آسمونی
شعر

آخرین حرف من این است زمینی نشوید

ثبت نام لاتاری

dusdaram beravam1  آخرین حرف من این است زمینی نشوید

آسمونی در این مقاله در ادامه مقالات پیشین که اشعار زیبا و پرمعنی از شعرای معاصر و تاریخی ایرانی منتشر کرد، یک شعر خواندنی و البته پر از معنا را برای شما عزیزان تهیه کرده است که پیشنهاد می کنیم حتما مطالعه نمایید.

دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید

گریه ام را بــــه حساب سفرم نگذارید

دوست دارم که به پابوسی باران بروم

آسمــان گفته کـــه پا روی پرم نگذارید

این قدر آئینه ها را به رخ من نکشید

این قدر داغ جنــون بـر جگرم نگذارید

چشمــی آبـــی تـر از آئینه گرفتارم کرد

بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید

آخـرین حرف من اینست زمینی نشوید

فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید …. !

تازه های مرتبط

باز آمد بوی ماه مدرسه

ندا رحیمی

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

طاهره رضایی

بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی

طاهره رضایی

باز آی هر آنچه هستی باز آی

اشعار ولادت حضرت علی اکبر

آسمونی

اشعاری در مدح امام مهدی (ع)

طاهره رضایی

درج نظر