تازه های آسمونی
خانه > علمی و دانستنی > ماورای طبیعت > گرگینه یا گرگ انسان نما آیا وجود دارد !؟
ثبت نام لاتاری
اخبار تکنولوژِی

گرگینه یا گرگ انسان نما آیا وجود دارد !؟

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there2

آیا گرگینه ها واقعیت دارند :

آسمونی: اما مگر نه اینکه به قول معروف «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز‌ها»، پس این همه تصویر یکسان از موجودی خبیث و خونخوار از کجا پیدا شده و در نقاط مختلف جهان که الزاما با هم ارتباطی هم نداشته‌اند به طور مشترک رشد پیدا کرده و توسعه یافته است؟ واقعیت این است که اگرچه موجودی به نام انسان گرگ‌نما یا گرگینه نمی‌تواند وجود داشته باشد، برخی از خاصیت‌ها و رفتارهای نسبت داده شده به گرگینه‌ها ممکن است به طور مستقل در افراد بروز پیدا کنند.

البته برخلاف خون‌آشام‌ها که اتفاقا براساس برخی قصه‌های جدید‌تر از دشمنان اصلی گرگینه‌ها به شمار می‌روند – که ظاهری آراسته و رفتاری متین و جذاب دارند، گرگینه‌ها هیولاهایی وحشی و خشن هستند و تنها راهی که برخی از داستان‌های جدید‌تر برای کشتن آن‌ها پیشنهاد می‌کنند، شلیک گلوله‌های نقره‌ای به قلب آن‌ها یا جدا کردن سرشان از بدن است. باور به قدرت این موجودات به حدی است که در برخی از مناطق روستایی اروپا و به ویژه در آلمان هنوز هم از واژه گرگ استفاده نمی‌کنند. آن‌ها معتقدند در نام این موجود نیز قدرتی هست که تا به زبان برده شود آن را احضار می‌کند و معمولا از واژه‌هایی چون «حیوانی که نباید نامش را برد» برای نامیدن آن استفاده می‌کنند.

نخستین موردی که باید نسبت به آن توجه کرد ترس مردم ابتدایی از گرگ‌ها بوده است. زندگی در مناطق بکر و همنشینی با طبیعت به ویژه زمانی که انسان نخستین دوره‌های دامپروری را پشت سر می‌گذاشت و دام‌هایش برایش حکم زندگی را داشتند، گرگ را به موجودی هراسناک تبدیل کرده است. برای اینکه بدانیم چرا انسان تا این حد از گرگ‌ها می‌ترسید بد نیست نگاهی به زندگی گرگ‌ها بیندازیم. گرگ‌ها تقریبا در همه مناطق ایران می‌توانید گرگ خاکستری را پیدا کنید یکی از اجتماعی‌ترین موجودات شکارچی به شمار می‌روند. گرگ‌ها معمولا در گله‌هایی که بین ۲ تا ۲۵ قلاده گرگ را شامل می‌شود، زندگی می‌کنند و همیشه یک گرگ رهبر وجود دارد که دیگران را هدایت می‌کند. این گرگ رهبر که به او گرگ آلفا هم می‌گویند، وظیفه رهبری گروه، اعلام زمان حرکت و استراحت و آغاز و خاتمه شکار را بر عهده دارد. محققان معتقدند گرگ‌ها با کمک حرکات بدن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و با توجه به قدرت شنوایی بالایی که دارند، برای ارتباط با هم و همسایگان خود از زوزه‌های معروفشان استفاده می‌کنند؛ زوزه‌هایی که خود گرگ‌ها می‌توانند صدای آن را از ۴۰ کیلومتری هم تشخیص دهند.

به‌این ترتیب باید گرگ‌ها را در رده هوشمند‌ترین شکارچیان طبقه‌بندی کرد. شکار گروهی و هماهنگ آن‌ها به کابوس تلخی برای انسان‌های ساکن در نواحی طبیعی تبدیل شده بود و وهم‌آلود بودن فضایی تاریک و شبی مهتابی که در آن سایه گرگی از دور دیده می‌شود که در حال سر دادن زوزه ترسناک خویش است، می‌تواند منشا بسیاری از افسانه‌ها باشد.

اما فرا‌تر از این موضوع، انسان قدیم بهانه‌های بهتری برای تکمیل کردن افسانه گرگینه‌های خود داشته است. به اجزای این افسانه نگاه کنید: انسان در اثر گاز گرفته شدن از سوی گرگی به گرگینه تبدیل می‌شود و در مدت تغییر، بیماری سختی را پشت سر می‌گذارد. گرگینه‌ها ظاهری شبیه به گرگ پیدا می‌کنند و معمولا هنگام ماه کامل تغییر قیافه می‌دهند. هر سه این موارد شواهدی در واقعیت دارند!

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there11

آن‌ها گرگ‌اند یا انسان؟

شاید باور نکردنی‌ترین بخش در افسانه گرگینه‌ها انسان‌هایی با ظاهر گرگ هستند. اگرچه به نظر بسیار دور از ذهن می‌آید اما نوعی بیماری وجود دارد که باعث چنین تغییری می‌شود و به سندرم گرگینه معروف است. این بیماری که از آن به Hypertrichosis یاد می‌شود عارضه‌ای است که طی آن، بدن انسان شاهد رشد سریع و بیش از حد طبیعی مو در مواضعی است که به طور عادی فاقد مو هستند. بعضی موارد این رویش مو فقط به صورت محدود می‌شود و برخی موارد به همه اعضای بدن توسعه پیدا می‌کند.‌گاه این رویش مو آن قدر زیاد می‌شود که با خود دفرمه شدن ظاهری صورت را به همراه دارد. علت بروز این نقص رخ دادن یک جهش ژنتیکی نادر است. اما نتیجه آن حتی امروزه هم می‌تواند ترسناک باشد چه برسد به دورانی که درکی از این موضوع وجود نداشته است.

مورد دیگر، مربوط به وابستگی تبدیل به گرگینه‌ها به ماه کامل است. واقعیت این است که ماه کامل نمی‌تواند هیچ تاثیری بر انسان داشته باشد. تنها تاثیری که ماه می‌تواند بر زمین و مردم بگذارد اثر گرانشی‌ای است که این اثر در دوره ماه کامل تفاوت چندانی با دیگر فاز‌های ماه ندارد. اما از نظر روانی می‌تواند تاثیر گذار باشد. گونه‌های متفاوتی از بیماری‌های روانی وجود دارند که دوره زمانی خاصی دارند. برخی از آن‌ها که به Cyclothymia معروفند. طی یک دوره زمانی مشخص، شخص رادچار حملات عصبی می‌کنند. این چرخه اوج بیماری‌های ذهنی که با به اوج رسیدنش فرد رفتارهای نابهنجار از خود بروز می‌دهد،‌گاه با دوره‌های ماهانه همراه است که ممکن است متناسب با دوره چرخش ماه به دور زمین باشد. به همین دلیل هم هست که در اصطلاح، بعضی بیماران دچار آسیب‌های روانی را ماه زده یا Lunatic می‌نامند. این عوارض ظاهری واقعی در کنار ترس از گرگ‌ها بهانه خوبی برای اذهان مردمان بوده که افسانه گرگینه‌ها را زنده نگاه دارند. گرگینه‌ها جایی در قلمروی علم ندارند اما در فراسوی آن و در قلمروی افسانه و باورهای عامه هنوز به طور قدرتمندی زنده‌اند. انسان‌ها از نظر ظاهری نمی‌توانند به گرگ‌ها تبدیل شوند اما بعضی از شرارت‌هایی که انسان‌ها مرتکب می‌شوند گاهی ما را به فکر می‌اندازد که با نسبت دادن صفت گرگینگی به انسان‌ها در واقع به گرگ‌ها توهین کرده‌ایم.

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there10

چطور یک انسان تبدیل به گرگینه می‌شود؟

روش دردناک و نه چندان دوست داشتنی این تبدیل روشی است که عموما درباره آن صحبت می‌شود و داستان‌های امروزی نیز بر آن تاکید می‌کنند. اگر در شرایط خاصی گرگی ویژه شما را گاز بگیرد و از آن بد‌تر اگر یک گرگینه شما را گاز بگیرد، پس از طی دوره‌ای نه چندان راحت و پر از درد در اولین شبی که ماه کامل در آسمان می‌درخشد مراحل تغییر شما آغاز می‌شود؛ بافت اسکلتی شما به هم می‌ریزد، روی صورتتان به سرعت مو رشد می‌کند، ناخ‌‌نهایتان بلند و صورتتان پوزه‌دار می‌شود و چشمانتان تغییر می‌کنند؛ ‌در واقع پس از چند دقیقه به گرگی تمام عیار تبدیل خواهید شد.

البته این تنها روش تبدیل به گرگینه نیست. در برخی از افسانه‌ها قدرت شوم و افسانه‌ای گرگ برخی را وسوسه کرده است که خود را بدل به گرگینه کنند. یکی از راحت‌ترین این روش‌ها این است که لباس‌های خود را در آورید و کمربندی از جنس پوست یک گرگ را به کمر ببندید. این موضوع روشی است که در شرق هم به شکل دیگری به آن اشاره شده است. محمد بن محمود بن احمد توسی در کتاب «عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات» به این داستان اشاره می‌کند و می‌گوید، «و اگر از پوست گرگ کمری بسازند، هرکه بر میان بندد، دلیر شود». در برخی از افسانه‌ها این راه حل ساده دشوار‌تر می‌شود و شخص باید پوست کامل یک گرگ را به تن کند و خود را زیر آن بپوشاند تا تبدیل به گرگینه شود. در نواحی‌ای از ایتالیا، فرانسه و آلمان نیز باور بر این است که اگر در شب چهارشنبه یا جمعه مشخصی در سال و در فصل تابستان شخص بیرون از خانه و به گونه‌ای بخوابد که نور ماه کاملا بر صورتش بیفتد تا آخر شب به گرگینه تبدیل خواهد شد.

البته روش‌های دیگری نیز وجود دارند؛ عذاب تبدیل شدن به گرگینه به گونه‌ای است که در برخی از روش‌های جادوگری آن را به عنوان یک نفرین استفاده می‌کنند و معتقدند در اثر جادویی نحس می‌توان شخصی را تبدیل به گرگینه کرد.و در آخر عصر جدید شاهد تحولات عجیبی نیز می باشد.

سندروم گرگینه که باعث می شود تمام صورت و بدن انسان پوشیده از مو شود، تنها در هر یک میلیارد نفر ممکن است برای یکی رخ بدهد اما خواهران «سانگلی» در هند به طرز حیرت آوری هر سه این سندروم را از پدر خود به ارث برده اند و صورت هایی گرگ نما دارند!

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there7

خاستگاه افسانه گرگ انسان نما چه کسی بوده است

خاستگاه افسانه گرگ انسان نما به سال ۱۵۹۱ میلادی در روستاهای اطراف شهرهای آلمانی کلانگن و بدبرگ برمیگردد. در این زمان اروپا زیر سایه تاریک جهالت قرار داشت. شهر ها عقب افتاده بودند و مردم در نزدیکی جنگل ها زندگی میکردند . بنابراین ترس از گرگ همچون یک کابوس همواره با آنان بود. حمله این حیوانات به انسان مکرر دیده میشد. طوری که مردم میترسیدند از نقطه ای به نقطه ای مسافرت کنند. آنها هر روز صبح جسد انسان نیم خورده شده را در زمین های زراعی پیدا میکردند و سعی میکردند این جانوران خون آشام را پیدا کنند و از بین ببرند.

اما یک روز حقیقتی بر ساکنان کلانگن و بدبرگ آشکار شد که همه چیز را دگرگون کرد : بر اساس سندی قدیمی آن روز چند نفر گرفتار یک گرگ وحشی شدند و سگهای شکاری خود را به جنگ او روانه ساختند و خود نیز با نیزه های تیز به او حمله کردند. اما این گرگ به طرز شگفت آوری نه فرار کرد نه به دفاع پرداخت فقط ایستاد و پس از دقایقی تبدیل به یک مرد میان سال شد. آنها این مرد را شناختند . او پیتر اشتابل از اهالی دهکده خودشان بود.

اشتابل نخستین انسانی بود که نوع بشر با آن روبرو شد . او زیر شکنجه به قتل ۱۶ نفر از جمله دو زن باردار و ۱۳ کودک اعتراف کرد. مراحل سقوط او به مرتبه گرگ نمایی غریب تر بود : در ۱۲ سالگی به جادو گری علاقه داشت و به تمرین در این زمینه دست میزد و به اعتراف خود اشتابل در این سن عهدی با شیطان بست و به کشتار مردم پرداخت . او حتی به پسر خود نیز رحم نکرد و اورا کشت و مغز او را خورد و از انجایی که توحش اشتابل خارج از فهم مردم بود ، آنان نیز کم کم افسانه گرگ نما ها را ساخته و پذیرفتند.
انسانهایی که شبهای مهتابی تحت تاثیر نور مهتاب در زمان کامل شدن قرص ماه

تغییر شکل میدن و تبدیل به موجودی نیمه انسان و نیمه گرگ میشن، طبق افسانه ها این انسانها که اغلب توسط گرک نمای دیگری زخمی و یا گزیده شدند تا زمان مرگشان اسیر این نفرین یا تلسم شی خاستگاه افسانه گرگ انسان نما به سال ۱۵۹۱ میلادی در روستاهای اطراف شهرهای آلمانی کلانگن و بدبرگ برمیگردد. در این زمان اروپا زیر سایه تاریک جهالت قرار داشت. شهر ها عقب افتاده بودند و مردم در نزدیکی جنگل ها زندگی میکردند . بنابراین ترس از گرگ همچون یک کابوس همواره با آنان بود. حمله این حیوانات به انسان مکرر دیده میشد. طوری که مردم میترسیدند از نقطه ایی به نقطه ایی مسافرت کنند. آنها هر روز صبح جسد انسان نیم خورده شده را در زمین های زراعی پیدا میکردند و سعی میکردند این جانوران خون آشام را پیدا کنند و از بین ببرند.
اما یک روز حقیقتی بر ساکنان کلانگن و بدبرگ آشکار شد که همه چیز را دگرگون کرد : بر اساس سندی قدیمی آن روز چند نفر گرفتار یک گرگ وحشی شدند و سگهای شکاری خود را به جنگ او روانه ساختند و خود نیز با نیزه های تیز به او حمله کردند. اما این گرگ به طرز شگفت آوری نه فرار کرد نه به دفاع پرداخت فقط ایستاد و پس از دقایقی تبدیل به یک مرد میان سال شد. آنها این مرد را شناختند . او پیتر استابل از اهالی دهکده خودشان بود.
مردم به کسانی که صورت شان پوشیده از مو باشد گرگ می گویند.
انسان های گرگ نما در جهان انگشت شمارند.

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there8

(پدرو جانتالیث) ، یکی دیگر از این نمونه ها بود که در تناریوا در جزایر قناری اسپانیا به دنیا آمد. از زمانی که به عنوان هدیه به هنری دوم داده شد،مورد آزار و اذیت قرار گرفت و اشخاص زیادی سعی کردند او را شکار کنند وقتی که جانتالیث به پادشاه فرانسه داده شد او را به قفس حیوانات انداخت مدتی بعد.

وقتی فهمیدند که او احساسات کاملا انسانی دارد با او به خوبی برخورد شد و جانتالیث توانست در مدت کوتاهی دو زبان فرانسه و انگلیسی را بیاموزد و به عنوان خدمتکار دربار پادشاه خدمت کند.

(دانشمندان می گویند انسان های گرگ نما در دوران باستان به تعداد ۵۰ مورد دیده شدند ولی سال ها از این موجود خبری نبود)

افسانه های متعددی وجود دارند که از موضوع پرورش انسان توسط حیوانات وحشی حکایت می کنند . در گذشته با احترام از این موضوع یاد میشد, مثلا اینکه ” رومولوس ” و ” رموس ” بنیانگذاران شهر رم در دوران کودکی از پستان یک ماده گرگ شیر خورده اند . ولی طی سده نوزدهم میلادی که انگار مسابقه ای بین دانشمندان و محققین برای بی اعتبار کردن احادیث و تواریخ قدیمی وجود داشته باشد, این قبیل گزارشها را داستانهائی دروغین که برای اطفال سرگرم کننده – ولی برای افراد بزرگسال بسیار جدی و مهم بود قلمداد میکردند . در اوایل قرن اخیر دانشمندان در حالیکه این موارد را از نظر علمی مطرود میدانستند, ولی هر روز گزارش موثق و مدارک معتبر از انسانهای بزرگ شده توسط حیوانات مواجه بودند . سرانجام در سال ۱۹۲۰ میلادی تاریخچه مستند و غیر قابل انکاری از کشف ” انسانهای پرورش یافته توسط گرگ ” واقع در منطقه “میدناپور ” هندوستان در جراید سراسر جهان انتشار یافت و همه – بجز عده ای شکاک و خودسر را متقاعد کرد که عملا امکان پرورش کودکان توسط حیوانات وحشی وجود دارد .

امروزه ما گزارش های متعددی در دست داریم که حاکی از پرورش بچه های انسان توسط گرگ یا خرسها و در مقیاس کمتر توسط پلنگ, و نوعی گوزن که به ” انتلوپ ” معروف است , وجود دارد . در تمامی موارد کودکان تحت سرپرستی بصورت کما بیش, خصلت ها , عادات , قابلیت ها و حتا پاره ای از خصوصیات جسمانی حیوانات مربوطه را کسب کرده اند . به زحمت میتوان نمونه ای از یک کودک را مثال زد که توسط حیوانات وحشی بزرگ شده باشد و در بازگشت به جامعه انسانی بتوانند کاملا با روش های بشری خوی بگیرند . تحقیقات نشان میدهد که این دسته از انسانها با محیط حیوانی خویش سازگاری بیشتری دارند و زندگی برایشان در بین حیوانات وحشی لذتبخش تر از جوامع انسانی است, نحوه یادگیری در این نوع از انسانها بمراتب کندتر از سایر افراد معمولی بوده و چندتائی از انها هم که قادر به ادای چند کلمه شده اند, بدون استثناء از انها برای ابراز ترجیحشان از خانه حیوانی خویش نسبت به خانه فعلی بشری استفاده کرده اند . من اگر بخواهم نام تمام انسانهائی که توسط حیوانات بزرگ شده را بیان کنم چندین مطلب کسل کننده خواهد شد . اما مشهورترین انها کسی است بنام “رامو ” که توسط ماده گرگی بزرگ شده و در اجتماع انها زندگی کرده و جالب اینجاست که این اجتماع او را پذیرفته, او بصورت چهار دست و پا راه میرود و سرعت بسیاری دارد .

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there9

برای او دریدن و پاره پاره کردن یک تفریح است, او از قوء بویائی بسیار قوی برخوردار است . او را هنگامیکه اسیر کردن مثل یک گرگ درنده زوزه می کشید و از گوشه های چشمانش اشک میریخت و با پنجه هایش بر میله های قفس میکشید .
این گوشه ای از واقعیت “رامو ” است که در روزنامه های ان زمان بچاپ رسید . در شهر ” لانکای ” هندوستان پسر بچه ای که مشهور به رامو پسر گرگ شده بود بدرود حیات گفت سرگذشت رسمی او از زمانی اغاز می شود که کارگران وی را در یک واگن قطار در یک روز صبح سال ۱۹۵۴ در حالیکه در گوشه ای کز کرده بود پیدا کردند او برهنه وکثیف بود و قادر به تکلم و نوشتن هم نبود و این مجموعه خصوصیات شامل حال گرگها هم می شود شاید بهمین خاطر بود که چنین قلمداد شد گرگها او را بزرگ کرده اند و بعد در اقدامی مدبرانه با این فکر که بهتر است در میان همنوعانش رشد کند او را در یک واگن قطار قرار دادند رامو از خوردن غذاهایی که در جلویش می گذاشتند امتناع میکرد و دانشمندان پی بردند که وقتی از او خواسته میشود تا حمام بگیرد به سختی مقاومت میکرد . رامو در برابر معالجاتی که توسط مقامات بیمارستانی برای بازگردان وی به انچه که تمدن خوانده میشود به مقاومت پرداخت و تا زمان مرگش هم این مقاومت ادامه داشت.

 

– همچنین بخش زیر را ببینید :

موجودات ماوراء الطبیعه

زندگی گرگ ها

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (12 votes, average: 4٫00 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=55110
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • تبلیغات اینترنتی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    قانون جذب چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

    براساس قانون جذب اتفاقات مثبت یا منفی به این دلیل در زندگی شما رخ می‌دهند …

    ۲۵۸ دیدگاه

    1. به نظرتون اگه بود یکیشونو نمیگرفتن؟

    2. سلام عزیزان میخوام یک خاطره ای را نقل کنم مربوط به دوران کودکیم می باشد و اکنون که ۴۵ سال دارم هنوز در یادم مانده است راست دروغش را به عهده نقل کننده این قضییه میگذارم:
      حول و حوش ۸ سالم بود من یک دایی ناتنی داشتم و هنوز هم دارم این دایی ناتنی دایی سببی بود یعنی مادر بزرگم او را از کودکی بزرگ کرده و ما بهش دایی می گفتیم . این دایی ما یک عمه پیر و نیمه بینا داشت زمانی که این داستان را نقل میکرد ۹۰ سالش میشد و متاسفانه بچه ای نداشت و همگی در کودکی مرده بودند و حالا داستان:
      این خانم محترم که خیلی وقتست به رحمت ایزدی پیوسته (سال ۵۹) یک شب که مهمان خانه ی ما بودند از دوران کودکی خودش میگفت که در آذربایجان شرقی ییلاق و قشلاق میکردند . گفت زمانی که خودش کودکی بیش نبوده و با بچه های فامیل در ده بازی میکردند و زمان فصل پاییز بود و برف هم اومده بود البته اولین برفها بود . داشتیم بازی میکردیم که یک مرتبه سگها پارس کردند شدید دیدیم یک خانوم با یک قیافه ترسناک (قیافه ای نباید یک زن داشته باشد) وارد حیاط شد حیاط ها اون موقع دری نداشتند مادرم سگها را با زکت رام کرد و ما کودکان از او ترسیدیم و جیغ کشان به داخل خانه دویدیم . مادرم هراسان بیرون اومد تا این زن را دید شوکه شد ولی خودش رانباخت به داخل خانه به عنوان مهمان تعارفش کرد سپس ما کودکان را به حفره ای که اکثرا در خانه تعبیه میشد برای اقلام خانه و شیر و .. هدایت کرد و پرده را انداخت من از گوشه پرده نگاه میکردم . مادرم سریع برایش نان آورد ولی اون زن که چشمهایش از حدقه بیرون بود و رنگ پریده و یه جور دیگری بود نان نخورد در ضمن اون موقع ها پذیرایی فقط نان بود و چایی هنوز رسم نبود . مادرم به او گفت چی میخواهی بگو فراهم کنم و یا استراحت کن . اون خانم گفت نه دخترم من نان نمی خورم بایستی تا قبل از غروب بروم . هوا ساعتی به غروب مانده بود . مادرم گفت کجا میخواهی بروی دیر وقتست بمان فردا برو . در این لحظه که خاله ام آب آورده بود . آب را اون زن خورد و گفت باید رازی را به شما بگویم . من به دلایلی از طرف خداوند عذاب شده ام هر روز بعد از غروب از طرف خدا پوستین گرگری خشن در جلد من میرود که آن وقت زمین و زمان را نمی شناسم . امشب همه درهایتان را محکم ببندید و از کودکانتان و احشامتان مواظبت کنید . این را گفت و بلند شد رفت . مادرم سریع به دنبال پدر رفت و سپس همه روستا را خبر کردند . قسم میخورد می گفت شب تا صبح بیدار ماندیم در داخل روستا یک بلبشویی سگها راه انداختند که بیا و ببین . نزدیک اذان صبح همه جا آرام شد/ حالا من نقل کردم حرف آن عمه را . در ضمن ایشان مجبور نبود به ما دروغ بگوید . سال ۵۸ که این حرف را میزد می گفت این قضییه مال ۸۰ سال قبل است

    3. کدو گرگینه گرگینه فقط مال تو فیلماست

    4. یکی بیاد منو گاز بگیره اینجا که همه گرگنمان😐منم دوس دارم بشم🙂تورو خدا بیاین گازم بگیرین😉😆

    5. قبل اینکه فیلمای گرگینه ای ببینم ی داستان راجب ی گرگینه با دوسه تابرادرش شنیده بودم واسم جالب بود ولی تاباچشام چیزی رو نبینم باور نمیکنم بنظرم درحد همون افسانس شایدم ن نمیدونم.اگه هست میخوام ببینم

    6. این چرت و پرتا چیه اون بنده خدایی که ادعای گرگینه گی داری عزیزم کمتر فیلم ببین آخه آدم باید اسکل باشه باورکنه

    7. اخه کدام ادم عاقلی این چرندیات را باور میکنه

    8. متاسفم که هنوز خیلی‌چیزا رو نمیدونین و دربارش به راحتی نظر میدین بالاخره یه روز ازادی میاد خیلیا دارن راه رو باز میکنن اون روز که ازادی بشه همتون میفهمین فرق حقیقت و افسانه رو همه با چشم میبینین و واسه بعضیا متاسفم که روزی که ببینن زیاد زنده نمیمونن😊

    9. اگه هرکی می خواد گرگینه بشه به آلفا مراجعه کنه

    10. گرگنمای واقعی

      من خودم یکی از اونام!باور کنین لطفا.واقعا یه گرگنمام.بعدشم،خودم تجربش رو دارم میگم!وقتی ماه کامل میشه گرگ میشیم،الکیه.من وقتی عصبانی بشم گرگ میشم.

    11. میگم فیلمteen wolfرو نگاه کنید باحاله یه فیلم سریالیه ۳فصل هس

    12. اگه وجود داشته باشه هرکدوم از کارهایی که گفته شده رو انجام میدم به نتیجه رسیدم میام خودم گازت میگیرم خخخخخخ

    13. بله وجود دارن من خودم به شخصه دیدمشون

    14. عه عه ینی وجود دارن؟؟جلل خالق چ چیزا چ حرفاااا ادم شاخ در میااررره. . .

    15. سلام گرگینه ها کجای ایران وجود داره تاحالا کسی توایران دیده من میخوام تبدیلشم

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.