تلگرام آسمونی
ورود به کانال
تازه های آسمونی
صفحه اصلی > خواندنی > شعر > شعر ای که دستت می‌ رسد کاری بکن (سعدی » مواعظ » قصاید)
سامانه متقاضی - بازار ثبت تقاضای رایگان,آگهی رایگان,نیازمندیها

شعر ای که دستت می‌ رسد کاری بکن (سعدی » مواعظ » قصاید)

یکی از زیباترین اشعار سعدی شعر “ای که دستت می رسد کاری بکن” است. سعدی این شعر را در مدح امیر انکیانو سروده است. آسمونی در این مقاله این شعر بسیار زیبا را برای شما عزیزان منتشر می کند. دعوت می کنیم تا پایان این مقاله ما را همراهی کنید.

Saadi odes شعر ای که دستت می‌ رسد کاری بکن (سعدی » مواعظ » قصاید)بس بگردید و بگردد روزگار

دل به دنیا درنبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد کاری بکن

پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

اینکه در شهنامه‌هاآورده‌اند

رستم و رویینه‌تن اسفندیار

تا بدانند این خداوندان ملک

کز بسی خلقست دنیا یادگار

اینهمه رفتند و مای شوخ چشم

هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار

ای که وقتی نطفه بودی بی‌خبر

وقت دیگر طفل بودی شیرخوار

مدتی بالا گرفتی تا بلوغ

سرو بالایی شدی سیمین عذار

همچنین تا مرد نام‌آور شدی

فارس میدان و صید و کارزار

آنچه دیدی بر قرار خود نماند

وینچه بینی هم نماند بر قرار

دیر و زود این شکل و شخص نازنین

خاک خواهد بودن و خاکش غبار

گل بخواهد چید بی‌شک باغبان

ور نچیند خود فرو ریزد ز بار

اینهمه هیچست چون می‌بگذرد

تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار

نام نیکو گر بماند ز آدمی

به کزو ماند سرای زرنگار

سال دیگر را که می‌داند حساب؟

یا کجا رفت آنکه با ما بود پار؟

خفتگان بیچاره در خاک لحد

خفته اندر کلهٔ سر سوسمار

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست

ای برادر سیرت زیبا بیار

هیچ دانی تا خرد به یا روان

من بگویم گر بداری استوار

آدمی را عقل باید در بدن

ورنه جان در کالبد دارد حمار

پیش از آن کز دست بیرونت برد

گردش گیتی زمام اختیار

گنج خواهی، در طلب رنجی ببر

خرمنی می‌بایدت، تخمی بکار

چون خداوندت بزرگی داد و حکم

خرده از خردان مسکین درگذار

چون زبردستیت بخشید آسمان

زیردستان را همیشه نیک دار

عذرخواهان را خطاکاری ببخش

زینهاری را به جان ده زینهار

شکر نعمت را نکویی کن که حق

دوست دارد بندگان حقگزار

لطف او لطفیست بیرون از عدد

فضل او فضلیست بیرون از شمار

گر به هر مویی زبانی باشدت

شکر یک نعمت نگویی از هزار

نام نیک رفتگان ضایع مکن

تا بماند نام نیکت پایدار

ملک بانان را نشاید روز و شب

گاهی اندر خمر و گاهی در خمار

کام درویشان و مسکینان بده

تا همه کارت برآرد کردگار

با غریبان لطف بی‌اندازه کن

تا رود نامت به نیک در دیار

زور بازو داری و شمشیر تیز

گر جهان لشکر بگیرد غم مدار

از درون خستگان اندیشه کن

وز دعای مردم پرهیزگار

منجنیق آه مظلومان به صبح

سخت گیرد ظالمان را در حصار

با بدان بد باش و با نیکان نکو

جای گل گل باش و جای خار خار

دیو با مردم نیامیزد مترس

بل بترس از مردمان دیوسار

هر که دد یا مردم بد پرورد

دیر زود از جان برآرندش دمار

با بدان چندانکه نیکویی کنی

قتل مار افسا نباشد جز به مار

ای که داری چشم عقل و گوش هوش

پند من در گوش کن چون گوشوار

نشکند عهد من الا سنگدل

نشنود قول من الا بختیار

سعدیا چندانکه می‌دانی بگوی

حق نباید گفتن الا آشکار

هر کرا خوف و طمع در کار نیست

از ختا باکش نباشد وز تتار

دولت نوئین اعظم شهریار

باد تا باشد بقای روزگار

خسرو عادل امیر نامور

انکیانو سرور عالی تبار

دیگران حلوا به طرغو آورند

من جواهر می‌کنم بر وی نثار

پادشاهان را ثنا گویند و مدح

من دعایی می‌کنم درویش‌وار

یارب الهامش به نیکویی بده

وز بقای عمر برخوردار دار

جاودان از دور گیتی کام دل

در کنارت باد و دشمن بر کنار

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=255507
loading...
  • تبلیغات اینترنتی
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • محصولات ارگانیک
  • افزایش فالوراینستاگرام
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن

    مهدی جوینی یکی از شعرای ایرانی است که اشعار زیادی سروده است. یکی از اشعار …

    8 نظرات

    1. شاهدان محترم فیس , توئی تی , گوگلی , تلگرامی با اون جیگرم , آسمونی عزیز امروز رنگ همون آبی بود نگید بی توجه بود که تامینا یکی از القابی که گرفته اینه : میکروسکوپ … دل نمیکنه می بینید اینم جالبه ای بابا الان اونجا بود حتمی میخواد یه
      چیزی بگه نشون بده اما طفلکی روش نمیشه آره تامینا گفتی تامینا باورش شد ؟ آسمان چشم تو پشت این پنجره هاست …
      نگاه کن چگونه بارانی شد که ابر تاب آن را ندارد غمی که تو داری از هر نگاه پنهان باشد از چشم باران و ابر نهان نمی ماند.
      شاعرم ؟ ؟ به شعرا ارزش قائلم . هنرمندم ؟؟ به هنرمندان احترام می گذارم . بابا تو چی هستی تامینا اه…بگو راحتمون کن
      ده نه دیگه …. معما است حل کن جایزه اشو بگیر حالشو ببر …برم که سریع والا دق میکنه …

    2. خداآن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا … زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را , یکی مثل نسیم دشت می گوید:
      کنارت هستم ای تنها..
      سلامتی رفقایی که آتیش معرفتشون جنگل بی معرفتا رو خاکستر کرده ؟ امان آی اما
      معما: سه تا دوست بودن . کرو کور و لال . کر می میره , حالا لال چطوری به کور بگه : کر مرده ؟ دورت بگردم تامینا از اون مغزایی هستی که بالاخره فرارت میدن نگفتی نگفتم !! بگذریم وطن خونه منه دل کندن ازش نمیشه . میدونید از لحاظ محیط زیستی پاک ترین هوا کدومه یا متعلق به چی ؟ شاید تکراری باشه ماشاءالله همه علامه دهر شدن دیگه چه میشه کرد, بعله پاک ترین هوا متعلق به لحظه ایه که دلامون هوای همو داره یا هوای دیدن همو بد جوری داره , بال بال میزنه …
      برای همه شما عزیزان زیباترین حس زندگی و پایدارترین افق رو دارم . از تحملی که برای تامینا داشتید متشکرم .
      روز و شب هر لحظه زندگیتون مثه بهار سبز و گرم مثه خورشید تابستون و نگیره مثه رنگ پائیزی دلاتون یا سردی زمستون.

    3. ول کن معامله نیستی باشه 10 دقیقه هستم .
      زندگی قافیه باران است من اگر پائیزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند تو بهاری و به اندازه باران خدا لطیف و زیبایی .
      روزی اگر نبودم زیر لب بگو ک یادش بخیر چقدر اذیتش کردم !!! مثل تقدیر پرستوی خزان دیده , پشت دیوار دلم از همه
      محبوب تری … نیلوفرانه در قلبم نشستی خبر نداری و قلبم در پیچک های احساس اسیر شور انگیزترین مهر خدایی شد.
      نشنو از نی , نی نوای بینواست , بشنو از دل , دل حریم کبریاست , نی چو سوزد خاکستر شود , دل چو سوزد محفل ..
      دلبر شود. انتظارش انتظارم سیر کرد , آنکه می خواهد بیاید دیر کرد ! تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟ آمدن ,
      رفتن , ندیدن , سوختن , خاکستر شدنن …
      براستی خواب اصحاف کهف قصه تکرایه ما همیشه در غار دلت پوسیدیم . اونکه توانایی بخشش نداره , نه در زمن جا
      داره نه تو آسمون !!! . دوستی های امروز خاصه تو دنیای مجازی !! مثه گلوله های برفی می مونن ساختنشون آسونه,
      اما اما اما نگه داشتنشون سخته مثه بالا رفتن از یه صخره ” مگه صخره نوردی بلد باشی اونم بی فایده اس , یاد ترانه
      زیبای گروه خوب سون باند افتادم : دیره واسه برگشتنت دیره .. اما میتونیم دلیل شادی فردی باشیم نه قسمتی از
      شادی اش و بدونیم قسمتی از غمش هم باشیم نه دلیل غمگین بودنش نکته اینجاس … دریاب .گفتم که خوب گوش کنی
      و این یه هنره , یاد بگیر زیرا فرصت ها خیلی آهسته در میزنن شاید اونی نباشه درو وا کنه …. مات به حرکتی میگن که
      خب شاه ها با اون عظمتشون نمیتونن کاری کنن , بابا مات مرامتم تامینا !!!
      روز خوش داشته باشید یک دفیقه برای عکسهای امروز که زحمت کشیدید.

    4. سعدی بسیار زیبا اشاراتی داشته بابا نه اون موند و نه این اگه راس میگی عاشقت که شدم اینم جالبه ! یه پاک کن بزار, گر ز دستت بر آیدد کاری بکن . دمت گرم سعدی جان روحت شاد نور به قبرت بباره نه اونقدا که خوابت نبره از بس روشنه . فی البدایعه … ببین با من کل کل سر این پاک کن نزاشتن نزار والا والا والا خود دانی . میخوام ببینم سایت به این بزرگی با یه عالم
      تبلیغات و اله و بله و تمتراق هیچکی جز تامینا خانم گل نیست واسه نظر دادن ؟ اه که هی بابا نمی میرین میاین و میرین کپی
      می گیرین , مطالب می خوونین بعدش انگار نه انگار اصن درست نیست مگه نه جناب مدیریت محترم و شرکای محترم تر ؟
      نشون دادن نظراتم ببخشید خودم تهیه و تایپ کردم لازم نیست اینم جالبه نشون بده . خب فرصت امروز داره آروم آروم میره
      وخی تا ننداختن بیرون تامی …

    5. بزرگی را گفتند: راز همیشه شاد بودنت چیست ؟ گفت: دل بر آنچه نمی ماند نمی بندم , فردا یک راز است نگرانش نیستم ,
      دیروز یک خاطره بود حسرتش را نمی خورم , امروز یک هدیه است قدرش را می دانم .

    6. آدم ها می آیند در زندگیت می مانند گاهی در خاطره ات , آنها که در زندگیت می مانند همسفر می شوند, آنها که در خاطرت
      می مانند کوله پشتی تمام تجربایاتت برای سفر می شوند. گاهی تلخ گاهی شیرین گاهی با یادشان لبخند می زنی و… گاهی یادشان لبخند از صورتت بر می دارد … اما تو لبخند بزن به تلخ ترین خاطره هایت حتی … آدم ها می آیند و این آمدن باید رخ بدهد تا تو بدانی : آمدن را همه بلدند , این ” ماندن ” است که هنر می خواهد.
      تشکر

    7. کاش می شد حال خوب را , لبخند زیبا را و بعضی روزها را خشک کرد , لای کتابی گذاشت و نگهش داشت .
      ****
      در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر , با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد , عشق ها می میرند,
      رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ … دست نخورده به جا می ماند. ».اخوان ثالث

    8. تسلیت به بازماندگان روان شاد سعدی افشار . روحش شاد آرامشش مدام . تقدیم به عزیزانش :
      افتاد درختی که بخود می بالید از داغ تبر به خاک غم می نالید گفتم چه کسی به ریشه ات زد
      گفت : آنکه به زیر سایه ام می خوابید.
      تامینا

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    تبلیغات اینترنتی