راه برخورد با خیانت همسر

the-betrayal-of-a-spouseمتوجه می شوید که همسرتان خیانتکار و بی وفا است، این امر شما را واقعا ناراحت کرده و ضربه سختی به شما وارد می سازد. تصور می کردید که ازدواج سبب می شود تا همسرتان دیگر هیچ گاه به خود اجازه بد عهدی و خیانت ندهد، اما کارها مطابق میل شما پیـش نرفـت. هنوز هم زمانیکه یاد کارهایی که او انجام داده است، می افتید، احساس ناراحتی میکنید. چگونـه می تـوانید آزار و اذیت ها را به دست فراموشی سپرده، همسر بی وفای خود را ببخشید و زندگی مشترک خود را از خطر نابودی نجات دهید؟

در این بخش آسمونی با هم به بررسی این مسائل می پردازیم:

  • میزان دشواری: خیلی شدید
  • مدت زمان لازم: بسیار زیاد

 

نحوه انجام:

1- نباید عکس العمل آنی از خود نشان دهید و یکمرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسایل دیگر را نیز زیر و رو کنید. نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف نکنید.

2- باید قبول کنید که احساس خشم، عصبانیت، شک و تردید، شکه شدن، آشفتگی، ترس، درد و رنج، افسردگی، و پریشانی برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا نرمال است.

3- این مشکل باعث به وجود آمدن برخی مشکلات فیزیکی در فرد می شود از قبیل: حالت تهوع و استفراغ، اسهال، مشکلات مربوط به خواب (بی خوابی و یا پر خوابی)، لرزش، اختلال حواس، کم غذایی و کم اشتهایی. سعی کنید در این حال بیش از پیش از خود مراقبت کنید.

4- خودتان را وادار کنید تا غذاهای سالم مصرف کنید، طبق برنامه پیش بروید، به اندازه کافی استراحت کنید، هر روز ورزش کنید، به اندازه کافی آب بنوشید و تفریح داشته باشید. ایجاد تعادل، بهترین راه حل، برای مبارزه با آسیبی است که به شما وارد شده است.

5- خندیدن کاملا طبیعی و نشان دهنده سلامت فرد است. فیلم یا سریال های تلویزیونی خنده دار تماشا کنید و مقداری از وقت خود را با افرادی صرف کنید که خنده بر روی لب های شما می اورند. زندگی بدون اینکه توجهی به قلب های شکسته و خیانت های همسران داشته باشد، همچنان در حال پیش رفتن است.

6- گریه کردن نیز یک امر کاملا طبیعی است. اگر خود به خود گریه نمی کنید، می توانید آهنگ های غمگین گوش کنید و یا به تماشای فیلم های تراژیک بنشینید.

7- برای خود یک ژورنال درست کنید. تمام افکار و احساساتی که به شما به دلیل خیانت و بی وفایی همسرتان دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید.

8- با همسر خود در مورد بدعهدیش صحبت کنید. تمام سوال هایی که به ذهنتان میرسد را بپرسید. شاید با این کار به این نتیجه برسید که همسرتان هنگام ارتکاب به این کار، اصلا فکر نمی کرده که به شما خیانت می کند.

9- به دنبال مشاوره بروید. سعی نکنید تا به تنهایی از پس این مشکل برآیید. هم شما و هم همسرتان پیش از اینکه مجددا رابطه جنسی بدون محافظت با هم برقرار کنید، باید تحت آزمایش HIV (ایدز) و تست سایر بیماری های آمیزشی قرار بگیرید.

10- حداقل یک روز به خود فرصت دهید.

11- نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. با فرزندانتان صادق باشید؛ اما لازم نیست جزییات مشکل را نیز برای آنها شرح دهید. قسم هایی نخورید که بعدها نتوانید به آنها عمل کنید. تنها چیزی که بچه ها باید بدانند این است که حال شما رفته رفته رو به بهبودی خواهد رفت.

12- سعی نکنید این بازی، که چه چیز و یا چه کسی مسبب بروز چنین فاجعه های شده است را شروع کنید. با این کار صرفا انرژی خود را تلف می کنید. در اینصورت فقط می توانید نفر سوم را سرزنش کنید و خودتان خوب می دانید که هیچ چیز درست نخواهد شد.

13- اگر بیش از اندازه عصبانی باشید، بر سر مسایل کوچک داد و بیداد راه بیندازید، احساس کنید که بر روی طناب باریکی در حال راه رفتن هستید، و زمانی که به یاد بدعهدی همسر خود می افتید، عکس العمل های شدید فیزیکی از خود نشان دهید، بی شک دچار استرس بعد از ضربه روحی شده اید و باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کنید.

14- انتظار نداشته باشید که حس آشفتگی، بی اعتمادی و عصبانیت به مجرد اینکه تصمیم می گیرید همسر خود را ببخشید و به سرسپردگی خود ادامه دهید به راحتی از بین برود. از بین رفتن دردورنج وارده از طریق خیانت، نیازمند زمان است.

15- واقع بین باشید. درآمد، سرمایه، وضعیت مسکن، و حمل و نقل خود را در نظر بگیرید. اگر تصمیم به خاتمه زندگی زناشویی خود می گیرید باید ببینید که آیا جایی برای زندگی کردن دارید و منبع درامدی دارید که از آن طریق بتواند نیازهای اولیه تان را مرتفع سازید.

 

توجه:

1) بی وفایی یک فرد، هیچ گونه دلیل روشنی ندارد. ممکن است نشات گرفته از سایر مشکلات در زندگی مشترک باشد، ممکن است چیزی در درون قلب همسرتان وجود داشته باشد و … به هر حال شما هیچ گاه به درستی دلیل واقعی آنرا متوجه نخواهید شد.

2) نوع خیانت، معمولا فهم و درک آنرا راحت تر می کند. آیا به یک شب ختم می شود؟ به دلیل مشکلات زندگی بروز کرده؟ اعتیاد به برقراری رابطه جنسی بوده؟ آیا خیانت صرفا برای خاتمه دادن به زندگی مشترک بوده؟

3) به خاطر داشته باشید که زندگیتان با گذشته فرق کرده و باید ناراحتی به وجود آمده را تسکین دهید.

4) به طور مشابه می توان گفت که مرگ نزدیکان نیز باعث بروز غم و اندوه می شود (از عدم پذیرش از سوی فرد شروع می شود، بعد خشم، عصبانیت، کشمکش، افسردگی و در نهایت به پذیرش ختم می شود) پس چنین مسایلی بدین معنا نیستند که زندگی به پایان رسیده است و شما دیگر قادر به ادامه دادن آن نیستید، چرا که در اصل شما این توانایی را در وجود خود دارید و تنها مشکل به کارگیری ان است که کمی دشوار می باشد.

5) پیش از اینکه خانواده خود و یا همسرتان را در جریان بد عهدی او قرار دهید، مجددا بر روی این امر فکر کنید. افراد خانواده می توانند کینه ها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارند و شرایط را بدتر کنند.

 

به چه چیزهایی نیاز دارید:

ـ خواب

ـ رژیم غذایی سالم

ـ ورزش

ـ نوشیدن آب، به میزان کافی

ـ خنده

ـ زمان

 

با شرکت در نظرات این بخش، در کمک به سایز عزیزان سهیم باشید.

– همچنین ببینید :

علل خیانت زنان و مردان

3/5 ( 1 نظر )


دیدگاه های این مطلب

  1. نویسنده دیدگاه: پشیمون
    28 آبان 1397

    والا درست بشونیستن وقیح تر هم میشن .شوهرم تادوسال پیش ک میفهمیدم کلی معذرت خواهی میکردولی الان میگه تومیخوای منوپایبندکنی من پایبندبشونیستم ، یعنی ازکارایی ک واسه زندگیمون کردم ک درست بشه این جواب من بوده؟حالا سه تابچه کوچیک دارم موندم چیکارکنم .بهش میگم عطرنزن واسه جلب اعتماد من کلی کتک زده ک با زیدم بودم به توربطی نداره.تازه میگه طلاقتم نمیدم.سه تابچه کوچیک هم دارم.

  2. نویسنده دیدگاه: صبا
    31 تیر 1397

    سلام منم یکی ازبدبختایی هستم ک بهم خیانت شده چندروزه فهمیدم از لحاظ روحی خیلی داغونم فکراینکه شوهرم بایکی دیگه رابطه داشته حالمود
    خیلی خراب میکنه توعقدم و مامانم این روزا درحال جاهاز درست کردن واقعا نمیدونم بااین مسله چ برخوردی داشته باشم نمیخوام مامانم بدونه چون سابقه شوهرم پیش مامانم خرابه این یکی رو بفهمه خیلی بدتر میشه فقط مادرشوهرم میدونه وقتی ک ب شوهرم گفتم توگوشیت پیامک دیدم اول زد زیر خنده همیشه هربار ی کار بدی میکنه اول میخنده و انکارمیکنه ولی این سری همه چیزو برام تعریف کرد گفت بایه دختره تو خیابون اشناشده پایه ی مشروب خوردن بوده باهاش هرچی بودو حس میکنم باسانسور برام تعریف کرد وقسم میخورد ک دیگه این اخرین باره ک همچین کاری میکنه حتی خودشو میزدو گریه میکرد میگف چن ماه قبل این اتفاقاافتاده الان باهاش تموم کرده میگف فهمیدم اشتباه کردم وازاین حرفا توحرم امام رضا هم کلی قولداد نمیدونم میشه روقول هاش حساب کردیانه چیکارکنم….؟

  3. نویسنده دیدگاه: هم جنسهای بی رحم
    02 اسفند 1396

    من دانشجوی پزشکی هستم با پسر عموم که از نظر اجتماعی و خانوادگی ازم پایینتره ازدواج کردم (البته ظاهر خیلی خوبی داره و به اصطلاح دخترپسند) اونم با سختی و کلی اصرار به خونواده من الان یکساله عقدیم هیچی برام کم نذاشته و واقعا عاشقانه رفتار میکنه حتی گاهی چند روز که نمیبینمش وقتی میبینتم گریه میکنه ولی به صورت کاملا اتفاقی متوجه شدم که یه سیمکارت دیگه داره و وقتی اونو انداختم رو گوشی خودم و تلگرامشو نصب کردم دیدم که با چندتا دختر ارتباط داره و بهشونم گفته بود زن داره وقتی بهشون پیام دادم دیدم که یکیشون از داشتن رابطه جنسی اونم چندین بار حرف زد وقتی بهش گفتم و فهمید تا شب گریه میکرد و سرشو مبکوبوند به دیوار و میخواست خودشو بکشه و این حرکات و التماس و… که غلط کردم و جبران میکنم و اگه یه بار دیگه پیش اومد منو بکش و…توی بیشترین حدش.من فعلا سکوت کردم ولی بازم نگام میکنه چشماش قرمز میشه و حالش بد میشه به دخترا پیام داده بود که دیگه دست از سرش بردارن.من باید چیکار کنم؟ تمومش کنم؟ احتمال اینکه یه بلایی سر خودش بیاره زیاده البته

  4. نویسنده دیدگاه: تازه عروس
    21 آبان 1396

    ایکاش مردا انقد هرزه نبودن،من توی هفته اول عقدم فهمیدم شوهرم با دوست دخترای قبلی رابطه داره،

  5. نویسنده دیدگاه: فاطمه
    06 آبان 1396

    سلام
    منم بهم خیانت شده همین الانم داره میشه دارم خفه میشم…
    سی سللمه و پنج ساله ازدواج کردم یه دختر دوساله دارم تو زندگیم حتی یه بارم پامو کج نذاشتم پدرم بیشتر از چشماش به من اعتماد داشت هیچوقت با هیچ پسری دوست نشدم روابطم با جنس مذکر از حالت همکلاسی یا همکاری فراتر نرفت آخه همیشه میگفتم کاری که اگه طرف مقابلم کرده باشه اذیتم میکنه نمیکنم ولی حالا چی
    یه بار به صورت اتفاقی دیدم که همسرم تو تلگرام با یا خانومی صحبت میکنه از ترس من همه پیامهاشو پاک میکرد ولی یه نسخه از تلگرامش روی گوشی منم بود فعالش کردم و پیامهای بعدی رو خوندم کاملا از پیاملش مشخص بود خانومه رو بخاطر مسائل جنسی میخواد دنیا رو سرم خراب شده بود ولی خودمو کنترل کردم چیزی به روم نیاوردم تهشم اون زنه ارتباطشو قطع کرد چند ماهی از اون موضوع گذشته بازم چند روز پیش دیدم با یکی داره حرف میزنه(هم تلگرام هم تماس صوتی) دارم کلافه میشم نمیدونم باید چیکار کنم میترسم به روش بیارم وقیح تر بشه . ما باهم از هیچ نظر مشکلی نداریم چه مسائل جنسی چه بقیه چیزا خیلی کم دعوامون میشه من آدم منطقی ای هستم البته شوهرم سریع عصبانی میشه ولی من مدیریت میکنم دعوامون نمیشه. خودم کارمندم از نظر مالی میتونم ازش جدا بشم ولی بابت دخترم نمیتونم موندم چیکار کنم اینجوریم خودپ دارم عذاب میکشم. با هیچ کسم نمیتونم درددل کنم آخه خجالت میکشم همم نمیخوام آبروشو ببرم بعنی اصلا راهی نداره مرد خیانتکار درست بشه فکر نمیکنم بتونم دیگه بهش اعتماد کنم

  6. نویسنده دیدگاه: بدبخت بيچاره
    24 مهر 1396

    من چه خاكي تو سرم برزيم كه زنم بعد از ده سال زندگي كه همه زندگيم رو به پاش ريختم هرچه كه ميخواست اماده بود همه زنها و دختراي فاميل بهش حسودي ميكردن.يه دختر هم داريم كه هفت سالشه مثل يه دسته گل ميمونه خيلي هم با هوشه.و ….
    حالا زنم بعد از همه اينها كه ياد اوريش ديوونم ميكنه با خواستگار سابقش كه خيلي هم از نظر تيپ و قيافه ،شخصيت اجتماعي و .. پايين تر از منه ريخته رو هم و به من و دخترم خيانت كرده.البته خودش هم تو شوكه و به ظاهر هيچ دليلي براي خيانتش پيدا نكرده.هم پاي ابروم در ميونه هم وابستگي دخترم به مادرش،هم پشيموني خود خرش و…
    نميدونم بايد چه كار كنم؟ توي اين دو ماه به اندازه بيست سال پير شدم.هر كي من رو ميبينه متوجه ميشه كه چه شوك عصبي وحشتناكي داشتم.خودم هم حس ميكنم كه رفتارم مثل ادماي معمولي نيست .فقط روزي هزار بار ارزوي مرگ ميكنم. بعد به اين فكر ميكنم كه بعد از من دخترم چي ميشه. خدايا كمك كن

  7. نویسنده دیدگاه: الهه
    05 مهر 1396

    سلام.به منم دایما خیانت میشه.خیلی تنهام ولی زندگیمو دوست دارم برای همین به روش نمیارم و به کسیم چیزی نمیگم.تو گفتگوهاش با یکی از این خانما که ترس اینو داشت که من بفهمم و ابرو ریزی بشه بهش گفته بود که من خانممو خوب میشناسم انقدر منو دوست داره که هیچوقت کاری نمیکنه که ابروی من بره.راست میگه من هرگز چیزی نمیگم اما دلم شکست وقتی فهمیدم میدونه چقدر دوسش دارمو باز……

  8. نویسنده دیدگاه: parastoo
    04 مهر 1396

    من ۸ساله ازدواج کردم.شوهرم از اول چشاش خراب بود ولی من سعی کردم با دلبری کردن براش از اشتباه درارمش.ازدواجمون سنتی بود بزرگا قرارشو میزارنو کوچیکا هم بدون هیچ شناختی یا باید بگن آره یا نه.موفق نشدم درستش کنم.الان ۶ماه ک داره بهم خیانت میکنه و جالب اینجاست ک میدونم و وقتی بهش گفتم گفت نه تو برام از دنیا عزیزتری ازین حرفا.ب مادر پدرش گفتم گفتن مرده مهم نیست هر کاریم کنه مرده.دیگه کلا دور اونا رو خط کشیدم.ی دختر۴ساله دارم بارها فک طلاق بسرم زد ولی هر بار ب خاطر دخترم کم آوردم نتونستم کاری کنم.الان ۲هفتس حتی حرف هم باهاش نمیزنم و هرروز دارم به این فک میکنم ک من چی کم گذاشتم واسش ک این کارو باهام کرد اما به هیچ کمبود از طرف خودم نرسیدم ن امروزی بودن نه جنسی نه آشپزی نه محبت هیچی.پیش مشاوره هم رفتم گفت مشکل از شوهرتونه و نیاز ب روانشناس دارن.ولی چون به این چیزا اعتقادی نداره یا میخواد ب کاراش ادامه بده نیومد بیریم روانشناس.حالا من موندم یه عالمه نفرت ازش.نفرینش کردم،نمی تونمم بخاطر بچم ازش طلاق بگیرم چون ب من وابستس و میدونم نباشم حلاک میشه شوهرمم ازون مردایی نیست ک بچه جم کنه.بیشترین ضربشو این طفلک میخوره.الان ۲ماهه به من ی قرون نداده من کار میکنم و خرجمونو میدم.خدا نسل همچین مردایی رو از رو زمین برداره.عدالتو اجرا کنه.فقط میدونم مردایی ک ب زناشون خیانت میکنن زناشونو دوست ندارن عاشقش نیستن.خدا تاوان تمام کارایی ک بامن کرده رو ازش پس بگیره.

  9. نویسنده دیدگاه: بخت برگشته
    10 شهریور 1396

    سلام به همدردای گلم…بریدخداروشکرکنیدباغریبه شوهرتون روهم ریخته ن مثل من بخت برگشته که شوهرم باخواهرم باهم خون خودم روهم ریخته اونم من تازه فهمیدم..معلوم نیست ازکی باهم بودن???حالم خیلی بده..پشتوانه مالی ندارم..تواین ۶سالی که ازدواج کردم خونه داربودم ..هیچ کاری بلدنیستم ..دختر۳ساله دارم..نمیخوام باهاش زندگی کنم ..ولی مجبورم..

    • نویسنده دیدگاه: تکتم
      30 شهریور 1396

      سلام.چرا مجبور؟شوهر توی زندگی ینی منبع تامین مالی زندگی.به چیزای بهتر از شوهر فکر کنین.اونموقع این مشکلات جزئی بی اهمیت میشه.

  10. نویسنده دیدگاه: عارف
    09 شهریور 1396

    سلام-من با یه دختر سه سال دوستم و قصد ازدواج با ان را دارم وبا آن چندباری ارتباط جنسی داشتم و چون سن کمی داره و مطمن بودم دوست پسر اولشم خواستم اون را به عنوان همسر ایندم انتخاب کنم-ولی یه مدت از هم جدا شدیم و فهمیدم بهترین دوستم باهاش دوست شدهو باهاش ارتباط جنسی داشته واین مسئله منا بسیار داغون مضطرب کرده خوده دختر قسمهای مکرر خورده ومیگه دست رو قران میزارم دروغ.ولی دوستم رضا نه اون که با دختر دوست میگه دیدم باهم بودن ومطمنم باهم ارتباط داشتن و عکسی که بغل هم بودن را دیدم و خودم براش خونه خالی کردم.واقعا حالم بده لطفا بهم بگین چیکار کنم

    • نویسنده دیدگاه: تکتم
      30 شهریور 1396

      یه دختر دیگه سرچ کن.اون که حرومت شد نمیتونی عقدش کنی.

  11. نویسنده دیدگاه: نازنين
    02 شهریور 1396

    با آقايي مدت 16 سال دورادور اشنايي داشتم و مدت يك سال بود كه رابطه جدي و عاطفي داريم . به يك سري از رفتارهاش مشكوك شده بودم ولي اينقد زبون ميريختو محبت مي كرد كه من ميگفتم غير ممكنه با اين همه توجه بخواد خيانت كنه يك سره هم از من تعريفو تمجيد ميكرد . متاسفانه ديشب تلفنش رو جواب نداد و من مشكوك شدم و در خونشون رفتم و بعد از گذشت يك ربع ديدم با يك خانم از منزل خارج شد. من رفتم و دعواي سختي بينمون درگرفت البته من به اون خانم كاري نداشتم و عاقلانش هم همين بود مقصر خوده اين اقا بود ضمن اينكه منكر نشد و شروع به عذرخواهي و طلب عفو كرد از ديشبه خيلي حالم بده و يكيره اون صحنه وحشتناك جلوي چشمم مياد و نمي دونم چكار كنم.

  12. نویسنده دیدگاه: فاطمه
    27 مرداد 1396

    7ساله ازدواج کردم
    3سال عقد بسته بودم 4ساله عروسی کردم
    شوهرم گفت ی عقد ناموفق داشته(عقد رسمی محضری)
    منم بهش فرصت دادم از اول شروع کنه . من با هیچ مردی تو زندگیم رابطه نداشتم و شوهرم اولین پسر تو زندگی من بود
    تحصیل کرده خوشگل و جذاب و ب قول خانوادش عاقل هستم و از بقیه عروساشون سرم.
    شوهرم خیلی بی دست و پا و تحت تسلط خانوادش بود و هیچی نداشت. من این مدت واقعا برای زندگیم زحمت کشیدم و نمیخوام خرابش کنم
    اول عروسی رابطه ج ن س ی مون سخت بود ولی الان حل شده.
    دوسال پیش چندتا ایمیل دیدم ک برای ی زن غریبه فرستاده ببخشید در حد لاس زدن
    با مشاور و وکیل صحبت کردم ،گفتن ب روش نیار . سعی کردم رابطمو بهتر کنم باهاش دلبری کنم محبت کنم احترام بذارم
    اما حالا میبینم دوباره تو تلگرام شروع کرده ب کثافت کاری
    ب پدره خودش گفتم چون وجهش جلوی مردم و فامیلش براش خیلی مهمه. اول گفت من حل اش می کنم ولی بعد بی خیال شد (کلا آدم بی خیال نسبت ب خانواده هست).
    پدر و مادرم بعد از عروسی ما جدا شدن . هر دو نابالغ و غیر قابل اعتماد هستن و من جایی ندارم ک برگردم. حتی کمترین درد و دلی باهاشون بکنم ب شدت ب ضرره خودم تموم میشه.
    20سال تو خونه پدرم دعوا بود و شب ها گریه کردم. سال ها تلاش کردم همیشه درسخون و ممتاز بودم و پاک زندگی کردم حتی دست هیچ پسریو نگرفتم.
    هنوز بچه ندارم چون خودم نخواستم ولی از طرف شوهرم و خانوادش ب شدت تحت فشارم .
    ن میتونم ب روش بیارم ک بی حیا میشه ن میتونم ب کسی بگم و ن پدر و برادری دارم ک بشه روشون حساب کرد. برام مهم نیست ک لاس میزنه چون واقعا دیگه دوسش ندارم ولی می ترسم رابطه های تلگرامیش عمیق تر بشه.
    حالا ک فکر می کردم تقریبا همه چیز درست شده و میخواستم بچه دار بشم داره همه چیزو نابود میکنه و من چاره ای ندارم جز این ک بشینم و نظاره گر باشم..
    دیگه هیچ امیدی ب زندگیم ندارم فقط دعا می کنم قبل از این ک نفره سومی قربانی بشه عمرم تموم بشه.

    • نویسنده دیدگاه: تکتم
      30 شهریور 1396

      ینی شوهر اینقدر مهم شده که بخاطر بعضی کاراش ارزوی مرگ کنی؟شوهر وسیله ی برای ادامه حیات.این حیات نشد اون حیاط.

    • نویسنده دیدگاه: فاطمه
      24 مهر 1396

      سلام ، خواهشا جدا شوید . اصلاهم بچه دار نشو. خائن همیشه خیانت میکنه . خیالت راحت

  13. نویسنده دیدگاه: ریحانه
    12 تیر 1396

    واقعا که خیلی بده ادم کار اشتباه بکنه خیلی هم از کارش راضی باشه این دیگه اوج حماقت

  14. نویسنده دیدگاه: جودی_ابوت
    30 خرداد 1396

    گاندی می گه اگر کسی خیانت دیده معنایش این است که قیمت بالایی داره .

  15. نویسنده دیدگاه: negar
    28 خرداد 1396

    من یعنی کم آوردم تو خیانتای شوهرم
    اصلا انگار دیگه واسه خودم طبیعی شده
    وقتی مچشو میگیرم کلا میزنه زیرش اونم با یه حرفایی ک آخر خنده است یعنی با عقل جور در نمیاد
    من واقعا تعجبم ک چرا این کارارو میکنه آخه هزار بار باهاش حرف زدم ببینم چ کمبودی داره هه
    واقعا نمیفهمم دلیل این کارش فکر کنم بیمار تفلی درمانی ام ک جز ادامه این کار نداره انگار

    • نویسنده دیدگاه: ليلي
      20 مهر 1396

      سلام نگار جان
      من ليلي هستم
      منم دقيقا مثل شما هستم … واقعا نميدونم چه كنم …

  16. نویسنده دیدگاه: زهرا
    22 اردیبهشت 1396

    سلام
    ۸ ساله ازدواج کردم همسرم قبلا یه ازدواج داشته و من ازدواج دومش هستم از زن اول ۱۲ سال قبل جدا شده طبق گفته خودش میگفت اززنها متنفر بوده و میخواسته انتقام بگیره برای همین با دخترا و زنها دوست میشده و بعد هم ولشون میکرده
    ارتباط من و ازدواج ما سنتی بود
    همسرم اولین رابطه من بایه جنس مخالف بود و واقعا هیچ تحلیل و روش برخوردی رو درست بلد نبودم با این کارش داشته باشم
    با خودم میگفتم خوب اون کارها برای قبل ازدواج بود و بعد از ازدواج مثلمنا کنار گذاشته میشه
    به طور اتفاقی متوجه شدم با کسی تلفنی صحبت میکنه بعد از چک کردن گوشی فهمیدم با چند نفری چت میکنه چون در حد حرف زدن و گاهی ابراز احساسات بود خیلی سختگیری نشون ندادم
    متاسفانه یا خوشبختانه ادمی نیستم که خصوصیات زندگین رو توی بوق کنم و به بقیه بگم
    بعد از چند وقت متوجه شدم خیلی پیش روی کرده و قول و قراره خونه با بقیه میذاره
    یه پسر سه ساله دارم
    واقعا دنیا برام تیره و تار شده و نمیدونم باید چیکار کنم
    الان دنبال یه مشاوره خوب میگردم شاید بتونه راه درست رو پیش پام بذاره چون اگه بدونم واقعا رابطه جنسی داشته با کسی دیگه نمیتونم در کنارش بودن رو تحمل کنم
    برام دعا کنید دوستان ?

  17. نویسنده دیدگاه: کاراگاه خصوصی - خیانت شوهر
    06 اردیبهشت 1396

    مطالب خیلی عالی و خواندنی هستند. از زحمات شما سپاسگذاریم
    کاراگاه خصوصی در سراسر کشور
    کسف و افشای خیانت شوهر با تهیه عکس و مدرک

  18. نویسنده دیدگاه: فرهاد
    04 اردیبهشت 1396

    خیانت زهر ماریه که با هیچی توجیه نمیشه. منم بعد از 10 سال با 2 تا بچه زنم بهم خیانت کرد. اون هم با چند نفر. خیلی شکه شده بودم. نمی دونستم باید چکار کنم. توجیحاتی که می کرد هیچ کدوم دلیل کاراش نمیشد. در نهایت جدا شدیم. من موندم و 2 تا بچه. من که ازش نمی گذرم. خدا هم ازش نگذره.

  19. نویسنده دیدگاه: محسن
    29 فروردین 1396

    باعرض ادب و احترام شوهرم از روز اول با دورغ وارد زندگی من شد زمانی که با اسرار و التماس منو از المان اورد تهران فهمیدم با خیلها رابطه داشته ولی من ناچار به موندن بودم چون خانوادم ترکم کردن الانم مرتب با زنهای بیوه ارتباط داره من میفهمم ولی نمیدونم باید چیکار کنم

    • نویسنده دیدگاه: مرد پاییزی
      01 اردیبهشت 1396

      با عرض سلام ، و ابراز شرمنده گی بنده بابت جسارت و اظهار نظر در مورد مشکل و دلنوشته ی عزیزان …

      برای شما و همه آرزو دارم که ان شاءالله هیچ وقت قربانی خیانت نشید ؛ اما اگه طبق تصمیم شما و صلاح پروردگار بخوایین یک تصمیم مهم در مورد زندگیتون بگیرین ، خانواده میتونه به عنوان یک پناهگاه از نظر روحی و روانی شما رو حمایت کنه … و یا اینکه بانی خیر حل مشکل شما باشن ، که مطمئنن همینطوره ….
      هیچ پدر و مادری نمیتونه رنج فرزندشو ببینه و نسبت به این موضوع بی تفاوت باشه …..

      اگه بهم نخندین یک جمله که مطمئنن شنیده باشین خدمت شما عرض میکنم … وقتي مشغول شمردن چراغهای كم نورِ شهر هستین ، سعی کنید ماه رو از دست ندین …!!

  20. نویسنده دیدگاه: مهساا
    21 فروردین 1396

    سلام وقتتون بخیر من 27 سالمه ویه پسر3 ساله دارم همسرم خیلی خیلی غیرتیه در حدی که حتی اجازه عضو شدن تو گروه تلگرامی عم بهم نمیده اوایل فکر میکردن صرفا غیرته اما سه سالی هست که فهمیدم خودش دوست دخترای زیادی داره وچون از بس خودش با نظر بد به همه نگاه میکنه. دوست داره من بیشتر محدود بشم تا در معرض همچین مرداریی قرار نگیرم دیگه خسته شدم از بس خیانتش رو دیدم و دم نزدم نمیدونم چکار کنم لطفا راهنماییم کنین

    • نویسنده دیدگاه: مرد پاییزی
      25 فروردین 1396

      سلام . خیلی متاسفم بابت بهتره بگم این اتفاق پیش آمده تا اختلاف …
      _ یه موضوعی هست ، البته خودتون بهتر میدونید که میگن توی زندگی زناشویی یک مرد علاقه ی خودش رو نسبت به همسرش با غیرتش نشون میده و یک خانم علاقه ی خودش رو در مقابل با حسادت …

      به نظر من اگه همسر شما قبلا با دیگران رابطه ی دوستی داشته آینده مهمتر از گذشته س …. اصولا مهم و قشنگ اینه که با وجود زن و فرزند ایشان سمت این کار ها نرن …
      بالاخره یک سری تعهد های زناشویی و وجدانی بین دو طرف باید در نظر گرفته بشه …

      من واقعا در مورد رابطه ی همسرتون فکرم خیلی گنگه ….

      ولی به عنوان یک برادر کوچیک تر به شما پیشنهاد میکنم از هر جهت مواظب رفتار و دوام زندگی خودتون تو جامعه باشین .
      خدای نکرده اگه اتفاق ناخواسته ایی از سمت شما صورت بگیره ؛ بیشتر از ایشان مورد حمله ی حرف و کنایه و دور از جان آبرو ریزی قرار میگیرن و بلانسبت فرزند ۳ ساله ی شما در آینده چه دیدی میتونه نسبت به شما داشته باشه …؟؟؟

      _ یک مادر فداکار و مهربان که با وجود خیانت همسرش زندگی خودشو خراب نکرد …
      یا اینکه :
      _ یک مادر که با وجود اشتباهات پدرم خودش هم دچار اشتباه و دور از جان خیانت شد …
      منظورم اینه خدای نکرده فرزند شما از این ور رونده و از اونور مونده نشه …

      یک پیشنهاد ساده برای شما دارم . سعی کنین به ایشان خیلی محترمانه توضیح بدین که اگه شبکه اجتماعی قرار نیست تو زندگی زناشویی باشه ؛ خوب دوطرف نداشته باشن دیگه هیچ توقعی بین طرفین ایجاد نمیشه …. و اگه نه ایشان قبول نکردن سعی کنین ایشان رو متقاعد کنید که شما در جهت مثبت میخوایین استفاده کنین . ان شاءالله که زندگیتون دچار هیچ اتفاقی نا خواسته ایی نشه …. خدانگهدار

  21. نویسنده دیدگاه: m.s
    21 فروردین 1396

    با سلام
    مدت ۸ ساله ازدواج کردیم. بخاطر موقعیت شغلی خوبی که دارم مجبورم در تهران باشم. خونه و زندگی و زنم و محل کارش و خانوادش در ‏یکی از شهرهای نزدیک تهرانن و من یا باید هرروز رفت آمد کنم و یا باید چهارشنبه ها برم خونه.
    در تعطیلات عید سال نو متوجه پیام های تلگرامی مشکوک همسرم شدم:‏
    یکی از همکارای متاهل محل کاراش که از قضا میشناسمش و همسرم همیشه از رفتارای گلایه می کرد به همسرم اسمس داده و ظاهرا احساس دلتنگی می کرد. بجای همسرم با اون پیام دادم و ‏تو ارتباطشون با هم فهمیدم که یکبار به خاطر مسئله پزشکی همسرم با همکارش بخاطر اینکه تنها نباشد به یک شهر دیگری رفته اند. در مورد اون رفت آمدش ازش خواستم تعریف کنه که اتفاقی افتاد که ظاهرا با همسرم فقط در ماشین بودن و هیچ اتفاق خاصی بینشون نبوده، اما از پیام های اون طرف برمیاد که میخواهد ارتباط خاصی با همسرم داشته باشد. و ناراحت بود که همسرم اهل این کارها نیست و خوشش نمی آید.
    در اسمس های بین همسرم و همکارش اسم یک نفر دیگر هم آمده که همکاراش ادعا می کند همسرم اون طرف را بیشتر از ‏(خودش) دوس داره.‏
    علاوه براین با یکی (مرد متاهل) در کلاس آموزشی آشنا شده و مسائل شخصی بینمون را برایش تعریف و اون هم ظاهرا راهنمایش می کرده.
    از اونجایی که من همسرم را خیلی دوس دارم و نمیخام آبروش پیش خانواده خودش و خانواده من و … بره. بهش پیشنهاد دادم ‏توافقی طلاق بگیرم و علت طلاق هم بگیم من اعتیاد داشتم و یا هرعلتی که بمن مربوط میشه و همچنین به ایشون گفتم تمام ‏دارایی هم برای او باشه و حتی ماهانه مبلغی به او پرداخت میکنم. فقط بشرطی که من از زندگیش برم. اون قبول ‏نکرد و قسم خورد و قول داد تکرار نکنه.‏
    عذر خواهی میکنم که اینو میگم ما از نظر رابطه زناشویی هیچ مشکلی نداریم و در این مورد اظهار رضایت کامل دارد.
    تنها مشکل ما اینه که بعضی مواقع عنوان میکنه محبت زبانی به من نمیکنی و باهم که بگو مگو میکنیم من برای آروم شدن سراغ این آدم ها میرم.
    مشکل من الان کابوس هایی که تمامی ندارد. تو روخدا راهنمای کنید.

    • نویسنده دیدگاه: فاطمه
      27 مرداد 1396

      هیچ راه حلی وجود نداره
      آدمه خائن مثله آدمه معتاده
      همینطور ادامه داره ..
      وقتی کسی بی وجدان شد دیگه بر نمی گرده

  22. نویسنده دیدگاه: تنهاي خسته
    18 فروردین 1396

    نظرات رو خوندم خيلي ناراحت شدم. كسي كه خيانت ميكنه نشون داده كه بي لياقت ترينه چون از اعتماد طرف مقابلش سو استفاده كرده و در واقع لياقت اون اعتماد رو نداشته. منم تا حالا ٢ بار طعم زخم خيانت رو چشيدم . دفعه اول تا پاي طلاق رفتيم و قسم خورد جبران ميكنه. اما تو تعطيلات عيد فهميدم كه بازم خيانت كرده. خورد شدم داغون شدم. الان نميدونم چكار كنم به روش نياوردم هنوز چون هنوز تو شوكم و باورم نشده.خودش حس ميكنه متوجه شدم. ولي جرات پرسيدن نداره. نميدونم چكار كنم؟.
    خدا همه ادماي خيانتكار و هرزه رو فلج مغزي كنه. خيانتكار مثل شوهر من و هرزه مثل همكارش كه ميدونه زن داره ولي با اين وجود بازم باهاشه.

    • نویسنده دیدگاه: مهناز
      01 اردیبهشت 1396

      الهي أمين اميدوارم ادما چوب خيانتشونو تو همين دنيا وخيلي زود بخورن

      • نویسنده دیدگاه: شکست خورده
        03 خرداد 1396

        من هم خیانت بهم شده دختری که این همه دوستش داشتم 4 سال باهم بودیم منو به خاطر نداشتن پول و مال آنچنانی رها کرد و با یکی دیگه رفت خیلی داغون شدم چون من از همه چیم میزاشتم تا اون همیشه خوشحال باشه. واقعا خیلی ضربه خوردم الانم نسبت به همه بدبینم. به همین خاطر با یه اسلحه شاه کش زدم فلجش کردم و از کارمم پشیمون نیستم.

        • نویسنده دیدگاه: Morgan
          08 خرداد 1396

          کجای پاش زدی فلج شد ؟؟
          مگه تیر بخوره پای آدم ، آدم فلج میشه ؟؟ احتمالا زخمیش کردی خواسته فیلم بازی کنه

      • نویسنده دیدگاه: ناصر نوذری
        20 مرداد 1396

        دست روز انتقامش زورگیرودیرگیره فقطکاش زنده باشیم خواری شونو ببنیم

  23. نویسنده دیدگاه: بی نامممم
    20 اسفند 1395

    با سلام من یه دختر 20 ساله ام و دانشجویم با یه اقایی اشنا شدم که اول میگفت 27سالشه ولی بعد فهمیدم 37 سالشه من مشهدیم اون شمالی ….رابطه مون خیلی خوبه خیلی دوسش دارم ولی فهمیدم که خیلی دروغ میگه خیلی .ازونجایی هم که ما خیلی دوریم هیچ کنترلی ندارم بهش ..بهم خیلی میگه دوست دارم خیلی میگه تو تنها دختر زندگی منی …دیشب شک کردم با یه دختر بیرون بوده ولی من که بهش زنگ زدم گفت نه سر کار بودم و حاشا کرد ….بهش گفته بودم دوست ندارم مشروب بخوری گفت نمیخورم و جون منو قسم خورد اما عکساشو برا دوستاش فرستاده با جام مشروب .دیشب هم جون من .باباش و حتی یه بچه ی 11 ماهه رو قسم خورد که من جایی نرفتم ولی همه چی غیر اینو نشون میده ….نمیدونم چیکار کنم اگه بخام باهاش ازدواج کنم باید جلو همه بیاستم ….خیلی حالم بده خیلی بهش وابسته ام نمیدونم باید چیکار کنم نمیدونم باید عکسایی که دیدمو بروش بیارم یا نه صبر کنم خوب میشه ؟ از دیشب خیلی حالم بده …. فقط از خدا میخام بهم کمک کنه ..چون کم اوردم … دلم میخاد همش سو تفاهم بشه … ولی همه اتفاقا مثل پازل کنار هم میذاری مطمعن میشم که دروغ میگه تا وقتی هم لو نره حاشا میکنه نمیدونم چیکار کنم موندم دیگه …

    • نویسنده دیدگاه: مرد پاییزی
      22 اسفند 1395

      با عرض سلام …
      – وقتی دلنوشته ی شما رو میخوندم ؛ یاد اون جمله ی معروف افتادم که میگفت اعتماد مثل یک کاغذه صاف و تا نخورده س …. که وقتی مچاله بشه ، هر چقدر هم سعی کنید که صاف بشه دیگه مثل روز اولش نمیشه …..
      ( به نظر من دروغ یه چیز ذاتیه …. که تو ذات همه ی آدم ها هست ولی مقدارش متغییره و چیزی نیست که به این امید داشت که در آینده تکرار نشه ) که اونم بستگی به شرایط و موقعیت خاص خودش و حجم اشتباه داره … ( جسارتن اگه حرفم رو مذهبی برداشت نکنید ، افتخار نوشیدن و عکس گرفتن با مشروبات الکلی و به اشتراک گذاشتن برای بقیه از یک آدم ۳۷ ساله بعیده و واقعا قشنگ نیست ) ..
      – اگه بهم نخندین به نظر من با توضیحاتی که شما فرمودین ، رابطه ی شما و اون بنده خدا مثل رابطه ی ( کش ) میمونه … که هر چقدر کش پیدا کنه بالاخره پاره میشه و درد و ناراحتیش برای یک طرف رابطه باقی میمونه ….. امیدوارم این موضوع هیچوقت برای شما و هیچکس دیگه ایی پیش نیاد …..
      اگه احساس می کنید واقعا خبریه .. ؟! و چیزی از شما پنهان میشه …. !! اگه قراره با گفتنش رابطه بهم بخوره ، به نظرم خیلی بهتر از وقتیه که زیر یک سقف باشین و به قیمت خراب شدن زندگی مشترکتون تموم بشه…. ” حق نگهدارتان “

  24. نویسنده دیدگاه: بانوی تنها
    16 اسفند 1395

    سلام سه ماهه عقد کردم ، چهارماه هم نامزد بودم. الان بعد از سه ماه با وجود اینکه از هیچ چیزی دریغ نکردم متوجه شدم همسرم که از نظر من بهترین مرد دنیا بود بهم خیانت کرده داٸم حرفای که به اون خانم زده بود جلوی چشمم گفته بود بیا صیغه ات کنم از قبل ازدواج باهاش ارتباط داشته یعنی با خیلیا ارتباط داشته. دارم روانی میشم کلی گریه و التماس دیگه تکرار نمیکنم قول مردونه میدم.هرچی فک کردم چیزی براش کم نذاشتم خودشم میگه ولی نمیدونم چرا چنین کاری کرد با دلم.تک دخترم دل نمیاد به خانواده ام هم چیزی بگم طاقت غصه خوردن اونا ندارم.برام دعا کنید یادم بره . کاش خواب دیده بودم. دیگه هیچ ذوق و شوقی ندارم . خیلی بهم محبت میکرد اصلا یک درصد احتمال چنین چیزی نمیدادم.

    • نویسنده دیدگاه: تنهای تنها
      18 اسفند 1395

      اصلا نبخشش تا نامزدی جدا شو اینجور آدما هیچ وقت درست نمیشن خودتو بدبخت نکن. مثل من نشو. منم بخشیدم حالا با یه بچه نمیدونم باید چی کار کنم

  25. نویسنده دیدگاه: دث ایز کامینگ
    13 اسفند 1395

    من همین امشب متوجه شدم که مامانم توی تلگرام بابام لاس زدنش با یه دخترو دیده و کلی به هم ریخته….یه شبه بهترین فرد زندگیم شد بدترینش….هرچی به مامانم گفتم به روش بیار قبول نکرد…گف اینجوری بدتر میشه باید اول نوک دختره رو بچینم…مامانم داره داغون میشه منم که نمیتونم چیزی بگم….توروخدا هرکی این پیامو میخونه واسمون دعا کنه….این حق ما نیست…مطمئنم بابام گول اون دختره رو خورده…التماس دعا

  26. نویسنده دیدگاه: آرام
    11 اسفند 1395

    نظرات همه رو خوندم… کاش من هم دلیلی برای خیانت همسرم پیدا می کردم………..

    شاید روزی بیش از هزار بار آرزوی مرگ میکنم… کاش می مردم و راحت میشدم… دیگه از هیچ چیز تو این زندگی لذت نمیبرم… همسرم قدر منو نمیدونه و چقدر افسوس و هزاران افسوس…

  27. نویسنده دیدگاه: نگران
    08 اسفند 1395

    سلام به همگی. فکر نمیکنم دیگه دردی بدتر از خیانت دیدن باشه. کامنت های دوستان رو خوندم. برام جالبه که همگی در اوج اطمینان رو دست خوردیم. چند وقت هست که متوجه ارتباط همسرم با یه دختره شدم. هنوزم نتونستم بپذیرم. باور کردنش سخته. خیلی سخته. ولی من یه غم دیگه هم دارم. اینکه فکر میکنم تقصیر خودم بوده. یعنی شوهر من خیلی دوست نداشت که من فوق لیسانس بخونم. می گفت همه زندگی تو میشه درس. چون درس برا من خیلی مهم بود. ولی من اهمیت ندادم و خوندم و قبول شدم و وقت میگذاشتم برا درسم یا شاید خیلی وقت میگذاشتم. اولش یکم موضع میگرفت و غر می زد ولی از یه جایی دیگه نگفت. احتمالا از همون جایی که کسی رو جای من پیدا کرده. از شما کسی هست که این حس لعنتی مقصر بودن رو داشته باشه؟ چیکار کردین شما

    • نویسنده دیدگاه: عهد
      21 اسفند 1395

      سلام دقیقا مثل من احساس اینکه من مقصر بودم داره دیونم میکنه منم دو ماهه این مشکل رو دارم دوستان دلم شکسته تک تک حرفاتونو میفهمم اما درده من بدتره من تمام دارایی هامو در اختیار شوهرم گذاشتم رفته با پولای من ماشین مدل بالا خریده اولش خوشحال بودم گفتم بزار احساس پیشرفت کنه اما الان داره با همون ماشین خیانت میکنه داره پولای منو خرج اون زن میکنه امروز فهمیدم با هم رفتن شمال دارم منفجر میشم هیچ کاری نمیتونم بکنم تهدیدم کرده اگه پای پول هامو حقم رو وسط بکشم همه چی رو تموم میکن

  28. نویسنده دیدگاه: فاطمه
    01 اسفند 1395

    امروز متوجه شدم همسرم با سیم کارت دومش که کسی شمارشو نداره تو کانالای همسر موقت عضو شده داغونم من از همه چیزای مورد علاقم تو زندگی ۲۰ساله با اون گذشتم و شدم نردبون ترقی اون نمیدونم چیکار کنم با دو تا دختر

  29. نویسنده دیدگاه: خانوم جيم
    12 بهمن 1395

    منم الان ماه پنجم بارداريمه? و بيست و چهارسالمه و بخاطر همسرم از خونواده و شهرم گذشتم اومدم تو شهرش دارم تنها و غريب زندگي ميكنم و انقدر تنهام و مورد بي محبتي ام كه نميدونم چيكار كنم شبا شوهرم ساعت ٢مياد خونه خرجي خونه رو كاملا قط كرده و وقتايي كه مياد خونه ام ميره رو كاناپه ميخوابه كلمه اي حرف بين ما رد و بدل نميشه و اگه مشكلي برام پيش بياد كاملا كنار ميكشه و ميگه به من چه يه حس دروني بهم ميگه داره خيانت ميكنه ولي چقد تابلو.. من نميخوام بچه هام زخمي طلاق باشن سن خودمم كمه واقعا نميدونم چ كنم

  30. نویسنده دیدگاه: فرزاد
    28 دی 1395

    بعد از 10 سال زندگی با دو تا بچه زنم بهم خیانت کرد. از درونم خورد شدم، خودم بچه ها. خانوتده ما و خودش همه تو شوک. باور کردنی نبود. بین شکایت و انتقام و جدا شدن. تصمیم گرفتم مثل زباله بندازمش از زندگیم بیرون. همین، خدا برای هیچ کس نخواد از مرگ بدتره

    • نویسنده دیدگاه: مريم
      23 بهمن 1395

      دقيقا من هم همين بلا سرم اومد

    • نویسنده دیدگاه: عباس
      19 اسفند 1395

      سلام میتونم بپرسم چجوری میشه شکایتو شروع کرد منم همدردتم

  31. نویسنده دیدگاه: ستایش
    26 دی 1395

    مردی و زنی که بهتون خیانت کرد سنگ دشویی بندازینش سیفون هم بکشین حتما یا بهش خیانت کنین مساوی .

  32. نویسنده دیدگاه: Mina
    25 دی 1395

    سلام دوستان.منم مثل شما طعم تلخ خیانتو چشیدم.تا دیشب فکر میکردم بهترین شوهر دنیا رو دارم و اما امروز فهمیدم ک ن..بازنده ترین زن دنیامو شوهرم سالهاس بهم خیانت کرده..حتی زن صیغه ای هم داشته.و من موندمو دو تا پسر کوچکش..و در سن بیست وهشت سالگی انگار صد ساله ام و پیر شدم..و اگه خدا اونو ببخشه من خدارو نمیبخشم..ساده و متین..برام دعا کنین..مرسی???

    • نویسنده دیدگاه: امیر
      26 دی 1395

      خیلی سخته ، واقعا دردناکه که تو زندگی خیانت باشه .
      اگه قرار خیانت کنید لطفا از هم جدا بشین چرا میخواهید هم رابطه قبلی وجود داشته باشه وهم خیانت کنید
      متاسفانه تا حالا متوجه شدم همسرم چندبار خیانت کرده هربار گذشت کردم ولی ظاهرا بازنده من بودم
      واقعا گذشت فایده ای نداره ، بخاطر پسرم گذشت کردم ولی کاش نمی کردم که تکرار نمی شد

  33. نویسنده دیدگاه: رها
    24 دی 1395

    5سال دوست بودیم و حدود یکساله که نامزدی کردیم و یکماهی هست که فهمید فراوون خیانت میکنه به هر بهانه ای یه جایی و یه خونه ای میره نتونستم تحمل کنم و همه چیو بهم زدم…از یکطرف دلم به حل خودم میسوزه که هیچ گناهی نکرده این جوابم شد و از طرف دیگه به حال زندگی که ۵سالو بخاطرش زجر کشیدم و صبر کردم به این راحتی باختم! لطفاااا با مردای متاهل رابطه برقرار نکنید اه همسرانشون گریبانه خودتونو یه روزی میگیره…

  34. نویسنده دیدگاه: بی ستاره
    24 دی 1395

    بدترین نوع شکستن دل آدم میدونین چیه ؟ من بهتون میگم ..اینه که در اوج خوشحالی و عشق و آرامش خیال باشی با همسرت و بعد 8 سال زندگی و سازش احساس خوبی داشته باشی و هر روز ده بار از خدا تشکر کنی به خاطر این آرامش ولی خیلی ناگهانی و واضح متوجه رابطه جنسی شوهرت با یک زن دیگه بشی .. دو روزه احساس میکنم تو خوابم حالت تهوع میگیرم گریه میکنم تو دلم حس پوچی میکنم عشقمو از دست دادم باید تو دلم دفنش کنم باید بدون عشق زندگی کنم .. خیلی تنها شدم .
    چند بار اومدم بهش بگم چرا قلب و تنی که متعلق به من بود و دادی دست یکی دیگه ؟ ولی وقتی میکنم میبینم دیگه چه فایده داره حرف من ..
    دوتا پسر دارم . اینو فهمیدم که تنها شدم برای همیشه .

    • نویسنده دیدگاه: نینا
      07 اسفند 1395

      خداازسرتقصیراتش نگذره. عزیزم متاسفانه جامعه پراززنهایی شده که حاضرن برابدست آورن یه پناهگاه هرچندموقت زندگی یه همنوعش روازهم بپاشن ای کاش قانون بدترین جزاروبرای مردخیانتکارمیزاشت که دیگه فکرهوسرانی به سرش نزنه ولی مردی که خیانت کرددیگه قابل اعتمادنیست مثل دستمال چرکه دیگه نمیشه ازش استفاده کرد. کسی که خیانت میکنه نه به لحاظ روحی نه جنسی نرمال نیست چطورمیشه ازنظرسلامت بدنیش هم بهش اعتمادکردوباهاش همبسترشد؟!

  35. نویسنده دیدگاه: زنی با قلب هزار تکه شده
    18 دی 1395

    منم دیروز متوجه خیانت شوهرم شدم.خورد شدم شکستم.روح و روانم نابود شد.این سومین بارشه.تو تلگرامش دیدم.هی چت میکرد و پاکشون میکرد.اون زن عوضی خودش شوهر و بچه داره میشناسمش فقط یه بار قبلا دیده بودمش.اونوقت به شوهرم میگه عزیزم دوست دارم. دو تا بچه دارم.عاشق شوهرمم ده ساله ازدواج کردیم.دفعه های قبل که فهمیدم کلی خواهش و معذرت خواهی کرد که دیگه تکرار نمیشه و فقط در حد چت بوده.الانم در حد چته فکر میکنم.برای منم کم نمیزاره بهم محبت میکنه و اخلاقشو عوض نکرده.ولی چرا اینکارو میکنه.دارم دیوونه میشم دستام میلرزن و تپش قلب دارم از صبح تاشب.نمیتونم بخابم و یا چیزی بخورم.از دیروز که فهمیدم تصمیم گرفتم بیش از اندازه بهش محبت کنم بهش برسم.تنهاش نزارم تا بلکه پشیمون و شرمنده بشه.دارم بهش فرصت میدم که خودشو بکشه کنار.چون همیشه بهم گفته زندگیشو با من دوست داره و از دستش نمیده.ولی اخه چرا اینکارو میکنه اخه چرا.بخدا دارم دیوونه میشم.تو روش میخندم ولی تو خلوتم فقط بیصدا گریه میکنم.خدا لعنت کنه زنهای بی بند و بار و خونه خراب کن.خدایااا خودت کمکم کن

  36. نویسنده دیدگاه: افسانه
    12 دی 1395

    حالم خیلی بده امروز متوجه شدم فکر میکردم مزاحم همسرم همیشه شمار شو تو گوشی همسرم تو تلگرام مسدود میکردم اما متوجه شدم شوهر من هم باهاش رابطه داره
    خیلی سخته چطوری تحمل کنم؟

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      20 بهمن 1395

      من دو ساله ازدواج کردم ب همسرم خیانت کردم ولی الان با این م فهمیده بازم منو دوس داره و باهم زندگی عاشقانه ای داریم

      • نویسنده دیدگاه: ویدا
        29 اسفند 1395

        خیلی بی شعوری گه انقد ساده میگی خیانت کردم.وخیلی بیشعورتری که فکر میکنی همسرت بخشیدت

  37. نویسنده دیدگاه: مهسا
    05 دی 1395

    سلام دارم دیوونه میشم یک سال پیش شوهرم تا دیر وقت اضافه کاری میموند منو پسر کوچیکم تنها تا دیر وقت منتظرش میموندیم تا بیاد چند ماه پیش فهمیدم با همکارش ریختن رو هم و….خیانت…هیچوجه فکر ش رو نمیکردم نمیدونه که من فهمیدم حالم خیلی بده من …..هنوز فکر میکنم تو خابم کی بیدار میشم خدا…..کمکم کن خیلییییی سخته این روزا خیلییییی تنهام

    • نویسنده دیدگاه: محبوبه
      08 دی 1395

      سلام منم دقیقا مشکل تو اومده برامد
      خوشحال میشم با هم صحبت کنیم

      • نویسنده دیدگاه: لیلا
        17 بهمن 1395

        منم مثل شمام.داغونم

    • نویسنده دیدگاه: حامد
      09 دی 1395

      به نظر من رفته رفته دیدگاها و طرز تفکر ادمها به نوعی عوض میشه .کم محلی میکنی یطوری .زیاد توجه نشان میدی یطور.در کل انتخاب شریک زندگی خیلی سخت شده.به هر حال یه کفه ترازو همیشه بالا پایینه،….

  38. نویسنده دیدگاه: محمد
    02 دی 1395

    خیانت دیده ام و این روزا روزگارم سخت تر از دیروزم شده که تنها بودم تنهایی زیباترین واژه ی دنیاست وقتی عشق رنگش را به خیانت باخته است گریه تنها راهیست برای نجات از دردی که متحمل شدی بهش بگین آخه بی مرام ارزششو داشت بهترینتو معامله کنی پشیمونی میگن توبه کنی تمومه نه خودتو گول نزن آب رفته دیگ برنمیگرده تو عابرومو پیش خود بردی و من درون خودم هزار تکه شدم آهای کسی که میبخشی نبخش این جماعت ارزش بخششو ندارن هیچ ارزش تنفرم ندارن سکوت کن سکوت رنگش عوض نمیشو د

  39. نویسنده دیدگاه: رضا
    15 آذر 1395

    متاسفانه تلگرام تمام خانواده ها مخصوصا زنان شوهر دار رو آلوده کرده.

  40. نویسنده دیدگاه: اندیا
    08 آذر 1395

    همتون خفه شید خیانت=بیمارروانی

    • نویسنده دیدگاه: یه ماده ی شیمیایی
      10 آذر 1395

      الان که چی ؟؟؟؟ اصلا یعنی چی خیانت = بیمار روانی ؟؟؟
      خواستی بگی بزرگ شدی ؟؟؟ خواستی به ما ثابت کنی وقتی میری دستشویی خودت بلدی خودتو بشوری ؟؟؟
      از اسمت معلومه از این بچه های دهه ی ۹۰ هستی ..
      خیانت برای تو مثل رابطه ی آرد با الکه و به سنت نمیخوره …..

    • نویسنده دیدگاه: نگار
      15 بهمن 1395

      معلوم هنوز ازدواج نکردی یا معنی عشق وعلاقه وزندگی مشترک همراه با فرزندان رو نمی فهمی .اگه قراره یکی وسط راه زندگی خیانت کنه بهتره همون اول اصلا ازدواج نکنه وبره دنبال زندگی سگی ونکبتی وهرزه گری واخرش برسه به پیری تنهایی وپوچی …..

  41. نویسنده دیدگاه: حنا
    21 آبان 1395

    از همه خواهش دارم اگر از همسر خودتون لذت نميبريد جدا بشيد و اونها رو خرد نكنيد. دنياي ما بد شده اين صدمه ايه كه در دراز مدت جبران ناپذيره

  42. نویسنده دیدگاه: مرد پاییزی
    21 آبان 1395

    با سلام . اینکه ۵ تا انگشت دست اندازه ی هم نیستن و همه مثل هم نیستن … قبول . اما نمیدونم چرا همه همیشه مرد ها رو مقصر خیانت میدونن . ؟؟
    یه روز یه بنده خدای ۲۲ ساله که تنها افتخار زندگیش رو تو این میدونه که حافظ قرآنه و کلی مدرک مربیگری ورزشی داره و ادعای جوانیش اینه که لیسانس داره و شکر خدا از لحاظ ظاهری چیزی از هم سن و سال های خودش کم نداره . برای اینکه نامزدش رو از دانشگاه برسونه خونه که موقع تاریکی شب کسی مزاحمش نشه . یه درگیری به قیمت آبروی نامزدش براش پیش میاد که به وسیله ی چاقو زخمی میشه ، “” اما با نهایت حفظ آبرو و سربلندی “” به راه خودشون ادامه میدن .

    تا اینکه بعد از حدود ۱۰ دقیقه پیاده روی و بگو و بخند ؛ خواستگار ۳۵ ساله ی چند ماه قبلش اونارو میبینه و شروع میکنه به گریه …

    اون خانم با اصرار زیاد به نامزاد ۲۲ ساله ش به خاطر اشک های خواستگار قبلیش سوار ماشین اون میشه و میرن با هم صحبت کنن ( البته با اطلاع خانواده هاشون ) که چرا اون بنده خدا رو به عنوان شریک زندگیش قبول کرده .
    اون بنده ی خدا هم تو اون حال و شرایط خودش رو میرسونه بیمارستان و زخم هاش رو بخیه میکنه و تنها میره خونه ….

    شاید خیلی از شما عزیزان فکر کنید که مشکل این وسط بی غیرتیه ..
    اما نه وقتی که دوبار به اون خانم فرصت انتخاب داده شده که یکی رو انتخاب کنه و در همه حال به نظراتش احترام گذاشته میشه .

    نمیدونم چی شد که سر از اینجا در آوردم و باعث شد این حرف هارو بگم . اما بازم خداروشکر .

    • نویسنده دیدگاه: نازنین
      06 آذر 1395

      بی غیرتی نه پسره اشتباه نکرده ولی اون دختره نباید توی اون حال تنهاش میذاشت اشکای اون خواستگار قبلیش به اندازه سلامتی نامزدش ارزش نداته

      • نویسنده دیدگاه: مرد پاییزی
        10 آذر 1395

        ممنونم از نظر شما

      • نویسنده دیدگاه: سید حامد
        09 دی 1395

        حق با ایشونه. چه نیازی هست که تو اون شرایطی که قبلش بوجود امده بره پیش خواستگار قبلی.مثلا خواسته ارومش کنه که برعکس عمل میکنه.به نظر من چه برای زن چه برای مرد اگر احساسات بر منطق غلبه کنه بی شک محکوم به شکست خواهد شد.شک نکنید

  43. نویسنده دیدگاه: نينى
    13 آبان 1395

    من و همسرم دو ساله با هم زندگى ميكنيم ، با هم خيلى مشكل داشتيم زياااااد . حدود شش ماه پيش از هم جدا شديم و نزديك چهارماه همه جوره التماس ميكرد كه برگرد ، اما من اصلا نميتونستم باور كنم تا بالاخره از اومدن و رفتناش راضى شدم . شب اولى كه برگشتيم به هم گوشيش رو چك كردم ديدم با يه خانوم رابطه ى نزديك يك ماهه داشته و سه چهار روز هم با خانواده ى اون خانوم مسافرت بوده !! بهش گفتم گفت تو قبول نميكردى برگردى هر چى التماس ميكردم . من واقعا فكر ميكردم تو ديگه برنميگردى ! گفت باهاش نخوابيدم اما فهميدم كه اين اتفاق هم افتاده ! گفت به خاطر اينكه باز تركم نكنى نگفتم بهت !! الان يك ماهه داغونم كمكم كنيد ?? اينم بگم واقعا التماس ميكرد و من ناز ميكردم و واقعا دوسم داره ??

    • نویسنده دیدگاه: نينى
      13 آبان 1395

      اينم اضافه كنم كه ما ايران نيستيم و ميگه كه اصلا با اومدن اين زن تو زندگيم فهميدم چقدر براى تو كم گذاشتم و فهميدم بايد زندگيمو جوره ديگه اى باهات بسازم

  44. نویسنده دیدگاه: ساناز
    09 آبان 1395

    سلام م 6 ماه نامزد کردم با انتخاب خودم نامزدم خارج از کشور سر مسئله ای دعوامون شد اون بم گف م با ی زن رابطه داشتم حتی قسم خورد الا نمیدونم باور کنم حرفشو یا ن خیلی ناراحتم ????

  45. نویسنده دیدگاه: هستی
    09 آبان 1395

    سلام من 7 ساله ازدواج کردم 2 تا بچه دارم شوهرم چندین بار بهم خیانت کرده از هيچي واسش کم نذاشتم به خاطر بچه هام بخشيدم به تازگی فهمیدم قول ازدواج داده بهش گفتنم منو درک نمی کنه تو را خدا کمکم کنید شرایطشه ندارم که طلاق بگیرم

    • نویسنده دیدگاه: خانم
      26 آبان 1395

      من زیاد وارد نیستم عزیزم
      ولی گفتم نظرمو بگم چون توی زندگی خودم همین کار رو انجام میدم با اینکه شوهرم خداروشکر خیانت نکرده…
      اول از همه خانمی که شوهرتون میپسنده رو ببینید که چطور خانمی رو میپسنده
      شاید شوهرتون زن شاد دوست داره ولی شما به اندازه کافی بهش هیجان نمیدید و زندگی رو براش یکنواخت کردید…منظور از شاد بودن هر چیزی میتونه باشه نه فقط شادی .طرز لباس.طرز رفتار.غر زدن ممنوع باشه.روش زناشوییتون رو عوض کنید.دوباره برگردید به زمان اول ازدواج یا حتی به دلیل اینکه نمیخواید جدا بشید یه خانم دیگه بشید اونجوری که شوهرت ن میپسنده.لوند تر بشید شبیه یک نوجوان ۱۸ ساله بشید…خلاصه اینکه خیلی راه حل ها هست که میتونید امتحان کنید.کافی علایق شوهرتون رو دوباره بررسی کنید

  46. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    04 آبان 1395

    منم از مردای حیض متنفرم حیف نام مرد برای بعضیاشون

  47. نویسنده دیدگاه: Mina
    01 آبان 1395

    سلام.دوستان.منم مثل خعلی از شماها طعم تلخ خیانتو چشیدم .دوتا بچه دارم و بیست و نه سالمه.شوهر منم حتی این اخریا ب خواهر خودم پیشنهاد داده و بدتر اینکه با هم بودن و این اوج فاجعه و نامردیه.متاسفانه شرایط طلاقو اصلا ندارم و اینم میدونم ک خودم هم خوشکلم وهم نازم و حالا ک هیچ قانونی طرف ما زنهای شکست خورده نیست و کسی نیس ک منو از این فلاکت نجات بده تصمیم گرفتم ک منم مث خودشون بشم شاید ک کمی از سوزش قلبم کم بشه.ب امید روزی ک خدا همشون رو نابود کنه.البته اگر بهشت و جهنمی باشه.آمین.

  48. نویسنده دیدگاه: یه دوست
    28 مهر 1395

    بنظرمن چه در خیانت زن به مرد وچه مردبه زن
    مقصر مردا هستن.شایدبپرسید توخیانت زن به شوهرش چرا؟ جواب اینه این مردای عوضی هستن که باچشم خودشون دارن می بینن طرف ازدواج کرده باز میرن گیرمیدن به زندگیش(البته منظورم همه مردا نیستن)موجودات گرگ صفته بیماری که فقط دنبال هوای نفسشونن.
    نمیگم خانما بی تقصیرن.ولی این ارتباط اول از مردا شروع میشه،چون اگه واقعا مرد باشن شرف وغیرت تو وجودشون باشه هرگز این کارو باناموس مردم نمیکنن.باید همانطوری که نگران مادر،خواهرو زن خودشونن چشم از خواهرومادر مردم بردارن.(دنیا دارمکافاته ازهر دستی که بدی ازهمون دستم میگیری)
    من خودم باچشام دیدم طرف به زنش خیانت کرده..ودقیقا یه نفردیگه اومده همین بلارو سر زن خودش آورده.خیلی ازین موارد دیدم.پس نکنید این کارارو.درنهایت با یه حدیث ازپیامبراکرم حرفمو خاتمه میدم.
    پیامبراکرم فرمودند:پاکدامن باشید تازنانتان پاکدامن باشند.

  49. نویسنده دیدگاه: غزل
    27 مهر 1395

    مردا فقط به فیزیک خانم ها نگاه میکنن وبس

  50. نویسنده دیدگاه: غزل
    26 مهر 1395

    من دوازده ساله ازدواج کردم بجرات میگم لیلی و مجنون قرن حاضر بودیم مدتیه ازش کج حلی میبینم سر هیچ و پوچ مدام کنار میام سرش هم از گوشی بالا نمیاد ساهت ۶صبح میخوابه ۹ میره بیرون مثل مجنون ها شده میگه کارم عصبیم کرده ولی بعید میدونم میشناسمش و نمیدونم چه بکنم تروخدا کمکم کنید

  51. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    24 مهر 1395

    همه مردا کثیفن حالم از همشون بهم میخوره

  52. نویسنده دیدگاه: حیفا
    18 مهر 1395

    مردی که به زن برادر خود رحم نمی کنه آیا توی خیابان چه می کنه….. یا مهدی ادرکنی.
    میگه زن خودم بایست مدرک دکتری داشته باشه و محجبه باشه …. ولی توی مهمانی ها چشمش به اندام برادر زنش به رنگ موهاش و عاشقانه با هم لاس می زنند. به زنش میگه تو آرایش نکن و از اون ور میگه زن برادرم خوشگله ناخناش بلنده موهاش چتری ریخته بیرون و اندامش اله بله. یا زینب (س) به فریاد ما زنهای پاک برس. یا فا طمه پاک (س). خوب ای ملت مهدوی آیا کسی که شب و روز درس می خونه و همش درس و کار خانه انجام میده با کسی که شوهرش آزادش گذاشته و هر جایی که دوست داره میره و تفریح می کنه یکی است. با مردان دورو چه کنم خدایا. یا صبری عطا کن یا به حق زینب کبری (س) این ظالمین مرفه را رسوا کن. یا حق.

  53. نویسنده دیدگاه: لیلا
    18 مهر 1395

    گور پدر هر مرد خیانت کار خائنی که مثل سگ دنبال استخوان در هر خانه ای می ره. اصلا بهشون بها ندید . اونها با این گدایی شون و بی آبروییشون می خواهند مثلا زنشون دیوانه عشق بکنند . اینجور آدمهای ضعیفی را بایست محل نداد. مثل بچه شکممو یی که هر لحظه چیزی می خواد باید تشویقشون نکنید. همچنان برقرار باشید تا خودشون خسته می شند. به امید حق.

  54. نویسنده دیدگاه: رها
    18 مهر 1395

    این تلگرام چه بدبختی بود اومد..خاک تو سرشون

  55. نویسنده دیدگاه: باران
    06 مهر 1395

    سلام .من تازه متوجه این مسئله شدم که تو جامعه ماهم خیانت وجود داره، به نظرم دلیل اصلی خیانتها خالی بودن مردها است و شاید به اندازه کافی پر نمیشن از وجود خانمشون
    دلیل دوم کمبود ایمان هست که ارتباط با خداوند ایجاد میشه
    اختلاط زن و مرد هست
    ماهواره هست دور شدن از فطرت هست
    خیلی سخته واقعا
    انسان باید طبق تکلیف عمل کنه چه شوهرش خوب باشه ، چه بد .ولی خیلی سخته که با یه مرد خائن زندگی کنی ،

  56. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    04 مهر 1395

    سلام منم الان خیلی وقته فهمیدم شوهرم توتلگرام داره چت میکنه باهاش دعوا کردم یه مدت ول کرد دوباره باز ازاول شروع میکنه نمیدونم باید چیکارکنم

    • نویسنده دیدگاه: رها
      18 مهر 1395

      عزیزم هیچ راهی نداره مگه اینگه یه گوشی ساده داشته باشه وگرنه کسیکه رفت تو تلگرام ازش دست بر نمیداره.من همه راه ها رو امتحان کردم فایده نداره همشون دروغگوهستن

  57. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    03 مهر 1395

    كثيف تر از خودشون خودشونن…البته همه نه يه سري مردا توهين نشه…..نظر من اينه كه هر چقدر بي تفاوت باشيد بيشتر دوست داشتني خواهد بود بها نده خواهر من بها نده به مردت…..

    • نویسنده دیدگاه: نیما
      07 آبان 1395

      چرا شما همش به مردا میگید کثیف, زنهاییم هستن که مرداشون واقعا مردن ولی دنبال خیانتن؟و یه چیز دیگه اگه زن نخواد مرد هیچوقت کاری نمیتونه بکنه, پ مشکل واقعا زنان هستن, تا وقتی که دوست نداشته باشن و نخوان مردا هیچ کاری نمیتونن بکنن…

  58. نویسنده دیدگاه: تنها
    01 مهر 1395

    والله منم نمیدونم چکارکنم مشکل اینجاست ک من چهارماهمه لطفاب راه درست راهنمایی کنید

  59. نویسنده دیدگاه: سارا
    15 شهریور 1395

    سلام من با همسرم دوسال نامزدیم
    یه خانم متاهل توی اون زمان به همسر من نزدیک شد که به اسم برادر شروع به رابطه با همسرم من کرد و من از این جریان مطلع بودم واین خانوم امتحان کردم و متوجه این شدم که کمبودهاش میخواد با همسر من جبران کنه سر این جریان و یه سری مسائل باهم به شدت دعوامون شد که یک ماه ونیم از هم جدا شدیم بعد اون با اصرار ایشون واینکه درست میکنه مسائل دوباره به رابطمون ادامه دادیم ولی امروز گوشی همسرم افتاد تو جوب من برا اینکه کارش راه بفته گوشی خودم در اختیارش گذاشتم وقتی گوشیش خشک کردم روشن کردم از سر کنجکاوی اس ام اس چک کردم باز به اون خانم پیغام داد???
    واقعا باید من چطوری برخورد کنم با اس ام اس عاشقانه اینا….

    • نویسنده دیدگاه: تنها
      01 مهر 1395

      منم شوهرم دقیقااین کارروکرد..

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      24 مهر 1395

      ناراحت نشو عزیزم اینجور ادما ادم بشو نیستن کثیفن وقتی مزه یه چیزو گرفتن دیگه ولش نمیکنن تا نامزدی برو پی زندگیت

  60. نویسنده دیدگاه: علی
    14 شهریور 1395

    این حق مسلم مرد هست که صیغه داشته باشه ولی متاسفانه در این دوره این امر هم خیانت به حساب میارن که اشتباه است

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      27 شهریور 1395

      یعنی اگه شوهر خواهرت یا پدرت یا دامادت از این کارا کردن بازم بهشون حق میدی

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      30 شهریور 1395

      ان شاالله دامادتم سرخواهرجونت زن صیغه ای بیاره ببینم یجات میسوزه یابازم حق مردامیدونی؟حق مردمردونگیشه نه کثافت بازی

      • نویسنده دیدگاه: نیما
        07 آبان 1395

        هروقت اسم خیانت میاد پای یه زن هم میاد وسط,مقصر واقعی زنان هستن نه مردا تا وقتی که زن نخواد مرد کاری نمیتونه بکنه حتی خودشو بکشه, اگه زن برادرت به برادرت خیانت کنه اونوقت چی میگی؟؟؟ اگه دقت کرده باشی طرف گفته یه خانم متاهل به شوهرش داره پیام میده پس نتیجه میگیریم زنان واقعا….

        • نویسنده دیدگاه: kambiz
          27 آبان 1395

          به گفته شما یه زن باید خوب باشه و ده ها بار مزاحمت از یه مردو تحمل کنه تا هیچ اتفاقی نیفته!!!
          و دوباره صدها بار مزاحمت دها مرد دیگرو … و اون مرد ها هم انقدر به مزاحمتشون ادامه بدن تا بفهمن زنی پیدا نمیشه رو زمین بهشون پا بده تا ول کنن!
          هر کی که خلاف وجدانش و حق عمل کرد مقصر هستش.

  61. نویسنده دیدگاه: نیلو
    10 شهریور 1395

    سلام پدر من یکبار خیانت کرده به مادرم با ی زنی دوست بود بعد از اون ما فهمیدیم مادرم داغون شد بعد گفت اون اومده سمت من و… بعدگفت تمام شد رفت دوباره زندگی به حالت اول بزگشت بازدوباره با همون زنه هست زنه مادر یکی از شاگردای مدرسه هست
    مامانم تلگرامشو هک کردیم فهمیدیم الان من خاکی بریزم سرش شما بگین

  62. نویسنده دیدگاه: معصومه
    26 مرداد 1395

    شما هیچ ایرادی ندارید طرف مقابل شما بیماره خیانت هم مثل تریاک و شیشه و هرویین هستش و معتاد برای همین هم اصلا درست نمیشه اگر هم ترک کنه دوباره شروع میشه پس خودتونو نجات بدین

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      04 آبان 1395

      سلام اگه یه نفر از شوهرش خیانت ببینه به نظرتون باید چیکارکنه؟

  63. نویسنده دیدگاه: اریو
    25 مرداد 1395

    سلام دوستان به نظرم خیانت جنسی به نسبت خیانت های دیگر مثل تخریب شخصیت یا ناسازگاری تخریب و تاثیر کمتری داره اخه
    در خیانت جنسی اگر خوب دقت کنیم معمولا یا خودمون تا حدودی مقصر بودیم یا اونی که طرف ما را وادار به خیانت کرده خیلی ماهر بوده اما ضربه تخریب شخصیتی خیلی عمیقتره چرا که اگر زنی خیانتی کنه در خفی و دور از چشمه اما اگر تصمیم به تخریب شخصیت کنه پیش همه خوار میشی
    روزگارتان به کام
    a_razmjooi@yahoo.com

  64. نویسنده دیدگاه: چرا اخه
    13 مرداد 1395

    چییییی بگم
    والا من پدرم از وقتی که سه سالم بود به مادرم خیانت میکرد کلن قیافش نحصه هرموقع به یاد کاراش بیوفتم گریه میکنم ولی تا امروزتون عمراااااااااااااا اگه از دست این لعنتیا بکشه اخه این زندگیه بنظرتون؟؟؟
    واقعا حالمممم از این زندگی بهم میخوره کمکم کنید خواهشا

  65. نویسنده دیدگاه: زهرا
    13 مرداد 1395

    بازم سلام.به همه خواهر ها و برادر های عزیز. تو رو خدا اگه بهتون خیانت شده. فقط یک درس بزرگ رو ازش بگیرین. به بچه ها تون یاد بدین از همون کودکی که وفادار ودرستکار باشن. نزارید اونا بفهمن ویه کینه بشه تو دلای کوچیک شون.اگه به ما خیانت شده نزاریم اونا خیانت کار بشن

    • نویسنده دیدگاه: Ario
      25 مرداد 1395

      سلام دوست عزیز به نظرم خیانت جنسی به نسبت خیانت های دیگر مثل تخریب شخصیت یا ناسازگاری تخریب و تاثیر کمتری داره اخه در خیانت جنسی اگر خوب دقت کنیم معمولا یا خودمون تا حدودی مقصر بودیم یا اونی که طرف ما را وادار به خیانت کرده خیلی ماهر بوده اما ضربه تخریب شخصیتی خیلی عمیقتره چرا که اگر زنی خیانتی کنه در خفی و دور از چشمه اما اگر تصمیم به تخریب شخصیت کنه پیش همه خوار میشی
      به عنوان یه دوست و یه کوچکتر توصیه من اینه که خودتو بخاطر اشتباه کسی که قدر محبت تو را ندونسته خراب نکن و سعی کن به بزرگی خودت ببخشیش
      هرچند برات سخته اما بخاطر خودت ببخشش ببیین من مرد هستم واقعا اینو میخوام صادقانه بهت بگم تو اگر خودتو بکشی یا طلاق بگیری و یا هر اتفاق دیگه بیوفته اخرش تو تخریب میشی ولی مردها همونی که هستن بودن این دوره زمونه اکثر مردها اهلش هستن و متاسفانه اکثر زنها هم باهاشون همکارن باید به فکر برون رفت ازین موضوع باشی
      ضمنا سعی نکن دنبال علت بگردی یا دنبال اون طرفی که شوهرت باهاش بوده
      اخه هرچی هم از تو زیبا تر و زشت بوده باشه اصلا مهم نیست و چیزی را درمان نمیکنه چون شوهر تو بخاطر زیبایی سراع اون نرفته اون قطعا خیلی بهتر از تو تونسته دلبری کنه باید با شناخت ضعف های خودت برای همیشه این موصوع را تموم کنی گریه و ناراحتی هیچی را درست نمیکنه
      صبر و بخشش داشته باش عزیزم
      روزگاربه کام

      ۰۹۳۳۰۷۳۴۰۸۰

  66. نویسنده دیدگاه: زهرا
    13 مرداد 1395

    سلام به همه. امشب خیلی حالم خرابه. من زنی ام که تو خیابون سرم والا نمی گیرم که مبادا چشمم به مردای غریبه بیا فته حتی خونه دوستام نمی رم که مبادا اونا باگفتن ایراد های شوهرانشون منم دلسرد بشم از زندگی. ولی چند وقته خیلی شوهرم مشکوک شده ساده تر بگم پیام های زیادی دیدم که بادخترهای جور واجور ردوبدل میکنه. ولی واقعا اونا کی هستند.همین دختر وزن های همین جامعه هستند. که با هر وعده ای گول همچین ادما رو می خورن

  67. نویسنده دیدگاه: خستههههه
    04 مرداد 1395

    سلام.منو همسرم دو ساله باهم زندگی میکنیم.علاقه و محبتش مثه روزای اوله هنوزم عوض نشده.ولی فهمیدم که بایه زن طلاق گرفته که دو تا بچه داره در ارتباطه خیلی واسم سخته نمیتونم قبول کنم.یه مدت باهاشون درگیر بودم ولی فایده نداشت.بهش گفتم سیم کارتتو عوض کن این کارو کرد.ولی هنوزم بهش شک دارم هر لحظه که بهش فکر میکنم روانی میشم بازم بهش شک دارم.نمیدونم چی کار کنم واسم کابوسهههه دیگه از زندگیم سرد شدم.
    به نظر شما چی کار کنم؟

    • نویسنده دیدگاه: NHM
      25 مرداد 1395

      سلام شماکه تازه اول راهی من19سال اززندگی مشترکمون میگذشت که بایه سوژه مثل شماروبروشدم یکدفعه برادربزرگترشوگفتم اومدچندجلسه باهاش صحبت کرداما بازهم بهش مشکوک بودم تااینکه روی ماشینامون ردیاب گذاشتم تویه فرصتی هستم که مچش روبگیرم وتلافی تموم اعصاب خوردیام روسرش خالی کنم شایدم مجبورشه خودشوبکشه که حقشه انقدرکه برای مانقش بازی کرده من به شماتوصیه میکنم قبل ازهرکاری بشبن کلاه خودتوقاضی کن اگه میشه یه عمرتوجهنم زندگی کردلسم الله…فکرنکن من کوتاهی کردم شبانه روزمثل یه کنیز زرنگ درخدمتش بودم…

  68. نویسنده دیدگاه: 09371164771
    04 مرداد 1395

    پژمان
    بین عشق و نفرت گیر افتادم دچار افسردگی و انزوای مطلق شدم بواسطه خیانتهای پی در پی و کتمان و دروغهاش دچار بی اعتمادی کامل شدم به واسطه فرزند 9 ماهه که هنوز تردید دارم از منه با نه تو یه برزخی کشنده گرفتار شدم الوده به مواد مخدر هرویین و شیشه است و هر چه سعی کردم نتونستم وادار به ترک کنمش .. واسه اینکه نتونم فرزدمونو ازش بگیرم بدون اطلاع من زایمان و شناسنامه بچه را با جعل صیغه نامه بنام یکی از معشوقه هاش شناسنامه واسه بچه صادر کرد حال فکر این بچه خواب و خوراک واسم نذاشته حاضر بودم اگر به واقع کنار میذاشت کارای کثیفشو به حاطر اون بچه ببخشمش ولی ذره ای پشیمانی تو رفتار وچهره و گفتارش نیست و جالب اینجاست.پنو ریشهدخیانت کردنش میدونه در صورتی کنار مادری خاین بزرگ شده از 7 سالگی مورد تعرض رفیقه مادرش قرار گرفته و از 14 سالگی فراری و اعتیاد و رابطه های کثیف زیادی داشته نمدونم بیخیال هر دوشون بشم و برم یا تلاش کنم فرزندم را نجات بدم و حضانتشو بعهده بگیرم در حال حاضر هیچ مدرکی که ثابت کنه صیغه و محرم بودیم جز شهود ندارم و واسه انجام ازمایش Dna در حال حاضر هزینه ان تهیه اش سخته برام ونیز گرفتن وکیل همه اینها دست به دست هم داده و از من یه بیمار روحی ساخته ! و محتاج یاری و راهنمایی عزیزان صاحب نظرم ؟

  69. نویسنده دیدگاه: هستی
    31 تیر 1395

    سلام.همتون از خیانت همسرتون نوشتین..ولی من از خیانت مادادم میخوام بنویسم…خیلی سخته که مادرت از وقتی سنت کمه ببینی که با مردای غریبه در ارتباطه.و پدرت این قضیه رو بفهمه…دیگه تصور کنید بقیشو.من الان تبدیل به یه آدم بدبین شدم و به هیچ احدی اطمینان ندارم.34 سالمه و هنوز ازدواج نکردم.پدرم فوت کرده.برادرم خیلی اعصابش سره کارای مامانم خورده…چکار باید کنیم مگه ادم میتونه تو روی مادرش وایسه.مگه میشه…طلاقش داد.لطفا یکی کمکم کنه

    • نویسنده دیدگاه: م .د
      25 مرداد 1395

      منم مشكل شما رو دارم ?
      واقعا ميدونم چي ميگي
      منم الان ي دختر ٢٢ سالم ك ب هيچ پسري نميتونم اعتماد كنم چون ي مرد دور و برم نديدم ك ب خانومش خيانت نكرده باشه
      خيييييلي سخته

  70. نویسنده دیدگاه: محمد
    19 تیر 1395

    چقدر این دنیا کثیفه!
    منم دلم خیلی از این دنیا گرفته.
    فقط میتونم بگم سهم من از دنیا این نبود

  71. نویسنده دیدگاه: تنها
    14 تیر 1395

    سلام من 26 سالمه 9 ماه پیش با دختر عمم که 8 سال ازمن کوچیکتره ازدواج کردم چن ماه اول رابطه خیلی خوب پیش میرفت تا اینکه از 3 ماه پیش دیدم با من خیلی سرد برخورد میکرد منم بهش شک کرده بودم تا اینکه یک ماهه پیش فهمیدم بهم خیانت کرده البته نه از لحاظ جنسی فقط توی تلگرام با یکی دوست شده بود ولی پیام های خیلی رکیکی بهم اده بودن الانم چن وقته که حالم خیلی خرابه اون میگه خیلی پشیمونم ولی من باور نمیکنم وبه خاطر ابرو خونوادم نمیتونم به کسی چیزی بگم همرو ریختم تو خودم تورو خدا یکی کمکم کنه دیگه از زندگی بریدم کم اوردم

  72. نویسنده دیدگاه: محمد
    12 خرداد 1395

    زنم خیانت کرده .. بدبخت شدم از زندگی سیرم
    نمیدونم چی کار کنم بکشمش طرف و بکشم نمیدونم چی کار کنم نمیدونم مرد گریه نمی کنه ولی من اشک مو در آورد

    • نویسنده دیدگاه: مینا
      15 تیر 1395

      من عمری با پاکی و صداقت با همسرم زندگی کردم بار ها ادم هایی جلوم سبز شدند همه را به خاطر تعهد به همسرم رد کردم حتی جایگاه اداری ام را از دست دادم چون همسرم را دوست داشتم اما الان فهمیدم که اون یک زن دیگه گرفته دلم برای خودم میسوزه ای کاش من هم بهش خیانت کرده بودم ای کاش دوستش نداشتم حالم خیلی بده آرزوی مرگ دارم بدتر از همه احساس گناه نداره میگه کارش شرعی هست و زن صیغه ای گرفته خیلی برام سخته همه شب و روزم شده گریه اینقدر که به اسلام هم با این قانونش بدبین شدم ای کاش کار غیر شرعی میکرد اما زنی را صیغه نمیکرد

      • نویسنده دیدگاه: ناشناس
        02 مرداد 1395

        منم همين مشگل شمارو دارم 26ساله زندگى ميکنم باوجود سه تابچه ويک داماد متوجه شدم بهم خيانت کرده بااينکه باهمه چيزش تاحالا ساختم وجانبازه ويک پانداره دلم ميخوادخودتون قضاوت کنيد توسن چهارده سالگى باهاش ازدواج کردم هربلايي هم خواسته به سرم اورده

      • نویسنده دیدگاه: مشاور
        16 مرداد 1395

        سلام و خسته نبايدخيانت چيزيه كه انسانها به همديگه ميكنند چه پسر به دخترچه دختر به پسر
        و چه متضاد اونها زن و شوهر
        كسي كه ميخواد راه هاي خلاص از خيانت رو بدانه به مشاوريك گفتگوي بكنه

    • نویسنده دیدگاه: NHM
      25 مرداد 1395

      سلام من همیشه می گم نه خودکشی نه دیگرکشی طلاقوبرای همین گذاشتن این یکی روبخیرواون یکی روبه سلامت.خودتون روازین برزخ ترسناک نجات بدیدشمامگه مجری قانون هستید.؟

  73. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    10 خرداد 1395

    سلام دوستان. من و خانومم دو ساله ازدواج کردیم و سه ماه پیش بخاطر مشکلات ساده ای که داشتیم یکی ازدوستانم که 10 ساله رابطه بسیار صصمیمی با هم داریم و در جریان قرار دادم و اولش سعی داشت کمکمون کنه تا موقعی که حس کردم اون باعث شکاف بین ما شده و دیگه باهاش اصلا بیرون نرفتیم و اجازه ندادم دخالتی وو زندگی ما بکنه. تو این مدت میدونستم خانومم ازش کمک میگیره امام غافل ازاین موضوع که خانومم بتاطر مشکلاتی که داشتیم بهش نزدیک شده و دوست من هم بطور زیرکانه ای ما رو همه این مدت از هم دور کرده بوده. تا چند روز پیش که خانومم با اظهار پشیمانی اومد همه چیرو گفت و گفت که یکبار رفته پیششو رابطه جنسی داشتن. از اون روز دیگه از حالت طبیعیم خارج شدم. پیش مشاور هم رفتیم و خیلی کمکمنون کرد. خیلی دوستش دارم همسرمو و میدونم خودم هم مقصر بودم. مشکلی که هست اینه که چند ساعت در روز شدیدن با خودم درگیرم. اما بقیه روز همش میگم یه زندگی جدیدو شروع کن…

    نیاز به کمک و راهنمایی دارم…

  74. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    09 خرداد 1395

    حدود ۱۰ ساله که ازدواج کردم. یه دختر ۷ ساله دارم. تو این مدت چند بار از همسرم رفتارهای ناپسند دیدم، و اخریش دو روز پیش بود. با یه زن بیوه ارتباط داره.
    مدام تو گوشم زمزمه های عاشقونه میخوند. منم بارها بهش گفتم که با دنیا عوضش نمیکنم.طاقت یه روز قهر کردن رو نداریم. اما حالا کاملا شوک زده موندم که چیکار کنم؟
    اخه اآخرین روز های بارداریم، رو دارم میگذرونم!!!!! کمتر از دو روز دیگه پسرم بدنیا میاد.
    حتی نمیتونم در موردش با کسی صحبت کنم.به صورتم نقاب زدم و راه میرم. گریه نمی کنم که دخترم ناراحت نشه، خیلی شرایط درناکی دارم. دلم یه شونه امن میخواد که های های روش گریه کنم.
    عاقبت من چی میشه؟؟؟؟
    بهترین انتخاب الان چی میتونه باشه؟؟؟؟

  75. نویسنده دیدگاه: سرگردون
    31 اردیبهشت 1395

    من ازدواج کردم، مامانم چند ساله ک با یکی از نامردای فامیل ک دوست صمیمی بابا مه رابطه دارن باهم،منو خاهرام این قضیه رو میدونیم، و هرروز آتیش میگیریمو نمیتونیم هیچ کاری کنیم، از آبرو ریزی میترسیم،تروخدا یکی کمک کنه،چجوری این رابطه کثیفو نابود کنیم حالمون داره از مادرمون بهم میخوره دیگ،ای خدا

    • نویسنده دیدگاه: سرگردون
      31 اردیبهشت 1395

      کسی نظری نداشت؟

    • نویسنده دیدگاه: سخگحر
      01 خرداد 1395

      خوب در قدم اول سعی کنین با مادرتون صمیمی تر بشین و از تنهایی و حرف دلش باخبر بشین تا از این طریق بدونین علت خیانتش چیه
      بعد با مادرتون صحبت کنین و بهشون بگین که از کاراشون خبردارین .و ازشون قاطعانه بخواین دست بردارن وگرنه ابروریزی و رسوایی به بار میاد

      از اون طرف با پدرتون صحبت کنین تا کمبودهای مادرتون رو جبران کنه البته بو نبره که علت چیه فقط بگین که دلتون برای مادرتون سوخته چون از حرفاش اینجور برداشت کردین که تنهاست و….

      ان شاءالله مشکل حل خواهد شد

    • نویسنده دیدگاه: Ario
      25 مرداد 1395

      ببین دوست عزیز بخاطر اختلاف سنی و بزرگتری و کوچکتری که بین شما هست قطعا مادر شما از شما حرف شموی نداره ازون طرف هم جرات ب ملا کردن موضوع را بخاطر تبعات ابرویی ندارین اما از اونجایی که هر پدر و مادری خیر بچه هاشو میخوان و در دوراهی بین دلبستگی های خودشون و یا انتخاب بچه هاشون در نهایت پا روی دلبستگی های خودشون میزارن نظر من اینه که اولا یه جوری وانمود کنید که چون مادرتون تو این کار رفته پس خودتون هم منحرف شدید و میخواهید به یه شخص نالایقی چراع سبز های زیادی نشون بدید
      و اگر موثر نشد بنظرم راه دوم اینه که وانمود کنید شما از اون مرد خوشتون اومده و سعی کنید خودتون را به اون مرد نزدیک کنید و با گرفتن اتو و نشون دادن اون اتو به پدرتون باعث قطع ارتباط بشید و سعی کنید با صحنه سازی زن و لچه های دوست پدرت را متقاعد کنی که اون دوست چشمش دنبال شماها بوده نه مادرتون تا اون دوست از طرف زن و خانواده خودش هم تحت فشار باشه البته باید مواطب باشید که رابطه مادرتون لو نره
      ۰۹۳۳۰۷۳۴۰۸۰

  76. نویسنده دیدگاه: یکی که سعی کرد ولی نشد
    22 اردیبهشت 1395

    سلام .من تو دوران عقد وخونه بابام هستم ازاول زندگی ونامزدی متوجه دلسردی وبی میلی اش بودم ولی میدونستم یک جای کارمیلنگه تا دوران عقد پیامهای ردوبدل شده اون ودخترخاله اش که عشق بچگیش بوده والان دوتابچه داره رادیدم جوری بود باهاش که حتی ذره ای راباخودم ندیدم .بهش گفتم وبهم گفت مثل خواهرمه و….مدتی به این منوال گذشت تاازدلم دراورد بی اعتمادشدم بهش ولی اون بارمز گذاشتن گوشیش و…وبعدهابهم گفت رمز نمیدم توبی اعتمادی من الان واقعادوست دارم خسته شدم ازکارات درصورتی که واقعا کاری نکردم باعث بدترشدن بی اعتمادیم شد ولی بامرورزمان فراموش کردم وفکرکردم واقعا دیگه هیچ ارتباطی باهاش نداره .میدونم دختره هم باشوهرش مشکل داره وشوهره فهمیده خیانت میکنه یاهردلیل دیگه تحت فشاره ازطرفش وکمترارتباط دارن من واقعا هیچ وقت ادمی نبودم بزور محبت بخوام خودشم میدونه دوماه دیگه عروسیمه .حتی تالارهم رزرو شده وامشب بعد کلی کلنجاررفتن باخودم هکش کردم وپیامهایی رادیدم که اتیش گرفتم فکرمیکنم دیگه سکوت بسه نمیتونم واقعا این درد را عمری تحمل کنم وباکسی باشم که روح وقلبش بامن نیست هرچندپسرعمومه هنوز که عقدم جدامیشم .نمیتونم به خودم اجازه بدم که چشم پوشی کنم واینقدرخودمو کوچیک کنم ویک عمردردبکشم وباکسی باشم که دخترخاله اش رامیبینه ودلتنگش میشه ومن حتی نتونم اعتراضی کنم.واقعا متاسفام برای کسانی که حرمت ازدواج وعهد راکه میبندن رانمیدونن .روح وقلب وجسمم لیاقتش بیشترازایناست.ادم ضعیفی نبودم ونیستم ولی کسانی که این دردراتجربه کردن حالمومیفهمن .متاسفام برای سرنوشتم ولی نمیذارم بدترازاین نابود بشم

    • نویسنده دیدگاه: سمیرا
      03 خرداد 1395

      سلام ازت خواهش میکنم التماس میکنم زندگیتو نجات بده مرد خیانتکار درست بشو نیست شوهرم بهم خیانت میکنه و من به خاطر پسرم نمیتونم طلاق بگیرم هر روز آرزوی مرگ میکنم توروخدا حتی اگه توبه کرد دست رو قران گذاشت یا هر کار دیگه ای که شوهر من کردرو ازش نپذیر جونتو نجات بده چون اگه زنش بشی قطره قطره خونتو از بدنت میکشه با کاراش

      • نویسنده دیدگاه: ناشناس
        03 مرداد 1395

        باهات موافقم

    • نویسنده دیدگاه: ترانه
      08 تیر 1395

      سلام دوست عزیز منم مشگل شمارو داشتم اما اینقدر ساده بودم که حرفای عاشقونه شو باور کردم و عروسی گرفتیم حالا میبینم درست نشده که هیچ بدترم شده مجبور شدم بخاطر این کاراش بچه مو سقط کنم الان خیلی وقته تصمیم به جدایی گرفتم اما نه جایی و نه کسی رو دارم مادرم میگه تو نامزدی جدا میشدی.پس به نظر من حتی اگر یک روزم به جشن عروسیت مونده بهمش بزن جون توام میشی مثل من

    • نویسنده دیدگاه: فیروزه
      13 تیر 1395

      خیانت فقط در آغوش غریبه ها بودن نیست. حتی حرف زدن با غریبه ها بدون اطلاع شریک زندگی هم خیانت محسوب می شه. اگه به این خیانت مطمئنی حتمن جدا شو. 21 سال با عقیمی همسرم، با نبودن هایش و با تمام مشکلات ریز و درشت خودش و خانواده اش ساختم. در سالهای اخیر مرتب از خونه به بهانه های ناچیز بیرون می زد و گاهی 2-3 هفته یا دو سه روز یا چهل پنجاه روز به خونه بر نمی گشت. تا اخیراً تمام شکهایم به یقین تبدیل شد. این بود نتیجه یک عمر صداقت، فداکاری و گذشت. الان فقط یه عادت مسخره و ترس از جدایی من رو وادار به ماندن کرده تا ببینم کی از این جهنم بیرون می آیم. اشتباه نکن. من خودم همیشه می گفتم همه چیزو می پذیرم غیر از خیانت. ولی الان خیانت های متعدد او آن هم با زنی شوهر دار و بچه دار و زنان فاحشه برایم عیان شده و الان بخاطر مادر پیر و دلسوخته ای که تصورش این بود که دخترش اگر بچه دار نشد، حداقل مردی در کنارش هست که یکدیگر را دوست دارند. در این 21 سال طوری رفتار کرده بودم و تصویری از او جلوی دیگران ساخته بودم که حتی برادران و خواهران و خانواده خودم هم به سختی خواهند پذیرفت که چنین خیانت بزرگی کرده است. بنابراین خودت را از جهنمی که در آینده نزدیک سراغت خواهد آمد همین الان رها کن.

    • نویسنده دیدگاه: خستههههه
      04 مرداد 1395

      واقعا به نظر من بهترین کارو میکنی.همین که پای تصمیمت هستی عالیه.

  77. نویسنده دیدگاه: پگاه
    19 اردیبهشت 1395

    sghl من چه کنم

    • نویسنده دیدگاه: مینا
      28 اردیبهشت 1395

      سلام
      شوهرم فوت کرده 8سال پیش بامردجاافتاده ای که زنش رابه گفته خودش به علت خیانت طلاق داده بود ویک فرزندپسرداشت آشنا شدم .اوایل ابطه درحدتلفن بود بعدا عمیق ترشد ماصیغه کردیم .متوجه شدم که غیرازمن بازنان دیگری هم ارتباط دارد بااینکه همیشه میگوید تو همه زندگی منی .هم نگران سلامتی ام هستم وهم دلشکسته .چدبارخواستم کناربکشم اما نتونستم ازتنهایی می ترسم .لطفا بگویید چه کنم.

      • نویسنده دیدگاه: farshad
        20 تیر 1395

        اون آقا رو شما حساسه؟

  78. نویسنده دیدگاه: پگاه
    19 اردیبهشت 1395

    با سلام .من 10ساله ازدواج کردم صاحب 2 فرزند هستم . شاغل .فوق لیسانس .ساکت در منزل پدری.
    قبل از ازدواج همسرم در دانشگاه دوست دختری داشته وقول وقرلر ازدواج گذاشتند اما به دلایلی که من اطلاع ندارم .همه چیز تموم شد وما به صورت کاملا سنتی ازدواج کردیم .حلا سرو کله اون خانم با توجه به این که متاهل و 2 فرزند داره پیدا شده و با تلگرام وتلفنی حتی حضوری با هم در ارتباطند . البته حضوری کمتر چون در 2 شهر متفاوت هستند. ولی هر روز پیغام می ذاره اونم عاشقونه. اسمشم تو گوشی همسرم اسم یه مرده که با عناوین مختلف اونو معرفی می کنه.از این طرفم به من میگه دوستت دارم . تو همه چیز من هستی و….. که من حس بدی دارم .احساس می کنم اینا رو با تصور اون به من می گه .حالم خیلی بده .طپش قلب دارم . بی اشتها . اصلا تمرکز ندارم . حس خیلی بدی دارم …….

  79. نویسنده دیدگاه: یاس
    12 اردیبهشت 1395

    به منم طی 6سال زندگی خیانت میشده، ولی من بعد از 6سال فهمیدم،هیچی کم نداشتم از عشق و محبت معرفت..فقط قرآن خوندن آرامم میکنه، تا جلسات مشاوره ای برم،اگه گرگ باشه،توبه گرگ مرگه..

  80. نویسنده دیدگاه: زهره
    07 اردیبهشت 1395

    سلام
    فکر میکنم تنها دلیل خیانت قلب مریض فرد خائن باشه.اونوقته که دیگه فرشته هم باشی بهت خیانت میشه.اخه زوج های زیادی اطرافم میبینم که نه زیبایی دارند ،نه ادکلن میزنند،نه لباسای انچنانی میپوشند.نه وضع زندگی مناسب دارند.حتی با هم دعواهای شدید هم دارند .اما هیچکدوم خیانت نمیکنند.من تمام این موارد رو رعایت میکردم.در عرض۵سال زندگی مشترک چندین بار خیانت دیدم از شوهرم.که هر بار میگفت تو فرشته ای واین منم که مشکل دارم و بیمارم.این اخریها دیگه خیانتش رو علنی کرد.به رابطه ی جنسی رسوند.مرتب کتکم میزنه و میگه من فقط با چند تا زن تامین میشم.الان تو چنان شوکی هستم که فقط سکوت کردم

    • نویسنده دیدگاه: علی
      22 اردیبهشت 1395

      خوب بکش بیرون

  81. نویسنده دیدگاه: علي
    01 اردیبهشت 1395

    خيلي داغونم آخه من چه بدي در حقش كردم دارم ديوونه ميشم

    • نویسنده دیدگاه: آنا
      09 اردیبهشت 1395

      همسرتون خیانت کرده؟

    • نویسنده دیدگاه: دل شکسته
      10 اردیبهشت 1395

      سلام زنت خیانت کرده؟ چ جوری؟ منم شوهرم خیانت کرده چ جوری فراموش میکنی ب منم کمک کن

  82. نویسنده دیدگاه: مهتاب
    27 فروردین 1395

    سلام من به کمک نیاز دارم شوهرم سالیان ساله که به زندگیمون خیانت میکنه هر موقع صحبت میکنم فحش میده و میگه میرم ها منم دوباره سکوت میکنم و اونم دوباره ادامه میده دو تا بچه دارم و وابسته اشم ولی اینقدر خسته شدم که بتونم ازش جدا شم فقط را هشو نمیدونم همین امشبم باز با زنی بیوه که یه بچه ام داره بوده ولی نمیگه چرا با من این کار و میکنه دلم شکسته و بسیار غصه میخورم
    چه کنم کمکم کنین لطفا

  83. نویسنده دیدگاه: مری
    26 فروردین 1395

    سلام شوهرم بهم خیانت کرده یک هفتس که از پیاماش متوجه شدم با طرف رابطه عاطفی و جنسی داشته شبها دیر میومد خونه من از نظر تحصیلی و ظاهری و خانوادگی چیزی کم ندارم و چیزی هم لراش کم.نذاشتم خودش میگه بیماره و ازمن یه فرصت خواسته که لهش کمک بدم من به بچه2ساله پسر هم دارم زندگی برام خیلی سخته نمیدونم چکار کنم باهاش ادامه بدم یا عمر و جوونیمو صرف همچین مرد و زندگی عذاب اوری نکنم من28سالمه وکیلم حق طلاق و حضانت بچمو دارم از تظر مادی خودم از پس خودمو بچم بر میام نمیدونم به این زندگی ادامه بدم یا تمومش کنم خیلی زندگی برام سخته

  84. نویسنده دیدگاه: نگین
    24 فروردین 1395

    سلام.همسر من داخل سایتهای همسر یابی عضو میشود و خودش را مجرد یا ملقه عنوان میکند.به خانم ها درخواست دوستی میدهد و مدام با آنها قرار میگذارد.نمیدانم با این اوضاع چه کنم.لفا کمکم کنید.

  85. نویسنده دیدگاه: باران
    23 فروردین 1395

    شوهرم بهم خیانت کرده دوتا بچه دارم خیلی قسم میخوره ک دفعه اخرشه ولی اون ذاتش خرابه هیچ اعتمادی بهش ندارم مگه چقدر میخام زندگی کنم ک تمام کثافت کاریشو تحمل کنم ولی اینده بچه هام خیلی برام مهمه واقعا زندگی با اون برام سخته فقط شدم مرده متحرک کمکم کنید

  86. نویسنده دیدگاه: الهام
    17 فروردین 1395

    درکت میکنم….. کاش میشد راحت طلاق گرفت جوونیمون از بین داره میره….. لعنت خدا به هرچی خیانتکاره

  87. نویسنده دیدگاه: saja
    15 فروردین 1395

    6 سال با زنی که 10 سال از خودم بزرگتر بود زندگی کردم. تو این 6 سال از همه چیم براش مایه گذاشتم حتی اگه خودم لباس نداشتم نمیزاشتم زنم بی لباس بمونه از کوچکترین تا بزرگترین چیزایی که احتیاج داشت براش فراهم میکردم من 21 سالم بود و اون 31 سال که ازدواج کردم تو این 6 سال زندگی با اینکه اختلاف سنیمون زیاد بود ولی اصلا برام مهم نبود و من واقعا عاشقش بودم حتی روز به روز عشقم بهش زیاد و زیاد تر میشد. وضع مالیم بد نبود طوری بود که براحتی زندگیما اداره میکردم. از هیچ چیز کم نداشتم و اگه میخاستم میتونستم با خیلی بهترا ازدواج کنم ولی من عاشق این زن شده بودم. یکبار رو گوشیش پیام اومد وقتی خوندم متوجه شدم که داره بهم خیانت میکنه ولی فقط تلفنی و چند روزی ام بوده که خیانت میکرده . من زنما خیلی دوس داشتم اول با کتک بعد با التماس و خواهش ازش خواستم که تموم کنه و اونم قبول کرد تا اینکه روز 13 فروردین سال 94 همین دو روز پیش فهمیدم دوباره بهم خیانت میکنه ولی ایندفعه خیلی بدتر از دفعه قبل به هیچ وجه باورم نمیشد که همسرم بخاطره همچین آدمی که حتی دماغ خودشم نمیتونست بکشه بالا بهم خیانت کنه اصلا به روی خودم نیاوردم که همسرم شک کنه که فهمیدم فقط رفتم دنبال همون پسری که تو زندگیم افتاده بود و گوشیشا با کتک ازش گرفتم و وقتی رفتم داخل صندوق ورودیش دنیا ویرون شد تو سرم پسره را تا اونجایی که میتونستم زدم که الان تو بیمارستانه و همسرمم با کتک بردم انداختم خونه مادرش الانم کز کردم کنج اتاقم و نمیدونم چیکار کنم من هنوز عاشقشم ولی غرورم له شده. همسری که خیلی از من پایینتر بود منا به خیلی از خودم پایینتر فروخت. گوشی پسره دستمه تصمیم گرفتم برم دادگاه و طلاقشا بدم ولی قبلش با مدارکی که دارم میخام انتقامما بگیرم. ولی هنوزم عاشقشم حتی با اینکه این تصمیما گرفتم. فقط برام دعا کنید

    • نویسنده دیدگاه: کامبیز
      25 فروردین 1395

      سلام دوست عزیر منم همچین مشکلی برام پیش آومده شما به نظرت چیکار بایستی کنم

  88. نویسنده دیدگاه: زینب
    07 فروردین 1395

    سلام ..دنیا محل گذر است و در این گذر گاه انسانهای متفاوتی می بینیم ..تقریبا پنج سال پیش همسرم بهم خیانت کرد … به قول خودش در حد حرف..ولی ضربه هولناک و بسیار سهمگینی برای من بود ..بهر حال بعد از روزها کشمکش قول داد و به قول خودش توبه کرد ..ولی دو سال بعد باز دوباره خیانت کرد …این سری آنقدر حیا را قورت داد ..که حدود سه ماه ما را تنها گذاشت و رفت خانه مادرش …هیچ وقت نمی تونم فراموش کنم..ولی چون فرزند دارم ..مجبور به ادامه راهم ..البته الان دیگه خدارا شکر خوبه…ولی فراموش کردن آن لحظه ها برایم محال …بعد در ضمن از نظر اعتقادی من و همسرم زمین تا آسمانیم ..اصلا هم را درک نمی کنیم..حتی بیرون رفتن هم با هم برامون سخته.. نمی دونم چه کنم…؟…

  89. نویسنده دیدگاه: علی
    24 بهمن 1394

    سلام پدر من با مادرم ۱۵ سال هست ازدواج کردن یه مدتی هست متوجه شدم پدرم داره خیانت میکنه با یه فاحشه ازش بدم میاد من که عاشق بابام بودم حالا ازش متنفر شدم دیگه نمیتونم نه میتونم درس بخونم نه کاری کنم روابطشون هم خیلی خوب هست مادرم هم به خاطر دانشجو بودن چند روز در هفته نیست بگین من چیکار کنم تو رو خدا یکی کمک کنه لطفا !!!

  90. نویسنده دیدگاه: محمد
    15 بهمن 1394

    سلام من مردی هستم که تقریبا 8 ساله ازدواج کردم خانمم رو هم قبل ازدوتج باهش آشنا شدم و خیلی هم دوسش دارم تو تمام این مدت سختی های زیادی رو در کنار من تحمل کرد مدت زمانی که تو عقد بودیم چون من کار و تحصیلم اوکی نشده بود طولانی بود اما تو تمام این مدت اصلا بهم غر نزد و حتی کمک حال و احوالم هم بود هیچ وقت بهم بی احترامی نکرد تقریبا 3ساله که سر خونه خودمون هستیم هم درسش رو ادامه داد و هم مشغول به کار شد تا کمک خرج باشه از همه خوشی هاش زد تا به من فشار نیاد مثل کوه پشتم بود تا منم کار و سربازی و تحصیلم به سرانجام رسید تقریبا دو سالی هست که دیگه مثلا یه خورده وضعم خوب شده . همسر من طوری بود که همه خانواده دوستام و هر کسی که منو میشناخت بهم میگفت خدا خیلی دوست داشته که همچین زنی نصیبت کرده اما من در عوضش چیکار کردم. اقایون همه میدونین اعتراف کردن به اشتباه و گناه برای ما مردا خیلی سخته اصلا باور خودم نمییشه که چه کاری باهش کردم . یک سال پیش با خانمی وارد رابطه شدم که اونم متاهل بود نمیدونم خدا دوسم داره یا حس ششم زنم خیلی قویه یا هر دو بلافتصله فهمید و بهم گفت عزیرم داری راه رو اشتباه میری حتی بارها و بارها بهم ثابت کرد و من رو با طرف دید اما هیچی نگفت به ولله قسم حتی مسئولیتش رو نسبت به من کم نکرد بلکه بیشتر هم کرد خلاصه اون قدر با من حرف زد و فشار اورد و با کمک مشاور منو نجات داد. چند ماه بعد باردار شد تو ماه سوم بارداری در حالی که نیاز به مراقبت و همراهی من داشت و باید من قوت قلبش بودم دوباره باز شیطون رفت تو جلد من و دوباره باز با یک خانم بچه دار وارد رابطه شدم باز هم همسرم همون اول کار فهمید و التماسم کرد که من تو شرایطی نیستم که الان بتونم این بار فشار و استرس رو تحمل کنم تموم کن جریان رو و متاسفانه هر چی اون بیشتر التماس میکرد من بیشتر پیشروی کردم حتی به مرحله ای رسید که بین هم عکسهای سکسی خودمون رو رد و بدل کردیم و اینبار هم باز زنم دید هیچی نگفت فقط چند ساعت رفت. این جریان تا ماه 8 بارداریش کشید یک روز با یکی از دوستام وارد صحبت شدم و بغض دلم باز شد گفتم زنم همش گیر میده گقت ببین من زن تو میشناسم حالا بگو چی شده وقتی جریان رو گفتم البته دروغ هم قاطی میکردم دوستم برگشت و گفت حالا از اول راستشو بگو دلم لرزید و شروع به حرف کردم وقتی تموم شد ددم ساکته گفتمچی شد گفت من مردم شوکه شدم زن تو چه طور تو این وضعیت این همه فشار تحمل کرده تو مریضی تو یک خیانتکار بزرگی. باید با مشاور حتما حرف بزنی. اما الان یک هفته است دیگه زنم تو سکوته میدونم شکسته میدونم داغون شده اما هیجی نمیگه و این منو نگران کرده فقط یک جمله برگشت بهم گفت گفت اون زن چراغ سبز نشون داد اون زن عکس میفرسته اون زن عزیزم و جونم و عشقم تحویلت می ده اما تو به من قول تعهد و وفاداری دادی نه اون.این حرفش مثل پتک خورد تو سرم. الان خودم خجالت میکشم و میدونم دوباره بهم اعتماد نمیکنه چیکار کنم چند روز دیگه هم بچه به دنیا میاد اما میگه هیچ حسی به بچه نداره

    • نویسنده دیدگاه: بهارک
      15 فروردین 1395

      دوست عزیز ، من هم مثل زن شما یک داستان مشابه زندگی شما رو تجربه کردم
      اول اینکه من بجای زن شما میگم وجود مردانی مثل شما باعث ننگ زمین و انسانیته و دوم این که اگر هم به اجبار دوباره به شما اعتماد بکنه و زندگی بکنه ، فقط یک جسم متحرکه و روح در بدنش وجود نداره

  91. نویسنده دیدگاه: مریم
    08 بهمن 1394

    همسرم حدود چهار سال است یک خانم که از خود هفت سال بزرگ است به صیغه خود در اورده و من تازه فهمیدم یه دختر 6ساله هم دارم حال باید چه کنم

  92. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    09 آذر 1394

    سلام
    من هم مثل شما طعم خیانت را چشیدم باوجود این که ادعا میکنه عاشقمه ولی چندین مرتبه مچش را گرفتم هر بار قسم میخوره،قول میده اما هیچ فایده ای نداره دیگه واقعا درمونده شدم تنها پناهم فقط خداوند مطمئنم اون هوای هممونو داره

    • نویسنده دیدگاه: تنها
      14 آذر 1394

      منم همین مشکل رو دارم اگه صد بار دیگه هم قسم بخوره ولی بازم خیانت میکنه بدون دوست داشتنش الکیه همش الکیه ودروغه حتی اگه صدسال بگذره چون اون به خیانت عادت کرده

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      17 آذر 1394

      مهم نيس من كه انقد خيانت ديدم كه برام طبيعي شده يه پيشنهاد دارم برات مستقل شو هر چه قدر كمتر بهش وابسته ومتكي باشي كمتر عذاب ميكشي جدي ميگم

    • نویسنده دیدگاه: باران
      23 فروردین 1395

      سلام اگه بچه نداری طلاق بگیر کسی ک ذاتش خراب باشه هیچ وقت درست نمیشه

  93. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    03 آذر 1394

    من با نظر اون عزیزی که گفتن، اگه کسی ذاتش خراب باشه،حتی اگه مثه یه فرشته باهاش زندگی کنی هم فایده نداره خیلی موافقم،، انشاالله که توی این دنیا واون دنیا حسابشون کف دستشون گذاشته بشه!! اگه بشه! نميدونم تا کی باید منتظر باشیم که خدا حق مارو بگیره، تو مملکت ما که همه قوانین به نفع آقایان و اگه کسی بد ذات باشه خیلی راحت ميتونه از این آب گل آلود ماهی بگیره، کی باید به دادمن وسه تا بچه معصوم برسه نميدونم! (با یه پدر که چون پولدار وموقعيت اجتماعی داره فکر میکنه هر طوری که دوست داشته باشه ميتونه با زنش رفتار کنه، حتی کتکش بزنه توهینش کنه چون که به خیانتاش اعتراض کرده )

  94. نویسنده دیدگاه: ........؟
    26 آبان 1394

    به نظر من کلا رن یا مرد اگه خیانت کنه هیچ عشقی نسبت به طرف مقابلش نداره پس اگه موقیت مناسب باشه جدایی بهترین راه.اخ واسه اونایی که نمی تونن جدا شن.

  95. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    24 آبان 1394

    سلام .من دوساله عقدکردم از تونامزدی فهمیدم با دخترا حرف میزنه هیچی نگفتم تاالان که زیادی کرده خودشومشروبم میخوره همش میگه این زنا هیچی نیستن الکین همش میگه منو میخواد خیلی وحاضرنیست ترکم کنه نمیدونم چیکار کنم این چند روز عین روانیا شدم فقط 16سالمه به هیچ کسم نمیتونم چیزی بگم کمکم کنید دارم داغون میشیم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      11 آذر 1394

      عزیزم سن و سالت خیلی کم است و متاسفانه زمانه امتحان سختی با تو می کند به عنوانزیک مشاور پیشنهاد می کنم با خانواده ات قضیه را در میان بگذار واز مشاوره انها بهره بگیر با توجه به خصوصیات نامزدت ونیز با نظر به سن پایین خودت هنوز فرصت برای یک زندگی دیگه داری البته با خانواده حتما سبک وسنگین کن و ببین ایا همسرت ارزش این را دارد به پایش بنشینی یا نه ؟

    • نویسنده دیدگاه: k'dk
      01 اسفند 1394

      به نظر من از الان طلاق بگیری خیلی به نفع تو خواهد بود..شوهر من که عاشقم بود وخوب بودیم ولی خیانت خلیی بزرگی به من کرد..مطمین باش شوهر تو هم دست بردار نخواهد بود.

  96. نویسنده دیدگاه: منصور
    19 آبان 1394

    با سلام و خسته نباشید من حدود 14 سال قبل ازدواج کردم زندگی نسبتا خوبی داشتیم همسر من بنا به دلیلی مذهبی بودن خانواده اش خیلی تو خانواده تنها بوده یعنی تک دختر با کلی مشکلات تو دوران کودکی وقتی ازدواج کرد با من با یک محیط باز اشنا شد منم همه ازادی ها رو بهش دادم اونم رفت سراغ بدترین دوستای بد گه همه کاره بودن خلاصه بعد از این مدت یک دختر هم دارم 9 سالشه و دوبار هم خانم سقط کرد و دجار افسردگی شدیدی شد تا اینکه تو ماه رمضان متوجه شدم گه کوشی خانم رمز دار شده شک کردم به رو نیاوردم و بعد از چند روز رفتم ماموریت وبرگشتم روزی گه رسیدم پسر همسایه اومد گفتش دیشب یک اقای تو خونتون بوده که راز این کار کثیف برملا شد زنی گه من مثل بت پرستش میکردم سر 12 روز اینقدر با این ادم گرم گرفته بود گه وارد حریم خونمون کرده بود خانم من از نظر حنسی از اول خیلی سرد بود از این لحاط گه رابطه جنسی داشته باهاش یقین دارم نکرده ولی ضربه سختی به خودش و من زد الان حدود 5 ماه رد شده و دوران خیلی سختی بود پشت سرگذاشتم همش میگه من نمیدونم چرا این کارها رو کردم اصلا دست خودم نبوده فقط همین رو میگه نمیدونم چرا کردم منم بخشیدمش چون کسی که افسردگی داره از نظر من دست به هرکاری میزنه گه بهتر بشه ولی این بدترین راه بوده اس ام اس هاشو تلفن هاشو همه رو دراوردم چیز خاصی نبود توش ولی خوب من داغون شدم انشالله برای کسی پیش نیاد

  97. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    11 آبان 1394

    سلام سه ماهه که فهمیدم زنم با یه مرد دیگه ارتباط داره و الان دارم داغون میشم نمیدونم چکار کنم. ولی من از یه چیز مطمنم اونم اینه که ارتباطشون فقط تلفنی بوده الان هم خیلی از کارش پشیمونه ولی من نمیتونم قبول کنم

  98. نویسنده دیدگاه: مرسانا
    07 آبان 1394

    شوهرم بهم خبانت کرده اونم با چه زن بی لیاقتی به نظرم فرقی براش نمیکرده که با کی باشه فقط سکس براش مهم بوده .خیلی داغون شدم از زندگیم ،از قیافش بدم مییاد .دارم میمیرم .رفتم خونه بابام ولی فورا امد دنبالم و با التماس بردم خونه میگه دیگه درست شدم و توبه کردم نمیدونم چیکار کنم بهش فقط یه فرصت دیگه دادم تا بعد پشیمون نشم فقط یه فرصت

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      12 آذر 1394

      سلام
      من به زنم مث چشام اعتماد داشتم و از نظر مالی هر چی بخواست فراهم بود از وقتی نامزد کردم تمام زن و دخترا پیش چشمم سیاه شدن و جز زنم کسی رو نمیدیدم بعد 18سال زندگی مشترک چند ماه پیش فهمیدم که دوساله بهم خیانت میکرد علتش رو دقیق نمیدونم وخودشم واضح نمیگه ولی دوستای ناباب رو علت اصلی میدونه من ازش چیزی نمیخواستم وهیچ بهانه ای نمیگرفتم وتو تمام کارها حتی بیشتر از خودش کمک میکردم وکوچکترین خیانتی رو بهش نکردم وحتی فکرشم نمیکردم ولی وقتی ازش خیانت دیدم اول به رفتار خودم نگاه کردم که کجا اشتباه کردم و بهش گفتم میتونی ترک کنی گفت آره و داره تلاش میکنه دور دوستای بد رو خط کشیده و بیشتر به زندگی میرسه ولی من بدجور داغون شدم همش فکر میکنم نکنه مث قبل گولم بزنه و منو دور بزنه هر چند میدونم اینکارو نمیکنه ولی اعتماد به کسی که چند سال فریبت داده سخته و صبر میخواد و توکل خدا کمکم کنه.

  99. نویسنده دیدگاه: پویا
    03 آبان 1394

    الان 2 سال داره از این ماجرا میگذره ولی توانایی فراموش کردنو ندارم .لطفا راهنمایی کنید….

    • نویسنده دیدگاه: علي
      03 فروردین 1395

      سلام
      پويا جان نميتوني فراموش كني ولي تا جايي كه من ميدونم ميتوني اين ماجرا رو كم رنگش كني اونم موقعي ميشه كه هر وقت ذهنت مشغول به زماني بود كه خانمت بهت خيانت كرده ، ميتوني به وقتهايي كه با خانمت خوش بودي و جاهايي رفتي كه بهتون چسبيده و كلا به خاطرات خوبتون فكر كني.اون موقع ميتوني ناجراي خيانت رو خيلي كم رنگش كني.

  100. نویسنده دیدگاه: پویا
    03 آبان 1394

    من تو سن 21 سالگی با یه خانوم شوهر دار دوست شدم.بعد از سه ماه که باهاش بودم از شوهرش جدا شد و با هم روزای خوبی داشتیم.بعد از یه مدت عذاب وجدان بدی گرفتم و زنگ زدم به شوهرشو یکاری کردم که دوباره برگشتن باهم و خودمم پامو از زندگیش کشیدم بیرون ولی خیلی دوستش داشتم هر روز کارم شده گریه نمیتونم فراموشش کنم دارم میترکم لطفا کمکم کنید…….

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      03 دی 1394

      خاک تو سرت آشغال
      همین شماها هستین ک زندگی مردم روخراب می کنید.

  101. نویسنده دیدگاه: سیده فاطمه
    16 مهر 1394

    4ساله ازدواج کردم….تازه فهمیدم تو این 4سال هرثانیه بهم خیانت کرده….اصلا دوسش ندارم….من بیش از حد بهش اعتماد داشتم….دلم طلاق میخواد…برام دعا کنید….کاش بتونم طلاق بگیرم

  102. نویسنده دیدگاه: بی کس
    07 مهر 1394

    یک ساله عروسی کردم همسرم فردیه خیلی با اخلاق و صالح اصلا شکی بدل ادم نمیاد که ممکنه بخاد خیانت کنه.در گذشته دختر داییش را دوستداشته که شوهرش دادند.من دوسه روز پیش با خط دیگری همسرم راکه سرکتر بود امتحان کردم واو فورا وقتی اسم دختر داییش را شنید و فکر کرد او معشوقه سابقش هست شرو کرد به ابراز احساساتش حتی از اون رابطه جنسی درخاست کرد .من هنوز به همسرم نگفتم که من بودم و به اسم دختر داییش امتحانش کردم خیلی شکه هستم قلبم درد گرفته تمام شب را نخابیده ام.از شما خواش میکنم التماس میکنم مرا راهنمایی کنید من شرایط روحی روانیم خوب نیس وقتی از ته دل ناراحت میشم کارم به بیمارستان میکشه از هوش میرم

  103. نویسنده دیدگاه: شیما
    06 مهر 1394

    من یکساله ک زندگی مشترکمو با همسرم شروع کردم ..همیشه مطمعن بودم ک دوسم داره از دیشب بهش شک کردم خیلی اعصابم بهم ریختست ..دیشب دیدم تو یکی از شبکه های اجتماعی با یه خانمی چت کرده مشخص بود چندوقتیه ک باهم درتماسند ولی نمیدونم رابطشون تا چه حدیه ..خیلی احساس ناامیدی میکنم. بخصوص ک دانشجو هستم ومجبورم بعضی روزا تنهاش بذارم

  104. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    02 مهر 1394

    ادامه زندگی با یه زن هرزه حماقت محضه .اونو بندازین تو سطل آشغال و ادامه زندگیتون لذت ببرین .حتی اگه یه دیقه از عمرتون مونده باشه

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      11 مهر 1394

      اینکه ادامه زندگی بازن هرزه حماقت بانامرد هرزه هم حماقت حماقت آخه کی گفته هرنری اسمش مرد؟

  105. نویسنده دیدگاه: zizi
    29 شهریور 1394

    امان از دست این خانما که میان زندگی ادمو خراب میکنن شوهر منم با دوست دختر قبلیش که10سال از خودش بزرگتر بود رابطه داشت اما فکر نکنم رابطه جنسی باهاش داشته اما من خیلی فکرم مشغوله و خیلیم ناراحتم از این کارش

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      عزیزم بنظرت وقتی با هم هستن چیکار میکنن.؟! قرآن میخونن از کجا مطمءنی رابطه جنسی نداری؟ اینقدر ساده نباش

  106. نویسنده دیدگاه: sara
    27 شهریور 1394

    سلام لطفت کمکم کنید واقعا موندم هرکی تجربه ای داره در اختیارم بذاره…حدود نه ماه پیش با مرد ی اشنا شدم اون 30 سالشه و من 25…اون متاهله و یه بچه 3 ساله داره رابطمون کم کم زیاد شد…حدود 1ماه پیش که همسرش متوجه رابطه ما شده بود به من زنگ زد کلی گریه زاری کرد که از شوهرش جدا شم خیلی ناراحت شدم و پشیمون از کارم چرا واقعا با یه مرد متاهل…یه مدت بیتوجهی کردم رابطمو قطع کردم خطمو عوض کردم اما بیخیال نمیشه میگه من حسی به زنم ندارم و عاشق توام نمیتونم ازت دل بکنم میخوام طلاقش بدم تا واسه همیشه باتو باشم منم دوباره ادامه دادم .از لحاظ جنسیم بهش وابسته شدم تا دوروز پیش همسرش دوباره زنگ زد و التماس کرد میگفت به دست و پات میفتم…واسش تعریف کردم همسرت ازم خواسته جداشیم کلی بد و بیراه بهش گفت و بهم گفت از وقتی تو پیشمی نمیتونم با زنم رابطه زناشویی برقرار کنم و عاشق توام و واقعا هیچ حسی بهش ندارم…موندم مستاصلم چه کنم راهنماییم کنین

    • نویسنده دیدگاه: یه زن
      31 شهریور 1394

      فقط میتونم بگم امیدوارم با هر کی ازدواج کردی و یه بچه که رو دستت گذاشت،همینجوری به خاطر یه خونه خراب کن مثل خودت،ولت کنه و بره با یکی دیگه..

      • نویسنده دیدگاه: ناشناس
        07 مهر 1394

        انقدر زود در مورد دیگران زود قضاوت نکنید

      • نویسنده دیدگاه: آرش
        10 آبان 1394

        راجب هیچ کس قضاوت نکن . . چون برا خودتم اتفاق میفته

        من همیشه وقتی میشنیدم یه مردی به زنش خیانت میکنه میگفتم آخه چرا ؟ اینا مگه چی میخوان از زندگی ؟
        تا اینکه روزگار کاری به سرم آورد که الان دقیقا میتونم بفهمم چرا مردا یا زن ها خیانت میکنن.

        در مدت یک سال یه دختر خانمی که همکارم بود کم کم طوری وارد زندگیم شد که هنوز خودم نمیتونم باور کنم به همسرم که اینقدر دوسش داشتم خیانت کردم .

        اما گناهو به گردن اون دختر هم نمیندازم . . . هیچکس به زور وارد زندگی ما مردا نمیشه پس لطفا حرف بیخود نزنید که فریب خوردیم . . . قطعا اگر من خیانت کردم خودم مسئولش هستم نه اون دختری که وارد زندگیم شده چون خودم اجازه دادم وارد شه .

        متاسفانه بعضی از مرد ها جوری میگن فریب خوردیم و خیانت کردیم که انگار بهشون تجاوز کردن. نه داداش . . همش تقصیر خودمونه قبول کنین جنسمون خرابه

        خدا هم خودش مسئوله که این جنس خرابو تولید کرده . . . خودشم خوب میدونسته چی آفریده برای همین بهش اجازه ازدواج با چند زن رو داده . . . اما به زن همچین اجازه ای نداده

    • نویسنده دیدگاه: زینب
      07 مهر 1394

      فقط کافیه خودتو بزاری جای اون زن خیلی راحت میتونی تصمیم بگیری
      به بچه اش فکرکنی و خودتو بزاری جای بچه اش می تونی بهترین تصمیم رو بگیری
      شوهر منم همچین بلایی سرم اورده یه بچه سه ساله دارم زندگی بچه ام نابود شد رفت فقط تنها چیزی که می تونم بگم اینه که به خاطر تباه کردن اینده بچه ام ازش نم یگذرم

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      تمومش کن آخرش بدبختیه ولش کن جوابش نده دیگه بیچاره میشی زنش گناه داره خودتو از دسترش گم و گور کن وگرنه همه چیزت نابود میشه بعد از یه مدت که باهات باشه دلشو میزنی ولت میکنه و میره طرف زنش اینو خواهرانه بهت میگم اگه گفته زنشو طلاق میده بدون دروغه هیچوقت طلاقش نمیده آینده و شخصیتت رو بردار و برو

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      خودش بهت گفته از وقتی تو پیشمی نمیتونم با زنم رابطه جنسی داشته باشم پس فقط کافی تو نباشی تا برگرده به سمت زنش ولش کن خودتو نابود نکن اون چیزی رو از دست نمیده هم زنش هست هم بچش نزار آه زنش نابودت کنه همه چیزتو میبازی

    • نویسنده دیدگاه: Paeez
      16 مهر 1394

      مرده رو ول کن بزار ب زندگیش بچسبه اگ از تو سرد شه ب زنش علاقمند میشه

    • نویسنده دیدگاه: نگار
      06 آبان 1394

      واقعا نمی دونی چکار کنی ؟ پس خیلی احمق تشریف داری .چطورراضی شدی یک خانواده رو نابود کنی .هرکاری کنی خداوند سزای عملتو میذاره کف دستت دیرو زود داره ولی سوخت و سوز نداره .به این این فکرکن که به خاطر کار کثیفی که انجام دادی و یک خانواده رو نابود کردی چند سال بعد یا با سرطان میمیری یا با یک سوختگی وحشتناک تو یه تصادف .به عدالت خدا شک نکن .از زندگیش برو بیرون وبه به اون مرد هوسران محل نده .

    • نویسنده دیدگاه: يه زن
      09 آبان 1394

      اگه يكم شرافت داشتي خودت رو مضحكه دست يه مرد متاهل نمي كردي هرچي باشه اون خانم زن رسمي و اون بچه برنده اين رقابت مزخرف هستند و در آخر اين تويي كه مثل يه دستمال چرك و بي ارزش رها مي شي . راستي يه سئوال قحط الرجاله؟ اينهمه مرد مجرد و خوشتيپ؟ چقدر هرزه ااي كه از يه مرد دست دوم بي وفا هم نمي گذري؟ چند سال ديگه تويي كه بايد به دست و پاي نفر سوم بيفتي بيچاره ؟

    • نویسنده دیدگاه: يه زن
      09 آبان 1394

      خودت رو مضحكه دست يه مرد متاهل نكن. هرچي باشه اون خانم زن رسمي و اون بچه برنده اين رقابت مزخرف هستند و در آخر اين تويي كه مثل يه دستمال چرك و بي ارزش رها مي شي . راستي يه سئوال قحط الرجاله؟ اينهمه مرد مجرد و خوشتيپ؟ چقدر هرزه ااي كه از يه مرد دست دوم بي وفا هم نمي گذري؟ چند سال ديگه تويي كه بايد به دست و پاي نفر سوم بيفتي بيچاره ؟

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      12 آبان 1394

      رابطه با یک مرد متاهل اخر وعاقبت نداره اه اون زن دامنتو میگیره از خدا بترس .ووقتی اون مرد به زنس خیانت میکنه .فردا به تو هم خیانت میکنه ومثل اب خوردن براش میمونه.ماهی رو هر وقت از اب بگیری …..که خودت میدونی هیچ وقت به یک مرد متاهل دل نبندید..

    • نویسنده دیدگاه: zizi
      17 آبان 1394

      خواهش میکنم از این مرد دوری کنید این مرد که به زن خود خیانت میکند حتما به شما هم خیانت میکند بعد به فکر اون بچه باشید و مطمعنان دارید گناه کبیره میکنید چون باعث برهم زدن یک زندگی میشوید اون زن و بچه گناه دارد خدا ازت نگذره زنهایی مثل شما باید بمیرد

    • نویسنده دیدگاه: مهشید
      24 آبان 1394

      پست ترین دختری.خیلی اشغالی که باهاش ادامه دادی،اشغال تر و پست تری که حرفایی که میدونی زنش رو میسوزونه رو بهش خبر دادی.انقد کمبود داری چه تو شخصیتت چه تو ذاتت چه تو ظاهرت که مرد متاهل میاد سمتت و لیاقت این که عشق پاک یه تنها باشی رو نداری.همون اضافه و دهنی یکی دیگه نصیبت بشه که همینجور در حال بیشتر دهنی شدنه برات خوبه.بی لیاقت

  107. نویسنده دیدگاه: تينا
    26 شهریور 1394

    سلام.من خانومي 21سالم که 18 ماهه ازدواج کردم.دیشب متوجه شدم که همسرم با یکی رابطه داره.الان خیلی ناراحتم.بخاطر ابروم سر زندگیم نشستم ولی دارم دیوونه میشم تورو خدا راهنماييم کنید.

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      سلام عزیزم خوبید
      بنظر من هیچ مرد خیانت کاری رو نباید بخشید باید مثل یک آشغال از زندگیت پرتش کنی بیرون اون دیگه به هرزگی عادت کرده برای خودت ارزش قائل باش تو لیاقت بیشتر از ایناست. موفق باشی محکم باش و پرتش کن از زندگیت بیرون

  108. نویسنده دیدگاه: پریسا
    17 شهریور 1394

    من به قصد ازدواج با یکی بودم که بعد از یک سال و نیم بهم خیانت کرد خیلی ادعا میکرد دوستم داره همه کاری هم برام میکرد اصلا فکرش رو هم نمیکردم خانوادش کاملا منو میشناسن و دوستم دارن بعد این قضیه خودش و خانوادش خیلی باهام صحبت کردن حتی پیش مشاور هم رفتیم همه میگن ببخش ولی……
    واقعا نمیدونم حالا که من هنوز ازدواج نکردم چرا باید ببخشم؟

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      سلام عزیزم خوبید
      بنظر من هیچ مرد خیانت کاری رو نباید بخشید باید مثل یک آشغال از زندگیت پرتش کنی بیرون اون دیگه به هرزگی عادت کرده برای خودت ارزش قائل باش تو لیاقت بیشتر از ایناست. موفق باشی محکم باش و پرتش کن از زندگیت بیرون

  109. نویسنده دیدگاه: الناز
    16 شهریور 1394

    حاتم از شوهرم بهم میخوزه من همش 15 سالمه باید صبح تا شب همش گریه کنم اون همش تو اینترنت دنبال زنای خارجیه و عکسا و فیلماشونو میبینه دیگه نمیدونم چی کار کنم اگه به خاطر مادرم نبود تا حالا طلاق گرفته بودم دیگه دوستش هم ندارم نمیدونم چی کار کنم

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      11 مهر 1394

      سلام عزیزم خوبی؟ آخه یکی نیست به مادرت بگه دختر 15ساله را چرا شوهرش میدی مگه تو دوران جاهلیت داری زندگی میکنی ازمن میشنوی این زندگی نکبت باررارهاکن برو ور دل مادر روشنفکرت تا بفهمه چه اشتباه بزرگی رامرتکب شده آخه کدوم مادری با زندگی بچه اش بازی میکنه

  110. نویسنده دیدگاه: سارا
    26 مرداد 1394

    سلام.من حدود دوماه فامیل یکی از فامیلای دورمون دوست بودم بعد ی مدت بهم گفتدوستم ی دختر خوبم نجیب میخواد منم شماره ی یکی از دوستامو بهش دادم اونروز به دلیلی من ازش جدا شدم بعد دیدم که خودش رفته سر قرار.بعد ک فهمیدیم منو دوستم به روش زدیم اونم قبول نکرد وگفت جای دوستش اومده بوده الان قبول نمیکنه خیانت کرده خواهش می کنم کمکم کنید

  111. نویسنده دیدگاه: زری
    18 مرداد 1394

    این سومین باره که دارم میبینم با یه دختر حرف میزنه…شکستم.خیلیربدشکستم

  112. نویسنده دیدگاه: مرضیه
    10 مرداد 1394

    من و و همسرم دو ماه نشده که با هم ازدواج کردیم یعنی دقیق بگم 50 روز بود که سر خونه زندگی مون رفته بودیم و مدت 20 ماه هم با هم نامزد بودیم یعنی دوران عقدمون 20 ماه بود -من از خانواده مذهبی و بسیار مقید به روابط پسر و دختر و اهل نماز و روزه و حجاب اهل صداقت و ایمان -خانواده همسرمم که پسر عمومه هم خونواده خوبی بودن تقریبا مثل خودمون یه کم از ما راحت تر می گرفتند. قبلا یعنی 5 سال پیش همسرم ابراز علاقه کرد و عشق پاکی بین ما بود فقط هر از چند گاهی اسمس می داد و ابراز علاقه می کرد ومنم همین طور بهش علاقه مند شدم تا اینکه 2 سال پیش اومد خواستگاری وما با هم عقد کردیم به دلیل نبودن خونه و مشکلات مالی ما با هم نمی تونستیم بریم سر خونه زندگی مون تا اینکه چند ماه پیش یعنی دقیقا 5 ماه پیش خانومی به گوشیم اسمس می داد که تمام مشخصات منا داشت و همش میگفت می خوام چیزی بهت بگم با همسرم در میون گذاشتم و اظهار بی اطلاعی کرد و تو این مدت همسرم رفتارش با من خوب نبود اون خانوم گفت با همسرم دوست هستن و من این مساله را بهشون گفتم و همسرم گفت این دروغه و بعد از مشخص شدن ماجرا همسرم گفتن دوستی گذشته بوده و تموم شده رفته ولی باز اون دختر به من پیام میدادن و اطلاعات روز از رندگی مون می دادن که این منا وادار کرد باهاش بیرون قرار حضوری بزارم ببینم چی میگه و اون خانوم کلی از همسر من اسمس عاشقانه داشت و چندین عکس با هم داشتن که به تازگی بیرون رفته بودن و حتی با همسرم پیش من تلفنی تماس گرفت و کلی به هم ابراز علاقه کردند و من این ماجرا را به خانواده همسرم و خانواده خودم گفتم و تصمیم گرفتم از همسرم جدا شدم مدت 10 روز سر همین مساله جنگ وناراحتی بود و همسرم گفتن این دوستی گذشته بوده و همیشه این خانوم تهدید می کردند که به شما میگن ومنا مجبور می کردند که باهاش بیرون برم و عکسا رم گفتن برای آخرین بار بریم بندازیم و کلی دروغ سر هم کردند و خانواده منم باور کردند و خلاصه ازین موضوع گذشت کردیم همسرما بخشیدم و اونم قسم به قرآن خورد که وفادار باشه بعدش مشهد رفتیم و کلی با هم خوب شدیم و مراسم عروسی را برگزار کردیم و مدت 50 روز بود که با هم زندگی خوبی داشتیم همسرم ساعت 3 شب خونه می اومد بهخاطر کارش ولی با این حال با هم راه می اومدیم تا اینکه 10 روز آخر زندگی مون همسرم با من قهر کرد و تو خونه نه با من حرف می زد ونه اصلا توجهی به من می کرد حتی نمی اومد سر جاش بخوابه بعداین ده روز که من ازین موضوع خیلی ناراحت بودم متوجه شدم گوشی همسرم زنگ می خوره و با ج دادن متوجه شدم باز اون خانوم هستش که با دادن مشخصات خونه ما حتی به خونمون اومده بود و اسمس های بین من و همسرما می دونست و حتی زنگ زدن من به همسرمم ومکالمه ی بین من و همسرمم که ساعت 1/5 شب بود می دونست به خاطر این موضوع قهر کردم و الان 12 روز هستش که خونه پدرمم – با اون خانوم حضوری صحبت کردم و گفت که مجدد همسرت سراغ من اومده و خودش منا خونتون آورده و با هم رابطه داشتیمم و حتی دوران دوستی مونم که مدت 5 سال بوده با هم رابطه داشتیم و همسرت نتونسته منا فراموش کنه مجدد با هم دوست شدیم -همسرم برای هر کدوم ازین داستانا باز کلی بهانه میاره و اصلا قبول نمیکنه و میگه این توطئه ی این خانوم که می خواد ما را از هم جدا کنه در صورتی که اون خانوم دلایل قانع کننده ای داشت ؟ من چکار کنم خواهش و التماس دارم کمکم کنید در اسرع وقت کمکم کنید

    • نویسنده دیدگاه: فریده
      10 مهر 1394

      سلام عزیزم آیا مادرت میدونه تو داری عذاب میکشی آخه کی دختر 15ساله را شوهر میده که مادر تو اشتباه بزرگی رامرتکب شده حالا هم اون زندگی را ول کن برو ور دل مادرت ازاین شوهر های اشغال زیاد داریم تو این مملکت هیچ غصه نخور برای بار دوم اگر خواستی ازدواج کنی حواستو جمع کن سنی هم نداری برو جوانیتو هدر نده موفق باشی

    • نویسنده دیدگاه: یه کاربر
      13 مهر 1394

      اگه فکر می کنی مطلقه بودن و تنها بودن برات خیلی سخته باهاش ادامه بده ولی به این امید نباش که روزی دست از کاراش برداره چون هرزگی و بی بند و باری مثل اعتیاده طرف تا آخر عمر نمی تونه مثل یه آدم معمولی زندگی کنه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      20 آبان 1394

      حماقت نکن بهترین ضربه برای کسی که لیاقت تو رو نداره اینه ک با اون زن تنهاش بذاری اونم برا همیشه

  113. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    31 تیر 1394

    سلام دوستان
    چهارساله عقدیم و خیلی زیاد همسرم رادوست دارم…متاسفانه اون توقع رابطه جنسی کامل داشت اما من بخاطر شرایط افتضاحي که توش بودیم میگفتم بمونه برای عروسی..
    متاسفانه 6 ماه پیش با راهنمایی یکی از دشمنام تو فامیل یه خانم صیغه کرده البته فکر میکنم فقط یه شب…
    من الان فهمیدم…
    دارم دیوونه میشم…
    چکار کنم؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: آرتمیس
      19 مرداد 1394

      عزیزم این مرد که تو دوران عقد ( که تازه دوران خوش خوشان دو نفره ) رفته زن صیغه کرده ، پس فردا که زنش بشی و بین تون دعوا پیش بیاد که یه مسئله نرمال زندگی دو نفره ، میره یکی رو عقد میکنه سرت هوو هم میاره …. تا پای بچه ای در کار نیست ولش کن ، ازش دل بکن ، اون اصلا تو رو دوست نداره , قلبت رو به روی کسی باز کن که لایقش باشه . عزیز دلم هر نری که مرد نیست .

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      عزیزم چهار سال طول کشید تا این آقا شخصیتش رو بشه خداروشکر کن که عقدی سریع جدا شو ازش این مرد زندگی نیست اگر دوستت داشت نه یک شب حتی یک ثانیه هم کسی رو جای تو نمیگذاشت

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      11 مهر 1394

      بحث دوست داشتن اینکه ایشون اینقدر هرزه وگستاخانه برای یک شب سیغه کرده هیچ اعتباری به نر بودنش نیست

  114. نویسنده دیدگاه: ساحل
    31 تیر 1394

    به نظر من اینا همش حرفه، مردی که به زنش خیانت میکنه ذاتا اینکارس، حتی اگر زنش از هر لحاظ فرشته هم باشه بازم اون کار خودشو میکنه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      04 مرداد 1394

      موافقم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      03 شهریور 1394

      دقیقا درسته

    • نویسنده دیدگاه: زینب
      07 مهر 1394

      موافقم

    • نویسنده دیدگاه: zizi
      17 آبان 1394

      منم موافقم ذات بعضی مردا درست نیست

  115. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    26 تیر 1394

    سلام. من همسرم را خیلی دوست داشتم ولی اون چند بار بهم خیانت کرده و به خاطر دختر و پسرم تا حالا طلاقش ندادم. خیلی داغونم ازش حالم بهم میخوره مثل یه خوک میادجلو چشام. نمیخوام بچه هام بشن بچه های طلاق. هرچی هم باهاش حرف میزنم میگه یه دوستی معمولی بوده چرا خودتو ناراحت میکنی . حقیقتش تصمیم گرفته ام منم بهش خیانت کنم تا داغشو بزارم رو دلش تا بفهمه خیانت بعنی چی. ولی هرکار میکنم واسه حفظ آبروی خودم وخانواده ام و بچه هام نمیتونم این کارو بکنم . به نظر شما چکار کنم .

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      بابا دمت گرم خیلی مرد بودی خیانت مرد و زن نداره خیانت خیانته بنظر من وجود همچنین مادری برای دخترت از سیانور هم بدتره پس فردا دخترت رو هم باخودش می بره ازش جداشو بخاطر بچت و تربیتش

  116. نویسنده دیدگاه: صفا
    25 تیر 1394

    شوهر من چند وقتی که میرفتم شهره خودمون با یه خانوم بد کاره تماس برقرار کرده نمیدونم تا چه حد پیش رفته الان نمیدونم چی کار کنم کمکم کنین

    • نویسنده دیدگاه: آرتمیس
      19 مرداد 1394

      عزیزم چطور نمیدونی تا چه حد پیش رفتن ؟ معلومه دیگه تا آخرش پیش رفتن ، خودت داری میگی بدکاره ، خوب اون کارش همینه دیگه که مردای اینجور ی refresh کنه ، خودتو گول نزن . تصمیم بگیر یه عمر میخوای با یه خیانتکار بسازی و بسوزی ؟ لیاقتت اینه ؟ یا میخوای به خودت و موجودیتت احترام بزاری ؟

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      اشتباه شما همینجاست البته تقریبا همه خانوما این اشتباه رو میکنن بعد از ازدواج به هیچ عنوان تنها و بدون همسرتون جایی نرید خصوصا فواصل دور حالام دیگه عزیزم مزه رفته زیر دندون شوهرتون دیگه از سرش نمیتونی بندازی دیگه هم تنهاش نزار مدام کنارش باش. آخه به همه که نمیشه گفت جداشید. عزیزم خودکرده را تدبیر نیست

  117. نویسنده دیدگاه: احمد
    23 تیر 1394

    هر چی خوندبم زنها بودن که مورد خبانت قرار گرفتن..ولی من مردام…تا حالا بیشتر از سه بار بهم خیانت کرده که فهمیدم..اون هم واسه ساکت کردن من از خودکشی و مردن می گه..ولی نمی دونه منی که دارم نفس می کشم خبلی وقته مردم…..من همش 6ماهه عروسی کردم..خبلی هم دوستش داشتم..ولی حالا ترس و شک و تردید جای عشق رو گرفته…به نظر شما چکار کنم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      28 مرداد 1394

      طاق بهتره البتهاگه بچه نداری

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      احمد عزیز با قاطعیت تمام بهتون میگم که تمومش کنید و برای شخصیت خودتون احترام قائل بشید. این خانوم برای شما و فرزندان آیندتون خطرناکه تا پای بچه وسط نیمده جداشو اصلنم نترس خودکشی نمیکنه فقط دندونای تو رو شمرده
      خداقوت

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      سلام احمد عزیز جدایی تنها راهته مطمءن باش که خودکشی نمیکنه فقط دندونای تو رو شمرده
      خداقوت

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      18 آبان 1394

      همسر شما از لحاظ شخصیتی بیمار هستند به روانشناس مراجعه کنید

  118. نویسنده دیدگاه: هرکی
    12 تیر 1394

    سلام دوستان. ۳ سال با دختری ک هم فامیل دورمون هم همسایه رابطه دارم اینم بگم اولین بار اون اومد تو زندگیمو گفت چند سال میخامت و خیلی چیزای دیگه بعد مدتی دیدم واقعا عاشق و منم واقعا عاشقش شدم هیچ خطایی نکردم هیچ وقت خانواده هامونم میدونن قرار بعد درسم بریم جلو ینی کلا همه میدونن چ عشقی داریم من الان ۲۵ سالم و اون ۲۰ سال. ۴ ماه پیش بعد اینکه من تنها ده روز رفتم سرکار با ی پسری ارتباط برقرار میکنه و ب گفته خودش همش قهر بودن و دعوا داشتن همیشم ب طرف گفته ک عاشق من اینو اون طرفم بهم گفت و فقط ۳ بار اونم ب مدت ی ربع باهم بودن تو ماشین همراه با یکی از دوستاش فقط میگه دس دادن بهم ن بهم و ن چیز دیگه کلی قسم خورد برام ک همین و بس و فقط اشتباه کرد بچگی کرد من الان تصمیم دارم ببخشمش شما چی میگین خاهش میکنم کمک کنین واقعا حالم بد باید چیکار کنم ببخشمش گذشت کنم؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: تنها
      15 تیر 1394

      اگر واقعا عاشقت بود این کار رونمیکرد بیشتر فکر کن

    • نویسنده دیدگاه: آرش
      26 تیر 1394

      سلام دوست من
      ب نظر من باهاش ازدواج نکن و حتما ترکش کن.چون بعدا خودت تحت هیچ شرایطی باهاش راحت نیستی وهمیشه اون رابطه بقول خودت خیلی جزیی که در اوج علاقه به هم داشته است مثل خوره تو ذهنته .

    • نویسنده دیدگاه: آرتمیس
      19 مرداد 1394

      برادر عزیز من ، اینکه میگه عاشقته همش دروغ محضه ، این واقعیت تلخ رو قبول کن و زندگی خودت رو نجات بده . متن های دیگه رو بخون . میخوای مثل اونا بشی ؟ با داشتن بچه بفهمی که خیانتکاره ؛ بعدش یه عمر زندگی جهنمی داشته باشی ؟ عشق و این برنامه ها همش کشکه ، عاقل باش ، با عقل تصمیم بگیر ، کسی رو پیدا کن که لایق صداقتت باشه و لایق اینکه مادر بچه هات باشه … مادر موجود مقدسیه هر کسی لایق مادر شده نیست . دعا میکنم خدا کمکت کنه .

    • نویسنده دیدگاه: حمید
      13 شهریور 1394

      سلام برادر ممن………
      اگه فک میکنی تو زندگی هم بهش شکاک میشی و شکاک میمونی بهتره همین الان رابطه ات رو باهاش تموم و قطع کنی……
      بحث یک رور و دو روز نیست. بحث یک عمر زندگی یه

    • نویسنده دیدگاه: یسنا
      31 شهریور 1394

      کسی که ادعا میکنه عاشقته حتی یه لحظه هم نمی تونه به کسی دیگه فکر کنه و همه زندگیش مال همون یه نفرمیشه نه مال چن نفر. این معشوقه واست یار وفادار و زن زندگی نمیشه.درسته بخشش خوبه ولی تو این مورد اصلا پیشنهاد خوبی نیست چون پای زندگی آدم درمیونه.سختی فراموش کردن همچین آدمایی قبل از ازدواج اگه زیاد باشه اما آسونتر از زمانیه که باهاش ازدواج کنی وبا خاطرات تلخ وشیرینش بخوای از یاد ببریش

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      البته بخشش کار خوبیه شما قبل از اینکه ببخشید به درون خودتون مراجعه کنید و ببینید که آیا بعد از بخشش این موضوع رو میتونید فراموش کنید یا اینکه قراره مثل خوره بیفته بجونتون و با شک و تردید زندگی کنید؟ و در ضمن اگر واقعا ایشون شمارو دوست داشتن به کس دیگه ای نگاه می کردن؟!!! چه برسه به اینکه فقط یکی دوبار دست بدن
      عجب

    • نویسنده دیدگاه: ناهید
      10 آبان 1394

      اگه ببخشیش میفهمه جا داره ببخشیش چون تو عاشقی ولی اون ادعا

  119. نویسنده دیدگاه: فررانه
    11 تیر 1394

    من با مردب زندگی میکنم که چند بار خیانت کرده واصلا بهش اعتماد ندارم حتی نمیتونم کنارش لذت ببرم خیلی دوست داشتمش اما خراب کرد اخرین بار به خواهرم پیشنهاد داده دارم داغون میشم اما 1 پسر دارم که به خاطر اون دارم باهاش زندگی میکنم خونه مامانم نمیزاره برم خونه خاهرم نمیزاره برم میگه فقط خانواده من دارم دیوانه میشم کمکم کنید

    • نویسنده دیدگاه: آرش
      26 تیر 1394

      سلام فقط اینو میتونم بگم که زندگی با آدمهای خیانتکار خیلی سخته مطمئن باش بعدا پسرت واسه این فداکاریت ازت تشکر نمیکنه . بیشتر فکر کن

      • نویسنده دیدگاه: ناشناس
        05 شهریور 1394

        موافقم ادم خیانتکار همیشه خیانتکاره

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      سلام عزیزم
      البته بچه پسر و دختر نداره و هر دو عزیزن ولی در 99 درصد موارد پسرا به پدرشون میرن بنظر من بخاطر بچه باهاش نمون خصوصا که پای خواهرت رو آورده وسط
      متاسفم

  120. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    11 تیر 1394

    من با مردب زندگی میکنم که چند بار خیانت کرده واصلا بهش اعتماد ندارم حتی نمیتونم کنارش لذت ببرم خیلی دوست داشتمش اما خراب کرد اخرین بار به خواهرم پیشنهاد داده دارم داغون میشم اما 1 پسر دارم که به خاطر اون دارم باهاش زندگی میکنم خونه مامانم نمیزاره برم خونه خاهرم نمیزاره برم میگه فقط خانواده من دارم دیوانه میشم کمکم کنید

  121. نویسنده دیدگاه: هلن
    08 تیر 1394

    شوهرم با زنی ارتباط پنهانی ذاره ومیخواد از من جدا شه واسه همین انواع تهمتها رو به من میزنه(دزدی و….) به نظر شما چکار کنم

    • نویسنده دیدگاه: آرش
      26 تیر 1394

      سلام مطمئنید که شما هم به همسرتان تهمت نمیزنید؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: آرتمیس
      19 مرداد 1394

      خوشبحالت که میخواد ازت جدا شه ، خودتو نجات بده و یه زندگی جدید رو شروع کن ، بزار هر چی میخواد بگه ، روزگار داره واسش عزیزم ، کسی که به دیگری تهمت بزنه ، نخواهد مرد تا وقتی به همان تهمت گرفتار بشه ( فکر میکنم این حدیث از امام صادق علیه السلام ) باشه .

    • نویسنده دیدگاه: یه زن
      31 شهریور 1394

      به نظر منم اجازه بده ازت جدا شه..اینجوری خودت و از یه زندگی جهنمی نجات میدی..

    • نویسنده دیدگاه: هدیه
      10 مهر 1394

      سلام عزیزم
      البته بچه پسر و دختر نداره و هر دو عزیزن ولی در 99 درصد موارد پسرا به پدرشون میرن بنظر من بخاطر بچه باهاش نمون خصوصا که پای خواهرت رو آورده وسط
      متاسفم

  122. نویسنده دیدگاه: هنگامه
    07 تیر 1394

    سلام 20ساله ازدواج کردم8سال قبلشهم باهم دوست بودیم بعداز ازدواج چندبار چی میگم خیلی بیشتر از چندبار به من خیانت کرده دفعه اول سخت بود دفعه دوم راحت تر اما حالا دیگه مهم نیست فکر میکنم مرده چون موقعیتش را ندارم مجبورم توی خونش بمونم پیش بچه هام ولی وقتی نگاه میکنم انتخاب اشتباه وگوش نکردن به حرف بزرگترها من و به اینجا رسونده که فقط امید خوشبخت شدن بچه هام تنها امید زندگیم شده درضمن خوندن پستهای شما خیلی به من کمک کرد چون تاحالا فکر میکردم من تنها زنی هستم که این مشکل رادارها خیلی وقته که نه اجازه رابطه را به واداده یاحتی غذا براش کشیدم تو بشقاب

  123. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    20 خرداد 1394

    من با نامزدم 3ساله هستیم چند باری خیانت کرده ب روش نیاوردم بخشیدمش اونم شرمنده شد درست شد تا الان ی چند وقتیه فکر خارج افتاده تو ذهنش اون دختره ام داداشش اونجاست باهم رابطه دارن نمیدونم چیکار کنم من تمام داروندارمم دادم بهش نمیتونمم ازش جدا شم خیلی خیلی برام سخته چون جز اون کسی و ندارم چیکارکنم نمیتونم جداشم از ی طرفم ابروم میره اگه واقعا بره من نمیتونم زنده بمونم

  124. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    19 خرداد 1394

    منم بهم خیانت شده

  125. نویسنده دیدگاه: م ح ب
    18 خرداد 1394

    ا سلام اگه واقعا به زندگیتون علاقه داشتید و دارید باید از ضد اخلاق ( ماهواره و شبکه های اجتماعی و خلوت های بیجا با همکاران جنس مخالف در محل کار و خیابان و میهمانی های انچنانی و…) به اخلاقیات رو بیارید از روی تجربه و اعتقاد دینی میگم تا همین الانش هم حد اقل 5 تا پرونده تو دستمه بابت همین موضوع موفق باشید

  126. نویسنده دیدگاه: رضا
    11 خرداد 1394

    من عاشق زنم بودم.حتی عاشق لباسهایش، حتی عاشق گلدونی که خریده بود، حتی عاشقش وقتی گاهی دعوایمان میشد…
    2 سال پیش برای پیگیری یک مساله حقوقی سخت و واقعا طاقتفرسا مربوط به خانواده اش به همراه دختر 5 ساله مان چند ماه خونه مادرش در شهرستان رفت و ما ماهی یکبار همدیگر رو می دیدیم، و من هر شب نیمساعت تلفنی دلداریش میدادم که بالاخره مشکلات حل میشه و ما باز زندگی شیرینیمونو در کنار هم ادامه میدیم؛
    اما او به این دلیل که نیازهای عاطفیش جبران نمیشده و در پیگیری موضوع دادگاه خانواده اش فشار شدید روانی داشته و ضمنا چون بعضی از دوستانش میگفته اند امکان ندارد شوهرت اينهمه مدت به تو وفادار مانده باشد؛ با حس توهم انتقام و ارضای نیاز عاطفی با مرد ناشناسی وارد یک رابطه دیداری شده و با هم قرار میذاشته ن و بیرون میرفتن و حرف میزدن.
    اینو یکسال بعد( 4 روز پیش ) از دختر کوچکم فهمیدم.
    وتمام اینها در حالی اتفاق می افتاده که من هزار کیلومتر اونطرفتر هر شب لباسهاشو بو میکشیدم و با عشق گلدون کوچیکشو آبیاری میکردم که خشک نشه..
    الان با گریه و زاری به مرگ مادرش و مرگ دخترمون قسم میخوره که ارتباطشون فقط در حد حرف زدن بوده و فقط موقع قرار با هم دست می داده ن وبیشتر از 15 بار همدیگر رو ندیده ن و بعد پشیمون شده و حتی میخاسته به من ماجرا رو بگه اما ترسیده که نتونم تحمل کنم.
    الان سه روزه که دایم گریه میکنم و عذاب میکشم؛ اینکه دست مرد غریبه ای رو لمس کرده و به او هر چند کوتاه، دل بسته و قلبش که به من تعلق داشته برای دیدار با او تپیده است!

    خانمم 26 سالشه، مقداری خود شیفته، پرخاشگر و شدیدا عاطفی و همیشه رفتارش و باورم بر این بوده که خیلی زیاد دوستم داره و 7 سال از ازدواجمون میگذره؛ اما حالا به همه چیز شک دارم و دوست دارم زودتر بمیرم و خلاص شم.
    از شما دوستان میخام که به دور از شوخیهای اینترنتی راهنماییم کنید.آیا ببخشمش؟ آیا قسم هاشو در مورد میزان ارتباطش باور کنم؟ (یا هر راهنمایی دیگری)

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      03 تیر 1394

      سلام منم باورم نمیشه که شما به زنتون خیانت نکردید شاید به دلیل اینه که نميشناسمت اما زنت خیلی اشتباه کرده اما بخاطر عشقی که بهش داری ببخش منم همينطورم با یه شوهری مثل زنت دارم با این تفاوت که هرچقدر چشم پوشی میکنم بدتر میکنه

    • نویسنده دیدگاه: محمد
      05 تیر 1394

      شما باید با خودت کنار بیایی اول والا نمیشه بعد اگه کنار اومدی با یک برنامه مدون با اشتباهات بسیار کم میتونی دوباره بسازی چون شما کمترین شانسی که داری اینه که عاشق واقعیش بودی پس میتونی ببخشیدش واگه این کار رو کردی دیگه لا تجسسوا نباید یاد جزئیات دیدارش یا غریبه بیافتی موفق باشی

    • نویسنده دیدگاه: مهدی
      08 تیر 1394

      به نظر من ببخشش….

    • نویسنده دیدگاه: آرش
      26 تیر 1394

      سلام به نظر من اگه بار اولشه ببخشش ولی نه فوری بعد از چند ماه.اما اگه دیدی دوباره داره تکرار میکنه از زندگیت بندازش بیرون.

  127. نویسنده دیدگاه: مرضيه
    11 خرداد 1394

    سلام بچه ها بازشما ميدونيد که خيانت به من ميگه فقط مزاحمت تلفني وانتقام از گذشته واقعا ديگه اين يکي نوبره

  128. نویسنده دیدگاه: الیسا
    06 خرداد 1394

    من و شوهرم عاشق هم بودیمو باهم ازدواج کردیم.همسرم دوس دخترای زیادی داشت ولی همه چیزو کنار گذاشت از ازدواجمون که گذشت.هرچندگاهی ازطریق راه های ارتباط مثل لاین وغیره با دخترایی ارتباط داره که هربارشو متوجه شدم وبه روش اوردم.هربارمعذرت خواهی کرد.گفت خیانت نکرده فقط شیطونی کردم ولی هربار قلب من میشکنه.نمیدونم چرا اینکارومیکنه خیلی دوسم داره .ولی..

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      18 خرداد 1394

      برای من هم وضع همینه من باهاش دوس نبودم و سنتی ازدواج کردیم و بعد از یک ماه از ازدواج فهمیدم بر خداتو شکر. کن که فقط لاینه و بعد گردن میگیره.اما بهترین متر اینه مه اهمیت ندی میدونم خیلی سخته اما تین روش هم امتحان کن سعی کن روش به روت باز نشه که برگرده بگه کاره خوبی میکنم.انرژی مثبت به خودت بده

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      19 خرداد 1394

      من درکت میکنم. منم این مشغل رو دارم،

  129. نویسنده دیدگاه: maryam
    06 خرداد 1394

    سلام من 4 ساله که نامزدم اون خیلی دوستم داره ولی تمام نشانه های یه مرد خیانتکارو داره به خودش خییییییییییلی میرسه بعضی وقتا گوشیش خاموش یا انتن نداره حس تنوع طلبی زیادی داره تو جمع حواسش به همه دخترا هست جز من فکر میکنم راهی واسه برگشتن ندارم چون خانوادم و به زور راضی کردم و تو فامیل اسممون پیچیده دوستش دارم ولی حس ترس خیلی زیادی دارم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      09 خرداد 1394

      تا دیر نشده و یدبخت نشدی ازش دور شو چون آدم خیانتکار بازهم بهت خیانت میکند

    • نویسنده دیدگاه: سیمین
      19 خرداد 1394

      عزیزم اگه بهش شک داری ولش کن بهتر از اینه که بعد ازدواج بهت خیانت کنه شوهر منم همونطوره ولی انتخاب خودم بوده، چشمم کور دندم نرم دارم میکشم ازوقتی شک به جونم افتاده آرامشم از دست رفته

  130. نویسنده دیدگاه: نا شناس
    06 خرداد 1394

    واقعا واسه يه سري از خانوم ها متاسفم كه خودشون شوهر دارن ولي براي همسر ادم دوست دختر پيدا ميكنن بدون اينكه حتي من و يكبار ديده باشه اميدوارم خدا بيننده اين ادما باشه فقط

  131. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    06 خرداد 1394

    من که شاغلم چی هم سرم کارش ازاده می تونه هر وقت دلش بخواد بیا د خونه امروز به حالت مشکوک دیدمش ولی بهش گفتم هم تهدید می کنه که هر کاری دلت میخواد بکن وهم راحت میگه برو طلاق بگیر برا زندگیم خیلی زحمت کشیدم با بچه هام چه کنم ماندم خدا ادمهای بدو رسواکنه

  132. نویسنده دیدگاه: نا شناس
    05 خرداد 1394

    با آقايي يك سال و نيم هستم در حد نامزد خانواده ها در جريان براي تعطيلات عيد به مسافرت خارج از ايران رفت از زماني كه برگشت با يه آدم ديگه روبرو شدم بارها شك كردم دعوا و جر و بحث راه انداخت تا اينكه به مدت ١٠ قهر كرديم كسي كه طاقت يك ساعت قهر با من رو نداشت امروز ٣ روز هستش كه آشتي كرديم اما به صورت اتفاقي در يكي از صفحات اجتماعي دوستانشون ايشون رو با يه خانومي كه در آغوش گرفته ديدم باور كنيد تمام وجودم داره ميلرزه من از هر لحاظي كه مقايسه شم به اين اقا سر بودم و خيلي پشيمون هستم كه هيچ وقت حتي لبخند به مردي نزدم در صورتي كه من واقعا از زيبايي و اندام و خانواده و وفا يك خانوم هيچي كم ندارم

    • نویسنده دیدگاه: محمد
      20 خرداد 1394

      واقعا روزگار کثیفیه.من جونمو ،جوونیمو،تمام انرژیمو واسه زنی مصرف کردم که دقیقا سه ماه بعد تولد پسرم شروع به خیانت کرده،ادم کینه ای هم نیستم،اونقدم منطقی ام که کار کثیفشو مثل خودش با خیانت جواب ندم،اما واقعا دارم اذیت میشم،واقعا سردرگمم،نمیخوام تصمیمی اشتباه که اینده پسرمو نابود کنه بگیرم،از یه طرف اون علاقه ای که تو من واسه همسرم موج میزد از بین رفته،من به عنوان یه مرد هیچ وقت تو زندگیم هیچ رابطه ای جز همسرم تجربه نکردم ،لطفا اونایی که مشکل منو دارن،چه خانوم چه اقا با من حرف بزنن .فوق العاده تو عذابم

      • نویسنده دیدگاه: منصور
        24 آبان 1394

        منم دقیقا حال واحوال تو رو دارم ولی با یک دختر 9 ساله گه از جونم بیشتر دوستش دارم چیکار کنم بعد فهمیدن اون ماجرا و دعواها همش دخترم میومد میگفت بابا تمومش کن ببخش خیلی این چند ماه اذیت شد م حدود 4 ماه فقط عذاب کشیدم بلاخره کمی با خودم کنار اومدم زنه من قبول کردم دچار یک اشتباه شده از نظر سکسی مطمن هستم گه چند شب با یک مرد هم باشه اهل این خیانت نیست نمیدونم ولی هرچی هست باید بگذری بهش بها بدی مثل من تا دوباره خودشو نشون بده

      • نویسنده دیدگاه: مارال
        29 دی 1394

        شوهر منم دو ماه بعد از دنیا اومدن پسرم بهم خیانت کرد بخشیدمش ولی الان که پسرم سه سالشه سه بار دیگه خیانت کرد،بخشیدن یه خیانتکار فقط فرصت خیانت بیشتر و بهش میده و عمر ماها تلف میشه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      01 تیر 1394

      طلاق بگیر بدبخت می شی مثل من با دو تا بچه می سوزی

  133. نویسنده دیدگاه: صديقه
    04 خرداد 1394

    من پنج.سال ازدواج کردم.قبلا هم.با شوهرم دوستى خيلى خيلى رويايي داشتم.دوسال پيش بهم خيانت کرد.کلى پيگيرى کردم تا بهش ثابت کردم داره خيانت ميکنه.جلچ خودم رابطشو با دختره بهم زد کلى هم بد و بيراه بهش گفت.الان دوباره حس ميکنم رفتارش مث اون موقع ها شده.شوهرم يک سال از من کوچکتره.منم بيست و هشت سالمه.از شونزده سالگى باهم.دوست بوديم.ب نظرتون.چيکار کنم.خيلى غصه دارم.دوساله کارم شده گريه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      31 تیر 1394

      منم از 16سالگی باهاش دوست بودم بعد از ازدواج 2بار بهم خیانت کرده الانم داره میکنه با یه بچه چه غلطی بکنم

  134. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    30 اردیبهشت 1394

    سلام من عاشق همسرم هستم ولی اون میخواد خودش تنهایی جایی بره همیشه نه بعضی وقتها حدودا یه دوساعتی حالا باید منم شک کنم یا برای یه مرد ضروری هست

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      01 تیر 1394

      مطمین باشداره میره

  135. نویسنده دیدگاه: سما
    28 اردیبهشت 1394

    سلام من حدود یک ساله ک ازدواج کردم.یک روز اتفاقی گوشی همسرم رو چک کردم برای اولین بار و متوجه شدم ک در برنامه بی تالک ب چند تادختر پیشنهاد دوستی داده و یکی از اونا هم قبول کرده بود و شوهرم براش نوشتهبود گلم هرموقع بیدار شدی بگو و اون دختر جواب نداده بود.دارم از ناراحتی میمیرم از همه ادما بدم میاد.چیکار کنم ب شوهرم بگم یا نه؟؟من واسش هیچوقت کم نذاشتم و عاشق شوهرو زندگیمم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      03 تیر 1394

      زن بدبخته.منم چندبار پیامای شوهزمو دیدم به دیگری جان میگه و قربون صدقش میره.ممنم خستم.هم داغونم

  136. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    24 اردیبهشت 1394

    من دوبار مچ همسرم رو گرفتم ک بادخترا دوست شده ولی تادر حد زنگ و اس ام اس بودمیفهمیدم و بهش میگفتم اول ب اسم پسرمعرفیشون میکرد ولی بهش گیر میدادم همه چیو میگفت وانکار نمیکرد الانم دارم باهاش زندگی میکنم اخلاقشم جالب نیست اصلا همه چیز زندگیشم مدیون من سنمم خیلی کمه 18 سالمه آبان هم میشه سومین سالگرد عروسیمون بنظر شما من چیکارکنم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      02 خرداد 1394

      شوهرمنم بدتر از شوهرشماست با دوست دختراش رابطه نزدیکی داره تا اعتراض میکنم میگه مهم اینه که من عاشق توام

    • نویسنده دیدگاه: سحر
      06 خرداد 1394

      مردا همشون مثل همن
      ما زندگی خیلی خوبی داشتیم همیشه باهم بودیم
      نه اون چیزی واسه من کم گذاشت،نه من واسه اون
      فکر میکردم عاشق همیم
      ک بعد از 5 سال زندگی فهمیدم ک بعد از برگشتن از محل کارش زنی رو سوار ماشین کرده و شمارشو گرفته و شب بهش اس داد ک فلانی فردا صبح فلان جا میبینمت
      گوشیشو اون شب ازش گرفتم
      اما اون اس هیچ وقت بهش نرسید
      چون خط زنه خاموش بود
      دیواانه شدم
      بعد از کلی دعوا رفتم پیش مشاور
      بهم گفت خونسرد باش
      اروم باش تا ببین چی پیش میاد
      الان 4 ماه از اون قضیه میگذره
      اما هیچ وقت این قضیه رو فراموش نکردم
      تا اینکه چند روز پیش تو لاین با دختره چت کردم
      اصلا شوهر منو یادشم نبود
      گفت من سوار ماشین خیلیا میشم
      شوهر تو سگ کیه
      بعد ار اینکه عکسشو فرستادم گفت اه اه این یه ادم لاشیه ک به زور شمارمو ازم گرفت
      منم شماره خط خاموشم رو بهش دادم
      من توقعی جز این حرف نداشتم
      اون یه زن خیابونیه
      ولی از شوهرم اصلا توقع همچین چیزی رو نداشتم
      هیچ وقت به مردا اعتماد نکنید
      هیچ وقت

  137. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    19 اردیبهشت 1394

    دوماهی میشه که متوجه شدم همسرم با خانمی رابطه تلفنی داره .وقتی بهش گفتم اول انکار کرد ولی با دلایل من اقرار کرد که دوسش داره و می خواد باهاش رابطه جنسی داشته باشه از من خواست صبر کنم تا این کار رو انجام بده و گفت بعد از این ولش میکنه منم بهش گفتم بهای این کارت جدا شدن منه . من خیلی داغونم .هیچ کاری از دستم بر نمیاد . با برادرم در این مورد صحبت کردم اونم باهاش حرف زد ولی فایده ای نداشت می گه دختره منو ول نمی کنه در صورتی که بیشتره تماسها از جانب همسرمه. دو روز پیش شماره دختره رو از توی گوشیش پاک کردم اونم عصبانی شد و ازم خواست شماره رو دوباره توی گوشیش سیو کنم اما من نکردم به خاطر همین با من قهر کرد .روز و شب به این فک می کنم که چرا این طوری شد من که فکر می کردم خوشبخت ترین زن هستم حالا چرا؟؟؟ باور کنید من براش کم نذاشتم

  138. نویسنده دیدگاه: مرد
    31 فروردین 1394

    متاسفانه خیانت در بین زنان متاهل خیلی زیاد شده با اینکه شوهرشون مردها زحمت کش و خوبی هستند و زنها هم شوهرها رو دوست دارند اما فقط دلشون سرگرمی میخواهند من به اسم یک دختر تو گروه وانس آپ ی با سی تا زن عضو بودم خدایا چ چیزهای که نمیگفتند خجالت اور بود .

  139. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    30 فروردین 1394

    سلام خانمهای عزیز، من خانمی هستم که پنج ساله ازدواج کردم خودم قبل از ازدواج در دوران دوستیم با همسر فعلیم، بارها به او خیانت کردم و او هیچوقت متوجه نشد یا اگه شد حرمت گرفت و به روی خودش نیاورد، الان که ازدواج کردیم من خیلی شرمندشم خیلی. دیگه حتی به کسی نگاه هم نمیکنم عاشق همسرم شدم آدم شدم! شما هم با اینکه دلشکسته هستین یک بار این روش را امتحان کنید صبر پیشه کنید و حرمت نگه دارین بذارید خائن شرمنده بشه نه گستاخ و پررو

  140. نویسنده دیدگاه: باران
    29 اسفند 1393

    من زنی سی و شش ساله هستم دو تا دختر دارم به شوهرم شک کردم به خاطر پیامکی که تو گوشیه شوهرم دیدم الان انکار میکنه رفتارش عوص شده تیپش عوص شده حتی خودش میگه اگه بخوای میتونی با کسی به غیر از من تلفنی حرف بزنی بی مسعولیت شده و بی احساس چند روز پیش دعوامون شد بهش گفتم اگه خیانت کنی ولت میکنم میرم اونم گفت کاری نکن یکیو پیدا کنم دستشو بگیرم بیارمش خونه جلو چشمات .
    رابطه جنسیشم عوص شده به نطرتون چی کار کنم خودش که میگه تا حالا به هیچ زنی نگاه نکرده و با وفاست نسبت به من ولی من نمیتونم با وجود ان پیامک حرفشو باور کنم چون خودشو خیلی باخت وقتی گفتم این کیه نمیدونم چه کنم دارم خول میشم

    • نویسنده دیدگاه: مهرنوش
      28 فروردین 1394

      سلام باران جان من هم مشکل شما رو دارم ولی 6 سال. از وقتی بچه دار شدم شوهرم به من خیانت میکنه و بار ها و بارها متوجه شدم . همین الان با اون زن تو خونه ایه که من هیچ وقت نخواستم بدونم اون خونه کجاست. همیشه انکار میکنه. تهدید میکنه و خیلی چیز های دیگه. به خاطر اینکه دخترم مهر طلاق نخوره دارم تحمل میکنم در ضمن جایی رو ندارم برم و درآمدی هم ندارم. ولی داغونم یک مرده متحرکم و فقط به خاطر دخترم نفس میکشم. در حال حاضر نمی تونم مستقل بشم از نظر سنی هم شرایط کار بیرون برام خیلی کمه من 40 سالمه.نمی تونم در آمد خوبی داشته باشم که دخترم رو بزرگ کنم به تنهایی . خیلی زجر میکشم . با اون زن حرف زدم ولی حاضر نیست ول کنه منتظره من طلاق بگیرم . هر کاری تونسته کرده و من هر روز و هرشب نفرینش می کنم. فعلا کاری ازم ساخته نیست. ولی تو اگر می تونی مستقل باشی تحمل نکن. امیدوارم موفق باشی

  141. نویسنده دیدگاه: صدف
    19 اسفند 1393

    ما زندگی کاملا رویایی و احساسی داشتیم ،،،همسرم تمام اوقاتشو با من سپری میکنه و از این بابت کم نمیزاره امابه تازگی متوجه شدم همسرم توو لاین با خانمی چت کرده و از چت فقط یه کلمه عزیزم از همسرم به اون زن دیدم ،،،گفتگو کوتاه بود ولی خودمانی ….همون موقع که پیامو دیدم به همسرم گفتم سریع از دستم کشید و نذاشت ببینم،،،یکبار تنها پیش مشاور رفتم ،،،جلسه دوم هم با همسرم رفتیم،،،همش انکار میکنه و میگه یک گفتگوی ساده با خانمی بوده که کاری رو از بیرون از شرکت براش انجام داده….من اصلا باورم نمیشه و خیلی غصه دارم
    الانم با هم قهریم…نمیدونم چی کار کنم ؟؟.فبلا هم چند نمونه پیش اومده بود که همرو انکار کرد

    • نویسنده دیدگاه: سوده
      02 اردیبهشت 1394

      عزیزم تا دیر نشده کاری بکن
      مطمین باش نشانه هایی که دیدی درسته و داره خیانت میکنه
      سریع به فکر علاج باش تا دیر نشده
      اگر دیر بشه خیلی افسوس میخوری و درد و رنج روحی زیادی رو باید تحمل کنی….درست مثل من که همه چیزم رو باختم و قربانی خیانت شوهر هوسرانم شدم..ولی فقط یادت نره که ابروی شوهرتو نبری تا خدا با تو باشه ودر دنیا و آخرت دستت رو بگیره.دعا میکنم به آرامش برسی.

    • نویسنده دیدگاه: الهه
      13 اردیبهشت 1394

      با سلام خانم ها فقط یه کمک می خوام به همتون بکنم .همگی سعی کنید که کاری واسه خودتون پیدا کنید . تا مستقل شید و خیلی هم به خودتون برسید و خودتونو یه بی عرضه نشون ندید که نیازمند اونایید.

  142. نویسنده دیدگاه: mahbobe
    17 اسفند 1393

    سلام تمام مطالبو خوندم فکرنمیکردم اینقدر خیانت زیادباشه،من دختری هستم20ساله 3سال نشون بودم باپسری دیوونه واردوستش دارم خیلی سختی کشیدیم اونم دوستم داره اینو میدونم بخاطر من جلوی فامیلش ایستاد چون مخالف ازدواج مابودن.درست 20 روزقبل عقدم فهمیدم یک ماه بایه دختری بوده ک ازنظر قیافه داغون اصن فکرشونمیکردم اینکاروکنه.اماچون دوستش داشتم وبخاطر خانواده وحتی خودش ک باخواهش التماس اشک ریخت معذرت خواست قول داد این کارونکنه عقد کردیم رابطشون ساده بود ونامزدم میدونست دختره خرابه و دختره میدونست من هستم.نامزدم فقط تواکیپ یکی دوبارباش بیرون رفته تنها نبودن فقط واسه تفریح بوده و بخاطردوستاش سنی نداره22سالشه،امامن داغون شدم فقط اشک ریختم همین از وقتی عقد کردیم طبق قولش عمل کرده هرکاری میکنه من شاد باشم اما وقتی یادم میاد حالم ازش بهم میخوره باهاش بد میشم باحرفام خوردش میکنم اونم عصبانی میشه دعوامونم میشه امابازم سعی میکنه ازدلم دربیاره اما بازم نمیونم ببخشم خودمم دارم داغون میشم اونم داغون میکنم.خواهشا راهنمایی کنید

  143. نویسنده دیدگاه: سایه
    14 اسفند 1393

    به خدا قسم داره دروغ میگه تا برگردی سر خونت همون آش و همون کاسه است!
    و اینکارو باید انقدر ادامه بدی که دیگه برای برگشت به خونه ژدرت رویی نداشته باشی
    لطفا عاقل باش و به زندگی جدید فکر کن ..
    زندگی تو حروم یه ادمی که هیچ ارزشی نداره نکن …

  144. نویسنده دیدگاه: فریبا
    05 اسفند 1393

    قابل توجه زنانی که با مرد متاهل رابطه برقرار میکنند:اگر فهمیده و عاقل بودی با مرد متاهل رابطه برقرار نمی کردی اون مرد هم اگر ادم بود به همسرش خیانت نمیکرد وقتی فردی به تعهدات قانونی خود عمل نمیکند پس پایبند هیچ چیزی نیست چه برسد به صیغه این گونه افراد بدنبال یک عده احمق ساده لوح هستند تا از انها با وعده های واهی سوء استفاده کنند . قبل از تباه شدن عمر و زندگیت خودت را از این رابطه نجات بده

  145. نویسنده دیدگاه: ساناز
    04 اسفند 1393

    سلام دوستان آفرین به مریم خانم و شهلا خانم بهترین حرفا رو زدن. متاسفانه من جایی زندگی میکنم که همه مردا ب زناشون خیانت میکنن و همینطور 50 درصد زن ها هم خیانتکار. اما چاره چیه من بارها و بارها خیانت همسرم رو متوجه شدم و اون انکار کرده خدا میدونه چن تا دیگه هم بوده که من خبر نداشتم. ولی بهترین کار بی خیالی. اصلا حساس نشین. بذارید خوش باشن شما هم زندگیتان و کنین. کسی که ی بار خیانت کرد مطمین باشین بازم میکنه. فقط ب فکر خودتون باشین و اون طفل معصوم که بین شماست چون طلاق اول به بچه آسیب میزنه. زندگی اونو خراب نکنید. پیشنهاد من این که اولا چکش نکنید که چیزی بفهمین ازش و اگر هم چیزی متوجه شدید با عرض معذرت خودتونو به خریت بزنید انگار که اشتباه متوجه شدید بسپارید دست خدا اون دنیایی هم هست شما پاک باشید نکنه در جوابش خیانت کنید

  146. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    03 اسفند 1393

    اگه مردی تا حالا به زنش خیانت نکرده ، و هم از لحاظ جنسی و روحی و هم به اندازه معمولی از لحاظ مادی تامیین کرده باشه، زنش بهش خیانت کنه حالا از هر لحاظ،مثلا شماره تلفن یک یا دو کفتار و گرگ در مبایل پیدا کنه ،فف شما زنها که دم از پاکی خودتان و خائن بودن مردها دم می زنید تکلیف چیه؟
    چون چوب ساده بودن بعضی مردهایی مثل من نیست؟
    آیا این باعث نمی شود که من هم مقابل به مثل کنم و دنبال کار کثیف زن شوهردار برم.

  147. نویسنده دیدگاه: فاطمه
    02 اسفند 1393

    من يك زن هستم به نظر من بهترين كار اينكه فاصله خودت را با شوهرت حفظ كني و زياد بهش وابسته نشي و زياد نزديك نشي و اگر هم خيانتي ديدي به روش نياري چرا كه خصلت بيشتر مردا هستش و دول مشغولي هاي سالم براي خودت جور كني و به خودت و زندگيت بيشتر برسي و كاريش هم نمي توني بكني اگر زياد گير بهش بدي جا را براي نفر سوم آماده كردي و زندگي خودت و بچه هات رو خراب كردي و نفر سومي را شاد كردي انشااله كه هيچ زني ناراحت نباشه و غم نبينه .

  148. نویسنده دیدگاه: سارا
    30 بهمن 1393

    با سلام.زنی هستم 32 ساله. 1 ساله ازدواج کردم. به تازگی متوجه خیانت همسرم شدم. ولی شوهرم نه ابراز شرمندگی یا پشیمونی کرد نه سعی کرد منو دلداری بده. بلکه گفت همینه که هست من اینجوری هستم اگه نمیتونی برو خونه بابات. و از کسی هم ترسی ندارم برو به هر کسی میخوای بگو. رفتارش باهام خوبه. بهم محبت میکنه. ولی به خیانتش هم ادامه میده .من عاشق شوهرم هستم نمیتونم ترکش کنم و اصلا هم به طلاق فکر نمیکنم. ولی زندگیم سیاه شده. تورو خدا کمکم کنید

  149. نویسنده دیدگاه: مرد
    25 بهمن 1393

    سلام، خیلی جالب هستش که زنها مردها رو خیانتکار میدونند ولی تا حالا از خودشون نپرسیدند اون زنهایی که با این مردان خیانتکار میخوابند آیا از جنس خودشون نیستند؟

  150. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    22 بهمن 1393

    لعنت بر هرچی خائنه

  151. نویسنده دیدگاه: هنگامه
    15 بهمن 1393

    زنهایی که با مردان زن دار دوستی واشنایی به عمل میاورن کثیف تر از همه هستن

    • نویسنده دیدگاه: صادقی
      25 بهمن 1393

      دقیقا بیشتر از اینکه حالم از تمام مردا بهم بخوره از بعضی زنا بهم میخوره

  152. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    15 بهمن 1393

    خانمی که به هر دلیل با یک مرد متاهل رابطه برقرار میکنه چه شرعی و چه غیر شرعی اصلا آدم نیست به نظر من یه حیوون هوسرانه همین

  153. نویسنده دیدگاه: پر درد
    13 بهمن 1393

    سلام زنی هستم سی ویک ساله دارای پسر 7 ساله شوهرم خودش و مجرد و 27 ساله معرفی کرده 4 ماه با ی نفر دوست شده هم تلفنی حرف میزنن هم چت میکنه به خاطر طرف همه جوره بهم بی احترامی میکنه زندگیم ریخته بهم کارم همش شده گریه ترو خدا واسم دعا کنید اگر بهخاطر بچم نبو تاحال صد دفعه طلاق گرفته بودم بازم میگم ترو خدا واسم دعاکنید دارم دیوونه میشم التماس دعا یه زن تنها و پر درد

  154. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    07 بهمن 1393

    شوهرم با تمام عشقی که به او داشتم سر جاش نمیشینه شاید تقصیر خودمه پسورییاریس دارم شدید چاقم و بد جوری شکم دارم شما بگید حق داره دنبال این کارا باشه ؟

  155. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    06 بهمن 1393

    همه مردها سرو ته یک کرباسند
    پس خواهرای گلم قدر خودتون رو بدونید

  156. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    28 دی 1393

    من همسرم هشت ساله ازدواج کردیم زندگی عاشقانه قشنگی داشتیم طوری که همه مارو مثال میزدن ولی در کمال ناباوری همسرم خودش گفت دو ساله بهم خیانت میکنه وخیلی پشیمونه تو زندگی همه چی مال من حتی حضانت دخترمونم میده که اگه یه بار دیگه اشتباه کرد دختر دو سالمون مال من بشه ولی نمیتونم دوباره اعتماد کنم دارم دیونه میشم فکرش ارامشمو گرفته میخام ترکش کنم نمیدونم کاردرستی یانه

  157. نویسنده دیدگاه: مریم
    26 دی 1393

    با سلام درد دل های ما زنانی که بهمون خیانت شده همه مسه هم است یک تراژدی تکراری همه اول انکار میکنند بعد میگن ببخشید دست اخرم میگن تو واسم کم گذاشتی و هزار بهانه دیگر منم بهم خیانت شده یکبارش را فهمیدم و درس خوبی برایم شد خانمهای عزیز اگه شرایط طلاق را ندارید با به هر علتی نمیتونید طلاق بگیرید اصلا به روی خود نیاورید ولی مثل گوسفند هم زندگی نکنید به خودتان بریید خوب بخورید خوب بگردید تفریح کنید به فرزندتان محبت کنید به بهانه های مختلف ازش پول بگیرید خرجتان را زیاد کنید محبت کمید توی روابط جنسی کم نگذارید ولی زیاد هم در دسترس نباشید به اندامتان برسید ولی طوری نشان دهید این حفظ اندام برای خودتان مهم ایت وابستگیتان راکم کنید در رواط جنسی ابداع گر باشید به روز باشید زنانی که با جامعه جلو میروند کمتر خیانتمیبینند ترا خدا برای خودتان دلسوزی نکنید ان اقا رفته دنبال حال خودش تو چرا زانوی غم بغل کردی تو هم به علایق خودت البته با اجازه همسرت برس نتفرمانی نکن ولی مطیع محض هم نباش من این راه رفتم نمیدونم شوهرم بعد از ان یکبار که فهمیدمچند بار خیانت کرد یا نه ولی الان مجبوره ما را در الویت کارهاش بزاره به نیازهامون توجه کنه من زندگیم کردم جایی براش کم نذاشتم ولی خودم هم قربانیش نکردم در اخر ان که میبازه مرد خاین چون این وسط اصل کاری خداست که میبینه و طرف حقه

  158. نویسنده دیدگاه: نسا
    23 دی 1393

    من یک استاد دانشگاهم در خانواده ای مرفه واز پدر مادری فرهنگی بدنیا آمدم در سن 40 سالگی با اصرار پدر ومادرم با مهندسی که فرزند یکی از دوستان پدرم بود ازدواج کردم 4 سال بعد صاحب یک جفت دختر دوقلو شدم زندگی خوبی داشتم به همسر وفرزندانم عشق می ورزیدم اما ناگهان متوجه شدم یه چیزایی تواین زندگی درست پیش نمی ره دیر آمدنهای شوهرم کم کم مشاجرات شدیدی که پیش می اومد بعدش شوهرم محل خوابشو عوض کرد بعدش یه شب یه پیامکی بری شوهرم اومد دیدم بلافاصله اومد جواب بده رفتم پیشش گوشی رو قایم کرد بعدشم یه دعوای مفصل راه انداختم ولی از فرداش ظاهرا خودم رو آروم نشون دادم ولی تودلم غوغایی هست شوهرم تکون می خوره فکر می کنم یه غلطی می خواد بکنه آی مردم آی انسانها چکار کنم داغون شدم دارم می میرم شوهرم هر شب گریه میکنه هی لابلای حرفاش میگه من کردم تو نکن ( چون گفتم می خوام دوست پسر بگیرم)تو روخدا راهنمائیم کنید ولی نگید خیانت شوهرت تقصیر توبوده نه اگه اون هرزه وتنوع طلبه به من چه؟

  159. نویسنده دیدگاه: سیما
    14 دی 1393

    با سلام خواهش میکنم راهنمایی ام کنید…به تازگی متوجه شدم همسرم از طریق واتساپ با یه خانم رابطه داره الان بعکس شده اصلا به محل نمیده نه حرف میزنه انگار من خیانت کردم خیلی زورم میگره …خواهشا کمک کنید چیکار کنم…….

  160. نویسنده دیدگاه: شهلا
    11 دی 1393

    شاید بشه گفت 90 درصد مردها خیانتکارند و تقریبا 50 درصد خانم ها صادق با شوهرشونند و 50 درصد زنها ریاکار و زندگی خراب کن هستند من خودم یک زن هستم که بارها شوهرم بمن خیانت کرده بنظرمن بهترین راه اینه که تاجایی که ممکنه ندید بگیرین و سعی نکنین کار به دعوا وطلاق بکشه چون این خاصیت 90 درصد از مردان هستش پس بهتر از همه مردهای توی دنیا شوهر خود ادمه مگر اینکه بخوای توی زندگیت چندتا ازدواج داشته باشی و با عرض تاسف در اخر میشی جزو اون 50 درصد زندگی خراب کن پس تصمیمتو بگیر و بچسب به زندگیت و سعی کن کم و کاستی شوهرت رو جبران کنی تا خودش شرمنده بشه

    • نویسنده دیدگاه: فریبا
      05 اسفند 1393

      خواهر عزیز من هم با نظر شما موافقم

  161. نویسنده دیدگاه: سها
    23 آذر 1393

    بايد خدمت خانمى كه صيغه شده عرض كنم مردهاى تنوع طلب شگردشون همينه كه وقتى ميخوان با يك خانم ارتباط برقرار كنن ميگن با زنم مشكل دارم،زنم فلانه و بسان..،شمام مطمئن باش همينطور كه با شما مشكلى نداشت و خيانت كرد با زنش هم مشكلى نداشت

  162. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    21 آذر 1393

    بچه ها دلم داره میترکه، شوهرم بم خیانت کرد بدبختم من دعا کنید بمیرم

  163. نویسنده دیدگاه: بی نام
    04 آذر 1393

    با عرض معذرت خود کرده را تدبیر نیست

  164. نویسنده دیدگاه: شهرزاد
    24 آبان 1393

    من بایه آقایی دوست شدم و بعده دوسه ماه خونوادش اومپن خواستگاری الان حدوده ۳ماهه که نامزدیم ،رایتش من حسم خیلی قویه وایه همین یه شب که خونه ما بود و خوابیده بود گوشیشو چک کردم و دیدم با دخترایه مختلفی حرف میزنه خیلی داغونم دارم دیوونه میشم نمیدونم چیکار کنم جالب اینه که وقتی بهش گفتم جوابه منو چرتو پرت میده میگه اینا درمقابلهتو عددی نیست و بچهای گروهنو یا سره کار بچها نمیتونن گوشی بیارن من چون مدیرم میبرم اونا با گوشی من میان بادوستاشون حرف میزنن توروخدا کمکم کنید

  165. نویسنده دیدگاه: سپیده
    20 آبان 1393

    سلام دوستان. کسی هست که راهنماییم کنه، یه سوال دارم

  166. نویسنده دیدگاه: ناهید
    11 آبان 1393

    به نظر من سرزنش کردن زنهای صیغه یا هر کس دیگه با همسرتون اشتباهه چون که خود اگه مرد چشماشو ببنده هیچکس رو نمیتونه توی زندگیش بجز زنش شریک کنه اینقدر دروغهای قشنگ بلدن که سریع یه زن رو گول میزنن من قربانی این خیانت های پی پی شدم

  167. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    10 آبان 1393

    منم دجار خیانت همسرم شدم و وقتی متوجه شدم که یه دختر سه ماهه داشتم دخترم داره دو سالش میشه و من هیچ کاری از دستم برنمیاد جز غصه خوردن

  168. نویسنده دیدگاه: عسل
    05 آبان 1393

    برای همه زنهای آشغالی که با مردهای متاهل رابطه بر قرار می کنند متاسفم. من ی زن با مدرک دکتری استاد دانشگاه و مدیر مدرسه هستم شوهرم با یکی از دانشجوهای مطلقه اش به من خیانت کرد اونم کسی که 20 سانت از من کوتاه تر و دانشجوی کاردانی بود و اصلا قیافه نداشت. الان مردی رو که از 20 سالگی همسرم بوده رو نمیتونم ببخشم ولی با وجود یک پسر 10 ساله قدرت تصمیم گیری در این مورد که بمونم یا برم رو ندارم

  169. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    05 آبان 1393

    پسر من زن صیغه ای گرفته . پسرم زن خوبی داره من بارها با صیغه ای حرف زدم ولی دست از سر زندگی اینها برنمی داره چیکار کنم که زندگی پسرم خراب نشه؟ راهنماییم کنید؟

  170. نویسنده دیدگاه: م.ج
    03 آبان 1393

    با سلام زنی هستم 29 ساله 8 سال پیش ازدواج کردم یه پسر 5 ساله دارم از اول زندگی شاهد خیانت همسرم شده ام اما صبوری کردم وقول داد دیگر سراغ این کارا نمیروداما چند روز پیش بازم مچشو گرفتم وخانواده هارو در جریان گذاشتم در نهایت کارمون به محضر کشید وقول محضری داد حالا واقعا نمیدونم درست میگه یا نه از شما عاجزانه خواهش میکنم منو راهنمایی کنید متشکرم

  171. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    16 مهر 1393

    مردها اونقدر تنوع طالب هستن و وجود اینترنت اونقدر به این خصلت دامن میزنه که به هیچ وجه نمیشه جلوی خیانت رو گرفت. زن اگه در پاکی و مهربونی فرشته روی زمین باشه و در زیبایی مجسمه ونوس، باز هم بعد از مدتی برای شوهر عادی میشه و مرد میره سراغ آدمهایی به مراتب پایین تر از همسرش. ناراحت کننده است و به عقل مردها باید شک کرد، اما واقعیته. مهم اینه که زن در این قضیه به هیچ وجه نباید خودشو سرزنش کنه و کم و کاستی به خودش نسبت بده. این کلید حفظ اعتماد به نفس و ادامه زندگیه 🙂

  172. نویسنده دیدگاه: اسیب دیده
    15 مهر 1393

    انسان باشید زندگی خانوادگی بقیه رو خراب نکنید.من خودم قربانی شدم شوهرم با همه محبت 20 ساله ای که به پاش ریختم با صدها زن رابطه داشت.ادم بمیره بهتره تا صیغه بشه خدا لعنت کنه همه زن خرابهای صسغه ای رو

    • نویسنده دیدگاه: پریا
      08 بهمن 1393

      عزیزم جلو شوهرتو بگیر تا با 100 نفر نباشه

  173. نویسنده دیدگاه: mahshid
    14 مهر 1393

    با سلام.من به تازگی متوجه شدم همسرم از طریق تماس تلفنی و پیامک و وایبر با خانمی در ارتباط است.نمیدانم چگونه به همسرم بگویم که انکار نکند.یا بهتر باشد اول با ان خانم صحبت کنم.لازم است بگویم من و همسرم,یک پسر هفت ساله داریم,زندگی ایده الی داریم و همدیگر را عاشقانه دوست داریم وهر چقدر فکر میکنم چرا این اتفاق افتاده به نتیجه نمیرسم.لطفا راهنماییم کنید.

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      29 آبان 1393

      با اون خانوم صحبت نکن
      محبتت رو هزاران برابر کن وقتی همسرت خسته وکوفته از سر کار میاد بیشتر وقتتو با اون سپری کن نه با تلفن ویا وسواس زنانه کار زمانی رو که با همسرت هستی رو مدیریت کن انشاالله مشگلتون حل بشه

    • نویسنده دیدگاه: سها
      23 آذر 1393

      من به تجربه خودم ميگم به روش نياريد كه فهميديد وگرنه ميبينه آب از سرش گذشته و پررو ميشه ،هرچند هر اقدامى كه ميخواستيد حتماً تا الان كرديد،موفق باشيد

  174. نویسنده دیدگاه: ye khste
    01 مهر 1393

    marda ro jun be juneshun konid avaziyan mesle shohar man

  175. نویسنده دیدگاه: یه دل شکسته
    31 شهریور 1393

    من یه دختر 18 سالم
    امسال کنکور دارم
    متوجه خیانت بابام شدم…. نمیتونم به هیچکس هم بگم مخصوصا مامانم
    خیلی اوضاع روحیم داغونه…فقط گریه میکنم .نمیتونم درس بخونم
    تورو خدا نکنین…با مرد متاهل رابطه نداشته باشین
    آخه از خدا بی خیرا مگه مرد مجرد قحطیش اومده که افتادین دنبال شوهرای مردم
    بخدا آه زن و بچه هاشون تا قیامت دامن گیرتونه

  176. نویسنده دیدگاه: مصی
    30 شهریور 1393

    بنطرم تو زن نرمالی نیستی

  177. نویسنده دیدگاه: mohamad
    28 شهریور 1393

    Be nazare man u kheyli badbakht o bichare hastin k zane sigheyie 1 marde moteahel shodi,javab va tavane kare u faghat hamin karie k un marde avazi ba u kard.vaghti u kolbeye arezuhato ruye kharabe haye zendegie zane dg sakhti entezar nadashte bash k kolbeye to az viran shodan dar aman bashe,

  178. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    20 مرداد 1393

    اگرفهمیده وعاقل بودی با یک مرد متأهل رابطه برقرار نمی کردی باید می فهمیدی اون مرد هم اگر ادم بود، خیانت کار نبود وبه همسرش خیانت نمی کرد وقتی فردی به تعهدات قانونی خود عمل نمی کنه پس پایبند هیچ چیزی نیست چه رسد به صیغه .این گونه افراد به دنبال یک عده احمق ساده لوح هستند تا از انها با وعده های واهی سوء استفاده کنند .قبل از تباه شدن عمر وزندگیت خودت را از این رابطه نجات بده

  179. نویسنده دیدگاه: تنها
    19 مرداد 1393

    خانوم حقت بوده ،مردی که میاد به زنش خیانت میکنه به تو نمیکنه!!! زهی خیال باطل

  180. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    20 تیر 1393

    من زن صیغه ی یک مرد ام.اون مرد متاهله ولی به من که زن صیغه ی اش بودم هم خیانت کرد و با اون حرف زد جنسی و محبتی …………………ب من گفت ک با زنش مشکل داره اما اون با من هم مشکل نداش ولی باز با یکی دیگه دوس شد .

    • نویسنده دیدگاه: فاقد نام
      13 مرداد 1393

      به نظر من تو یه زن اشغالی که زن مرد متاهل شدی

    • نویسنده دیدگاه: ااوف بر این آدما نما ها
      07 آبان 1393

      حقته ! وقتی به زن عقدیش خیانت کرده ! معلومه که به تو احمق هم خیانت می کنه!

    • نویسنده دیدگاه: تنها
      11 دی 1393

      به نظره منم کثافتهایی مثله شما هستن که زندگی زن پاک وفرشته رو به باد میدن بمیریدبهتره فاحشه قانونی اسم شماهاست

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      10 بهمن 1393

      حلال خدا بهتر از حرام هست صیغه حلال خدا هست چرا مگه نشنیدین خدا و پیامبر لعنت کردند کسانی که حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال میشمورند

  181. نویسنده دیدگاه: y
    17 تیر 1393

    به نظر من خيانت از خلا شروع مى شه بايد با ديد باز به اين مشكلات نكاه كرد

    • نویسنده دیدگاه: ....
      20 تیر 1393

      شاید بعضی وقتا دلیلش کمبود باشه
      ولی اکثرا به خاطر هوس بازیه
      تهش همشون باید توجیه کنن دیگه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      06 مرداد 1393

      واقعا مردا خائن هستن

  182. نویسنده دیدگاه: وحید
    11 تیر 1393

    5ساله ازدواج کردم چند روزی هست که فهمیدم زنم نزدیک به دو ساله که داره بهم خیانت میکنه تازه مادرش هم در جریان بوده چند روز قبل از شهرستان برگشتم خونه دو روزی بود که هر چی زنگ میزدم خانم جواب نمیداد وارد خونه که شدم همچین دلم شکست که تا الان هم هنگم خونه خالی رو که دیدم برام یه عکس سر مجلسی با کت شلوار دامادی رو برام گزاشته و رفته اطرافیانم همیشه بم میگفتن زیادی و بیش از هد بش محبت میکنی اصمیمی ترین دوستش وقتی بش گفتم چه بلای سرم اورده گفتش از شهرستان اوردیش براش هر چی خاست فراهم کردی بهترین ماشین رو براش خریدی هی بیست چهار ساعته قربون صدقه اش رفتی خودش رو گم کرد مگه نباید ادم به زنش محبت کنه براش هر چی که خودت داری برای زنش هم بگیره فقط فقط فقط فقط فقط فقط بم بیاد بگه چرا این کارو کرده نمیدونم شما کمکم کنید چطور خودم رو اروم کنم

    • نویسنده دیدگاه: کتی
      17 تیر 1393

      خوب پس…..بالاخره یه مرد هم از رنجی که بخاطر خیانت همسرش میکشه چند کلمه ای گفت لطفا بیشتر بگید تا مردهای خیانتکار بفهمن که زنهای پاکدامن و عاشق پیشه چه دردی را تحمل میکنند…برادر خوبم اقای وحید…اول تسلیت میگم دوم میگم ناراحتیتونو میفهمم چون خودمم زخم خورده خیانت شوهر بی مرامم هستم سوم اینکه بدونید خیانتکارا لایق عشق و فداکاری همسران وفادارشون نیستند پس چه بهتر که برن تو دنیای کثیف خودشون غرق بشن دیر یا زود خدا انتقام سختی ازشون میگیره چهارم اینکه مطمین باشید چون خدا ما قربانیان خیانت را دوست دارد راز شریکهای خاینمان را فاش میکند وگرنه تا ابد ادامه میدادند وما هم در بیخبری میماندیم…. بلند شید با توکل بر خدا زندگی تازه ای بسازید و غصه نخورید ادمهای خاین حتی ارزش فکر کردن ندارن پس تا وقت هست زندگی کنید و برای اخرت توشه جمع کنید که هیچ چیز در این دنیا بی حسا ب و کتاب نیست همچنان به پاکیها وارزشهای انسانی پایبند بمانید و برای انسانیت خود ارزش قایل باشید همه چیز را به خالق توانا ومهربان بسپارید به امید رسیدن به ارامش و اشیانه ای پر از مهر و وفا …موفق باشید.

      • نویسنده دیدگاه: ....
        17 تیر 1393

        منم موافقم . اصلا فکرش رو هم نکنید البته حق دارین منم وقتی فهمیدم شوهرم با یکی دوست شده اولش خیلی حس بدی داشتم و حالم خراب بود. ولی الان خیلی راحت فقط دارم کارای جدایی رو میکنم چون منم مثل شما عمرم و همه وجودم رو تو خونه صرف کردم و خیلی بهش بها دادم تهش چی شد؟اینا لیاقت ندارن که بخوای خودت رو اذیت کنی ولش کن. اینا رو باید سپرد دست خدا و روزگار. شوهر من الان کارش همش گریه ست ولی باید قبل این کارا به این مسائل فکر میکرد.

  183. نویسنده دیدگاه: مسیراد
    11 تیر 1393

    همه از خیانت مردها مینالید
    من یه مردم ، نه فقط اسمم مرد باشه هشت سال عاشقانه موندم،
    خیانتی ندیدم، اما باورم نمیکنه من که همه جوره بودم.

  184. نویسنده دیدگاه: mojgan
    07 تیر 1393

    سلام دوستان به نظر من اين مردا درست بشو نيستن ذاتشون اينطوريه من ٨ ساله ازدواج كردم ٤ بارشو من فهميدم كه خيانت كرده اقا حامله بودم زن صيغه كرده بود ١٧ روز بود زايمان كرده بودم با يكي ديگه دوست شده بود بعدم كه فهميدم با بهترين دوستم دوست شده كه شوهرو بچه ام داره هيچ كاري جز حرص خوردن و خورد شدن تو خودم نتونستم بكنم تازه با به روش اوردن بدتر هم شد و حالا راحت بهم ميگه دوست داره با دوستم سكس داشته باشه نميدونم چيكار بايد كرد اما اگه ادم نفهمه بهتره يا اگه فهميد ديگه به روش نياره چون پررو تر ميشن .اما خودتونو نبازيد و به فكر خودتون باشيد .ميدونم ادم داغون ميشه اما به اين فكر كنيد كه چه ميشه كرد؟ اگه جدا شيم بريم سراغ بعدي از كجا معلوم اون بهمون خيانت نكنه؟ اگه هم بخوايم مام خيانت كنيم بازم اوني كه لطمه ميخوره باز خودمونيم به نظرتون وقتي عشق زندگيمون باهامون اينكارو كرده يه كسي كه هيچ تعهدي بهمون نداره چيكار ميخواد بكنه ها؟ بازم اوني كه لطمه ميبينه ما خانم ها هستيم توكل به خدا كنيد

    • نویسنده دیدگاه: سارا
      07 تیر 1393

      خدایا تو خود شاهد ی که من زن نجیب سازگار و عاشق پیشه همسرم بودم که در مدت 27 سال صادقانه در کنارش با خوب و بدش ساختم و در سختترین شرایط رفتاریش ابروداری و گذشت کردم اما حالا در میانسالی با مجموعه ای از بیماری ها و خستگی ها مرا فریب داد تنها گذاشت و به خوشگذرانی با زنی جوانتر پرداخت و افسردگی وناامیدی برایم به ارمغان اورد و نه تنها خطایش را قبول ندارد بلکه میگوید خوب کاری کردم و گناهی نکردم چون صیغه کردم خدایا تو خود انچه از غم واندوه وناله و بیقراری در این مدت بر من تحمیل شده میدانی و از دل شکسته ام باخبری پس به ابروی خوبان ووفاداران عالم و به حرمت این شب اول ماه مبارک رمضان قسمت میدهم انطور که عدالتت حکم میکند با خیانتکار برخورد کنی هم اویی که با هوسرانیش نابودم کرد و دنیایم را زیرورو کرد خدایا هرگز بنده ات را نفرین نمیکنم و بدخواهش نیستم اما عدالتت را خواهانم خدایا تو میدانی من حتی ابرویش را نبرده و هرگز نخواهم برد پس مرا دریاب و به ارامش برسان خدایا دوستت دارم تنها به تو امیدوارم و راضیم به رضای تو……………..

      • نویسنده دیدگاه: ....
        09 تیر 1393

        من که دارم میخوام جدا شم چون دیگه وقاحت رو به حد اعلا رسونده اونهمه بدبختی و بد دهنی و شکاکیش یه طرف خیانت دیگه از همش بدتره

  185. نویسنده دیدگاه: samira
    05 تیر 1393

    بنظر من 99 درصد مردا خیانتکارن و حتی اگه دنیای محبتم بهشون بکنی بازم هرز میپرن چون ذاتشون اینه. فقط نباید سعی کنی خیانتشونو. بفهمی چون اینطوری تو هر روز بدتر از دیروز ی ولی اون هر روز پرروتر از دیروز به کارش ادامه میده. فقط بسپارش بخدا.

  186. نویسنده دیدگاه: حبیب شکوری
    05 تیر 1393

    عهدکردم جزتونگیرم یاردگر
    حرامم بادا یار دگر بار دگر
    (حبیب شکوری)

  187. نویسنده دیدگاه: مهدی
    03 تیر 1393

    سعی کنید کزشت داشته باشید وبنشینید حل مشکل بکنید به حاطر بچه هاتون اگر داوید

  188. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    31 خرداد 1393

    منم دیروز متوجه خیانت شوهرم شدم البته نه جنسی یه رابطه عاطفی با همکارش خودش میگه فقط شوخی بوده ولی اون چیزی که من توی مسیجاش خوندم خیلی بیشتر از شوخی بود خیلی حالم بده خیلی ولی خداییش من هیچ چیز براش کم نزاشتم از همه لجاظ کاری به این کارش ندارم فقط دلم می خواد بدونم چرا؟؟اشکال کار من کجا بوده شوهرم هم میگه که نه تو چیزی کم نزاشتی و من اشتباه کردم ولی دلم بدجور شکسته خیلی داغون و افسرده حالم نمی دونم میتونم فراموش کنم و به روزای قبل برگردم یا نه دلم برای اون روزا تنگه منی که فکر میکردم خوشبخت ترین زن دنیام به شوهرم از چشمام بیشتر اعتماد داشتم ولی حالا از این دنیا متنفرم باورکنید حتی به خودکشی هم فکر کردم خدایا کمکم کن که بتونم فراموش کنم

    • نویسنده دیدگاه: رها
      31 خرداد 1393

      من هم 21 ساله ازدواج کردم دو فرزند دارم وشوهرم چند بار بهم خیانت کرده هر بار چشم پ وشی کردم هیچی ازش کم نذاشتم بهش میگم چی کم گذاشتم میگه تو بهترین زن دنیایی اما من قلبم مریضه دنبال زنا میرم چند بار خواستم جداشمچون خودم هم خوته دارم هم درامد اما بهترین بچه های دنیارو دارم دلم نمیاد اواره بشن یسری از مردا درست تربیت نشدن

    • نویسنده دیدگاه: ....
      05 تیر 1393

      من حال شما رو درک میکنم دقیقا مثل شما شاهد ابراز علاقه شوهرم بودم به همکارش . فعلا بخشیدمش تا ببینم چطوری بتونه اعتمادم رو جلب کنه. انگار اینا بیمار هستن

  189. نویسنده دیدگاه: آرزو
    31 خرداد 1393

    من 2 سال ازدواج کردم و تو این 2سال 8بار به من خیانت کرده اخرین خیانتشو همین دیروز فهمیدم خیلی حالم بد شد.دیگه هیچ حسی به شوهرم ندارم .دلم میخواد ازش جدا بشم.شما اگه جای من باشید چیکار میکنید؟

    • نویسنده دیدگاه: ر
      09 تیر 1393

      سلام آرزو جان من خودم روانشناسی میخونم دوست ندارم نا امیدت کنم ولی اگه بخوای کتاب شکست در عشق باربارا آنجلیس رو بخون راهنماییت میکنه
      نظر من اینه ازش جدا شو چون با این کاراش هر روز که بگذره تو نسبت به زندگی و تمام مردا بی اعتماد میشی و بعدا سخت تر میتونی انتخاب داشته باشی برات آرزوی موفقیت دارم

  190. نویسنده دیدگاه: سمانه
    28 خرداد 1393

    سلام من 8 سال هست که با پسری دوستم.رابطه ی فوق العاده خوبی داشتیم تا اینکه این اواخر دعواهای شدیدی داشتیم و… مدام سر هر چیزی میگفت برو سراغ زندگیت . من 8 سال بپاش موندم که مثلا بیاد خواستگاریم. 1 ماهی میشه فهمیدم 2 ساله با 1 دختر رابطه داره نمیدونید چه حالی داشتم خورد شدم شکستم نابود شدم .اول از کارش پشیمون شد اما بعد از چند روز بهم میگفت از زندگیم برو و … خیلی دوسش دارم اصلا نمیتونم به جدایی فک کنم . بعد از کلی دویدن دنبالش بالاخره موفق شدم که رابطمونو بسازم .خیلی با خودم کلنجار رفتم که اشتباهشو و گذشته رو فراموش کنم. نمیتونم این همه سالو نادیده بگیرم بالاخره اون اشتباه کرده . مطمئن باشید اگه به خوبیای طرف مقابلتون فکر کنید جایی واسه بخشش هست.خداروشکر لان رابطمون خیلی خوبه و مظمئنم که سراغ اون دختر نمیره .خواهش میکنم برای شوهراتون کم نزارید الکی بهشون گیر ندید سرشون غر نزنید.بنظرم از یاد خدا غافل شدم که این امحان الهی رو پس دادم .فقط 1 چیز یادتون نره اونم خداااااااااااا

  191. نویسنده دیدگاه: ....
    28 خرداد 1393

    26 ساله ازدواج کردم الان 44 سالمه شوهرم یه مرد شکاک بد دهن بی شخصیت و مریض بود دست بزن داشت و من تنها یه برده بودم اختیار هیچی رو نداشتم . به همین خاطر تا همین 5 سال اخیر رابطه جنسی خوبی نداشتیم چون من دوسش نداشتم بیشتر میترسیدم ازش اون خیلی ابراز علاقه میکرد ولی من به خاطر کینه نه. بارها بهش شک کردم ولی نتونستم ثابتش کنم و با جارو جنجال منو ساکت کرد. ولی همین اواخر متوجه شدم ارتباط عاطفی با به دختر که 30سال ازش کوچسکتره پیدا کرده. در حالی که از نظر ارتباط جنسی بهترین رابطه رو داریم. بهم میگه اخلاق تو باعث شده من این کارو بکنم و اینکه الان با اون همه بدیهاش منو مقصر میدونه بیشتر عذاب میکشم. نمیتونم بفهمم چطوری به مرد با این سن بتونه با یه دختر کم سن و سال ارتباط عاطفی برقرار کنه.

  192. نویسنده دیدگاه: سارا
    27 خرداد 1393

    سلام من 2 ساله که ازدواج کردم شوهرم 4 بار بهم خیانت کرده .نمیدونم چی کار کنم؟به خاطر خوانوادم نمی تونم ازش طلاق بگیرم.چون طلاق یه چیز تعریف نشده است تو خانوادم.هیچ پشتوانه ای ندارم.میخام خود کشی کنم

    • نویسنده دیدگاه: رها
      31 خرداد 1393

      الان دوهفته که میرم مشاوره عزیزم ارزو جون تو تنها نیستی من تازه36 سالمه اما به اندازه 70 سال سختی از شوهرم وخانوادش کشیدم اما باز هم صبوری میکنم فقط به خاطر بچه ها با وجود کاراش بهش محبت میکردم هرروز بهش نزدیکتر میشدم اما اون دورتر میشد حالا مشاور راهکارهای جالبی داد دارم انجام میدم جالبه بدونی جواب داد سعی کن بری مشاوره

    • نویسنده دیدگاه: احسان
      05 تیر 1393

      خانووم شوهر شما 4 بار خیانت نکرده 40 بار خیانت کرده 4 بارشو شما فهمیدی

    • نویسنده دیدگاه: ر
      09 تیر 1393

      سارا جان خانوادت از خیانت شوهرت خبر دارن؟
      آیا واقعا اونا قبول میکنن دخترشون با همچین مردی باشه؟

  193. نویسنده دیدگاه: badbakht
    26 خرداد 1393

    6 ساله که بابام داره به مامانم خیانت میکنه قبول نداره یا یه زنیی که ازخودش بزرگتره من فهمیدم 2 ساله زنگیه خوبی ندارم دارم میمیرم از بابام متنفرم مامانم برادرم خداییییییییییا کمک کن

  194. نویسنده دیدگاه: نفس
    21 خرداد 1393

    باسلام
    دوسال و نیمه که ازدواج کردم و عین همه روزهارو شوهرم ادعا کرده که دوستم داره و عاشقمه اما چطور میتونم باور کنم وقتی هم اس ام اس های مشکوکشو می بینم هم اینکه جدیدا تونستم ایمیل و جی میل جدیدی که من ازاونا کاملا بی اطلاع بودم راپیداکنم
    تو این ایمیل ها و جی میل ها بادخترهایی رابطه داشته و حتی بهشون پیشنهاد سکس هم داده وقتی بهش گفتم فقط گریه کرده و کلی معذرتخواهی کرد و جالبتر اینکه قبول نمیکنه که خیانت کرده میگه من دیوانه وار دوست دارم
    ازش متنفرشدم همه روزهایی که من پاک وصادق بودم اون داشته کارشومیکردو بهم خیلی راحت دروغ میگفته
    الن ازش واقعا متنفرم ازطرفی هم نمیخوام بفکرطلاق بیفتم از اسمش میترسم توروخداشمابهم بگین چیکار کنم؟

    • نویسنده دیدگاه: سارا
      28 خرداد 1393

      دقیقا منم مثل شما هستم

    • نویسنده دیدگاه: لی لی
      29 خرداد 1393

      منم دقیقا وضعیت تورو دارم. ازش متنفرم

    • نویسنده دیدگاه: رها
      31 خرداد 1393

      نفس جان متاسفانه این روزا چیزی که ما خانما با وجود اماده کردن بهترین چیزها برا شوهرامون گریبانگیرش هستیم خیانت همسرانمونه البته راهش طلاق نیست سعی کن بری مشاوره راهکاراشون خیلی مفیده اما کاش بهش نمیگفتی چون مردا وقتی از خط قرمز بگذرن دیگه نمییترسن خط قرمزشون فهمیدن زناشونه اما تازه اول راهی با ی مشاور خوبصحبت کن

  195. نویسنده دیدگاه: ایدا
    14 خرداد 1393

    سلام من یه سال و نیم ازدواج کردم وبعد از دستان عشق قشنگی به هم رسیدیم شوهرم خیلی منو دوست داشت الان نداره هیچ مشکلی جدی با هم نداریم ولی چند هفته ای میشه که اس ام اس های عاشقانه با یه دختر ردو بدل میکنه با یه دختر رابطه داره ازش درخواست رابطه ی جنسی میکنه نگفته ازدواج کرده من تاحالا اقدامی نکردم کسی رو ندارم باهاش مشورت کنم ترو خدا جوابمو بدین به کمکتون احتیاج دارم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      26 خرداد 1393

      من کاملا میفهمم چقدر این موضوع دردناک هست. به نظرم باید با هم حرف بزنید، فقط یادت باشه تا بهش اعتماد نکردی اقدام برا بچه نکنید. منم یه درجه خفیف تری از این مشکلو داشتم، خدا رو شکر شوهرم واریکوسل داره و تا عمل نکنه بچه دار نمیشیم. مردا موجودات پستی هستند. یادمه شب عروسی مامانم بهم گفت همیشه یادت باشه سگ معرفت داره اما مرد معرفت نداره راست میگفت…

  196. نویسنده دیدگاه: یوسف...
    30 اردیبهشت 1393

    خواهران و برادران گرامی اگر طرف مقابل شما خیانت کرده باید تا جای که میتونی هرچه درگزشته بودید دوبرابرش خوب تر با وفا تر مهربان تر و توجه تان بیشتر کنید

    توی زندگی هر فردی یک یا چند بار دچار دیدن خیانت از طرف کسی که براش مهمه میشه…راه های مختلفی هست برای درمان این درد من انچه را که میدانم بیان میکنم..برای این که خیانت را زود فراموش کنیم باید یا از جدا شدن بگریزیم بهترین کار این است تمام گزشته ای را که داشته اید مرور کنید که چطور در گزشته خوب بودین در اینده هم میتونی باشی..برای فراموش کردن یک خیانت جوابش خیانت نیست اگر طرف مقابل تو خیانت کرد.اگر تو از او رنجوده شدی باید هم به حودت زمان بده و هم به وی بیشترین خیانت های که بین مرد وزن میشه.کم توجه کردن مرد به زن و کم مهری کردن زن به مرد این ها باعث میشن رابطه کم کم کمرنگ بشه یک مرد ه هرنوع باید همیشه زنش را یاد کند و یک زن مسبت به وقتش همیشه به یاد مرد باشد مرد ها برعکس جنیست خیلی احساسی هستن ….از اونجا که خیانت پر درد ترین قسمت زندگی هست باید با اون یک جورای راهدافتاد یعنی قبولش کرد که خیانت شده ولی باید اون طرفی که خیانت کرده بهش به هر منطقی بفهمانیم که راه خوش زندگی خیانت نیست هیچ وقت بعد خیانت دل سرد به طرف مقابل نشید این کار باعث بد شدن میشود ..بهترین کار قبول داشتن و دوباره شروع کردن هست باید به قدری محکم باشید دربرابر زندگی که احساس شکست نکنید .خیلی وقت ها یک خیانت باسه هرکسی رنج و عذابه تا وقتی به خیانتی که به تو شده فکر کنی همیشه عذابه باید ببخشی و بمانی باهاش طوری بسازی که از شرم خوبی ها توجه ها نتونه خیانت کنه

    • نویسنده دیدگاه: فیروزه
      02 تیر 1393

      سلام.حالم به هم میخوره وقتی نامردی و خیانت یک مرد را به همسر نجیب وفادار وفداکارش نادیده می گیرند وفقط می گویند به او بیشتر محبت کنید و مثلا از نو زندگی را بسازیدبدون توجه به رنجی که همسر ان مرد خاین متحمل شده تا جایی که به خود کشی هم فکر کرده واقعا متاسفم از نظر من که خود قربانی خیانت همسرم هستم ان هم بعد از 26 سال عاشقانه زندگی کردن مردی که خیانت کرد وفقط دنبال هوسش رفت وهمه ارزشها را زیر پا گذاشت تا چند صباحی پنهانی خوش بگذراند و همه چیز را فدا کرد دیگر لایق زندگی نیست و باید هر چه سریعتر او را ترک کرد و به حال خودش رها کرد. فکر می کنم بخشش وگذشت زیادی زنان قربانی موجب شده مردها وقیح تر شوند و با بی شرمی در هر سن سالی و هر موقعیتتی به دنبال هوسرانی بروند و خیانت کنند پس فردی با افکار من فقط با دوری وجدایی به ارامش می رسد برایم دعا کنید مرگ بر خیانت و نفرین بر خاین قدر نشناس

  197. نویسنده دیدگاه: شیوا
    24 اردیبهشت 1393

    با سلام حالا شوهرتون باخواهر خودتون ارتباط عاطفی برقرار کنه خیلی دردناکه من الان 1 سالی میشه که همشه مطرح مکنم بحث ودعوا با دو طرف رامی اندازم آخرش هم شوهرم می گه بی عرضه ای اگه ثابت نکنی دوتا هم بچه دارم با اونها چه کنم
    بیشتر شبها رو با دعواوکتک کاری میگذرونیم اونو تهدید به طلاق میکنم اما بدون بچه هام یه لحظه هم نمیتونم زندگی کنم خیلی خودمو باختم برام دعا کنید

  198. نویسنده دیدگاه: رویا
    18 اردیبهشت 1393

    من به خاطر خیانت همسرم همه چیزم رو از دست دادم اصلا نباید بهش فکر کنی داره خیانت میکنه فکر کن بیمار – سرطان داره زندگیت رو نباز اگه تحمل کنی شفا پیدا میکنه و زندگیت خوب میشه

    • نویسنده دیدگاه: پردیس
      17 خرداد 1393

      عزیزم چطوری خوب میشه؟
      22ساله که منتظرم خوب بشه؟
      چقدر دیگه باید صبرکنم؟

      • نویسنده دیدگاه: احسان
        05 تیر 1393

        سلاام خوواهر -خوب نمیشه کسی که ذاتش خرااابه خرابه از خوب شدن نیست مطمئن بااش

  199. نویسنده دیدگاه: نسیم
    08 اردیبهشت 1393

    بیشتر سایتایی که در مورد خیانت صحبت میکنن راهکارهایی میدن برای وقتی که متوجه خیانت شوهر شدهاید واو از کار خود پشیمون است ولی کسی نیست بگه با شوهرای خائنی که اصلا حاضر نیستن قبول کنن دارن خیانت میکنن چه کنیم

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      08 اردیبهشت 1393

      در این مورد حتما موضوعی را نگارش خواهیم نمود

  200. نویسنده دیدگاه: سیمین
    08 اردیبهشت 1393

    من الان چندین سال هست که شاهد خیانت های جنسی شوهرم هستم اوایل فکر میکردم ناتوانی جنسی دارد بعدها کهمشاوره رفتیم وازمایش داد مطمان شدم که سرش جایی دیگه بند است.اون اوایل که تازه کار بود وقتی من فهمیدن خیلی پشیمون شده بود ومدام گریه میکرد واز من میخاست او را ببخشم ولی بعد از چند وقت همه چیز سر جای خودش برگشت ،هر چه قدر من زرنگتر شدم او هم حرفه ای تر شده الان اگر بگم تو من خیانت میکنی تازه دست پیشا میگیره وزندگی را بهم زهر میکنه،الان میتونم بگم خیانت هاش هفته ای شده،یک چیزی که مطمان هستم رابطه عاطفی با کسی نداره،وهمش رابطه جنسی است،زندگی مرفه وخوبی داریم واین بزرگترین تنها عیب شوهرم هست مشاوره هم زیاد رفتم ولی هیچ کدوم نتونستن کمکم کنن،گاهی با خودم میگویی کاش حد اقل متوجه خیانتاش نمیشدم اینجوری راحت تر میتونستم زندگی کنم در ضمن یک بچه 9ساله هم دارم که اون مزید بر علت است که نمیتوانم به طلاق فکر کنم،بر خلاف اون دوستمون که گفتن اینجور ادما طرف مقابلشون را محدود میکنن شوهر من خبلی مرا راحت میگذاره ولی من خودم اصلا دوست ندارم که شوهرما تنها بگذارم ،دیگه واقعا از این زندگی خسته شدم خیلی لاغر وضعیف شدهام تو را خدا کمکم کنید

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      24 اردیبهشت 1393

      مطمینی برای همسرت کمبود نذاشتی؟
      تا حالا شده ازش بپرسی از طرف شما کمبودی احساس میکنن یا ن؟
      مردا اگه کاملا ارضا نشن یا خودشون خودشون رو ارضا میکنن یا …
      مشکل ما هم اینه که همیشه طرف مقابل رو مقصر میدونیم امیدوارم مشکلتون حل بشه

  201. نویسنده دیدگاه: الی
    06 اردیبهشت 1393

    به نظر من باید بی اهمیت بود هرچند واقعا”سخته چون به سر خودم اومده مردها خیلی بی ارزشند ولی چه باید کرد باید سوخت وساخت به خاطر بچه ها وگرنه درنگ جایز نیست مخصوصا”اگر جوان باشی وپشتوانه داشته باشی

  202. نویسنده دیدگاه: آیدا
    05 اردیبهشت 1393

    سلام دوستان داغدارم که مثل من همسرانتون را از دست دادید من هم برای بار دوم خیانت کثیف همسرم را فهمیدم ولی حتی نذاشت برا مرگ عشقم سوگواری کنم ومن همچنان مجبورم با او زندگی کنم از خدای مهربان برا همهصبر طلب می کنم

  203. نویسنده دیدگاه: مرجان
    03 اردیبهشت 1393

    به نظر من چنىن مردها و زنانى که بهم خىانت مىکنن ارزش دوست داشتن ندارن.
    مگه مىشه ادم طرف مقابلش را دوست داشته باشه و بهش خىانت کنه اصلا همچىن چىزى وجود نداره.
    واىنکه همه مردها خوب نىستند و اهل تنوع طلبى هستن و به همسر ها شون خىانت مى کنند هم صحىح نىست دىگه.
    همه اىن موضو عاتبه خود انسان ها بر مى گرده ربطى هم به زن بودن ىا مرد بودن نداره

  204. نویسنده دیدگاه: پریسا
    02 اردیبهشت 1393

    سلام چند سالی است که ازدواج کرده ام اما متاسفانه همسرم هر چند وقت یکبار با کسی دوست میشود واوررا رها وباز یکی نفر جدید اوایل زندگی خیلی بگو مگو داشتیم ولی الان سعی میکنم به روی خودم نیاورم اما دلم غوغایی است بفرمایید چه کنم؟

  205. نویسنده دیدگاه: دریا
    30 فروردین 1393

    سلام .من احساس می کنم همسرم به من خیانت می کنه وقتی با موبایلش تماس می گیرم اشغاله وقتی ازش می پرسم با چه کسی صحبت می کنی یکی از دوستهایش می گه از سرکار که می آید گوشیش چک می کنم اصلا آن شماره توی گوشیش نیست وقتی بهش می گم داری خیانت می کنی به من می گوید بهم ثابت کن که دارم بهت خیانت می کنم نمی دانم با دو تا بچه چکارش کنم کمکم کنید

    • نویسنده دیدگاه: مرجان
      03 اردیبهشت 1393

      عزىزم به همچىن مردهاىى نباىد نشون بدى که از کارهاش خبر دارى چون حرمت ها رىخته مى شه
      باىد با ترفند هاى زنانه و حرف هاى عاشقانه بىشتر جذب اش کنى. باىد حوصله به خرج بدى .با اىن وجود مى دونم که سخته.

    • نویسنده دیدگاه: مرى
      03 اردیبهشت 1393

      عزىزم خىلى سخته ولى اگه زندگىتو دوست دارى باىد با ىک مشاور مشورت کنى و زندگى تو جمع کنى . البته همه اىنها مستلزم زمان و صبر است در ضمن با ترفند هاى زنانه شوهرت رو بىشتر به زندگى علاقه مند کن تا حواسش جاى دىگه نباشه.اگه عىب و مشکلى هم در طرز رفتارت با شوهرت داشته باشى با مشاوره با افراد با تجربه و کاردان بر طرف مىشه.

    • نویسنده دیدگاه: یه دوست
      05 اردیبهشت 1393

      احساس تو کاملا درسته شک زن عین واقعیتهپس بهش ثابت کن تا نادان فرضت نکنه.

  206. نویسنده دیدگاه: www
    28 فروردین 1393

    ای زن؟تو که ادعا میکنی از خیانت شوهرت افسرده و دلشکسته ای ایا هیچ فکر کردی که مرددر ذات خودش نیاز داره همزمان باچند زن دیگه ارتباط داشته باشه…خب تو چی؟ توکه نه شرعا ونه عرفا اجازه نداری همزمان باچند مرد ارتباط داشته باشی پس چرا به خودت اجازه میدی به شوهرت خیانت کنی ؟ همین بی بندوباری وسرسری گرفتن حریم خانواده توسط شماست که مرد غریبه روتشویق میکنه بیاد سمت شما وبه همسرش خیانت کنه…..

  207. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    24 فروردین 1393

    بعضی وقتها خیانتها به خاطر کم توجهی و کم بود هاست اما بعضی وقتها این هوسه که باعث میشه زندگی ها بهم بریزه اگر فرد به خداعتقاد داشته باشه هیچ وقت به خودش این اجازه رو نمی ده که حتی بهش فکر کنه ولی وقتی خیانت میبینه از خودشم متنفر میشه که چقدر ضعیفه و هیچ کاری از دستش بر نمیاد شاید یاد خدا آدم و آروم کنه و حس کنه تنها نیست

  208. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    21 فروردین 1393

    سلام من یه بارشوهرم بهم خیانت کردولی اصلامیگفت خیانت نکردم اون زن دنبالم بود.اماهیچ وقت نه فهمیدم کی راست گفت ونه شوهرم قبول کرده که خیانت کرده.وتاالان هم همیشه گوشیش رمزداره ومن جرات ندارم گوشیش نگاه کنم همش هم میگه عادتم نمیدونم چی راسته وچیش دروغه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      26 فروردین 1393

      والا بهش باور نکن اگه می تونی سیم. کارتشو بزار رو گوشیت صاحبش رو در بیار

    • نویسنده دیدگاه: سحر
      28 فروردین 1393

      خیلی درد داره واقعا…چطور با این حرکاتش کنار می آی؟

  209. نویسنده دیدگاه: تنها
    22 اسفند 1392

    سلام شوهرم بهم خیانت کرد والان 10 روزه نه زنگ زده نه اومده…ما الان 3 ساله تو عقدیم و اون یه شهر دیگست و من مشهدم با اینکه بهم خیانت کرده اما دوستش دارم وخیلی دلتنگشم اما اون بی معرفت انگار نه انگار که من هستم..عشق ما تو فامیل زبون ضد همه بود وقتی فهمیدم خیانتشو 2روز بیمارستان بودم اما اون به روی خودش نیاورد چه جوری ببخشم خیانتشو؟چه جوری ببخشم بی محلیشو؟؟؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      16 فروردین 1393

      سلام نبخشش

    • نویسنده دیدگاه: تارا
      03 اردیبهشت 1393

      به نظر من همچىن مردى لاىق عشق نىست تا نرفتى سر خونه زندگى ازش جدا شو.
      چون کسى که در زمان عقد اىنجورىه واى به حال موقعى که برىد زىر ىه سقف.خلاصه درست عمل کن وگرنه تا اخر عمرت پشىمونى.

  210. نویسنده دیدگاه: مهسا
    18 اسفند 1392

    سلام به همگی به نظرمن خیانت جزیی ازذات مرداست مخصوصااینکه پولداشته باشن که دیگه غوغامیکنن باهیچی نمیشه کنترلشون کرداگرکسی بخوادبایه همچین مردی زندگی کنه بایدظرفیت خودشوببره روی 1000تابتونه دووم بیاره مخصوصااینکه اینجورمرداهمیشه دنبال یه چیزدیگه هستن وچیزی نمیتونه ارضاشون کنه امابایداینودونست که هیچی عوضشون نمیکنه فقط میتونین بیتفاوت باشین تابتونین اززندگی واقعی خودتولذت ببرین وگرنه همش بایدقصه خیانت های بینهایت مرداروبخورین که تمومی نداره وخصلت اینجورمردااینه که چون خودشون خیانت میکنن همیشه دنبال یه نقطه ضعف ازطرف مقابلشون هستن که خیانتشون روتوجیه کنن ویه خصلت دیگشون هم اینه که به کسی که باهاشون هستن اجازه رفتن به جایی رونمیدن چون میترسن که بهشون خیانت بشه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      16 فروردین 1393

      ای ول راس میگی

  211. نویسنده دیدگاه: نوشين
    16 اسفند 1392

    بعضي از مردها دليلي براي خيانت ندارن ،فقط دوست دارن با خانمهاي ديگه رابطه داشته باشن ،خيلي خيلي عذاب آوره خيانت مرد به زن

  212. نویسنده دیدگاه: هومی
    14 اسفند 1392

    زندگی پر از فراز و نشیب است . هر زمان که در چاله ای افتادیم باید بگردیم تا علت این سقوط را در خودمان پیدا کنیم. “کارما” در جهان حاکم است و به هیج وجه شوخی ندارد. مراقب کوچکترین کارهای خود باشیم تا در چاله نیفتیم.
    توضیح: کارما: قانون عمل و عکس العمل حاکم در جهان – از هر دستی بدهی از همان دست می گیری.

  213. نویسنده دیدگاه: هومی
    14 اسفند 1392

    به نظر من خیانت بی معناست. انسانها در انتخاب رابطه آزاد هستند. طبیعت هم همین گونه هست. به جای فکر کردن به خیانت باید به این فکر کرد که چگونه می توان کامل بود. هیچکس به یک انسان کامل خیانت نمی کند. ریشه خیانت شریک زندگی در عادتهای بد خودمان است. و این راهی است که طبیعت انتخاب می کند تا به ما بگوید که باید اصلاح شویم. قطعا هیچ دو نفری (مخصوصا ای روزها) بدون عشق زندگی مشترک خود را شروع نمی کنند. اما مسئله بعد از شروع زندگی شروع می شود. مثلا آقا می خواهد مثل زمان مجردی باشد و به کارهای قبلی اش ادامه دهد. سیگار بکشد هر از گاهی مشروی بخورد و یا مثلا با دوستان مجردش بیرون برود. در این زمان همسر احساس می کند که به او ظلم شده و در صدد تلافی و یا به زبان دیگر مقابله به مثل می گردد و عکس این نیز وجود دارد. به نظر من قبل از گرفتن انگشت به سمت دیگران اول انگشت انتقاد را به سمت خودمان بگیریم و سعی در کامل شدن به روش ترک عادات قدیمی کنیم. باید نو شد. باید با دقت موشکافانه خود را تحلیل کنیم و نقاط ضعف خود را اصلاح کنیم. و همیشه یادمان باشد که محال است کسی نداند چه اشکالاتی دارد. فقط باید قبول کرد و آدم شد.

  214. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    14 اسفند 1392

    سلام به نظرمن خیانت تو خون مرداس …من که دیگه از دست شوهرخیانتکارم خسته شدم.با وجود اینکه 5ماهه بوداز ازدواجمون میگذشت از رابطه شوهرم با دوست دخترش باخبر شدم از اون روز تا حالا دیوونه شدم و شوکه هیچی واسش کم نذاشته بودم اما……تو خونشونه…..کاریش نمیشه کرد..

  215. نویسنده دیدگاه: سارا
    13 اسفند 1392

    فکر میکنم کاری که من در برابر خیانت همسرم کردم هیچ زنی تا حالا نکرده و البته توصیه هم نمیکنم. من 6 ساله ازدواج کردم و یک دختر دارم. 27 سالمه . من و همسرم خیلی همدیگر رو دوست داریم به حدی که من با وجود اینکه میدونستم همسرم با یک زن متاهل رابطه دوستانه ای داره ولی خیلی دنبال این نبودم که موضوع رو بروش بیارم و ثابت کنم چون از زندگیم لذت میبردم و همسرم هم هیچ کاری نمیکرد که من متوجه بشم یا ناراحت. اما من بدلیل اینکه زن با هوشی هستم هر بار که میخواستم میتونستم سر از کاراش در بیارم. خلاصه اینکه بالاخره بعد این 6 سال بهش گفتم که دیگه خسته شدم تا کی میخوای فکر کنی من نمیدونم!! تا کی میخوای این بازی رو ادامه بدی وقتش رسیده انتخاب کنی؟! بعد اینکه کلی اونو تحت تاثیر قراردادم و رابطه اش رو با اون زن به هم زد شروع کردم با اون زن دوست شدن!! من آدم آروم و منطقی هستم با هاش دوست شدم و علت این کارش رو جست و جو کردم بهش قول دادم کمکش کنم تا اونم از زندگیش لذت ببره ! حالا طوری به من وابسته شده که همش میگه نکنه شوهرت بفهمه و تو رو از من بگیره! با این کار هم زنه تو مشتمه هم ازش کلی تجربه و حرف در مورد شوهرم گرفتم که خیلی کمکم کرد. البته این دوستی یک استثناست چون ما دورا دور همدیگر رو میشناسیم. خلاصه من دوستیشون رو با دوست شدن به هم زدم. البته نیت من خدا پسندانه و خیر خواهانه بود که در اون زن اثر کرد.

  216. نویسنده دیدگاه: من
    10 اسفند 1392

    مردها بالاخره خیانت میکنن هر کدوم به یه شکلی ……این ذاتشونه و درست بشو هم نیست….اینی که میگم رو خودشون هم میدونن اما فقط کتمان میکنن …
    پس حیف انرژی و شادی که در راه کشف خیانت بکار برده بشه…..چرا این مسئله شده کابوس و نقطه ضعف ما خانومها!!!!!!چرا مثلا از توهین یا دروغ تا این حد نمی ترسیم؟بیایم نیاز به دوست داشته شدن رو کنترل کنیم….اونوقت میبینید چطور اوضاع عوض میشه

  217. نویسنده دیدگاه: رزیتا
    02 اسفند 1392

    سلام.درسته که انسان جایزه الخطاست.ولی بعضی از آقایون دوباره به خیانتشان ادامه میدهند وبه همسرشان اطمینان میون که دیگه ارتباطی وجود نداره.حالا به نظر شما باید چی کار کرد؟

  218. نویسنده دیدگاه: zizi
    30 بهمن 1392

    خیانت سخته وفراموش کردنشم سخته.مرد یا زنی که خیانت میکنه رو باید بخشید اخه انسان جایزو الخطاست.

  219. نویسنده دیدگاه: fatideh
    20 دی 1392

    مرسی دوس داشتم مخصوصا قسمت خوردن آب که دیگه سکته نکنیم فلج بشیم زن هارو بیارن و جلوی چشممون خیانت کنن

  220. نویسنده دیدگاه: بهار
    19 دی 1392

    این حق نیست که با این توجیه که مردها تنوع ظلبند کارشونو ندیده گرفت این کار قبیح و زشت هیچ توجیهی نداره

  221. نویسنده دیدگاه: Diamond
    18 دی 1392

    اگه شما جای من بودین سراغ دختره می رفتیم یا با همسرتان حرف میزدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حال کدوم رو بگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  222. نویسنده دیدگاه: ساناز
    18 دی 1392

    یکم به صفحه خودمونی و پیغاماتون توجه کن.به من بر نمیخوره اما شما هم که راه همسرتون رو در پیش گرفتید خودتون رو بذارید جای یه زن حامله که شوهر بیکار و کامپیوتر باز و چت باز با خانم ها داره چه فرقی میکنه؟

  223. نویسنده دیدگاه: ساناز
    17 دی 1392

    فائزه خانم اگه راحت شدی چرا یکی دیگه رو داری گفتار این موضوع میکنی.همون قدر که واسه تو سخت بوده واسه یه زن دیگه هم سخته.

    • نویسنده دیدگاه: فائزه
      17 دی 1392

      من با کسی کاری ندارم چرا فوری بهتون بر میخوره

  224. نویسنده دیدگاه: فائزه
    17 دی 1392

    من 7 سال تحمل کردم همه چیزو علنی میدیدم ولی الان خدا رو شکر جدا شدم و به ارامش رسیدم

  225. نویسنده دیدگاه: diamond
    16 دی 1392

    من 4 ساله که ازدواج کردم هر 4سال همسرم به من خیانت کرده چرا شو نمیدونم هیچی به اندازه چرا های مغزم منو اذیت نمیکنه چرا چرا چرا چرا چرا چرا
    به من کمک کنید بهش بگم که این 4 سال میدونستم یا نه ساکت بمونم

    • نویسنده دیدگاه: علی
      16 دی 1392

      بهش بگو و چراهارو از خودت دورکن شاید بفهمه ک داره خیانت میکنه ودست از کارش برداره وگرنه تازنده ای از زندگیت لذت نخواهی برد حتی اگه بهت بهترین زندگی روفراهم کنه

      • نویسنده دیدگاه: Diamond
        18 دی 1392

        علی عزیز
        ممنون از پیغامت من نمی خوام رویم به شوهرم باز بشه می ترسم بگم بهم بگه همینی هست می خوای بمون میخوای نمون

    • نویسنده دیدگاه: فرناز
      16 دی 1392

      Diamondعزيز اول بخاطر صبرت بهت تبريك ميگم اما گلم چي تو زندگي ارزش اين همه تحقيرو داره ٤سال يه عمره حتما حتما برو پيش مشاور واقعا كمكت ميكنه

      • نویسنده دیدگاه: Diamond
        18 دی 1392

        فرناز عزیزم
        ممنون از پیغامت منتظر ببینم بازم ادامه میده یا نه فعلا خبری نیست امیدوارم تمام شده باشه
        من زندگی مو دوست دارم از طلاق هراس دارم

  226. نویسنده دیدگاه: ش..ک ..
    15 دی 1392

    منو شوهرم همدیگه رو خیلی دوس داشتیم و البته الانم داریم یه هفته پیش سر یه ساعت باید میرفتم دانشگاه اما یه چیزی جا گذاشتم از وسط راه برگشتم رفتم خونه دیدم در قفله کلیدم پشت دره. نمیتونستم درو باز کنم مونده بودم پشت درخونه.. حساب کار دستم اومده بود بعد یه ربع تقلای من درو باز کرد گفت حموم بودم من باور نکردم تموم خونه رو گشتم تا بالاخره پیداش کردم دختره تو کمد بود از شدت شوک فقط بهش گفتم برو بیرون بعد از اینکه از خونم رفت حالت جنون گرفته بودم مث دیونه ها گریه میکردم آخه هیچ کمبودی تو زندگی عشقمون نداشتیم زنگیمون پر از عشق و بوسه و محبت بود اگه بگم مث دیوونه ها همدیگرو دوس داشتیم باورتون نمیشه… میخواستم برم و این زندگی رو تموم کنم دست وپام گرفته بود میگفت نرو غلط کردم دست و پامو میبوسید میگفت ببخشید بخدا به قرآن دیگه هیچوقت تکرار نمیشه فقط منو ببخش بگذر نمیذارم بری اما من مث دیونه ها بودم اونقدر گریه کردم اونقدر گریه کرد محکم منو گرفته بود نمیذاشت برم میگفت یه شانس دیگه بهم بده یه فرصت دیگه بهم بده… بخدا هیچ کاری نکردیم… اشتباه کردم… یه گلدون زد تو سرش میگفت خیلی اشتباه کردم زندگیم و نابود کردم من چقدر خرم منو ببخش تورو خدا تنهام نذار.. وضعم خیلی وحشتناک بود… بالاخره بعد چندین ساعت که تو اون وضع بودیم تصمیم گرفتم ببخشمش بخاطر عشق عمیقی که تو قلب خودم داشتم.. نه چیز دیگه.. اونم شبش غسل کرد توبه کرد و خیلی پشیمون بود فقط مراقب من بود.. که از ناراحتی درم بیاره قول داده دیگه تکرار نکنه هیچوقت به عشقمون خیانت نکنه .. تو این چندروزه همه حقوفشو داده کلی کادو برام خریده تا من خوشحال بشم از فکر دربیام…شبا محکم بغلم میکنه تا خوابش ببره خطاشو بهم داده یه خط دیگه براش گرفتم الان یه هفته گذشته من آرومتر شدم دیگه هر لحظه به اون موضوع فکر نمیکنم ولی فراموش نکردم گهگاهی یادم میوفته به شدت گریه میکنم …نمیدونم کار درستی کردم یا نه…

    • نویسنده دیدگاه: لی لی
      03 تیر 1393

      به نظرم زود بخشیدیش کارش بسیار وقیحانه و بد بوده مواظب باش از یک سوراخ 2 بار گزیده نشی فکر میکنم باید حتما یا هم نزد مشاور برید تا موضوع بررسی بشه وریشه ای حل بشه اینقدر زود خام نشو برات دعا می کنم

  227. نویسنده دیدگاه: فرناز
    12 دی 1392

    اگه بياد بهت بگه مطمئن باش بيشتر ميسوزي حاضري هر كاري كني كه بگه دروغ گفته عزيزم تو يه خانمي خودتو زير سؤال نبر اگه ميخواي زندگي كني حرمت خودتو نگار دار اينكه تو چشمت نگاه كنه بگه من بودم بخدا حالتو بدتر ميكنه سعي كن مشكلاتتونو حل كني اگه بهت راستشو بگه داغون ميشي ديگه جوني برات نميمونه كه زندگيتو بسازي

  228. نویسنده دیدگاه: میترا
    11 دی 1392

    ای کاش شوهرم به خیانتش اعتراف می کرد بخدا می گذشتم چیزی که عذابم میده چیزی که داغونم کرده جراته اعتراف نداره با من روراست و صادق نیست.ای کاش همه واقعیتو می گفت و من میبخشیدمش و تموم میشد اما داره بازم گندشو پنهون می کنه که نرم سر وقته دختره چیکار کنم بگذرم یا طلاق بگیرم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کمکم کنید

    • نویسنده دیدگاه: بهروز
      11 دی 1392

      l میترا خانم همچین بلایی سرم من هم امد دو هفته پیش ،با یه غریبه درد دل کن ،کاری ازت بر نماید باید سوخت وساخت تازه برا مردا خیلی سختتره تا خانمها

  229. نویسنده دیدگاه: میترا
    11 دی 1392

    سلام توروخدا کمکم کنید دیروز شوهرمو با ی دختر دیدن،شوهرمم طرف و دیده اما قبول نمیکنه میگه دروغه محضه.اما مثل روز روشن داره دروغ می گه.دستش رو رو قران میزاره میگه نبوده اما رفتارش کاملا مدتیه عوض شده من خودم به این قضیه ایمان دارم که چیزی هست.من با 4سال ازدواج کردم شوهرم بچه دوست نداره.من عاشق شوهرمم عاشق زندگی مم اما دنیای ما باهم خیلی فرق داره.اما دلیلش خیانت نیست توروخدا خواهش می کنم کمکم کنید خیلس سخته خیلی دارم عذاب می کشم

    • نویسنده دیدگاه: بهروز
      11 دی 1392

      خدایا

      مگزار دعا کنم

      که مرا از دشواریها و خطرهای زندگی

      مصون داری،بلکه دعا کنم تا در رویارویی با آنها

      بی باک و شجاع باشم.

      مگزار از تو بخواهم

      درد مرا تسکین دهی،بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      18 دی 1392

      سلام میترا جون .به این فکر کن که زندگی شادی رو برای خودت وهمسرت به وجود بیاری منم این احساس خیلی بد ووحشتناک رو تجربه کردم ولی با جو موجود در جامعه این کارها شاید خیلی غیر عادی نباشه ولی هر کسی که خودش داره پاک زندگی میکنه توقع داره عشقش هم در برابرش پاک باشه عزیزم اروم باش وتوکل کن به خدای بزرگ.

  230. نویسنده دیدگاه: aka ana
    25 آذر 1392

    همه مردهاتنوع رودوست دارن امایک زن نبایدمثل مردعمل کته هرخانومی بایدقیمت خودشوبدونه کسی پیدانشدکه بتونه روجسم من قیمت بزاره چون ارزش من برترازتمام دنیاست سختیهای زیادی روتحمل کردم کارکردم زحمت کشیدم خیانت یک زن روتصدیق نمیکنم

  231. نویسنده دیدگاه: کوروش
    25 آذر 1392

    با تشکر از مطلب خوبتون البته این مطالبی که شما نوشتید اگه نگیم فقط ولی بیشتر به درد کسانی می خوره که نه تنها متأهل هستن بلکه بچه هم دارن آدم یاد سریال زیر آسمان شهر می افته وقتی که شخصیت دکتر نمی دونم چی که کامران ملک مطیعی بازی می کرد داشت مهران غفوریان رو نصیحت می کرد که بخاطر بچه هاش طلاق نگیره 😀
    خلاصه که باید کمی بیشتر گسترش داده بشه تا کامل تر بشه

    و بعدشم برام جالب هست که چرا فقط مردهاخیانت کار شناخته شدن؟!
    البته پوستر طراحی شده شما هم چندان بی تأثیر نیست ولی زنان خیانت کار هم داریم که به نظر من خیانت جنسی یک زن در حد اعتیاد یک مرد خانمان سوز هست….

  232. نویسنده دیدگاه: مريم
    25 آذر 1392

    من شوهرم از من يه مدتي دور بود تو يك كشور ديكه بود تا اومد فهميدم كه به من خيانت ميكنه وبا يه دختر اشناست اون كلي كريه كرد كه ببخشمش منم بخشيدمش الان هم جند ماه كزشت منم اصلا نميتونم بهش دوباره اعتماد كنم با اينكه خيلي داره تلاش ميكنه كه عوض شده ولي باورش نميكنم
    ميخوام امتحانش كنم كه خيالم راحت بشه ديكه كمكتونو ميخوام!!!!!

  233. نویسنده دیدگاه: نازنین
    23 آذر 1392

    سلام من 10 ساله ازدواج کردم 4 ساله بچه دار شدم الان 2 تا دختر دارم بعد از تولد دختر بزرگم متوجه خیانت همسرم شدم یکی دو بار براش رو کردم کلی معذرت خواهی کرد و گفت دوستام باعث شدن منم بخشیدمش ولی همچنان ادامه میده و هر دفعه با یکی هستش اصلا نمیدونم چی کار کنم تو رو خدا منو راهنمایی کنین من 27 سالمه

  234. نویسنده دیدگاه: ایلیا
    21 آذر 1392

    سلام ساراخانم بهش فرصت بیشتری بده تاخودشونشون بده بعداز چندماه امتحانش کن اگه خوب شده بودباهاش بمون اگه خوب نشده بی خیالش شو چون بعدش توزندگیت همش بایدغصه بخوری

  235. نویسنده دیدگاه: سارا
    21 آذر 1392

    من3سال با یه پسری دوست بودیم انقدر عاشق هم بودیم که 9ماه پیش نامزد کردیم سرویس مدرسه میبره با یه دختره 18 ساله دوست شده به طور اتفاقی متوجه اس ام اس هاشون شدم وتی قسم میخوره رابطه خاصی نداشته باهاش چکار کنم شب و روزم تیره شده در ضمن من 20 سالمه

    • نویسنده دیدگاه: سارا
      13 اسفند 1392

      عزیزم غصه نخور تو خیلی کم تجربه ای بهش فرصت بده هر کسی میتونه اشتباه کنه بخصوص اول راه و توی سن و سال شما مطمعن باش اینکار به عشق و دوست داشتن بین شما هیچ ربطی نداره و همش سر جاشه این فقط یه کنجکاوی و هیجان طلبی اشتباه از طرف اونه بهتره محکم باشی و موضوع رو بیشتر از این بروش نیاری چراکه ممکنه از اینکه مدام از طرف تو زیر سوال میره و طرد میشه ازت دور بشه مواظبش باش ولی بروی خودت نیار و بیشتر از همیشه کنارش باش.

  236. نویسنده دیدگاه: ایلیا
    20 آذر 1392

    اشتباه رو با اشتباه جواب نده سعی کن راه حل پیداکنی

  237. نویسنده دیدگاه: الهام
    20 آذر 1392

    با سلام.بعد از خیانت همسرم تمام راههایی که شما گفتید رو امتحان کردم جواب نداد. داشتم دیوانه می شدم.چون بعد از اون ارتباط ،مرد کثیف من به مدت 9 ماه با من هیچ رابطه ای نداشت! چون اون دختر جوان تر از من بود و قاعدتا چون فاسد بود بهتر از عهده ی مسایل بر می آمد!یک بار و برای همیشه به شوهرم خیانت کردم و هرگز پشیمون نیستم.از ثروتش استفاده می کنم و چون بهش خیانت کردم دیگه از دستش ناراحت نیستم..به قول قدیمیها چیزی که عوض داره ،گله نداره!!!!!

    • نویسنده دیدگاه: ایلیا
      20 آذر 1392

      الهام خانم به این زندگی نمیگن برو پیش مشاور
      نظره من طلاق است خیانت کار اشتباهی ست

  238. نویسنده دیدگاه: ناشانس
    19 آذر 1392

    لیلاجون سلام به خاطربچه هاببخشش اماتا زمانیکه پیش مشاور نری مشکلت حل نمیشه حتماپیش مشاور برو.اونوقت هم میتونی بهش اعتماد کنی هم شوهرت اگه زندگیشو دوست داشته باشه ازاین کار متننفر میشه…همینطورشمانیلوجون…

  239. نویسنده دیدگاه: لیلا
    19 آذر 1392

    سلام همسر من یک زن رو به مدت یک سال صیغه کرده وبعد خوذش بهم گفت ولی بهم قول داده دیگه این کارو نمیکنه من به خاطر دو تا بچه هام قبول کرذم ولی اصلا بهش اعتماد ندارم ازتون میخوام کمکم کنید و راهنمایم کنید تا یک تصمیم درست بگیرم

  240. نویسنده دیدگاه: نیلو
    19 آذر 1392

    سلام من 1ماه عقد کردم شوهرم یه مدت کم میومد خونه بابام بش میگفتم چرا اینجور شدی میگفت به خدا دوست دارم همینجوری نمیام.یکی از خیلی نزدیکام اونم بش میگفت بیا تا اینکه یه روز از گوشی دختره بش اس دادم درباره من حرف میزد بام قهر بود که بدون اجازش کاری کردم منم بجا اون دختر باش حرف میزدم بعد گفت ببخش که چند بار گفتی نیومدم چون دلیل داشتم منم گیر دادم که دلیلت چیه بعد گفت نمیخواستم زنمو از دست بدم یا خیانت کنم چون بعضی وقتا شیطون میومد سراغم واسه همین نمومدم که این تمام بشه بعد بیام وقتی میخوندم باورم نمیشد رفتم بیشش حلقشو بش دادم گریه میکرد مثه بارون گفت دوست داشتم که نمیومدم که این فکرم تمام بشه خیلی گریه کرد تا امروز اون کسیم که از گوشیش به شوهرم اس دادم نمیدونه لطفا کمکم کنید بگین چیکار کنم تورو خدا من منتظرم اون دختر خواهرمه

    • نویسنده دیدگاه: ایلیا
      20 آذر 1392

      نیلو خانم شوهرت اشتباه کرده ولی حالا میخواد راه درست روبره کمکش کن
      ولی چند ماه بعد باز امتحانش کن

    • نویسنده دیدگاه: ساناز
      25 آذر 1392

      به نظر من دختر خواهرتو میخوای چیکار کنی؟من بودم تمومش میکردم.بازم ما در جایگاه تو نیستیم عزیزم با یک مشاور مشورت کن

  241. نویسنده دیدگاه: اوا
    17 آذر 1392

    باسلام…باید بگم مرد یا زنی ک ب همسرش خیانت میکنه مطمئنا لیاقت همسرش رو نداشته… ازونجایی ک خلایق هر چ لایق نباید باهاشون ادامه داد.فرصت و محبت و جذب کردنشونم کشکه….ازنظر من مردی اگه فقط خیال خیانت از سرش بگذره دیگه بدرد نمیخوره…چون حتما فرصتشو نداشته اگه پیش بیاد بدش نمیاد…پس توصیه م ب دوستان عزیز اینه ک اگه خیانت دیدید بدونید طرفتون لیاقت زندگی با شمارو نداشته…پس ترکش کنید بی معطلی و ناراحتی…!!! 👿

  242. نویسنده دیدگاه: بدشانس
    17 آذر 1392

    سلام .الان اونقدر گیج شدم نمیدونم چطور باید خودشوثابت کنه.هرتضمینی میخوام حتی سفته پونصدمیلیونی قبول کرده .اما مهم اینه که من دیگه کنارش ارامش ندارم….اصلاچرامردامیرن سراغ کس دیگه………..دارم دیونه میشم ماخیلی عاشقانه زندگی میکردیم ………..اماهمه چی خراب شد…

  243. نویسنده دیدگاه: بدشانس
    17 آذر 1392

    شوهرم بهم خیانت کرده میخوام ازش جداشم خیلی گریه میکنه مدام التماس میکنه میگه دوست دارم اگه بری سربه بیابون میذارم.امادیگه نمیتونم باهاش زندگی کنم.امادلم براش میسوزه .چون برای باردوم که خیانت کرده دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم .پیش مشاور رفتیم میگه ی فرصت دیگه بهش بده اما من گذشته رونمیتونم فراموش کنم.ازشماخواهش میکنم کمکم کنید.به نظرشما میتونم دوباره بهش اعتمادکنم.وآیا راست میگه که دوستم داره؟؟؟؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: علی
      17 آذر 1392

      بذار خودشو نشون بده برات ثابت کنه چقد براش عزیزی فقط زیاد سخت نگیر از کم سخت گرفتن شروع کن بعدش کم کم زیادش کن تادیگه دنبال خیانت نره

  244. نویسنده دیدگاه: شیما
    16 آذر 1392

    شوهرم خیلی سعی میکنه که بهم نشون بده بهتر شده ولی من دیگه اون حسی که قبلا داشتم و ندارم

    • نویسنده دیدگاه: علی
      16 آذر 1392

      سلام شیما خانم بیشتربهش فرصت بده ومثل قبل باهاش خوب باش واگه شک کردی زودقضاوت نکن یکبار امتحانش کن بعد تصمیم بگیر ولی ایشاا…که خوب شده

  245. نویسنده دیدگاه: شیما
    16 آذر 1392

    سلام بچه ها من چند روزه شوهرم و بخشیدم.ولی اصلا احساس خوبی ندارم روز به روز بدتر میشم

  246. نویسنده دیدگاه: علی
    16 آذر 1392

    این یک بیماری محسوب میشه واز خانواده اعتیاد به مواد مخدر میباشد که باعث از هم پاشیدن کانون گرم خانواده میشه ودرمانش همانند اعتیاد سخت و زمان بر هست به این راحتی درمان نمیشه

  247. نویسنده دیدگاه: مریم
    16 آذر 1392

    سلام
    من حدود 3 ماه پیش از طریق یکی از دوستام به آقای آشنا شدم و ایشون به من پیشنهاد دوستی دادن متاسفانه ابتدای دوستی خیلی خوب شروع شد اما بعد مدتی حالاتش کاملاٌ تغییر کرد و من از متوجه شدم که ایشان از ابتدا دوست دختر داشته و به من اعلام میکرد که هیچکس در زندگیش نیست وقتی موضوع را باهاش در میان گذاشتم اعلام کرد که دوست دختر قبلی ایشان بوده و فقط برای تسکین و فراموش کردن اون خانم ودست از سرش برداره جواب تلفن هاشو میده و تا جایی که حساسیت من بیشتر و بیشتر شد و فهمیدم که اون دختر بیچاره از چیزی خبر نداره و داره از طریق من به اون دختر خیانت میکنه در اصل به هر دوتای ما خیانت میکرد با این که بهش علاقمند شده بودم ولی چون فهمیدم آدم بوالهوسی هستش و ارزش عشق پاک و بی ریای منو نداره باهاش امروز قطع رابطه کردم دورغ نگم الان خیلی ناراحتم.

    • نویسنده دیدگاه: علی
      16 آذر 1392

      سلام ناراحت کننده بود وفقط مشاور میتونه راهنماییتون کنه

  248. نویسنده دیدگاه: امیر
    15 آذر 1392

    سلام خدمت دوستان به عنوان یه جوون مجرد معتقدم کلید تمام مشکلات دوری از سبک زندگی اسلامی است هر چند باید قبول کنیم کسی هم اونو به خوبی معرفی نکرده وکسی هم به دنبالش نبوده ولی با سعه صدری که منشا اون فهم بالاست ومشاوری که درک خوبی نسبت به اسلام داره وتوکل نسبت به خدا مسکلات قابلیت حل دارن

  249. نویسنده دیدگاه: شیما
    13 آذر 1392

    سلام منم یکی از اون ادمایی هستم که بهش خیانت شده22 سالمه شوهرم 30 سالشه 2 ماهه ازدواج کردم الان 2 روزه که فهمیدم شوهرم بهم خیانت کرده 1 هفته با یه زن که شوهرم داشته تلفنی حرف زده انق ناراحتم که خدا میدونه من هنوز عکسای عروسیم و نیاوردم……………….بخدا انقد بهش محبت میکردم همیشه به خودم میرسیدم از لحاظ ظاهرم خیلی خوبم ولی نمیدونم چرا سزاوار این کار بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دیگه نمیتونم بخندم یا حرف بزنم گوشه گیر شدم شوهرم همش گریه میکنه نماز میخونه میگه به خدا توبه کردم بهم فرصت بده جبران میکنم بچه ها تورو خدا بهم بگین چیکار کنم؟ 😥 😥 😥 😥 😥 😥

  250. نویسنده دیدگاه: سارا
    11 آذر 1392

    لعنت به مردهاي خاعن دارم داغون مي شم شوهرم رو خيلي دوست داشتم ولي بهم خيانت مي كنه

  251. نویسنده دیدگاه: امیر
    11 آذر 1392

    تنها وخسته ازدوست داشتن در حد پرستش خانمم.هرگاه مردی خیانت میکند حتما خانمی خائن هم دست اوست با دسته گل به خانه میایم پیشانیش را بوسه باران میکنم هیچ وقت به خواسته ام تن نمیدهداز سر درد کرفته تا……..هزاران درد بی درمان.با سلاحی به جنگم امده در حسرت بمب هسته ای هستم وقتی که نمازش تمام میشود دعایش این است خدایا حس جنسی شوهرم را از بین ببر قربون خدا برم هر رور حسم نابودم می کند چه حکمتی هست پشت پرده نمیدانم خواهش میکنم از عزیزان راهی نشانم دهیدکاش سلاح خانمم بسوزد که احساس مرا نشانه رفته تا به حال خودم را مردانه از گناه دور داشته ام دیگر تحملم را از دست داده ام کمکم کنید کم———————————————————–ک

  252. نویسنده دیدگاه: عاشق بدبخت
    10 آذر 1392

    من زنم بهم خیانت کرده، با همکلاسی قدیم دانشگاهش چت میکنه، وقتی دیدم میخوان با هم قرار ملا قات بذارن نتونستم طاقت بیارم و قضیه رو رو کردم
    اولش گفت من نبودم و منو هک کردن ولی وقتی کل مطالب تایپ شده رو براش آوردم دیگه نتونست انکار کنه.
    لطفا به من بگین چیکار کنم؟ داغونم. دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم. رهاش کنم؟ بچه نداریم. بهش فرصت بدم؟
    خواهشا اونایی که تجربه کردن کمک کنن

    • نویسنده دیدگاه: میترا
      11 دی 1392

      اگر واقعا همسرتون از کارش پشیمونه وش ما و زندگیشو دوست داره و برای اولین باره که این اتفاق می افته بهش ی فرصت دوباره بدید که اگر دوباره نشد اونموقع قابل بخشش نیست اما شاید واقعا ی اشتباه بوده بهش فرصت بدید

  253. نویسنده دیدگاه: مهتاب
    09 آذر 1392

    میتونم فقط بگم مردا کلن خیانت کار هستن

    • نویسنده دیدگاه: مهدی
      09 آذر 1392

      خدمت مهتاب خانم باید بگم سخت در اشتباهه. نود درصد تو این زمونه زنها هستن که خیانت میکنن. یکیش زن خود منه که داره بهم خیانت میکنه. البته در واقع به خودش خیانت میکنه

  254. نویسنده دیدگاه: دل سوخته
    08 آذر 1392

    منم شوهرم بهم خیانت کرد سه تابچه دارم از بین 48 خواستگار انتخابش کردم وقتی فهمیدم گفت نیاز جنسی نداشتم ولی اون بهتر از تو حرف میزنه و الان دوباره دیر میاد خونه با خودم می گم بچه هام ارزششو دارن که رهاش کنم و بزارم هر کار دوست داره بکنه ولی نمی تونم داغونم در عین حال زورم بهش نمی رسه هر روز برا دیر اومدنش دلیل می آره

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      عزیزم فقط به بچه های فکر کن صبر کن تا آنها بزرگ بشوند و سر و سامان بگیرند و آن مردی که هرزه شد اگر زنش (حوری بهشتی) باشه بازم خطا میکنه لطفا طلاق نگیر و اجازه بده فرزندانت در خانواده بزرگ بشوند

  255. نویسنده دیدگاه: mahtab
    07 آذر 1392

    نمیدونم والا خیلی سخته درد خیانت کشیدن واقعا خدا باید صبر ایوب بده من که عمرا بتونم تحمل کنم

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      مادر بودن مسئولیت بزرگی است و تنها. خوشبختی بچه هاست که مادر را ارضا میکنه پس مرد هرزه را فقط به دست خدا میسپاریم و مطمن هستم که رنج میکشد و تقاس بدی هایش را حتما میدهد

  256. نویسنده دیدگاه: MARRY
    06 آذر 1392

    سلام دوستان.به نظرتون پسری که تو دوستی خیانت کنه و حین دوستی به دختر دیگه ایم پیشنهاد بده ممکنه در آینده تو زندگی مشترکشم این کارو کنه؟؟؟ خواهش میکنم جواب بدین که بتونم درست تصمیم بگیرم.(من به روش آوردم با هم صحبت کردیم میگه قصدم با اون دختر دوستی نبود کل انداختن با دوستاش بوده گفت دیگه تکرار نمیکنه ولی چشمم آب نمی خوره میشه کمکم کنید)

    • نویسنده دیدگاه: sepide
      06 آذر 1392

      عزیزم پسری که رفته با کسه دیگه ای دوست شده و دوباره برگشته با تو و توهم قبول کردی دقیقا مثل لباس چرکی میمونه که دوباره بخوای اونو تنت کنی
      حالا تصمیم با خودته

      • نویسنده دیدگاه: BEHNAZ
        10 آذر 1392

        موندن کنار تو لیاقت میخواد نه بهانه …………با صدای بلند بگوو برو به درک

    • نویسنده دیدگاه: magic
      07 آذر 1392

      من یک نمونه از کسی هستم که مدام توجیح کردم ولی الان بعد 4 سال تازه متوجه رابطه( س ک س) داشتنش با یکی شدم همیشه فکر می کردم در حد شیطنت امانبود ما نزدیک 4 سالم دوست بودیم و همیشه وقتی مچشو میگرفتم به یک نحوی توجیح میکرد

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      اعتمادتان این پسر!!!!تنوع طلب و ۲رو است بازم دلت را میشکنه

  257. نویسنده دیدگاه: برق
    05 آذر 1392

    من ھم تا حالا عاشق شدم .ولی از زندگی مشترک متنفرم چون اگر بھم خیانت بشھ باید ھم خودمو ھم اونو بکشم بھ نظر من راھ حلش فقط ھمینھ

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      اگه مرد زندگیت هرزه شد!رهایش کن و به خودکشی فکر نکن. از زندگی شخصی ات لذت ببر، بی خیال نامرد ها

  258. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    04 آذر 1392

    چرا مردا خیانت. میکنن؟

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      چون نمی فهمد که تو دوستش داری و به زندگی در یک لحظه فکر میکند. عمق لذت همسر داری را درک نمیکند تنوع طلب است و میخواهد ببیند چه تعداد خانم حاضر به دوستی و همبستر شدن با او هستند!!!!!!خودش را محک میزند

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      09 آذر 1392

      چگونه باخیانتی که بهم شده
      کناربیام

    • نویسنده دیدگاه: بهناز
      10 آذر 1392

      چون ارزش خودش در اون حده ……….. بی لیاقت و بی ریشه ان چون عزیزم

  259. نویسنده دیدگاه: معص
    04 آذر 1392

    سلام ،من م شووهرم رو تو خونه با ی دختر دیدم برام خیلی سخت بود تا چند ماه مث دیونه ها بودم ،اما تعهد و گریه زاری راه انداخت هرچندادز گلوم پاین نمیره اما بخشیدمش ای کاش نمیبخشیدم. چون بازم تکرار میکنه.

  260. نویسنده دیدگاه: magic
    02 آذر 1392

    نمیدونم چرا پیغامم دیده نمیشه؟

  261. نویسنده دیدگاه: بيچاره
    02 آذر 1392

    سلام من از قبل ميدونستم شوهرم اينكارا را ميكرده تو دوران مجردي ولي انتخابم اشتباه بود شوهرم زندگي دومش بود و من هم زندگي دومم بود ولي باز ميبينم دنبال دوست دختر و روابط جنسي چيزهايي ديدم ازش كه الان تا تنها ميشم غصه ميخورم كه چرا انتخابش كردم همه ميدونستن اين اخلاقها را داره اون روز خواستگاري گفت وقتي بياي ديگه همه ميرن كنار ولي متاسفانه همه مردها سرگرم كار و زندگين و شوهر من علاوه بر كار به رابطه هاشم فكر ميكنه تا ميفهمم پاك ميكنه الان هم فيسبوك و پيامهاي همسريابي و اينكه ميگه مجردم در حاليكه دو تا بچه داريم اگه بذارم برم بچه ها را چه كنم واقعا ناراحتم زني كه باهاش بود را ديدم متاسفم براي خودم كه شوهرم به اين راحتي با من به خاطر يه زشت بد رفتاري كرد تا به مندروغي يفهمونه اينطور نيست دارم ديوونه ميشم

    • نویسنده دیدگاه: magic
      02 آذر 1392

      مثل من با این تفاوت که من اولین رابطه ام بود

    • نویسنده دیدگاه: magic
      02 آذر 1392

      خيلي شوهرمو دوست داشتم اما واقعا نا اميدم کرده اصلا آدم منطقي نيست و بر عکس من که آدم کاملا منطقي هستم اصلا نمي خواد حرف بزنه و مشکلاتمونو حل کنيم. پيش مشاور نمياد و ميگه هيچکسي رو قبول نداره

    • نویسنده دیدگاه: MAGIC
      02 آذر 1392

      ما حدود 4 سال دوست بوديم و 3 ساله که ازدواج کرديم
      هميشه شيطنت داشت و من قبل ازدواج ميگفتم هنوز احساس تعهد جدي نداره اوايل ازدواجمون ميگفتم احساس ميکنه چون ازدواج کرده ازادي نداره همش خودمو توجيح ميکردم تا اينکه چيزي که اصلا فکرشم نميکردم اتفاق افتاد و من متوجه شدم که با يه دختري رابطه جنسی داشته توي همين چند ما
      هميشه فکر ميکردم در حد شيطنته اما…حالابازم شايد عينا حماقتم باشه ولي بازم گفتم هرکسي ممکنه يه بار خطا کنه اما خودش انگار اهميت موضوع رو درک نمکنه که قطعا ميکنه اما خودشو ميزنه به اون راه

  262. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    01 آذر 1392

    به نظرم هر خیانتی رو باید بررسی کرد و دلیلشو تو طرف مقابل هم دید.یه زمانی من عاشق شوهرم بدم با کمترین امکانات زندگی با اون زندگی کردم ولی بعد یه مدت اون شروع کرد به یه کارای عجیبی در میومد میگفتم چرا دیر میای میگفت به تو مربوط نیس…. کلا زندگی که فقط پول و … نیست بعد یه مدت 6 ماه دیدم اصلا منو نمیبینه انگار نه انگار 6 ماه دیگه هم من تلاش کردم به زندگی برش گردونم نا امید شدم ازش نا امیدی بد چیزیه خلاصه … تنها بودم تو خونه تا 10-11 شب. چت کردنم شروع شد معتاد شدم … کم کم از راه در رفتم با یکیشون رابطه گرفتم به شوهرم گفت طلاق بده مهریه هم نمیخام توافقی گفت نه و … طلاق هم نداد منم دیگه دوستش نداشتم دیگه منم قید اونو زندگیشو زدم چون مخارجی هم نمیداد اصلا زندگی هیچچچچچ .دیگه منم کاری رو که نباید می کردم و کردم.یه سال رابطه داشتم با اون ادم ولی الان دیگه نه.جالبه دوساله اتاقمو ازش جدا کردم بهش هم گتم بهت خیانت می کنم ولی ظاهرا باید ببینه تا دست از سر من برداره .داگاه رفتن کار ادم نیست اونای که حرف حساب نمیدونند باید برن دادگاه من نخواهم رفت دادگاه اون اگه مشکلی داره بره شکایت کنهچون من حرف حساب زدم نمیخامش دیگه نفهمید وقتی همه چیز به نفع مرده تو دادگاههای ما وقتی من انقدر ازاد نیستم نمیتونم برم خودمو از شر اون رها کنم … اگه یه روز بری زنهای تو دادگاهو ببینی میشینی از زن بودنت گریه می کنی امیدوارم اینبار سر عقل بیاد و طلاق بده وگرنه شاید دوباره همون کارا رو تکرار خواهم کرد

    • نویسنده دیدگاه: باران
      05 آذر 1392

      مردها تنوع طلب هستند حتی اگه زن دوم خیابانی و لجن کف جوی باشد

  263. نویسنده دیدگاه: بی وفا
    30 آبان 1392

    غشق اول فقط یه خاطره هست. عشق بعدی فاجعه . عشق همیشه در مراجعه هست.وووواییییییی خاطر خود کلانتر جانه بر سرت بشکند هوار را زندگی میگذرد خواهی یا نخواهی

  264. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    27 آبان 1392

    سلام اقاى (بدبخت ترين مرد دنيا) لطفا با ايمل ادرس من s_shojayi@yahoo.com
    تماس بگيريد من به كمك شما احتياج دارم

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      08 آذر 1392

      به منم خیانت شد بعد از گریه های فراوان_یاد گرفتم دعا کنم و برای آرامش از خدا کمک گرفتم، بخشیدم تا درد نکشم و دیگر بهش فکر نمکنم سخت بود اما نگذاشت خورد شوم

  265. نویسنده دیدگاه: زن
    26 آبان 1392

    البته اینای رو که گفتم از زبون خودم نبودا. منم یکی از قربانیان خانه هستم!!! خانه ی بخت. بد جوری هم تو گل موندم.

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      سلام لطفا کتاب(شفای احساسات اسیب دیده)نوشته ی ژاکلین عیسیان را بخوان ودر ک کن. خوب میشی

  266. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    15 آبان 1392

    واقعازجر اوره اگر هم طرف مقابلتو ببخشی اون کارش ازیادت نمیره وتوی تاریخچه زندگیت با اون همیشه هست 🙁

    • نویسنده دیدگاه: باران
      08 آذر 1392

      همیشه قسمت بد ذهنت را پاک کن و بخاطر سلامتی خودت بدی ها را فراموش کن. ببخش تا بخشیده شوی و آرامش بگیری

  267. نویسنده دیدگاه: Zainab
    13 آبان 1392

    بعد از ٨سال نامزدي ومشكلات زياد ازدواج كردم هنوز٧ماه از ازدواجم نگذشته فهميدم شوهرم با يه دختر در ارتباطه از همه بدتر به هركسي رسيده گفته مجرده و با من ازدواج نكرده حتى تو فيس بوك اش كاملاً خورد شدم به روش اوردم ميگه يه دوستيه ساده اس من اگه دوست نداشتم ٨سال برا به دست اوردنت نمي جنگيدم نميدونم چه كار كنم

  268. نویسنده دیدگاه: شهره
    09 آبان 1392

    چند سال پیش متوجه خیانت شوهرم شدم خواستم جداشم دیدم عاشقشم سخته اونم خیلی گریه میکردالتماس میکردبه خاطربچه ها موندم اماچند ماه پیش دوباره تکرارکرد دیگه هیچ احساسی بهش ندارم انگارازقلبم خون میچکه باز هم گریه میکنه میگه غلط کردم دوست دارم.چون هرباربای زن خیابونی رفیق میشد احساس میکنم پاکدامنی منو به بازی گرفته.اینکه براش چی کم گذاشتی؟و……همش الکیه خدانکنه همسرآدم …………………………..دربیاد

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      06 آذر 1392

      ااخه چه دليلي براي اين كارش مياره ؟تو روخدا مواظب باشيد بهتون اسيب ي نرسونه براتون دعا ميكنم بهش گوشزد كنيد كه خيليا ارزوي داشتن چنين زن و زندگي اي رو دارن كه شما راحت داري از دست ميدي داشته ها نقاط قوت زندگي رو ةميشه بهش بگيد

  269. نویسنده دیدگاه: مینا
    08 آبان 1392

    من س ساله ازدواج کردم شوهرم تو فیس بوک با دوست دختر قبلیش دوست شد وقتی من فهمیدم گفت نمیشناستش ولی آدرس ایمیلشو بهش داد بعد دوستیشو تو فیس بوک به هم زد که مثلا من آروم بگیرم…..کاش داستان بدبخت ترین مرد دنیا رو میخوند تا شاید حال الان منو بفهمه….بفهمه خورد شدن چه دردی داره….

    • نویسنده دیدگاه: نفس
      08 آبان 1392

      مینا خانم دوست آسمونی مطمئنی واسه شوهرت کم نزاشتی؟ اونجور ک اون میخواد رفتار کردی؟ ب گذشته فکر کن ببین چیزی نیست ک باعث این کار شده؟شاید ی جای کار میلنگه عزیزم اگه واقعا زندگیتو و همسرتو دوست داری باهاش حرف بزن و بیشتر از قبل ب خودت برس تنهاش نزار بیشتر بهش محبت کن همیشه کنارش باش ن مقابلش از هر کاری برای خوشحال کردنش و جذب کردنش ب طرف خودت دریغ نکن امیدوارم ک بتونی موفق بشی و اون روی سکه یعنی خوشبختی رو بچشی 😉

      • نویسنده دیدگاه: باران
        05 آذر 1392

        من تجربه کردم و با تمام وجودم، درد کشیدم و فهمیدم که در زندگی هیچ چیزی کم نگذاشتم و همسرم از من و بچه ها راضی است اما زن دوم را حق مسلم خود میداند حتی اگر آن خانم بارها صیغه ی خیلی ها بوده باشد مهم نیست بلکه تنوع طلبی را دوست دارد و عزت نفس ندارد ( بازم بگو مرد اگه از زندگی اش راضی باشد کاری نمیکند)

  270. نویسنده دیدگاه: مهران
    07 آبان 1392

    خیانت زن به شوهر قابل بخشش نیست

    • نویسنده دیدگاه: احسانه
      13 آبان 1392

      پس خیانت یه مردوزن بزاره کجایی دلش

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      01 آذر 1392

      چرا زن به مرد؟ هیچ فرقی نمیکنه خیانت دوطرفه بده کلا مردها اگه دیدگاهشونو تغییر بدن خیلی چیزا عوض میشه چرا شما مردها فکر میکنید میتونید خیانت کنید ولی زنها نمیتونن کی این حرفو گفته؟ اونی که گفته از خودش دراورده مثل خیلی حرفای دیگه .این دیدگاه که مرد میتونه خانت کنه یعنی مردها برترن و این قانونای الکی رو مردها از خودشون در اوردن هر زنی که شوهرش خیانت کرد باید این طعم خیانتو به شوهرش بچشونه تا تفکرش عوض شه

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      03 آذر 1392

      پس خیانت مرد به زن اشکال نداره؟

  271. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﻮاﺳﺘﻢ اﺯ ﻫﻢ ﺟﺪاﺷﻴﻢ,ﺑﻬﺶ ﻗﻮﻝ ﺩاﺩﻡ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻴﺸﻮ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﻩ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﺎﻣﻴﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﻢ,ﻭﻟﻲ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ,ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺑﺤﺚ ﺟﺪﻱ ﻣﻴﺸﻪ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺯﻳﺮﻩ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻨﻢ ﺗﺤﻤﻞ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﮔﺮﻳﻬﺎﺷﻮ ﻧﺪاﺭﻡ,ﺁﺧﻪ ﻫﻨﻮﺯﻡ اﺯ ﺗﻪ ﺩﻟﻢ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩاﺭﻡ,ﻭﻟﻲ اﺯ اﻳﻦ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﻛﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ اﻭﻣﺪ ﭘﻴﺸﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺮﺗﻜﺐ اﻳﻦ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﺸﻪ, اﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ اﻭﻥ و ﻫﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻣﻴﺪﻡ, ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻢ اﻳﻦ ﺣﺮﻓﻮ ﮔﻔﺘﻢ و ﮔﻔﺘﻪ ﻛﻪ ﻗﺒﻮﻝ اﮔﻪ ﻣﻦ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ اﻳﻦ ﻛﺎﺭﻭ ﺑﻜﻦ

    • نویسنده دیدگاه: مهران
      07 آبان 1392

      خیانت زن به مرد قابل بخشش نیست.اگه خیلی آدم متمدنی باشی و نکشیش/طلاق حداقل کاره.

  272. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    ﺧﻮاﺳﺘﻢ اﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﻛﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻛﺎﺭاﻱ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻜﻨﻲ ﺗﺎ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﻭاﻗﻌﺎ ﻣﻴﺨﻮاﻱ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻲ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﻱ ﻣﻬﺮﺗﻮ ﺑﺒﺨﺸﻲ ﺑﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﻭﻍ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ اﻳﻨﻜﺎﺭﻭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭﻟﻲ ﻭﻗﺘﻲ اﺯﺵ ﺳﻨﺪ ﺧﻮاﺳﺘﻢ اﺯ اﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻃﻔﺮﻩ ﺭﻓﺖ,ﻣﻦ ﻭﺧﻮﺩﺵ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﻣﻬﺮﺵ 14 ﺳﻜﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻟﻲ ﺭﻭﺯ ﻋﻘﺪ ﮔﻔﺖ ﭼﻮﻥ ﺧﻮاﻫﺮﻡ 200 ﺗﺎﺳﺖ اﺟﺎﺯﻩ ﻣﻴﺪﻱ ﻛﻪ ﻣﻨﻢ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺎﻻ ﻛﻪ اﻳﻨﺠﻮﺭ ي ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﻴﺸﻲ 214 ﺗﺎ ﺑﻨﻮﻳﺲ, ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮ اﻳﺮاﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻋﻘﺪﻩ ﻣﻮﻗﻌت ﺑﻮﺩﻡ,ﺑﻌﺪا ﺑﺪﻭﻧﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ م ﺑﻔﻬﻤﻪ ﺑﺎ ﻭﻛﺎﻟﺖ اﺯ ﻃﺮﻳﻘﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﻋﻘﺪ ﻛﺮﺩﻳﻢ, ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﭘﻮﻟﻪ 5 ﺳﻜﻪ ﺑﺮاﺵ ﺧﺮﺟﻲ ﻣﻴﻔﺮﺳﺘﻢ,

    • نویسنده دیدگاه: نفس
      02 آبان 1392

      اون جوری که از نوشته هاتون فهمیدم و اگر اشتباه نکنم انگار شما اروپا هستید و همسرتون در ایران اگه اینجور باشه به نظر من ریشه تمام این چیزایی که گفتید در دور بودن شماست فکر میکنم چون شما از هم دورید میخواد جای خالی شمارو با یه چیزای دیگه پر کنه و این اشتباه محضه اگر میدونست نمیتونه طاقت بیاره باید باشماحرف میزد و میگفت ک نمیتونم تنها باشم ومیخوام با هم باشیم یا من میام پیشت یا تو بیا پیشم در حال انسان جایز الخطاست بهش فرصت بدید و اگه دورید این فاصله رو کم کنید تا انشاا…مشکلتون حل بشه اما اینم داشته باشید ک انسان دو بار تو همون چاه نمیفته اگر تکرار کرد بدونید عادت کرده و اگر ترکش نکرد اونوقت تصمیم نهایی بگیرید امیدوارم موفق باشید و کشکلتون حل بشه 🙄 😳
      ممنون آسمونی جون 😉

  273. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    ﺗﺎﻗﺒﻞ اﺯاﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭاﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﻢ ﺩاﺭﻩ ﻭﻟﻲ اﻻﻥ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ,ﺣﺘﻲ اﺳﻤﻪ ﻣﻨﻮ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻴﺶ ﻛﺎﻧﺎﺩا ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ, ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻣﻨﻮ ﻣﻴﺨﻮاﺳﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﺵ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﻳﺎ ﻭاﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﻢ ﺩاﺷﺖ, ﻭﻗﺘﻲ ﻫﻢ اﺯﺵ ﻋﻠﺖ اﻳﻦ ﻛﺎﺭﺷﻮ ﭘﺮﺳﻴﺪ م ﮔﻔﺖ ﻣﻴﺨﻮاﺳﺘﻢ اﻳﻨﺠﻮﺭ ي ﭘﻮﺭﻧﻮ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺪﻡ

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      02 آبان 1392

      شما حالا شک دارین که دوستتون داره یا نداره که فهمیدنشم فقط نیاز به زمان داره شما هم سعی کنین اروم باشین شاید فکر کنین وقتی دعواش کنین ناراحت میشه ولی اول خودتون ناراحت نیشین و زجر میکشین شما یه مدتی سعی کنین موضوع رو فراموش کنین

      • نویسنده دیدگاه: cyrus
        02 آبان 1392

        این جوابا چیه میدی ، بدبخت گیج میشه که ، آقا به شما گفتم برو باهاش اتمام حجت کن و رک حرفت رو بزن بعد چکش کن اگه آدم نشده بود ولش کن به همین سادگی ، مرد باش ممکنه خائن باشه باید کنار بیای با این موضوع.

        • نویسنده دیدگاه: ایران
          02 آبان 1392

          من مثل شما اینقدر رک حرف نمیزنم همیشه قبلش یه مقدمه چینی میکنم

  274. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    اﻻﻥ اﺯ اﻳﻦ ﻣﺴﻠﻪ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭﻟﻲ ﺷﺒﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﻓﻜﺎﺭ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮاﻏﻢ ﻧﻴﺎﺩ,ﺷﺒﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻣﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﻧﻜﻨﻪ,ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺳﺮ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﺑﻬﺶ ﮔﻴﺮ ﻣﻴﺪﻣﻮ ﺩﻋﻮاﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ,ﻭﺑﻬﺶ ﻣﻴﮕﻢ ﻛﻪ اﮔﻪ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻧﻤيﻜﺮﺩﻱاﻻﻥ اﺭﺯﺷﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ اﻳﻨﺎ ﺑﻮﺩ,ﻭﻟﻲ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺣﺴﺎﺑﺸﻮ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮاﺵ ﭘﺮﻩ ﭘﻮﻝ ﻣﻴﻜﻨﻢ, ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻡ ﻛﻠﻲ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺻﺪﻗﺶ ﻣﻴﺮﻡ ﻭﻟﻲ ﺗﺎ اﻳﻦ ﻣﺴﻠﻪ ﻳﺎﺩﻡ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ ﻳﺪﻓﻌﻪ اﺧﻼﻗﻢ ﻋﻮﺽ ﻣﻴﺸﻪ

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      10 آذر 1392

      سلام
      اگه ميشه با من تماس بگيريد.
      به كمك شما احتياج دارم.

  275. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    ﻧﻪ اﺯ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺗﺎﻣﻴﻨﺶ ﻛﺮﺩﻡ,ﻭﻗﺘﻲ ﻫﻢ ﻣﻴﭙﺮﺳﻢ اﻭﻧﺎ ﭼﻲ ﺩاﺷﺘﻦ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻧﺪاﺷﺘﻢ,ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ اﺯ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺳﺮﻱ ﻓﻘﻄ ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﮔﻲ ﻛﺮﺩﻡ و ﻧﺎﺩﻭﻧﻲ ﻛﺮﺩﻡ,ﻭﻟﻲ اﻳﻦ ﭼﻴﺰا ﻛﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﻴﺸﻪ

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      02 آبان 1392

      واقعا سخته اگه با یه نفر بود میشد اسمشو گذاشت بچگی مطمینین دوستتون داره؟

    • نویسنده دیدگاه: cyrus
      02 آبان 1392

      شما باید بهش فرصت بدین، تا خودشو نشون بده ، به عنوان یه مرد باید قوی باشی، یه فرصت بهش بده و به خودشم بگو بعد دورادور مراقبش باش اگه درست نشده بود ، تو اتمام حجتتو کردی و گرنه که درست شده و زندگیتون رو ادامه بدین.

  276. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    اﺯ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ ﻫﻢ ﻭﺟﺪاﻧﻢ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﻴﻜﻨﻪ ﻛﻪ ﻭﻟﺶ ﻛﻨﻢ,ﺁﺧﻪ ﻣﻦ اﺯﺩﻭاﺝ ﻛﺪﻭﻣﺶ ﻫﺴﺘﻢ,و ﻭﺿﻊ ﻣﺎﻟﻲ ﺧﺎﻧﻮاﺩﺵ ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﻴﺴﺖ, ﺧﻮﺩﺷم ﻭﺿﻊ ﺭﻭﺣﻲ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﻧﺪاﺭﻩ,ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ اﮔﻪ ﻣﻦ ﻭﻟﺶ ﻛﻨﻢ ﻳﺎ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﻛﻨﻪ ﻳﺎ ﻳﻪ ﺯﻧﻪ ﺧﻴﺎﺑﻮﻧﻲ ﺑﺸﻪ,ﺁﺧﻪ ﭼﺮا…..:’-(

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      02 آبان 1392

      ولی همیشه تو زندگی عشق مهمتر از اینه که دلتون بیاد یا نیاد اگه واقعا دوسش دارین باهاش منطقی حرف بزنین قانعش کنین که بتونه بفهمه شما چه حسی دارین اون موقع خیلی بهتر میتونین تصمیم بگیرین

      • نویسنده دیدگاه: باران
        05 آذر 1392

        عزیزم این را بفهم!کاسه. ای را که دهها سگ لیس زدند بدرد نميخوره!

    • نویسنده دیدگاه: نوید
      17 آذر 1392

      تردید نکن هزار بار دیگه بهت خیانت می کنه
      اگه می تونی تمام عمرت رو با این فکر که همسرت بهت خیانت می کنه سر کنی ازش جدا نشو.
      شاید با این تفکر که داری یه کار خیر انجام میدی بتونی خودتو گول بزنی
      اما بعضی چیزا تعارف نداره
      خیانت چیزی نیست که از ذهنت پاک بشه و خائن هم کسی نیست که توبه کنه
      نمی دونم چرا فقط وقتی مچ آدم خائن گرفته میشه متوجه میشه که چه کار زشتی می کرده و تصمیم به توبه می گیره
      خائن فرصت داشته باشه خیانت می کنه به همون دلیل که دفعه ی اول خیانت کرده
      تازه دفعه ی اول که سخت تره دفعات بعد دیگه قبح کارش هم تو ذهنش از بین رفته و راحت تر خیانت می کنه
      حالا شما هی خودتون رو گول بزنید

  277. نویسنده دیدگاه: ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﺩﻧﻴﺎ
    02 آبان 1392

    ﻣﻦ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻛﺸﻮﺭه اﺭﻭﭘﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺯﻧﻢ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﻭﺱ ﺩاﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮﺵ ﺗﻮ اﻳﻦ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﺯﻧﻲ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﺣﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻢ 5,6 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﻮﺩﻡ,ﺗﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺶ ﺷﻚ ﻛﺮﺩﻡ و اﺯ ﺭﻭﻳﻪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻛﻪ اﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻳﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ ﺑﻮﺩ ﻳﻪ ﻛﻮﭘﻲ ﺩﻭﺭﺳﺖ ﻛﺮﺩﻡ و ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺩاﺭﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻪ,ﺣﺘﻲ ﺑﺎﻳﻜﻴﺸﻮﻥ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺟﻨﺴﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻦ, ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻭﺱ ﺩاﺷﺘﻢ ﻭﻟﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺑﻬﺶ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﻛﻨﻢ,ﺣﺘﻲ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﻮ ﻣﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺟﺒﺮاﻥ ﻛﻨﻲ,ﺧﻮﺩﺵ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﻱ ﺑﻪ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ اﻋﺘﺮاﻑ ﻛﺮﺩﻭ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺮﺩ,ﻭﻟﻲ اﺯ ﻛﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻛﻪ اﮔﻪ ﺑﻴﺎﺩ اﻳﻨﺠﺎ ﭘﻴﺸﻢ, اﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﻳﺨﻮﺭﺩﻩ ﺁﺯاﺩﻳﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮ ه ﺑﻬﻢ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻧﻜﻨﻪ,ﺁﺧﻪ اﻭﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﺸﻘﻪ اﻭﺭﻭﭘﺎﺳﺖ

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      02 آبان 1392

      شما براش کم نذاشتین؟
      باهاش حرف زدین بپرسین اونا چی داشتن که شما نداشتین؟

  278. نویسنده دیدگاه: نمیدونم
    27 مهر 1392

    خیلی سختو بده که در بهترین شرایط روحی مالی و امکانات قرار داشته و یه زن 2زاری بهت خیانت کنه اونم بایه گارگر…..

    • نویسنده دیدگاه: magic
      01 آذر 1392

      سلام
      من نمی دونم با شوهرم چی کار کنم ؟ نمی دونم تا کی میتونم تحمل کنم؟ اصلا فکر نمی کنم دارم زندگی میکنم!
      بهم خیانت کرده با یه دختری که من نمیدونم چطوزی تونست نگاش کنه چه برسه به… یه آدم کاملا چیپ

  279. نویسنده دیدگاه: زهرا
    26 مهر 1392

    سلام دوستان. واسه من عجیب ترین سوال اینه چجوری میشه یه مرد زحمت های زنشو ببینه مثلا ببینه بچه هاشو بزرگ میكنه كارای خونشو میكنه غذا درست میكنه لباس میشوره و … اما بازم به چشش نیادو خستگیاشو بیاره واسه زنش وقتی شنگول شد بره بایكی دیگه یا همینطور بالعكس یه زن ببینه شوهرش زحمت میكشه پول در میاره خسته میشه و خیلی چیزای دیگه اما بره با پول حلال شوهرش خودشو خوشگل كنه و واسه یكی جز شوهرش دلبری كنه واقعا چطوری میشه اینكارو كرد؟ كسی كه شوهرش بده یا زنش بده یا هرچی وقتی آدم باهاشون صحبت میكنه میبینه كه خب یه مشكلی تو زندگیش وجود داشته بااینكه كارش اشتباه بوده اما خب فكركرده اینجوری آروم میشه بحث اونا جداس اما كسی كه تو زندگیش طرف مقابلش ارزش زیادی واسش قائل شده و اون شخص خیانت كرده واقعا چجوری تونسته اون همه خوبیو مهربونيو صداقتو اعتمادو نادیده بگیره؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: باران
      05 آذر 1392

      منم زن پاکدامنی هستم و هرگز به کسی فکر نمیکنم ولی همسرم! با اینکه از من و بچه ها میان راضی است و همواره میگوید خوشبخت است اما!!! زن دوم را حق مسلم خود و زن صیغه ای را در هر شرایطی در بعد از غذا میداند و می خواهد. شما چه فکر میکنید آیا دین اسلام به خانم ها ظلم نکرده؟!

      • نویسنده دیدگاه: امیر
        15 آذر 1392

        مشکلات شخصی شما ورفتار همسرتان چه ربطی به اسلام داره

  280. نویسنده دیدگاه: نفس
    25 مهر 1392

    من هنوز ازدواج نکردم و شاید نتونم خوب شمارو درک کنم من زندگی شمارو خوندم ک بیشتر شبیه ی داستان و قصه بود و اصلا باورم نمشید ک اینجور زندگی هایی هم باشه یعنی اصلا فکر نمیکردم ک خیانت بتونه انقد تو جامعه متاهلین زیاد بشه همیشه فک میکردم این فقط تو رابطه های مثه دوستی های ناشروع زیادترن اما حالا واقعا شوکه شدم و یه کمم بدبینی ب مردها افتاده تو مغزم 💡 👿 😥 اما حالا با توجه ب قصه زندگی شما دوستان فقط دعا میکنم ک هیچ زن و هیچ مردی طعم تلخ خیانت رو نچشن 🙄

  281. نویسنده دیدگاه: ترانه
    25 مهر 1392

    حدود دو سال ازدواج کردک که بعد از شش ماه از ازدواجم متوجه این موضوع شدم و اصلا دل خوشی ندارم متوجه راست و دروغ گوییش نمیش نمیفهمم بخاطرش ابرو خودشو خاونوادش مونده یا راست میگه گه دوسم داره اینکه اینارو بفهمی خیلی سخته اصلا بهش اعتماد ندارم ارامش ندارم باهاش نمیتونم بخابم و …….

  282. نویسنده دیدگاه: رویا
    23 مهر 1392

    بعد 10 سال زندگی مشترک 2 روز پیش خیانت همسرم واسم مسجل شد … دنیا رو سرم خراب شد … اگه از عذاب خدا نمی ترسیدم خودم و دخترم رو خلاص میکردم تا شوهر نامردم با خیال راحت بره دنبال عیاشی های خودش …. البته 2 سال قبل که به یک بیماری جنسی مبتلا شده بود شک کرده بودم ..هیچ وقت توی خواب هم نمیدیدم که به من خیانت کنه کسی که همه جا و در برابر ظلم های خانواده اش پشت و پناه من بود به حق محمد و آل محمد از خدا میخوام که این زنهای هرزه رو نابود کنه که اومدن و شوهرمو ازم گرفتن البته خودش نمیدونه که من از کاراش خبر دارم هنوز به روش نیاوردم نمیدونم چکار کنم سرنوشت دخترم چی میشه؟ خدایا اون روز رو نیار که تنها بشم آمین…..

  283. نویسنده دیدگاه: شادی
    22 مهر 1392

    سلام من 1 سال ازدواج کردم .به خواست خدا من در دوران عقد باردار شدم و این موجب شد دوران عقد کوتاهی داشته باشم .من و شوهرم در دوران عقد به خاطر مشکلاتی که داشتیم و دعواهای مکرر کمی از هم دور شدیم .شوهر من قبل ازدواج با من شیفته من بود اما کم کم از من دور شد حتی رابطه های جنسی اون با من خیلی کم شده بود و حتی گاهی تو فکر شدید فرو میرفت و یک دفعه از خونه میزد بیرون شبها تو. خواب اسم زن دیگه ای و میورد حتی تو ماشینش گله سر زنانه پیدا کردم. الان فرزند من به دنیا اومده و من هنوز از دور بودن احساسی و جنسی همسرم آزار میبینم .تا اینکه چند وقت پیش به طور اتفاقی فهمیدم با کسی رابطه جنسی داشته .سر تمام مسائلی که دیدم کامل با رفتار خو.ش برخورد کردم با گریه ازش خواهش کردم دست از سرش ور داره پای منو بچش بمونه به من قول داد قسم خورده .اما هنوزم رفتارش و طوری میبینم که انگار هنو ز نمیتونه ازش بگذره.نمیدونم دیگه چی کار کنم بریدم بچم معصوم برام دعا کنین من باید چی کار کنم ؟ اون دختر با همسر من چه کار کرده که نمیتونم حتی با التماس همسرم و به خونه برگردونم

  284. نویسنده دیدگاه: فرناز
    18 مهر 1392

    سلام من از طرف شوهرم خیانت ندیدم.خودم بهش خیانت کردم.الان شدم مث مرده متحرک.از عذاب وجدان شبها خواب به چشمام نمیره.شوهرم خیلی ساده و زحمت کشه.ما یک پسر 2 ساله داریم.من توبه کردم.برام دعا کنید خدا ببخشم.

    • نویسنده دیدگاه: ژیلا
      19 مهر 1392

      فرناز جان می دانم کار درستی انجا م ندادی توبه کن و به شوهرت وفادار باش و با خدای خودت در میان بگذار و هیچ وقت در هیچ شرایطی این را برای شوهرت نگو چون زندگیت می پاشد

  285. نویسنده دیدگاه: مریم
    15 مهر 1392

    سلام دوستان
    منم یکی هستم مثل شما که شوهرم به من خیانت می کند با اینکه پانزده ساله باهاش زندگی می کنم همیشه می گه دیگه این کار رو نمی کنم ولی باز تکرار می کنه چند بار مچش رو گرفتم دیگه نمی دونم چکار کنم خواهش می کنم شما بگید من چکار کنم با داشتن سه تا بچه کجا جام میشه

  286. نویسنده دیدگاه: افسون
    15 مهر 1392

    به همه عزیزانی که میگن داریم خیانت میبینیم به نظر من نباید به روی خودتون بیارید که از خیانت همسرتون خبر دارید و حجابی که بین تون است رو از بین ببرید اون طوری دیگه وحشتناک میشه دیگه ترسی هم نداره و راحتتر دنبال خیانت میره ولی محبت وعشوه گری خودتون بیشتر کنید به هر بهانه ای سرشو مشغول کنید .دعوت-مهمونی دادن-کسانی که شوهرتون دوست داره دعوتش کنید -کمی خسته اش کنید — اون قدر با لطافت برخورد کنید که اگه داره خیانت هم میکنه عذاب وجدان بگیره و خودش کم کم کنار بکشه آخه یکی از دلایلی که مردا دیگران رو دوس دارن چون باهش زندگی نمیکنن سر مسله جزیی بحث نمیکنن همش چند ساعت در روز میبینن وتوقع دو طرف فقط عشق ومحبت وخوشگذرونیه فکر زندگی وبزرگ کردن بچه و صد تا درد دیگه نیست پس سعی کنید مدتی خوتون تمام دردها رو به دوش بکشد وواسه شوهرتون فقط محبت خنده و خوشگذرونی که دوس دارن داشته باشد اونوقت نمیتونه شما رو جای کسی بزاره آخه واسش نمی ارزه–شوهر من کثیف ترین آدم بود خونه عفاف وصد جای دیگه میرفت من بدون اینکه بفهمم باهاش خیلی مهربون بودم آخه ساده بودم و اصلا خیانت رو نمیفهمیدم تو عمرم با معلم مرد هم راحت نبودم چه رسد به دوست پسر ولی یکبار همسرم اومد پیشم و گفت ازت حلالیت میخوام و توضیح داد مهم کارهاش حتی با کیا خوابیده وچه شکلی بودن واینکه وقتی منو اینجوری معصوم میدیه چقد زجر میکشیده ولی به کاراش عادت داشته تا اینکه از عذاب وجدان هم حلالیت خواست هم به آدم مومنی تبدیل شد که همش رو سجاده وطلب بخشش از خدا بود روزانه ساعتها روجانماز بود همه وقتش شده بود نماز خودش میگفت از مهربونی تو وظلمی که در حقت کردم عذاب میکشم ولی آخرش مریض شد مریض روحی تا صبح نمیخوابید وبه من نگاه میکرد… افسرده شد یکسالی میشه که ازش جدا شدم چون عذاب وجدانش اونو روانی کرد …. وراهی تیمارستان …مرخص میشد ولی من ترسیدم ….ولی میدونم پاکه -دیگه راه خطا نمیره —

    • نویسنده دیدگاه: پروين
      15 مهر 1392

      افسون جان سلام …. نامه ات را خوندم متاثر شدم ولي ببين عزيزم شما الان گفتي كه صبر كن مشكلات رو بجون بخر … اينكار بكن و اينكار و نكن … شما اين همه صبر كردي بالاخره چي شده … جدا شدي …. رواني شد … و غيره …. اين شد زندگي … من و شما تا چند سال مي خواهيم زنده باشيم و زندگي كنيم … نبايد خوشي كنيم هرچقدر كه تو زندگي بروي طرف نياوريم ولي چون مار گزيده شديم مي فهميم كه طرف داره خيانت ميكنه اين مثل خوره تمام وجود آدمها را مي خوره من نمي گم دعوا كنيم قهر كنيم جدا بشيم نه … اگه بچه اي در كار نباشه جدا بشه بهتر ولي در مورد بچه قضيه فرق ميكنه … بايد صبر كرد و كسي كه مزه خيانت را كشيده باشه … دست از كاراش برنمي داره عزيزم …. چون بهش مزه داده …. اينها فكر نمي كنند كه حرفهايي كه اون زنها بهشان ميزنه فقط در حد حرفه بهخدا در حد حرف … ولي اگه بخواهند عملي اش كنند جا ميزنن… مشاوره و روانشناس ميتونن در اين راه كمك كنند ولي بازهم من شك دارم

  287. نویسنده دیدگاه: مريم
    13 مهر 1392

    سلام من 26 سالمه يه دختر4 ماهه دارم 1هفتس كه فهميدم شوهرم 2ساله بهم خيانت ميكنه نمي دونم چيكار كنم نمي دونم بهش بگم يا نه دنبال دختررو بگيرم چيكار كنم شوهرمو دوست دارم واقعا واسم تو زندگي كم گذاشت نه محبتي نه رابطه اي نميگم هميشه ولي اكثر اوقات همينطوري بود. بامن تا سركوچه نمياد ميگفت بدم مياد چيه اين مردايي كه با زناشون تو خيابونا راه ميرن و من ساده باور ميكردم كه قكرش اينه اخلاقشه و حالا كه فهميدم با دختره هزارجا رفته حتي مسافرت دارم ديوانه ميشم چيكار كنم؟ شوهرم پسر عمم هست

  288. نویسنده دیدگاه: زهرا
    07 مهر 1392

    سلام
    الان دیگه زمانی نیس كه آدم بخواد به كسی اعتماد كنه یه ذره از خودبی خود بشه یا روش زندگیش از دستش در بره كلاش پس معركه اس.الان زمونه ایه كه رابطه جنسی نامحرم یا غریبه ها كه همه جا بیداد میكنه هیچ رابطه محارمم هست… اگه من یه زنی كه هنوز سرخونه زندگیش نرفته و هیچ تجربه ای از شوهرداری نداره سال اول زندگیم شكم رفته سمت شوهرمومیگم میترسم بین اونو … رابطه ای باشه واسه اینه كه خیلی بیشتراز سنم درباره این خیانتا شنیدمو دیدم. دیدم كه دایی به خواهرزاده اش پیشنهاد داده،دیدم كه پسردایی و دختردایی هردو متاهلنو باهم رابطه دارن،دیدم كه پدرشوهرو عروس باهم بودن،دیدم كه مادر به پسرش پیشنهاد داده كه بیاو جای پدرتو واسه من پر كن …
    بخاطر ایناس كه دیدم نسبت به همه بدشده بخاطرایناس كه میترسم از زندگی خودم.تورو خدا شمایی كه نیش خوردید حواستون رو زندگیتون باشه مامان خودمنم مثه شما خیانت دید من فكرمیكنم دارن بهم خیانت میكنن اما به مامانم واقعا پدرم خیانت كرد فكرجدایی به سرمامانم نزد عوضش بافكر زندگیشو به روال همیشگی برگردوند الان چند سال میگذره همیشه ام بابامو كنترلش میكنه ولی خداروشكر بابام دیگه هیچ خیانتی نمیكنه و خوب زندگیشون میگذره

  289. نویسنده دیدگاه: goll
    07 مهر 1392

    با سلام اولین بار است این سایت رابازمیکنم من هم جزکسانی هستم که شوهرم بارهابهم خیانت کرده مدت بیست وهفت ساله که ازدواج کردم وسه دامادویک نوه دارم الان شوهرم بایک دختر سی ساله دوست است شما بگویید چکار کنم

    • نویسنده دیدگاه: پروين
      07 مهر 1392

      سلام دوست عزيز، به نظر خودت با داشتن داماد و يا عروس زشت نيست كه مثلا فكر جدايي به سرت بزنه؟ اصلا كار درستي نيست … ميدونم زجر آور … ولي به يك روانشناس يا مشاوره خانواده برو بهت ميگه چكار كني… خدا ذليل كنه زنهايي رو كه خانواده را از هم مي پاشونن … اون دختره هم اگر آدمي خوبي بود مطمئن باش هيچ وقت سرراه همسرت قرار نمي گرفت و مطمئن باش يكي پيدا ميشه كه همان بلا رو سرش بياره … ولي يك كم فقط يك كم به گذشته برگرد ببين شما اشكالي در برخوردات يا مسائل زناشويي و بي توجهي نداشتي … هم زنها هم كم مقصر نيستيم .. ببين من هم يكي از اين قربانيانم … فكر نكن اينو ميگم نه ولي من به يه روانشناس رفتم و ايشان مرا راهنمايي كرد … البته مشكل من به زيادي مشكل شما نيست … و حل شده الحمدالله هم خودم دارم سعي مي كنم كه از گذشته خيلي بهتر باشم …

  290. نویسنده دیدگاه: bita
    07 مهر 1392

    سلام کسی هست به من کمک کنه 8 سال ازدواج کردم تازه فمیدم شوهرم بهم خیانت کرده اونم با کارگرش البته به جاهای حاد نرسیدن ولی احساس میکنم خیلی دوستش داره شوهرم خیلی خیلی مهربونه به خاطر همینم افتاده توی چاه چکارکنم من عاشق شوهرم خیلی برام سخت یکی هست یه راهی برام بذاره شوهرم میگه اشتباه کردم من عاشقتم ولی دلم میگه دورغ میگه تو رو خدا یکی کمکم کنه

  291. نویسنده دیدگاه: زهرا
    06 مهر 1392

    سلام
    زندگیمو دوس دارم شوهرمم دوسش دارم اونم اونجوری كه اطرافیانم میگن یا خودش میگه بدون من یه آدم بی حوصله و كلافه اس اما خب میگم كه بعضی وقتا بعضی كاراش باعث میشه فكركنم داره بهم خیانت میكنه نمیدونم خدا خودش مشكل همه ماهارو برطرف كنه جواب همه اوناییم كه به همسرشون خیانت میكننو بده منم بعضی وقتا میزنه به سرم كه ازش جداشم ولی از بعدش میترسم

  292. نویسنده دیدگاه: پروين
    06 مهر 1392

    سلام

    دوستان چرا در مملكت ما وقتي مرد خيانت ميكنه ميگن بسوز و بساز ولي وقتي زن اين كار رو ميكنه ميگن سريع اونو طلاق بده او هرزه است …. يعني مردها هرزه نيستن؟ … تحمل ما زنها چقدر بايد باشه كه تحمل كنيم؟ گوييم كه ايشان پشيمان شدن اگه دوباره رفتن دوباره خيانت كرد بايد چه رفتاري داشته باشيم؟ كدوم خيانت از نظر شما بايد بخشيده شود خيانت جنسي – خيانت عاطفي
    ؟ خيلي دوست دارم جواب سوالهايم را بديد …

  293. نویسنده دیدگاه: مسیح
    05 مهر 1392

    خب حالا اگه یه زن به مردش خیانت کنه چکار باید کرد ؟؟؟؟
    چطور باید برخورد کرد ؟؟؟

    خانم ها … آقایان جواب بدید لطفا…

  294. نویسنده دیدگاه: زهرا
    05 مهر 1392

    منو شوهرم خیلی وقتا خیلی بحثا بوده كه باعث شده بخوایم ازهم جداشیم اما چون به هم علاقه داشتیم مانع جدایی شدیم الانم خیلی باهم خوبیم ولی دلیل خوب بودنمون اینه كه هرچی میگه قبول میكنم زیاد پاپیچش نمیشم هرحرفیم كه میزنه به شوخی میگیرمو نمیذارم به دعوا تبدیل شه از خوب بودن ماهم خیلیا راضین میگن خداروشكر كه دیگه بحث و دعوا نمیكنید هیچكدوم خبرندارن كه هرچی میگه میگم حرف تو درسته هراتفاقی كه میافته میریزم توخودمو میگم بریم سرخونه زندگی خودمون خوب میشه اما ترسم از اینه كه نتونم ادامه بدم خیلی میترسم واسه بدست آوردنش زحمت كشیدم نمیخوام با اینجور چیزا ازدستش بدم ولی من موندم یه دل عاشقو یه دنیا فكرو بدبین بودن. بعضی وقتا كه دعوا میكنیم یا یه حرفی میزنه كه باعث دلخور شدن میشه میگم ازش بدم میاد ازش متنفرم ولی بعدش… وقتی به خودم فكرمیكنم میبینم خیلی وقته كه خنده واقعی از یادم رفته واسه آدمی تو سن منكه هنوز 20سالشم نشده خیلی سخته كه روزی چندبار بافكركردن به حرفاو كارای شوهرش برای چندثانیه نفسش بندبیادو یه اه عمیق از ته دل بكشه.من تو دعواهامون هیچوقت بهش بی احترامی نكردم همیشه سعی كردم آرومش كنم هیچوقتم حرفی نزدم كه بعدا یادش افتاد مثه من كه الان نفسم میگیره نفسش بگیره اما اون بعضی وقتا تو جمعای خونوادگی به طور ناخواسته یا عمدا حرفی زده كه تحقیرشدمو غرورم له شده بعدا كه تنها شدیم یا معذرت خواهی كرده و خودشو تبرعه كرده یا دلیل آورده و منو محكوم كرده.یه عالمی حرفو فكرتو سرمه به نظرشما بهم خیانت میكنه؟؟؟؟؟دارم میمیرم از فكروخیال

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      06 مهر 1392

      با شک و بدبینی اوضاع زندگیتون رو خراب نکنید، در عوض با رویی گشاده و مهربانی با او صحبت کنید

    • نویسنده دیدگاه: پروين
      06 مهر 1392

      سلام

      زهرا جان، من فكر مي كنم كه اگه اينجوري پيش بري يك روزي پيش بياد كه چشم روي همه چي ببندي و جونت رو نجات بدي اگه بچه داري كه معلومه … ولي اگه نداري من نمي گم جدا شو بايد با مشاوره يا روانشناس صحبت كني و راه رو بهت نشون بده سرخود كاري رو انجام نده … بالاخره ما زنيم و از روي رفتار و كردار همسرت مي فهمي كه او خيانت ميكنه يا نه … من خودم قرباني هستم قرباني خيانت ولي دارم همسرم رو درمان مي كنم چون زندگيمو دوست دارم

  295. نویسنده دیدگاه: پروین
    05 مهر 1392

    سلام. در مورد مسائل خانوادگی زناشویی بیشتر صحبت کنید بحثهایی خوبی هست شاید به نتیجه ای رسیدیم…. 🙁

  296. نویسنده دیدگاه: پروین
    05 مهر 1392

    تو رو خدا اگه می خواهید راهنمایی کنید درست و صحیح راهنمایی کنید چون این مسائل کم نیست در جامعه ما حداقل کاری کنیم که میزان طلاق و جدایی کم بشه 😥

  297. نویسنده دیدگاه: زهرا
    05 مهر 1392

    ببخشید انقدر داغونمو فكرم مشغول كه سلامم فراموش كردم

  298. نویسنده دیدگاه: زهرا
    05 مهر 1392

    من چندوقته دیگه شوهرمو باورندارم قبل ازدواج با افراد زیادی رابطه داشت اما من اونموقع چشمو رو همه چی بستمو فكركردم میتونم دركنارش یه زندگی خوب بسازم اما الان كه یه سال میگذره و هنوز عقديمو نرفتیم سرخونه زندگی خودمون احساس میكنم دیگه كشش ندارم فكراینكه بین اونا چه حرفایی ردوبدل شده یا كاری كه داره بامن میكنه ارو بااونام كرده دیوونه ام میكنه خیلی دوسش دارم اونم اونجوری كه بهم نشون داده یا ثابت كرده دوسم داره. چندبار بعضی كاراشو ازم قایم كرد من بعدا از خانواده اش شنیدم به روی خودشم نیاوردم اما هزاربار خودم توخودم شكستم یه چندوقتیم هست كه یه صدایی تو دلم میگه داری خیانت میبینی همش حس میكنم باآبجیش یه رابطه ای داره به وضوح چیزی ازشون ندیدم اما رفتارشون طرزحرف زدنشون یكی بودن حرفاشون پچ پچاشون باعث زدن جرقه تو سرمن میشه چون قبل ازدواج باخیلیا بوده الانم فكرمیكنم بایكی دیگه اس اما نمیدونم چیكاركنم توروخدا شما كمكم كنید بگیدچیكاركنم؟برای بدست آوردن همدیگه زحمت كشیدیم واسش تو هیچی كم نمیذارم اونم تقریبا همین جوریه ولی حرفاشو دیگه نمیتونم باوركنم همش به خودم میگم دروغ گفت یا گولت زد نمیتونم باورش كنم از یه طرف حرفاشو قبول ندارم از طرف دیگه ام حس اینكه داره بهم خیانت میكنه از یه طرف دیگه ایم كه نگامیكنم میبینم دوسش دارم حاضرنیستم از دستش بدم فقط خیلی بهش شك دارم شما راهنماییم كنید لطفا؟

    • نویسنده دیدگاه: رعنا
      15 مهر 1392

      سلام دوست عزیز
      برات آرزوی خوشبختی و سعادت می کنم.
      چرا اینهمه نا امیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      گلم همش فکر بد نکن . فکر نکن داره بهت خیانت می کنه چون با این کارت هم خودتو نابود میکنی هم زندگیتو
      قرار نشد هرکس قبل از ازدواجش با خیلیا رابطه داشته الانم داشته باشه.
      آفرین همیشه بهش توجه کن از همه لحاظ چه عاطفی چه جنسی . به خودت برس دوسش داشته باش هر طور که اون دلش خواست بگرد و رفتار کن . مرتب تو خونه به خودت برس کاری کن که اونم غرق محبتت کنه کاری کن اونم عشقشو بهت نشون بده
      بهش گیر نده بهش شک نداشته باش گلم اینجوری فقط خودت ضجر میکشی فردا اگر چیزی بهت ثابت نشد خودت یک عمر خجالت زده میشی
      با اعتماد به زندگیت زندگیتو ادامه بده انشاالله موفق میشی

  299. نویسنده دیدگاه: مریم
    04 مهر 1392

    باید زود ازش جدا بشی

  300. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    02 مهر 1392

    س

  301. نویسنده دیدگاه: cyrus
    01 مهر 1392

    در هر حالتی بهر شکل از خیانت (چه خیانت فرد به دوستش و چه همسرش) فکر میکنم دلم میگیره 🙁

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      01 مهر 1392

      من سمه خیانت که بیاد دلم میگیره اصلا نمیتونم بهش فکر کنم 😉 ایمیل 😉

  302. نویسنده دیدگاه: مریم
    01 مهر 1392

    سلام من 10سال بامردی زندگی کردم که فکر میکردم عاشقمه و زمانی که به خاطر مسائل مالی برشکست شد و خانواده اش بیرونش کردند به شهر غربت فرار کردیم. بعد از 3سال خودم شرکت زدم و در عرض یک سال تو بهترین محله شهر خانه و بهترین ماشین اونم نه یکی …شدیم عزیز همون فامیل بی معرفت …حالا حدود سه ماهه اونم تو ماه نهم بارداریم اس ام اس اقا را بایه جنس مخالف دیدم دارم دییوونه میشم حتی حاضرنیست قبول کنه خودشو زده به بیخیالی دوتا بچه ام را وسیله برای ماندنم قرار داده .به خانواده ام پرخاش میکنه . میخوام همه چیز را بدم بهش بعد فکر میکنم من و پسر 7سالم سختی رو کشیدیم بزاریم یه فاسد بیاد لذتشو میبره اما قدرت تحملشو ندارم از بی حوصلگیم داره نهایت استفاده را میبره و منو پیش همه بداخلاق و بی ادب جلوه میده .شما رو ترا به خدا کمکم کنید دارم دییونه میشم. مشاوره نمیاد میگه من کاری نکردم .داره ازارم میده میگه طلاقت میدم اما بچه ها رو نمیدم دختره 3 ماهم رو چکارکنم. کمکم کنید منتظر 🙁 م……..

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      02 مهر 1392

      مریم جان ، خیلی از وضعیتت ناراحت شدم . توصیه ی من اینه که با توجه به شناختی که از شوهرت داری ، اگه اموالت به نام خودته ، به هیچ عنوان به نام شوهرت نکن و حالا که خودت منبع در
      آمد داری ، یه پس انداز قابل توجه که همسرت ندونه برای خودت داشته باش . مطمئن باش بچه هاتو ازت نمیگیره . چون اگه اهل رابطه های غیر اخلاقی باشه ، بچه ها دست و پا گیرش هستن و براش راحت تره که پیش خودت باشن . اهمیت نده که تو رو پیش فامیلش چطور معرفی میکنه ، چون خودشم از همون فامیله و تافته ی جدا بافته نیست .
      دست آخر اینکه مادامی که زنان همگانی وجود دارن ، زندگی من و تو از هیچ خطری مصون نیست ، هیچ کاریش هم نمیشه کرد . قبول کن .

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      02 مهر 1392

      اینکه شما کار کردین و شرایط خوبی رو رقمی زدید قابل تحسینه
      اما آیا تو اون زمان فقط به فکر کار بودید؟!
      آیا فراموش نکردین که همسری دارید که باید اوقاتی رو نیز با او بگذرونین
      شاید عاطفه کم خرج دادن باعث شده به سمتی خاصی کشیده بشه یا با پیامکی که شخصی براش ارسال کرده اون هم جواب داده و صرفا رابطه خاصی ندارن
      بخاطر یک پیامک خودتون رو اذیت نکنید، احتمال داره اونطور که قضیه رو بزرگ کردین نباشه
      دوست عزیز اینکه این رفتارها رو ازش میبینید، باهاش آروم صحبت کنید ، بگید که از کاراش دلخورید و بهتره اگر هم با کسی ارتباط داره و رابطه رو قطع کنه تا مشکل جدی نشه

      با آرامش همه چی درست میشه

      • نویسنده دیدگاه: مریم
        02 مهر 1392

        احساس میکنم حریم بینمون از بین رفته .شما پیشنهادتون چیه ❓

        • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
          02 مهر 1392

          بهش اعتماد و ابراز علاقه کنید، سمتش برید، محبت کنید

          • نویسنده دیدگاه: مریم
            02 مهر 1392

            شما پیام (میتوانی امروز بیای بیرون )را رو گوشی عزیز ترین کست ببینی که برای یه جنس مخالف فرستاده اونم تو حالت انتظار برای بدنیا امدن فرزندت چی فکر میکنی و چکار میکنی تورابه خدا با وجدان بهم جواب بدید من میخوام با راهنمایی یه دوست تصمیم بگیرم. در ضمن من سعی میکردم از نظر عاطفی هم خیلی بهش برسم .تا جایی که همه غبطه مارا میخوردند حتی خانواده اش .بعضی مواقع میگم شاید چشم خوردیم.روزهای اول بعد این اتفاق خیلی بهم محبت میکرد اما چند روز پیش با خانواده ام دعواش شدالبته نه سر این قضیه . انگار منتظر این چنین موقعیتی بود از ان روز شروع کرده به بیتوجهی و بیخیالی و هر کاری که میدونه من بدم میاد انجام میده.کلا بد شده . دوستای مشترکمون میگن احساس ناتوانی میکنه چون تو از نظر درامد ازش پیشی گرفتی . بارها بهش گفتم تو در همه موفقیتامون سهم بیشتری داری.به خدا من هیچ وقت فکر نکردم که بدون اون کار میکنم . میدونی اون ستون زندگیمون رو لرزونده و حاضر نیست کمک کنه تا درست بشه.چکار کنم. ❓

          • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
            02 مهر 1392

            بله واقعاً من می پذیرم کار اشتباهی کرده
            اما اینکه شما یک بار پیامی دیدی نباید قضیه رو بزرگ می کردین

            خوب انسان اشتباه میکنه، 100% ایشان متوجه اشتباهش شده، اما نباید ایشون رو خورد کنین و سرکوفت بزنید

            اون ستونی رو نلرزونده اون اشتباه کرده و اما قابل بخششه

            این قضیه رو دیگه به روش نیارید و با عاطفه باهاش باشین، طوریکه احساس امنیت کنه در منزل، و همینطور حمایتش کنید، ازش بخواید کارهایی رو انجام بده
            یعنی حالتی که اون احساس نکنه از همه لحاظ شما به اون برتری دارید، باید جایگاه مردونه ایشون رو بهش نشون بدید که حس به اعتماد به نفس از بین رفتش برگرده

          • نویسنده دیدگاه: مریم
            02 مهر 1392

            فکر نمیکنید وقتی بهم توجه میکرد ارام نشدم بعد حالا که داره رفتار عکسشو میکنه نشون بدم که ارام شدم اونوقت فکر میکنه تاثیر رفتار بدش عامل شده اونوقت دیگه نشه روبراهش کرد .ازاین به پس همه کاری بکنه و این رفتارو پیش بگیره بخصوص اینکه من حاضر نیستم دوتا بچه ام را تنها بزارم از طرفی خیلی هم احساساتیم .راستی اینو بگم که این اختلاف باعث جولان دادن خانواده اش هم شده با اینکه اصل قضیه را نمیدانندفقط خوشحالند که فهمیدند ما باهم ناراحتی داریم .از طرفی بند کرده که نباید برای دیدن خانواده ات بروی یعنی میترسه که من تحت تاثیر اونها باشم یا اینکه داره لجبازی میکنه ❗ 👿

          • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
            02 مهر 1392

            شما خیلی زود قضاوت می کنید، بد بین نباشید و نیمه پر لیوان رو ببینید

          • نویسنده دیدگاه: مریم
            02 مهر 1392

            ممنونم خیلی ارام شدم سعی خودم رامیکنم برامن و زندگیم دعا کنید. 8)

  303. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    31 شهریور 1392

    اینکه بشه همرو تلافی کنی که همه عذابیو که کشیدی بکشه بفهمه چه دردی داره 🙁

  304. نویسنده دیدگاه: محبوبه
    30 شهریور 1392

    سلام من و همسرم با عشق با همدیگه ازدواج کردیم من هیچ چیز تو دنیا واسش کم نذاشتم همه ی اطرافیانم منو تحسین میکنن ولی این ذات بد مرداست که اروم نمیگیره الان فهمیدم داره بهم خیانت میکنه چکار می تونم بکنم به روش نیاوردم

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      02 مهر 1392

      محبوبه جان ، من درکت میکنم . درست میگی ذات مردا اینجوریه ولی دوست عزیز ، آیا تا زمانی که یه زن بی عفت همگانی وجود نداشته باشه که به ذات تنوع پرست مردا دامن بزنه ، مرد میاد به همسر خودش خیانت کنه و ریسک هزاران بیماری رو به جون بخره ؟ خدا لعنت کنه هر چی زن هرزه رو که باعث بهم خوردن آرامش زندگی همسران میشن و با رفتار بی شرمانه شون ، ذات سرکش و غریزه ی مردا رو تحریک میکنن . 😐

  305. نویسنده دیدگاه: فائزه
    27 شهریور 1392

    واقعا وحشتناکه من هم همین مشکل رو داشتم واصلا درست نمیشه ولی من خودمو خلاص کردم

  306. نویسنده دیدگاه: کوثر
    27 شهریور 1392

    چرا سحر

  307. نویسنده دیدگاه: الهام
    27 شهریور 1392

    منتظر کمکتونم خسته م 20 سالمه ولی از همه جا بریدم همه دردشون شوهراشونه درد من خیانت بابامه ک فهمیدم و ب کسی هیچی نمیگم ب نظرتون چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ب خود کشی دارم فکر میکنم

    • نویسنده دیدگاه: رعنا
      15 مهر 1392

      سلام الهام جان
      هیچ وقت ین حرفو نزن ؟ خودکشی کاری رو از پیش نمی بره
      به بابات بگو بریم جایی کارت دارم ببرش بیرون بعد بشین دوستانه باهاش حرف بزن.
      عزیزم با مادرتم بشین حرف بزن بگو بیشتر به بابام برس به ظاهرت برس و از این حرفا

  308. نویسنده دیدگاه: سحر
    27 شهریور 1392

    خسته شدم اززندگیم دوست دارم جدابشم

    • نویسنده دیدگاه: کوثر
      27 شهریور 1392

      جرا سحر خانم

  309. نویسنده دیدگاه: سحر
    27 شهریور 1392

    من6ساله ازداج کردم22سالمه تاحالاشوهرم خیلی خیانت کرده بهم هربارکه بخشیدمش دوباره کارشوشروع کرده ازش متنفرم

    • نویسنده دیدگاه: کوثر
      27 شهریور 1392

      سحر چرابهت خیانت می کنه

    • نویسنده دیدگاه: عليرضا
      27 شهریور 1392

      ببخش فضولي ميكنم ولي انگار قبح اين عمل از بين رفته و شما با بخششهاي مكرر حسابي بهش فهموندي كه كلات ديگه پشم نداره اونم ديگه نه ازت ميترسه نه خجالت ميكشه

    • نویسنده دیدگاه: محبوبه
      07 مهر 1392

      پس شوهرت دیگه خیلی پرو شده باید باهاش رفتار جدی تری…. 👿 👿

  310. نویسنده دیدگاه: بی گناه
    25 شهریور 1392

    باسلام مدت چهار ساله ازدواج کردم مدتیه کاملا اطمینان دارم شوهرم مواد مصرف میکنه از عذاب شبا تاصب بیدارم مث گذشته که عاشقش بوذم دوسش ندارم اول انکار میکرد اما بافشار زیاد که بامهربانی باش صحبت کردم اقرار اورد بنظر شما چکار کنم ؟قول داده که ترک میکنه ایا ممکنه؟چطورباش برخورد کنم تا کمکش کرده باشم ترک کنه؟نمیخوام بدبخت بشه لطفا راهنمایی کنید

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      25 شهریور 1392

      کمکش کنید تا ترک کنه، بهش روحیه و انرژی بدین و حمایتش کنید

  311. نویسنده دیدگاه: مریم
    20 شهریور 1392

    من که دارم دیئونه میشم

  312. نویسنده دیدگاه: یهنام
    13 شهریور 1392

    سلام احترام خدمت دوستان .تنها مشکل من با این راه کار برخورد با خیانت همسر- ماهیت – موضوست . مگر امکان دارد 2نفر که با عشق علاقه باهم ازدواج کردن بهم خیانت کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      13 شهریور 1392

      آقا بهنام محترم ، چرا نمیشه ؟ خوبشم میشه . زنه اینقدر خودشو از چپ و راست و بالا و پائین میز ، به آقاهه نزدیک میکنه و اینقدر جوک و چرت و پرت و قهقهه های از ته وجود سر میده که مرد میگه لابد ففط با خودش اینجوریه و بس . مردا هم از زنهای شیطون بدشون نمیاد ، اینه که اینقدر پیش میره که یهو متوجه میشه کلا” عنان زندگیش دست خانمه و همسرش تنها تو خونه س و منتظر برگشتن شوهر فریب خورده ش .
      البته شوهره عاشق همسرش هست ولی …..

  313. نویسنده دیدگاه: نسترن
    13 شهریور 1392

    دوستان سلام ، مطالب همه تونو خوندم . منم یه زن متاهل و خانه دارم ، 23 ساله زندگی مشترک دارم و حاصلش 2 فرزند دختر و پسره ، خیانت خیلی بده ، حتی تصورش آدمو داغون میکنه ، میدونم ، ولی خودمونیم بیایین یه کم با انصاف باشیم ، آخه چرا تو این قضیه مردا رو مقصر میدونین ؟ به نظر من تا زن بی عفتی نباشه خیانتی اتفاق نمیفته ، میدونیم که ذات مردا اینجوریه ، طبیعتیه که خدا تو وجودشون گذاشته ، غریزیه ، هیچ کاریش نمیشه کرد ،بیچاره ها دست خودشون نیست ، بخدا قسم دوستان ، من زنی رو میشناسم که همکار شوهرمه ، چادری ، قیافه و تیپ موجه ، تو خونه ش که رفتم دیدم زیر تک تک ستونهای اتاقش رحل قران گذاشته ، دائم مجالس روضه و قران داره و …
    این زن چون از تعصب شوهر من به دین و ائمه آگاهه ، و اینکه میدونه شوهر من از کمک به کسی دریغ نداره ، از این راهها وارد شده و ساعت 4 صبح به شوهرم اس میزنه که بیدار شو وقت نمازه ، همه ی خریداش به همراه شوهر منه ، از شوهر من برای خودش بادیگارد ساخته ، از بدیهای شوهر خودش برای شوهر من گفته و خلاصه عنان اراده و اختیار شوهر من دستشه . من سر این قضیه خیلی با شوهرم درگیر شدم ولی دائم میگه تو اشتباه میکنی رابطه ی ما خواهر و برادرانه س . تا اینکه یه شب ساعت 4 نصف شب متوجه شدم شوهرم بهش ابراز عشق میکنه . و منهم دست به خودکشی زدم که نجاتم دادن . از اونروز شوهرم گفت ارتباط غیر کاریمو باهاش قطع کردم و به من اطمینان داد . من از جانب اون خیالم راحت نیست چون میدونم راههای زیادی رو بلده که دوباره به قلب و فکر شوهر من وارد بشه .
    حالا مرد بیچاره که هممون بدون تعارف میدونیم چقدر ساده س و گول زدنش آسونه ، چقدر میتونه در مقابل عشوه گریها و بی حیائی ها و شوخیهای جور واجور یه زن ، تاب بیاره و خودشو حفظ کنه ؟
    تابلوهه که میره سمتش ، خلاصه ش دوستان عزیز ، تا زنان شاغل تو محیط های دور از چشم خانواده هاشون ، اینقدر بی پروا به مردا مون حال همه جوره میدن ، عزیزانم حال و روز ماها همینه که هست !!!!!

    • نویسنده دیدگاه: لاوین
      13 شهریور 1392

      سلام.من همیشه گفتم از ماست که برماست ولی کی گفته یه مرد میتونه شل باشه این خودمونیم که تحت تاثیر حرفایی ازقبیل:آناتومی مرد وطبیعتش میتونه قابل انحراف باشه.قرارگرفتیم وباورکردیم.مگه ماها بعنوان زن درمحیط اداری زیر نگاههای مردهای منحرف نبودیم خیلی ها میخواستن که دل ما روبدست بیارن وازهیچ کاری دریغ نکردن چرامن بعنوان یک زن میتونم روی غرایز حیوانیم پابذارم حتی اگه شوهرم روعاشقانه دوس نداشته باشم ولی مردها همیشه میتونن خیانت خودشون روتوجیه کنند.من بعیدمیدونم که یک مردجاافتاده منظور پلیدیک زن دغلباز رونفهمه میتونست سریعاًازاین رابطه به اصطلاح خواهروبرادری دست بکشه وبه زندگیش بچسبه نتیجه اینکه همیشه درایجادیک رابطه هردوبه یک اندازه سهم دارن 50/50

      • نویسنده دیدگاه: نسترن
        15 شهریور 1392

        لاوین جان از اینکه وقت گذاشتی جوابمو دادی ازت ممنونم . اگه حوصله ت میگیره برو تو قسمت جستجوی همین پورتال آسمونی و بزن مثبت اندیشی و دوباره بزن مثبت اندیش باش . اونجا من از اول ماجرا رو گذاشتم ، بخون و بعنوان یه دانشجوی روانشناسی نظرتو بگو ، ضمنا” اگه متاهل باشی ، بهتر منو درک میکنی . منتظر جوابتم .

    • نویسنده دیدگاه: صولت
      07 مهر 1392

      حق با شماست خدا اصلاحشون کنه

  314. نویسنده دیدگاه: لاوین
    04 شهریور 1392

    سلام به اونایی که دردخیانت روحس کردن،من کارشناس ارشدروانشناسی هستم دلم میخوادبگم خیانت ازهرنوع که باشه(جسمی یاعاطفی)زشت ترین کارممکنه،امااین روبایدبدونیدکه آدمها اشتباه میکنند ولغزش برای همه هست اگه طرف مقابلتون ازکارش ابراز پشیمونی حقیقی کرد ودیگه تکرار نشد به اون وخودتون فرصت دوباره بدین به مراکز مشاوره خانواده برید وگذشته هارا فراموش کنید ویادتون باشه که وجودخودتون ازهرچیز وهرکس مهمتره پس به فکر سلامت روان خودباشید

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      04 شهریور 1392

      متشکریم از شما

    • نویسنده دیدگاه: آرام
      05 شهریور 1392

      سلام
      حرف شما متین اما آقای محترم از کجا میشه فهمید که واقعا پشیمون؟
      من متاسفانه دچار خیانت مردی شدم که در ظاهر فوق العاده ساکت و سربه زیرو آروم بود و اصلا باورم نمی شد که با 5 زن دیگه رابطه داشت
      مردی که وقتی همه چیزو فهمیدم فقط سکوت کرد
      آیا میتونم بازم باورش کنم؟

      • نویسنده دیدگاه: لاوین
        06 شهریور 1392

        آرام جان سلام!جدای ازروانشناس بودن،من یک زنم باتمام احساسات زنانه!وبااینکه خیانت روتجربه نکرده ام امامیتونم خودم روجای شمابذارم وهمدلی کنم !این مردشاید مریض باشه ونیازبه درمان داشته باشه چون تنوع جنسی زیاد یه جوربیماری محسوب میشه!کاش بیشترتوضیح میدادی!البته من اون حرف هاروواسه کسانی زدم که مردیازن فقط یکبارگرفتاراین موضوع شدن وگذشته خوب وسالمی داشتن!وبرای جبران حاضرن ازتمام زندگیشون بگذرن

        • نویسنده دیدگاه: آرام
          07 شهریور 1392

          سلام
          ممنون از پاسختون
          راستش همسر من یکدفعه عوض شد طور ی که اصلا نمی شناسمش
          انگار هیچوقت با من نبوده…
          من شوکه ام و بعضی وقتا فکر میکنم دارم خواب میبینم
          شاید چاره ایی نداشته باشم جز اینکه بسازم
          مرسی از همدردی تون

      • نویسنده دیدگاه: سعيد
        15 شهریور 1392

        با سلام
        سعيد هستم 35 ساله خيلي داغون هستم از دنيا سير نميدونم با اينهمه بدبختي چطور حتي يه لحظه فكر مرگ به ذهنم خطور نميكنه .
        20ساله كه بودم اولين بار مواد مخدر مصرف كردم وهميشه به چشم تفريح با دوستان و دور هم بودن و خوش بودن خلاصه در سن 25سالگي ازدواج كردم
        ناگفته نماند كه وقتي ازدواج كردم پاك بودم و قبلش اعتيادم رو ترك كرده بودم و 2سالي با همسرم همچون ليلي و مجنون زندگي ميكردم توي اين دو سال
        يه دوست و رفيق نداشتم و چون همسرمو دوست داشتم و هيچونت دوست نداشتم از دستش بدم تا اينكه مشكلات مالي گريبانگير زندگيمون شد زنم هر وقت خانه
        بودم گيراش شروع شد و هرچي دلش ميخواست نثار ميكرد تو تنبلي و غيره خلاصه هركس كه هم سن يا كمتر بود به رخم ميكشيد يه مدت تحمل كردم و چيزي
        نگفتم ولي بعد از يك مدت براي جلوگيري از دعوا به بهانه پيدا كردن كار دوم از خونه ميزدم بيرون و اين شد كه دوباره گرفتار دوستان ناباب شدم
        وقتي ميديدم دوستانم صبح تا شب بيكارند و احساس كردم راحترن من بايد برم سر كار شب بيام منزل همش غرغر زن و بچه نميدونم چرا اينجوري شد
        شايد بگيد تقصير منه ولي باور كنيد وقتي مرد با يك ذهن آشفته و خسته بيرون بره به نظرتون دنبال چيه ؟
        رفتم و رفتم كم كم از زندگي دور شدم دنبال آرامش در ناكجا آباد.
        شدم يك مرد فراري از خانه مني كه جز خانه پناهگاهي نداشتم تنها جرم من نداشتن در آمد بالا دوباره اعتياد به سراغم آمد فقط فكر وذكرم شد مواد
        همه رو فراموش كردم دوست نداشتم به كسي فكر كنم نميدونم سرنوشتم چي بود.
        در اين حالت بد زندگي در آستانه پاشيدن لب مرز جدايي بيكاري نميدونم خواست خدا بود ورق برگشت . همسرم بسمتم آمد مرا تشويق به ترك ديدم التماس
        ميكونه كه ترك كنم من هم چون از اول دوستش داشتم قبول كردم و دوباره زندگي خوب و خوشي شروع كرديم .
        ولي مشكلات مالي همچنان پابر جاست الان 3 سال پا ك هستم گاه گاهي همسرم ياد آوري دوران قبل ميده و خيلي عذاب ميكشم در آن دوران اعتياد يك بار
        بهش خيانت (فقط در حد صحبت ) داشتم هزار بار توبه كردم التماس كردم ببخشه ولي اون عشق و ليلي و مجنون ديگه نداريم به همه چيز مشكوك شده
        خوده من بيماري استرس و ترس گرفتم وقتي دير ميرسم خونه اخلاقش ميشه بد 2روز قهره نميدونم چكار كنم بعضي وقتها فكراي بد ميزنه بسرم
        ولي يكبار اشتباه كردم دوست ندارم تكرار بشه اي كاش همسرم در اوج خوب بودنم هوامو داشت شايد هيچوقت خيانت به زندگي بوجود نياد .
        امشب خيلي خسته و دلگير بودم خدابيامرزه مادرم زنده بود ميرفتم سراغش كلي آرامش ميداد ولي دوست داشتم داستان بد يا خوبم واستون مينوشتم
        واسه اونايي كه خيانت كردن و همسرانشون فهميدن و خونه خراب شدن و كسانيكه هنوز سر خانه و زندگيشونن و هنوز همسرانشون بهشون اعتماد دارن
        اگه تو سر هواي خيانت دارن همين الان فراموش كنن و برن يه آب بخورن بگن خدارو شكر و اونايي كه خيانت كردن مثل من و فكر ميكنن كه ميشه هم
        زنشونو دوست داشته باشن و هم خيانت كنن بدونن در اشتباه هستن و اين تجربه و داستانم را مجاني تقديمتون ميكونم و بدونيد هركس وارد اين وادي بشه
        نتيجش هميني هست كه خوانديد.
        موفق باشيد

        • نویسنده دیدگاه: آرام
          16 شهریور 1392

          سلام
          مرسي كه داستان زندگيتون و عنوان كرديد
          خيلي خوبه كه يه مرد به اشتباه خودش اعتراف كنه و بفهمه كارش اشتباه بوده
          من همچنان با همسرم هستم اما اونطور كه دوست دارم اعتراف كنه نميكنه
          با سپاس از شما

        • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
          16 شهریور 1392

          مرسی سعید جان که تجربتو با دیگرون در میون گذاشتی، زندگی شادی رو برات آرزو میکنیم

        • نویسنده دیدگاه: مظلوم
          18 شهریور 1392

          سلام اقا سعید ممنون که داستان زندگیتان رو برای ما نوشتید
          ای کاش تازه از خواب بیدار میشدم ومیدیدم که همه این اتفاقات یه خواب بوده …..یه کابوس !!!!!
          ای کاش یه جوری میشد که من بفهمم همسرم واقعا پشیمون شده واین رفتارش فیلم نیست
          ای کاش…………….ای کاش ………….
          فعلا همسرم بیمار شده و20روز هست تو بیمارستان بستری شده
          امیدوارم واقعا پشیون باشه وبرگرده پیش خودم
          نهال جون واقعا شرائط سختی داریم از ته دل درکت میکنم میدونم که شما هم مثل من با هزار ارزو اومدی تو خونه اش ولی چی دیدیم؟ امیدوارم خدا اینده ای روشن وشاد برای دلشکسته هایی مثل من وشما برایمان نوشته باشه ودر دلمان ارامشی بزاره تا کمتر احساس سرخوردگی کنیم …………..امین……..

    • نویسنده دیدگاه: آشوشا
      07 مهر 1392

      در شهر کوچکی زندگی میکنم که دسترسی به مراکز مشاوره ندارم و با تکیه بر اعتقاداتم و شخصیتی که برای خودم قائلم دارم سعی میکنم با خیانت همسرم کنار بیایم ولی حتماً تو بهتر میدونی که به تنهایی بر آمدن از پس این مشکل چقدر طاقت فرساست تا بحال پس از 22 سال زندگی مشترک زندگی را ترک نکرده‌ام اما حالا نمی‌دونم راه درست چیه و نمی‌خوام کاری کنم که بعداً ازش پشیمون بشم

  315. نویسنده دیدگاه: mahsaa
    04 شهریور 1392

    سایت خوبیه وزیبا ایکاش هرکامنتی که اینجا گذاشته میشه تاریخ هم داشت

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      04 شهریور 1392

      این امکان وجود دارد، لذا فعلاً فعال نکرده ایم، ممنون

  316. نویسنده دیدگاه: mahsaa
    04 شهریور 1392

    سلا م به نظرمن وقتی همسر خیانت میکنه باید همون خیانت رو مقابلش انجام داد تا بفهمه مزه اش چه طعمی داره

    • نویسنده دیدگاه: عليرضا
      27 شهریور 1392

      اگه يه سگ تو رو گاز بگيره تو هم سگه رو گاز ميگيري . بي ادبي مو ببخش ولي آدم بايد واسه خودش ارزش قايل بشه

  317. نویسنده دیدگاه: دلبر
    28 مرداد 1392

    یابد با شکایت و دادگاه ابروی خیانت کار را برد تا حتی در محل کار هم نتونه سر بلند کنه گرچه اینجور ادم ها خیلی پر رو هستند و اگر برایشان مهم بود این کار را نمی کردند شاید کمی التیام زخم ها باشه و در س عبرتی برای دیگران که درست زندگی کنند.

    • نویسنده دیدگاه: سعيد
      15 شهریور 1392

      با سلام
      اگه همه اينجوري بكنن و گذشت نكنن ميدوني چقدر خانوادها متلاشي ميشن
      زنهاي بيوه فراوان مرداي بيشتري به دام ميوفتن

      • نویسنده دیدگاه: کوثر
        27 شهریور 1392

        سعید من رفتم جوک کودکان توهم بیا

  318. نویسنده دیدگاه: ناشناس
    23 مرداد 1392

    من هم یک زنم که شوهرم با یک زنه متاهل بهم خیانت میکنن و با کمال پررویی زنه با اینکه میدونه من میدونم کنار نمیکشه ختی شوهرم هم از شما میخوام برام دعا کنید به خاطر بچه دو سالم خدا من و از مشکل رها کنه چون دارم از عذابی که میکشم خیلی اذیت میشم و فقط میخوام بدبختی اون زنرو جلوی چشام ببینم همین از عزیزترین بکشن همه ی اونایی که اینجوری زندگیهارو بهم میزنن به حق علی .لیلا

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      02 مهر 1392

      دوست عزیز مشکل منم دقیقا” مثل شماس . از خدا میخوام تمام زنهای خونه خراب کن هرزه رو به همراه مردای احمق ما رسوای خاص و عام کنه که جگر سوخته ی ما کمی خنک بشه . به حق آبروی خودش و آبروی آبرو دارانش . آمین

  319. نویسنده دیدگاه: نهال
    23 مرداد 1392

    سارای عزیز من هم درست تمام حسهای شما رو دارم فقط میدونم ما می سوزیم امیدوارم خدا به ما رحم کنه واز فکر دردی نگیریم من تو این دو ما 4 کیلو بیشتر کم کردم همه اطرافیون فکر می کنن دردی گرفتم فقط دلم برای دختر 7سالم می سوزه خدا قدرت موندن رو بهم بده خدا بهت کمک کنه وصبر بده من کنارت هستم ومثل توام احساس تنهایی نکن

  320. نویسنده دیدگاه: نهال
    23 مرداد 1392

    برام دعا کنید شما همه دل شکسته هستید خدا صداتون رو می شنوه طاقت ماندن رو ندارم نه جایی برای رفتن و نه جایی برای موندن دارم از این شرایط خسته ام روز به روز ازش متنفرم با گذر زمان تازه برام روشن می شه چه دروعهای بهم گفته وچه زمانهای رو ازمن دزدید من تو غربت تا دیر وقت منتظرش بودم در صورتی که ان تو بغلش کسی دیگه بود مرد تنهایی من هم زن تنهاییها ؛ تاریکیها شکستها حقارتها و…… هستم کاش بال پرواز ورفتن داشتم خسته ام وتنها برام دعا کنید خدایا به فریاد ما برس

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      27 شهریور 1392

      سلام همه نظرشونوگفتن در مورد شوهراشون ولی درد من خیانت بابام هست ک هیچکس نمیدونه ب غیر از من دخترش هیچی ب کسی نکفتم چون زندگیمون از هم میپاشه دارم داغون میشم نمیدونم ب کسی چیزی بگم یا نه اروم بگیرم و خفه شم بابام واقعا عاشق مامانمه ولی نمیدونم چی شده ک اینجوری شده تو رو خئا برا زندگی جهنممیم دعا کنید و راه حل بگین

  321. نویسنده دیدگاه: Samin
    20 مرداد 1392

    In moshkela Hal shodani nist

  322. نویسنده دیدگاه: مرد تنها
    17 مرداد 1392

    سلام، نمدونم چرا دارم اینو مینویسم. بعد از یک سال حس کردم شاید اگه اینطور به صورت ناشناس درد‌ دلم کنم برام خوب باشه.

    الان حدود یک سال از خیانت زنم به من می‌گذره. پارسال همین موقع‌ها بود که تو رختخواب لخت با یکی‌ دیگه گرفتمش. باورش برام غیر ممکن بود. تا چند روز اصلا هیچی‌ نمی‌فهمیدم. دوران خیلی‌ سختی بود. از خونه بیرونش کردم و تصمیم گرفتم طلاقش بدم اما بعد از چند هفته از بس التماس کرد پشیمون شدم. از تنها موندن هم ترسیدم.چون تو ایران زندگی‌ نمی‌کنیم. فکر کردم تنها بودن باعث می‌شه که بعدا پشیمون بشم که چرا نبخشیدمش. دوران خیلی‌ سختی بود اما نذاشتم کسی‌ بفهمه. متاسفانه چون اینجا دوست نزدیک هم ندارم هیچ وقت فرصت پیدا نکردم که با یه نفر دارد دلم کنم. بعد از اینکه دوباره برگشت خونه به صورت هفتگی میریم مشاوره. یه مقدار این مشاوره کمک کرده اما هنوز که هنوزه افکار وحشتناکی‌ آزارم میدان. هنوز تصویر اون صحنه‌ای که لخت تو رختخواب نشسته بود و تی‌شرت اون پسر تنش بود تو ذهنم هست. هنوز بعد یک سال از دردش کم نشده. هنوز هم ناخود آگاه یاد اون موقع میفتم و آتیش میگیرم. چند سال پیش وقتی‌ ازدواج کردیم هیچ وقت فکر نمیکردم که یه روز برسه که حتا بهم دروغ بگه. بعضی‌ وقت‌ها با خودم می‌شینم فکر می‌کنم که اصلا چرا بخشیدمش. حتا وقتی‌ رابطمون با هم خوبه هم یهو یاد اون کابوس میفتم. فکر می‌کردم از دردش بعد از یه مدت کم می‌شه، اما گذشت زمان اصلا کمک نکرده. هیچ وقت فکر نمیکردم زندگی‌ اینقدر روی خشن و بی‌رحمی داشته باشه. احساس می‌کنم بدوش کشیدن این بار به تنهایی‌ تو این غربت داره از پا در میاردم.

    • نویسنده دیدگاه: ندا
      01 مهر 1392

      بیشتر دقیق بشین شاید شما یه جایی توی زندگیتون از همسرتون غافل بودین..کم گذاشتین که…

    • نویسنده دیدگاه: ایران
      01 مهر 1392

      نمیتونین فراموش کنین ولی نباید خودتون رو اذیت کنین اگه بهتون قول داده باشه که دیگه تکرار نکنه کار حله بیخود نگران نباش هم وطن اگه تو سرزمین خودت پیش هم وطنیات نیستی احساس غربت نکن ما همه ایرانیا همدیگه رو دوست داریم و همه در قلب هم جاداریم پس نگران نباش و احساس تنهایی هم نکن

      • نویسنده دیدگاه: cyrus
        01 مهر 1392

        ببخشیدا ولی شما هم دیگه زیادی خوش بینید. 😐 چون بعضی از اینا خودشونو ایرانی نمیدونن چه برسه به همدردی(گشت ارشاد دختری را که بر روی ناخن هایش پرچم انگلستان را کشیده بود دستگیر کرد)(تحلیلش با خودتان.) 🙁

        • نویسنده دیدگاه: ایران
          01 مهر 1392

          شاید اینا خودشون رو ایرانی ندونن ولی ما باید باهاشون هم دردی کنیم حتی اگه ایرانی هم نبودند وظیفه ی ما کمک و همدردیه حتی به دشمنمون
          بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
          چو عضوی ب درد آورد روزگار دگر عضو هارا نماند قرار

    • نویسنده دیدگاه: محبوبه
      07 مهر 1392

      درکت میکنم من که زنم اگه شوهرم بهم…..داغونم میشم چه برسه که شما یه مردی..ولی سعی کن بهش کمتر فکر کنی آخه این باعث میشه به خودت لطمه بزنی

  323. نویسنده دیدگاه: sara
    31 تیر 1392

    زندگی برام جهنم شده، هر وقت تو فکره به خودم میگم حتما داره به اون فکر میکنه، تا گوشیشو دست میگیره میگم حتما میخواد به اون زنگ بزنه، وقتی قربون صدقم میره میگم حتما این حرفا رو به اونم زده، کافیه آب بخوره تا من ذهنم بره سمت اون آشغالی که با اون به من خیانت کرد:-( به نظر شما این زندگیه؟؟!!! چیکار کنم؟؟؟؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      04 شهریور 1392

      بهش مهلت بدید و باهاش صحبت کنید، اگه تکرار نکرد، زندگی خودتون رو خراب نکنید و به زندگی باهاش ادامه بدید

  324. نویسنده دیدگاه: sara
    31 تیر 1392

    سلام
    واقعا نمیدونم دیگه چی درسته چی غلط، کی راست میگه و کی دروغ
    خیلی خسته ام، با وجود اینکه تقریبا 2 ماه از زمانی که خیانت همسرمو فهمیدم میگذره و تو این مدت اون همه ی تلاششو برا بهبود زندگیمون میکنه من نه تنها آروم نشدم بلکه دارم هر لحظه از اون و زندگی با اون متنفرتر میشم
    زندگی برا اون که خیلی راحته، خیانتشو کرده،لذتشو برده حالام داره زندگیشو میکنه و خیلی راحت از من میخواد همه چیزو فراموش کنم و مثل قبل باهاش ادامه بدم!!!!!!!!!!
    نه میتونم طلاق بگیرم و نه میتونم به زندگی با اون ادامه بدم
    چیکاااااااااااااااااااار کنم خدایاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  325. نویسنده دیدگاه: نهال
    30 تیر 1392

    سلام اقای محمد من نظر شخصی خودم رو می گم من یک زن وفادار به همسرم هستم با تمام ضربه ای که به من زد اصلا فکر خیانت رو نمی کنم چون هر کسی شخصیت خودش رو داره اما می دونم خیانت عذاب اور ترین چیز در یک زندگیه ما زنان یا بهتر بگم مادران محکوم به سوختن در اتش خیانتیم چون جامعه ما رو قبول نداره در هر صورت ما محکومیم ولی شما مردان نه اگر مطمین هستید رابطه همسرتان در حد پیامک بوده و واقعا پشیمونه فرصتی بهش بده خیلی سخت چون صداقت واعتماد دیگه وجود نداره ولی می دونم این اتفاق تحملش برای مردان سختره امیدوارم خداوند کمکتان کنه من هر چند اعتقادی به بخشش ندارم ولی واقعا بزرگید اگر خطاش رو نا دیده بگیرید از خدا صبر وارامش بخواهید

  326. نویسنده دیدگاه: محمد
    26 تیر 1392

    من بعد از 5 سال زندگی با زنم اون کاملا آزاد بود در زندگی چون زن خوبی بود ولی با یک مرد دیگه ارتباط تلفنی و پیامکی داشته من این موضوع رو فهمیدم اما خودش هم قبل فهمیدنم گفت مزاحم تلفنی داره ولی پرینت تلفن هاش رو که گرفتم دیدم چند ماه از این قضیه میگذره ولی من دیر متوجه شدم.زنم رو تا دم مرگ کتک زدم الان افسرده شده و میگه زندگیم خراب شده نمیتونم نگاهت کنم البته منم دیگه اون اعتماد رو ندارم نمیدونم ادامه بدم یا بگم بره خانه پدرش ///با تشکر از راهنماییتان

    • نویسنده دیدگاه: ناشناس
      26 شهریور 1392

      بهش دوباره فرست بده اگر پشیمون شده

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      02 مهر 1392

      آقا محمد ، منم تو زندگی همچین مسئله ای رو دارم . یکی از همکارای زن شوهرم مدام باهاش اس ام اس بازی داره و شوهرم میگه ما مثل خواهر و برادریم . ولی این رابطه ، شدیدا” اعصاب منو بهم ریخته . از نظر من نفس خیانت ، کار بدیه حالا چه تو این رابطه های غیر اخلاقی ، تماس جنسی باشه چه نباشه ، خیانت خیانته . مطمئنا” اون آقا هم همسری داره که از رابطه ی زن شما باهاش ناراحته . و کلی نفرین و لعنت میکنه .

  327. نویسنده دیدگاه: sara
    19 تیر 1392

    سلام مینا جان، نباید نسبت به این قضیه زیاد خوش بین بود، خیانت اونم در دوران عقد یه زنگ خطره جدی هست که نباید براحتی از کنارش رد شد!! اگه واقعا دوسش داری و دوست داری باهاش ادامه بدی سعی کن صداقت و حسن رفتارش بهت ثابت بشه و بعد زیر یه سقف برید، با منطق تصمیم بگیر نه احساس

  328. نویسنده دیدگاه: sara
    19 تیر 1392

    سلام
    من سارا هستم،5 روز از سالگرد ازدواجم میگذره، متاسفانه من هم بخاطر خیانت همسرم درد و رنج زیادی رو تحمل میکنم:-(
    اصرار به جدایی دارم اما حاضر نیست طلاقم بده
    میگه عاشقانه دوسم داره و گول خورده ،همه ی تلاششو میکنه که صداقتش رو بهم نشون بده اما هیچ اثری در من نداره، ازش متنفرم
    گریه میکنه در برابرم زانو میزنه که ببخشمش اما نمیتونم:'(

  329. نویسنده دیدگاه: نهال
    12 تیر 1392

    سلام امروز10روز از بلای که همسرم سرم اورده می گذره اصلا دوست ندارم خیانتش کمرنگ بشه چون نمی خوام شدت نفرتم کمرنگ بشه همه می گن بمون و زندگیتو راهت به دست زن دیگه نده اما چه زندگی 9سال با عشق کنارش بود با تمام سختیاش ساختم اما ان به راحتی همه چیز رو داغون کرد الان هم خیلی راهت زندگیش رو می کنه انگار نه انگار بهم می گه می خوای خونه رو ترک کنم یا تو برو یا تحمل کن البته گفته تکرار نمی شه اگر من این رو باور کنم از ان کمترماصلا دیگه بهش اعتماد ندارم احساس می کنم تمام دیوارهای خونه به احمقی من می خندن از خودم خجالت می کشم دیگه اشک برا گریه کردن ندارم خیلی تنهام خیلی کاش می شد فریا زد فریادی که همه نا مردی ها رو شکست فقط خدا به همه ما صبر قدرت تحمل وعشق خودش رو بده مظلوم عزیز خطابم به شماست زنان مثل ما همه نه تتنها مظلوم اند بلکه تنها بی پناه اند مثل من وتو

    • نویسنده دیدگاه: پری
      23 تیر 1392

      انشاا… که با کار های عاقلانه که میکنی شوهرت برگرده (هر چند نمیدونم میتونی مثل قبل باهاش زندگی کنی یا نه) اول سعی کن جلوی شوهرت اصلا گریه نکنی اگه میتونی برو باشگاه به خودت برس در حد عالی کلاس های مختلف برو یوگا هم حتما برو خونتون رو همیشه تر و تمیز نگه دار کای نکن لباست بوی قرمه سبزی بده ترو تمیز جلوش ظاهر شو زیاد قربون صدقه اش نرو سعی کن حجابت رو وقتی بیرون میری رعایت کنی حتی جلوی برادر شوهرت (البته اگه داشتی) چیزی پرسید بگو من میخوام زیبایی هامو فقط شوهرم ببینه و لذت ببره و… وعزیزم کارهایی که وهرت خیلی دوست داشته تو انجام بدی و تو به هر دلیل نخواستی یا نتونستی رو حتما انجام بده.و این یادت باشه با گریه و خودخوری چیزی درست نمیشه وکارهایی که خودت بهتر از هرکسی میدونی که شوهرت عاشقشه رو انجام بده

  330. نویسنده دیدگاه: باران
    08 تیر 1392

    به نظر من اگر هر کدام از طرفین نیاز های جنسی روحی وغیره را تا حد ایده آل تامین کننده هیچ کدوم خیانت نمیکنه.امروزه با این وضعی که خانم ها تو خیابون میگرددند حیون هم باشه تحریک میشه چه برسه به یک ادم.امروزه کتابهای زیادی تو بازار هست برای جلوگیری از خیانت دو طرف مثل کتاب انچه زنان باید بداند در مورد مردان.وبرعکس.راه دیگه این که باید همسرتوناز نظر چشمی /جنسی /غذا و غیره کاملا اشباع کنه شما وقتی وقت هاتون تقسیم کنید به همه اعضای خانواده برسین هیچ وقت مشکلی پیش نمیاد.جز اینکه اون ادم مریض باشه که اونم راه حل داره.

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      02 مهر 1392

      باران جان صدات از جای گرم بیرون میاد . یا کتاب زیاد میخونی یا تازه اول راه زندگی هستی یا اصلا” ازدواج نکردی . وقتی یه زن همگانی احساسات یه مردو تحریک میکنه ، حالا اگه همسر اون مرد حوری بهشتی باشه ، باز مرده به سمت زن خرابه میره و میخواد آزمایش کنه ببینه اونی که این برخوردو داره ، تو موقعیتهای دیگه چه جوریه. حالا همسر بیچاره ش 60 کیلو لوازم آرایش به سر و کله ش بماله هم جواب نمیده . دلت خوشه ها !!! 😥

  331. نویسنده دیدگاه: نهال
    08 تیر 1392

    ٦روز متوجه شدم شوهرم حدود يك سال با يكزن رابطه داشته ٩سال كنار هم زندكي كرديم تو اين ٩سال حسرت هزاران مهر محبت توجه دوست داشتن سكسو………تو دلم حالا فهميدم كه تو اين ٩سال من براي دخترش كلفت بودم نه زن خونش ٩سال به من ميكفت مشكل جنسي داره و ماه به ماه با من هم خابي نداشت ولي ٦روز بيش رفتم خونهاي رو كرفته وباتوق كرده دي م تختخوابشون رو و……..نمي دونيد دارم مي ميرم ،مي سوزم ولي صدام رو كسي نمي شنوه به خاطر دخترم بايد بسازم اما ان خونه ان تخت عشقش از يادم نمي ره جه جيز هاي از من دزدي. و به زنهاي خراب داد داغونم كمكم كنيد كسي نيست اين فرياد بي صداي من رو بشنوه

    • نویسنده دیدگاه: رها
      08 تیر 1392

      سلام عزیزم
      منم بلایی که سر تو در اومده دو سال پیش سرم دراومد
      البته من بچه نداشتم و با کلی ابروریزی جداشدم
      اماالان فقط ی زن مطلقه ام تو این جامعه خراب….
      بشین به خاطر سایه سرت زندگی کن پشیمون نمیشی

      • نویسنده دیدگاه: saeed
        01 آذر 1393

        نمیدونم چی بگم

        کاش میشد واسه این اقا کاری کرد

        کاش میشد واسه رها خانم هم کاری کرد

        کری جز دعا به عقلم نمی رسه

        خدا همه رو به راه راست هدایت کنه

    • نویسنده دیدگاه: مظلوم
      11 تیر 1392

      سلام نهال عزیز
      من باهات همدردم خیلی سخت هست که ببینی همسری که تمام ارزوهات رو با اون میبینی تو رو رها کنه وبره پیش زنهای…
      منم همین بلا سرم اومده 24سال زندگی !!همه رو زیر پاش له کرد وغرورم رو جریحه دار کرد برای هوی وهوس
      به خدا وقتی میاد پیشم چندشم میشه که ایا با اون زنه هم همین رفتار رو داشته
      ازش متنفرم فقط به خاطر پسر 23 ساله ام تو خونه راهش میدم امیدوارم زودتر بمیره ………امین…..

      • نویسنده دیدگاه: نسترن
        02 مهر 1392

        مظلوم جان ، آرزوی مرگ برای شوهرت نکن چون اگه خدایی نکرده شوهرت بمیره ، اون زن کثیف ککش هم نمیگزه چون یه مرد دیگه گیرش میاد و یه زندگی دیگه رو خراب میکنه . بیا همگی از خدا بخواهیم که ریشه ی زنان هرزه و همگانی رو بخشکونه تا ماها در آرامش باشیم . بگو آمین عزیزم.

  332. نویسنده دیدگاه: محراب
    18 خرداد 1392

    دوستان سلام من همون محرابم که قرار شد اب بخورم ببینم زنه بی معرفتم درست میشه یا نه.اقا اون روزا که اون نظرو دادم نظر اب خوردنو میگم پاک قاطی کرده بودم اما امروز به لطف خدای مهربون خوب خوبم دوستان این اب خوردنه واقعا تاثیر داره من فکر میکنم یه جورایی باعث دفع مواد استرس زا از خون میشه پس بخورید بعدشم نماز که اگه بدونید چه اثری تو روحیه و اروم شدنتون میزاره یه دیقه رو هم معطل نمیکنید پس بسم الله……

  333. نویسنده دیدگاه: mina
    07 خرداد 1392

    من 20 سالمه و الان 2/5 که با پسرخالم که خیلی همدیگه رو دوست داشتیم ازدواج کردم تا چند ماه پیش همه چیز خوب بود ولی کم کم متوجه تغییر رفتارهای همسرم شدم و بعد هم یک نوشته پیدا کردم تو دفترش و الان 1 ماهه که متوجه موضوع شدم که پای کسی در میونه اول خیلی بهم ریختم و تا قبل اینکه شوهرم از سر کار بیاد فقط گریه میکردم و وقتی اومد به کل تغییر روش دادم و همه سعی خودم رو دارم میکنم تا کمبودی احساس نکنه و بیشتر خونه اونا باشم اخه هنوز تو عقدیم الان تا حدودی اوضاع بهتر شده ولی نمیدونم اخرش چی پیش بیاد بستگی به شوهرم داره که از این کار برگرده یا نه. لطفا برام دعاااااااااا کنید تا زندگیمو دوباره بسازم شرایط سختیه اخه ما خیلی همدیگه رو دوست داشتیم…..

  334. نویسنده دیدگاه: سارا
    05 خرداد 1392

    من و همسرم خیلی رابطه صمیمانه و خوبی با هم داریم. همسرم من و دخترم رو خیلی دوست داره به طوری که رابطه ما دو نفر مثال زدنیه. اما . . . همسرم گاه و بیگاه با خانم های دیگه رابطه تلفنی برقرار میکنه ومن هم هر بار این موضوع رو فهمیدم و بعد از کلی عذرخواهی و بهانه های مختلف چون خیلی دوسش دارم اونو بخشیدم و حتی فراموش کردم. چون هیچ کمبودی رو در این دوران احساس نمیکردم . . . اما! الان باز متوجه شدم که بعضی از شب ها دوباره به بهانه ای توی اتاق دیگه ای میخوابه تا بتونه با موبایلش صحبت کنه! مدام سعی میکنه اینو مخفی نگه داره ولی متاسفانه من از اون زن هایی هستم که شوهرم رو خیلی خوب میشناسم و زود متوجه موضوع میشم. الان دلم گرفته چرا اینکارو میکنه کسی که همیشه به من میگه :” من با داشتن تو خوشبخت ترین مرد دنیا هستم!” واقعا چرا؟ چکار کنم؟

    • نویسنده دیدگاه: نسترن
      02 مهر 1392

      سارا جان ، شوهر منم از این ابراز علاقه ها زیاد میکنه ولی اینقدر ساده س که یه زن بی عفت که همکارشه از در همین سادگیش وارد شده و نهایت استفاده رو ازش کرده و میکنه و خیال ول کردنش رو هم نداره . حالا تو این وسط پیدا کن پرتقال فروش رو !!!!! 😥

  335. نویسنده دیدگاه: مظلوم
    30 فروردین 1392

    سلام واقعا دردناکه من تازه فهمیدم که همسرم 3سال پیش زنی رو صیغه کرده بود
    الان هنوز هم حال روحی بدی دارم کلی براش گریه کردم وعلت رو خواستم
    خدایا من چقدر بد بختم که شوهرم به خاطر پول رفته یه زن کنه رو گرفته ؟
    والان هم که به قول خودش زیر بار عقد دائم نرفته 1ساله با تهدید وفحاشی بالاخره به خونه زنگ زده وخبر به من داده اون زن ….
    چکار کنم ؟؟سرم از درد میترکه وفشار خونم بالا رفته چند بار با مشت زدمش ولی فقط گفت منو ببخش گول خوردم شرمنده ام ولی نمیتونم ……..خیلی دوستش دارم ولی این رو نمیتونم هضم کنم وحالا هم اومدم ببینم با خیانت همسرم چهههههههههههه کاااااااااااااااااااااااااااااااار کنممممممممممممممممممممم
    دلم اتیش گرفته وداره میسوزه من جوونیمو براش گذاشتم حق من این نبود خدااااااااااااااا

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      04 اردیبهشت 1392

      دوست عزیز تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. اگه همسرتون واقعا از کارش پشیمون شده و دیگر تکرار نکرد بهتر است او را ببخشید و زندگیتان را حفظ کنید ولی اگر دوباره این اشتباه را تکرار کرد پیشنهاد میکنم تصمیم دیگری بگیرید .

  336. نویسنده دیدگاه: محراب
    03 فروردین 1392

    شما مطمءنید من که اب بخورم زن خیانت کارم درست میشه و شبا که خوابم باز مهمون نا خونده دعوت نمیکنه خونه.

  337. نویسنده دیدگاه: ghazall
    01 فروردین 1392

    سلام توصیه های جالبی بود من خودم یکی از اونایی هستم که خیانت دیدم خیلی سخته که بتونی اینقدر منطقی برخوردکنی چون تو اون لحظه دنیا دیگه برات تموم شدست ولی زندگی ادامه داره و زخمیه که هراز گاهی سربازمیکنه و فکرش داغونت میکنه امیدوارم واسه کسی پیش نیاد یا اگر کسی زیرابی میره رسوابشه.

  338. نویسنده دیدگاه: shahin hoseini
    14 آذر 1391

    همش دورسته

  339. نویسنده دیدگاه: nastaran
    14 آذر 1391

    توصیه هاتون خیلی مفید بود . به نظر من زن آسیب دیده باید برای خودش یه سرگرمی جور کنه و دیگه اینکه هیچوقت به همسرش اجازه ی برقراری رابطه ی زناشویی نده .بهرحال اونکه سرش جای دیگه گرمه ولی سودش اینه که زنش ایدز نمیگیره . بمونه سر خونه و زندگیش و خانم خونه ش باشه وکاری نداشته باشه که شوهرش آواره ی زنهای خیابونیه . بهرحال بعضیها ذاتا” پس مونده خورن . پس خلایق هرچه لایق .

  340. نویسنده دیدگاه: nastaran
    11 آذر 1391

    موافقم. دستورات کاملی بود . ولی چقدر چندش آور و منفورن زنهایی که سر راه مردان متاهل قرار میگیرن و با استفاده از سادگی مردها ، زندگیهای زیادی رو بهم میریزن و شاید باعث بشن زنهایی از قشر خودشون زیاد بشن .

    • نویسنده دیدگاه: --> آسمونی
      13 آذر 1391

      بله، و همینطور بالعکس این قضیه هم میتونه باشه، که امیدواریم هیچکدوم اتفاق نیفته

نظر خودتان را ارسال کنید