عاشقان را بگذارید بنالند همه

 

من نگويم، كه به دردِ دل من گوش كنيد

بهتر آنست كه اين قصه فراموش كنيد

عاشقان را بگذاريد بنالند همه

مصلحت نيست، كه اين زمزمه خاموش كنيد

خون دل بود نصيبم، به سرِ تربت من

لاله‏افشان به طرب آمده مى نوش كنيد

بعدِ من، سوگ مگيريد، نيرزد به خدا

بهرِ هر زرد رخى، خويش سيه‏پوش كنيد

خط بطلان به سر نامه هستى بكشيد

پاره اين لوح سبك‏پايه مخدوش كنيد

سخن سوختگان طرح جنون مى‏ريزد

عاقلان، گفته عشاق فراموش كنيد

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید