تازه های آسمونی
صفحه اصلی > علمی و دانستنی > دانستنی > زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم
تبلیغات اینترنتی

زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم

after life from the standpoint of science زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم

ما انسان ها به مرگ اعتقاد داریم زیرا می دانیم که می میریم و به عبارت دیگر زندگی را مرتبط با فعالیت بدنی می دانیم و می بینیم که فعالیت بدنی انسان متوقف می شود و می میرد.

برخی دانشمندان فیزیک نظری معتقدند که جهان های بی شماری وجود دارد که در این جهان ها افراد مختلفی وجود دارند و همه وقایع و حوادث این جهان ها به طور همزمان اتفاق می افتد و هنگامی که انسان می میرد، زندگی دوباره ای را در این هستی که دارای جهان های متعددی است، آغاز می کند.

دین شناسان می توانند ساعتها در این مورد بحث کنند امّا دکتر جفری لانگ، متخصص تومور در آمریکا چه اعتقادی دارد؟
وی معتقد است شواهد علمی صراحتاً می گویند پاسخ به سؤال فوق بل” است.
وی در کتاب شاهدِ پس از مرگ، نتیجه مناقشه برانگیز خود را در این مورد ارائه کرده است. کتابی که حاصل پژوهشهای ده ساله وی در موضوع تجربیات هنگام مرگ و بررسی تجربیات شخصی ۱۶۰۰ نفر در هنگام مرگ است. وی در گفت و گو با مجله تایم، درباره ماهیت تجربه هنگام مرگ و درهم‌کنش مذهب و علم صحبت می کند.در این مطلب آسمونی بخشی از پرسش و پاسخ ها را برای شما قرار داده ایم. 

از نظر علمی، تجربه هنگام مرگ چیست؟

تجربه هنگام مرگ دارای دو مؤلفه است. نخست این که فرد باید به مرگ نزدیک باشد. به این معنی که شرایط جسمی اش به قدری وخیم باشد که در صورت عدم بهبود، بمیرد. معمولاً فردی را که بیهوش است، یا از نظر بالینی مرده است و ضربان قلب و تنفسش متوقف شده است، می توان نزدیک به مرگ در نظر گرفت. مؤلفه دوم این است که مرگ درست از بیخ گوش شخص عبور کند و وی در عین حال بتواند این مسأله را به وضوح تجربه کند و به خاطر بیاورد.

پاسخ شما به شکاکانی که می گویند باید پایه و اساس زیست شناسانه یا فیزیولوژیکی برای چنین تجربه ای وجود داشته باشد چیست؟

چرا که شما در کتاب خودتان می گویید چنین تجربه ای از نظر پزشکی غیر قابل توضیح است.

 جالب اینجا است که بر خلاف کتاب من که توضیحی در مورد این تجربه ارائه نمی دهد، بیش از بیست توضیح جایگزین برای این تجربه از سوی شکاکان ارائه شده است. دلیل این تعداد زیاد کاملاً مشخص است. چرا که هیچ یک از این توضیحات، حتی برای خود شکاکان، قابل فهم نیستند.

 شما می گویید، میزان شک و تردید درمورد تجربه هنگام مرگ نسبت به گذشته بسیار کاهش یافته است و آگاهی در این مورد نیز افزایش داشته است. دلیل این اتفاق چیست؟

ظرف ۳۵ سال گذشته صدها مقاله علمی درمورد تجربیات هنگام مرگ منتشر شده است. علاوه بر آن، رسانه ها توجه ویژه ای به این پدیده داشته اند. بخصوص وب سایتهای اینترنتی صدها هزار صفحه را به این موضوع اختصاص داده اند. همه اینها به افزایش آگاهی مردم در این زمینه کمک کرده است.

شما در کتاب خود اشاره می کنید که برخی از منتقدان می گویند همه کسانی که تجربه هنگام مرگ داشته اند، جزییات این تجربه را قبلاً از دیگران شنیده اند و به نوعی تحت تاثیر محیط بوده اند. شما در تحقیقات خود چگونه با این مسأله مقابله کردید؟

ما داستانهایی که درمورد تجربه هنگام مرگ دریافت می کنیم، عیناً به وب سایت خودمان می فرستیم. با توجه به این که ماهانه ۳۰۰ هزار صفحه توسط ۴۰ هزار بازدید کننده از سراسر دنیا خوانده می شود، و تاکنون هیچ کسی موفق نشده است داستانهای تکراری را شناسایی کند، نشان دهنده با اصالت بودن داستانها است. در ضمن، شفافیت کار ما و تعداد بالای بازدیدکنندگان وب سایت، خود بیانگر کیفیت بالای کار است.

شما می گویید این پژوهش، تأثیرات شخصی زیادی هم بر روی شما گذاشته است. چگونه؟

من یک پزشک هستم که با سرطان مبارزه می کنم. علی رغم همه تلاشهایمان، همه بیماران علاج پیدا نمی کنند. اعتقاد من به زندگی زیبای پس از مرگ، به من کمک می کند تا بتوانم با نیروی بیشتری به جنگ این هیولای وحشتناک بروم. نیرویی که قبلاً نداشتم. این اعتقاد به من کمک می کند که بتوانم پزشک بهتری برای بیمارانم باشم.

 شما می گویید ما می توانیم با بررسی تجربیات هنگام مرگ درمورد حیات پس از مرگ نتیجه گیری کنیم. اما واقعاً فکر نمی کنید این کار مثل مقایسه سیب و پرتقال است؟

 از نظر علمی مصاحبه با افرادی که کاملاً مرده اند، امکان پذیر نیست. با توجه به این محدودیت، ما باید ببینیم بهترین کار ممکن چیست. اگر مغز کسی هیچگونه عملکردی نداشته باشد، مانند زمانی که شما دچار سکته قلبی می شوید، به نظر من این فرد نزدیکترین مدل به آن چه است که دنبالش هستیم. یعنی مطالعه و بررسی این مسأله که آیا تجربه هوشیارانه در جایی خارج از مغز امکان پذیر است یا خیر.

 شما در کتابتان به این نکته اشاره کرده اید که تحقیقات شما می تواند دست مذهب را بازتر کند. اما آیا مسأله حیات پس از مرگ یک مسأله علمی است یا مذهبی؟

من فکر می کنم ما هم اکنون ترکیب جالبی از این دو داریم. این پژوهش، مستقیماً به ما یادآور می شود که مذهب در طول هزاره های گذشته چه چیزهایی به ما گفته است. مذهب مشخصاً به ما گفته است که حیات پس از مرگ وجود دارد و کل جهان دارای هدف مشخصی است. در واقع پژوهش علمی ما مهر تأییدی برای همه چیزهایی است که مذهب سالها است به ما گفته است. این کتاب، گام بزرگی در نزدیک کردن علم و مذهب به یکدیگر است.

 آیا جنبه ای از تجربیات بشری وجود دارد که به نظر شما علم نمی تواند حتی نزدیکش بشود؟

قطعاً همین طور است. آنچه که واقعاً پس از مرگ اتفاق می افتد، یکی از این مسائل است. توجه کنید که همه آنچه در این مورد می دانیم، همواره نیازمند مقداری ایمان نیز هست. در عین حال، وقتی شما به شواهد علمی زندگی پس از مرگ نگاه می کنید، مقدار ایمان مورد نیاز برای باور داشتن به حیات پس از مرگ به طرز قابل توجهی کاهش می یابد.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=72613
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

zipcode

zipcode چیست

زیپ کد همانطور که از اسم ان پیداست کدی است که با استفاده از آن …

% دیدگاه، نظر شما چیست؟

  1. ناشناس

    زندگی بعداز مرگ وجود داردمن بادین ومذهب کار ندارم مادربزرگ من درصدسالگی میمیردودومرتبه چشمانش رابازمیکندومیگه خیالتان راحت باشه من دوپسرم که درجوانی دراثراتفاقی مردندیکی گل ویکی چراع دستشون است وآمدندمراهمراه ببرندمطمئن باشیدکه همه چیزوجوددارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.