ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

روزگاران کهن

یکی از بحث های جدی بزرگان جامعه شناسی و روان شناسان، صحبت از تفاوت انسان دیروز و انسان امروز است. در واقع انسان مدرن و سنتی. آسمونی در این بخش در مورد روزگار گذشته و روزگاران کهن برای شما عزیزان صحبت می کند.

روزگاران کهن …

با چند نفر از بزرگان سالخورده در خصوص زندگی روزگار آنان و دنیای رنگارنگ و متنوع امروزی صحبت داشتم، می گفتند با همه مشکلات و سختی ها، مردمان عصر ما، دل های شادتری داشتند و از زندگی، بهتر لذت می بردند; با این حال:

  • سراسر زندگی و شغل گذشتگان، پر از مشقت و سختی بود. اما کار را برای زندگی می خواستند، در حدی که گذران داشته باشند. اما امروز زندگی می کنیم تا کار کنیم و زندگی فدای کار شده است.
  • در روزگاران کهن ، کار، زندگی و خانواده، هر کدام جایگاه خود را داشتند. همه اهل خانه در خدمت هم و یکی بودند. در دنیای امروز پدر، مادر و فرزندان، هر کدام به شکلی وظایف خود را فراموش کرده اند. همه کار می کنند تا شغل داشته باشند تا بر درآمدها بیفزایند و مستقل باشند.
  • امروزه بیشتر مردم کار می کنند که فقط کار داشته باشند. حال آن که راز سلامت انسان های دیروز در کار کردن بود و اندک چربی اضافه، سوخت می شد و مشکلی به نام چاقی ناشی از پرخوری و تنبلی وجود نداشت. در صورتی که چاقی و چربی بالا و فشار خون، مهمترین عامل مرگ و میر در دنیای به اصطلاح متمدن امروزی است.
  • انسان های روزگاران کهن ، شب ها به نوبت دور هم جمع می شدند، قصه، شوخی، خاطره، چیستان، بازی و تفریحات سرگرم کننده برای خود داشتند. امروزه ما در خانواده، حتی در اندک میهمانی «که می رویم آن قدر به تلویزیون، ماهواره و بلوتوث خیره می شویم که در همان حال به خواب می رویم.
  • انسان های دیروز بدون تکبر و خود برتربینی و در اوج صمیمیت، بیشتر سراغ یک دیگر را می گرفتند و بهتر سخن پیامبر را درک می کردند که فرمودند: «هر کس صله رحم به جای آورد، خداوند با او رابطه برقرار می کند و هر کس قطع رابطه کند، خداوند با او قطع رابطه می نماید .»
  • انسان امروز فردگرا شده و با ورود تکنولوژی به عرصه زندگی، بیشتر وقت خود را با انواع و اقسام این وسایل می گذرانند تا با یک دیگر.
  • انسان های قدیم در اتاق کوچک خشت گل دور هم نشسته و با هم حرف می زدند، اما در این دوران، مردم کنار هم و در ساختمان های مناسب و شیک و در سالن های بزرگ و اتاق های تو در تو و خوش رنگ و نگار به تماشای تلویزیون می پردازند. به تعبیر روان شناسان، مردمان امروز، جمع تنهایان هستند، گرچه کنار هم هستند، اما در واقع از هم دورند.
  • انسان های قدیم، معناگرا و تفکرگرا بودند، اما بسیاری از انسان های امروزی با ورود تکنولوژی، فرصتی برای تفکر و تحلیل ندارند و هر چیزی را به راحتی به دست میآورند. بسیاری از انسان های امروزی، هدف و معنای زندگی خود را از دست داده اند.
  • انسان های سنتی دنبال رفاه نبودند. از صبح تا شب کار می کردند و چیزی که برایشان اهمیت داشت، انجام وظیفه بود; اما انسان های امروزه، رفاه طلب هستند و با کار صبح تا ظهر، انتظار دارند همه چیز در اختیارشان باشد.
  • مهربانی، عاطفه، صمیمیت و محبت، در میان مردمان روزگاران کهن استحکام بیشتری داشت. با آن که امکانات رفاهی و خانه آن چنانی نداشتند، اما در همان اتاق کوچک و محقر گلی و چوبی، راحتی، نشاط، تبسم، لبخند و مهربانی موج می زد. چیزی که اکنون در خانه های مجلل کمتر یافت می شود.
  • انسان های روزگاران کهن مانند انسان های هزاره سوم، کینه ای نبودند. آن ها گذشت و بخشش را جایگزین کینه می کردند. آدم های امروزی با کوچکترین مشکلی و یا بهانه ای، ارتباط و دوستی خود را بر هم زده و کینه به دل می گیرند. خوبی «ها را نادیده می گیرند و ضعف های کم اهمیت را بزرگ می کنند. آن ها به سخن رسول خدا بهتر عمل می نمودند که حضرت فرمودند: «سه چیز از مکارم اخلاق است بخشش به کسی که تو را محروم کرده است، برقراری رابطه با کسی که با تو قطع رابطه نموده و بخشیدن کسی که به تو ستم کرده است.»
  • پیشینیان ما از حوصله، صبر و تحمل فراوان برخوردار بودند، صبرشان، صبر بود! گذشت و بخشش بیشتری داشتند و دلشان صاف و زلال بود.
  • از چشم و هم چشمی خبری نبود. اما این روزها چشم و هم چشمی بلای آسایش بعضی از زندگی ها شده است تا جایی که گاهی به طلاق، زندان و ورشکستگی می انجامد.
  • از بهداشت، صابون، شامپو، تیغ، سشوار و آینه خبری نبود. با آب دوغ سر را شست وشو می دادند و از عصاره درخت برای شست و شوی لباس استفاده می کردند.
  • امنیت حاکم نبود، روز روشن، قلدران و غارتگران می آمدند و همه زندگی مردم را جلوی چشمانشان می بردند. گاه دزدان، روستایی را به کلی آتش می« زدند، طوری که تنها خاکسترش بر جای می ماند. با این حال، زندگی جریان داشت و هیچ گاه از زندگی ناامید نمی شدند. انسان امروز قدرتش نسبت به انسان دیروز بیشتر شده است، اما وحشت و ناتوانی اش از خشونت دیگران به واسطه همین قدرت بیشتر شده است.
  • از قلم، کاغذ و آدم باسواد در بیشتر روستاهای آن زمان خبری نبود. در چندین روستا شاید چند نفر باسواد که به ملای مکتبی معروف بودند پیدا می «شدند. با این حال نوشته های به جا مانده از گذشتگان به هر انسانی آرامش می «دهد. خط زیبا، جوهر ماندگار بر صفحه کاغذ قدیمی و یا پوست حیوانات نشان از همت بلند آنان دارد.
  • به خاطر نبود وسایل نقلیه، مسافرت با سختی همراه بود. زجرها و مشقت های طاقت فرسایی را در سفر به جان می خریدند. گاه این سفرها بیش از شش ماه تا یک سال طول می کشید. پیاده از این کوه به آن کوه، از این دشت به آن دشت، با وجود سرما و گرما بسیار دشوار بود. اما هیچ کدام از این مشقت ها، شعله های عشق درونی آن ها را کم نمی کرد. آدم های آن روزگار، عاشق و طوفانی بودند. چند ماه بدون زاد و توشه و پوشاک مناسب پیاده روی می کردند تا به دیدن اقوام و فامیل و یا به زیارت خانه خدا و عتبات برسند. آن ها به سخن رسول خدا (ص) بهتر از بسیاری از آدم های امروزی عمل می کردند که فرموده است: «به تمام افراد حاضر و غایب امتم و آن ها که تا روز قیامت به دنیا می«آیند وصیت می کنم که صله رحم نمایند; هرچند برای آن، مسیری یک ساله باشد; زیرا صله رحم از دین است.»
  • اضطراب ناشی از فشارهای روانی در روزگاران کهن بسیار کمتر بود.
  • با وجود کم سوادی و بی سوادی، بسیاری از آن ها به شدت پای بند اعتقادات دینی خود بودند. سندی دست نوشته در یکی از خانواده های محترم خوشنام سادات چاه گاه دیدم که پدر بزرگوارشان در بیش از یک صد سال پیش، حتی خمس هیزم جمعآوری شده از کوهستان را به نیازمندان می دادند و نوشته شده که بابت خمس 5 بار هیزم یک بار آن به فلانی بابت خمس داده شده است.

چه کنیم تا به نیکی یاد شویم؟

البته این چنین هم نیست که هرچه انسان سنتی داشت و دارد ارزش است و هر چه انسان امروزی دارد، بد و ضد ارزش، بلکه معیار، همان مفاهیم و ارزش های اخلاقی هستند که در هر زمانی نباید روح خود را از دست دهند. رفتار، گفتار و کردار نیک در هر عصر و زمانه ای که باشد ماندگار است. آنچه از سختی های گذشتگانمان بیان کردیم صرفا برای یادآوری و عبرت گرفتن خودمان بود که بدانیم بزرگان ما چگونه مشکلات را پشت سر می گذاشتند و چگونه بر خوبی و نیکی پافشاری داشتند. در عین ناملایمات و سختی «های روزگار و نداری آن زمان از همت بلند، و وسعت نظر و قلب مهربان برخوردار بودند.

شاید این سوال را از خود بپرسیم که چه می شد با وجود همه این امکانات، دل های ما هم شادتر بود؟ در این بحث سعی شده است راهکارهایی ارائه دهیم که به کار بستن آنها، شما را در رسیدن به این امر مهم یاری دهد.

پس بیایید:

بیشتر سپاسگزار خداوند باشیم، قدرشناس یک دیگر باشیم، مهربان تر و صمیمی تر باشیم.

بیایید گذشت و بخشش بیشتری از خود نشان دهیم و برای خدمتی که به هم دیگر می کنیم منت ننهیم.

بیایید کینه و نفرت را از دل هایمان پاک کنیم.

بیایید از اشتباهات یک دیگر درگذریم و پوزش پذیر باشیم. زندگی و اوقات خود، خانواده و بستگان را تلخ نکنیم.

به جای گله گذاری، حرف های بی حاصل و بگومگوهای نابجا، بخشنده، پرحوصله، شکیبا و مهربان باشیم. این دنیای ناپایدار ارزش غصه خوردن، قهر کردن، کینه به دل گرفتن و دشمنی ندارد. 

خیرخواه و دل سوز هم باشیم، به هم دیگر رحم کنیم تا اهل آسمان بر ما رحم نمایند.

آنچه می تواند در زندگی پرزرق و برق امروز، آرامش و آسایش را به خانه دل انسان برگرداند تلاش و کوشش و قانع بودن به داشته ها و شاکر بودن خداوند در نداشته هاست. زیرا قانع بودن، بی نیازی و سربلندی در برابر هم نوعان است و حرص ورزیدن برای به دست آوردن بیشتر از نیازها، مایه خواری و ذلت است.

همین حالا برخیز و برو سراغ کسی که دلت را شکست و به تودروغ گفت، برو به دیدن کسی که با تو قهر کرده و از تو بریده است. 

بیا و مردانگی کن و کدورت ها و دشمنی ها را به دوستی تبدیل کن. شایستگی خود را نشان بده و این قدر بر طبل غرور و خودپسندی و کینه و جدایی نکوب.

بیا دوستی و ارتباط بریده را دوباره با ریسمان محبت وصل کن. نگذار آگهی ترحیم او را درب خانه ات نصب کنند و بعد پشیمان شوی و به خود بپیچی. مولوی چه زیبا می گوید: 

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم 

که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ما هم مردمانیم

باور کن دوستی ها و رفاقت ها بیشتر از کجی ها و بدخلقی ها در تو آرامش ایجاد می کنند، به نفع شماست که خودتان را رها کنید. ما عادت کردیم که خوبی های یک دیگر را فراموش کنیم و در مقابل، عیب ها و کاستی ها را به رخ یک دیگر بکشیم و هم دیگر را انگشت نمای عالم و آدم سازیم و به جای دوستی و مهربانی، دشمنی و گله گذاری را پیشه کنیم. حال آن که  گذشت، زیبایی زندگی است، برخیز و لذت بخشش و طراوت زندگی را از دست نده و از دوست و فامیل بریده ات سراغی بگیر. به فرموده رسول خدا (ص): «کسی که برای صلح و دوستی در دنیا پیش قدم شود، در آخرت زودتر وارد بهشت می شود.» 

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید