تازه های آسمونی
خانه > خواندنی > شعر > شعر زمستان رفت
املاک کوهک
فولاد صنعت صداقت

شعر زمستان رفت

winter-out-poem

 

زغال ای رو سیاهِ مردم آزار

گذشته دوره ات در کوی و بازار

نکن خلق خدا ، از خویش بیزار

زمستان رفت و ماندت رو سیاهی

  

نجُستی خانۀ ، واماندگان را

ندادی شعله ای ، ره ماندگان را

نکردی گرم ، چون درماندگان را

زمستان رفت و ماندت رو سیاهی

  

ندانی جان به لب ، آن خسته کی شد

به فکرت ، روزگاری سرد ، طی شد

چو پیش از بهمن و اسفند ، دی شد

زمستان رفت و ماندت رو سیاهی

  

تو گفتی آتشی در سینه داری

به سینه گوهری بی کینه داری

ببین چون ؟ چهره در آیینه داری

زمستان رفت و ماندت رو سیاهی

 

شعر از: صلاح الدین احمد لواسانی

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=55772
loading...
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • موسسه حقوقی ثبتی آماتیس
  • تبلیغات در آسمونی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    شعر دلتنگی من یادت نره

    خواندن شعر برای بسیاری افراد آرامبخش است. اگر شما همراهان عزیز آسمونی هم به شعر …

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.