این متن را جدی بگیریم…

  

 

فرزند عزیزم:

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم

اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است

صبور باش و درکم کن

یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم…

وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو

وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده… همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی….

زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو… روزی خود میفهمی

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو

یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم

کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

فرزند دلبندم، دوستت دارم

 

0/5 ( 0 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: aftab
    20 دی 1393

    این جملات زیبا اشکمو در آورد هر بار اینا رو در غیابشون و وقتی میخوام کمکشون کنم و در کنارشون هستمو میگم که غرورشو خدشه دار نشه
    امیدوارم سایه پدر و مادر و عزیزان تا 140 سال بعد از سایه خدا با ما و
    شما خوبان باشد. آمن

  2. نویسنده دیدگاه: نفس
    26 مهر 1392

    خیلی تاثیر گذار بود 😳 چه افرادی هستند ک این چیزا رو نمیدونن 😥 منم امیدوارم همه عبرتی براشون باشه ممنون 😉

  3. نویسنده دیدگاه: faria
    26 مهر 1391

    بسيارزيبابود.

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      27 مهر 1391

      امیدواریم همگی درس بگیریم، ممنون

نظر خودتان را ارسال کنید