زندگی خائنین

 
 
 
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به  او گفت : 
 
–  می  خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید :   

–   نام دختر چیست ؟   مرد جوان گفت :

–   نامش سامانتا است و  در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید  و گفت :

–  من متاسفم به جهت  این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج  کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی  به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را  آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود .

  با  ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت :

 –  مادر من می خواهم  ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او  خواهر توست ! و نباید به تو بگویم .
 مادرش لبخند زد و گفت :   
–  نگران نباش پسرم تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی .  چون تو پسر او نیستی . . . !
0/5 ( 0 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: nastaran
    01 آبان 1391

    فکر کنم اگه گاهی آدم با همسرش رفتار ش رفتار مقابله به مثل باشه ، طرف یه خورده خودشو جمع و جور میکنه .

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      02 آبان 1391

      شاید گاهی تاثیر گذار باشه و گاهی باعث ایجاد نفرت

نظر خودتان را ارسال کنید