هشتم ربیع الاول 98 چه روزی است

حوادث و رویدادهای مهمی در ماه ربیع الاول به وقوع پیوسته است كه سرنوشت بشریت را دگرگون کرد، به همین دلیل از جایگاه مهم و ویژه ای برخوردار است و مسلمانان جهان همیشه آن را گرامی می دارند. آسمونی در این بخش مطلب مفیدی در مورد روز هشتم ربیع الاول یعنی روزی که امام حسن عسگری به شهادت می رسد و امامت صاحب الزمان آغاز می شود برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می خوانید.

imam-hassan-askari

گرچه ربیع الاول بسان سایر ماه‏های سال توأم با حوادث تلخ و شیرین و رویدادهای تأسف بار و سرورآفرین است، ولیكن با وجود چند رویداد حزن‏انگیز، در نزد شیعیان، اما به خاطر وقایع شادی آفرین از ایام مسرت بخش و دلنواز محسوب می‏گردد.

روز هشتم ربیع الاول، روز شهادت امام حسن عسکرى علیه السلام است. پس سزاوار است در این روز اندوهگین باشد، بخصوص با در نظر گرفتن این كه صاحب مصیبت حضرت امام عصر (عج ) است؛ پس باید آن امام علیه السلام را با هر زیارتى كه به ذهنش مى رسد زیارت کرده و به امام زمان علیه السلام تسلیت بگوید.

 روایت ابوسهل نوبختی از انتقال امامت به امام زمان (عج)

شیخ طوسی در كتاب غیبت از احمد بن على رازى و او از محمد بن على و او از عبید اللَّه بن محمد بن جابان دهقان از ابو سلیمان داود بن غسان بحرانى روایت نموده كه‏ گفت: بخدمت ابو سهل اسماعیل بن على نوبختى رسیدم و سلام نمودم، ابو سهل گفت: ولادت (م ح م د) فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب صلوات اللَّه علیهم اجمعین در سامره بسال 256 اتفاق افتاد. مادرش صیقل، و كنیه‏ اش ابو القاسم می باشد، و همین كنیه است كه پیغمبر خبر داده و فرمود: نام او چون نام من و كنیه ‏اش مثل كنیه من است، لقبش مهدى و حجت و منتظر است و هم او صاحب الزمان می باشد.

روایت انتقال امامت از امام عسگری علیه السلام به امام زمان عج

سپس ابو سهل گفت: در مرض مرگ امام حسن (عسكرى علیه السّلام) روزى من در خدمتش بودم، حضرت به عقید خادم خود كه غلامى سیاه چهره و اهل نوبه‏ «1» بود و پیش از آن حضرت خدمتكار پدرش امام على النقى بود. و امام حسن عسكرى علیهما السلام را بزرگ كرده بود، فرمود: اى عقید! قدرى آب مصطكى براى من بجوشان عقید هم آب را روى اجاق نهاد، و صیقل مادر امام زمان علیه السّلام آن را بخدمت حضرت آورد.

حضرت كاسه را گرفت و خواست بیاشامد ولى دست مباركش لرزید و بدندان نازنینش خورد و سپس آن را بزمین نهاد. آنگاه رو كرد بعقید و فرمود: برو باندرون كه می بینى كودكى در سجده است، او را نزد من بیاور.

ابو سهل می گوید: عقید گفت: وقتى باندرون براى جستجوى او رفتم، دیدم كودكى سجده میكند، و انگشت سبابه‏ «2» خود را بسوى آسمان گرفته است، من سلام كردم و او نمازش را كوتاه كرد، سپس گفتم: آقا شما را مى‏ طلبد كه بخدمتش درآئى. در این وقت مادرش صیقل آمد و دست او را گرفت و او را نزد پدرش آورد.{چون عرب موقع سب كردن یعنى بدگوئى باشخاص با آن بطرف مقابل اشاره میكرد، آن را «سبابه» گفتند.}

ابو سهل می گوید: موقعى كه بچه خدمت حضرت رسید، سلام كرد. رنگش همچون درّ (سفید) موهاى سرش كوتاه و میان دندانهایش باز بود. وقتى امام حسن عسكرى علیه السّلام او را دید، گریست و فرمود: اى آقاى خاندانم! این آب را بمن بده كه من اینك بسوى خداى خود میروم. بچه كاسه آب جوش را برداشت و بدهان پدر بزرگوارش نزدیك ساخت تا آن را نوشید.

آنگاه امام حسن عسكرى علیه السّلام فرمود: مرا آماده نماز كنید. بچه حوله ‏اى در دامن امام پهن كرد و بدین گونه حضرت، یك یك اعضا را شست و سر و پاى را مسح نمود. آنگاه امام حسن عسكرى علیه السّلام فرمود:

اى فرزند! بتو مژده میدهم كه صاحب الزمان و مهدى و حجت خدا در روى زمین توئى. تو فرزند من و جانشین من می باشى. از من متولدشده‏ا ى و تو (م ح م د) فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب (علیهم السلام) می باشى و هم از نسل پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و خاتم ائمه طاهرین هستى.پیغمبر (ص) مژده تو را داده و نام و كنیه تو را تعیین فرموده است. این را پدرم از پدران پاك سرشتش بمن اطلاع داد. صلى اللَّه على اهل بیت ربنا انه حمید مجید

حضرت این را فرمودو همان موقع رحلت نمود. صلوات اللَّه علیهم اجمعین.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : تقویم تاریخ آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید