بیوگرافی فریبرز عرب نیا، بازیگر نقش مختار

fariborz-arabnia-1

 فریبرز عرب نیا از بازیگران ایرانی است. فریبرز عرب نیا در سال ۱۳۴۳ در تهران متولد شد و در سال ۱۳۶۰ موفق به اخذ مدرک دیپلم ریاضی فیزیک شد. او پس از طی کردن دوره خدمت سربازی در سال ۱۳۶۴ به ترکیه رفت و در دانشگاه MIDDLE EAST آنکارا مشغول به تحصیل رشته مدیریت شد، اما آن را نیمه تمام رها کرد و به ایران بازگشت تا در رشته مورد علاقه‌اش مشغول شود…

فعالیت هنری

هم زمان با تحصیلات دانشگاهی، آموزش سینما را در مجتمع آموزشی سینما آغاز کرد و مدتی نیز کلاسهای بازیگر تئاتر را در کانون تئاتر تجربی گذراند.او پس از گذراندن تحصیلات دانشگاهی و دوره‌های تخصصی تئاتر و سینما به شکل حرفه‌ای وارد کار شد و تئاتر را در کانون تئاتر تجربی زیر نظر استاد حمید سمندریان و سینما را در دوره‌ای دو ساله در مجتمع آموزشی سینما تحصیل کرد. نمایش هایی که طی این دوره بازی و کارگردانی کرده عبارتند از: آوازخوان طاس، کالیگولا، دایره گچی قفقازی و … فریبرز عرب نیا تا قبل از سال 1374 در هشت فیلم در نقشهای دوم و سوم ظاهر شد و هیچگاه نتوانست توانایی هایش را به معرض نمایش بگذارد.

fariborz-arabnia-2

اما وقتی از طرف مسعود کیمیایی برای بازی در فیلم ضیافت از او دعوت شد، همگان بر این عقیده بودند که کیمیایی قهرمان خود را یافته است. بازی او در فیلم ضیافت یکی از بهترین بازیهای جشنواره چهاردهم فیلم فجر بود. اوج هنرنمایی فریبرز عرب نیا در فیلم سلطان بود. او توانست شمایل یک قهرمان به ته خط رسیده را به زیبایی هرچه تمام تر ایفا کند. این نقش آفرینی تا حدی خوب و پذیرفتنی بود که منتقدان ماهنامه فیلم بازی او را بهترین بازی جشنواره پانزدهم فیلم فجر خواندند. این در حالی بود که عرب نیا حتی کاندید دریافت جایزه هم نشده بود فریبرز عرب نیا در فاصله بین ضیافت و سلطان سه فیلم بازی کرد. سه فیلم حادثه ای فیملهایی که نه ارزش ماندگاری داشتند و نه عرب نیا نشانی از خود داشت. عرب نیا تا به امروز همچنان در فیلمهای نچندان مطرح بازی می کند.

او می توانست چهره ای ماندگار در سینمای ایران از خود به جای بگذارد اما بیراهه های کارنامه بازیگری او شاید حتی بازیهای بسیار خوبش را زیر سوال ببرد. فریبرز عرب نیا پس از سلطان، سه چهار بازی خوب هم در کارنامه سینمایی اش ثبت کرد تا همچنان خیلیها به او امیدوار باشند. بازی قابل قبول او در فیلم جهان پهلوان تختی و بخصوص شوکران هر دو ساخته بهروز افخمی و بازی متفاوت و بسیار دشوارش در فیلم شیفته فریبرز عرب نیا را به عنوان یکی از چهره های برتر دهه هفتاد سینمای ایران معرفی کرداو علاوه بر بازیگری در زمینه طراحی گرافیک نیز فعال می‌باشد. همسر اول وی آتنه فقیه‌ نصیری بود . او سپس با زنده یاد “عسل بدیعی” ازدواج کرد که بعدها از هم جدا شدند.

 

گفت و گو با فریبرز عرب نیا:

فريبرز عرب‌نيا طي شش سالي كه ساخت “مختارنامه” به طول انجاميد، به ندرت در فيلمي حاضر شد و به گفته‌ي خودش يك “خودكشي حرفه‌يي” را تجربه كرد. او معتقد است در چنين شرايطي يك بازيگر حرفه‌يي همواره به لحاظ مالي ضرر مي‌كند؛ با اين حال عرب‌نيا خوشحال است كه سيستم غيرقابل پيش‌بيني فيلمسازي در ايران، سال‌هايي كه او صرف اين سريال كرده بود را به هدر نداد و در گفت‌وگوهايي كه در مقاطع مختلف ساخت سريال “مختارنامه” داشت، بارها اعلام كرد كه احساس مي‌كند از اين انتخاب (بازي در سريال داوود ميرباقري) راضي است.

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون در پاسخ به اين پرسش كه نقش مختار برايش چقدر به لحاظ مالي و معنوي ارزش داشت كه قبول كرد چندين سال از عمرش را صرف آن كند؟

fariborz-arabnia-4

 در مورد امكانات مالي به جرأت مي‌گويم كه بازيگر توانا و صاحب سبك هميشه در ايران ضرر مي‌كند؛ در اين باره شك نكنيد؛ من با فكت(دليل) مشخص و مسلم علمي، در يك سميناري حتما در اين باره صحبت خواهم كرد.

عرب نيا ادامه داد: بازيگر تواناي صاحب سبك و دانش‌آموخته، همواره در سيستم سينما و تلويزيون ايران در حال ضرر مالي و جاني است؛ اما اين بحث به كنار است.

 

وي سپس درباره‌ي ارزش‌هاي معنوي بازي در سريال «مختارنامه» و همكاري با كارگرداني چون داوود ميرباقري و جمعي از عوامل حرفه‌يي اين سريال، خاطرنشان كرد: از حيث ارزش‌هاي كار، من به عنوان يك بازيگر همواره مجموعه‌اي از فاكتورها برايم در انتخاب دخيل هستند كه پيش از هرچيز كارگردان و فيلم‌نامه‌ قرار مي‌گيرد و بعد از آن جمع همكاران است كه باعث مي‌شود ببينيم پيش‌بيني ما نسبت به آينده كار آيا مثبت است يا خير.

فريبرز عرب‌نيا كه در زمان ساخت اين مجموعه در اين گفت وگو شركت كرد سپس توضيح داد: در سريال “مختارنامه” هم وضعيت به همين منوال بود؛ حساسيت‌هاي اين كار و اين كه از همان ابتدا حدس مي‌زدم كه سال‌ها از سينما دور مي‌افتم، برايم يك‌جور به معناي خودكشي حرفه‌يي بود. منتها من شخصا زندگي را با فراز و فرودهايش دوست دارم و باورم نيست زندگي بدون سختي و ريسك، زندگي باشد و در حقيقت يك‌جور تكرار روزمرگي است. در عرصه بازيگري هم هستند گروهي كه دوست دارند موفقيت‌هايشان همواره تكرار شود و يك مسير بي‌فراز و نشيب را طي كنند؛ اما من چون باور ندارم چنين مسيري، مسير پويايي باشد، از ابتدا خوشبختانه به دنبالش نبودم كه حالا هم از تركش ناراحت شوم.

“مختارنامه” ارزش همه ريسك‌ها را داشت

اين بازيگر سينما و تلويزيون با بيان اين كه از ابتدا دغدغه‌هايش چيزهاي ديگري به غير از حفظ موقعيت بوده، ادامه داد: من قبل از شروع «مختارنامه» مي‌خواستم فيلم خودم را بسازم و مهم‌ترين دغدغه‌ام اين بود كه ساخت اين فيلم چند سال به عقب مي‌افتد؛ كمااين كه اين اتفاق افتاد. مجموعه قصه‌ام را داشتم چاپ مي‌كردم آن هم چند سال به عقب افتاد؛ اما الآن شكرخدا فكر مي‌كنم كه غلط پيش‌بيني نكرده بودم و “مختارنامه” ارزش تمام اين سختي‌ها و ريسك‌ها را داشته‌است. خدا را واقعا شكر مي‌كنم؛ به اين دليل كه به راحتي مي‌توانست كار خوب از آب در نيايد؛ نه به اين دليل كه كارگردان، فيلم‌نامه و عوامل خوب نبودند بلكه به اين جهت ‌كه سيستم فيلم‌سازي در ايران، سيستم قابل پيش‌بيني نيست. به همين راحتي مي‌توانست اين كار درنيايد و حال همه خراب شود كه شكر خدا اين‌طوري نشد.

بازي در سريالي مثل “مختارنامه” ايثار مي‌خواهد

بازيگر نقش “مختار” سپس با بيان اين كه كارهايي مانند “مختارنامه” ايثار مي‌خواهد، اظهار كرد: در چنين كارهايي پوست، مو، گوشت و جان آدم فرسوده مي‌شود. زندگي‌ بازيگر چنين كارهايي دچار تنش‌هاي عجيب و غريب مي‌شود. از نظر حرفه‌يي 5 سال فيد شدن در يد هركسي نيست ولي من از گفتن اين‌ها همواره اباء دارم؛ به جهت اين‌كه دوست ندارم بحث شخصي كنم.

عرب نيا بار ديگر تاكيد كرد: بازي در چنين كارهايي حقيقا ايثار مي‌خواهد. 5 سال از زندگي يعني نيم دهه‌ي يك بازيگر چه از لحاظ حرفه‌يي و چه نظر زندگي شخصي؛ بنابراين بر روي جسم و روحش تأثير مي‌گذارد.

عدم تمايل به مصاحبه

از نخستين روزي كه فريبرز عرب‌نيا براي بازي در سريال تاريخي «مختارنامه» با سيما فيلم قرارداد بست، حدود شش سال مي‌گذرد و او در اين مدت به جز يك پروژه، در هيچ پروژه سينمايي و تلويزيوني ديگري مقابل دوربين نرفت. او در تمام اين روزها «مختار» داوود ميرباقري باقي ماند، تا علاوه بر رد پيشنهاد كارگردانان و تهيه‌كنندگان براي بازي در پروژه‌اي ديگر، پاسخش براي مصاحبه با خبرنگاران نيز منفي باشد.

با اين حال فريبرز عرب‌نيا پس از گذشت پنج سال و در حالي كه در صحنه‌هاي كربلا از سريال «مختارنامه» حاضر شده بود، در گفت‌وگويي حاضر شد و به خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا درباره‌ي دلايل عدم تمايلش به مصاحبه گفت: شايد يكي از دلايلي كه من به طور كلي از صحبت فرار مي‌كنم، اين است كه همواره كلام شهيد مي‌شود.

بنابراين او در اين مصاحبه ترجيح داد كه بيشتر از دغدغه‌ها و علايق يك بازيگر به هنگام پذيرش نقش‌هاي طولاني را مدت بگويد.

عرب‌نيا كه معتقد است بايد با نگاه جدي‌تري با مقوله بازيگري برخورد كرد، دراين باره تصريح كرد: توليدات سينمايي و تلويزيوني بسياري منوط و مشروط به بازيگري هستند؛ اين درحالي است كه متأسفانه هنوز بر سر اين‌كه آيا بازيگري اولين شرط فيلم و سريال‌سازي است، دعواست.

تلويزيون سردمدار عرصه فرهنگ و توليد است

بازيگر نقش «مختار» در پاسخ به اين پرسش كه يك پروژه و يك نقش بايد چه اندازه براي بازيگر جذابيت داشته باشد كه باعث شود او به مدت 5 سال در هيچ فيلم يا سريال ديگري حاضر نشود؟ گفت: اين مساله به جنبه‌هاي مغفول مانده بازيگري، ارتباط عوامل ديگر صحنه، پشت صحنه و مديريت‌هاي فرهنگي برمي‌گردد و به حدي ارتباط اين مسايل در ايران با هم مخدوش است كه شايد در كلي‌ترين شكل، متأسفانه نه تنها با استانداردهاي جهاني كه با استاندارهاي سال‌هاي شناخته‌شده اين عرصه، فاصله بسياري داريم.

وي ادامه داد: در حال حاضر تلويزيون به شكلي سردمدار عرصه فرهنگ و توليد الگو شده است و در برخي زمينه‌ها تلاش‌هايي مي‌كنند كه پيش از اين انجام نشده‌است؛ به هر صورت اين جريان روبه جلو است.

فريبرز عرب‌نيا با پرداختن به اين موضوع از جنبه حرفه‌يي و صنفي و همچنين گسترده‌ خواندن اين بحث، در عين‌حال گفت: ايراد و خطر اساسي اين است كه اين رشد ابدا متوازن نيست. در برخي زمينه‌ها خصوصا در مقوله نگاه به بازيگر و لوازم كارش بسيار بسيار ابتدايي عمل مي‌كنيم.

 

مقولات هنري معضل بسيار پيچيده‌اي است

عرب‌نيا بار ديگر با تأكيد بر اين‌كه بحث‌هاي صنفي و حرفه‌يي را مطرح مي‌كند، اظهار كرد: جاي بحث در مورد مقولات هنري اساسا اين جا نيست؛ چراكه آن خود معضل بسيار بسيار پيچيده‌اي است.

اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آن‌چه با وجود تمام اين مشكلات شما را نگه مي‌دارد چيست؟ گفت: اين سوال كليشه‌اي دوست‌داشتني است كه پاسخ آن معلوم است.

وي سپس گفت: از جنبه‌ي حرفه‌يي آن‌چه يك بازيگر را 5 سال با وجود تمام مشكلات بسيار عجيب و غريب و گاه ابتدايي از جمله نبود امكانات رفاهي در بدترين شرايط جوي و جغرافيايي نگه مي‌دارد، عشقش به ديدن تأثير تمام چيزهايي است كه در اين سال‌ها بر او، نقش و جهان هنر و رسانه گذشته است.

fariborz-arabnia-3

حسن میرباقری

“مختارنامه” برآيند علائق ميرباقري و عرب‌نيا

فريبرز عرب‌نيا در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا جسارت و اجازه آن را داشته است كه در عين خلق مختار واقعي، آن‌چه خود علاقه داشته است را از اين شخصيت ارايه دهد؟ گفت: «مختارنامه» به شكل مستقيم برآيند نقاط مشترك علائق من، آقاي ميرباقري و تمام گروه است؛ اما فكر مي‌كنم وقتي نمايش داده مي‌شود، از اين حرف‌ها فراتر رفته باشد. اين اتفاقي است كه در هنر نمي‌توان تعريفش كرد. يعني وقتي سريال «مختارنامه» را ببينيم متوجه مي‌شويم كه احتمالا ارزش همه اين زحمات را داشته است.

 

استفاده از بدلكار

فريبرز عرب‌نيا در بخش ديگري از اين گفت‌وگو درباره‌ي استفاده از بدلكار در برخي صحنه‌ها به جاي وي و آيا اين‌كه اين امر با اصرار خود وي يا شخص كارگردان صورت گرفته است، اظهار كرد: به هرحال در پروژه‌اي كه 5 سال به طول مي‌انجامد، حتما كارگردان ريسك نمي‌كند كه در صحنه‌هاي جنگ‌هاي خطرناك و سواري‌هاي بي‌محبا، بازيگر اصلي حضور داشته باشد. اما من شخصا به دليل علائقم و بسياري از مسايل ديگر تا حد امكان خودم اين صحنه‌ها را بازي كردم و دوست دارم بازي كنم.

وي ادامه داد: تا حدي كه ريسك به خطر افتادن پروژه نباشد، آقاي ميرباقري خوشبختانه اين اعتقاد را داشتند كه خود من در صحنه‌هاي اكشن حاضر شوم.

عرب‌نيا با اعلام اين‌كه يك بدل تقريبا هميشگي در صحنه‌هاي خطرناك نقش او را بازي ‌كرد، خاطرنشان كرد: ايشان در صحنه‌هايي حضور دارند كه صورت مختار لو نمي‌رود. اين صحنه‌ها پلان‌هاي بسيار دور را شامل مي‌شود؛ بنابراين در صحنه‌هايي كه احساس كردم نمي‌توانم صحنه را كنترل كنم، يا درصد خطا بالا برود و يا آقاي ميرباقري و شخص ديگري از عوامل توليد تشخيص مي‌دهند كه بايد شخص ديگري جاي من بازي كند، قاعدتا بدلكار كار را انجام مي‌داد.

بازيگر نقش مختار با تشكر از بدلكاري كه نقش او را در برخي صحنه‌ها بازي كرد، گفت: حضور ايشان در صحنه از خستگي‌هاي من كم مي‌كرد اما چون اين همكارم از نظر سايز و جثه با من تفاوت داشت در صحنه‌هايي كه اصلا حدود ديده نمي‌شد و موقعيت از دور مشاهده مي‌شد، زحمات را اين دوستم متحمل شد.

فريبرز عرب‌نيا در پايان تأكيد كرد: در ايران متأسفانه رابطه بازيگر با صحنه‌هايي كه با خطر جاني همراه است و الزامات آن، درست تعريف نشده است. مشابه بازيگر بايد رابطه نزديك‌تري با پروژه داشته باشد و بسياري از مسايل براي او تعريف شود. البته خوشبختانه در «پروژه مختارنامه» اين اتفاق تا حدودي رخ داده است.

fariborz-arabnia-6

سریال های تلویزیونی فریبرز عرب نیا:

  • وکیل اثر سیروس مقدم
  • مختارنامه اثر داوود میرباقری

 

فیلم های سینمایی از فریبرز عرب نیا:

 

  • چ (۱۳۹۱) اثر ابراهیم حاتمی‌کیا
  • پرتقال خونی (۱۳۸۹) اثر سیروس الوند
  • پنهان (۱۳۸۹)
  • خاک و آتش (۱۳۸۹)
  • شکلات داغ (۱۳۸۸) اثر حامد کلاهداری
  • صندلی خالی (۱۳۸۷) اثر سامان استرکی
  • طاووس های بی پر (۱۳۸۷)
  • باج‌خور (۱۳۸۲) اثر فرزاد موتمن
  • برگ برنده (۱۳۸۲) اثر سیروس الوند
  • پروانه ای در باد (۱۳۸۲) اثر عباس رافعی
  • دختری در قفس (۱۳۸۱) اثر قدرت‌الله صلح‌ میرزایی
  • ستاره های سربی (۱۳۸۱)
  • عطش (۱۳۸۱) اثر محمدحسین فرح‌بخش
  • از صمیم قلب (۱۳۷۹)
  • رنگ شب (۱۳۷۹) اثر محمدعلی سجادی
  • شیفته (۱۳۷۹)
  • هزاران زن مثل من (۱۳۷۹) اثر رضاکریمی
  • هفت پرده (۱۳۷۹)
  • بادام‌های تلخ (۱۳۷۸) کاظم معصومی
  • دلباخته (۱۳۷۸)
  • سحرگاه پیروزی (۱۳۷۸)
  • شوکران (۱۳۷۷) اثر بهروز افخمی
  • طوطیا (۱۳۷۷) اثر ایرج قادری
  • جهان پهلوان تختی (۱۳۷۶) اثر بهروز افخمی
  • شاهرگ (۱۳۷۶)
  • بالاتر از خطر (۱۳۷۵)
  • سلطان (۱۳۷۵) اثر مسعود کیمیایی
  • ضیافت (۱۳۷۴) اثر مسعود کیمیایی
  • فرار مرگبار (۱۳۷۴)
  • بوی خوش زندگی (۱۳۷۳)
  • سال های بی قراری (۱۳۷۳) اثر مسعود نوابی
  • کاکادو (۱۳۷۳) اثر تهمینه میلانی
  • مرد پنجم (۱۳۷۳)
  • من زمین را دوست دارم (۱۳۷۲)
  • خسوف (۱۳۷۱)
  • مسافران (۱۳۷۰) اثر بهرام بیضایی
  • وصل نیکان (۱۳۷۰)
  • آهوی وحشی (۱۳۶۹)

فریبرز عرب‌نیا کجاست؟ همه‌چیز درباره‌ شایعه خداحافظی و مهاجرت

این روزها زمزمه‌ی مهاجرت فریبرز عرب‌نیا و خداحافظی‌اش از سینما شنیده می‌شود، موضوعی که توجه مخاطبان و علاقه‌مندان سینما را جلب کرده است. او که به تازگی در نمایش «عاشقانه‌های ناآرام» حضور داشت، گویا قراردادش با این گروه به پایان رسیده و این روزها مشغول جابه‌جایی و فراهم کردن مقدمات سفر به خارج از کشور است.

عرب‌نیا درلا‌به‌لای دغدغه‌های این روزهای خود با ایسنا گفت‌وگویی داشته که بسیار شفاف پاسخ داده است.

آقای عرب‌نیا چه شد که بر این شدید به تئاتر برگردید و چه چیز در این نمایشنامه شما را به روی صحنه آمدن مجاب کرد؟

لازم می‌دانم قبل از هرچیزی توضیحی بدهم که امیدوارم این توضیح سوءتفاهم برای کسی به وجود نیاورد. حقیقت این است که «عاشقانه‌های ناآرام» یک تئاتر کامل در پرونده کاری‌ام محسوب نمی‌شود؛ برای اینکه در برنامه‌ریزی بسیار ضعیف بود و کار بدون تمرین روی صحنه رفت. نتیجه خوشبختانه خوشایند بود و برای تماشاگر، دلچسب. هدف من هم از حضور در این کار همین رضایت مخاطب بود. این یک تجربه صحنه‌ای و شاید یک نمایش تجاری به حساب بیاید که حداقل تماشاگر را در این تب و تاب سیاسی و اجتماعی آرام کند. خوشبختانه این خوراک برای مخاطب هم اصلاً مبتذل و بد نبود. اتفاقاً رویداد خجسته ای شد که مردم از آن استقبال کردند. درواقع اگر مخاطب از کاری لذت نبرد کائنات را هم تکان بدهیم فایده ای ندارد و من این شانس را داشتم که پایان هر اجرا مخاطب «عاشقانه های نا آرام» را راضی ببینم. امیدوارم گروه این نمایش اگر اجراهای بیشتری دارند موفق باشند.

با این اوصاف، رجوع شما به صحنه و تئاتر بعد از چندسال بیشتر به خاطر این نفس به نفس شدن با مخاطب بوده است؟

خیلی صادقانه بخواهم بگویم، چون دارم از ایران می‌روم، این تجربه برای من آغوش‌گیری تماشاچی‌ها، هم‌شهری‌ها و هم‌وطنانم بود که برای ما یک خاطره مشترک باقی بگذارد و اینکه هر دو این خاطره را به یاد بیاوریم و از آن به نیکی یاد کنیم. این یادگاری برای تماشاچی برای من از همه چیز مهم تر بود؛ حتی مهم تر از اینکه با این نقش می‌توانم در کارنامه‌ام یک نقطه عطف بگذارم یا نه، حقیقت این است که اولویت من ملاقات با مردمم بود در روزهای آخری که در ایران هستم.

شما از یادگاری صحبت می‌کنید و خاطره‌ای که مردم بخواهند با شما آن را در ذهنشان ثبت کنند و شنیدن این جملات از زبان شما این مفهوم را به ذهن متبادر می‌کند که شما قصد مهاجرت از ایران دارید. البته مدتی هم هست که این شایعه شنیده می‌شود که شما قرار است از سینما خداحافظی کنید و برای همیشه از ایران بروید. این موضوع چقدر صحت دارد؟

به هیچ عنوان صحت ندارد. سینما و از آن مهم‌تر فرهنگ کشورم از زندگی من نه تنها حذف‌شدنی نیست، که حتی تضعیف هم نمی‌شود. خوشایندتر برایم این است که روز به روز این حس میهن‌دوستی و علاقه به فرهنگ کشورم در من تقویت می‌شود. هرچه سنم بیشتر می شود به مکاشفه در فرهنگ و غوطه‌ور شدن در آن فکر می‌کنم و طالب فراگیری هستم. هم‌وطنانم را با تمام ضعف‌ها، قوت‌ها و کشورم را با تمام اوج‌ها و فرودها و حتی پلشتی‌هایی که در دوره هایی به آن تحمیل می‌شود دوست دارم. موج‌ها و حماسه‌ها، بالا و پایین رفتن‌های وطنم در تمام سال‌هایی که زندگی کردم حالا دیگر بیشتر شناخته شده و هیچ‌وقت نمی‌توانم آن را فراموش کنم یا بگذارمش اینجا و بروم کشوری دیگر. قاطعانه می‌گویم، هرگز قصد مهاجرت دائمی از ایران را ندارم و دلیل من از سفر طولانی‌مدت، شرایط زندگی شخصی‌ام است و اینکه می‌خواهم در کنار پسرم باشم که قرار است تحصیلش را در کشور دیگری ادامه بدهد. چندسالی را مجبور می‌شوم زمان کار کردن و استراحتم را تغییر بدهم. پیش از این تابستان‌ها استراحت می‌کردم و در طول سال کار، اما حالا باید همزمان با تحصیل جانیار کنار او باشم، آشپزی کنم و در کشوری که فقط من را دارد، مثل یک رفیق برای پسرم باشم و در طول تابستان کار کنم.

پس فعالیت‌های سینمایی‌تان در طول این مدت چه می‌شود؟

این به معنای این نیست که فعالیت‌های سینمایی، ادبیاتی و تصویری‌ام در طول سال متوقف می‌شود. نه در آن زمان‌ها بیشتر ذهنم را درگیر نوشتن می‌کنم و برای رسیدن به آن پروژه‌هایی که در ذهنم هست تصویربرداری‌های تجربی و مستند خواهم داشت. می خواهم برنامه‌هایی را که عقب ماندند، به سرانجام برسانم و هم آنهایی که قرار است به نتیجه برسند را با یک چارچوب و طرح مشخصی آماده‌اش کنم. اینها یعنی در طول سال خیلی شاغل خواهم بود، اما تصویری از من دیده نخواهد شد مگر در تابستان‌ها.

اهالی سینما و همکاران شما در طول این مدت برای ارائه پیشنهادات همکاری چطور می‌توانند با شما ارتباط برقرار کنند؟

چندسالی است که با بعضی از دوستان یک‌سری قرارهایی داریم که به خاطر لطفی که به من دارند و قواره سینمایی‌ام طرح‌های مشترکی وجود دارد که در حد قول و همکاری است و در بعضی از موارد حتی تا سیناپس هم پیش رفته‌ایم. این کارها را باید موکول به تابستان آینده کنم، اما به طور کل ارتباط من با همکارانم از طریق آدرس ایمیلم خواهد بود که دوستان می‌توانند در صورت نیاز از انجمن بازیگران خانه سینمای ایران بگیرند.

آیا بنا ندارید که در خارج از ایران فعالیتتان را ادامه بدهید؟ آیا برای همکاری با آنها پیشنهاد یا طرحی دارید؟

هم پیشنهاد دارم و هم به آن فکر کرده و می‌کنم. بحث گسترده‌ای است، اما ترجیحم این است که در پاسخ به سوالتان بگویم فعلاً در عرصه بازیگری و کارگردانی حرفه‌ای خارج از ایران به جهت اینکه در طول سال امکانش را ندارم، متوقف خواهد بود، اما در طول تابستان به پیشنهاداتم چه در آمریکا و چه در اروپا فکر می‌کنم.

از اروپا هم پیشنهاد دارید؟

بله من از یکی دو کشور اروپایی چند پیشنهاد ساخت فیلم در زمینه مهاجرت دارم که باید به آن بیشتر فکر کنم و احتمال دارد این همکاری اتفاق بیفتد. اما همه چیز الان برای من در سایه پسرم هست و تمام ذهنم را معطوف به او کرده‌ام و نمی‌توانم درباره برنامه‌های آینده کاملاً شفاف صحبت کنم.

در حوزه ادبیات چطور، شما سال‌هاست دستی به قلم دارید و شاید خیلی از مخاطبانتان منتظر به سرانجام رسیدن آن باشند.

مجموعه قصه‌های من احتمالا به زودی چاپ می‌شوند، الان در مرحله ویراستاری و بازنویسی نهایی هستند.

بعد از کارگردانی «رنگ شک» دوباره به کارگردانی فکر می‌کنید، فیلمنامه یا طرح و برنامه‌ای در دست دارید؟

بله. حقیقتش هیچ کدام از برنامه‌های کاری من نسبت به کارگردانی اولویت ندارند. دو پروژه ای هست که به آن به صورت جدی فکر می کنم و حتی پیش فرض هایی هم دارم که سال دیگر که به ایران بازگشتم فیلمبرداری اش را شروع کنم. اما چون خام هستند و الان بخش اعظم فعالیت من معطوف به جا به جایی و مقدمات سفر هست نمی توانم کارهای مربوط به آن را فعلاً انجام بدهم. به همین دلیل در تئاتر «عاشقانه‌های ناآرام» هم دیگر حضور نخواهم داشت. مگر اینکه وقتی باز شود و صحبتی با دوستان داشته باشم که یکی دو شب دیگر را هم همراهشان باشم و به یک معنا با هم‌وطنانم هم‌کناری کنم. اما چون تا به الان این اتفاق نیفتاده، در کنارشان نخواهم بود و برایشان موفقیت آرزو دارم.

پس از همین جا باید اعلام کنیم که شما دیگر در مقام بازیگر همراه با گروه «عاشقانه‌های ناآرام» نیستید؟

قراردادم با آن‌ها تمام شده و به آن‌ها فقط قول اخلاقی دادم که اگر در این روزهای آخر زمانم اجازه بدهد یک یا دوشب کنارشان باشم، اما به دلیل این حجم کاری که دارم می‌ترسم این ممکن فراهم نشود. من از همه دعوت می‌کنم که کار را ببینند، اما اگر کسی لطفی به من دارد و قرار است مخاطب من در این نمایش باشد، باید اعلام کنم که قراردادم تمام شده و همراه گروه نیستم. تاکیدم روی این موضوع برای این است که یک موقع خدای ناکرده شرمنده مردم نشوم و احیاناً بدون اطلاع، بلیت تهیه کنند و عدم حضور من در این نمایش را به پای بدعهدی و بدقولی بگذارند.

ناگفته‌ای مانده که بخواهید آن را مطرح کنید؟

حرفی که برایم خیلی مهم است، این است که من هیچ زمانی به صراحت نگفتم که چقدر مردم سرزمینم را دوست دارم و به آن‌ها دلبسته‌ام یا درصدد این نبودم که القاب تصنعی درباره‌شان به کار ببرم که آن‌ها را وادار به پذیرش من کند‌؛ چیزی که متاسفانه در جامعه ما به یک اپیدمی تبدیل شده است، اما الان که مجبورم زمان کمی در ایران و کنارشان باشم می‌خواهم بگویم که قلبم به اندازه تک‌تک‌شان می‌تپد. در طول این سال‌ها انرژی خیلی خوبی به من دادند و اینقدر این حس برایم خوشایند بوده و هست که فکر می کنم با شیرینی‌اش سختی این مرحله از زندگی‌ام کم می شود. من 30 سال است که از مردمم محبت های پررنگی دیده ام که تحمل این بی مهری ها را سبک کرده بود، زبانم برای تشکر از آنها قاصر است و امیدوارم ملتم به عرش برسند به امید حق.

اوضاع بد سینما تصمیم‌گیری را برای شما راحت تر کرد؟

اگر نخواهم دروغ بگویم اوضاع نابسامان فرهنگی این درد را برایم تحمل‌پذیرتر کرد. امیدوارم از حرفم سوء برداشت نشود اما به نظرم می‌آید که ما ضربات فرهنگی عمیقی در طول چند سال گذشته دیدیم که هنوز از پس جبرانش برنیامده‌ایم و ضربات دیگری هم در کنارش دارد می‌خورد. این به من و خیلی‌ها اثبات می‌کند که در زمینه فرهنگی به اندازه سیاست همه چیز برای ما جدی نیست. البته از یک جهت باید خداراشکر کنیم، چون هرچیزی را که به اندازه سیاست جدی گرفتیم نابودش کردیم. امیدوارم از این بابت هیچ وقت فرهنگ را اینقدر جدی نگیریم. و در آخر آرزوی عمیقی که برای کشورم دارم این است که فرهنگ به جایگاه مستحقش در زندگی روزمره دست پیدا کند؛ نه در شعار و رسانه، بلکه در تاکسی‌ها، خانه‌ها، مطب دکتر، مقر تحقیقات اتمی و خیابان‌ها و… به فرهنگ واقعی در ارتباط با یکدیگر برسیم.

 

  • همچنین مشاهده نمایید:

زندگینامه مختار ثقفی

0/5 ( 0 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: میلاد حبیبی
    03 خرداد 1394

    سلام ما نیز در مسجد عاشق شماییم افتخار دادن یک پیام به ما را بدهید تشکر خیلی وقت بود دنبالتان بودیم

  2. نویسنده دیدگاه: سینا
    17 اسفند 1393

    تو فیلم مختارنامه کارش عالی بود اونجا من عاشق کارش شدم واقعادستش درد نکنه

نظر خودتان را ارسال کنید