قرآن و آداب و رسوم ايرانيان

با ظهوراسلام و ورود قرآن کريم در جامعه ي ايراني و حضور آن در زندگي مردم، بسياري از رسم ها و آداب ايراني، رنگ و بوي قرآني به خود گرفتند. قرآن کريم، تأثيرات شگرفي را در اين وادي از خود بر جاي گذاشته است. اين کتاب آسماني، بسياري از آداب و رسوم آن جامعه را به صورت بنيادي، تغيير داده و برخي از سنت ها را تعديل کرده است.
تأثير قرآن بر فرهنگ عامه ي ايران را مي توان در زمينه هاي متفاوتي چون آيين ها، سنت ها، معاشرت ها، داد و ستدها، مثل ها و متل ها، دعاها و نفرين ها و سوگندها و… جستجو و بررسي کرد.
هر چند که بر شمردن آداب و رسوم ايراني ـ قرآني، در اين نوشته ي کوتاه، ممکن نيست، و ليکن:
آب دريا را اگر نتوان کشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد.
پس اينک چند نمونه از آداب و رسوم ايراني را که قرآن کريم در آن جلوه گري مي کند، به تماشا مي نشينيم:

ضرب المثل هاي قرآني 

مثل هاي قرآني، مثل هايي است که مانند بسياري از گونه هاي کلامي ديگر در ادبيات فارسي و فرهنگ شفاهي مردم، تحت تأثير فرهنگ و آموزه هاي قرآن کريم، قرار گرفته است. به مثل هايي مثل قرآني گفته مي شود که رايحه اي از قرآن کريم در آن استشمام شود و به گونه اي، اشاره به يکي از نام ها، سوره ها و آيه هاي قرآن داشته يا بخشي از متن يا ترجمه يا محتواي آيات، در آن ظهور داشته باشد.
در اين جا، بخش کوچکي از امثال فارسي اي را که تأثير پذيرفته از قرآن کريم اند، تقديم مي داريم:
1 ـ اول بسم الله و غلط: مثلي است بر گرفته از اين که کسي در ابتداي قرائت قرآن و در جمله ي بسم الله الرحمن الرحيم، دچار اشتباه شود و آن را غلط تلفظ کند. اين مثل، براي کسي به کار مي رود که در ابتداي کاري، دچار اشتباه و خطا شود.
2 ـ جا به جاک نعبد جا به جاک نستعين: مثلي است به مفهوم اين که هر سخن جايي و هر نکته مقامي دارد و گاه به معناي اين که گاهي اين و گاهي آن و هر کاري جاي خود را دارد، استعمال مي شود. اصل اين مثل، از آن جاست که از دانشمندي ظريف ـ به مزاح ـ پرسيدند: سبب چيست که لفظ « اياک » در آيه « اياک نعبد و اياک نستعين » تکرار شده است، در صورتي که به رعايت ايجاز و اختصار، ممکن بود گفته شود: « اياک نعبد و نستعين ». دانشمند، جواب داد: « براي اين که اگر اياک تکرار نشده بود، معني اش اين بود که عبادت و استعانت، هميشه باهم باشد، در صورتي که بعضي جاها خدا را عبادت مي کنيم و بعضي اوقات از خدا استعانت مي جوييم که به عبادت اشتغال نداريم » و آن گاه بر سبيل ظرافت گفت: « اياک نعبد و اياک نستعين، يعني جا به جاک نعبد و جا به جاک نستعين ».
3 ـ يک قلش هم بگيرد، بس است: مثلي است که با استفاده از سوره هاي چهار قل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) ساخته شده است. منشأ مثل، حکايتي است که شخص، بنا بر معمول، براي رفع چشم زخم و شر حسودان و… چهار قل مي خواند. گفتند: تا کي چهار قل مي خواني؟ به نظر نمي آيد که چهار قلت اثر کند. گفت: يک قلش هم بگيرد، کافي است !
معناي مثل، اين است که اگر يک تدبير از تدابير هم پيش برود و مؤثر افتد، کافي است.
4 ـ قرآن خدا غلط بشود، کار او غلط نمي شود: مثلي است، برداشته از اين که امکان وجود غلط و نادرستي در قرآن کريم وجود ندارد. گوينده ي مثل، با اين فرض مي گويد بر فرض اگر در قرآن خدا هم غلط وجود داشته باشد، در کار فلاني، غلط وجود ندارد و اين جمله را دليل بر صحت اقوال او قرار مي دهند. معناي مثل، اين است که شخص، بر اين کار مواظبت دارد و احتمال اين که در اين کار خطا کند، بسيار کم است.
5 ـ لا تقربوا الصلوه را مي شنود و انتم سکاري را نمي شنوند:
مثلي است برگرفته از آيه ي43 سوره ي نساء، به اين معنا که هنگام مستي، نماز نگزاريد. اين مثل، با تغيير ضماير در حالات مختلف به کار مي رود و مراد مثل، اين است که از مطلبي، تنها به بخش مفيد به حال يا منظور خود بچسبند و به نکات و توضيحات ديگر آن توجه نکنند و نيز به معناي ناشنيده گرفتن جمله ي دوم و سند گرفتن از جمله ي اول است.

کنايه هاي قرآني 

کنايه هاي قرآني، ترکيب هايي هستند که در ساختار اصلي تشکيل دهنده ي آنها، اشاره ي کلمه، ترکيب متن يا ترجمه اي از سوره ها و آيه هاي قرآن کريم پديدار باشد. اين کاربرد، ممکن است در متون نظم و نثر يا در محاورات روزمره، صورت پذيرد. چند نمونه از اين کنايه ها چنين است:
1ـ آيه از آسمان نازل شدن: کنايه از لزوم قطعي انجام يافتن امري است، به حدي که پنداري در تأکيد انجام دادن آن، آيه اي نازل شده است و در مواردي، به معناي سخت مصرانه پاي فشردن و نسبت به امري نه چندان لازم، به شدت اصرار ورزيدن و براي انجام دادن آن، پايمردي نمودن است، مانند « مگر آيه از آسمان نازل شده که حتماً مي خواهي بروي » و « انگار آيه نازل شده که حتماً همين خانه را بخريم ». چنان که از شواهد مثال بر مي آيد، اصطلاح، معمولاً به صورت منفي مي آيد يا به صورت مثبت و در معناي منفي.
2 ـ پيراهن يوسف آوردن: کنايه اي برگرفته از داستان آوردن پيراهن يوسف براي پدرش يعقوب است که موجب بازيافتن روشنايي چشم نابيناي او شد و کنايه از انجام دادن کاري فوق العاده و ارجمند و سزاوار آفرين و مرحباي بسيار است. البته گاهي عبارت را در مفهوم مخالف مي آورند و در مورد کسي مي گويند که کار مختصري انجام داده و ناز و منت بسيار دارد.
3 ـ فاتحه ي کسي (يا چيزي) را خواندن: به معناي از کسي يا چيزي، صرف نظر کردن است. در محاورات عاميانه، در صورتي به کار مي رود که بخواهند مفهوم چيزي را نابود شده، از دست رفته و به اتمام رسيده بدانند که تعبيرات « فاتحه اش را خواندند » و « بايد فاتحه اش را خواند » را به کار مي برند.
4 ـ بضاعت مزجات آوردن: بضاعت، به معناي سرمايه و مال است و بضاعت مزجات، به معناي مالي اندک و سرمايه ي کم است. بضاعت مزجات آوردن، کنايه از آوردن يا داشتن سرمايه و توشه اي اندک در برابر مالي فراوان يا عظمتي بسيار است. اين کنايه، برداشته شده از آيه ي88 سوره يوسف است که به عزيز مصر مي گويند که ما به نزد تو بضاعت مزجات آورديم.
5 ـ کوس لمن الملک زدن: کوس در اين کنايه، همان نگاره و طبل بزرگ است که در هنگام هزيمت سپاه يا اعلان خبر مهم، نواخته مي شود و کوس لمن الملک زدن، به معناي خود را داراي قدرت و نيروي عظيم ديدن و کنايه از ادعاي مالکيت و تسلط مطلق کردن است. اين کنايه، بر گرفته از آيه ي شانزده سوره ي غافر است که خداوند در آن، نداي لمن الملک، سر داده است. هر گاه شخصي، بي دليل، خود را داراي قدرت و سلطنت فراوان معرفي کند، مي گويند فلاني کوس لمن الملک مي زند.

قرآن و عيد نوروز 

با تأييد پيشوايان ديني، نوروز ايراني، به رسمي ايراني ـ اسلامي تبديل شد. سنت هاي نيک گذشته با آموزه هاي ديني، قرين گشت و آموزه هاي نو، به زيبايي و غناي بيشتر آن ياري رساند.
يکي از سنت هاي نيکو که در گذشته و امروز، در اقوام مختلف ايراني مرسوم بوده و هست، حضور قرآن کريم در آيين هاي نوروزي است و اينک چند نمونه از اين دست:
1 ـ قرآن سفره ي هفت سين: يکي از جلوه هاي زيباي حضور قرآن در آيين هاي نوروزي، گذاشتن قرآن، روي سفره ي هفت سين است. در اين رسم که مي توان گفت: کم ترين گونه ي ارتباط با قرآن در اين ايام است. قرآن را روي سفره ي هفت سين ويژه ي تحويل سال نو قرار مي دهند. البته لازم به گفتن است که روي سفره ي هفت سين، فقط چيزهايي مانند سيب، سمنو، سنجد و… را که حرف سين در ابتداي آن است، نمي گذارند ؛ بلکه از چيزهاي ديگري که از آن، اميد رحمت و برکت دارند نيز استفاده مي کنند. در « فرهنگ عاميانه ي » هدايت آمده است: « چيزهايي که در سفره ي هفت سين مي گذارند، از اين قرار است: قرآن، نان، آب و… ».
2 ـ قرائت قرآن در هنگام تحويل سال: عده اي از متدينان، در دقايق پاياني سال و پيش از آغاز سال جديد، قرآن کريم را در دست مي گيرند و در کنار سفره ي هفت سين، آياتي از قرآن را تلاوت مي کنند. از اين طريق، پايان سال و هنگام تحويل سال و دقايق نخستين سال جديد را با قرآن و در کنار قرآن هستند و سال نو را با قرائت قرآن آغاز مي کنند و از اين راه، براي زندگي خود، برکت و معنويت را فراهم مي آورند.
3 ـ ورود به منزل با قرآن: رسمي است که در آغازين لحظه هاي ورود به سال جديد خورشيدي، انجام مي شود. در اين رسم و اعتقاد ديرين ـ که در برخي از مناطق ايران رايج است ـ ورود نخستين فرد به فضاي خانه، در اولين روز سال و پس از تحويل سال را بسيار با اهميت مي دانند و آن را مدار برکت و خوش آمد در طول سال مي دانند. در اين رسم، ازفردي از اعضاي خانواده يا شخص ديگري که خوش قدم، پاک و درستکار است، خواسته مي شود تا نخستين وارد شونده به فضاي خانه باشد. پس از انتخاب و قرار قبلي، اين فرد، با يک جلد قرآن، براي رحمت و برکت، سبزه، به نشانه ي بهار و سرسبزي و طراوت، آب، به نيت روشنايي و پاکي و آينه، براي راست نمايي و زلالي، در حالي که با پاي راست وارد خانه مي شود، جمله بسم الله الرحمن الرحيم را بر زبان مي آورد و مقداري آب بر جاي پاي خود يا چهار گوشه ي اتاق يا حيات مي ريزد.
4 ـ پول عيدي لاي قرآن: در روز عيد، جنب و جوش و شادي بچه ها، از بقيه بيشتر است و يکي از دلايل آن هم عيدي گرفتن از بزرگ ترهاست. در ايام عيد نوروز، بزرگ ترهاي فاميل، به کوچک ترها عيدي مي دهند. اين عيدي که معمولا اسکناس هاي نو است، شور و شادي بيشتري را براي آنها ايجاد مي کند.
بعضي از بزرگ ترهاي متدين، اين پول ها را لاي قرآن خود مي گذارند و هنگام عيدي دادن، قرآن را گشوده و پول را از لاي قرآن بيرون مي آورند و به بچه ها مي دهند.اين کار براي آموزش ايجاد ارتباط بهتر و بيشتر با قرآن کريم است و از اين راه براي پول هاي عيدي، تبرکجويي مي کنند.

قرآن در مراسم ازدواج 

يکي از جلوه هاي حضور قرآن در جامعه ي ايراني، استفاده از قرآن در آيين هاي ازدواج است. ايرانيان، در مراسم ازدواج نيز سعي دارند تا ضمن اعلام بناي بنيان خانواده، بر آموزش هاي قرآني، قرآن شريف را در مراسم ها ي مختلف عقد و عروسي خود حضور دهند. در اين جلوه ي ارزشمند قرآن، پايبندي خود را به قرآن و آموزه هاي آن در شادترين لحظات زندگي نشان مي دهند و تصميم خود را براي پيروي از قرآن کريم در طول زندگي خود، استوار مي سازند. ارتباط با قرآن کريم در مراسم ازدواج، به چند گونه است که تعدادي از آنها را بر مي شمريم:
1 ـ قرآن سر سفره ي عقد: هنگامي که سفره ي عقد ازدواجي چيده مي شود، همه ي بستگان با آرزوي خوش بختي عروس و داماد، سعي مي کنند به هر چه با شکوه تر شدن اين مراسم کمک کنند و در اين راه، از جمع کردن اسباب شادي، مهم، بکرت و… بر سر سفره ي عقد، از هيچ تلاشي فروگذار نمي کنند. آب، آيينه، نان و سبزي، شيريني، عسل و… از لوازم سفره ي عقد است ؛ اما آنچه اين سفره را رنگين و نوراني مي کند، حضور قرآن کريم است که در سفره ي عقد، به عنوان يکي از عوامل برکتجويي از زندگي عروس و داماد، گذاشته مي شود. خانواده هاي ايراني، قرآن سفره ي عقد را از زيباترين و بهترين قرآن ها انتخاب مي کنند و آن را در سفره ي عقد قرار مي دهند.
2 ـ قرائت قرآن، هنگام اجراي خطبه ي عقد: هنگامي که عروس و داماد، براي اجراي خطبه ي عقد بر سر سفره ي عقد مي نشينند، با دلي پر از زيباترين آرزوها و در پي رسيدن به سعادت، از هر عاملي که آنها را در رسيدن به هدفشان ياري مي رساند، مدد مي جويند.
زوج هاي با ايمان و ديندار نيز از همان آغازين لحظه هاي پيمان ازدواج، با خويش و با يکديگر عهد مي بندند تا پيرو قرآن باشند و آموزش هاي قرآن را در زندگي خود به کار گيرند. اين تصميم را با نگريستن به متن قرآن کريم و قرائت آن در لحظات اجراي خطبه ي عقد و آغازين لحظه هاي زندگي مشترک، نشان مي دهند.
3 ـ قرآن همراه جهيزيه ي عروس: در بسياري از مناطق ايران و در بين اقوام مختلف، مرسوم است که خانواده ي عروس، لوازم ابتدايي و مورد نياز آغاز زندگي مشترک را ـ کم باشد يا زياد ـ به عروس و داماد اهدا مي کنند. اين لوازم ـ که جهيزيه يا جهاز نام دارد ـ معمولاً لوازمي است که مورد احتياج آنهاست. هنگامي که خانواده ي عروس، در ضمن مراسم هاي خاص هر منطقه، جهيزيه را روانه ي خانه ي داماد مي کنند، پيشاپيش همه ي وسايل، يک جلد قرآن را به عنوان نخستين و اساسي ترين مورد نياز زوج جوان، به خانه ي آنها مي فرستند. ايشان با اين کار، نشان مي دهند که پيشاپيش همه ي کارهاي ما و اصلي ترين عنصر خوش بختي، قرآن است و بايد در زندگي، به آن عمل کرد تا خوش بختي به دست آيد.
4 ـ قرآن همراه عروس: زماني که خانواده ي داماد براي بردن عروس، به خانه ي آنها مي آيند و عروس، آماده ي رفتن به خانه ي شوهر مي شود، با فاميل و خانواده، به ويژه پدر و مادر خود خداحافظي مي کند. در برخي مناطق ايران، مرسوم بوده و هست که هنگام خداحافظي، پدر عروس، بخشي از قرآن يا مجلدي کوچک از قرآن را در پارچه اي سفيد مي پيچد و به کمر يا بازوي عروس مي بندد و بدين وسيله، عروس را در پناه قرآن قرار مي دهد.
5 ـ رد شدن عروس و داماد از زير قرآن: هنگامي که عروس، از خانه ي پدر به خانه ي شوهر راهي مي شود ـ مانند هر سفري ـ عروس و داماد را از زير قرآن رد مي کنند. اين کار را معمولاً پدر عروس انجام مي دهد. عروس و داماد نيز با بوسيدن قرآن، از زير آن رد مي شوند تا در پناه و امان قرآن، زندگي امن و آسوده اي را براي يکديگر بسازند. در اين رسم ـ که گاهي، از زير آينه و قرآن رد شدن، نام دارد ـ عروس و داماد، از زير قرآن رد مي شوند و بر مي گردند و قرآن را مي بوسند و دوباره، از زير آن رد مي شوند.
6 ـ قرآن مهريه ي عروس: يکي از چيزهايي که در مهريه ي دختران ايراني، به عنوان يک مورد جدايي ناپذير حضور دارد، قرار دادن يک جلد کلام الله مجيد، به عنوان مهريه است. در حقيقت، زوج ايراني، با قرار دادن يک جلد قرآن به عنوان مهريه، آن را مهر خوش بختي خود قرار مي دهند.

نامگذاري قرآنی

نامگذاري قرآني فرزندان، به دو شيوه ي کلي از قرآن کريم انجام مي شود. در روش نخست، با مطالعه در آيات قرآني، نام يا کلمه اي از آيات الهي، به عنوان نام انتخاب مي شود و در روش دوم، با تفأل و انتخاب جايي از قرآن به صورت اتفاقي و قرعه اي و باز کردن صفحه ي باز شده، نامي از آن صفحه برگزيده مي شود. نام هاي قرآني، به چند گروه تقسيم مي گردند:
1 ـ نامها و لقب هاي شخصيت ها: نام بيش از بيست پيامبر الهي، در قرآن آمده که جزو بهترين نام هاست ؛ زيرا نامگذار آنها خداوند بوده است. در سخنان پيشوايان معصوم (عليه السلام)، به نامگذاري به نام هاي انبيا، سفارش شده است.
از نام ها و لقب هاي پيامبران که در قرآن آمده، مي توان اين نام ها را برشمرد: آدم، ابراهيم، نوح، موسي، عيسي، محمد، هود، يوسف، يونس، داود، الياس، سليمان، خليل، روح الله، رسول، مسيح، ياسين و…
نام شخصيت هاي ديگري که در قرآن به گونه اي نقش آفرين بوده و در جرياني از جريانات قرآني، شرکت جسته اند، بخش ديگري از نام هاي قرآني است که خانواده ها براي فرزندان خود بر مي گزينند. مانند: مريم، هارون، لقمان، جبرئيل و…
2 ـ نام ها و صفات خداوند: در قرآن کريم، نام ها و صفات زيادي از خداوند آمده که بسياري از آنها قابل استفاده براي نامگذاري است. اين نام ها که بهترين نام هاست، گاه به همان صورت که در قرآن آمده، براي فرزندان به کار برده مي شود، مانند: حميد، مجيد، مبين، معين، علي، عزيز، قدير، غفار.
بخشي از نام هاي الهي در قرآن نيز با ترکيبي از کلمه ي « عبد » به اضافه ي آن نام به عنوان نام افراد انتخاب مي گردد. اين گونه نام ها ـ که نشانه ي عبوديت و بندگي است ـ در حقيقت، نشاندار کردن زندگي به نشان بندگي است. از ترکيب عبد با بسياري از نام هاي زيباي خداوند در قرآن، نام هاي عبوديت به دست مي آيد که از جمله ي آنهاست: عبدالله، عبدالرحيم، عبدالرحمان، عبدالحميد، عبدالأعلي، عبدالحکيم و…
3 ـ کلمات مقدس قرآني: نام هاي ديگري از کلمات نوراني و زيباي متن آيات قرآني يا نام سوره ها برگزيده مي شوند که مي توان آنها را به چند دسته تقسيم کرد:
الف: نام هايي که به همان شکل ساختاري و درستي که در قرآن آمده، به کار مي روند، مانند: هدي، بشري، رضوان، مصباح، آيت، برهان و…
ب) نام هايي که به شکل موجود در قرآن، بدون توجه به شکل صرفي يا اعرابي آن به کار مي رود، مانند: مبينا، مسيحا، طهورا.
ج) نام هايي که شکلي از آنها در قرآن آمده و با تغييري به عنوان نام استفاده مي شود، مثل: عاکف، اشراق.

سوگندهاي قرآني

يکي از مسايلي که در زندگي رخ مي دهد، قبولاندن انديشه، اثبات ادعا، گرفتن حق، دفاع از ستم ديده و رساندن حق به حقدار و… است. برا ي دستيابي به اين مهم، راه حل هايي چند وجود دارد. مدعيان حق، گاه با دليل و برهان وگاه با آوردن شاهد و… ديدگاه خود را به اثبات مي رسانند. يکي از اين راه حل ها، قسم خوردن يا سوگند ياد کردن است. موارد سوگند و اموري که به آن سوگند ياد مي شود، بسيارند. يکي از مواردي که به آن سوگند ياد مي شود، قرآن کريم است. خداوند، خود در قرآن کريم، پنج بار به قرآن، سوگند ياد کرده و از اين راه، عظمت قرآن را به پيروانش نمايانده است. در فرهنگ عاميانه ي مردم ايران، قسم به قرآن، گاهي با الفاظ قسم به اضافه ي نام کتاب شريف الهي و يا صفاتي از آن بيان مي شود و گاه با کارهايي که نشانگر قسم خوردن است و به اصطلاح، سوگند عملي است، انجام مي شود.

چند نمونه از سوگندهاي قرآني مرسوم چنين است:
1 ـ به قرآن: از رايج ترين قسم هايي است که در همه ي مناطق ايران استفاده مي شود و به معناي « به قرآن قسم مي خورم » است. گاهي صفتي از صفات قرآن، مانند: مجيد، کريم، عزيز و… نيز به آن اضافه مي شود.
2 ـ به سي جزءکلام الله: سوگندي است که در آن، به تعداد جزءهاي قرآن، اشاره شده است و براي تأکيد بيشتر در قسم است. گاهي با شدت بيشتر و هماره با قسم هاي جلاله و به صورت « و الله بالله به سي جزء کلام الله » به کار مي رود.
3 ـ به قرآني که در سينه ي محمد است: نوعي قسم، همراه با اشاره به جايگاه تحمل وحي ـ که سينه ي مبارک پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ـ است. گويا با همراه کردن نام پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اشاره به جايگاه حمل قرآن، تأکيد بيشتري براي قسم، اراده مي شود.
4 ـ به آيه هاي قرآن: قسم خورنده، با اشاره به آيه هاي قرآن و فراواني آن، مي خواهد شدت بيشتري به قسم خود بدهد. در عبارتي ديگر که نزديک به اين قسم است، شخص، با سوگند به آيه آيه ي قرآن، نوعي تکثير در تعداد قسم ها ايجاد مي کند و تأکيد بيشتري براي آن فراهم مي سازد.
5 ـ به روح قرآن: در اين جا به روح و جان مايه ي حقيقي يا به عبارتي، به محتواي قرآن، قسم ياد مي شود. گويا در اين گونه قسم، شخص مي خواهد بگويد که من با ظاهر قرآن ـ که کتابي مشتمل بر کاغذ و جوهر است ـ قسم نمي خورم ؛ بلکه به روح و محتواي قرآن قسم مي خورم.
با مطالعه در عباراتي که در فرهنگ عامه متدوال است، مي توان سوگند واره هايي را يافت که هر چند نامي از قسم در آن يافت نمي شود، ولي در حقيقت، نوعي توسل به قرآن، جهت اثبات ادعا و گرفتن حق است.سوگند

0/5 ( 0 نظر )


نیازمندی های مرتبط

لطفاً هنگام تماس اعلام نمایید که در آسمونی شماره تلفن را دیده اید

نظر خودتان را ارسال کنید