • به عقیده من باید قدردان خیلی از آدمها بود. قدردانی به این معنی نیست که تمام اخلاقیات آن ها را قبول داشته باشیم. همان گونه که آلمانی ها همیشه قدردان افتخارات هلموت شون، اووه زیلر، بکن باوئر و … بوده اند. حس من این است که عنوان سومی به آن تیم، مقداری کم لطفی در حق آن تیم بود. بعدها هم وقتی امیرقلعه نویی مربی تیم ملی بود ما در ضربات پنالتی مقابل کره جنوبی باختیم اما یک پنالتی دلیل نمی شود که کل آمار یک مربی را زیر سوال ببریم.
  • ایران پس از آن ( 6 – 2 ) کره جنوبی را شکست داد و یکی از تاریخی ترین گزارش های شما نیز در همان بازی ماندگار شد.
  • بعضی بازی ها شرایطی ایجاد می کنند که گزارش آن ها نیز خاطره انگیز می شود . یادم می آید وقتی داشتم بازی برزیل و فرانسه را در جام جهانی 1986 گزارش می کردم ، پس از آخرین پنالتی فرانسه گفتم : خداحافظ برزیل ! و در همان لحظه اشک در چشمانم جمع شده بود . هشت سال بعد و پس از فینال جام جهانی بین برزیل و ایتالیا متوجه شدم که طی یک نظرسنجی از مردم ، تقریبا 100 درصد مردم از گزارش های من و جهانگیر کوثری در طول ایام جام جهانی اظهار رضایت کرده بودند .

  • بعد از برد مقابل کره ، برنامه ای با حضور بازیکنان و کادر تیم ملی برگزار شد که همه آن ها نزد شما قول قهرمانی دادند. این نوع برنامه ها باعث غرور کاذب بازیکنان نمی شود ؟
  • بعضی وقت ها نتایج این قدر قابل توجه هستند که ممکن است تیم از روند طبیعی خارج است . ممکن است بعد از مسابقه ایراداتی گرفته شود که این جا یا آن جا نباید چنین صحبت هایی مطرح می شد اما با توجه به نتیجه عجیبی که مقابل کره گرفته بودیم، این مساله طبیعی بود .
  • ایران در آن مسابقات سوم شد و علی دایی هم آقای گل تورنمنت . به عنوان آخرین سوال دوست داریم از خاطره ای خوش بگویید . لحظه ای که به آن افتخار می کنید .
  • من دو سال بعد در بازی های آسیایی 1998 بانکوک نیز حضور داشتم . در آن جا مساله جالب درباره علی دایی مایه افتخار من شد . البته خیلی وقت ها ممکن است من به علی دایی ایراداتی داشته باشم و او هم نسبت به من چنین ایراداتی داشته باشد . اما در دهکده ورزشکاران در بازی های آسیایی با چشم خودم دیدم که ورزشکاران کشورهای مختلف در صف قرار می گیرند تا از علی دایی امضا بگیرند . در آن روزها علی دایی به بایرن رفته بود و حتی یادم می آید که یکی از دختران ژیمناست چینی که در آن مسابقه چند طلا گرفته بود ، در این صف بود تا از دایی امضا بگیرد. در آن لحظات به ایرانی بودن خود افتخار کردم .

اختصاصی آسمونی

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید