ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

کریسمسی با طعم توپ فوتبال

فوتبال سربازان در جنگ جهانی/ اختصاصی آسمونی  – مهدی زارعی

سال 1914 بود و دو شب مانده به کریسمس، سرمای شدید صحرا را فرا گرفته بود. در آن شرایط کسی نمی توانست تصور کند که آن شب قرار است برای همیشه در تاریخ ماندگار شود. سپاه آلمان تا مرز خاک سرد صحرای باری پیش آمده بود و حال که شب فرا رسیده بود، سربازان بریتانیایی خسته و کم رمق به آتش های برافروخته کمپ ژرمن ها خیره شده بودند.

کاپیتان نویل سرگرد سوم و تصمیم گیرنده لشکر، با بی سیم خود سکوت شب را می شکست:” جوخه 5، موقعیت خود را اعلام کن.” اما ارتباط قطع شده بود و موقعیتی از طرف جوخه 5 اعلام نمی شد. شرایط نامساعد جوی همین شرایط را برای آلمان ها نیز پیش آورده بود. دو لشکر مافوق و مرجعی برای اخذ تصمیم نداشتند. به گزارش آسمونی اندکی دورتر هوفر فرمانده آلمانی ها نیز شرایطی مشابه داشت؛ درست مثل نویل صحرای سیاه را می نگریست و نمی دانست چه تصمیمی بگیرد.

در ایستگاه رادیویی لندن آخرین پیام کاپیتان نویل ضبط شده است و هنوز هم پس از گذشت بیشتر از یک قرن می توان در موزه ترافوردپارک منچستر آن صدا را شنید:« ارتباط ما قطع شده است. دستور چیست؟»

ناگهان صدایی به گوش می رسد:  جوخه 5! موقعیت خود را اعلام کن!

اما این بار این رمز از طرف فرماندهی بریتانیایی کبیر شنیده نمی شود. بلکه این صدا از سوی دشمن می آید. ترس سراسر وجود نویل را فرا می گیرد. چرا آلمانی ها به انگلیسی با آنها صحبت می کنند؟

نویل می گوید: اعلام نمی کنیم! شما بگویید.

از آن سو صدایی می آید: ارتباط ما هم مثل شما قطع شده است. بهتر است امروز استراحت کنیم.

نویل می گوید: چه تضمینی وجود دارد؟

صدا می گوید: فردا صبح در صحرای بین دو ارتش، یک مسابقه فوتبال برگزار می کنیم. برنده، کل این صحرا را اشغال می کند!

به مدت نیم ساعت سکوت مطلق برقرار می شود و سرانجام نویل سکوت را می شکند: قبول است. بازی می کنیم!

فردای آن شب هراسناک، چهار تانک نفربر، دروازه ها را تشکیل دادند.به گزارش آسمونی سرجوخه وریتی با بی سیم خود هشدار داد:« حتی یک گلوله، اخطار می کنم،‌حتی یک گلوله مسابقه را باطل می کند!»

طی چند ساعت دو تیم فوتبال تشکیل شده بود و انگلیسی ها سرپرستی تیم خود را به والتر تول سرجوخه چهارم سپاه خود دادند؛ بازیکنی فوق العاده که مورد توجه تاتنهام قرار گرفته بود اما جنگ جهانی سبب شد که او فوتبال را کنار گذاشته و راهی جبهه شود.

پاسخ ساده بود.  آلمانی ها متوجه شده بودند که به مدت یک شب اعلام صلح شده است و به همین خاطر با خیال آسوده بازی می کردند. اما بریتانیایی ها برای مرگ و زندگی مسابقه می دادند. وقتی آنها گل برتری را زدند، این نویل بود که فریاد می زد: ما پیروز شدیم! تنها بعد از مسابقه بود که نویل متوجه ماجرا شد…او بعدها هم با یادآوری آن مسابقه اشک از چشمانش سرازیر می شد…

آن روز آخرین روز صلح بود و پس از آن جنگ نزدیک به 4 سال دیگر ادامه یافت…

منبع: اختصاصی آسمونی 

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید