زندگینامه بزرگترین پادشاه ساسانی ، خسرو انوشیروان

خسرو اول انوشیروان دادگر، شاهنشاه ایران از سلسله ساسانیان بود. انوشیروان مشهورترین و بزرگترین پادشاه ساسانی و یکی از تاثیر گذارترین شاهان ایران در طول تاریخ بوده است. آسمونی در این بخش زندگینامه بزرگترین پادشاه ساسانی ، خسرو انوشیروان را شرح می دهد.

زندگینامه بزرگترین پادشاه ساسانی ، خسرو انوشیروان

خسرو یکم (زایش ۵۰۱، مرگ ۵۷۹ میلادی) فرزند قباد یکم، معروف به خسرو انوشیروان (کسری نوشیروان، انوشه روان) دادگر، بیست و دومین شاهنشاه ساسانی، از سال ۵۳۱ تا سال ۵۷۹ میلادی بود. واژه «کسری/ کسرا» که عربی‌شده «خسرو» است و عرب‌ها آن را به‌طور کلی برای شاهان ایران به کار می‌بردند، پس از اشغال ایران به‌وسیلهٔ مسلمانان، در خود ایران برای نام بردن از شاهانی که نام خسرو داشتند، ازجمله خسرو انوشیروان، به کاررفت.

شروع شاهنشاهی خسرو اول آغاز درخشان‌ترین دورهٔ عصر ساسانیان بود. او مزدکیان را سرکوب کرد. اصلاحات اقتصادی و مالیاتی کارآمدی را انجام داد که باعث پر پول شدن خزانه شاه و به‌طور هم‌زمان فراهم آمدن رضایت مردم شد. خسرو ارتش را سازمانی و قدرتی دوباره داد. او در طول دوره شاهنشاهی خود سه بار با امپراتوری بیزانس جنگ کرد، که بار اول با پیروزی‌های ایران که نقطه عطف آن فتح انطاکیه در سال ۵۴۰ میلادی بود، با قرارداد صلح موقت در سال ۵۴۵ میلادی پایان یافت. به زودی برای بار دوم بین دو قدرت بزرگ جهان در آن زمان جنگ درگرفت و با به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح در سال ۵۶۱ میلادی با انعقاد قرارداد صلح پنجاه ساله و خراجگزار شدن روم به شاهنشاهی ایران، جنگ خاتمه یافت. پس از ختم جنگِ روم، خسرو در سال‌های ۵۶۱ تا ۵۵۸ میلادی، دولت هپتالیان را که در اثر حملهٔ امپراتوری گوک‌ترک به سرداری سینجیبو متزلزل شده بود، برانداخت. رود جیحون مرز بین ایران و سرزمین امپراتوری گوک ترک شناخته شد. این خاقان به زودی برای ایران دشمنی خطرناک‌تر از پادشاه هپتالیان گردید. بعضی از قبایل و نیروهای ترک حتی در قفقاز نمودار شدند و خسرو برای اینکه از حملات آنان جلوگیری کند، بر استحکامات قلعه دربند افزود. در قسمت جنوب خسرو قدرت خود را بر یمن بسط داد. این مملکت آن زمان در دست حبشیان بود. وهریز، که یکی از سرداران خسرو بود، با اعراب همدست شد و در سال ۵۷۰ میلادی حبشی‌ها را شکست داد و از جانب شاهنشاه به حکومت یمن منسوب شد. در همین سال‌ها، سینجیبو به تحریک بیزانس به ایران حمله کرد، ولی استحکامات مرزی ایران جلوی پیشرفت او را گرفت. این رویداد و همچنین اغتشاشاتی که در ارمنستان به تحریک دولت روم درگرفت، باعث برافروختن آتش جنگی دوباره میان ایران و روم شد. یوستینیانوس امپراتور بیزانس که فکر می‌کرد خسرو دیگر پیر شده‌است و توانایی اداره جنگ را ندارد، با پشتیبانی ارمنیان مسیحی به ایران حمله کرد و شهر نصیبین را به محاصره درآورد؛ ولی خسرو موفق شد او را به سختی شکست دهد و با پیشروی در خاک بیزانس قلعه دارا را نیز به اشغال خود درآورد. در بین جنگ، تیبریوس امپراتور بیزانس شد و پس از چندی کش و قوس مذاکرات صلح بین دو قدرت آغاز شد، ولی خسرو در سال ۵۷۹ میلادی درگذشت و نتیجه صلح را ندید.

در روایات شرقی خسرو اول نمونه دادگری و دادگستری است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف کوشش او برای حفظ عدالت نقل کرده‌اند. همچنین عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با شاهنشاهی خسرو اول آغاز می‌شود. در زمان وی کتاب کلیله و دمنه از زبان سانسکریت به زبان پهلوی ساسانی ترجمه شد، آزادی مذهبی برای ادیان غیر زرتشتی، مانند مسیحیت و یهودیت وجود داشت. هفت تن از فیلسوفان یونان در نتیجه تعطیلی مدرسهٔ فلسفه آتن توسط امپراتور بیزانس و تعدیاتی که به حکما کردند، به تیسفون و دربار خسرو پناه آوردند. از قیودی که برای سایر مذاهب غیر مسیحی در کشور روم قائل شده بودند، می‌توان قیاس کرد که دربار ایران نسبت به آزادی مذهب دارای چه عقیده و مقام عالی بوده‌است. در این دوره بازی چترنگ یا شطرنج نیز از هند به ایران آورده شد.

تیسفون پایتخت دولت شاهنشاهی ایران در عهد خسرو اول به منتهای وسعت خود رسید. دانشگاه پزشکی گندی شاپور در زمان خسرو از رونق خاصی برخوردار بود و مرکز علم پزشکی جهان به‌شمار می‌آمد. مسیحیان نستوری که در قرن پنجم میلادی از روم طرد شدند، به ایران پناهنده شدند و پزشکان حاذقی که در بین آن‌ها بودند، در مدارس پزشکی ایران از جمله گندی شاپور مشغول به کار شدند.

خسرو انوشیروان، پس از نشستن بر سریر شاهنشاهی، به چهار پادوسبان چهار ناحیه کشور، نامه‌هایی نوشت. طبری، ترجمه عربی نامه او را به پادوسبان آذربایجان را نقل کرد؛ در حالی که آبی، جمله‌ای از نامه او را به مرزبانان خراسان نقل کرده‌اند؛ ابن ندیم در فهرست کتاب‌های مواعظ و آداب و حکم ایرانیان از کتابی با عنوان «کتاب خسرو به سران کشور دربارهٔ سپاس‌گزاری» یاد می‌کنند. راغب اصفهانی و طرطوشی بخشی از نامه قیصر و پاسخ کسری (ظاهراً انوشیروان) را نقل کرده‌اند که در آن قیصر از خسرو در مورد چگونگی چهار چیز سؤال کرده و خسرو به آن‌ها پاسخ گفته‌است. شاید اشاره به کتابی باشد که ابن ندیم آن را چنین یاد کرده‌است: «کتاب دربارهٔ این‌که ملک روم فیلسوفانی را به شاه ایران فرستاد و در آن دربارهٔ موضوعاتی از حکومت سؤال کرد». همچنین ابن ندیم در همین فصل از نامه‌ای که خسرو (احتمالاً انوشیروان) به مرزوان (یا مرزبان) نوشته و پاسخ او بدان، نام برده‌است.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید