تازه های آسمونی
خانه > علمی و دانستنی > ماورای طبیعت > گرگینه یا گرگ انسان نما آیا وجود دارد !؟
املاک کوهک
فولاد صنعت صداقت

گرگینه یا گرگ انسان نما آیا وجود دارد !؟

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there2

آیا گرگینه ها واقعیت دارند :

آسمونی: اما مگر نه اینکه به قول معروف «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز‌ها»، پس این همه تصویر یکسان از موجودی خبیث و خونخوار از کجا پیدا شده و در نقاط مختلف جهان که الزاما با هم ارتباطی هم نداشته‌اند به طور مشترک رشد پیدا کرده و توسعه یافته است؟ واقعیت این است که اگرچه موجودی به نام انسان گرگ‌نما یا گرگینه نمی‌تواند وجود داشته باشد، برخی از خاصیت‌ها و رفتارهای نسبت داده شده به گرگینه‌ها ممکن است به طور مستقل در افراد بروز پیدا کنند.

البته برخلاف خون‌آشام‌ها که اتفاقا براساس برخی قصه‌های جدید‌تر از دشمنان اصلی گرگینه‌ها به شمار می‌روند – که ظاهری آراسته و رفتاری متین و جذاب دارند، گرگینه‌ها هیولاهایی وحشی و خشن هستند و تنها راهی که برخی از داستان‌های جدید‌تر برای کشتن آن‌ها پیشنهاد می‌کنند، شلیک گلوله‌های نقره‌ای به قلب آن‌ها یا جدا کردن سرشان از بدن است. باور به قدرت این موجودات به حدی است که در برخی از مناطق روستایی اروپا و به ویژه در آلمان هنوز هم از واژه گرگ استفاده نمی‌کنند. آن‌ها معتقدند در نام این موجود نیز قدرتی هست که تا به زبان برده شود آن را احضار می‌کند و معمولا از واژه‌هایی چون «حیوانی که نباید نامش را برد» برای نامیدن آن استفاده می‌کنند.

نخستین موردی که باید نسبت به آن توجه کرد ترس مردم ابتدایی از گرگ‌ها بوده است. زندگی در مناطق بکر و همنشینی با طبیعت به ویژه زمانی که انسان نخستین دوره‌های دامپروری را پشت سر می‌گذاشت و دام‌هایش برایش حکم زندگی را داشتند، گرگ را به موجودی هراسناک تبدیل کرده است. برای اینکه بدانیم چرا انسان تا این حد از گرگ‌ها می‌ترسید بد نیست نگاهی به زندگی گرگ‌ها بیندازیم. گرگ‌ها تقریبا در همه مناطق ایران می‌توانید گرگ خاکستری را پیدا کنید یکی از اجتماعی‌ترین موجودات شکارچی به شمار می‌روند. گرگ‌ها معمولا در گله‌هایی که بین ۲ تا ۲۵ قلاده گرگ را شامل می‌شود، زندگی می‌کنند و همیشه یک گرگ رهبر وجود دارد که دیگران را هدایت می‌کند. این گرگ رهبر که به او گرگ آلفا هم می‌گویند، وظیفه رهبری گروه، اعلام زمان حرکت و استراحت و آغاز و خاتمه شکار را بر عهده دارد. محققان معتقدند گرگ‌ها با کمک حرکات بدن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و با توجه به قدرت شنوایی بالایی که دارند، برای ارتباط با هم و همسایگان خود از زوزه‌های معروفشان استفاده می‌کنند؛ زوزه‌هایی که خود گرگ‌ها می‌توانند صدای آن را از ۴۰ کیلومتری هم تشخیص دهند.

به‌این ترتیب باید گرگ‌ها را در رده هوشمند‌ترین شکارچیان طبقه‌بندی کرد. شکار گروهی و هماهنگ آن‌ها به کابوس تلخی برای انسان‌های ساکن در نواحی طبیعی تبدیل شده بود و وهم‌آلود بودن فضایی تاریک و شبی مهتابی که در آن سایه گرگی از دور دیده می‌شود که در حال سر دادن زوزه ترسناک خویش است، می‌تواند منشا بسیاری از افسانه‌ها باشد.

اما فرا‌تر از این موضوع، انسان قدیم بهانه‌های بهتری برای تکمیل کردن افسانه گرگینه‌های خود داشته است. به اجزای این افسانه نگاه کنید: انسان در اثر گاز گرفته شدن از سوی گرگی به گرگینه تبدیل می‌شود و در مدت تغییر، بیماری سختی را پشت سر می‌گذارد. گرگینه‌ها ظاهری شبیه به گرگ پیدا می‌کنند و معمولا هنگام ماه کامل تغییر قیافه می‌دهند. هر سه این موارد شواهدی در واقعیت دارند!

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there11

آن‌ها گرگ‌اند یا انسان؟

شاید باور نکردنی‌ترین بخش در افسانه گرگینه‌ها انسان‌هایی با ظاهر گرگ هستند. اگرچه به نظر بسیار دور از ذهن می‌آید اما نوعی بیماری وجود دارد که باعث چنین تغییری می‌شود و به سندرم گرگینه معروف است. این بیماری که از آن به Hypertrichosis یاد می‌شود عارضه‌ای است که طی آن، بدن انسان شاهد رشد سریع و بیش از حد طبیعی مو در مواضعی است که به طور عادی فاقد مو هستند. بعضی موارد این رویش مو فقط به صورت محدود می‌شود و برخی موارد به همه اعضای بدن توسعه پیدا می‌کند.‌گاه این رویش مو آن قدر زیاد می‌شود که با خود دفرمه شدن ظاهری صورت را به همراه دارد. علت بروز این نقص رخ دادن یک جهش ژنتیکی نادر است. اما نتیجه آن حتی امروزه هم می‌تواند ترسناک باشد چه برسد به دورانی که درکی از این موضوع وجود نداشته است.

مورد دیگر، مربوط به وابستگی تبدیل به گرگینه‌ها به ماه کامل است. واقعیت این است که ماه کامل نمی‌تواند هیچ تاثیری بر انسان داشته باشد. تنها تاثیری که ماه می‌تواند بر زمین و مردم بگذارد اثر گرانشی‌ای است که این اثر در دوره ماه کامل تفاوت چندانی با دیگر فاز‌های ماه ندارد. اما از نظر روانی می‌تواند تاثیر گذار باشد. گونه‌های متفاوتی از بیماری‌های روانی وجود دارند که دوره زمانی خاصی دارند. برخی از آن‌ها که به Cyclothymia معروفند. طی یک دوره زمانی مشخص، شخص رادچار حملات عصبی می‌کنند. این چرخه اوج بیماری‌های ذهنی که با به اوج رسیدنش فرد رفتارهای نابهنجار از خود بروز می‌دهد،‌گاه با دوره‌های ماهانه همراه است که ممکن است متناسب با دوره چرخش ماه به دور زمین باشد. به همین دلیل هم هست که در اصطلاح، بعضی بیماران دچار آسیب‌های روانی را ماه زده یا Lunatic می‌نامند. این عوارض ظاهری واقعی در کنار ترس از گرگ‌ها بهانه خوبی برای اذهان مردمان بوده که افسانه گرگینه‌ها را زنده نگاه دارند. گرگینه‌ها جایی در قلمروی علم ندارند اما در فراسوی آن و در قلمروی افسانه و باورهای عامه هنوز به طور قدرتمندی زنده‌اند. انسان‌ها از نظر ظاهری نمی‌توانند به گرگ‌ها تبدیل شوند اما بعضی از شرارت‌هایی که انسان‌ها مرتکب می‌شوند گاهی ما را به فکر می‌اندازد که با نسبت دادن صفت گرگینگی به انسان‌ها در واقع به گرگ‌ها توهین کرده‌ایم.

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there10

چطور یک انسان تبدیل به گرگینه می‌شود؟

روش دردناک و نه چندان دوست داشتنی این تبدیل روشی است که عموما درباره آن صحبت می‌شود و داستان‌های امروزی نیز بر آن تاکید می‌کنند. اگر در شرایط خاصی گرگی ویژه شما را گاز بگیرد و از آن بد‌تر اگر یک گرگینه شما را گاز بگیرد، پس از طی دوره‌ای نه چندان راحت و پر از درد در اولین شبی که ماه کامل در آسمان می‌درخشد مراحل تغییر شما آغاز می‌شود؛ بافت اسکلتی شما به هم می‌ریزد، روی صورتتان به سرعت مو رشد می‌کند، ناخ‌‌نهایتان بلند و صورتتان پوزه‌دار می‌شود و چشمانتان تغییر می‌کنند؛ ‌در واقع پس از چند دقیقه به گرگی تمام عیار تبدیل خواهید شد.

البته این تنها روش تبدیل به گرگینه نیست. در برخی از افسانه‌ها قدرت شوم و افسانه‌ای گرگ برخی را وسوسه کرده است که خود را بدل به گرگینه کنند. یکی از راحت‌ترین این روش‌ها این است که لباس‌های خود را در آورید و کمربندی از جنس پوست یک گرگ را به کمر ببندید. این موضوع روشی است که در شرق هم به شکل دیگری به آن اشاره شده است. محمد بن محمود بن احمد توسی در کتاب «عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات» به این داستان اشاره می‌کند و می‌گوید، «و اگر از پوست گرگ کمری بسازند، هرکه بر میان بندد، دلیر شود». در برخی از افسانه‌ها این راه حل ساده دشوار‌تر می‌شود و شخص باید پوست کامل یک گرگ را به تن کند و خود را زیر آن بپوشاند تا تبدیل به گرگینه شود. در نواحی‌ای از ایتالیا، فرانسه و آلمان نیز باور بر این است که اگر در شب چهارشنبه یا جمعه مشخصی در سال و در فصل تابستان شخص بیرون از خانه و به گونه‌ای بخوابد که نور ماه کاملا بر صورتش بیفتد تا آخر شب به گرگینه تبدیل خواهد شد.

البته روش‌های دیگری نیز وجود دارند؛ عذاب تبدیل شدن به گرگینه به گونه‌ای است که در برخی از روش‌های جادوگری آن را به عنوان یک نفرین استفاده می‌کنند و معتقدند در اثر جادویی نحس می‌توان شخصی را تبدیل به گرگینه کرد.و در آخر عصر جدید شاهد تحولات عجیبی نیز می باشد.

سندروم گرگینه که باعث می شود تمام صورت و بدن انسان پوشیده از مو شود، تنها در هر یک میلیارد نفر ممکن است برای یکی رخ بدهد اما خواهران «سانگلی» در هند به طرز حیرت آوری هر سه این سندروم را از پدر خود به ارث برده اند و صورت هایی گرگ نما دارند!

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there7

خاستگاه افسانه گرگ انسان نما چه کسی بوده است

خاستگاه افسانه گرگ انسان نما به سال ۱۵۹۱ میلادی در روستاهای اطراف شهرهای آلمانی کلانگن و بدبرگ برمیگردد. در این زمان اروپا زیر سایه تاریک جهالت قرار داشت. شهر ها عقب افتاده بودند و مردم در نزدیکی جنگل ها زندگی میکردند . بنابراین ترس از گرگ همچون یک کابوس همواره با آنان بود. حمله این حیوانات به انسان مکرر دیده میشد. طوری که مردم میترسیدند از نقطه ای به نقطه ای مسافرت کنند. آنها هر روز صبح جسد انسان نیم خورده شده را در زمین های زراعی پیدا میکردند و سعی میکردند این جانوران خون آشام را پیدا کنند و از بین ببرند.

اما یک روز حقیقتی بر ساکنان کلانگن و بدبرگ آشکار شد که همه چیز را دگرگون کرد : بر اساس سندی قدیمی آن روز چند نفر گرفتار یک گرگ وحشی شدند و سگهای شکاری خود را به جنگ او روانه ساختند و خود نیز با نیزه های تیز به او حمله کردند. اما این گرگ به طرز شگفت آوری نه فرار کرد نه به دفاع پرداخت فقط ایستاد و پس از دقایقی تبدیل به یک مرد میان سال شد. آنها این مرد را شناختند . او پیتر اشتابل از اهالی دهکده خودشان بود.

اشتابل نخستین انسانی بود که نوع بشر با آن روبرو شد . او زیر شکنجه به قتل ۱۶ نفر از جمله دو زن باردار و ۱۳ کودک اعتراف کرد. مراحل سقوط او به مرتبه گرگ نمایی غریب تر بود : در ۱۲ سالگی به جادو گری علاقه داشت و به تمرین در این زمینه دست میزد و به اعتراف خود اشتابل در این سن عهدی با شیطان بست و به کشتار مردم پرداخت . او حتی به پسر خود نیز رحم نکرد و اورا کشت و مغز او را خورد و از انجایی که توحش اشتابل خارج از فهم مردم بود ، آنان نیز کم کم افسانه گرگ نما ها را ساخته و پذیرفتند.
انسانهایی که شبهای مهتابی تحت تاثیر نور مهتاب در زمان کامل شدن قرص ماه

تغییر شکل میدن و تبدیل به موجودی نیمه انسان و نیمه گرگ میشن، طبق افسانه ها این انسانها که اغلب توسط گرک نمای دیگری زخمی و یا گزیده شدند تا زمان مرگشان اسیر این نفرین یا تلسم شی خاستگاه افسانه گرگ انسان نما به سال 1591 میلادی در روستاهای اطراف شهرهای آلمانی کلانگن و بدبرگ برمیگردد. در این زمان اروپا زیر سایه تاریک جهالت قرار داشت. شهر ها عقب افتاده بودند و مردم در نزدیکی جنگل ها زندگی میکردند . بنابراین ترس از گرگ همچون یک کابوس همواره با آنان بود. حمله این حیوانات به انسان مکرر دیده میشد. طوری که مردم میترسیدند از نقطه ایی به نقطه ایی مسافرت کنند. آنها هر روز صبح جسد انسان نیم خورده شده را در زمین های زراعی پیدا میکردند و سعی میکردند این جانوران خون آشام را پیدا کنند و از بین ببرند.
اما یک روز حقیقتی بر ساکنان کلانگن و بدبرگ آشکار شد که همه چیز را دگرگون کرد : بر اساس سندی قدیمی آن روز چند نفر گرفتار یک گرگ وحشی شدند و سگهای شکاری خود را به جنگ او روانه ساختند و خود نیز با نیزه های تیز به او حمله کردند. اما این گرگ به طرز شگفت آوری نه فرار کرد نه به دفاع پرداخت فقط ایستاد و پس از دقایقی تبدیل به یک مرد میان سال شد. آنها این مرد را شناختند . او پیتر استابل از اهالی دهکده خودشان بود.
مردم به کسانی که صورت شان پوشیده از مو باشد گرگ می گویند.
انسان های گرگ نما در جهان انگشت شمارند.

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there8

(پدرو جانتالیث) ، یکی دیگر از این نمونه ها بود که در تناریوا در جزایر قناری اسپانیا به دنیا آمد. از زمانی که به عنوان هدیه به هنری دوم داده شد،مورد آزار و اذیت قرار گرفت و اشخاص زیادی سعی کردند او را شکار کنند وقتی که جانتالیث به پادشاه فرانسه داده شد او را به قفس حیوانات انداخت مدتی بعد.

وقتی فهمیدند که او احساسات کاملا انسانی دارد با او به خوبی برخورد شد و جانتالیث توانست در مدت کوتاهی دو زبان فرانسه و انگلیسی را بیاموزد و به عنوان خدمتکار دربار پادشاه خدمت کند.

(دانشمندان می گویند انسان های گرگ نما در دوران باستان به تعداد 50 مورد دیده شدند ولی سال ها از این موجود خبری نبود)

افسانه های متعددی وجود دارند که از موضوع پرورش انسان توسط حیوانات وحشی حکایت می کنند . در گذشته با احترام از این موضوع یاد میشد, مثلا اینکه ” رومولوس ” و ” رموس ” بنیانگذاران شهر رم در دوران کودکی از پستان یک ماده گرگ شیر خورده اند . ولی طی سده نوزدهم میلادی که انگار مسابقه ای بین دانشمندان و محققین برای بی اعتبار کردن احادیث و تواریخ قدیمی وجود داشته باشد, این قبیل گزارشها را داستانهائی دروغین که برای اطفال سرگرم کننده – ولی برای افراد بزرگسال بسیار جدی و مهم بود قلمداد میکردند . در اوایل قرن اخیر دانشمندان در حالیکه این موارد را از نظر علمی مطرود میدانستند, ولی هر روز گزارش موثق و مدارک معتبر از انسانهای بزرگ شده توسط حیوانات مواجه بودند . سرانجام در سال 1920 میلادی تاریخچه مستند و غیر قابل انکاری از کشف ” انسانهای پرورش یافته توسط گرگ ” واقع در منطقه “میدناپور ” هندوستان در جراید سراسر جهان انتشار یافت و همه – بجز عده ای شکاک و خودسر را متقاعد کرد که عملا امکان پرورش کودکان توسط حیوانات وحشی وجود دارد .

امروزه ما گزارش های متعددی در دست داریم که حاکی از پرورش بچه های انسان توسط گرگ یا خرسها و در مقیاس کمتر توسط پلنگ, و نوعی گوزن که به ” انتلوپ ” معروف است , وجود دارد . در تمامی موارد کودکان تحت سرپرستی بصورت کما بیش, خصلت ها , عادات , قابلیت ها و حتا پاره ای از خصوصیات جسمانی حیوانات مربوطه را کسب کرده اند . به زحمت میتوان نمونه ای از یک کودک را مثال زد که توسط حیوانات وحشی بزرگ شده باشد و در بازگشت به جامعه انسانی بتوانند کاملا با روش های بشری خوی بگیرند . تحقیقات نشان میدهد که این دسته از انسانها با محیط حیوانی خویش سازگاری بیشتری دارند و زندگی برایشان در بین حیوانات وحشی لذتبخش تر از جوامع انسانی است, نحوه یادگیری در این نوع از انسانها بمراتب کندتر از سایر افراد معمولی بوده و چندتائی از انها هم که قادر به ادای چند کلمه شده اند, بدون استثناء از انها برای ابراز ترجیحشان از خانه حیوانی خویش نسبت به خانه فعلی بشری استفاده کرده اند . من اگر بخواهم نام تمام انسانهائی که توسط حیوانات بزرگ شده را بیان کنم چندین مطلب کسل کننده خواهد شد . اما مشهورترین انها کسی است بنام “رامو ” که توسط ماده گرگی بزرگ شده و در اجتماع انها زندگی کرده و جالب اینجاست که این اجتماع او را پذیرفته, او بصورت چهار دست و پا راه میرود و سرعت بسیاری دارد .

whether-human-or-humanoid-wolf-werewolf-there9

برای او دریدن و پاره پاره کردن یک تفریح است, او از قوء بویائی بسیار قوی برخوردار است . او را هنگامیکه اسیر کردن مثل یک گرگ درنده زوزه می کشید و از گوشه های چشمانش اشک میریخت و با پنجه هایش بر میله های قفس میکشید .
این گوشه ای از واقعیت “رامو ” است که در روزنامه های ان زمان بچاپ رسید . در شهر ” لانکای ” هندوستان پسر بچه ای که مشهور به رامو پسر گرگ شده بود بدرود حیات گفت سرگذشت رسمی او از زمانی اغاز می شود که کارگران وی را در یک واگن قطار در یک روز صبح سال 1954 در حالیکه در گوشه ای کز کرده بود پیدا کردند او برهنه وکثیف بود و قادر به تکلم و نوشتن هم نبود و این مجموعه خصوصیات شامل حال گرگها هم می شود شاید بهمین خاطر بود که چنین قلمداد شد گرگها او را بزرگ کرده اند و بعد در اقدامی مدبرانه با این فکر که بهتر است در میان همنوعانش رشد کند او را در یک واگن قطار قرار دادند رامو از خوردن غذاهایی که در جلویش می گذاشتند امتناع میکرد و دانشمندان پی بردند که وقتی از او خواسته میشود تا حمام بگیرد به سختی مقاومت میکرد . رامو در برابر معالجاتی که توسط مقامات بیمارستانی برای بازگردان وی به انچه که تمدن خوانده میشود به مقاومت پرداخت و تا زمان مرگش هم این مقاومت ادامه داشت.

 

– همچنین بخش زیر را ببینید :

موجودات ماوراء الطبیعه

زندگی گرگ ها

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (17 votes, average: 3٫82 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=55110
loading...
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • موسسه حقوقی ثبتی آماتیس
  • تبلیغات در آسمونی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    بزرگترین رازهای تاریخ جهان

    در جهان هنوز رازهایی هستند که علت آن ها مشخص نشده است. مانند مثلث برمودا. …

    275 دیدگاه

    1. سلام یکیتون یه گروه بزنه لینکشو بزنه همه اد شیم اونجا راحت تر نظر میدید

    2. *گرگینه ها و موجوداتی در ایران به اسم ببرینه*

      ببرینه موجودی افسانه ای از افسانه های ایران است که یک نوع تغییر شکل دهنده، نیمی ببر نیمی انسان است انسانی که در کالبد ببر با طلسمی گیر افتاده است موجودی با چشم های درخشان جثه ای بزرگ و پنجه و دندان هایی به شکل ببر دارد.

      در افسانه های شمال ایران آمده است که مردی برای شکار ببرمازندران به جنگل میرود تا آخره شب هیچ ببری نمیابد در زیره درختی مینشیند چشمانش کمی سنگین میشود ناگهان از پشته سره خود صدایی میشنود کمان خود را به آن سمت نشانه میرود در آن تاریکی فقط یک جفت چشم براق دریده میشود ولی شکارچی میداند که آن چشمان یک ببر است ببر با حرکتی سریع بر روی مرد میپرد و کمان مرد بر زمین میوفتد . شکارچی خنجرش را که بر کمرش بسته بود با سرعت از غلاف بیرون میکشد و پهلوی ببر را میدرد ببر به کناره مرد میوفتد و همان طور که به شکار چی خیره شده و قطره ای اشک از چشمانش سرازیر میشود و نفس های آخر را فرو میدهد شکارچی خوشحال از شکار مغرورانه به حیوان در حال مرگ می نگرد بعد از چند دقیقه که از مرگ ببر میگذرد شکارچی پوست ببر را میکند و آن را بر شانه ی خود می اندازد و قصد باز گشت میکند در نیمه راه بارانه شدیدی شروع به باریدن میکند شکارچی برای گرم شدن پوست را به دور خود می پیچد به دنباله پناه گاهی برای در امان ماندن از باران به این طرفو آن طرف مینگرد از دور کورسوی نوری به چشمش میخورد به سمته آنجا میرود به کلبه ی کوچکی میرسد دره کلبه را باز میکند و به داخل میرود بر روی صندلی مینشیند و به دیوار های چوبی خانه نگاه میکند چشمش به قطره ای که از سوختن شمع به پایین میچکید میوفتد ناگاه یاده قطره اشکه ببر تنها در قلبش را چنگ میزند در حال فکر بود که صدایی از پشت سرش میشنود
      با توأم جوان در خانه من چه میکنی؟
      شکارچی ناگهان از جای خود بلند میشود و به صاحب کلبه مینگرد او پیره مردی لاغرو ضعیف با ریشو موی سفید بود
      شکار چی میگوید برای در امان ماندن از باران به کلبه تو پناه آوردم
      پیر:پیشه أت چیست؟ در این جنگل به دنباله چه هستی؟
      شکارچی:پیشه أم شکار است و برای شکار کردن به اینجا آمده أم. حال بگو تو کیستی ای پیرمرد؟ اینجا تنها زندگی میکنی؟
      پیر:من ساحری (جادوگر) هستم که سالهاست در این جا زندگی میکنم ولی تنها نیستم دوستی بسیار مهربان با من است که البته از اوایل شب به جنگل رفته و خبری از او نیست. ولی نگران او نیستم میتواند از خود مراقبت کند. راستی جوان نگفتی چه چیزی شکار میکنی؟
      شکارچی پوسته ببر را از دوش خود بر میدارد و بر روی میز میگذارد
      شکارچی:ببر شکار میکنم ساحره پیر
      ساحر به پوست ببر مینگرد وقتی صورته ببر را میبیند به ناگاه قلبش فشرده میشود باورش نمیشود که آن پوسته تنها دوستو همدمه اوست حیوانی که برای او نه یک حیوان بلکه مانند فرزند خویش بود
      شکارچی:چشده ساحر؟ این جانور را میشناسی؟
      ساحر پاسخی نداد
      ساحر:میروم برایت نوشیدنی ای بیاورم تا خستگی شکار از تنت بیرون رود
      ساحر پیر به بیرون از کلبه رفت و داخله اتاقکه کوچکی که برای خود ساخته بود شد و معجونی برای ‌ شکار چی ساخت ساحر معجون را جلوی مرد گذاشت شکار چی آن را سر کشید ساحر به مرد نگاه کرد کینه و نفرت از شکارچی قلبش را تاریک کرده بود ساحر چوب دستی خود را بر زمین زد ناگهان پوسته ببر به دوره شکار چی پیچید
      مرد فریاد زدو کمک خواست ولی ساحر فقط به فکره انتقام بود به فکره انتقامه بهترین دوستش به فکره این که چندین بار ببر اورا از حمله گرگ ها حفظ کرده بود ولی اکنون دیگر کنار‌ش نیست
      شکارچی:با من چکار کردی ساحره خرفت
      ساحر:تو بهترین و تنها همدمه مرا برای خوشگذرانی خود کشتی اکنون تورا طلسمی کردم که برای همیشه در کالبد ببر باشی.
      ساحر مردشکارچی را که به شکل ببر در آمده بود درون قفسی انداخت تا برای همیشه در آن زندانی شود شکار چی ماه ها درون قفس بود و به ساحر التماس میکرد تا اورا از دوباره انسان کند و از قفس بیرونش آورد ولی ساحر قبول نمیکرد تا بالاخره پس از چندین ماه ساحر به پیشه ببر(شکارچی ) رفت و به او گفت:
      ساحر:من تورا دوباره انسان خواهم کرد ولی یک شرط دارد
      ببر:چه شرطی ای ساحر؟
      ساحر:حتما در این مدت که در این قفس زندانی بودی خبر داری که هر ماه در شبه ماه کامل گرگ هایی به اینجا حمله میکنند و دام های مرا تکه تکه میکنند؟ فردا شبه چهاردهم ماه است و ماه کامل میشود آن ها فردا باز سرو کله شان پیدا میشود اگر بتوانی مرا از شر گرگ ها خلاص کنی منم به تو کمک خواهم کرد که چهره خویش را بازیابی. آیا قبول میکنی؟
      ببر:آری ای ساحر قبول میکنم برای رهایی از این قفس هر کاری میکنم
      ساحر:پس امشب را استراحت کن که فردا شبی سخت را در پیش خواهی داشت.
      ببر:اکنون دیگر هوا تاریک شده است صدای زوزه ی گرگ ها به گوش میرسد پس پیرمرد کجاست چرا مرا آزاد نمیکند.
      صدای پای پیرمرد به گوش میرسد پس بالاخره آمد ساحر دره قفس را باز میکند و ببر با جهشی به بیرون میپرد به دور ساحر میچرخد و اورا مینگرد
      ببر:ساحر چگونه با گرگ ها رو به رو شوم من که جنگیدن در کالبد ببر را نیاموخته أم
      ساحر:به غریزه أت تکیه کن اکنون تو از درنده ترین موجوداتی صدای گرگ ها به وضوح شنیده میشود و این یعنی نزدیک اند ببر قصده رفتن میکند.
      ساحر:مراقب باش که دندان های آن ها به تو آسیب نرساند
      ببر:به چه علت ساحر؟
      ساحر:زیرا آنان گرگ های معمولی نیستند حال خود خواهی فهمید.
      ببر از کلبه دور شد و به سمته صدای زوزه گرگ ها رفت در راه دراین فکر بود که چرا پیره مرد گفته است آنها تنها گرگانی معمولی نیستند.
      به ناگاه در کنار خود صدای خرش شنید به سمت صدا برگشت پنج گرگ به بزرگی اسبان وحشی از پشت درخت ظاهر شدند چشمان گرگ ها میدرخشیدند و درون نگاهشان آتش شعله ور بود به ناگاه یاده حرفان مردم افتاد داستان هایی که مردم برای هم نقل میکردند داستان هایی در مورده موجودی شیطانی و نفرین شده که در شب ماه کامل تبدیل به قاتلی تمام عیار میشود در این فکر بود که با ضربه محکمی که گرگ با پنجه به صورتش زد بر زمین خورد ببر از جای خود بلند شد و غرشی بلند سر داد به گرگان به تنهایی یورش برد پنجه هایی که همچون خنجر تیز بودند را در بدن گرگ ها فرو میبرد ولی آنها تنها به فکره دریدنه ببر بودند انگار چیزی جز کشتن ببر برایشان مهم نبود.
      از پنج گرگ همه را از پا در آورد جز یکی که پا به فرار گذاشت و به سمته بالای کوه تاخت. ببر به دنبال گرگ رفت تا آن را بیابد گرگ با سرعتی زیاد به بالای کوه میدوید و در میان تاریکی جنگل محو شد
      ببر در جستجوی گرگ بود تا اورا بیابد به سمته بالای کوه رفت وقتی به نوک کوه رسید صحنه عجیبی را مشاهده کرد گرگ بر روی دو پای خود در مقابله ماه ایستاده بود و در عین نا باوری زخم هایش در حال بهبودی بود، ببر که فرصت را غنیمت شمرد از پشت به سمت گرگ دوید با جهشی بلند بر روی او پرید، کمره گرگ را در میان دندان هایش گرفت و با تکانی گرگ را کشت پس از کشته شدن گرگینه ها شکار چی به نزد ساحر آمد و تمامه وقایعی که برایش در نبرد با گرگینه ها اتفاق افتاده بود بازگو کرد.
      ببر:ای ساحر من به قول خویش عمل نمودم اینک وقته آن است که تو به عهد خود وفا کنی و من را از کالبد ببر در آوری.
      پیرمرد ساحر برای وی معجونی از 9گیاه جادویی ساخت و به ببر خوراند
      ساحر:بعد از خوردن معجون باید چشمانت را ببندی و خوب تمرکز کنی مغذت باید بر این باور باشد که هم اکنون دوباره انسان میشوی باید کاملا یقین داشته باشی و شک را در دل خود جای ندهی.
      ببر;چشمانم را بستم در سرم سوال های بسیاری نهفته بود این که چرا معجونی که ساحر به من خوراند مرا درمان نکرد برای چه گفت که باید تمرکز کنم مگر میشود وقتی در جسم ببری گیر افتاده أم با تمرکز کردن دوباره به انسان تبدیل شوم؟ ولی این فکر ها اکنون به کارم نمی آید باید به سخن ساحر گوش فرا دهم او تنها امید من است
      ساحر:به خاطراتی که در گذشته داشتی فکر کن به چیز هایی که زمان انسان بودنت انجام میدادی و از آن ها لذت میبردی حس کن که دوباره آن اتفاقات در حال رخ دادن است و تو هنوز همان انسان قبلی هستی بر روی این تمرکز کن که هرگز ایچ اتفاقی برایت نیوفتاده است باور کن که هیچ طلسمی نشده ای
      ببر:با این سخن ساحر به یاده خانواده أم افتادم به یاده پدر مادرم به یاده خوهرو برادم به یاده خاطراتمان برادرم را سال هاست ندیدم حتی به کودکی خود نیز فکر کردم برادرم همیشه مراقبه من بود افسوس که دیگر نمیتوانم هیچکدام را ببینم با این طلسم هرگز نمیتوانم حتی از این جنگل خارج شوم از ته دل خواهان این بودم که دوباره انسان شوم نا خود آگاه قطره اشکی از چشمانم سرازیر شد.
      ساحر:حال چشمانت را باز کن ای شکارچیه جوان
      ببر:با ناراحتی و اندوه از بلایی که به سرم آمده چشمانم را آرام باز کردم ناگاه از چیزی که میدیدم شگفت زده شدم من دوباره انسان شدم طلسم از بین رفت خوشحال بودم رو به ساحر گفتم که ای پیر دیگر تمام شد؟ طلسم از بین رفت؟ اما ساحر چیزی نگفت. ساحر چرا سخن نمیگویی جوابه مرا بده آیا من درمان شده أم برای همیشه انسان میمانم؟
      ساحر:باید چیزی را به تو بگویم که شاید از شنیدنش رنجور شوی
      شکارچی: پیرمرد باز چه شده است
      ساحر:آن طلسم که تورا تبدیل کرد هرگز از بین نمیرود راهه درمانی ندارد
      شکارچی:چه میگویی ولی من که درمان شدم بعد از خوردنه معجون و تمرکز کردن اکنون انسان شده أم دیگر ببر نیستم!!!
      ساحر: آن نه گیاه و معجونی که خوردی درمان نبود ولی تو با باور بر این که آن یک درمان است و تمرکز کردن بر روی نیمه ی انسانیه خود توانستی ظاهرت را تغییر بدی ولی تو دیگر کاملا انسان نیستی بلکه نیمی انسان و نیمی ببری
      شکارچی:باور نمیکنم ای پیر
      ساحر: اندوهگین نباش هر وقت که نیمه ببر بر تو چیره گشت میتوانی با روشی که به تو آموختم انسان بمانی ولی این را فراموش نکن که تو هرگز دیگر انسانی معمولی نخواهی بود.
      (ببرینه)

      راه های تبدیل شدن به ببرینه: چند راه برای تبدیل شدن وجود دارد اول این که:توسط سحر و جادو و طلسم شخص تبدیل شود. دومین راه:انسان پوسته کامل ببر را بپوشد. و راه سوم:بعضی ها بر این باوردن که اگر گرگینه انسان را گاز بگیرد در موارد نادر ممکن است که آن فرد به موجودی تبدیل شود که سخصیت درونی آن فرد به آن شکل است پس ممکن است که اگر کسی شخصیت ببر گونه داشته باشد ممکن از با گاز گرگینه به ببرینه تبدیل شود.

    3. اسماعیل جوادی گر گ تنها

      گرگ تنها, [۲۲.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۵]
      سلام من به گرگینه ها مدونم وجود داره و خدم 3سال نیمه گرگ بودم الان 6 سال تمامی قدرت وتوانایم از ذست دادم از یه کی که مدونه برسیدم گفته یه گرگینه گدرت وتوانای تو به دست میاوری اگه یه گرگینه دباره تبدیلم کنه خواهشن اگه لاکن هستی کمکم کن من 24 سال دارم دگه نمتونم مسل یه انسان معملی زندگی کنم

    4. وااااااو..دوستانی که گرگینه و یا خوناشامن..جون مادرتون بیاین منو تبدیل کنین..خدایی خیلی حال میده..آخ آخ درسات همه از دم 20..میشی مخ کلاس..وااای مامان..منم میخوام..البته خوناشام رو بیشتر دوست دارم…وای پسر زل میزنی تو چشم طرف بهش میگی این خریدارو مجامی حساب کن..اوووووف..خیلی فااااانه.

    5. سلام اگه کسی تو زمینه خون اشامو گرگینه ها اطلاعی داره بهم تو تلگرام پی ام بده مرسی.ایدیم sajshkil

    6. ای خاااعععععک به جادوگر و اینا هم اعتقاد دارین؟????

    7. به غیر از اون دو راهی که گفته شده به نظرتون امکان داره راه درمان دیگری وجود داشته باشه ؟ مثلا تزریق خون یک انسان به همین گرگینه ها !

    8. به نظرتون اگه بود یکیشونو نمیگرفتن؟

    9. سلام عزیزان میخوام یک خاطره ای را نقل کنم مربوط به دوران کودکیم می باشد و اکنون که 45 سال دارم هنوز در یادم مانده است راست دروغش را به عهده نقل کننده این قضییه میگذارم:
      حول و حوش 8 سالم بود من یک دایی ناتنی داشتم و هنوز هم دارم این دایی ناتنی دایی سببی بود یعنی مادر بزرگم او را از کودکی بزرگ کرده و ما بهش دایی می گفتیم . این دایی ما یک عمه پیر و نیمه بینا داشت زمانی که این داستان را نقل میکرد 90 سالش میشد و متاسفانه بچه ای نداشت و همگی در کودکی مرده بودند و حالا داستان:
      این خانم محترم که خیلی وقتست به رحمت ایزدی پیوسته (سال 59) یک شب که مهمان خانه ی ما بودند از دوران کودکی خودش میگفت که در آذربایجان شرقی ییلاق و قشلاق میکردند . گفت زمانی که خودش کودکی بیش نبوده و با بچه های فامیل در ده بازی میکردند و زمان فصل پاییز بود و برف هم اومده بود البته اولین برفها بود . داشتیم بازی میکردیم که یک مرتبه سگها پارس کردند شدید دیدیم یک خانوم با یک قیافه ترسناک (قیافه ای نباید یک زن داشته باشد) وارد حیاط شد حیاط ها اون موقع دری نداشتند مادرم سگها را با زکت رام کرد و ما کودکان از او ترسیدیم و جیغ کشان به داخل خانه دویدیم . مادرم هراسان بیرون اومد تا این زن را دید شوکه شد ولی خودش رانباخت به داخل خانه به عنوان مهمان تعارفش کرد سپس ما کودکان را به حفره ای که اکثرا در خانه تعبیه میشد برای اقلام خانه و شیر و .. هدایت کرد و پرده را انداخت من از گوشه پرده نگاه میکردم . مادرم سریع برایش نان آورد ولی اون زن که چشمهایش از حدقه بیرون بود و رنگ پریده و یه جور دیگری بود نان نخورد در ضمن اون موقع ها پذیرایی فقط نان بود و چایی هنوز رسم نبود . مادرم به او گفت چی میخواهی بگو فراهم کنم و یا استراحت کن . اون خانم گفت نه دخترم من نان نمی خورم بایستی تا قبل از غروب بروم . هوا ساعتی به غروب مانده بود . مادرم گفت کجا میخواهی بروی دیر وقتست بمان فردا برو . در این لحظه که خاله ام آب آورده بود . آب را اون زن خورد و گفت باید رازی را به شما بگویم . من به دلایلی از طرف خداوند عذاب شده ام هر روز بعد از غروب از طرف خدا پوستین گرگری خشن در جلد من میرود که آن وقت زمین و زمان را نمی شناسم . امشب همه درهایتان را محکم ببندید و از کودکانتان و احشامتان مواظبت کنید . این را گفت و بلند شد رفت . مادرم سریع به دنبال پدر رفت و سپس همه روستا را خبر کردند . قسم میخورد می گفت شب تا صبح بیدار ماندیم در داخل روستا یک بلبشویی سگها راه انداختند که بیا و ببین . نزدیک اذان صبح همه جا آرام شد/ حالا من نقل کردم حرف آن عمه را . در ضمن ایشان مجبور نبود به ما دروغ بگوید . سال 58 که این حرف را میزد می گفت این قضییه مال 80 سال قبل است

      • چه جالبه . با اینکه خطرناکه دلم میخواد یکیشونو از نزدیک ببینم ، میدونم که بیشتر عکس های اینترنت ساختگی هست . من با دیدن فصل دوم سریال (خاطرات یک خون آشام) یکدفعه نظرم به گرگینه جلب شد ، نصف چیز هایی که اینجا نوشته در فیلم وجود داره مثل ( اینکه این یه نفرینه ) و اضافه کردن که ( گاز گرگینه برای خون آشام های کشنده هست) و این خیلی جالب و جذابه . ممنون از داستانی که برامون تعریف کردی .

    10. کدو گرگینه گرگینه فقط مال تو فیلماست

    11. یکی بیاد منو گاز بگیره اینجا که همه گرگنمان?منم دوس دارم بشم?تورو خدا بیاین گازم بگیرین??

    12. قبل اینکه فیلمای گرگینه ای ببینم ی داستان راجب ی گرگینه با دوسه تابرادرش شنیده بودم واسم جالب بود ولی تاباچشام چیزی رو نبینم باور نمیکنم بنظرم درحد همون افسانس شایدم ن نمیدونم.اگه هست میخوام ببینم

    13. این چرت و پرتا چیه اون بنده خدایی که ادعای گرگینه گی داری عزیزم کمتر فیلم ببین آخه آدم باید اسکل باشه باورکنه

    14. اخه کدام ادم عاقلی این چرندیات را باور میکنه

    15. متاسفم که هنوز خیلی‌چیزا رو نمیدونین و دربارش به راحتی نظر میدین بالاخره یه روز ازادی میاد خیلیا دارن راه رو باز میکنن اون روز که ازادی بشه همتون میفهمین فرق حقیقت و افسانه رو همه با چشم میبینین و واسه بعضیا متاسفم که روزی که ببینن زیاد زنده نمیمونن?

    16. اگه هرکی می خواد گرگینه بشه به آلفا مراجعه کنه

      • واوووووو لیدیا،الفا اومگا بتا،تا فصل چند تین ولفو دیدی؟؟؟راستی منم جکسونم???

      • سلام نمیدونم دروغ میگی یا راست…ولی دلم میخواد تبدیل شمم من کل زندگیم شده گرگینه شدن…خواهشا اگه کسی اطلاعی داره بهم ایمیل بده

    17. گرگنمای واقعی

      من خودم یکی از اونام!باور کنین لطفا.واقعا یه گرگنمام.بعدشم،خودم تجربش رو دارم میگم!وقتی ماه کامل میشه گرگ میشیم،الکیه.من وقتی عصبانی بشم گرگ میشم.

    18. میگم فیلمteen wolfرو نگاه کنید باحاله یه فیلم سریالیه 3فصل هس

    19. اگه وجود داشته باشه هرکدوم از کارهایی که گفته شده رو انجام میدم به نتیجه رسیدم میام خودم گازت میگیرم خخخخخخ

    20. بله وجود دارن من خودم به شخصه دیدمشون

    21. عه عه ینی وجود دارن؟؟جلل خالق چ چیزا چ حرفاااا ادم شاخ در میااررره. . .

    22. سلام گرگینه ها کجای ایران وجود داره تاحالا کسی توایران دیده من میخوام تبدیلشم

      • :/ میخوای خودم بیام گازت بگیرم؟

      • اگه دیدی به مام بگو

      • Sorry honey…
        mikhastm bedoonm toonsti tabdil beshi????

        • ببینم تو فکر کردی تو ایران اینا ولوان؟خیلی ساده این اگه همچین چیزی فکر میکنین حتی اگه هم وجود داشته باشن گروه های جاسوسی ایران اینا رو خفه کرده عزیزم…همه چیز تو ایران سانسوره

      • سندروم گرگینه رو سرچ کن تا کلا پشیمون بشی از حرفت?

      • تبدیل شدن الکی نیست باید یه سری جادوگرای خیلی قدرتمند جمع شن و کلی کار کنن روت…بله تو ایران هم هستن و نسلشون در حال انقراض هست

      • عزیزم تو ایران هیچ آمار دقیقی نمیشه گرفت چون مخفی کاری زیاده و از دید و گوش مردم پنهون میدارن حالا این بیمارانی که به hypertrichosis یا همون سندرم گرگینه مبتلا هستن رو هر چند تعدادشون به احتمال زیاد کمه اما خب باز مخفی نگه داشته میشه و تو پژوهشکده های خاص روشون آزمایش هایی انجام میگیره و شاید بعد از به انمام رسیدن آزمایشات کشته میشن . پس در نتیجه باز هم مخفی کاری

    23. سلام توایران کجامیشه یه گرگینه پیداکرد من نزدیک به جنگل زندگی میکنم ولی تاحالا یه گرگینه ندیدم ولی چیزایی ازپری شنیدم لطفا راهنمایی کنید

    24. خیلی جالب واقعا وجود داره دیگه از خونه نمیزنم بیرون

    25. من خیلی خیلی دوس دارم ببینمت?من عاشق گرگینه هام خیلی وقته تو کفشونم من می خوام ی گرگینه باشم یکی از بزرگترین ارزوهامه اگ راس میگی که گرگینه ای ثابت کن ?

    26. فیلم توالایت ساجا یا همون گرگ و میش رو ببینید به همراه تین ولف خیلی از نظر من به واقعیت نزدیکه یه راه دیگه برای تبدیل شدن به گرگ فک کنم اینه که خون یه گرگ بزرگ و سالم و بالغ رو به بدنت تزریق کنی تا مثل گرگ نما های توالایت شی من که ارزومه

    27. [email protected]

      وجود ندارد مگر در تخیلات
      ذهن بشر هر چیزی را میتواند تولید کند
      زندگی گذشتگان سخت و ناشناخته است . ما در اثر متصل به آنها ممکنه دردها و رنج های آنها را به گونه ای مشابه تجربه کنیم مثل تصورات داستانواری که برای متوقف کردن یا سو استفاده برایشان میساختند. گاه از تنهایی با کسانی که با این داستانها سرگرمند هم سو میشوند و به وجود آمدن این تصورات را در ذهن ما آشکار میکنند. گرفتارشان میکنند…

    28. ببنید گرگینه ها واقعیت دارند در زمان های خیلی دور یک قلمرو بعضی از افراد خود را نفرین کرد نفرین کرد که آن به گرگ تبدیل شوند اما این نفرین کامل نشد وبه نیمی انسان و گرف تبدیل شدند واقعیت دارند دوستان

    29. سلام راسته همه حرفاش من ی پسر23ساله هستم گرگ نما هستم میتونید بیاین ببینید البته بگم ما ی گله هستیم الفا هم داریم

    30. عالی بود من همین فردا شب میرم خودمو گرگینه میکنم 😀
      بعدش میام شماهارو گرگینه میکنم 😀

    31. سلام به همگی من هم باور دارم باشه چون مردم اون زمان قوعه تخیلی مثل الآن نداشتن که بگن این بوده اون بوده اگه تمام مطالب رو بخونین مو لادرزش نمیره فقط نمیدونیم که کی یا چی یا کجا هستند اگه هم باشن که من دیدمخواستار همین فیلم گرگ جوان یا teen wolfخیلی به واقعیت نزدیکه و در آخر اون دسته از عزیزانی که به معتقدات بقیه میگن خرست فرهنگ ادبت رو نشون دادی

    32. محمد حسین

      سلام به همگی الان ساعت۲:۳۵شب است راستش با دیدن عکس ها ترسیدم ۸سالگی یه فیلم گرگینه دیدم اولین فیلم ترسناکم بود هنوز از گرگینه ها میترسم ولی اگه راهی برای تبدیل بود حتما انجامش می دادم به هر قیمتی؛ متن که عالی بود؛ ولی در جواب بعضی دوستان با قدمت تاریخی تصاویر گرگینه حتما چیزی بوده بنا بر قرآن ارتش حضرت سلیمان از جن و دیو بوده ما که اونا رو نمی‌بینیم و فقط بعضی جاها می خوانیم یا می شنویم که بودن نباید انکارش کنیم ولی من خیلی دوست دارم که واقعیت رو بدونم

    33. من یک کلام میگم (گرگ خر است)

    34. از کجا میدونین نویسنده این سایت یه گرکینه نیست یا تا چند روز دیگه تبدیل نخواهد شد

    35. اخه نباشه از کجا اومدن افسانه یا فیلمو اینارو ساختن اخه یکی دیده دیگه یا ایده ای گرفته
      مردم اون زمون ک اینقدرام انگیزه نداشتن ک بیان اینجور چیزی تصور کنن حتما هس هم خون اشام ها و گرگینه ها

    36. تانباشد چیزکی مردم نگویند چیزها اگه چیزی وجود نداشته باشه ازش افسانه یا فیلم وداستان نمی سازن گرگینه وجود داره

    37. گرگینه وجود داره و با اصلاح ژنتیکی می شه تبدیل به گرگینه شد پس هر کی بگه و جود نداره خره مثل می تونیم کار کنیم تبدیل شدن یه کار ارادیی باشه در ضمن در گرگینه الزاما نباید تبدیل به گرگ کامل شد و فقط می شه چند ویزگی نشون داده بشه رشد سریع ناخنو رشد مو در بعض نقاط

    38. خیلی خوب بود .
      پیشنهاد میکنم فیلم teen wolfرو ببینید در مورد چند گرگینه هس و زیبا و ترسناک است

    39. وجود دادر من برخورد کردم

    40. خاک بر سر کسی که بگوید مرد گرگ نما وجود دارد

      • محمدحسین

        با سلام دوباره محمد حسینم استدلال علمی تبدیل به گرگینه شدن اینگونه است:به فرایند تبدیل به گرگینه را در علم زیست شناسی دگرگیسی می نامند که در تبدیل بچه بچه قورباغه به قورباغه بالغ نیز دیده میشود در طول سال های طولانى حیوانات دچار تغییر شده اند بعضى با تغییر ژنتیکى بعضى با سازش با محیط گاهی نیز عواملی همچون ویروس باعث تغییر بدن میشود که باعت تکامل میشود که به ندرت دیده شده است و می توان درصد ان را صفر دانست ویروس ها فرایند های بدن مثل تکثیر و سوخت و ساز را به طور باور نکردنی بالا میبرند حال انکه بدن نیز تمایل به سازش با محیط دارد ممکن است بعضی افراد مانند ان کودک که توسط گرگ ها بزرگ شد در طبیعت و به صورت طبیعى بزرگ شده باشد بدن او در سرما مقدار رشد مو را افزایش دهد و چون کسی به او راه رفتن یاد نداده است روی چهار دست و پا راه رود و بدن او حالت گرگ بگیرد چون اندازه بدن در حالت چهار دست و پا اندازهبدن گرگ است و حالتی شبیه بدن گرگینه را دارد و چون در طبیعت رشد کرده خوی وحشی گری دارد.در تبدیل شدن با گاز گرگینه میتوان گفت که در واقع گرگینه ویروس را وارد بدن شما میکند مانند ویروس ایدز که باعث دگر گیسی و تبدیل به گرگینه میشود که اختلالاطی را در بدن ایجاد میکند که باعث درد اوری میشود گاهی ممکن است بدن با ویروس مقابله کند که دگرگیسی کامل انجام نشود و فقط پوزه مقداری تغییر کند که خون اشام ها را بوجود میاورد و چون گوشت و خون ادم حاوى مواد غذایی و اکسیژن است غذای خوبی برای انها است پس میتوان خون اشام را نتیجه دگرگیسی ناقص یک انسان گاز گرفته دانست و چون ممکن است ویروس در نور ماه فعالیت بهتری داشته باشد هردو(هم گرگینه و هم خون اشام) نور ماه و تاریکی را بهتر دوست داردند وقتى بدن و استخوان هاى گرگینه می شکنند ویروس فعالیت های بدن را بهم میریزد و مفصل سازی در قسمت های شکسته شروع میشود و بقیه تغییرات میشوند و کگر شما این دلایل را نمی پذیرید با بگوییم خیلی چیز ها از محدوده علم فراتر هستند گاهی اگر شواهد واقعی پیدا شود توسط دولت ها فاش نمیشود چون هرج و مرج عمومی را در پی دارد همچین در قرن های گذشته منابع بهداشتی کم بوده که بیماری های تازه ای همچون طاعون بوجود امدند که منشاء حیوانی داشتند(موش) و ممکن است فردی توسط گرگی مریض گاز گرفته شده باشد و بعد از ان دچار این دگرگیسی شود چون در اروپا بنا بر متن بالا گرگ در محل زندگی افراد زیاد بوده است پس احتمال چنین چیزی زیاد است البته همه اینها احتمالات اند که باید در نظر داشت که با توضیحات بنده احتمالات قوی هستند و اگر به تاریخ توجه کنیم در مصر باستان نیز وجود داشته است که باید در نظر داشت مصر باستان یکی از امپراطورى ها پر اسرار است متن را اینگونه تمام میکنم که هر چیزى ممکن است و هر کس عقاید خود را دارد و براى کسانى که میگویند علم هرچیزی با علم ممکن نیست و بدن انسان خیلى پیچیده تر است و عوامل بیرونی انرا پیچیده تر میکند اگر زیست را بخوانید خواهی فهمید

    41. همه چ وجود داره دوستان

    42. گرگ حیوان خری است.

    43. من دارم تبدیل میشم اوووووووووو

    44. محمدحسین

      من از بابام شنیدم که یه روزکه عموش گله رومیبرده چراپنج تاگرگ بهشون حمله میکنه عموی بابام که میفهمه گشنه هستن یه گوسفندمیندازه جلوشون ومیگه بردارین وبرین جلوییشون گوسفندومیگیره به دندون امانمیرن عموی بابام میبینه که نمیرن چوبشوبرمیداره میگه یاشمامنوبکشین یامن شماروبعدمیبینه که اولی یه زوزه میکشه ومیره وبقیه هم دنبالش میرن وقتی میرفته عموی بابامونگاه میکرد چن وقت عموی بابام اون گرگوتوکوه هامیبینه بعدچندوقت میبینه رویه کوه مرده که سرش سره یه زن بوده بدنش بدنه یه گرگ که ازاهالی اونابوده ومیشناسه زنرومیره به شوهرش میگه شوهرش میگه چندوقت بودخونه نمیومدوهمونجادفنش میکنن

    45. سلام دوستان به نظر من هیچ جوری نمی شه نبود یه موجود رو اثباط کرد.
      اگه یه چیزی رو ببینی یعنی وجود داره اما اگه نبینی دلیل به وجود نداشتنش نیست.

    46. به نظر شما این انسان گرگ نما است

    47. یکی از فامیلام به من گفته که یک شب مردی به دیدار دوستش از جنگل روستایی می گذشته که یک موچودی شبیه خر را دیده که به سمت او میاد وقتی ظاهر موجود مشخص شد که گرگ است گرگی به عظمت یک خر با تمام وجود به روستا دوید کمی مانده بود که گرگ او را شکار کند به روشنایی روستا رسید ونجات یافت

    48. یک سری چیز ها هستن ک باید همیشه ب صورت راز بمونن اگ فاش بشن موجب ب هم ریختگی زندگی انسان ها میشه

    49. خداشفاتون بده

    50. انسان گرگ نما کسی است که حدود ساعت سه نصف شب وقتی که ماه دراسمان بطورکامل است چهره اش شبیه گرگ باصورت و دست وپایی پشهالو ظاهرمی شود وبه انسان حمله می کند ازمرگ

    51. من یک گرگینه آلفا هستم

    52. من یه گرگینه ام ویک آلفای واقعی

    53. دوستان ما دو نفر با نام کاربری Derek هستیم من اون کامنت ک ب اشرف مخلوقات اشاره داره رو ننوشتم
      گفتم ی وقت اشتباه نشه چون من ی همچین نظر و اعتقادی ندارم
      هر چیزی ک آفریده شده ب اندازه خودش ارزش داره
      ممنون از سایت خوبتون

    54. من کشتید با این همه تحقیقات من از کجا بدونم مضخرف نمی گید.

    55. همه اونایی ک دوس دارین گرگ نما شین برین سریال Teen Wolfeرو تهیه کنید
      حالشو ببرید یعنی فیلمش ی چیزی در حد معرکه ست
      من خودم یکی از طرفداراشم
      خیلی دوس دارم گرگ نما شم ولی دوس ندارم تا ابد گرگ نما بمونم دوس دارم مث،تو همین فیلم هر موقع ک لازم شد گرگ نما شم

    56. سلام ممنون از مطلب خوبتون میخوای یچیزی بگم شاید این فقط تفکرات خودمه چون اون کسی ک ب گرگ نما تبدیل میشه زندگی جاودانه ای داره و اگه بتونه کنترل خودشو بدست بیار ب خیلی از بیماری ها هم میتونه کمک کنه حتی میتونه فردی مفید برا جامعه بشه و واقعیت گرگ نما ک ب نظر من هیچ چیز دور از انتظار نیس و بنظرم چیزیو ک انسان نبینه نشنیده باشه نمیتونه ازون حر بزنه فک کنه فیلم بسازه پس حتی الان آن هم بسیاری هستن ک درمیان ما زندگی میکنن ولی ما نمیبینیمشون و خودشونو نشون نمیدن میشه ی مثال زد ازون فردی ک تو استرالیا بیماری HIV داشته خوب شده چطور هیچ کس نمیدونه

    57. طبق یکی از واقعیت های جنگل های ارسبارن در قدیم چیزی مانند گرگ دیده شده که که خوگ وحشی که به مزرعه حمله میشده توسط موجودی به پنج تیکه تقسیم و گشته میشده و شبهایی که ستاره ها اسمان را پر میکردند صدای زوزه این حیوان از تمامی روستا های اطراف شنیده میشده مردی به اسم فریدون که شبها برای درو کردن محصول به مزرعه اش میرفته که یک شب خوک وحشی به وی حمله کرده و زخمی شده ولی او میگفته وقتی که خوک به من حمله کرد من خواستم به چوب بزنمش اما چون دندان هایش دا به شکمم خیلی سریعی فرو کرد نتوانستم ولی بعد یه موجود که شبیه گرگ بوده ولی رو دو پایش راه میرفته موقع بیهوشیش اورا دیده است ولی هیچکس حرف اورا باور نکرد و لقب گورد فریدون را به وی دادند یعنی به طور مسخره مندانه تا روزی که یک چوپان یک دسته از خوک های وحشی را دیده و کوسفند هارا رها کرده موقعی که اهالی برای بردن کوسفند ها امده بودند دیده بودند که تمام کوسفند ها در حصاری از چوب ها هستند و هیچکدام زخمی نشدند ولی تمام خوک ها تیکه پاره شدند و جای یک علامت دست بزرگ که شبیه دست انسان وگرگ است روی سنگ است
      من همه این حرفهارا از پدربزرگم که تا حالا یه چیز خرافاتی واقعا نگفته من اینو از اهالی زیاد مزرعه شنیده بودم اگه میخواین بیشتر و بقیه داستانو بدونید بیاید اکانت تلکرامم @alit2wolf

    58. گرگینه ها و لایکن ها وجود دارن و در زمن متین فقط اونایی که نفرین شدن قدرت تفکر ندارن

    59. وای وای یه گرگ یه گرگ حالا میشه بپرسم چطوری کاری کنم گازم بگیره????????????

    60. شما ازکجا مطمئنید؟

    61. من نمیدونم این گرگ ادم نما اینا وجود داره یا نه اما واقعا برای بعضی ها متاسفم که دو ست دارن گرگ و الفا بشن چون ما اشرف مخلوقاتیم چرا بریم یک گرگ بی روح بشیم که از روی غریضه عمل میکنه قدرت فکر کردن نداره البطه به من ربطی نداره هرکی اگه توست و اگه دوست داشت یک حیوون بی ارزش بشید که فقط بلده زوزه بکشه و شکار کنه کنه بی دلیل به هرچی چنگ بزنه اخرشم بمیره و روحی هم نداشته باشه و به اون دنیا نره بره بشه

      • از کجا مطمئنی که انقدر بدن ؟؟؟؟تا چیزی رو ندیدی یا مطمئن نشدی رو به زبون نیار اشرف مخلوقات..اگ اشرف مخلوقاتی حداقل باید ویژگی هاشونم داشته باشی…..خدا مال همه اس و مطمئنا واسه هر کاریش دلیل داشته..واسه وجود هر موجودی دلیلی داشته…در ضمن توام زوزه میکشی..اینو مطمئن باش هر بار ک از خدا چیزی رو میخوای با زوزه کشیدن هیچ فرقی نداره خ زشته ک ب راحتی میتونی ب همه چیز توهین کنی……..╯﹏╰

      • حالا تو که اشرف مخلوقاتی ،روح داری،فکر داری،عقل داری کلمه ی البته رو نمیتونی بنویسی،اول برو به عقل خودت پی ببر بعد بیا اینجا از خودت چیز بگو انسان با روح ،انسان با ارزشالبته شایدم از روی غریزه نوشتی البطه،حالا باید بهت بگم جالبه که کلمه ی غریزه رو هم اشتباه نوشتی،تو خودت سوژه ای ای انسان

    62. البته من آلفا نیستم اسممو واسه شادیه خودم نوشتم آلفا دوستان.

    63. گرگینه وجود داره چون من خودم یه گرگینم ولی با گاز تبدیل نشدم خودم بودم یه طورایی تو خونمونه میراثیه،ولی این یه نفرینه در صورتی هم تبدیل میشی که نفرینت فعال بشه اونم با بند آوردنه نفس یه انسان بهتر بگم کشتن یا با یه روش دیگه که اونو نمیتونم بگم، فقط کسایی تبدیل میشن که یا خودش تو خونشونه یا گاز گرفته شدن توسط یه گرگینه ی ماده که قدرت انتقالشو داره لازم به ذکره ظاهر موقع تبدیل شدنم فرق میکنه اونایی که از روش اول یعنی خون آدمی فعال میشن فرق دارن با اونایی که از روش دومی استفاده کردن واسه گرگینگیشون باز دوباره ظاهر گرگ که گاز گرفته شده با اونی که مادر زادیه هم فرق میکنه،اگه از روش اول واسه فعال شدن نفرین استفاده کنی اگه کسیو گاز بگیری تبدبل نمیشه حتی یه ماده گرگ هم که باشه فقط اونایی که از روش دوم استفاده کردن میتونن کسیو تبدیل کنن که اونم باید گازه یه ماده گرگ باشه فقط ماده گرگ.واینو هم بگم که تعدادمون خیلی کمه خیلی خیلی کم مخصوصا اونایی که گرگی بودن تو خونشونه.باور کنین گرگینه بودن به اون خوبی که میگن نیست ولی به بدی اونی هم که میگنو نشون میدن هم نیست مثل قرصه هم زیان داره هم خوبی.دیگه نمیتونم بیشتر از این توضیح بدم چون همینش هم درکش سخته واسه خیلیا.هرکی هم فک میکنه دارم کسشعر میگم باور نکنه ولی اونایی که اعتقاد بهش دارن اگه خواستن عکسامو نشونشون میدم به باور میرسونمشون.

    64. منم فیلم تین ولف رو دیدم خیلی دوست دارم گرگینه بشم اگه واقا گرگینه ها وجود داشته باشن خیلی خوب میشه :))

    65. بنظر من هم خوناشاما وجود دارن هم گرگینه ها فقط سوال مهم اینه که مثل فیلمایه هالیوودی هستن یا ترسناک ترو قدرتمند ترن یا ضعیف ترو ساده تر لطفا هرکی در این مورد اطلاع داره به منم بگه

    66. گرگنما ها و خون اشام ها وجود ندارند همش تخیلاته.ولی اگ وجود داشت دوست داشتم تبدیل ب خوناشام میشدم .چون برتری کامل دارن ب گرگینه ها.ولی ساحره ها وجود دارن .میتونید فیلم اورجینال و خاطرات یک خوناشام رو ببینید .البته سریال هستن و خیلی جزاب.

    67. ببینید از نظر من هم گرگنما وجود داره هم موجودات دیگه ولی اگر میخواید تبدیل بشید باید با جادو این کارو بکنید یک جادوی قوی که اکثر اوقات با شیطان عهد بسته میشه و مطمئن باشید جواب میده.اگر دقت کنید شیطان پرست ها توانایی های خاصی دارن مثلا از دور اجسام رو جابه جا میکنن که از شیطان قدرت میگیرن حال اگه شما از شیطان قدرت تبدیل شدن به گرگینه رو میخواید باید با شیطان یه عهد ببندید و همینطور هم جادوگر کاربلدی باشید.

    68. سلام آغا اگه کسی گرگینه هست بیاد منم تبدیل کنه

    69. اگه دوست دارین با گرگینه ها اشنا بشید برید سریال تین ولف ببینین پشیمون نمی شید teen wolf

    70. من نظری در این مورد ندارم من فقط از فیلم های گرگینه ای خیلی خوشم میاد اما واقعا میخوام مطمعن شم که وجود داره یا نه لطفا جواب سوالم رو به [email protected] ایمیل بزنید مرسی

    71. با سلام دوستان درسته که شما به این حیوانات اعتقاد دارین درست ولی سوال مهمی که این وسط میمونه اینه که ماه قدرت یا انرژی خاصی نداره پس چطوری انها در ماه کامل تبدیل میشوند؟

    72. منم فیلم تین ولف و دیدم خیلی تاثیر گذاره رو ادم
      ادم دلش میخواد واقعا یه گرگینه باشه
      خیلی دلم میخواد بدونم واقعا وجود دارند یا نه

    73. گرگ تنها

      من هم به گرگنما ها خیلی اعتقاد دارم

    74. محمد رضا

      به چیز های که شنیدید و خواندید به اندازه ی فکر کنید که در زندگی عادیتان دچار مشکل نشید . در ضمن غیر از اینترنت سراغ کتاب ها ای از قبیل قدرت های ماورای طبیعی هم برید

    75. شما خیلی چیز ها رو در مورد جامعه های مختلف نمیدونید.و فقط در حد افسانه ها می دونید.

    76. منم به این موجودات اعتقاد دارم کتاب های زیادی راجبش وجود دارد که اکثرشون ادمای معروف از این موجودات گفتن و شواهد زیادی نشون میده که وجود دارند

    77. من دوس ذارم ببینم ازشون و تبدیل بشم

    78. گرگنما وجود نداره اینا همش تخیلات پریشون ذهن یک نویسنده هست عزیزانم

      • چرا عزیز وجود داشته در زمان های دور در ی جا داخل آمریکا نگه داریشون میکرون که به مردم حمله نکنند و بعد با ندادن غذایشان هم گرگینه ها وهم خوناشام ها بدنشون ضعیف میشود و بعد با صلاح های مخصوص اونا رو میکشتن

    79. من دوست دارم یه الفا بودم

    80. خدایی خیلی باحال می شه اگه واقعا همچین موجوداتی وجود داشته باشند

      • چرا برای اینکه خیای خشنن یا که فشنن ???به هر حال من دوس ندارم شما به گرگ تبدیل بشین

    81. اینایی که میگن دوست دارم گرگینه بشم باورکنیداگه بهشون بگن تکون نخور پشت سرت یه گرگینه است درجا سکته ناقص میزنن بخدااااا

    82. آرشاویر

      پی انسان های گرگ نما نباشید براتون مشکل ساز میشه

    83. سلام چیز هایی مثل گرگنما و ارواح و… را اگه میشد ببینند که دیگه حتی فکر کردن بهشون هم مزه نداشت به نظر من چیز هایی را که میتونیم ببینیم فانی هستند و چیزهایی مثل گرگنما با اینکه نمیتونیم ببینیم ولی من معتقدم که این ندیدن هاست که چیز هایی فانی را جاوید و ابدی میکنه.اینکه با ندیدن و فکر کردن بهش اونها را از حالت نابودی و محو شدن در بیاریم

    84. به نظر من گرگینه وجودداره و من دوست دارم یه گرگینه باشم…..

    85. چرت و پرت گرگینه کجا بوده تازه شما اگه گرگینه بشید دیگه نه خانواده میشناسید و نه دوست همه رو میکشید …

    86. از فکرش بیاین بیرون کلا انسان بمونید خیلی بهتره ایکاش منم میتونستم به انسانیتم برگردم واقعا خیلی درناکه ………………….

    87. خیلی چیز ها وجود دارد که بشر تونایی دیدن ان را ندارد یعنی جنبه ندارد

    88. سلام .میدونم که کسی حرفم رو باور نمیکنه…من از خیلی وقت پیش دنبال گرگینه ها بودم.تا اینکه یه روز قضیه رو به دوستم گفتم ولی اون به من گفت اینها هکه خیالات هستش و گرگینه ایی وجود نداره.ولی به نظر من اگه قرار بود هرکسی بدونه که گرگینه وجود داره دیگه همه میافتادند دنبالش برای همینه که من باور دارم انسان های عجیبی مثل گرگینه وجود داره .. ای کاش بتونم یه روز ببینمشون

      • من بعد دیدن فیلم teenwolfعاشق گرگنما ها شدم البته خیلی امگا رو دوست دارم چون مثل خودم تنهان ولی الفا روهم دوس دارم چون همه ازش پیروی میکنن

    89. سلام به همه دوستان میخوام یه چیزی براتون بگم اما احتمالاً هیچکس باور نداره که گرگینه ها وجود دارن.گرگینه ها قدرت های عجیبی دارن.
      کی بدش میاد که تا حدود نیم کیلومتر صدا بشنوه.وتا حدود یک کیلو متر چشماش ببینه.
      حتی اگه زخمی هم بشه روز بعد از انگار نه انگار
      اتفاقی براش افتاده.دوستان گرگینه ها وجود دارند.من خودم با چشم خودم دیدم که یکی مثل
      گربه از یه ساختمان بزرگ رفته بالا و تبدیل به یه موجود دیگه شده.اما نمی دونم گرگینه بوده یا نه.
      گرگینه ها افراد خاصی رو انتخاب می کنند.به این هم نیست که پوست ببندی.به کمرت بگی من گرگینه هستم.گرگینه ها رو یهودی ها زیاد قبول دارن.انسان با هم پیمان شدن با گرگینه ها و خوردن یه قطره خون گرگینه تبدیل به یک گرگینه میشه.در وقتی که ماه کامل باشه..با سر کشیدن زوزه تبدیل شروع میشه.اول از چشماتون.حالت خاصی نمیگیرن فقط احساس میکنید دیگران به شکل سیاه و قرمز به چشمتون میاد.یهد شروع میشه به پوست بدنتون احساس میکنید انگار داره مثل یه لباس معمولی از بدنتون جدا میشه
      ناخن ها تبدیل به چنگال گرگ میشه دندون هاتون برای دریدن اماده میشن و اگر اون شب کسی رو نصفه نخورید یا یه حیون نصفه نخورید حالتون در روز بعد خیلی بده.چون در حالت گرگینه شما شکار میکنید.وشکار بهترین سر گرمی گرگ هاست.ولی باید مواظب باشید که کسی از دوستان خوبتون کنارتون نباشه چون بطور عجیبی حس دعوا بالا میگیره و وقتی عصبانی میشید هم دوستتون رو میخورید گرگینه ها نصف میخورن..وه در اخر اینکه اگه عصبانی بشید هم میتونید به گرگینه تبدیل بشید.

    90. سلام والا من هرکاری کردم نشد حتی یک باررفته بودیم به شمال اونجا ازیک جنگل بان خواستم یک گرگ برام بیاره اون هم باهزار جور خواهش بالاخره اورد گرگ صورتم وپام و دستم روگازگرفت بعد ازاین کار ازمستخدمم خواستم اون روبکشه وبرام کمربنو تهیه کنه بعدازکشتن دوتاگرگ تونستم یک کمربندو یک روپوش ازجنسه پوسته یک گرگ تهیه کنم درشب پانزدهم روزی که ماه کامل شد رفتم ویلای کلاردشت روپشت بوم خوابیدم نورماه به صورتم تابید وقتی صبح پاشدم دیدم هیچی نشده تلاش نکنین

      • به گفته ظاهرا واقعععیت انقدر سختی کشیدی واسه گرگینه شدن ؟ انقدر واسه درس خوندن زحمت میکشیدی الان استاد دانشگاه بودی
        راستی یه کتاب بنویس استعدادت در خالی بندی عالیه

    91. دوستان چرا چرت میگین؟چطور دلتون می خواد یک گرگینه باشین در حالیکه اشرف مخلوقاتین؟گرگینه ها انسان ها رو هم میکشن چطور میخواین با بی رحمی آدم ها و دوستانتون رو بکشین به هر چی که خدا بهتون داده قانع باشین و از این آرزوهای مسخره هم نکنین هیچ جوری هم نمیشه گرگینه شد مگه اینکه روز اول گرگینه به دنبا اومده باشین

    92. ببخشید آقا سعید میشه بگین منظورتون از این حرفا چی بوده و به کی گفتین؟

    93. من14سالمه ویه رمان درباره ی گرگینه وخون اشام ها خوندم واقعا عاشق گرگینه ها شدم دوست دارم که گرگینه بشم تااخر عمرم تلاش میکنم که یه چیزی بسازم تامنو تبدیل به یک گرگینه بکنه

    94. با علی موافقم

    95. اگه گرگنما هست چه طور تبدیل شم ؟(لطفا جواب این سوال رو بدین)

    96. گرگ نما وجود داره یا نه؟ اگه هست چه طور تبدیل شم ؟(لطفا جواب این سوال رو بدین)

    97. امیر حسین نعمتیN e m o

      من یه پسر 15ساله هستم بادیدن فیلم teenwolfعاشق گرگینه ها شدم ولی تا یه مدت میخواستم بفهمم که ایا گرگنماها وجود دارن یا نه بعد از تحقیقات زیاد فهمیدم که همچی پنجاه پنجاه هستش من دیوونه ی گرگنما شدنم وتا وقتی که زنده هستم تلاش میکنم تا یه گرگنما بشم تاوانشم هرچی میخواد باشه من تو گیلان شهرستان شفت زندگی میکنم جای مزخرفیه {ولی من نظرم اینه که اگ یه انسان بخواد به یه چیز برسه میرسه تنها استعداد خوبه انسان همینه}همه میخوان انسان قدرتمند باشن ولی انسان قدرتمند نیست با گرگنما باشی تا قدرتمند باشی من امید وارم که بتونم یه گرگنما باشم حالا الفا هم نشد نشد با این که من با اومگا ها بیشتر حال میکنم ولی به بتا هم رازیم
      الفا:رهبر گرگنماها
      بتا:فرمان الفارو انجام میدن
      اومگا:گرگای تنها اونا همیشه قربانی میشن
      (من میخوام گرگنما باشم)

    98. تورو قرآن چرا مزخرف میگین که علائمی شبیه گرگبنه ها دارین فک نکنم گرگینه تو ایران باشه بعدشم شما ها یا خل شدین یا خیالاتی

    99. کاشکی من یه آلفا بودم

      • یاشار درک

        چیه یه مشت بچه ریختن اینجا میخوان گرگینه بشن واقعا کسی فکر کرده همچین چیزی هست؟ برین درساتونو بخونید با دیدن فیلم جوگیر نشین البته اینا تو نوجوونی اتفاق می افته من وقی نوجوون بودم می خواستم xman بشم ولی نشد که نشد(تازه واسش نماز هم خوندم؛)

    100. خودتون نظر بدین،روزا خوابم میاد اونقد که شب خوابمنمیاد اصلا…
      ولی موهای زیادی نندارم،اما رشد بعضی موهام باعث خارش شده تو تنم و خیلی مو تو پاهام دارم…بیشترم دوس دارم تو جاها تاریک باشم یا لابهلا درختا تو تاریکی،شب هرچی میدوم نفسم نمیگیره و چشمامم تو تاریکی عین روز میبینه…

    101. من علامی دارم که وقتی گاز میگیرم بقیه ازدردبه زمین می افتند وموهایم زودرشدکرده وشب ها به طور نامعلوم زوزه میکشم

    102. بابا چرته . هرچند که تو قران گفته .. اما کی . باور میکنه خداوکیلی ببین با کیا شدیم 70ملیون نفر

      • کنت منتو مسیو فراما دراکولا

        از نظر شما خیلی چیز ها واقعیت نداره ولی ای انسان ها من یک خونشامم با این که یک خوناشامم یک هفته را پیش گرگینه ها گزروندم مجودات خوب و مهمون نوازین اول فکر میکردم میخوان منو بکشن اما این طور نبود حالا بگذریم هریک از شما وجود مارا انکار کنه خونشو تا ته میخورم حالا نظرتون چیه

    103. فیلم bitten و teen wolf رو پیشنهاد میکنم ببینید

    104. من که خودم ندیدم اما پیر مردای روستامون می گن شصت هفتاد سال پیش یه مردی بوده تومنطقه ی ما که شبا تبدیل به گرگ می شده و به گله ها حمله می کرداه خلاصه بعد از مدتی یکی می فهمه که این یارو همون گرگه اس بعد از این که می گیرنش هر چی ازش می پرسن که تو چجوری گرگ می شی هیچ جوابی نمی ده ،آخر سرم از دستشون فرار می کنه و دیگه هیچ کس اون یارو رو نمی بینه اگه باور ندارین می تونین بیاین از پیرمردای قدیمی بپرسین

    105. ترو خدا اگه میشه کمکم کنید من میخوام گرگینه شم
      [email protected]

    106. In yekiram chon kheyle konkavi migam;tajdid ehsasat dar tamame dendegi ye gor gine chand barabar tajdid ehsasate ye ensan mamolie;enghadre shadide ke nemitonam tosif konam;

    107. Age mikhaie bedoni hormon gorgine dari;1-dar mahe gamell tamaiol be tond khoie darid v fekr mikoni ghalbet dar shekamet mizane v ehsas mikoni niazi be nafas keshidan nadari2-dar nazdikeie mahe kamel tamam dandonhaton hamzaman be dard miad v motmaenan arzoie marg mikonid dar in mored3-age dandonhaie daeemi nishton rikht v be sorte bavar nakardani dandon darvavoradid4-yeki az avamell gorgine bodan ine ke dar tamam mahe jari ba deghat bar roye har chizi shekl haie namaree bar roye ajsam zaher mishavand ke mitavan anra kontorol kard5–mogheee davaa. Az goshe cheshm tare v faghat ba vaste cheshm mitoni bebini v dar in mavaghee tanafos besiar shadid e7-bagheshoo nadonid behtare … Dar zemn dorost hads zadi man hamonam

    108. Age shoma dar mahe kamel;tamaiol be tond khoie dashtid;v tamam dandonhaton ba ham be dard omadan;v ya dar sen balleg be sorat ajibi dandon jolo dar avordaid;hatman harmon yeki az hormanaie gorgine e ro darid.

    109. امیر علی

      من نصف بدنم مو در اورده ایا گرگ نما هستم؟

    110. لطفا اگر کسی مطالب مستندی در رابطه با مبحث گرگینه داره بهم ایمیل بزنه با تشکر
      [email protected]

    111. من خودم دچار یک بیماریم که وقتی در شب بیرون میرم تمایل بسیار عجیبی به گوشت پیدا میکنم و تا حالا به چند نفر حمله کردم و گازشون گرفتم ولی بعد به خودم اومدم ۳ نفر از من شکایت کردند ولی شانس آوردم دارم فکر میکنم نکنه من گرگ نما باشم باید چی کار کنم؟

    112. به نظره من خون آشام شدن بهتر از گرگ نما شدنه فقط کافیه سه روز خون بخوری بعد هم باید یه خون اشام تورو گاز بگیره اگه اینکارو انجام ندی فانی میشی

    113. حمیدرضا

      این موضوع که گرگ نماها هستن یانیستن؛هستن من خودم به شخصه یه نفرمیشناسم که گرگنما
      است

    114. سلام من عاشق گرگینه ام دوست دارم یکی از ان ها باشم برید فیلم Twilight رو ببینید هم خون اشام هم گرگینه 5 قسمت داره من همشو دیدم قشنگه از وقتی گرگینه هاشو دیدم دیوونه شدم میخوام یکی از اونا باشم

    115. محمدteenwolf

      نمیدونم واقعیته یانه ولی دوست دارم بفهمم واگه مثل فیلم تین ولف باشن عالیه

    116. دوستانی که عاشق گرگینه ها هستند سریال TEEN WOLF را دنبال کنند ممنون از سایت خوبتون

    117. حالا وجود داره یا نداره ؟؟؟؟

    118. دوست دارم یه آلفا باشم

      • منم مثل تو

      • سلام اگه گرگینه ها وجود داشته باشند کاره خیلی سختیه اول باید توسط یک گرگینه گاز گرفته بشی و دومین کار بتونی قدرتتو کنترل کنی و بعد از این کار برای آلفا شدن باید یا خوده آلفا رو بکشی که از بتا تبدیل بشی به آلفا و یا با قدرت اراده ات بتونی تبدیل بشی به ی آلفای خاص که به آلفای حقیقی معروفه

    119. کاشکی می فهمیدیم که واقعا گرگینه وجود راره یانه؟درسته که خیلی از عقل و منطق دوره اما تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!ممکنه که این موضوع حقیقت داشته باشه و ممکنه که وجود نداشته باشه اما خیلی از این گونه موجودات هستند که بعضی ها به بودنشون باور دارن و بعضی ها ندارن مثل جن که وجود داره و خیلی ها میگن خرافاته!

    120. Man fkr mikonam ke gorg ha mojudate pasti nistan,ta ensan ha ba una kari nadashte bashan una ham kari nadaran,va bar in bavar ham hastam ke emkan dare gorgine vojud dashte bashe,ya hata bacheye ensan pishe gorg bozorg beshe

    121. onha az sangel mitarsan

    122. اخ مهدی دمت گرم خوشم اومد از نظرت…لااااااااایک

    123. یه مسله ژنتیکیه من دانشجوی ژنتیکم به نظرم اگه ژن گرگ و به سلول های بنیادی انسان تزریق کرد شاید بشه ولی این که از حالت 2 پا به 4 دست و پا تبدیل بشه وبرخی دوستان میگن دندون های نیش فرد بزرگ تر از حد بشه یکم اغراقه ئلی گرگینه و هم خون آشام(vampire)وجود داره میتونم ثابت کنم حرفمو

      با تشکر

    124. ملت علافن.

    125. جالب بود و دوست داشتم امتحانش کنم .خخخخخخخخخخخخخ

    126. انسان در کودکی مثل یه نهاله وقتی کوچیکه میشه اونو گره زد ولی وقتی بزرگ شد اگر خمش کنی میشکنه بچه هایی بودن پدر مادرش معتاد بود و اون از بچگی با سگهایه ولگرد بزرگ شد رفتارش مثل اونا شد یا پدری که به خاطر دختر بودن بچش اونو سالها زندانی کرد اون بچه اخلاقش مثل حیوانات شد بگردی تو اینترنت زیاده

    127. علیرضا5236

      اگه وجود داشته چرا یه همچین چیزیو تو ایران نداشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      لطفا عقلتونو دست اونوری هاندین!!!!!!

    128. ولی گرگینگی مانند بیماری ایدزه.
      درمانی نداره.اگه کسی مبتلا شد کارش تمومه.بقیه روهم مبتلا میکنه و …..

    129. سلام.ممنونم بابت مطلبی که گذاشتین.
      به نظرتون راهی وجود نداره قدرت یه آدم مثل این گرگینه ها به جثه بستگی نداشته باشه؟؟؟
      چون این موجودات وحشی گریشون که جالب نیست.قدرت و سرعتشون جالبه

    130. هم انسان گرگ نما وچود دارد هم گرگ انسان نما و در امریکا وقتی ماه کامل میشود بعضی از انسان ها گذگ میشوند

    131. گرک سیاه

      شاید گرگینه ها افسانه باشند ولی بعضیی افسانه ها مثل شاهنامه خیالات و واقعیت رو با هم ترکیب کردند وشاید گرگینه وجود داشته باشند

    132. شاید باشه و شاید نه ولی خیلی مطلب جالبی بود ….. فقط سیرداغش زیاد بود!!!!!

    133. جالب بود خووشم اومد

    134. باسلام.من میگفتم وجودنداره اما کم کم دارم باور میکنم وجودداره شایدم الان یکی از دوستانتان گرگینه باشد حتی یک درصد نخواهبدگرگینه باشیدچون درد عجیبی داره .تا گرهتان پیدا کنیدشاید دردرگیری بمیرید گرگینه ی تنها به نام امگاخیلی زنده نمیمونه.

      • با سلام درزمانهای قبل از اسلام مسخ شدن وجود داشته ک انسانها ب شکل صفتهای پلید خود چون گرگ وقیره مسخ میشدنند اما با دعای پیغمبر این مسخ شدن از لحاظ فزیکی گذشت ومتوجه روح ادمی شد ودر زمان ما کسی سندی بر این مطلب را اراعه نداده پس در زمان حال افسانه ای بیش نیست

    135. سلام.واقعامتاسفم که هنوز بعضی ازما,ایرانیان,,انقدر سبک سر وبی منطق هستیم.من مطالب بالا راخواندم و متاسفانه دیدم برخی چه نظریه های افتضاح وبدی نوشته بودند.خدمت این دوستان عرض کنم اگه مغزتون تحمل این چیزهارانداردلطفا نظرهم ندهید.

    136. یه مسله ژنتیکیه نادره ظاهرا ولی خیلی دور از باوره.دقت کردین ما چقدر ساده لوحیم!!!دوستانی که میخوان گرگینه بشن بر فرض که این قضیه واقعیت داشته باشه ایا به مشکلات گرگینه بودن فک کردن!!!!به اینکه انسانیت کاملا از دست میره و در اخر واقعا باور کردید گرگینه وجود داره!!!!!!!!!!!

    137. به نظرم که کلاوجودنداره یااگه باشه بین هزارهامیلیاردارم یکیش این طورمیشه

    138. مارو ایران دوگوش گیر آوردین گرگینه کجا بودگرگ هم دیگه نیست چه برسه به گرگینه

    139. راس میگه

    140. حقیقت وجود ادم گرگ نما کمی دشواره اما خوشم میاد

    141. هی جالبه

    142. ههه!! چه باحال!!…

      همه باور کردن…

    143. گرگ نما در شاهنامه ایرانیم امده ولی بع اسم دیگه که اسمشو نمیدونم مطمنم که وجود داره

    144. سیب سان یودا

    145. همانگونه که اول ذکر شد تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها…

    146. رویا خانم اگه أین جور موجودات میترسی بکش کنار..
      ما رو بمون تویی کار مون

    147. گرگنما وجود داره،من خیلى دوست دارم یکى از الفاها باشم

    148. رمان گرگینه هم باحال بود

    149. هیچ گرگ نمایی وجود نداره همه دروغه هرکی فکر کنه گرگ نما وجود داره خیالاتیه

    150. love one sided

      تا خدا هست واسه چی باید برید پیش جادوگرا؟؟
      اینا همش خرافاته تا خدا نخواد هیچی نمیشه

    151. من عاشق گرگنما شدنم خواهش میکنم یه راه حل ساده بدین

    152. خب ,فکر کنم همچین جیزی وجود نداره .
      من درباره برمودا شنیدم ولی آدم گرگ نما رو…….

    153. جالب بود ولی یه مقدار غیر قابل باور بود
      در کل ممنون

    154. فقط به اینم توجه کنید که واقعی نشون دادن این مسئله برای چه دستگاهی میتونه سود داشته باشه؟؟؟

      • ایول داااااش من هم به حرف تو معتقدم انسان گرگ نما کاملا وجود داره اگه هم دروغ باشه در چه زمیه ای به انها سود میرسه

    155. مطلب جالبی بود ممنون.

    156. من میخوام گرگینه بشم لطفآ کمکم کنید…

    157. همه خرافاته

    158. آندره تیموریان

      من شنیدم یه دختر گرگ نما در سیستان بلوچستان شب 13 ماه پیش 12 گرگ در قار میخابیده وقتی پیداش میشده بدنش آغشته به خون خودش بوده ولی کوچکترین جراحتی دربدنش یافت نشده همه ازاین متعجبن اون همه خون بدون جراهت از کجا ی بدنش دراومده

    159. مهدی no by

      واقعیه 1000در100 برید پیش یه جادوگر خبره به نام فاطی سیاه واقع در قرچک ورامین تا تبدیلتون کنه خودم به چشم خودم دیدم چه کارایی میکنه وحشتناکه

      • عزیزم جادوگر نمیخواد یه دونه قرص میندازی بالا تغییرت شروع میشه!
        داداش فاطی سیاهو مشکی کردی یا مارو سیاه؟

    160. گرگ نما واقعیه کلی مدرک راجب بهش هست من در داستانهای باور نکردنی دیدم آخرش گفت کاملا حقیقت داره وتوسط جادو این اتفاق افتاده

    161. آرمیتا خانم

      براتون از ته قلب متاسفم
      خخخخخخخخخخخخ
      ولی کم کم داره شلوارم خیس میشه

    162. سلام خیلی مطالبت خوب بود فقط لطفا می شه یه عکس واقعی از یک گرگینه ی واقعی بذاری مثل رامو خیلی ممنون می شم

    163. ای بابا مردم بیکارن میشینن چه حرفایی در میارن ادم میترسه بابا نگین تو رو خدا مگه میشه اخه

    164. سلام
      راستش یه رمان هست به اسم گرگینه خیلی قشنگه بگیرید بخونیدش

    165. خاک چرا باور نمى کنىد اون قدر چىز هاى دىگه است که باورش سخت تره به قول معروفخدا بزرگه

    166. واقعیت داره مگردرقران نیامده ما.درهمجای دنیاهمه نوع موجوداتی قراردادیم.حالاهرکی که زرنگه میره دنبالشون هرکی که فکرمیکنه الکیه بی خیال میشن.ولی این دنیافانیه.وهرچیزی توی این دنیاامکان داره.اونای که بتونندوباورداشته باشندشایداگه رن دنبالشون یه زمانی بهش بخورن.اونای که بی خیال میشن ازدنیاعقبن.

    167. واقعیت داره خیییییییییییییلی دوست دارم ببینمشوووووووووون

      • بسیار جالب هست که هـیج کس نتونسته یه گرگینه ببینه پدربزرگم پدرش شکار چى بود در سند هشت ساله گى چوپانى میکرد الى شانزده ساله گى تا جایی که من کنج کاوى کردم همین به دستم اومد اون یه شکار چى ساده نبود حدود دو ماه پیش منتقه جایی پدر بزرگم رفته بودیم تا جایی که میدونستم رویی یک زمین که اصلاً حاصل نمیداد یک درخت توت بزرگ و زیر اون یک صندوق چه دفن شده صبح دووم عید رمضان بود رفتم که درخت رو پیدا کنم هرچى گشتم پیدا نکردم همه روز رو کشتم نشد که نشد شب بود میخواستم برم تشناب رفتم حالم به هم خورد أصلا خوشم نیومد رفتم رویی زمین ها که رفع حاجت کنم أصلا نفهمیدم که چه جورى گژدم رویی دمپایی ام بالا شده بود تا که پام رو تکون بدم پام رو سوخت گرفت انقد درد کرد نمیتونستم تحمل کنم چیزى نمونده بود چیغ بزنم اومدم خونه همه رو خبر کردم بابا بزرگم گفت برو تویی دستت إز چشمه که پشت خونه مون بود آب بیار میخواستم که یه کاسه بگیرم گفت نه باید تو دستت بیارى اوردم یه کم چوف پوف کرد گفت بخور خوردم خیلى شور شده بود خوردم حالم رو بحم زد أصلا صدام رو نکشیدم همه خوابید من و او بیدار موندیم فهمیدم که میدونه یه چیزایی خلاصه درخت رو پیدا کردم صندوق رو هم پیدا کردم اولین بار بود که همچین کارى میکردم برام بسیار جالب بود و تویی صندوق یک دست خیلى بزرگ بود فقط إز بند دست به پایین بود منظورم هستش وای خدا ناخن قوی و بزرگى داره نمیدونم اگه سراغ کسى بیاد با ای جور ناخن ها چى کار می کنه.نمیدونم ماکه دشمن دار هم که نیستیم ولى خونه مون پر از صلاحه إز هر نوع تفنگ جواز داریم خلاصه بهتون بگم گرگینه ها واقعیت دارن و شوخی بردار هم نیستن برادر و خواهر من إز أین موضوعات دورى کنین أین موضوعات که امروز رو انترنت نشر میشه که چه جورى تبدیل به حیوان چهار پا شین دروغه گرگینه ها مثل بقیه مردم تولید نسل میکنن دنبالش نباشین تا جایی که من میدونم یک فامیل یهودى که تماماً قاتلان حرفه یی بودن خداوند بلایی سرشان اورد که دوتا إز آن ها را تبدیل حیوان هایی وحشى ساخت که رویی دوپاه راه میرفت و أین دو همه فامیل رو إز بین برد مادر و دختر تبدیل شدند وتا به امروز ادامه دارند و به یاد داشته باشین که فامیل هایی گرگینه ها وقت تولد طفل شان هرگز یکتایی طفل به دنیا نمی آورن منظورم سه تا چهار تا به دنیا می آورن

    168. به نظر من حقیقت داره وقتی این همه بحث شده راجبش
      این همه مطلب به خاطرخرافات که اینکارارو نمیکنن حتی توی تاریخ هم چنین چیزی دیده شده…

    169. در علم غریب این گونه موارد شدنی است
      گرگینه ها و خون اشمها حقیقت دارند
      ولی انسان از درک ان عاجز است
      انسان اشرف مخلوقات است هر کاری و هرچی که میخواهد میشود

    170. دلارام.ب

      به نظر من که حقیقت داره.بقیه هم هر فکری میخوان بکنن!اگه وجود نداشت این همه مدرک هم نبود.همیشه آدمای غیر منطقی مثل شما بودن که اعصاب بقیه رو خرد کنن!!!!
      امیدوارم یه روز خودتون گرفتار این موجودات بشین تا بفهمین واقعیه!!!!!!!!!!

    171. من واقعا خوشم اومد از نظر من حقیقت داره فقط اگه میشه بیشتر عکس بذارید

    172. من این دفعه بر خلاف رویا خانم میگم که از اینطور مطالب بیشتر تو این سایت بذارین در خواست ببخشش از رویا خانم

    173. دمت گرم عالی بود.اگه بازم چیزی در مورد گرگینه ها داشتی واسم ایمیل کن خیلی دوس دارم.منتظرم تشکرررررررررررررر.

    174. مرسی آسمونی

    175. دروغهههههههههههههه

    176. واقعیت همیشه باید کشف بشه

    177. وااای خدای من ادما چه مزخرفاتی که در نمیارن از جن و شیطان بگیر تا ایسان گرگ نما همینجوری میبرید و میدوزید؟؟؟؟اقا گرفتی مارو؟؟؟تو قصه هام اینجور مزخرفاتو نمیارن…
      جم کنید بابا

      • با سلام خدمت شما.
        اولا ایسان نه و انسان دوما ما دوست داریم پس لطفا بی احترامی نکنید درضمن مگه شما مثل بچه ها هنوز داستان می خونید ما رو اگه بگی رمان می خونیم.

      • رویا خانم اگه إز أین جور موجودات میترسی شباتو خوابت میاد نخون بکش کنار از أین جور موجودات

    178. باور کردم

    179. راست نیست

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.