تازه های آسمونی
صفحه اصلی > علمی و دانستنی > ماورای طبیعت > هفت نظریه علمی که می تواند پایان جهان را پیش بینی کند
تبلیغات اینترنتی

هفت نظریه علمی که می تواند پایان جهان را پیش بینی کند

seven scientific theory that can predict the end of the world هفت نظریه علمی که می تواند پایان جهان را پیش بینی کند

 

1- حمله بیگانگان فضایی

این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 0.1 از 10 تخمین زده شده است.      

 

 

2- برخورد با زمین

هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی “نیبیرو” سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 0.2 از 10 تخمین زده شده است

 

 

3- بحران خورشیدی

این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 0.3 از 10 برآورد شده است، تابش های شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تاکنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

 

 

4- تغییر قطبهای مغناطیسی

بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن یک از 10 خواهد بود.

 

 

5- ابر آتشفشان

انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را یک از 10 ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

 

seven scientific theory that can predict the end of the world 2 هفت نظریه علمی که می تواند پایان جهان را پیش بینی کند

 

 

6- نقطه اوج نفتی

کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 4 از 10 محاسبه شده است.

 

 

7- نابودی نسل زنبورها

36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تاکنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تاکنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تاکنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود. با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 7 از 10 تخمین زده شده است.

 

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=19621
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

dering-woods2

جنگل جیغ انگلستان

جنگل درینگ یا جنگل جیغ نامی است که، بعد از شنیدن صداهایی ترسناک و جیغ‌های …

36 نظرات

  1. احمد فتحی

    هواشناسی مقصر نیست
    در سیل هولناک اخیر در کار سازمان هواشناسی و مدیریت بحران هیچگونه قصور و کوتاهی وجود ندارد .عدم پیش بینی این سیل که متأسفانه باعث کشته شدن تعدادی از مردم شده است بخاطر ناکاملی علم هواشناسی بشر است که هنوز به آن مرحله از تکامل نرسیده است که بارندگی ها ، ابرها و درون زمین را بشناسد.
    با این بارندگی و سیل ویرانگر تابستانه که در اوج فصل گرما بوقوع پیوست ثابت شد که برودت نقشی در میعان ابرها ندارد و در نقاط معتدله نیمکره های زمین هم امکان بارش های حاره ای وجود دارد.
    بنابراین در نقشه های هوا شناسی نباید فقط به تداخل توده های هوای گرم و هوای سرد و فشار هوا در امر بارندگی ها اکتفا کرد . فشار هوا فقط یکی از پارامترهای بارندگی است و حرف اول بارش ها را جاذبه الکتریکی زمین منطقه می زند که باعث تخلیه بار الکتریکی ابرها و بارندگی ها می شود.
    رگبارصاعقه بر گدازه یا ماگمای خروجی دهانه آتشفشانها نشان دهنده رسانای الکتریکی بودن ماگمای درون زمین است یعنی این ماگمای خروجی آتشفشانها مانند کابل برق ، دهانه آتشفشان را به اعماق زمین اتصال الکتریکی می دهد و باعث تخلیه بار الکتریکی ابرهای منطقه به درون زمین می شود که این تخلیه الکتریسیته ابرها بصورت رگبار رعد و برق بر دهانه آتشفشان نمود پیدا می کنند .
    بنابراین حرف اول بارندگی را جاذبه الکتریکی زمین منطقه می زند حال هر چه جاذبه الکتریکی زمین بیشتر باشد ، بارش شدید تر خواهد بود.
    یکی از عوامل تغییرات جاذبه الکتریکی زمین هر منطقه فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین آن منطقه است که این فشار باعث اتصال الکتریکی فشرده تر و کامل تر پوسته زمین با درون و مرکز زمین شود و فشار ماگما را هم جاذبه مد گرفتگی ماه و خورشید بر فرار آن منطقه بوجود می آورد.
    مد گرفتگی فقط مختص آبهای سیال دریا ها و اقیانوسها نیست . ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زمین هم روان و سیال است و به صورت مد واکنش نشان می دهد که این مد گرفتگی ماگما باعث با لا آمدن و فشار به زیر پوسته جامد می شود که نتیجه اش برقراری کامل اتصال اکتریکی با پوسته جامد و بالا رفتن جاذبه الکتریکی زمین منطقه و بارندگی ها می شود.
    پیامد شدت یافتن جاذبه الکتریکی فقط بارندگی ها نیست . طوفانها و بادهای شدید و جابجائی ریز گردها هم از از اثرات مدگرفتگی ماگماست کما اینکه همزمان با بارش های سیل آسا در تهران و بیشتر مناطق کشورمان ، استان یزد و کرمان در ریزگردها غوطه ور بودند.
    یکشنبه شب بیست و هشتم تیرماه که این اتفاق اسفناک وقوع سیل در جاده چالوس و بسیاری از مناطق کشور رخ داد به لحاظ فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین این مناطق بود که ماحصلش با لا رفتن جاذبه الکتریکی زمین و بارندگی ها و طوفانها شد که صحت این ادعا هم بدینگونه قابل بررسی و آزمایش است :
    1 ـ جاذبه الکتریکی زمین باعث بلعیدن الکتریسیته خطوط انتقال فشار قوی به درون زمین می شود یعنی الکتریسیته در طول خطوط مستهلک می شود بنابراین شرکت توانیر در این لحظات بغرنج بارندگی از بالا رفتن غیر متعارف هدر رفتن و استهلاک خطوط انتقال فشار قوی این مناطق به خوبی آگاه است.
    2 ـ بالا رفتن فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین از خروجی گاز و بخارات دهانه آتشفشان آن منطقه قابل بررسی خواهد بود بر این اساس در این لحظات باید بخار و گازهای دهانه آتشفشان کوه دماوند که در مناطق سیل زده قرار دارد بیشتر شده باشد.
    3 ـ خالی شدن و بوجود آمدن حفره در زیر پوسته جامد زمین ، منطقه را مستعد زلزله یعنی شکسته شدن پوسته جامد و فرو افتادن آن در مذاب زیرین می کند بنابراین در مناطق سیل زده که فشار ماگما بالاست ، زلزله رخ نمی دهد .
    در لحظات بارندگی و سیل هیچوقت زلزله رخ نمی دهد بلکه پس از زلزله ها و فروافتادن پوسته جامد در مذاب و بالا رفتن فشار ماگما و شدت یافتن جاذبه الکتریکی ، بارندگی روی می دهد.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  2. احمد فتحی

    موقعیت مکانی ماه در وقایع کُره زمین مخصوصاً زمین لرزه ها و زلزله ها
    در مقاله « تأثیر جذر و مد ماگمائی در بروز زمین لرزه ها » کاملاً توضیح داده ام همانطورکه نیروی جاذبه ضد ماده درون ماه باعث جذر و مد آبهای سیال دریاها و اقیانوسهای پوسته کُره زمین می شود ، بر ماگما یا مذاب سیال زیر پوسته جامد زمین هم تأثیر گذار است و این ماگما دچار جذر و مد می شود که این جذر و مد ماگمائی باعث بروز زلزله در پوسته جامد مناطق زیر پای ماه در اوایل و اواخر ماه قمری و همچنین در چهاردهم ماه که کُره ماه حالت بدر را دارد می شود مخصوصاً در زمان ماه افروختگی ، پوسته جامد مناطق مستعد زیر پای ماه که بی ساپورت و بی تکیه گاه است دچار شکستن و فرو ریختن « زلزله » می شود.
    مقالات بیشماری در مورد زلزله ها نوشته ام که چکیده آنها به قرار زیر است :
    1 ــ زلزله ها باعث تکامل سیارات و رسیدن آنها به فاصله حیات « فاصله تا خورشید ـ تنگ تر شدن حلقه مدار انتقالی » می شود .
    2 ــ زلزله ها باعث کوچک شدن و به تحلیل رفتن سیارات و قمرها می گردد و در این فرایند ، محتویات و ذرات نامیرای درون آنها طی واکنشهای هسته ای به صورت ذرات انوار شفق قطبی به پهندشت فضا ساطع می گردند تا در گوشه دیگری از فضا ، ملات و مصالح زایش ستارگان وکهکشانهای آینده باشند که در این رابطه شواهد دیرینه شناسی ثابت می کند که در گذشته های دور ، کُره زمین بسیار از خورشید دور تر بوده ، روزهای کوتاه و سالهای طولانی داشته ، سرعت وضعی شدید تر و در نتیجه میدانهای مغناطیسی قوی تر داشته ، دارای نیروی جاذبه قوی تر بوده و موجودات اولیه آن هم به تناسب نیروی جاذبه زیاد و حجم عظیم سیاره زیستگاهشان همگی غول پیکر و از نوع ماهیها وخزندگان بوده اند و کم کم کُره زمین در اثر زلزله ها به تحلیل رفته و کوچکتر شده ، مدار انتقالی اش تنگ تر و به خورشید نزدیکتر ، روزهایش بلند تر و سالهایش کوتاهتر و موجودات آن هم در اثر تکامل ، خود را با شرایط جدید سیارهشان وفق داده وکوچکتر و از گونه ای به گونه دیگر تغییر پیدا کرده اند.
    3 ــ زلزله عبارت است از شکسته شدن پوسته جامد زمین منطقه ای که بی ساپورت و بی تکیه گاه شده باشد یعنی زیر پوسته جامد آن منطقه حفره و فضای خالی بوجود آمده باشد و جای شکستگی ها هم گُسل است.
    4 ــ پس از هر زلزله سهمگینی و شکسته شدن و فرو افتادن پوسته جامد آن منطقه ، منطقه زلزله زده مانند بشقاب ته گودی دهها متر فروکش می کند و پائین تر می رود بر این مبناست که آب چاههای عمیق مناطق زلزله زده بالا می آید در اصل ، منابع آبهای زیر زمینی بالا نمی آیند بلکه این پوسته زمین منطقه است که در اثر شکسته شدن و فرو افتادن پائین می رود.
    5 ــ زمانی که زیر پوسته جامد منطقه ای خالی شده باشد پوسته جامد این منطقه مانند سقف بی اتکا مستعد شکسته شدن و فرو ریختن یعنی زلزله است و زمانی این زلزله رُخ می دهد که پوسته دچار تنش شود و این تنش می تواند آبگیری یک سد بزرگ و یا موقعیت نیروی جاذبه ماه و خورشید بر فراز منطقه و ساعات خارج شدن منطقه زیر پای ماه از حالت مدگرفتگی به طرف جذر گرفتگی باشد که بیشترین زمین لرزه ها در اوایل و اواخر ماههای قمری و همچنین در چهاردهم ماه قمری که خورشید وماه و زمین در یک راستا قرار می گیرند و مخصوصاً در لحظه ماه افروختگی که بیشترین جذر و مد بوجود می آید ، بوقوع می پیوندد.
    6 ــ درزمان لکه های خورشیدی بواسطه شدت یافتن چسب های هسته ای ارسال شده از خورشید و فعل انفعالات آنها بر درون زمین ، زلزله ها شدت پیدا می کنند که پیامد این شدت یافتن زلزله ها ، شدت یافتن انوار شفق های قطبی است .
    7 ــ شدت جاذبه الکتریکی هر منطقه رابطه مستقیمی با برودت دارد « در این رابطه مقالات بیشماری نوشته ام » یعنی هر چه جاذبه الکتریکی زمین منطقه بیشتر باشد « مقاومت الکتریکی زمین کمتر باشد » آن منطقه سرد تر است به همین علت است که مقاومت الکتریکی زمین مناطق سردسیر و کوهستانی بسیار کمتر از مناطق گرمسیر و یا کویر است و علت تغییرات مقاومت الکتریکی زمین یا جاذبه الکتریکی زمین هم به دو عامل بستگی دارد:
    الف ــ چگونگی عناصر رسانائی الکتریکی تشکیل دهنده پوسته زمین.
    ب ــ چگونگی فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین چرا که ماگمای مذاب رسانای الکتریکی ست و وقتی فشار ماگما بالا باشد اتصال الکتریکی پوسته جامد منطقه با درون زمین « پوزیترونها ـ ضد الکترونها » کامل تر در نتیجه جاذبه الکتریکی منطقه بالا می رود یعنی مقاومت الکتریکی زمین منطقه کم می شود و بالعکس وقتی که فشار ماگما کم شود اتصال الکتریکی پوسته با درون زمین ناقص می شود و جاذبه الکتریکی زمین منطقه کم می شود « مقاومت الکتریکی زمین منطقه زیاد می شود» بر این مبناست که به محض زمین لرزه و افتادن پوسته جامد منطقه زلزله زده در حفره زیرین و در درون ماگمای مذاب زیرین ، اتصال الکتریکی پوسته منطقه زلزله زده با درون زمین کامل می شود که نتیجه آن شدت یافتن جاذبه الکتریکی یا پائین آمدن مقاومت الکتریکی زمین منطقه است که پیامدش برودت ناگهانی و سردی استخوان سوز منطقه زلزله زده است که بارها هشدار داده ام، شب زلزله زدگاه سرد و استخوان سوز است والویت رساندن چادر وپتو وسایل گرمازا از آذوقه هم واجب تر است.
    8 ــ بالا رفتن جاذبه الکتریکی پوسته منطقه زلزله زده علاوه بر برودت باعث تخلیه بار الکتریکی ابرها و بارندگی های سیل آسا می شود کما اینکه بعد از زمین لرزه های سهمگین اگر آسمان منطقه از ابر پوشیده باشد رگبار های باران اجتناب ناپذیرند.
    9 ــ قبل از زلزله چون زیر پوسته جامد منطقه مستعد زلزله ، حفره و فضای خالی وجود دارد و اتصال الکتریکی پوسته جامد با درون زمین کامل نیست در نتیجه برودت هم بسیار کم می شودبنابراین اگر هوای منطقه ای نسبت به ماهها و روزهای مشابه سالهای قبل به صورت غیر متعارفی گرم شود و مقاومت الکتریکی زمین آن منطقه بالاتر رود نشان دهنده خطر وقوع زمین لرزه می باشد.
    10 ــ اگر میزان کم شدن جاذبه الکتریکی « زیاد شدن مقاومت الکتریکی » مناطق مختلف توسط ایستگاههائی ثبت ومقدار آنرا با میزان ماههای مشابه سالهای قبل آن منطقه بسنجند ، شناسائی مستعد بودن منطقه به زلزله قابل تشخیص خواهد بود.
    11 ـ به همین ترتیب اگر در این ایستگاهها مقدار تغییرات شتاب ثقل زمین را نسبت به ماههای مشابه سالهای قبل سنجیده شود ، بالا رفتن غیر متعارف شتاب ثقل بر فرار زمین منطقه نشانه مستعد بودن منطقه از لحاظ زلزله است .
    12 ـ باز کم شدن غیر متعارف قدرت میدانهای مغناطیسی هر منطقه نسبت به ماههای مشابه سالهای قبل نشانه بروز زمین لرزه است.
    در اینجا جهت اثبات صحت و سقم این مطالب و در رابطه با جذر و مد ماگمای زیر پوسته جامد زمین و ارتباط آن با جاذبه الکتریکی مناطق و ایجاد برودت ، آزمایشات زیر پیشنهاد می گردد:
    گفتیم که در اوایل و اواخر ماههای قمری و همچنین چهاردهم ماه مخصوصاً زمان ماه افروختگی که کره ماه در نطقه حضیضی کمترین فاصله به کُره زمین را پیدا می کند ، جذر و مد آبهای سیال اقیانوسها و دریاهای زیر پای ماه بسیار شدت می یابند و چون ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زمین هم سیال است بنابراین ماگما هم همزمان با آب اقیانوسها و دریا ها دچار جذر و مد می شود. آبهای اقیانوسها و دریاها فقط سه چهارم کره زمین را فرا گرفته ولی ماگمای مذاب در سرتاسر زیر پوسته زمین وجود دارد پس هر نقطه از زیر پوسته زمین که در زیر پای ماه قرار گیرد ماگمای مذاب آن دچار جذر و مد می شود.
    زمان مد گرفتگی ماگما ، ماگما بالا می آید وبه زیر پوسته جامد منطقه فشار می آورد که نتیجه اش کامل شدن اتصال الکتریکی مذاب با زیر پوسته جامد است یعنی جاذبه الکتریکی منطقه مد گرفته بالا می رود « مقاومت الکتریکی کم می شود » که پیامدش برودت است بالعکس در زمانی که ماگما دچار جذر می شود ،فشار ماگما پائین می آید و اتصال الکتریکی ماگما با زیر پوسته جامد زمین ناقص می گردد در نتیجه جاذبه الکتریکی منطقه جذر گرفته کمتر و برودت هم کمتر می شود.
    بنابراین :
    در مناطقی که زیر پای ماه و در معرض جذر ومد هستند ، در لحظه مد هوای منطقه سرد ، در مناطق خشکی ویا آبی ، طوفان و باد و خطوط انتقال فشار قوی در این منطقه به ماکزیمم استهلاک می رسند و بالعکس ساعاتی بعد که منطقه به مرحله جذر و فروکش کردن ماگما می رسد ، هوا گرمتر ، طوفان و باد کمتر و مقداری از استهلاک خطوط انتقال فشار قوی کاسته می شود.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  3. احمد فتحی

    ارتباط ماگمای مذاب با زلزله و تغییرات دمای سطح زمین
    به مذاب زیر پوسته جامد زمین ماگما می گویند وقتی فشار این مذاب ماگما بالا رود به صورت آتشفشان از پوسته جامد زمین فوران می کند وخارج می شود.
    برخورد رگبار های پُر قدرت صاعقه بر دهانه آتشفشانهای در حال فوران ، اثبات صاعقه گیر بودن ماگمای مذاب آتشفشانهاست یعنی ماگمای مذاب ، رسانای الکتریکی بسیار مطلوبی در انتقال بار الکتریکی ابرها به درون زمین است و مانند سیم اِرت ، الکتریسیته ابرها را به ستاره درون زمین « خورشید درون زمین ــ کُره ضد ماده درون زمین » منتقل می کند.
    کُره زمین مانند خورشید ودیگر ستارگان آسمان ، ستاره فروزان و ملتهبی ست از جنس ضد ماده که بر سطحش سنتز هسته ای صورت گرفته و جداره اش تبدیل به ماده « عناصر مختلف » شده است .
    بنابراین کُره زمین « همچنین سایر سیارات و قمرها » از دو فاز تشکیل شده اند :
    1 ـ ستاره ضد ماده درون زمین .
    2 ـ فاز ماده جداره زمین که شامل عناصر مختلف است.
    که در این مکانیزم ، ماگما یا ماده مذاب و سیال زیر پوسته جامد زمین به علت خصوصیت سیال بودن و روان بودن حالت یاتاقان در حرکت پوسته جامد و ماده زمین برروی ستاره ضد ماده درون زمین « حرکت وضعی زمین » را دارد که بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی زمین هم بواسطه همین چرخش دو جنس متضاد « ماده و ضد ماده برروی همدیگر است .
    موضوع بسیار مهمی که در اینجا عنوان می گردد این است که زمین لرزه ها و همچنین تغییرات ناگهانی آب و هوائی از قبیل حرکت سریع ابرها ، بارندگی های سیل آسا و یا باد های شدید و طوفانها در خشکی و یا دریاها به چگونگی فشارماگمای مذاب زیر پوسته جامد بستگی دارد.
    ماگمای مذاب ، روان و سیال زیر پوسته جامد زمین بواسطه لغزندگی یاتاق گونه خود در زیر پوسته جامد دارای فشار های متغیری می شود و همین تغییرات فشار باعث تغییرات ناگهانی آب و هوا و یا بروز زلزله ها می گردد.
    پوسته صُلب و جامد زمین به علت نیروی جذب به طرف ضد ماده درون زمین دارای وزن سهمگینی می باشد معذالک این پوسته جامد سنگین بر روی ماگمای مذاب قرار دارد و این ماگما مانند ساپورت و تکیه گاه آنرا نگه داشته و از شکسته شدنش جلوگیری می کند ولی اگر در زیر پوسته جامد منطقه ای ، فشار ماگما ی مذاب کم شود ،پوسته جامد این منطقه تکیه گاه خود را از دست می دهد و می شکند و مانند سقفی به درون حفره زیرین خالی شده خودفرو می افتد که این فرو افتاده ، زلزله است و جای شکستگی ها هم گُسل می باشد بر این مبناست که :
    وقتی فشار ماگما بالا می رود ، آتشفشان فوران می کند و هر وقت فشار ماگما بسیار پائین می رود ،زمین لرزه صورت می گیرد به همین مناسبت است که در منطقه زلزله خیز اقیانوس آرام که کمر بندی از کوههای آتشفشانی اطراف این اقیانوس را احاطه کرده است و این کوههای آتشفشانی به کمربند آتش معروف هستند بخاطر به هم پیوستگی زلزله ها با آتشفشانهاست یعنی هر وقت زلزله ای صورت بگیرد به علت فرو افتادن حجم عظیم و سنگینی از پوسته جامد زمین بر روی ماگمای زیرین ، فشار ماگما بالا می رود که متعاقب آن فوران آتشفشان صورت می گیرد ولی در زمان آتشفشانها و در حالی که فشار اضافی ماگما از درون زمین خالی می شود محال است که زلزله رخ دهد.
    بنابراین وقوع زمین لرزه در شهرهای مجاور کوههای آتشفشانی را از روی میزان طغیان خروجی گاز و بخارات دهانه آن آتشفشان می توان سنجید به نحویکه اگر خروج گازها شدت داشته باشد و نشان از فشار ماگمای درون زمین دهد ، آن منطقه از زمین لرزه مصون است و بالعکس اگر دهانه آتشفشان کاملاً خاموش باشد ، این علامت خوبی نیست و باید منتظر زمین لرزه باشند.
    تأثیر فشار ماگما در تغییرات ناگهانی شرایط جوی آب و هوائی مناطق :
    فشار ماگما در زیر پوسته جامد زمین متغیراست . برخورد صاعقه ها بر ماگمای در حال فوران آتشفشانها ثابت می کند که ماگمای مذاب ، هادی جریانهای الکتریکی است و ضریب هدایت الکتریکی بالائی در رساندن الکتریسیته ابرها به ستاره ضد ماده درون زمین دارد و وقتی هم الکتریسیته ابرها به این سهولت و از طریق ماگمای فوران کرده آتشفشانها به درون زمین منتقل می شود قاعدتاً بارندگی سیل آسائی بوجود می آید حالا وقتی که فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین بالا می رود معنی آن این است که این ماگما با فشار خود همه حفره های خالی زیر پوسته را پُر می کند و یا به روایت دیگر ، اتصال الکتریکی پوسته جامد منطقه با ستاره ضد ماده درون زمین « جایگاه پوزیترونها ـ ضد الکترونها » را کامل تر می کند و جاذبه الکتریکی پوسته منطقه به نحو چشمگیری بالا می رود یعنی مقاومت الکتریکی زمین منطقه کم می شود که نتیجه اش جذب ابرها به منطقه و صاعقه ها و رگبار بارانهاست .
    به همین علت است که پس از زمین لرزه های سهمگین وسقوط پوسته جامد منطقه به حفره زیرین خود که باعث فشار بر ماگمای مذاب و بالا رفتن این فشار که باعث اتصال کامل الکتریکی پوسته جامد با مذاب زیرین می شود ، بارانهای سیل آسا ریزش می کند که این مورد را در مناطق زلزله زده ای که در لحظه وقوع زلزله ابر آلود بوده اند دیده ایم از جمله سالها پیش در زمین لرزه سهمگین شمال افغانستان مشاهده گردید. که پس از زمین لرزه چنان باران شدیدی بارید که سیلاب آنچه زلزله بر جای گذاشته بود با خود برد.
    پس :
    1 ــ پس از زمین لرزه های شدید و بالا رفتن فشار ماگمای زیر پوسته جامد زمین ، جاذبه الکتریکی منطقه شدیداً بالا می رود که باعث بارندگی ها و همچنین استهلاک شدید خطوط فشار قوی منطقه می شود.
    2 ــ عدم بارندگی و عدم جذب ابرها به منطقه نشانه کم شدن فشار ماگمای زیر پوسته جامد است و نشان می دهد که بین ماگما و پوسته جامد زمین منطقه فاصله و فضای خالی وجود دارد که باعث کم شدن اتصال الکتریکی پوسته جامد با ماگما شده است و باز این علامت خوشایندی نیست چرا که پوسته منطقه مانند سقفی بی تکیه گاه و بی ساپورت است و عنقریب با کوچکترین تنشی شکسته خواهد شد و فرو خواهد ریخت که این تنش می تواند آبگیری یک سد بزرگ باشد و یا حرکت و تأثیر جاذبه ماه و خورشید بر فرازپوسته جامد منطقه.
    تأثیر فشار ماگما بر تغییرات ناگهانی جوی منطقه :
    گرما ذره است و در شرایط خاصی می تواند به ذرات الکترون « الکتریسیته » تبدیل گردد « ترمو الکتریک »
    ذرات تابشی خورشید بر زمین هم پس از برخورد با پوسته زمین به الکتریسیته تبدیل گردیده و از طریق پوسته رسانای زمین به طرف ستاره ضد ماده درون زمین « جایگاه پوزیترونها ـ ضد الکترونها » منتقل می گردد و مُسَلَم است وقتی که ذرات گرما به این طریق از محیط عمل خارج می شوند لاجرم سردی و برودت حکفرما می شود.
    به همین خاطر است که پوسته زمین علی رغم میلیاردها سال دریافت ذرات گرمای تابش خورشید به نقطه ذوب نمی رسد و شرایط نرمال حرارتی زیستی خود را حفظ کرده است حالا هر نقطه از پوسته جامد زمین که جاذبه الکتریکی بالاتری داشته باشد « مقاومت الکتریکی زمین آن منطقه کم باشد » سرد تر و به اصطلاح ، سردسیر است و دارای بیشترین بارندگی ها.
    بالعکس هر منطقه ای که بخاطر نوع ساختار عناصر سازنده پوسته اش دارای کمترین جاذبه الکتریکی یعنی مقاومت الکتریکی زمین منطقه اش بالا باشد ، هوایش گرم و از کمترین سالانه بارندگی ها برخوردار خواهد بود .
    کوهستانها بواسطه ساختار رسانائی الکتریکی ترکیبات عناصرش ، جاذبه الکتریکی بالائی دارند به همین خاطر ابرها را به خود جذب ، دارای بیشترین بارندگی و توان نگهداری برف تا مدتها طولانی دارند و همچنین دارای برودت هستند .
    بنابراین دمای هر منطقه به میزان جاذبه الکتریکی زمین آن منطقه بستگی دارد و جاذبه الکتریکی هم وابسته به مقدار فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامد آن منطقه است.
    وقتی که به ناگهان منطقه ای پس از مدتی بی بارانی وخشکسالی دچار صاعقه ها و بارندگی ها و برودت غیر متعارف و شدیدی می شود معنی آن این است فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامدش بالا رفته و باعث شده است که اتصال الکتریکی پوسته با ستاره ضد ماده درون زمین کامل تر شود و جاذبه الکتریکی پوسته منطقه به ناگهان بالا رود.
    با این مطالب نتیجه می گیریم که :
    1 ــ در زمان رگبار بارندگی ها و یا برودت شدید ، محال است که زلزله ای در منطقه رُخ دهد چون فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامد منطقه بالاست و حفره خالی که باعث زمین لرزه می شود در زیر پوسته وجود ندارد.
    2 ــ بارندگی ها و برودت شدید پس از زمین لرزه ها و برقراری اتصال الکتریکی کامل پوسته با ماگما بوجود می آید و در این رابطه در نوشته هایم بارها هشدار داده ام که اولین شب زلزله زدگان بسیار سرد است و در تمهیدات کمک رسانی ، پتو و وسایل گرما زا از الویت نیاز های زلزله زدگان است و به این موضوع بسیار اهمیت دهیم.
    3 ــ گرم شدن غیر متعارف هوا و عدم بارندگی نشانه کم شدن جاذبه الکتریکی پوسته منطقه به خاطر فشار کم ماگمای مذاب زیر پوسته منطقه و وجود حفره و فضاهای خالی در زیر این پوسته ، منطقه مستعد بروز زلزله است و باید آمادگی پذیرش آنرا داشته باشیم.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرارناب هستی »

  4. احمد فتحی

    آزمایش فوکو، اثبات عدم حرکت وضعی کُره زمین ــ قسمت دوم
    در قسمت اول این مقاله و با استناد به آزمایش مهم فوکو عنوان کردم که کُره زمین فاقد حرکت وضعی می باشد و یک سمت آن همیشه به طرف خورشید است .
    چون طرح این موضوع در تاریخ علم بی سابقه و ذهن های کنجکاو بی صبرانه پیگیر این ادعا هستند و از طرفی آگاهی به این واقعیت طبیعت می تواند رهگشا کشف ناشناخته هائی چون علت بوجود آمدن زلزله ها ، چگونگی گرد بادها و طوفانها ، چگونگی مسیر ابرها و ریزگردها و همچنین چگونگی تغییرات ناگهانی جاذبه الکتریکی مناطق و بارش های سیل آسا گردد بر این مبنا باز آزمایش فوکو را با استدلالی نوین در مدارهای عرض جغرافیائی مختلف کُره زمین ، از قطب شمال تا قطب جنوب را انجام میدهیم تا کاملاً ثابت گردد کُره زمین به دور محور خود نمی چرخد و این چرخشی که به عنوان حرکت وضعی زمین از آن نام می برند فقط چرخش جداره ماده و جامد کره زمین بر روی ستاره ضدماده درون زمین است .
    زمین مسکونی ما مانند خورشید و سایر ستارگان ، ستاره ای ملتهب و فروزان از جنس ضد ماده است منتها جداره اش تحت تأثیر چسب های هسته ای ارسالی از سوی خورشید « مزون های تشعشعات کیهانی » سنتز هسته ای شده و به ماده «عناصر و اتمهای مختلف » تبدیل شده است و همه کُراتی را هم که به عنوان سیاره و قمر می شناسیم مانند کره زمین ستارگانی از جنس ضد ماده هستند که جداره شان تبدیل به ماده شده است .
    ماده و ضد ماده ، اساس نیروی جاذبه طبیعت است یعنی ضد ماده با قدرت ، ماده را به سوی خود جذب می کند.
    کُره زمین ستاره ای از جنس ضدماده است با توان نیروی جاذبه و سطح و جداره این ستاره هم از ماده تشکیل شده است که جذب این ماده به طرف مرکز زمین ، تعریف نیروی جاذبه یا نیروی گرانش زمین می باشد.
    حالا آزمایش آونگ فوکو را از قطب شمال آغاز می کنیم مدارهای عرض جغرافیائی نیمکره شمالی را در می نوردیم تا به عرض صفر درجه یعنی خط استوا برسیم و باز این کار را ادامه میدهیم و وارد نیمکره جنوبی می شویم تا به قطب جنوب برسیم و در تمام این مراحل مختلف آزمایش ، چشم از صفحه زیر آونگ برنمی داریم و شکل و شمایل های رسم شده را با هم مطابقت می نمائیم تا کاملاً عدم چرخش وضعی ستاره زمین محرز گردد.
    آونگ سنگینی توسط طناب باریک و طویلی از ارتفاع گنبد آویزان است.
    در زیر سوزن آونگ ، صفحه دایره ای قرار دارد که حرکات آونگ را بر روی خود ثبت می کند.
    رقص سوزن آونگ بر صفحه نمایشی چگونه است :
    بالای صفحه رو به شمال و پائین صفحه رو به جنوب و قاعدتاً سمت راست مشرق وسمت چب مغرب خواهد بود و این صفحه روی سطح زمین و زیر سوزن رسام آونگ و به صورت ثابت قرار دارد.
    هم اکنون هم فرضاً در قطب شمال هستیم و می خواهیم آزماش فوکو در اثبات عدم حرکت وضعی کُره زمین را انجام دهیم.
    با حرکت مختصری آونگ را بر بالای صفحه به نوسان در می آوریم. آونگ با حرکت پاندولی و دامنه ای به شکل دو بال پروانه شروع به نوسان رفت و برگشتی می کند.
    نیروی گرانش یا نیروی جاذبه زمین در ستاره ثابت و بدون حرکت چرخشی ضد ماده زیر پوسته ماده می باشد یعنی این پوسته زمین و مکان آزمایش ماست که حول محور فرضی زمین از غرب به سمت شرق چرخش دارد.
    در این آزمایش به خاطر قطب شمال بودن مکان آزمایش ویژگی های مهمی در صفحه زیر آونگ به نمایش درمی آید که بسیار مهم و قابل تعمق است که عبارتند از :
    1 ــ هر نوسان رفت و برگشتی ، شکل دو گلبرگ متقارن یک گُل و یا اگر بخواهیم بهتر تجسم کنیم باید بگوئیم دو بال پروانه را بوجود می آورد که این دو گلبرگ یا این دو بال پروانه ، پُر پهنا و چاق هستند.
    2 ـ این دوبال مانند دو عقربه در جهت عقربه های ساعت چرخش دارند.
    3 ــ در این مکان قطب شمال ،زمان یک دور کامل چرخش این دو بال پروانه ، یک روز نجومی یعنی 24 ساعت است.
    ــ چرا آونگ فوکو در قطب شمال چنین رفتاری دارد؟
    ــ مکان آونگ در شمالی ترین نقطه کره زمین در چرخش جداره زمین است و در این چرخش جداره زمین از سوی غرب به سوی شرق ، مکان آزمایش هم چرخش دارد و در این چرخش ، ذرات مادی درون اتمهای سازنده آونگ می خواهند به عامل نیروی گرانش یا جاذبه زمین که همان ستاره ضد ماده درون زمین است جذب شوند .
    در اینجا مسئله بسیارمهمی را نباید از نظر دور داشت و آنهم موقعیت فاصله مکانی محل آزمایش تا قطب جغرافیائی یا محل محور چرخش جداره زمین می باشد.
    چون در این آزمایشی که درمکان قطب شمال صورت می گیرد و فاصله مکانی تا قطب وجود ندارد ، از سمت شمال نیروی گرانشی بر آونگ اعمال نمی شود و همه قدرت گرانش ستاره ضد ماده از سمت جنوب است در نتیجه اولاً هر دور چرخش گلبرگها و ترسیم سوزن آونگ بر صفحه نمایشی ،24 ساعت به اندازه یک شبانه روز یا چرخش کامل جداره زمین بر روی ستاره ضد ماده زمین است ثانیاً چون همه نیروی گرانش در این چرخش زمین از سوی جنوب کُره زمین اعمال می شود در نتیجه ضمن اینکه گلبرگها ، پهن و بزرگ ترسیم می شوند ، جهت چرخش این گلبرگها هم در جهت حرکت عقربه های ساعت است .
    حالا هر چه مکان آزمایش را از قطب شمال به خط استوا نزدیکتر کنیم یعنی مدار عرض جغرافیائی کمتر شود ، گلبرگها باریکتر و مدت زمان یک دور کامل آنها فزونی می گیرد.
    حالا مکان آزمایش را در تهران به دانشگاه صنعتی شریف که دارای چنین تأسیساتی می باشد و در مدار عرض جغرافیائی 35 درجه قرار دارد می بریم .
    در صفحه نمایش آونگ فوکو دانشگاه صنعتی شریف که در مدار عرض جغرافیائی 35 درجه قرار دارد ، گلبرگها نسبت به آزمایش در قطب شمال باریکتر شده اند و چرخش باز هم در جهت عقربه های ساعت و گردش یک دور کامل این گلبرگها 41ساعت زمان می برد.
    حال مکان آزمایش را به مدارعرض جغرافیائی صفر درجه یعنی به خط استوا مثلاً به یکی از شهرهای کنیا که بر روی مدار صفر درجه عرض جغرافیائی است می بریم و نتیجه را اینگونه می بینیم :
    صفحه نمایش آونگ فوکو ، گلبرگ ترسیم نمی کند و چرخش هم ندارد ! فقط رفت و برگشت آونگ بر روی صفحه ، خط باریک است بدون چرخش دورانی که گفته شده است زمان یک دور کامل آونگ فوکو در خط استوا بی نهایت است یعنی اصلاً نه گلبرگی بر صفحه نمایش وجود دارد و نه چرخشی !
    ــ چرا ؟!
    ــ چون فاصله مکانی خط استوا تا قطب شمال و قطب جنوب یعنی تا دو سر محور چرخشی جداره زمین مساوی است و برایند نیروی های جذب آونگ از سمت شمال و جنوب در این چرخش از غرب به سمت شرق خنثی است و لزومی به شکل گیری گلبرگها و جهت حرکت آنها ،موافق عقربه های ساعت و یا مخالف عقربه های ساعت نیست .
    اینک مکان آزمایش را از خط استوا به نیکره جنوبی مثلاً یکی از شهرهای استرالیا می بریم :
    با ورود به مناطق نیمکره جنوبی ، گلبرگهای صفحه نمایش آونگ فوکو شکل می گیرد و با ازدیاد درجه عرض های جغرافیائی این گلبرگها پُر پهناتر ، زمان یک دور چرخش آنها بر صفحه نمایش کمتر و اینبار جهت چرخش این گلبرگها مخالف عقربه های ساعت است .
    آزمایش در قطب جنوب هم عیناً قطب شما است با این تفاوت که جهت چرخش گلبرگها مخالف عقربه های ساعت می باشد.
    حالا :
    آزمایش فوکو چنین نشان می دهد که پوسته ماده جداره زمین که ما ساکن بر روی این پوسته هستیم در حال چرخش است و نیروی گرانش یا ستاره ضد ماده درون زمین هم ساکن و ثابت است .
    جداره ماده زمین در خط استوا با سرعت 463 متر در ثانیه بر روی ستاره درون زمین چرخش دارد اگر غیر از این بود یعنی تمام حجم زمین چرخش داشته باشد و سرعت این چرخش در خط استوا 463 متر بر ثانیه باشد آیا نیروی گریز از مرکز در این منطقه پُر سرعت اجازه سکونت و زیستن را به مردم آن مناطق می داد؟!
    آیا در آنجا حیوانات و گیاهان می توانستند به حیات ادامه دهند؟! آیا معماران و بناها میتوانستند در آنجا با شاقول کار کنند ؟! آیا کشتی ها در دریاهای خط استوا می توانستند از شرق به طرف غرب یعنی مخالف جهت چرخش زمین حرکت کنند ؟!
    آنچه که اشیاء و موجودات ساکن خط استوا را از نیروی سهمگین گریز از مرکز آن ناحیه مصون نگه داشته و نگذاشته که کوچکترین اثری بر آن مناطق برجای گذارد ، ثابت بودن و بی حرکت بودن منبع گرانش یعنی عدم چرخش ستاره ضد ماده درون زمین است.
    ما برروی جداره و پوسته دوار زمین زندگی می کنیم و این پوسته در مناطق استوائی با سرعت سرسام آور1670کیلومتر در ساعت بر روی ستاره ضد ماده درون زمین می چرخد ولی ذرات اتمهای سازنده وجودمان به نیروی گرانش ثابت و بی حرکت ستاره درون زمین جاذب است بر این اصل ، نیروی سهمگین گریز از مرکز در سطح زمین کم رنگ وناچیز است.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  5. احمد فتحی

    آزمایش فوکو ثابت می کند که در حرکت وضعی زمین ، کُره زمین هیچگاه به دور خود نمی چرخد !
    وقتی که نام تخم مرغ را می بریم منظورمان محتویات آن یعنی زرده و سفیده است و پوسته آهکی آن فقط پوسته تخم مرغ محسوب می شود .
    منظور از کُره زمین و سایر سیارات و قمرها هم ، تمام حجم و محتویات درون آنها می باشد و پوسته نازک آنها مانند ماسک و نقابی چهره واقعی آنها را مخفی و از دانش ما پنهان کرده است.
    کُره زمین و سایر سیارات با اقمارشان مانند خورشید و دیگر ستارگان آسمان ، کُرات فروزان و ملتهبی هستند از جنس ضد ماده و فاقد حرکت وضعی یعنی بهیچوجه به دور محور فرضی خود چرخش ندارند.
    این کُرات ضد ماده با یکدیگر نیروی دافعه دارند « ضد ماده از ضد ماده گریزان است » به همین علت است که سیارات و قمرها و یا ستارگان آسمان هیچگاه با یکدیگر برخورد ندارند و فاصله ای را با همدیگر حفظ می کنند. « نیروی دافعه را با ذکر آزمایش هسته ای معرفی کرده ام »
    ماسک ونقابی که باعث شده است ستاره زمین را به عنوان سیاره ای چرخنده ببینیم ، پوسته ماده جداره آن است و این پوسته نازک جداره است که برروی محتویات درون این کُره ضد ماده زمین می چرخد و همه هیکل و حجم آنرا حول محور آن چرخان جلوه می دهد و فکر می کنیم که ستاره زمین دارای حرکت وضعی است !
    روزگاری ستاره زمین در همسایگی منظومه شمسی ، منظومه ای داشته که ماه سیاره آن بوده است بعد در جنگ های طولانی با خورشید شکست می خورد و تحت تأثیر آتشباری چسب های هسته ای که از طرف خورشید دریافت می کرده در سطحش سنتز هسته ای صورت می گیرد و جداره اش تبدیل به ماده می شود که این قشر ماده بوجود آمدن سطحش باعث ایجاد نیروی جاذبه « نیروی جاذبه جذب ماده به طرف ضد ماده است » و کشیدنش به حلقوم منظومه شمسی واسارت و طواف به دور خورشید می شود.
    1 ــ محتویات درون زمین « ضد ماده » با خورشید که ضد ماده است نیروی دفع و دافعه دارد .
    2 ــ پوسته ماده زمین به خورشید که ضد ماده است نیروی جاذبه دارد.
    تضاد و کشمکش این دو نیروی جاذبه و دافعه زمین با خورشید باعث حرکت انتقالی کُره زمین به دور خورشید و چرخش پوسته ماده جداره زمین برروی ستاره ضد ماده زمین می گردد.
    پس کُره زمین فاقد حرکت وضعی ولی پوسته ماده و جامد آن بر روی محتویات درون که از جنس ضد ماده است از غرب به طرف شرق چرخش دارد که نتیجه چرخش این جنس متضاد ، بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی زمین است و شدت این میدانهای مغناطیسی هم به سرعت چرخش جداره ماده بر روی محتویات ضد ماده درون است بر همین اساس ، کُره ماه که فاقد این گونه چرخش است ، میدانهای مغناطیسی وجود ندارد و بالعکس درکُره مشتری که جداره ماده آن سرعت سرسام آوری بر روی ضد ماده درون خود دارد ، آنقدر میدانهای مغناطیسی قوی دارد که بر روی رادیو تلسکوپ های زمین تأثیر گذار است .
    بنابراین ضد ماده بدون چرخش درون زمین باعث می شود که اجسام چرخان جداره ، سطح و پیرامون زمین را به خود جذب نماید که یکی از این اجسام هم آونگ فوکو بود .
    « لئون فوکو » فیزیکدان فرانسوی در سال 1851 در محل ساختمان پانتیون پاریس و از سقف گنبد آن ، آونگ سنگینی آویخت تا اثبات حرکت وضعی کُره زمین باشد و چرخش زمین را نشان دهد واین آزمایش و حرکت تقدیمی سوزن آونگ بر صفحه زیرین ثابت کرد که اولاً زمین می چرخد و ثانیاً جهت حرکت از غرب به شرق است.
    ولی…؟!
    ولی آیا اثبات این آزمایش چرخش مربوط به همه حجم کُره زمین است و یا مربوط به چرخش پوسته ماده بر روی محتویات ضد ماده درون زمین ؟!
    آیا اگر فرضاً همه هیکل و حجم کُره زمین چرخش داشته باشد می تواند حرکت تقدیمی آونگ فوکو را بر صفحه نمایشی رسم نماید ؟!…مسلماً خیر و آنچه باعث ترسیم حرکت تقدیمی سوزن آونگ بر صفحه فوکو می شود ، ثابت بودن عامل نیروی گرانش « ستاره ضد ماده درون زمین » و دوار بودن جداره ماده زمین است .
    آونگ سنگین فوکو توسط طناب 67 متری از گنبد پانتیون آویزان بود به هر حال این گنبد توسط ستون و پایه به زمین اتصال و تکیه دارد ولی با این حال همین انعطاف طناب 67 متری باعث تأثیر گذاشتن بر این آزمایش است ولی فرضاً در نظر آوریم اگر این گنبد محل اتصال طناب آونگ هیچگونه پایه وستونی به زمین نداشت و مثلاً این طناب فقط به سقف آسمان وصل بود چه اتفاقی صورت می گرفت و صفحه فوکو چه واقعیتی را باز گو می کرد ؟!
    اتم های سازنده آونگ سنگین فوکو از ذرات تشکیل شده که این ذرات تمایل شدید جذب به طرف ضدذراتشان که در درون زمین هستند را دارند و از طرفی ، این ضد ذرات یا ستاره ضد ماده درون زمین فاقد حرکت چرخش وضعی است و فقط این پوسته ماده زمین است که می چرخد یعنی این ساختمان پانتیون و آونگ آویزان شده از سقف آن است که بر روی ستاره درون زمین از غرب به شرق چرخش دارد و در اینجا ذرات درون اتم های سازنده آونگ متأثر از چرخش خود ، واکنش نشان می دهد و می خواهند در حال حرکت به سوی ضد ذرات ثابت درون زمین جهش داشته باشند که نتیجه اش رفتار بر صفحه فوکوست .
    این مطلب ، پیش زمینه تنظیم مقاله چگونگی حرکت بادهای غربی ، ریز گردها ، ابرها و بطور کل چگونگی تغییرات آب و هوائی و بارندگی های کره زمین است که در فرصت مناسب ارائه خواهد گردید.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  6. احمد فتحی

    پروژه هارپ ، توهین به شعور مردم جهان
    هارپ یا بلوف علمی سیاسی آمریکائی ها یک پروژه پژوهشی بود که در سال 1993 برای بررسی و پژوهش لایه یونوسفر جو زمین با استفاده از امواج رادیوئی ELF/ULF/VLF تأسیس شده است.
    این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن های مخصوص شامل 180 برج آنتن آلمینیومی با ارتفاع 50/23 متر و در زمینی به مساحت 23000 متر مربع در منطقه آلاسکا تشکیل گردیده که امواجی را با 6/3 مگاوات تولید کرده و به لایه یونوسفر زمین می فرستد.
    هارپ در دوران جنگ سرد به این هدف راه اندازی شد که روش هائی را برای ارتباط با زیر دریائی های مجهز به سلاح اتمی را کشف کنند ولی اینک هارپ وسیله شده است جهت عوام فریبی و ارعاب ملت های ضعیف .
    در سیستم کاپیتالیسم و سرمایه داری ، رحم و مروت و انصاف جایگاهی ندارد و برای حفظ منافع و رسیدن به اهداف خود به هیچکس و هیچ چیز رحم ندارند حتی علم و دانش بشر را هم ملعبه و مسخره امیال خود می نمایند که تاریخ علم یکصد ساله گذشته گواه این ادعاست.
    دسیسه های علمی سیاسی با ظهور آلبرت انیشتین یعنی دو سال پس از انقلاب اکتبر 1917شوروی سابق آغاز شد .نظریات انیشتین ضد ماتریالیستی بود و بی ارزش کردن ماده می توانست پایه های مارکسیسم را تضعیف نماید بر این مبنا دلارهای هنگفتی صرف تبلیغات اغراق آمیز سفر های جهانی وجهانی شدن انیشتین شد و او را به عنوان دانشمندی نابغه به پیکر علم تزریق و برای اندیشه هایش معادلات ریاضی ساختند و نیروی هوائی آمریکا هم نظریاتش را با آزمایشات فرمایشی مُهر تأیید زد و عاقبت هم جهت مستور بودن همیشگی این راز ، سناتور مک کارتی او را در اواخر عمر متهم به کمونیست بودن نمود و خواهان اخراجش از آمریکا شد !
    درسال 1969 به مدت هشت روز و سه ساعت وهیجده دقیقه و بیست وپنج ثانیه ! مردم دنیا مظلومانه ملعبه بزرگترین و زشت ترین دروغ علمی شدند و آنهم ماجرای سفر سه فضانورد آمریکائی به کُره ماه بود!
    درآن زمان نوجوانی دانش آموز بودم و علی رغم سن کودکی و نوجوانی ، بسیار دلهره از کار افتادن سفینه این سه فضانورد آمریکائی را داشتم و می ترسیدم که بیچاره ها نتوانند به زمین بازگردند و در سطح ماه سرگردان شوند !
    مدیر دبیرستانمان بلندگوئی گذاشته بود روی شاخه درخت کاج مدرسه و آنرا به رادیو وصل کرده بود . گزارشگر لحظه به لحظه این سفر علمی و تاریخی ! را با شور و هیجان گزارش می داد.
    کلاس ها تعطیل و همه دانش آموزان و معلمها حتی فراش مدرسه هم با زن و بچه هاش تو حیاط جلو دفتر اجتماع و ساده لوحانه با نگرانی و استرس و با نفس حبس شده در سینه ، اخبار این سفر را دنبال می کردند و نمی دانستند که در آن زمان ، ماه دست نیافتنی ست و همه این بلوف ها به قصد نشان دادن برتری علمی از مغز سناتورهای آمریکائی تراوش و از استودیوهای هالیوودی بیرون می ریزد .
    هر از گاهی اشیاء نورانی بر فراز آسمان شهرها مشاهده می گردد که با سرعت مافوق تصور و عجیبی نقل مکان می کنند که به آنها یوفوUFO یا بشقاب پرنده می گویند .
    این اشیاء نورانی و پرنده درآسمان شهرهای ایران هم به وفور مشاهده گردیده اند. در مورد ماهیت بشقاب پرنده ها و صحت وسُقم وجود آنها فعلاً صحبتی ندارم ولی رفتار وحرکات عجیب غریب گروهی این اشیاء پرنده مخصوصاً سرعت سرسام آور آنها از علم فیزیک ما بسیار جلوتر است بر این مبنا ایالات متحد آمریکا در پی سیاست نشان دادن برتری علمی و ارعاب کشور های جهان ، تلاش می کند تا به صورت تبلیغات غیر مستقیم و شایعاتی از قبیل لو رفتن پروندهای سری و طبقه بندی شده پنتاگون ، ساخت این بشقاب پرنده ها را در قالب پروژه و برنامه های جاسوسی به خود اختصاص و هر گونه اظهار نظری در مورد فرا زمینی بودن آنها را شبه علم جلوه دهد.
    هم اکنون پروژه هارپ هم وسیله ای و نمایشنامه ای شده است جهت ارعاب کشورهای ضعیف .
    هارپ ترسناک ، زمینی به مساحت 23000 متربع با یکصدو هشتاد آنتن بیست و سه متری در آلاسکا مرا به یاد باغ سنگی درویش خان اسفندیارپور در سیرجان می اندازد .
    آویزان کردن سنگها به چوب درختان خشک شده باغ سنگی ، پیام و اعتراض درویش خان بود اما این باغ بی حاصل هارپ پیامی غیر از ترساندن مردم جهان و استثمار آنها ندارد.
    بلوفشان این است که از این باغ سنگی « آلاسکا محل تجمع آنتن ها » امواج رادیوئی مایکروویو را به لایه یونوسفر می فرستند که انعکاس این امواج به سطح زمین کنترل شده و می تواند هر منطقه ای از سطح زمین را هدف قرار دهد و به مانند اجاق مایکروفر ، مردم آن منطقه را کباب کند !
    امواج مایکروویو در جنگ جهانی دوم بعنوان اساس رادار جهت تشخیص و مکان یابی هواپیماهای دشمن در مسافت های طولانی بکار برده شده و در سال 1945 بطور اتفاقی مهندس آمریکائی « پرسی لی بارون اسپنسر » که در زمینه ابزار رادار کار می کرد متوجه شد مقداری شکلات که در جیبش بوده آب شده است و فهمید که این امواج مایکروویو بوده که باعث آب شدن شکلات و همچنین گرمای بدنش شده است بعد از آن به توانائی چنین کشفی پی بردند و اولین اجاق خانگی مایکروفر را ساختند .
    پس شک نیست که امواج رادیوئی آنتن های آلاسکا باعث سوزاندن و جزغاله کردن موجودات زنده پیرامون این تأسیسات باشد اما ارسال به لایه یونوسفر جو زمین و انعکاس این امواج مرگبار به نقاط دلخواه ، بلوف علمی سیاسی مانند بلوف سفر سه فضانورد آمریکائی آنهم در پنجاه سال پیش به کُره ماه است .
    حالا نه تنها ادعای پرتوهای مرگ وجود دارد بلکه شایع شده است که این امواج رادیوئی انعکاس یافته از یونوسفر می توانند کنترل ذهن آدمها را هم بدست بگیرند !
    وقتی که علم بشر هنوز زلزله ها و آتشفشانها و سونامی ها را بدرستی نمی شناسد و هیچ آگاهی از آنها ندارد ، بروز خشکسالی های بزرگ ، آتشفشانها ، زلزله های مهیب ، سونامی های ویرانگر و طوفانهای مرگبار از جمله طوفان کاترینا در نیواورلئان و طوفان گانو در عمان را هم به پروژه هارپ ربط داده اند !
    آمریکا نیازمند و مروج این شایعات است و در پی این هدف از کلاغ های سوئد و دلفین های خلیج فارس هم گذشت نکرد . در سوئد تابه آنتن مایکروویو را به سوی کلاغ های در حال پرواز نشانه رفت و بعد در تیتر اخبار خبرگزاری ها اعلام شد سقوط جنازه سوخته کلاغ ها از آسمان سوئد ! و به همین ترتیب ، کشتی های آمریکائی در خلیج فارس با امواج مایکروویو گله های دلفین را نشانه گرفتند و بعد اخبار جهان اعلام کرد : مرگ ماهی ها و دلفین های سوخته خلیج فارس !… و باز شایعه امواج انعکاس یافته از یونوسفر و پروژه هارپ!
    در این رابطه و علمی و مهم نشان دادن پروژه هارپ ، قتل عام حیوانات بیشماری صورت گرفته که تعدادی از آنها عبارتند از :
    1 ـ مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزانس.
    2 ـ بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی.
    3 ـ مرگ دسته جمعی میلیونها ماهی در خلیج جزابیک آمریکا.
    4 ـ مرگ صدها تن ماهی در سواحل برزیل و دهها هزار خرچنگ در انگلیس.
    5 ـ مرگ دسته جمعی نهنگ ها در استرالیا.
    6 ـ مرگ عجیب هزاران ماهی ساردین در سواحل شیلی.
    7 ـ و…
    چنین ادعاهای علمی را باور نداشته باشیم و از آنها دچار ترس و هراس نشویم …علم واقعی را باید خودمان تولید کنیم .
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  7. احمد فتحی

    بر کار جهان پایانی نمی بینم
    پایانی نمی بینم و آغازی هم بر کار این جهان ندیده ام… قدر مُسَلَم هیچ اتفاق ، رخداد و رویدادی هم در شکل گیری جهان نقش نداشته که باعث شروع و تولد شده باشد.
    هزاران سال است که ذهن انسان کنجکاو در پیرامون فلسفه جهان ، سرگردان و سر درگُم و ره به جائی نبرده است . تعدادی به قصص ادیان قانع شده و به صحت آنها ایمان آورده اند که روزی جهان خلق شده است و عاقبت هم می میرد و در این میان تعدادی از واقعیت نگران هم از سر ناچاری و سردرگُمی و به اجبار ، داستان انفجاربزرگ آغازین یا بیگ بانک را نقطه شروع پیدایش معرفی کرده اند.
    با این گونه نگرشها ، فرسنگها راه از واقعیت دوریم . باید جهان را همانگونه که هست بشناسیم تا بتوانیم به فیزیک واقعی آن واقف گردیم .
    ولی در مسیر این شناخت سنگلاخ وجود دارد . ذهن بشر که همیشه تولد و شروع و طلوع را تجربه کرده است دنبال آغاز می گردد و نمی تواند جهان را از این امر مستثنا بداند و هضمش بسیارثقیل است که بی آغازی را حتی تصور نماید.
    گذاشتن نقطه شروع و تولد بر این جهان ، به نقطه پایان و مرگ خواهد رسید چرا که در این دنیای متضاد هر گونه شروع به پایان و هر تولدی به مرگ ختم خواهد شد.
    این شروع و پایان ، آفت علم است چرا که آنراکتف بسته به زانو در می آورد و رشد و تکامل دانش را سد می کند.
    ــ چرا می گوئی جهان بی آغاز است و تولد نداشته است و بازچرا می گوئی جهان نامیراست و مرگ ندارد؟! هدفت چیست که تخم شک بر افکار فعلی می پاشی و این نگرش تو چه توفیر و کارائی بر زندگی بشر دارد؟!
    ــ انسان در برابر حوادث طبیعت و بسیاری ازبیماری ها بسیار ضعیف وناتوان است و تنها حامی که می تواند به او کمک کند علم و دانش اوست ولی وقتیکه جهان که زیر بنا و پایه و فوندانسیون اصلی علم است را اصلاً و به طور کل نمی شناسد چگونه زلزله ها را بشناسد و خود را در برابر آنها حفظ کند؟!
    لحظه ای تصور کنید …قبل از پیدایش و تولد ، جهان کجا بوده است ؟! فضا کجا بوده است ؟! ماده کجا بوده است ؟!… و به محض تولد ،آیا ماده از غیب خلق شده است ؟!
    و این بار مرگ جهان را تصور کنید…جهان مثلاً می میرد آنوقت تکلیف فضا و ماده ای که در درونش وجود دارد چه می شود؟! آیا مواد درون جهان دوباره غیب می شوند ؟! به کجا می روند ؟!
    آیا این تصورات تولد و مرگ جهان منطقی و عقلانی است که اجازه می دهیم جلو رشد و تکامل و پویائی دانش گرفته شود ؟!
    بنابراین بخاطر امنیت جان انسانها نگذاریم علم از مسیر واقعی خود منحرف شود و به بیراهه افتد و قدم اول ارتقاء دانش هم شناخت واقعی جهان است که بدانیم این جهان سرمدی و بدون تولد و مرگ است … آغاز نداشته پایان هم ندارد.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ «اسرار ناب هستی »

  8. 8) هرکس که به خدا و امامش اعتقاد قلبی داشته باشه و منتظر ظهور آقاش باشه هیچ حرف باطل و دروغی رو در این باره باور نمی کنه !!!!!!!!!

  9. فعلا که تعوریای بزرگ مثل بیگ بنگ و.. براساس قرانه

  10. همه چیییییییییز دست خداست . از زندگی خود نهایت بهره رو ببرید . البته یادتون باشه فرصت کمه. با تشکر از مدیریت ساااااااایت.

  11. بیخیااااااااااااااااااااال خوش باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.