شعر نو عاشقانه کوتاه

اگر به شعر علاقه دارید این بخش آسمونی را حتما مطالعه نمایید چرا که تعدادی شعر نو عاشقانه کوتاه را برای شما عزیزان آماده کرده ایم که دعوت می کنیم تا پایان همراعمان باشید.

شعر نو عاشقانه کوتاه

من و تو و دو چشم سیاه

تو از کهکشان دل من رد شدی

من افتاده ام در سیاه چاله ها

***شعر نو عاشقانه کوتاه***

دیشب

قلبم را در کاسه رویا گذاشتم

بردم کنا پنجره

ماه به من لبخند زد

از پنجره آمد به دام من افتاد

تمام اتاق،

خیس شد از اشک شوق

تنهایی ام را باد با خود برد!

***شعر نو عاشقانه کوتاه***

زندگی

سفر عشق است

ارزش ما در این سفر

به اندازه رنجی ست که می کشیم

سلام ای همسفر!

سفر زندگی در مسیر افسون مهری ست

که بر دل می نشیند

من و تو

در کوچه های پیچ در پیچ سرنوشت

با بیم و امید رویاناک

در اندیشه روییدن ریشه ها…

وزش مرگ در زمستان عدم

نسیم زندگی در بهار وجود

و ما خاطره ای خواهیم شد در ذهن زمان

و در خاطرمان خواهد ماند ندای ان عشق شور انگیز

همان که ما را زنده کرد

هویت بخشید

و هدفی والا.

***شعر نو عاشقانه کوتاه***

چمدانت را بسته ای

شال سفید گلدارت را سر کرده ایی

کجا…

اینجا ماندن کار من نیست

***شعر نو عاشقانه کوتاه***

همه چیز برای دلتنگیم تبانی کرده اند

فنجان قهوه ات

شال سفید گلدارت

کمد لباسهایت

حالا هی بگو خوشبختی داشتن چیزهای کوچک است

***شعر نو عاشقانه کوتاه***

حالا تو رفته ای

کبوتران از دستهای من دانه نمی خورند

عطر کنار آینه بر تن من بو نمی دهد

قناری ها نمی خوانند

طناب رخت دلتنگ شال سفید گلدارت هست

من هیچ

فکری به حال گشنگی کبوتران و بغض قناری ها بکن

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید