تلگرام آسمونی
ورود به کانال 👉
تازه های آسمونی
صفحه اصلی > خواندنی > عاشقانه > داستان عشق واقعی …
سامانه متقاضی - بازار ثبت تقاضای رایگان,آگهی رایگان,نیازمندیها

داستان عشق واقعی …

True love .. داستان عشق واقعی ...

یک روز پسری با دختری آشنا میشه که از هر لحاظ دختر به پسر برتری داشت و چندین سال نیز از پسر بزرگتر بود…

دختر اونو بعنوان یه دوست خوب انتخاب میکنه و بعد از مدتی پسر عاشق دختر میشه

ولی هیچ وقت جرات نکرد که به اون ابراز احساسات کنه و بهش حقیقت رو بگه

یه روز دختر از دوست پسرش می پرسه که عشق واقعی رو برام معنی کن و پسر خوشحال میشه و فکر میکنه که دختر هم به اون علاقه مند شده و براش حدود نیم ساعت توضیح میده

دختر به دوستش میگه: من دنبال یه عشق پاک می گردم یه عشق واقعی کمکم میکنی پیداش کنم، تا بحال هر چی دنبالش گشتم سراب دیدم و همه عشقها دروغ و واهی بود …

پسر بهش قول میده تو این راه کمکش کنه، هر روز محبت و عشق پسر به دختر بیشتر میشد ولی دختر بی اعتنا می گذشت و هر چی دختر می گفت پسر چند برابرش رو اجرا می کرد تا دختر متوجه عشق اون بشه…

تا اینکه یه روز که با هم زیر بارون تو خیابون قدم میزدند دختر به پسر میگه: میدونی عشق واقعی وجود نداره ؟ پسر می پرسه چطور و دختر میگه: عشق واقعی اونه که واسه معشوقش جونش رو هم بده

و پسر گفت : ببین، به اطرافت با دقت نگاه کن، مطمئن باش پیداش میکنی و باید اول قلبت رو مثل آینه کنی.

دختر خندید و گفت : ای بابا این حرفا برا تو قصه هاست واقعیت نداره، بعد دختر خواست که با هم به رستوران برن و چیزی بخورن، پسر نیز قبول کرد

در حالیکه از خیابون عبور می کردند یه ماشین با سرعت تمام به اونها نزدیک شد

انگار ترمزش برید و نمی تونست بایسته و پسر که این صحنه رو میبینه دختر رو به اونطرف هول میده و خودش با ماشین برخورد میکنه و نقش زمین میشه

دختر برمیگرده و سر پسر رو که غرق خون بود تو دستاش میگیره و بی اختیار فریاد میکشه عشقم مرد……

آره اون تازه متوجه شده بود که اون پسر قربانی عشق دختر شده ولی حیف که دیگه دیر شده بود

دختر بعد این اتفاق دیگه هیچ وقت دنبال عشق نرفت و سالهای سال بر لبانش لبخند واقعی نقش نبست…

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (6 votes, average: 4٫33 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=12297
loading...
  • افزایش فالوراینستاگرام
  • کانال تلگرام آسمونی
  • تبلیغات اینترنتی
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • تبلیغات اینترنتی
  • اینم جالبه !

    عاشقانه ای برای تو

    آسمونی در این مقاله تعدادی از اشعار عاشقانه را که بسیار زیبا و خواندنس هستند …

    287 نظرات

    1. سلا به نظر من خلقت انسان طوریه که عشق و دوست داشتن در وجودشه وهمینطور معشوق یکی بودن و دوست داشته شدن در وجود هر انسانی هست متاسفانه من تا حالا عشق و تجربه نکردم وهمین سخت مرا می آزارد من خیلی اشتباه کردم توزندگیم اونم اینه که خیلی بچه مثبت بودم وهیچ گاه اجازه ی عشق بازی و دوست داشتن و به خودم ندادم و الان خیلی پشیمونم دوست داشتم عاشقی و عشق رو تجربه میکردم

    2. معجزه ی عشق
      سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند , ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد.مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد.به نظر او ببرمادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت.پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد.اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید , خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید , دست همسرش را گرفت و گفت :عجله کن!ما باید همین الآن سوار اتوموبیلمان شویم و از اینجا برویم.آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به این ترتیب ببر کوچک , عضوی از ا عضای این خانواده ی کوچک شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می کردند. سالها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه ی مراقبت و محبت های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود که با آن خانواده بسیار مانوس بود.در گذر ایام , مرد درگذشت و …
      مدت زمان کوتاهی پس از این اتفاق , دعوتنامه ی کاری برای یک ماموریت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسید.زن , با همه دلبستگی بی اندازه ای که به ببری داشت که مانند فرزند خود با او مانوس شده بود , ناچار شده بود شش ماه کشور را ترک کند و از دلبستگی اش دور شود.پس تصمیم گرفت : ببر را برای این مدت به باغ وحش بسپارد.در این مورد با مسوولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزینه های شش ماهه , ببر را با یک دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و کارتی از مسوولان باغ وحش دریافت کرد تا هر زمان که مایل بود , بدون ممانعت و بدون اخذ بلیت به دیدار ببرش بیاید.دوری از ببر, برایش بسیار دشوار بود.روزهای آخر قبل از مسافرت , مرتب به دیدار ببرش می رفت و ساعت ها کنارش می ماند و از دلتنگی اش با ببر حرف می زد.سر انجام زمان سفر فرا رسید و زن با یک دنیا غم دوری , با ببرش وداع کرد.

      بعد از شش ماه که ماموریت به پایان رسید , وقتی زن , بی تاب و بی قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند , در حالی که از شوق دیدن ببرش فریاد می زد : عزیزم , عشق من , من بر گشتم , این شش ماه دلم برایت یک ذره شده بود , چقدر دوریت سخت بود , اما حالا من برگشتم , و در حین ابراز این جملات مهر آمیز , به سرعت در قفس را گشود : آغوش را باز کرد و ببر را با یک دنیا عشق و محبت و احساس در آغوش کشید.ناگهان , صدای فریادهای نگهبان قفس , فضا را پر کرد:نه , بیا بیرون , بیا بیرون : این ببر تو نیست.ببر تو بعد از اینکه اینجا رو ترک کردی , بعد از شش روز از غصه دق کرد و مرد.این یک ببر وحشی گرسنه است.اما دیگر برای هر تذکری دیر شده بود. ببر وحشی با همه عظمت و خوی درندگی , میان آغوش پر محبت زن , مثل یک بچه گربه , رام و آرام بود.اگرچه , ببر مفهوم کلمات مهر آمیزی را که زن به زبان آلمانی ادا کرده بود , نمی فهمید , اما محبت و عشق چیزی نبود که برای درکش نیاز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد.چرا که عشق آنقدر عمیق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالی است که از تفاوت نوع و جنس فرا رود.
      -نتیجه گیری:
      برای هدیه کردن محبت , یک دل ساده و صمیمی کافی است , تا ازدریچه ی یک نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هدیه کند.محبت آنقدر نافذ است که تمام فصل سرمای یاس و نا امیدی را در چشم بر هم زدنی بهار کند.عشق یکی از زیباترین معجزه های خلقت است که هر جا رد پا و اثری از آن به جا مانده تفاوتی درخشان و ستودنی , چشم گیر است.محبت همان جادوی بی نظیری است که روح تشنه و سر گردان بشر را سیراب می کند و لذتی در عشق ورزیدن هست که در طلب آن نیست.بیا بی قید و شرط عشق ببخشیم تا از انعکاسش , کل زندگیمان نور باران و لحظه لحظه ی عمر , شیرین و ارزشمند گردد.در کورترین گره ها , تاریک ترین نقطه ها , مسدود ترین راه ها , عشق بی نظیر ترین معجزه ی راه گشاست.مهم نیست دشوارترین مساله ی پیش روی تو چیست , ماجرای فوق را به خاطر بسپار و بدان سر سخت ترین قفل ها با کلید عشق و محبت گشودنی است.پس : معجزه ی عشق را امتحان کن !!!

    3. سلام قصه زندگی من تقریبا شبیح قصه پسره س.یه دختری رو دوست داشتم و و اون منو دوست نداشت و از این قضیه خبر هم نداشت.بعد از چند سال وقتی فهمید که دوستش دارم آخرش هم نامردی کرد وعشق منو نادیده گرفت و رفت. بخشیدمش. ولی حالا عاشق یه دختر المانی شدم که به هر دری میزنم باز نمیشه و… عشق خیلی شیرینه ولی مراقب باشید که تو این شیرینی خودتون رو از دست ندین 🙁

    4. بک لینک

      سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت
      به این خوبی سپاسگزارم

    5. یه عده هایی هستندکه شکست خوردن درست مثل من ولی عشقشون نبخشیدن کینه ادم روبدمیکنه ببخشیدتاتابخشیده شویداگرسوالی بودمیتونم شمارم بدم تابیشترحرف بزنیم بعضی وقتاحرف زدن خیلی خوبه ازتنهایی بهتره

    6. سلام میخام بگم عشق عاشقی تمام یه دروغه نمیگم خیلیا ادمای زندگی نیستن من یبارچوپ سادگیموخوردم اونم مربوط به ۲سال پیش میشه پسری که عاشقش بودم بچه کرمانشاه بودومن بچه زنجان ولی این پسرنامرددروغگومنوبخاطریه دخترپولدارفروخت من بخاطرپسره ازخانوادم ازارزوهام گذشتم ولی اون بادل ساده من چیکارگردبخشیدمش امیدوارم خداهم ببخشدش شایداینجاادمایی باشندشکست عشقی خورده باشنددرست مثل من خیلی دوستدارم بدونم بخشیدن یانه خیلی دوستدارم بدونم

      • میخای بدونی میشه بخشید یا نه؟ داستان زندگیمو بگم بهت شک نکن دیگه از زندگی کردن متنفر میشی..ادمین خاهش میکنم نظرمو بزار تا این دوستمون ببینه و بتونه باهام تماس بگیره.0901917****

        • سلام امنه خانوم اره خیلی سخته اما خب وقتی دلت اونهمه خون. بشه دلا بشکنه. مگه میشه به اسونی بخشید. نه معلومه. که نه. پس بخشیدن. دل بزرگ میخواد. انشاالله هیچکس شکست عشقی نخورن. 🙏🙏ممنونم از حرفای خوبتون دوستان.

      • منم ۱۰سال پیش عشقم گزاشت ورفت..۱۰ساله که تنهام..

      • خدایش اگه بخشیده باشی واقعا که دله بزرگی داری

    7. سلام عشق مردن نیست عشق زنده ماندن ویه عمر با کم زیاد هم ساختن عشق همونه که وقتی زمان براتون گذشت باز هم بخواین با هم باشید

    8. زیاد جالب نبود

    9. وای من واقعا ناراحت شدم بیچاره دختره خیلی غمگین بود خیلییییییییییییییییییییییی

    10. ناشناس

      مزخرف

    11. عالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی

    12. خودمم تو همین در دسر افتادم ولی عشق من یک سال از من بزرگ تره من چیکار کنم که بفهمه من دوسش دارم

    13. KHEYILI GHASHANG BOOOOOD

    14. عالی بود
      لطفا به وبلاگ منم سر بزنید
      اگه میشه منو جز لینک دوستانتون قرار بدید.

    15. رویا خانم

      سلام: خوب بود مرسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    تبلیغات اینترنتی