ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا ثبت نام لاتاری آمریکا کلیک کنید !

فیلم آسمان محبوب

فیلم آسمان محبوب فیلمی به کارگردانی داریوش مهرجویی است که بازیگرانی مانند علی مصفا و لیلا حاتمی در آن ایفای نقش می کنند. آسمونی در این بخش به معرفی فیلم آسمان محبوب و همچنین نقد فیلم آسمان محبوب می پردازد که دعوت می کنیم تا پایان این مقاله ما را همراهی کنید.

آسمان محبوب (۱۳۸۸) نام فیلمی به کارگردانی داریوش مهرجویی و نویسندگی وجیده محمدی‌فر و مهرجویی است. نقش‌های اصلی این فیلم را علی مصفا، لیلا حاتمی، فریده سپاه‌منصور و مانی حقیقی ایفا کرده‌اند. اگرچه این فیلم نامزد جوایز بسیاری در بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر بود و داریوش مهرجویی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را در بخش سینمای بین‌الملل دریافت کرد، اما فیلم چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت. این فیلم هنوز به نمایش عمومی درنیامده‌است. این فیلم در پاییز سال ۱۳۹۴ وارد شبکه نمایش خانگی شد.

بازیگران فیلم آسمان محبوب

در آسمان محبوب علی مصفا، لیلا حاتمی، فریده سپاه‌منصور، مانی حقیقی، همایون ارشادی قربان نجفی، سید امیر سیدی، محمد باقر صفانور، مبینا کریمی و حسین مشتاقی بازی می‌کنند.

خلاصه داستان فیلم آسمان محبوب

آسمان محبوب داستان زندگی دکتر جوانی به نام شایان است که در اوج موفقیت کاری و اجتماعی‌اش درمی‌یابد مبتلا به تومور مغزی شده‌است. او تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما در آخرین لحظه اتفاقی رخ می‌دهد که باعث می‌شود سر از روستایی دورافتاده درآورد و وقایع غیرمترقبه‌ای برایش رقم بخورد. حضور وی در روستا او را با داستان ها و افرادی در می‌آمیزد که علاوه بر ایجاد حیرت، شادی و آرامش در وی منجر به تغییر کامل جریان زندگی وی در آینده خواهد شد. او با حضور در روستا و پذیرفتن نقش پزشک و معمار در آن محیط کوچک ضمن کسب تجارب جدید، پرده جدیدی از مهربانی انسان ها را در قبال خود به نظاره نشسته و در پایان زندگی خود مدیون کسانی میشود که تنها چند روز در کنارشان زندگی کرده. وی پس از چندی به دلایلی از روستا خارج می شود و در هنگام بازگشت با صحنه عجیبی رو به رو می شود که تمام داستان فیلم را به چالش می کشد.

حواشی فیلم آسمان محبوب

این فیلم دومین همکاری مهرجویی با مرکز سیمافیلم بعد از فیلم “مهمان مامان” است.

اغلب وقایع این فیلم در ابیانه می‌گذرد.

تصویربرداری فیلم به طریقهٔ ویدیویی انجام شد و پس از اتمام کار به نسخه ۳۵ میلیمتری تبدیل شد. در جشنواره فیلم فجر، ابتدا فیلم در بخش آثار ویدیویی قرار گرفت که با اعتراض مهرجویی مواجه شد.

پیش از شروع فیلمبرداری، پای داریوش مهرجویی شکست و او با پای شکسته فیلم را کارگردانی کرد.

مهرجویی در جلسه نمایش فیلم و در نشست نقد و بررسی حضور نداشت. او در اختتامیه جشنواره نیز حاضر نشد و جایزه او را تهیه‌کننده فیلم دریافت کرد.

جوایز فیلم آسمان محبوب

برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (مهرجویی) در بخش مسابقه بین‌الملل بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر

نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه (محمدی‌فر و مهرجویی)، بهترین فیلمبرداری (مجیدی)، بهترین تدوین (حسندوست)، بهترین صداگذاری (محمدرضا دلپاک)، بهترین بازیگر نقش دوم زن (سپاه‌منصور) و بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای (هادی اسلامی، امیر سحرخیز، فرخ مجیدی) در بخش مسابقه ایران بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر

برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد (علی مصفا) در بخش مسابقه ایران بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر

نامزد دریافت جایزه بهترین تدوین در نوزدهمین جشن خانه سینما

نقد فیلم آسمان محبوب

سینمای داریوش مهرجویی با تخیل بیگانه نیست. بعد از فیلم های تلخ و واقعگرایانه نخستین او مثل گاو، پستچی، آقای هالو، دایره مینا در سال های قبل از انقلاب، مهرجویی در دوران بعد از انقلاب لحن ملایم تری به فیلم هایش داد (مدرسه ای که می رفتیم، اجاره نشین ها، شیرک) اما از سال 1368 دوران ظهور تخیل در فیلم های او که ترکیبی از رویاپردازی به سبک فدریکو فلینی و داستان های جی دی سالینجر بود آغاز شد. فیلم های هامون، پری، دختردایی گم شده نمونه های مسجل ظهور این تخیل هستند.

در یک دهه اخیر مهرجویی گرفتار دوره ای طولانی مدت از سردرگمی شده. این سردرگمی که بعد از درخت گلابی آغاز شد، ابتداء به شکل چند سال پرهیز او از فیلمسازی نمود پیدا کرد و بعد در شلنگ تخته انداختن های پراکنده ای خودش را نشان داد. فیلم های میکس، مهمان مامان، سنتوری، طهران، تهران و حالا همین آسمان محبوب محصول این دوره هستند. فیلم هایی که نقطه اشتراک همه آنها فقدان یک طرح داستانی محکم، فقدان شخصیت پردازی قوی و لحن سردرگم می باشد.و حالا در سری دوزی های اداره «سیما فیلم» قرعه به نام مهرجویی افتاده تا با «مسئولیت محدود» تخیلات خود و نویسنده فیلمنامه اش را به سبک و سیاقی متجلی کند که نه شبیه جولیتای ارواح فلینی یا فرانی و زویی سالینجر، بلکه بیشتر همسو با تولیدات «سیما فیلم» است! که فی نفسه اشکالی ندارد اما در حد و اندازه سینمایی نیست. یک فیلم خنثی، که «مسئولیت محدود» نهفته در آن محافظه کاری وحشتناکی را بر سراسرش حاکم کرده و باعث می شود با خودمان فکر کنیم ممکن است سینما از این هم ساده انگارتر بشود؟

اگر مهرجویی مایل باشد نام اش را از روی این فیلم بردارد، شخصاً می توانم این فیلم را به عنوان یک قسمت از مجموعه هایی که با این سبک و سیاق در سراسر دنیا ساخته می شود دوست داشته باشم. داستان های باورنکردنی، کلید اسرار، شاید برای شما هم اتفاق بیافتد و… که سالهاست در شبکه های تلویزیونی ایران و جهان ساخته می شوند. اما متأسفانه اینطور نیست و سکوت منتقدان در برابر ساده انگاری یک کارگردان با نام و نشان و خاموشی در برابر به قهقرا رفتن او نمی تواند شایسته باشد.بنابراین باید با کمال تأسف اعلام کرد آخرین فیلم داریوش مهرجویی فیلم بدی است. فیلمی که تخیل را در سطح دم دستی ترین شکل ممکن سقوط داده است. (نماهای نزدیک از چشم های مانی حقیقی و درخشیدن و با ستاره چشمک زدن آنها را به یاد بیاوریم!)

به نظرم اگر همین داستان با حس رها و آزادی که در هامون و پری و حتی دختردایی گم شده وجود داشت ساخته می شد حاصل کار چیز دندان گیرتری از آب درمی آمد. اگرچه فیلمنامه در وهله اول  از فقدان مفهوم درونی مشخص رنج می برد و در پایان فیلم بیننده با خودش خواهد گفت «خب که چه؟!» بالاخره بعد از این همه صغری کبری چیدن ها چه بشود؟! ناخنک زده به موضوعات مختلف چیز بزرگی را عاید انسان نمی کند.در آسمان محبوب می بینیم اهالی یک دهکده همه دچار بیماری گریه کردن هستند و یک پزشک محلی شیطان صفت هم در فیلم وجود دارد. و اهالی حاضر نیستند طبق پیشنهاد دکتر شایان واکسن بزنند!مثلاً منظور مهرجویی حمله به باورهای سنتی و مذهبی جامعه ایران بوده؟! در قبال مدرنیسم؟! به چالش کشیدن ساختار سنتی جامعه ایران و باورهای مذهبی موجود در آن؟! نه آقا! هم حرف پیش پاافتاده است و هم پرداخت آن پیش پاافتاده است. اگر مدیران سیما فیلم حواسشان نبوده که چه چیز حقیرانه ای در این ناخنک زدن حقارتبار به آنها حقنه شده ما حواسمان هست. این بازی دو سر باخت است. هم برای مهرجویی و هم برای سیما فیلم.

شاید مهرجویی یادش رفته یا خودش را به فراموشی زده که «داستانگویی» با «داستانسرایی» فرق می کند. همه می تواننند یک داستان را بگویند. در بازگویی یک لطیفه، قصه یک مادربزرگ یا حتی یک فیلم مستند داستانگویی وجود دارد. در قصه آلیس در سرزمین عجایب هم داستانی هست که گفته می شود. اما داستانسرایی مقوله دیگری است. ورطه ایست که داستانگو داستانش را ماندنی و جاودانی می کند. مرحله ایست که قصه یک بچه یتیم که هزاران بار گفته شده می شود الیور تویست و آرزوهای بزرگ. و روایت تکراری دلدادگی می شود بلندی های بادگیر و در تاریخ می ماند.برای داستانسرا شدن و داستانسرایی کردن چیزهایی لازم است که فیلم های اخیر مهرجویی فاقد آن هستند.حتی اگر جشنواره فجر به مهمان مامان جایزه های متعدد بدهند و منتقدان یک مجله سینمایی لابی کنند که طهران، تهران را در نظرسنجی بیاورند بالا. حقیقت امر این است که همه فیلم های داریوش مهرجویی بعد از درخت گلابی پیش پاافتاده بوده اند و این فیلم هم همانطور است. حقیقت تلخ تر این است که مهرجویی بعد از لیلا هیچ فیلم بزرگ و مؤثری که داستانسرایانه باشد نساخته است. کمااینکه در همان فیلم او توانست یک داستان پیش پاافتاده را به یک شاهکار ماندنی تبدیل کند. بنابراین آسمان محبوب هم فیلمی است که می رود در قفسه کنار دیگر فیلم های این سال های مهرجویی خاک می خورد. ناامید کننده و کسالت بار.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید