عاقبت ثریا ابراهیمی معشوقه شهریار

soraya

ثریا ابراهیمی (پری) معشوقه معروف استاد شهریار که الان تو آمریکا زندگی میکنه. قسمتی از ادبیات ما مدیون ایشونه و گرنه شهریار بجای شاعر شدن پزشک میشد و شاید دیگه شاهکارهایی نظیر ”آمدی جانم به قربانت” و… امثال اون نبودیم!
استاد شهریار در پی یک شکست عشقی ترم آخر پزشکی دانشگاه را رها میکند و ترک تحصیل مینماید.
یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه به دلیل شکست عشقی انصراف میدهد.
او که به خواستگاری دختری از آشنایان میرود چون وضع مالی مناسبی نداشته و در ابتدا مشهور هم نبوده جواب رد میشنود.
استاد ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺗﺎ 47 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﺠﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ …
ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﻓﺖ، به ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ بوﺩ !!!

ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ به ﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩ که واقعاً معرکه است :

ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ
ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ

ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ
ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ
ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ
ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ

ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ
ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ

ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ
ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ

ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ

استاد شهریار در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان بستری میگردد و دکتر خانواده او را جواب میکند.دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار, عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.

soraya1
وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدمها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود.وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر
زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا

استاد شهریار سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانه پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

5/5 ( 4 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: mohammadrahnama71@gmail.com
    22 اردیبهشت 1398

    اول تحقیق کنیدبعد مطلب بزارید اولا شعر آمدی جانم به قربانت در دهە شصت سرودە نشدە قبلش سرودە دوما اصلا ثریا ابراهیمی وجود نداره اون عکسم مال کسی دیگەاست

  2. نویسنده دیدگاه: مجید
    07 فروردین 1398

    سلام من شیراز هستم و ارادتمند حضرت شهریار و خیلی دوستش داشتم و دارم ..خدا رحمتش کنه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      23 اردیبهشت 1398

      خوب بود

  3. نویسنده دیدگاه: آسنا تورک
    06 اسفند 1397

    یکم زشت نیست میگی طرف قیافه نداره و چرا عاشق شده؟ خب قیافه هم نداشته باشه مگه دل نداره؟ یه نگاه به خودت بنداز تو آینه و بگو من صورتم هم زیبا باشه سیرتم خیلی چرکه که یک فخر و گوهر ارزشمند کشورمو از رو قیافش براش تعیین تکلیف میکنم. اینهمه اشعارش و هنرشو ندیدی چسبیدی به قیافش . ارزش نداشت جواب ظاهر بینی مثل شمارو بدم ولی گفتم شاید یه تلنگر بشه ازین به بعد نخاین برا کسی تعیین تکلیف کنین و ظاهر باشین
    یاشاسین تمام تورک ملتی و افتخارمیز شهریار

  4. نویسنده دیدگاه: علی سروستان
    04 بهمن 1397

    والا عرض کنم که نظر بنده این است که نظرات ذکر شده تمامی دوستان نادرست است. حتی نوشته شما از بیخ و بن اشتباه است.
    شهریار این شعر را در دهه بیست شمسی سروده و استاد بنان آن را در دهه سی یا چهل شمسی با آواز زیبایشان خوانده. مگه میشه شعری را که دهه سی یا چهل با آواز خوانده شده ، شهریار در سال ۶۷ اواخر عمرش در بیمارستان سروده باشد…
    باقی اظهار نظرها را هم مثل همین اشتباه شما، اشتباه احساسی دوستان بدانید. به ویژه دوست عزیز ترک تبار که در ابتدا قصد بی تعصبی داشته و در ادامه از خجالت هر چه فارس و فارس زبان بوده، در آمده(( زبان شکسته پکسته فارسی)) عجب اصطلاحی دوست عزیزم.
    لطفاً منتشر کنید

  5. نویسنده دیدگاه: حمید
    04 دی 1397

    سلام، من خیلی در مورد استاد شهریار تحقیق کردم، داستان عاشقی شهریار کاملا واقعیت داره.

  6. نویسنده دیدگاه: Meysam
    27 آذر 1397

    سلام بالاخره معلوم نیست الان خانم ثریا ابراهیمی فوت کردند یا نه

  7. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    25 آذر 1397

    سلام خدمت تمامی دوستان و علاقه مندان به فرهنگ وادب خدمت شما عزیزان باید عرض کنم که عزیزان این ماجرای استاد شهریار طبق خبر شاگرد خاص استاد شهریار یعنی جناب آقای اصغر فردی کاملا کذب و شایعه برخی افراد سود جو بوده که متن سخنان ایشان در باب این موضوع رو خدمتون تقدیم میکنم ز سوی یار و همراه سابق استاد شهریار عنوان شد:
    تکذیب اخبار مربوط به درگذشت معشوقه ی شهریار/ “ثریا ابراهیمی” وجود خارجی ندارد!
    تکذیب اخبار مربوط به درگذشت معشوقه ی شهریار/ “ثریا ابراهیمی” وجود خارجی ندارد!
    به دنبال انتشار اخبار درگذشت معشوقه ی استاد شهریار و نیز پخش تصاویری منتسب به “ثریا ابراهیمی”، در شبکه های اجتماعی و حتی رسانه های رسمی، استاد “اصغر فردی” یار و همراه سابق شهریار ضمن تکذیب شایعات اخیر، عنوان کرد که اصلا چنین بانویی با این نام و نشان در زندگی این شاعر بنام معاصر وجود نداشته است کد خبر 588201

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      13 دی 1397

      بی خیال بابا . شما درست میگی

  8. نویسنده دیدگاه: رامین
    22 آبان 1397

    ولی سپراندن لحظات عمر با این احساس که میخوای تمام وجودت رو به یک نفر ببخشی و با تمام وجود عاشقشی با اینکه فرد مقابل هیچ اهمیتی به تو و احساست نمیده و ادامه زندگی رو برات سخت میکنه…با همه اینها بازم احساس خوبیه:)

  9. نویسنده دیدگاه: علی محمد
    20 آبان 1397

    ریشه شهر در شهریار نهفته بود دوم اینکه بر اثر ان سوز عشق پاک اشعار انها بعد معنوی عرفانی بخود گرفت وسیر سمایی بخود گرفت که زمانی که ثریا به دیدارش در بیمارستان رفت ایشان سفر زیبای معنوی ترک دنیا و وصلش بدرگاه خدارو بی او بخود نهیب میدهد که در حال حاصر شدن بر سفره رحمانی خداوندی حیف هست که او باتو نمی تواند هم سفر شود به صورت کلی شهریار سیر ملکوتی را در زندگی کشف کرد وبه ان رسید

  10. نویسنده دیدگاه: تورک قیزی
    09 اردیبهشت 1397

    سلام.میخواستم بگم عشقی که شهریار تجربه کرده مثل بعضی سردوه ها افسانه نیست,واقعیتی که با روحشم لمس کرده. کمتر عاشقی پیدا میشه که تا سن میانسالگی به پای عشقش بشینه,اما اینکه تو بستر بیماری معشوقه ایشون به عیادت میرن و شهریار شعر براش میگن. یا اینکه معشوقشون راضی به وصلت نبود فقط از روی حرفا و تعریف هایی بوده که از زبان مردم روایت شده,به هرحال علت نرسیدن این دو بهم عشق یک طرفه احتمالا نبوده.واینکه شهریار قبل از ثریا هم شعر میگفته.فقط عشق ثریا باعث تشدید شدن این حس شاعری در استاد شده, و ابنکه ایشون همسر و فرزند دار هم بودن بالاخره و روایت از زبان خانواده ایشون به نوع دیگه ای هست

  11. نویسنده دیدگاه: امین
    13 آذر 1396

    باسلام تو فیلمش که اینجور نبود
    دختره عاشقش بود بزور رقبیش ثریا رو از چنگش دراوردن
    بعدم شهریار از اول شاعر بودن بخاطر ثریا شاعر نشدن
    ایشون مورد تایید امام علی هستن جوری که خواب میبینن
    بخاطر شعر علی ای همای رحمت

  12. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    05 آذر 1396

    اصلا فرزندانش گفتن چنین چیزی نبوده

  13. نویسنده دیدگاه: یاشار تورک
    19 مهر 1396

    یاشاسین شهریار افتخار تورکان ❤❤❤❤

  14. نویسنده دیدگاه: علی علی اوغلو
    28 مرداد 1396

    مدیریت محترم سایت محبوب اسمونی جناب آقای مهندس زنگنه باعرض سلام وارزوی سلامتی وبهرروزی برای جنابعالی هیئت محترم تحریریه
    احتمالا بنده را که یکی از کاربران سایت شما بودم وهستم ونمیدانم چطور شد همین باریکه ارتباط مان هم قطع شد درارشیو ÷یدا بکنید علت دیدار مجدد اینجانب ازسایت جستجوی من بخاطر پیداکردن دکلمه شعر استاد شهریار به زبان وصدای خودشان وسرچ ان وبازشدن صفحه شما ودیدن مطالب درمورد زبان فارسی مرا ازمسیر خودبازداشت وبه مطالعه وناچار اظهار نظر واداشت تا اینجای مطلب که به توفیق اجباری معروفست اما غرض ازمزاحمت مضاعف اینست که دردومطلبیکه راجع به زبان وجایگزینی واژه نوشتم بعلت اینکه کیبودرد بنده تعدادی ارحروفات را جا می اندازد غلط تایپی انها زیاد است لذا هرگاه تمایل به انتشار ان داشتید دستورفرمائید یا انرا تصحیح نمایند اگر این امر موجب تصدیع ویا اتلاف وقت شود انها را برای تصحیح به اینجانب برگردانید تا اصلاح شود باتشکر علی علی اوغلو

    • نویسنده دیدگاه: سعید زنگنه
      30 مرداد 1396

      سلام جناب علی علی اوغلو عزیز، تشکر از احوال پرسی شما، امیدواریم حالتان خوب باشد
      خوشحالیم که مجدد پیام های شما را می بینیم و مشتاق حضور مجدد شما در آسمونی هستیم

      در خصوص غلط های املایی بخش نظرات، مشکلی نیست، اصلاح بفرمایید ما جایگزین می کنیم

  15. نویسنده دیدگاه: علی علی اوغلو
    28 مرداد 1396

    من شاید تنها کسی ازترک نژادان ترک زبان باشم باوچوداینکه اگر خدای نکرده بلائی ازاسمان نازل بشود وبنده را مخیر به انتخاب امردایر برانتخاب قربانی بشوم بدون تردید ایران را اماج بلا قرارنمیدهم زیرا ایران واذربایجان یکی هستند مرگ وحیات هردویک نتیجه دارد وبنا براین خداوند متعال این دو قوم ترک زبان وفارس زبان را وابسته بهم افریده تا پاسدار همدیگر باشند وچندین 1000سال این مطلب بمنصه ثبوت رسانده شده بنده حافظ را مثل شهریار ونظامی را مثل عطار وسعدی دوست دارم برای من تبریز باشیراز ومشهد وتهران واردبیل با اصفهان وساری تفاوتی ندارد زیرا همه خاک ایران سرای من است اما هموطنان عزیزفارس زبان چون فکرمیکنند ترکها ازنژاد مغولند وازمغولستان امده اند پس باید برگردند به همانجائیکه امده اند هرچند این ادعا ازبیخ وبن اشتباه است زیرا اگر قبول نفرمایند مردم باشنده در شمالغرب فلات ایران اقوام متعددی بودند که ازسواحل شمالی خلیج همیشه فارس وازبین النهرین تا سواحل مدیترانه ودریای سیاه وکوههای قفقاز ساکن بودند وساکنان فعلی شمالغربی ایران ازتبار انها بوده ومدارک متقن هم دراین ارتباط دارند سومریها لیدیائیها ساردیها عیلامیها ازان جمله بوده اند که مورد لطف ومرحمت برادران ناتنی اریائیها ازروی زمین برداشته شده اند دستشان درد نکند واین بداموزی را به سایر اقوام مانند هیاطله تازیها مغولها وحتی ینگی دنیائیها ونازیها واخیرا بادیه نشینها هم یاد داده اند اما مطلب مهم اینکه اگر ازجائی به جائی کوچ کردن امری مذموم وقبیحی با شد بردران اریائی ما بزرگتری کوچنده ها تاریخ بشری و پیشقم اصلی این فباحت عظمی بشمار میایند اما اینرا هم بگویم خداوند کریم ورحمان ورحیم عادل دانا ترک هار کمی بیشتر از فارسها دوست دارد وبخاطر اینکه میدانست دراینده مزد این قوم به کف دستشان گذاشته خواهد شد وانهار ازاموزس وتردریس زبان مادری به قصد ازبین بردن اداب وسنتها های انها ودرنتیجه اضمحلال واقراض انها ازطریق حل کردن انها ازطرق ازبین بردن زبانشان وادغام انها درزبان شکسته پکسته زبان فاری را دردستور کارخود قرار خواهند داد تدبیری اندیشید تا قسمتهای بالادست رود مقدس ارس را دراختیار کفار روس راردهد تا انها بتوانند وظیفه پاسداری اززبان وادبیات گوهرین اذربایجان را پدون اجر ومزد بطور مفت ومجانی وافتخاری پاسداری نمایند احالا شما میلیاردها تومان ازجیب ملت را بریزید توی شکم عده ای حیف نون درفرعنگستان که دست اخر چندتا جوک بی مزه برایتان بسازند تا بلکه بخندید وروحیه تان باز شود اگر فکر میکنید ترکها با تمسک به اصل مبهم 15 قانون اساسی ترک فریب جمهوری اسلامی توقع یادگیری واموزش زبان مادری خود د ارند که مبادا علم جدائی طلبی برافرازند خیالتان راحت باشد شما هرجای ایران قدم رنجه فرمائیدهیچ خانواده وفامیلی ویامنطقه ای خالی از ترک پیدا نخواهید کرد که چند رگ اصلیشان ترک تبار نباشد پش کل ایران را که 700-800 سال بپای ان خون داده اند را نمیتوانند ازجای خد بکنند ومثلا درافریقای جنوبی نصب کنند عقل هم برانسان چیز بدی نیست

  16. نویسنده دیدگاه: افسانه
    03 مرداد 1396

    طرف قیافه هم نداره عاشق چی شده

  17. نویسنده دیدگاه: ترسا بالاسي
    13 اسفند 1395

    واقعا خيلي بده كه اينجوري از استاد شهريار ياد ميشه…شكست عشقي!!!!خواهشن برين بيشتر در مورد شهريار مطالعه كنيد!!!!

    • نویسنده دیدگاه: zara
      02 خرداد 1396

      عشقی که استاد شهریار اسیرش شده بود ، و تمام وجودش رو لبریز کرده بود باعث شد دکتر شهریار از خود بیخود و به آدم دیگه ای تبدیل بشه… عشق سرچشمه همه تغییرات و راز جاودانی هست.

    • نویسنده دیدگاه: علی افسر شهبازی
      02 آبان 1397

      یعنی چه؟ مگه شکست عشقی چیز بدیه؟ شکست عشقی مگه منکره؟ عشق به جنس مخالف یکی از زیباترین و زلالترین معنویاتیست که خداوند به بشر هدیه داده است… بالاتر از این عشق چیز دیگری هم داریم؟

      • نویسنده دیدگاه: ناشناس
        15 آذر 1397

        احسنت

نظر خودتان را ارسال کنید