آسمونی
شعر

کاش چون پائیز بودم (فروغ فرخزاد)

جایزه ملی یادگیری الکترونیکی

79e0215426f36abb4d2d8fc8ee8ba62e کاش چون پائیز بودم (فروغ فرخزاد)

حتما شما هم تا به حال شعر کاش چون پائیز بودم را شنیده اید. این شعر زیبا را فروغ فرخزاد سروده است. آسمونی در این مقاله متن شعر کاش چون پائیز بودم فروغ فرخزاد را برای شما عزیزان منتشر می کند. دعوت می کنیم تا پایان این مقاله ما را همراهی کنید.

شعر کاش چون پائیز بودم از فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد

کاش چون پائیز بودم … کاش چون پائیز بودم

کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم

برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشگ هایم همچو باران

دامنم را رنگ می زد

وه … چه زیبا بود اگر پائیز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند … شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه من …

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دل های خسته

پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام:

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

کاش چون پائیز بودم … کاش چون پائیز بودم

 

تازه های مرتبط

آسمان را مرخص میکنم

پاییز در حال گذر است

دلتنگ مشو زندگی بر مدار امید می چرخد

ندا رحیمی

که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها

ندا رحیمی

اشعاری ماندگار از حافظ شیرازی

ندا رحیمی

اشعاری بمناسبت شهادت امام سجاد

ندا رحیمی

درج نظر