برنامه ریزی و تفکر سازمانی

آیا می دانید برنامه ریزی و تفکر سازمانی چیست؟ دانشجویان رشته مدیریت با این مفاهیم آشنایی کامل دارند. آسمونی در این بخش برای آشنایی شما عزیزان با برنامه ریزی و تفکر سازمانی، در این مورد بیشتر صحبت می کند.

برنامه ریزی و تفکر سازمانی

روش تفکر با شش کلاه چیست؟

  1. کلاه سفید: اطلاعات و ارقام، واقعیتها، کاملاً سفید
  2. کلاه قرمز: احساسات و عواطف و همچنین حس ششم
  3. کلاه سیاه: قضاوت منفی، یا پرسش مبنی بر اینکه چرا این مورد یا مسئله کارآیی ندارد. تظاهر به مخالفت
  4. کلاه زرد: نور خورشیـــــد، روشنــایی و خوش بینی، فرصتهای سازنده و مثبت
  5. کلاه سبز: انگیزه، حرکت، تفکر خلاق و بــاروربودن، مانند به وجود آمدن گیاهان از دانه ها
  6. کلاه آبی: خونسرد و کنترل شده، رهبر ارکستر، فکر کردن درباره تفکرتفکر کلاه سفید

آسمونی : یک رایانه را تصور کنید که واقعیتها و ارقامی که از آن درخواست شده است را به شما می دهد.

آسمونی : رایانه یک شیء خنثی و بی طرف است.

رایانه هیچ نوع عقیده یا تفسیر یا توضیحی را پیشنهاد نمی کند.

شخص وقتی کلاه سفید بر سر می گذارد باید از کار رایانه پیروی کند.

در واقعیت دو سطح سیستم اطلاعات وجود دارد:

  • سطح اول شامل واقعیتهای اثبات شده و بررسی شده است.
  • دومین سطح شامل واقعیتهایی است که مردم باور دارند که حقیقت دارند اما به طور کامل اثبات نشده اند.

یک طیف احتمال و به عبارتی فازی وجود دارد که تغییرات آن از همیشه درست تا همیشه نادرست است.

در این بین، تفاوتهایی میان جمله بعضی وقتها و گاهی اوقات وجود دارد.

این نوع اطلاعات، زیر پوشش کلاه سفید قرار می گیرد که یک چارچوب مناسب برای نشان دادن احتمال را تهیه می بیند.

تفکر کلاه سفید یک ایده و یک راهنماست.

آسمونی : شخصی که فکر می کند، تلاش دارد تا بیشتر حالت خنثی و بی طرف را در ارائه اطلاعات داشته باشد.

ممکن است از شما درخواست شود که کلاه سفید تفکر را به سر بگذارید، یا شما از شخصی چنین درخواستی کنید.

شما می توانید انتخاب کنید که این کلاه را بگذارید یا آن را بر دارید.

سفید (عدم حضور رنگ) نشان دهنده حالت خنثی است.

وقتی ما کلاه سفید را بر سر می گـــذاریم، معمولاً سوالهایی از این قبیل می پرسیم:

  • ما چه اطلاعاتی داریم؟
  • ما بِه چه اطلاعاتی نیاز داریم؟

و…

تفکر کلاه قرمز:

آسمونی : برسر گذاشتن کلاه قرمز به شخص متفکر اجازه می دهد تا بگوید:

من درباره موضوع مورد نظر چنین احساسی دارم.

کلاه قرمز به احساسات و عواطف، به عنوان یک قسمت از تفکر، شکل قانونی می دهد.

این کلاه احساسات را به شکل قابل مشــــاهده درمی آورد.

بنابراین، احساسات می توانند به صورت قسمتی از نقشه تفکر

و همچنین قسمتی از سیستم ارزشی درآیند و مسیری را بر روی نقشه انتخاب کنند.

کلاه قرمز یک روش راحت را برای شخص متفکر تهیه می کند تا وارد حالت عواطف و احساسات شده یا از آن خارج شود.

به شکلی که بدون این وسیله (کلاه قرمز) این کار ممکن نیست.

کلاه فوق به شخص اجازه می دهد تــــــا درباره احساسات دیگران پرس و جو کند.

وقتی که شخص کلاه قرمز را استفاده می کند، هیچ نوع احتیاجی به تلاش برای توجیه احساسات یا منطقی کردن آنها وجود ندارد.

کلاه قرمز دو نوع گسترده از احساسات را پوشش می دهد:

  • در مرحله اول، احساسات معمولی وجود دارند. همان طور که ما آنها را می شناسیم. که این احساسات از عواطف قوی مثل ترس و نفرت تا عواطف جزئی مثل شک تغییر می کنند.
  • در مرحله دوم، قضاوتهای پیچیده است که در محدوده انواع احساسات از جمله احساس وقوع امری در آینده، حس ششم، چشیدن، حس ایستا و سایر احساسات غیر قابل دیدن است.
  • در زمان بر سر گذاشتن کلاه قرمز می توانیم از چنین واژه هایی استفاده کنیم:
  • این مسئله به من احساس… می دهد
  • حس غریبی به من می گوید که…

و…

تفکر کلاه سیاه:

آسمونی : تفکر کلاه سیاه مختص قضاوت منفی است.

شخصی که دارای تفکر کلاه سیاه است به تمام اشکالات، نواقص و اشتباهات اشاره می کند.

او به اینکه چگونه مسئله مورد نظر با تجربیات و دانش پذیرفته شده مطابقت ندارد

اشاره کرده و نشان می دهد که چرا این مسئله جواب نمی دهد یا کارا نیست.

و همچنین خطرها و ریسکها را نشان می دهد. به طور کلی شخصی که دارای تفکر کلاه سیاه است به نواقص و معایب طرح اشاره دارد.

آسمونی : تفکر کلاه سیاه یک نوع بحث و جدل نیست و به هیچ عنوان به این دیده نباید به آن نگاه کرد.

این یک نوع تلاش بی طرفانه برای این است که قسمتهای منفی به روی نقشه آورده شود.

این نوع تفکر ممکن است به خطاهایی که در پروسه تفکر و یا خود روش وجود دارد اشاره کند.

این تفکر ممکن است یک ایده را برخلاف گذشته قضاوت کرده و ببیند چگونه آن ایده با مسائل شناخته شده مطابقت دارد.

تفکر کلاه سیاه ممکن است یک ایده را به زمان آینده بفرستد تا ببیند چه اشتباهات یا نواقصی رخ خواهد داد.

با این کلاه می توان سوالهای منفی پرسید.

توجه داشته باشید که این نوع تفکر نباید برای پــوشش دادن بــــه زیاده روی های منفی یا احساسهای منفی به کار رود

بلکه در این مورد باید از کلاه قرمز استفاده شود.

قضـــاوتهای مثبت توسط کلاه زرد بیان می شود.

درصورت وجود ایده های جدید کلاه زرد همیشه باید قبل از کلاه سیاه به کار رود.

هنگامی که کلاه سیاه بر سر داریم، سوالهایی از این قبیل خواهیم کرد:

  • اشتباهات این مسئله و موضوع چیست؟
  • آیا این کار ارزش انجام دادن دارد؟
  • موانع این کار یا موضوع چیست؟

و…

تفکر کلاه زرد:

آسمونی : تفکر کلاه زرد سازنده و مثبت است.

کلاه زرد سمبل نور خورشید، روشنایی و خوش بینی است.

تفکر کلاه زرد به عنوان قضاوت مثبت در نظـــــر گرفته می شود.

همان طور که تفکر کلاه سیاه به عنوان قضاوت منفی در نظر گرفته می شود.

این طرز تفکر طیف مثبت را می پوشاند که تغییرات آن از مسائل منطقی و عملی در یک سو تا رؤیا و امید در سوی دیگر است.

تفکر فوق، به دست آوردن سود را جستجو می کند.

این تفکر تلاش می کند تا پشتیبان و توجیهات منطقی برای این سود و ارزش پیدا کند.

و بر مبنای خوش بینی بنا شده است.

تفکر کلاه زرد سازنده و تولید کننده است.

از این تفکر است که پیشنهادهای مبتنی بر واقعیات داده می شود.

تفکر کلاه زرد به وقوع پیوستن مسائل و جنبه قابل حل بودن آن را در نظر می گیرد و راندمان و کارایی بالا، هدف این طرز تفکر است.

کلاه زرد جستجو کننده فرصتها است و در کنار آن، به رویاها و تصورات ذهنی نیز اهمیت می دهد.

این نوع تفکر، به خوشحالی و رضامندی (کلاه قرمز) مربوط نشده و همچنین هیچ گونه ارتباطی به طرح ایده های جدید (کلاه سبز) ندارد.

با کلاه زرد از واژه هایی این چنین استفاده می کنیم:

  • چه کسی از این موضوع سود می برد؟
  • این موضوع به چه کسی کمک می کند؟
  • این مـــوضوع چگونه ما را به اهدافمان نزدیکتر می کند؟

و…

تفکر کلاه سبز:

آسمونی : کلاه سبز برای تفکر خلاق است.

شخصی که این کلاه را به سر می گذارد سعی دارد از اصطلاحات مربوط به تفکر خلاق استفاده کند.

حالت ایده آل آن است که هم شخصی که فکر و اظهار عقیده می کند و هم شخص گوش کننده این کلاه را بر سر داشته باشند.

رنگ سبز سمبل باروری، رشد و ارزش دانه ها است.

جستجو برای راهکارها، یکی از جنبه های زیربنایی تفکر کلاه سبز است و این تفکر در راستای کشف ناشناخته ها حرکت می کند.

شخصی که دارای این تفکر است در هر لحظــــه صبر کرده و مکث می کند و درنظر می گیرد که آیا ایده های جانشین وجود دارد یا خیر؟

در تفکر کلاه سبز واژه حرکت، جانشین واژه قضاوت می شود.

شخص با این طرز تفکر سعی می کند از یک ایده برای دستیابی به یک ایده جدید استفاده کند.

آسمونی : انگیزه، بخش مهمی از کلاه سبز است.

انگیزه به کار می رود تا ما را از الگوهای فکری معمولی بیرون آورد.

تفکر جانبی مجموعه ای از نقطه نظرها، اصطلاحات، تکنیک ها (ازجمله حرکت و انگیزه) است.

این نوع تفکــــر برای ایجاد ایده های جدید به کار می رود.

وقتی کلاه سبز بر سر داریم، می توانیم از واژه هایی از این قبیل بهره گیریم:

  • شانس ما برای موفقیت بیشتـــر می شود اگر…
  • چه می شود اگر…
  • آیا راه بهتری برای این مسئله وجود دارد؟

و…

تفکر کلاه آبی:

آسمونی : کلاه آبی، کلاه کنترل است.

شخص دارای کلاه آبی، تفکرات را خود سازمان دهی می کند.

تفکر کلاه آبی «تفکر درباره فکرهایی است که نیاز به جستجوی موضوع دارند».

شخصی که کلاه آبی بر سر دارد شبیه به رهبر گروه ارکستر است.

این شخص کاربرد سایر کلاه ها را تقاضا می کند.

او موضوع هایی را تعریف می کند که فکر باید به سوی آن سوق یابد.

تفکر فوق مسائل را تعریف می کند و سوال ها را شکل می دهد.

این تفکر کارهای فکــری که باید تکمیل و انجام شوند را تعیین می کند.

تفکر کلاه آبی مسئول نتایج، نقطه نظرها و خلاصه ها است

که این موارد در هر لحظه ای در پروسه تفکــر و همچنین در آخر می تواند به وقوع بپیوندد.

کلاه آبی بر فرایند تفکر نظارت کرده و اطمینان حاصل می کند که قوانین بازی درنظر گرفته می شود.

این کلاه ممکن است برای بنانهادن یک سلسله عملیات فکری گام به گام به کار رود.

حتی اگر نقش این تفکر به یک شخص تخصیص یافت، باز هم هر شخصی می تواند پیشنهادهای کلاه آبی را، ارائه دهد.

زمانی که کلاه آبی برسر داریم، می توانیم پرسشهایی این چنین را مطرح سازیم:

  • اولین قدم چیست؟
  • ما به کجا می خواهیم برسیم؟
  • چه کسـی مسئولیت این موضوع را به عهده می گیرد؟
  • بعد از این، چه کاری را باید انجام دهیم؟
  • تـــا کنون چه چیزهایی به دست آورده ایم؟
  • و …

نتیجه گیری:

آسمونی : با به کارگیری آگاهانه کلاه های شش گانه تفکر، می توان یک روش ساده شده تفکر را مـــورد استفاده قرار داد

و به سهولت به بیان ایده ها و احساسات خود پرداخت.یِک نگاه دیگر و کاملاً مشابه به این موضوع،

عینک های هفت گانه هستند که با توجه به خواص رنگها و نیز تناسب مفهوم عینک با شیوه نگاه و زاویه دید،

آسمونی : به گونه زیر (سازگار با کلاههای شش گانه تفکر) معرفی می شوند:

  1. عینکِ سفید: سفید رنگی بی طــــرف و واقع گراست. عینک سفید با ارقام و اطلاعات ملموس و واقعی سرو کار دارد.
  2. عینکِ قرمز: قرمز رنگی تند و احساساتی است. عینک قرمز با احساسات، عواطف، شور و هیجان سر و کار دارد.
  3. عینکِ دودی (سیاه): با این عینک جنبه های منفی، خطرات و موانع دیده می شوند.
  4. عِینک زرد: با این عینک جنبه های مثبت، خوش بینانه و امیدوارانه دیده خواهند شد.
  5. عینک سبز: سبز، رنگ رویش، زایش، نوآوری و خلاقیت است و با این عینک، خود را در معرض خلاقیت و نوآوری قرار می دهیم.
  6. عینک بنفش: این عینک برای استفاده از یک منبع الهام ماورایی و مرموز به کار می رود. هر چند که استفاده از این عینک لزوماً به الهام و اشراق منجر نخواهد شد.
  7. عینک آبی: عینک آبی با احاطه، تنظیم، سازمان دهی و نظارت بر روند تفکر سر و کار دارد.

با عینکهای هفت گانه فوق نیز می توان به اهداف تعریف شده قبلی دست یافت.

بنابراین، انتخاب مسیر با شماست.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید