تازه های آسمونی
خانه > خواندنی > شعر > شعری برای یک دوست
ثبت نام لاتاری
اخبار تکنولوژِی

شعری برای یک دوست

 

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

 

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

 

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

 

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

 

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند مى آلوده مددکار شدم

 

بگذارید که از بتکده یادى بکنم

من که با دست بت میکده بیدار شدم  

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=18274
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • کانال تلگرام آسمونی
  • تبلیغات اینترنتی
  • اینم جالبه !

    آب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین

    حتما نوجه زیبای آب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین را شنیده اید. آسمونی …

    ۴ دیدگاه

    1. بسیار زیبا و پر احساس 😳 ممنون آسمونی جون 😉

    2. عالی بود مرسی 😉

    3. خیلی خوب است متشکرم

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.